صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سؤال در مورد مادی گرایی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311

    اشاره چند سؤال در مورد مادی گرایی




    با سلام. در این تاپیک، چند سؤال در مورد مادّی گری مطرح می شود.

    سؤال اوّل:

    با توجه به اصل پایستگی مادّه، که می گوید: در یک فضای بسته[که اینجا می توانیم کلّ هستی را فضای بسته بگیریم] مادّه نه به وجود می آید و نه از بین می رود، و اینکه با توجه به اینکه موجودات مادّی وجود دارند، ممکن نیست ماده وجود نداشته باشد، نمی توان گفت که مادّه ازلی و واجب الوجود است؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۵:۰۸

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست






    چند سؤال در مورد مادی گرایی








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام خدمت تمامی دوستان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

    سوالی که مطرح شد، به صورت خلاصه بیان میکند، ماده، ازلی و ابدی و موجودی است واجب الوجود که نیازی به علت ندارد.
    در این مدعا، بیان شده که ماده، ازلی و بی نیاز از افرینده است.

    نقدهایی بر این اصل وارد شده است که مهمترین آنها عبارت است از :

    ایراد اول: اینکه ماده ازلی یا ابدی است، از چه طریقی به اثبات رسیده است. یا از راه تجربه است یا غیر تجربه.
    از راه تجربه این ادعا قابل اثبات نیست؛ زیرا تجربه محدود است و هیچ تجربه ای نمیتواند بی نهایت بودن جهان زمانی یا مکانی جهان را اثبات کند.
    از راه غیر تجربی(نقل یا عقل) نیز حتی اگر این ادعای مادی گرایان اثبات شود، به درد این افراد نمیخورد، زیرا طرفداران ماده گرایی راه شناخت را منحصر در تجربه میدانند.

    ایراد دوم: برفرض ماده ازلی باشد، اما اینکه ماده ازلی باشد مستلزم آن نیست که نیازی به افریننده ندارد. زیرا همانطور که فلاسفه بیان کرده اند، عالم طبیعت ازلی و قدیم زمانی است ولی با این حال نیاز به علت دارد. از راه تجربه نیز نمیتوان اثبات کرد که نیازی به تجربه ندارد.

    ایراد سوم: اگر ماده اولی، بدون علت باشد، پس واجب الوجود است، در حالیکه بر اساس ادله توحید واجب الوجود و خصوصیات واجب الوجود، محال است که ماده بتواند واجب الوجود باشد.(1)

    بنابراین بر اساس این ایرادها، مشخص میشود که این اصل درست نیست.



    ـــــــــــــــــــــــــ ــــ
    1. ر.ک: آموزش عقائد، مصباح یزدی، درس 14، ص115


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    با سلام و تشکر از کارشناس محترم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها


    ایراد اول: اینکه ماده ازلی یا ابدی است، از چه طریقی به اثبات رسیده است. یا از راه تجربه است یا غیر تجربه.
    از راه تجربه این ادعا قابل اثبات نیست؛ زیرا تجربه محدود است و هیچ تجربه ای نمیتواند بی نهایت بودن جهان زمانی یا مکانی جهان را اثبات کند.
    از راه غیر تجربی(نقل یا عقل) نیز حتی اگر این ادعای مