صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حرمت دوستی با نامحرم

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    اشاره حرمت دوستی با نامحرم




    سلام. در برخی احکام از جمله حرام بودن دوستی با جنس مخالف، دلایلی ذکر می شود، که آن دلایل الزاماً به معنای آن عمل حرام نیستند. مثلاً سند حرام بودن دوستی، عبارت است از: منع قرآن از ازدواج با زنان اهل دوستی(که در آیه صحبتی از پسرها نیست!)، منع قرآن از زنا، منع روایات از شوخی و مصافحه با نامحرم. اینجا یک پسر می تواند دوستی کند، ولی نه با دوست دخترش زنا کند، و نه مصافحه و نه شوخی[بعید هست ولی محال نیست] ازدواج کردن با او هم در قرآن، منعی ندارد. می پرسیم پس چرا نمی تواند دوستی کند؟ پاسخ داده می شود: دوستی مقدمۀ شوخی و مصافحه و زناست، پس حرام است.(گویا علما نیز بر این حرام بودن اجماع دارند.)<br><br>&nbsp; از قرار معلوم، در فقه، مقدمۀ یک حرام نیز حرام است. خواهشمندم اگر اینطور است سند روایی یا نظر مراجع را مبنی بر این مسئله بیان کنید.
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۷:۲۹

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 11 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست






    حرمت دوستی با نامحرم








    کارشناس بحث: استاد صدیق

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ در ساعت ۰۹:۵۳ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام به شما و تمامی کاربران محترم انجمن گفتگوی دینی

    ارتباط دو نامحرم با یکدیگر از مسائلی است که بر اساس متون دینی هم به خودی خود ایراد دارد و هم به جهت اینکه غالبا مقدمه برای تحقق حرام است.
    روایاتی نیز که در این مورد وارد شده است، به دو صورت است. برخی از این روایات، مربوط به حالت خاصی مانند شوخی با نامحرم یا مسافحه با او یا ارتباط بدنی است. ولی برخی دیگر به صورت مطلق این ارتباط را نفی میکند و مسلمانان را آن برحذر میدارد. این روایات به اصطلاح اصولی، مطلق هستند و مخصوص حالتی خاص نیستند.
    چنانکه در روایتی از رسول گرامی اسلام(ص) مسلمانان را از هم صحبت شدن دو نامحرم برحذر میدارد و میفرماید:
    «إيّاكم و محادثة النّساء فإنّه لا يخلو رجل بامرأة ليس‏ لها محرم‏ إلّا همّ‏ بها»(1)
    از گفتگو با زنان بپرهيزيد كه هر وقت مردى با زنى خلوت كند، قصد او ميكند.

    همانطور که میبینید فراز اول این روایت به صورت مطلق از هم صحبت شدن زن و مرد منع میکند. فراز دوم نیز نمیتواند قید برای فراز اول باشد؛ یعنی نمیتوان با توجه به فراز دوم گفت که مراد از فراز اول(ایاکم و محادثه النساء) مربوط به مکان خلوت است. زیرا به نظر میرسد فرا دوم ناظر به این باشد که این هم صحبتی کم کم موجب علاقه میشود تا جایی که موجب قصد نیز میشود. به هر حال، فراز اول روایت به صورت مطلق از هم صحبت شدن منع شده است؛ چه شوخی در کار باشد و چه نباشد؛ چه برخورد بدنی در کار باشد و چه نباشد؛ چه قصد دوستی در کار باشد و چه نباشد.

    در روایتی دیگر، به صورت واضح تری این مطلب بیان شده که هم صحبتی زن و مرد نامحرم با هم فی نفسه اشکال دارد. بر اساس این روایت از مولی علی(ع) گفتگو و محادثه زن و مرد که قاعدتا مستلزم اختلاط نامحرمان با هم است، مستلزم نزول بلا و بدبختی است و باعث منحرف شدن دلها میشود:
    «مُحَادَثَةَ النِّسَاءِ تَدْعُو إِلَى الْبَلَاءِ وَ تُزِيغُ الْقُلُوبَ»(2)
    «گفتگوی مردان با زنان سبب نزول بلا است و دلها را منحرف میکند»

    بنابراین تا اینجا بر اساس ادله روایی مشخص شد که در دین اسلام حتی هم صحبت شدن زن و مرد نامحرم با هم امری ناپسند و مورد نهی بوده است تا چه رسد به دوستی آنان با هم.

    ادامه دارد...

    ــــــــــــــــــــــ
    1. نهج الفصاحه، ص356
    2. تحف العقول، ص151

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۵۴

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما همانطور که در ابتدای مطلب قبلی به عرض رسید، هم صحبتی و دوستی دو نامحرم، علاوه براینکه به خودی خود ایراد دارد، مقدمه تحقق حرام و افتادن طرفین در دام گناه نیز هست. چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که حضرت علی(ع) به زنان جوان سلام نمیکردند. ایشان علت این کار را نکته ای میدانند که خیلی برای بحث ما مفید است. ایشان میفرماید:
    «... کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ و کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ یَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ»(1)
    رسول خدا(ص) به زن‌ها سلام می‌کرد و جوابش را می‌دادند، و شیوه امیرالمؤمنین علی(ع) این بود که به زنان سلام میکرد ولی دوست نمیداشت که به زن‌هاى جوان سلام کند و می‌فرمود: می‌ترسم آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجرى که می‌جویم [گناه] به من رسد.

    نکته مهمی که در این روایت بیان شده، مقدمیت ارتباط با نامحرم با افتادن در گناه است. چرا که قطعا حضرت امیر(ع) معصوم است و نعوذ بالله به قصد حرام که به آنان سلام نمیکرد و نگاه نمیکرد. بلکه چون آنان جوان بودند و جواب دادن زن جوان، خواه ناخواه در قلب مردان و خصوصا جوانان موجب ایجاد لذت میشود، ایشان به زنان جوان سلام نمیکرد.
    خب وقتی سلام کردن و شنیدن جواب سلام، که در نظر دیگران خیلی سطحی است و شاید به ذهن کسی هم نرسد موجب گناه میشود، از نظر دین اسلام آنقدر نادرست است که جزء سیره امیر مومنان شده و حضرت پیوسته از این کار پرهیز داشتند، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که دوست شدن ولو به نفسه قصدی در کار نباشد، ولی خود به خود زمینه ایجاد گناه خواهد شد.

    بنابراین،
    م1. با توجه به روایت فوق و روایات دیگری که به راحتی میتوان آنها را یافت، مشخص شد که هم صحبتی و دوستی مقدمه حرام است(هرچند خودش نیز حرام است)
    م2. به نظر برخی از اصولیون مقدمه حرام، خودش نیز حرام است.


    در مورد احکام مربوطه نیز کارشناس فقه نظر خود را خواهند داد.

    موفق باشید.


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
    1. الکافی، ج2، ص648(ط اسلامیه)


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۳۳

  9. صلوات ها 4


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    م2. در اصول فقه به نظر اکثر علما ثابت شده که مقدمه حرام، غالبا خودش نیز حرام است.


    با عرض سلام و تشکر از پاسخ مبسوط شما، همانطور که از عنوان تاپیک هم روشن است، بنده هم می خواهم بدانم این مقدمۀ دوم شما از کجا آمده است، دلیل این اصل ثابت شدۀ فقهی عقلی است یا نقلی. لطفاً در این مورد توضیح بفرمایید.

    در مورد اختلاط با نامحرم، بنده فقط خواستم عرض کنم که سؤالم از کجا آمده است، و نه اینکه هنوز روی آن سؤال داشته باشم و فقط به عنوان یک مثال مفید است. لذا لطفاً دلائل همین مقدمۀ دوم را ذکر بفرمایید. فقهای عظام این اصل را از دلائل نقلی آورده اند یا حاصل استنباط عقلی است، و هر کدام که هست لطفاً مثالهایی از ادله نیز ذکر بفرمایید.

    با سپاس
    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۵۶

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    با عرض سلام و تشکر از پاسخ مبسوط شما، همانطور که از عنوان تاپیک هم روشن است، بنده هم می خواهم بدانم این مقدمۀ دوم شما از کجا آمده است، دلیل این اصل ثابت شدۀ فقهی عقلی است یا نقلی. لطفاً در این مورد توضیح بفرمایید.
    باسلام
    این مسئله نیاز به پاسخ کارشناس فقه دارد و با توجه به قوانین بنده نباید پاسخگوی آن باشم. بنابراین این بخش را به کارشناس فقه ارجاع میدهیم.
    با این حال، به صورت اجمالی عرض میکنم:
    دیدگاه اصولیین در مسئله مقدمه حرام با هم فرق میکند، با این حال، مستند تمام آنان بر اساس وجود تلازم عرفی و عقلی بین مقدمه و وقوع حرام است.(1) کسانی که مطلقا منکر چنین تلازمی هستند، حرمت مقدمه حرام را به صورت مطلق رد میکنند و آنان که حرمت برخی موارد را قبول دارند، به خاطر وجود این تلازم بین مقدمه و ذی المقدمه است. همانطور که در مقدمه واجب نیز، به خاطر وجود تلازم عقلی در همه یا برخی از موارد مقدمه واجب، حکم به وجوب مقدمه واجب در آن موارد میکنند.(2)
    خوب است که بدانید: در مورد مقدمه حرام و حرمت آن، چندین قول بین علمای علم اصول مطرح است:
    برخی به صورت مطلق معتقدند که هیچ ملازمه ای بین حرام و مقدمه آن وجود ندارد. پس حرمت از ذی المقدمه به مقدمه سرایت نمیکند.(3)

    برخی معتقدند که مقدمه تنها در صورتی حرام است که سبب و علت تامه برای تحقق حرام باشد. اما اگر از مواردی است که حتی پس از تحقق مقدمه، باز هم مکلف اختیار دارد که حرام را انجام بدهد یا نه، این مقدمه حرام نیست. (4)

    برخی نیز معتقدند که اگر مقدمه به صورتی است که پس از تحققش انسان نوعا توان ترکش را دارد(یعنی علت تامه در انجام حرام نیست که سلب اراده کند) ولی عادتا آن شخص با وجود آن مقدمه در حرام می افتد، در این موارد مقدمه حرام نیز حرام است. همچنین اگر وجود مقدمه، علت تامه در تحقق حرام است به گونه ای که با تحقق آن، اختیاری برای انسان باقی نمیماند که مرتکب حرام نشود در این صورت هم مقدمه حرام، حرام است. (5)

    برخی دیگر تفصیل دیگری را میدهد. به نظر این عده، در سه مورد مقدمه حرام ، حرام است و در یک مورد حرام نیست:
    موارد حرام:
    1. اگر مقدمه حرام از قبیل جزء اخیر علت تامه باشد؛
    2. اگر مقدمه حرام، از قیبل علت تامه برای تحقق ذی المقدمه باشد.
    3. اگر از این دو نباشد ولی با تحقق مقدمه، ذی المقدمه نیز با اراده مکلف درخارج واقع شد.

    مورد غیر حرام:
    اگر مقدمه حرام، نه علت تامه برای تحقق حرام است و نه جزء اخیر علت تامه آن، مکلف نیز پس از تحقق مقدمه از انجام حرام(ذی المقدمه) صرف نظر کرد. در این صورت، اگر حرمتی هم باشد از باب تجری است و فقط در صورتی که مکلف هنگام انجام ذی المقدمه، قصد تحقق حرام (ذی المقدمه) را داشته است. ولی این مورد از باب مقدمه حرام بودن، به هیچ وجه حرام نیست.(6)



    ــــــــــ
    1. ر.ک: اصول الفقه، اراکی، ج1، ص162(محمد علی اراکی، قم، موسسه در راه حق، 1375)
    2. ر.ک: اصول فقه، مظفر، ج2، ص225(قم، موسسه اسماعیلیان، 1380، چاپ دهم)
    2. منهاج الوصول الی علم الاصول، امام خمینی، ج1، ص282(تقریرات جعفر سبحانی از درس امام خمینی، قم، دار الکفر، 1382)
    4. کفایه الاصول، آخوند خراسانی، ص128(قم، آل البیت، 1409)
    5. اجود التقریرات، ج1، ص248(تقریرات ابوالقاسم خویی از درس محمد حسین نائینی، قم، مکتبه العرفان، 1352)
    6. نهایه الافکار،ج2، ص357 (تقریات محمد تقی بروجردی از درس آقا ضیاء عراقی، قم، نشر اسلامی، 1417، چاپ سوم)


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۳۸

  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    باسلام
    این مسئله نیاز به پاسخ کارشناس فقه دارد و با توجه به قوانین بنده نباید پاسخگوی آن باشم. بنابراین این بخش را به کارشناس فقه ارجاع میدهیم.
    با این حال، به صورت اجمالی عرض میکنم:
    بنابراین، همانطور که میبینید، انظار اصولیین در مسئله مقدمه حرام با هم فرق میکند. با این حال، مستند تمام آنان بر اساس وجود تلازم عرفی و عقلی بین مقدمه و وقوع حرام است.(1) کسانی که مطلقا منکر چنین تلازمی هستند، حرمت مقدمه حرام را به صورت مطلق رد میکنند و آنان که حرمت برخی موارد را قبول دارند، به خاطر وجود این تلازم بین مقدمه و ذی المقدمه است. همانطور که در مقدمه واجب نیز، به خاطر وجود تلازم عقلی در همه یا برخی از موارد مقدمه واجب، حکم به وجوب مقدمه واجب در آن موارد میکنند.(2)
    خوب است که بدانید: در مورد مقدمه حرام و حرمت آن، چندین قول بین علمای علم اصول مطرح است:
    برخی به صورت مطلق معتقدند که هیچ ملازمه ای بین حرام و مقدمه آن وجود ندارد. پس حرمت از ذی المقدمه به مقدمه سرایت نمیکند.(3)

    برخی معتقدند که مقدمه تنها در صورتی حرام است که سبب و علت تامه برای تحقق حرام باشد. اما اگر از مواردی است که حتی پس از تحقق مقدمه، باز هم مکلف اختیار دارد که حرام را انجام بدهد یا نه، این مقدمه حرام نیست. (4)

    برخی نیز معتقدند که اگر مقدمه به صورتی است که پس از تحققش انسان نوعا توان ترکش را دارد(یعنی علت تامه در انجام حرام نیست که سلب اراده کند) ولی عادتا آن شخص با وجود آن مقدمه در حرام می افتد، در این موارد مقدمه حرام نیز حرام است. همچنین اگر وجود مقدمه، علت تامه در تحقق حرام است به گونه ای که با تحقق آن، اختیاری برای انسان باقی نمیماند که مرتکب حرام نشود در این صورت هم مقدمه حرام، حرام است. (5)

    برخی دیگر تفصیل دیگری را میدهد. به نظر این عده، در سه مورد مقدمه حرام ، حرام است و در یک مورد حرام نیست:
    موارد حرام:
    1. اگر مقدمه حرام از قبیل جزء اخیر علت تامه باشد؛
    2. اگر مقدمه حرام، از قیبل علت تامه برای تحقق ذی المقدمه باشد.
    3. اگر از این دو نباشد ولی با تحقق مقدمه، ذی المقدمه نیز با اراده مکلف درخارج واقع شد.

    مورد غیر حرام:
    اگر مقدمه حرام، نه علت تامه برای تحقق حرام است و نه جزء اخیر علت تامه آن، مکلف نیز پس از تحقق مقدمه از انجام حرام(ذی المقدمه) صرف نظر کرد. در این صورت، اگر حرمتی هم باشد از باب تجری است و فقط در صورتی که مکلف هنگام انجام ذی المقدمه، قصد تحقق حرام (ذی المقدمه) را داشته است. ولی این مورد از باب مقدمه حرام بودن، به هیچ وجه حرام نیست.(6)



    ــــــــــ
    1. ر.ک: اصول الفقه، اراکی، ج1، ص162(محمد علی اراکی، قم، موسسه در راه حق، 1375)
    2. ر.ک: اصول فقه، مظفر، ج2، ص225(قم، موسسه اسماعیلیان، 1380، چاپ دهم)
    2. منهاج الوصول الی علم الاصول، امام خمینی، ج1، ص282(تقریرات جعفر سبحانی از درس امام خمینی، قم، دار الکفر، 1382)
    4. کفایه الاصول، آخوند خراسانی، ص128(قم، آل البیت، 1409)
    5. اجود التقریرات، ج1، ص248(تقریرات ابوالقاسم خویی از درس محمد حسین نائینی، قم، مکتبه العرفان، 1352)
    6. نهایه الافکار،ج2، ص357 (تقریات محمد تقی بروجردی از درس آقا ضیاء عراقی، قم، نشر اسلامی، 1417، چاپ سوم)

    با سلام و سپاس.

    اول خدمت شما عرض کنم که کارشناسان بخش احکام، بیشتر به ذکر فتواها و نظر کدام فقیه در مورد کدام عمل چیست می پردازند و من یادم نمی آید هیچیک از بحثهای فلسفه احکام را این عزیزان جواب داده باشند، و همواره کارشناسان کلام و عقاید را پاسخگوی سؤالات مربوطه دیده ام(حداقل برای سؤالات بسیار خودم در مورد فلسفۀ احکام) در واقع به دلیل جنبۀ استدلالی بحث، بیشتر به تخصص شما نزدیک است تا به تخصص کارشناس احکام. اگر اشتباه نکنم یک بار هم که موردی به جناب سجاد ارجاع شد، ایشان فلسفه احکام را طرح نکردند و فقط نام مرجع را خواستند که نظرشان را قید نمایند. پس اگر قرار بر پاسخگویی باشد، بیشتر به شما امید داریم.

    دوم اینکه گرامی، خود شما به عنوان یک مقدمه و امر ثابت شده در اصول فقه، بیان فرمودید که «مقدمۀ حرام، حرام است»(نگاه بفرمایید به پست 4، ارسالی خودتان) اما الان مستنداتی که خودتان ذکر فرمودید، نشان می دهد که این مسئله آنقدرها هم مورد اتفاق فقهای عظام نیست. آیا با وجود این اختلاف نظرهایی که ذکر فرمودید، باز هم می توانیم ادعا کنیم که حرام بودنِ مقدمۀ حرام، در اصول فقه، اثبات شده است؟
    ویرایش توسط tazkie : ۱۳۹۴/۰۴/۳۰ در ساعت ۰۸:۲۶

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    اول خدمت شما عرض کنم که کارشناسان بخش احکام، بیشتر به ذکر فتواها و نظر کدام فقیه در مورد کدام عمل چیست می پردازند و من یادم نمی آید هیچیک از بحثهای فلسفه احکام را این عزیزان جواب داده باشند، و همواره کارشناسان کلام و عقاید را پاسخگوی سؤالات مربوطه دیده ام(حداقل برای سؤالات بسیار خودم در مورد فلسفۀ احکام) در واقع به دلیل جنبۀ استدلالی بحث، بیشتر به تخصص شما نزدیک است تا به تخصص کارشناس احکام. اگر اشتباه نکنم یک بار هم که موردی به جناب سجاد ارجاع شد، ایشان فلسفه احکام را طرح نکردند و فقط نام مرجع را خواستند که نظرشان را قید نمایند. پس اگر قرار بر پاسخگویی باشد، بیشتر به شما امید داریم.
    اینکه عرض کردم بحث فقهی را کارشناس فقه باید پاسخگو باشد به این جهت بود که این بحث(حرمت مقدمه حرام) مسئله ای اصول فقهی است نه کلامی و نه حتی فلسفه احکامی.
    به هر حال، حالا که پاسخ به صورت تفصیلی ارائه شد، سوالات خود را بفرمایید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    دوم اینکه گرامی، خود شما به عنوان یک مقدمه و امر ثابت شده در اصول فقه، بیان فرمودید که «مقدمۀ حرام، حرام است»(نگاه بفرمایید به پست 4، ارسالی خودتان) اما الان مستنداتی که خودتان ذکر فرمودید، نشان می دهد که این مسئله آنقدرها هم مورد اتفاق فقهای عظام نیست. آیا با وجود این اختلاف نظرهایی که ذکر فرمودید، باز هم می توانیم ادعا کنیم که حرام بودنِ مقدمۀ حرام، در اصول فقه، اثبات شده است؟
    باسلام
    درست میفرمایید. مسئله مقدمه حرام، تفصیلهای زیادی دارد و بستگی به آن دارد که ما نظر کدام محقق و عالم اصولی را قبول کنیم.
    البته اینکه در آن پست، بنده مقدمه حرام را حرام معرفی کردم، به جهت خصوصیت مورد بود، هرچند بنای بر این تفصیل نبود و میخواستم به صورت اجمالی بحث را مطرح کنم و به خاطر خصوصیت مورد( دوستی با نامحرم) مقدمه حرام را حرام معرفی کردم. هرچند تشخیص اینکه این مورد یا هر مورد دیگری از موارد مقدمه حرام، خودش به عنوان مقدمیت حرام است یا نه، نیاز به بررسی دقیق دارد.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۴۱

  16. صلوات ها 2


  17. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام

    اینکه عرض کردم بحث فقهی را کارشناس فقه باید پاسخگو باشد به این جهت بود که این بحث(حرمت مقدمه حرام) مسئله ای اصول فقهی است نه کلامی و نه حتی فلسفه احکامی.
    به هر حال، حالا که پاسخ به صورت تفصیلی ارائه شد، سوالات خود را بفرمایید.



    باسلام
    درست میفرمایید. مسئله مقدمه حرام، تفصیلهای زیادی دارد و بستگی به آن دارد که ما نظر کدام محقق و عالم اصولی را قبول کنیم.
    البته اینکه در آن پست، بنده مقدمه حرام را حرام معرفی کردم، به جهت خصوصیت مورد بود، هرچند بنای بر این تفصیل نبود و میخواستم به صورت اجمالی بحث را مطرح کنم و به خاطر خصوصیت مورد( دوستی با نامحرم) مقدمه حرام را حرام معرفی کردم. هرچند تشخیص اینکه این مورد یا هر مورد دیگری از موارد مقدمه حرام، خودش به عنوان مقدمیت حرام است یا نه، نیاز به بررسی دقیق دارد.
    با سلام. کارشناس محترم، بحث بنده هم از ابتدا بر سر همین تحقیقم در مورد دلایل حرام بودن دوستی دختر و پسر بود. استدلالی هم که همیشه بزرگواران فرموده اند به همین شکل بوده که شما فرموده اید:

    م1. با توجه به روایت فوق و روایات دیگری که به راحتی میتوان آنها را یافت، مشخص شد که هم صحبتی و دوستی مقدمه حرام است(هرچند خودش نیز حرام است)
    م2. در اصول فقه ثابت شده که مقدمه حرام، خودش نیز حرام است.
    پس هم صحبتی و دوستی با نامحرم، از باب مقدمه حرام بودن نیز حرام خواهد بود.
    در واقع اکثراً به ممنوعیت زنا و ازدواج با زنان اهل دوستی، و عذاب برای مصافحه و خندان زنان، می فرمایند که دوستی مقدمۀ اینهاست و لذا به عنوان مقدمۀ حرام، حرام است. حال با توضیحاتی که فرمودید مشخص می شود که مقدمۀ حرام از دید تمامی فقها، حرام نیست، و لذا این استدلال نیز دچار چالش می شود. آیا با وجود این مسئله، باز هم می توان گفت دوستی دختر و پسر حرام است؟
    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ در ساعت ۱۸:۴۱

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    در واقع اکثراً به ممنوعیت زنا و ازدواج با زنان اهل دوستی، و عذاب برای مصافحه و خندان زنان، می فرمایند که دوستی مقدمۀ اینهاست و لذا به عنوان مقدمۀ حرام، حرام است. حال با توضیحاتی که فرمودید مشخص می شود که مقدمۀ حرام از دید تمامی فقها، حرام نیست، و لذا این استدلال نیز دچار چالش می شود. آیا با وجود این مسئله، باز هم می توان گفت دوستی دختر و پسر حرام است؟
    سلام
    میتوان از دو جنبه به مسئله دوستی با نامحرم نگاه کرد.
    یکی به عنوان حکم خود دوستی و دیگری حکم آن از جهت مقدمیت.
    اما از جهت خود دوستی به صورت فی نفسه نه به عنوان مقدمیت، همانطور که در پست شماره ۳ گفته شد، برخی روایات به صورت مطلق از هم صحبتی منع کرده است. مانند این روایت:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    «مُحَادَثَةَ النِّسَاءِ تَدْعُو إِلَى الْبَلَاءِ وَ تُزِيغُ الْقُلُوبَ»
    از آنجا که محادثه به یکی دو بار صحبت کردن گفته نمیشود، میتوان مصداق تام آنرا، دوست بودن دانست(هرچند مطابق با فرض شما، هیچ خنده و شوخی و تماسی در کار نباشد)

    اما از جهت مقدمیت، گرچه هر مقدمه حرامی حرام نیست و علما در این مورد تفصیل قائل شده اند، اما همانطور که در پست شماره ۶ به تفصیل گذشت، اگر کاری به صورتی باشد که عادتا شخص با وجود آن مقدمه در حرام می افتد، در این صورت، آن کار به عنوان مقدمیت حرام است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    برخی نیز معتقدند که اگر مقدمه به صورتی است که پس از تحققش انسان نوعا توان ترکش را دارد(یعنی علت تامه در انجام حرام نیست که سلب اراده کند) ولی عادتا آن شخص با وجود آن مقدمه در حرام می افتد، در این موارد مقدمه حرام نیز حرام است.
    حال سراغ مسئله خودمان می آئیم، موارد زیادی که روزانه شاهد آن هستیم و خبرهایی که میشنویم، نشان میدهد که انسان خود به خود به جنس مخالف کشش دارد و خواه ناخواه قلبش به طرف مقابلش متمایل است. حال به نظر شما به صورت عادی میتوان گفت که دوستی با جنس مخالف موجب این گناه نمیشود یا عادتا انسان را در گناه نمی اندازد(حتی اگر طبق فرض، از ابتدا قصد گناهی در کار نبوده است). شاهد این مطلب نیز روایتی در مورد سیره امیرالمومنین است:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    «... کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ و کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ یَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ»
    رسول خدا(ص) به زن‌ها سلام می‌کرد و جوابش را می‌دادند، و شیوه امیرالمؤمنین علی(ع) این بود که به زنان سلام میکرد ولی دوست نمیداشت که به زن‌هاى جوان سلام کند و می‌فرمود: می‌ترسم آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجرى که می‌جویم [گناه] به من رسد.
    این روایت به وضوح نشان میدهد که انسان خصوصا در سنین جوانی، خواه ناخواه و به صورت طبیعی در دلش تمایل به جنس مخالف وجود دارد. وقتی در این روایت، حضرت میفرماید از ترس اینکه از صدای زنان جوان خوشم بیاید، به آنان سلام نمیکنم، مویدی بر آن است که به طریق اولی دوستی موجب گناه خواهد شد.

    این از جنبه تحلیلی بود و قصد ما صادر کردن حکم شرعی نبود.
    در مورد حکم شرعی، انسان یا باید مجتهد باشد یا مقلد.
    بنابراین، شاید حکمتی که گفته میشود، به نظر کسی درست نباشد اما اگر آن شخص، مجتهد نیست، یا باید از مرجعی تقلید کند که تکلیف مشخص است، لازم است نظر مرجع خود را بپرسد و در مقابل حکم نمیتوان چون و چرا کرد.
    موفق باشید


  20. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود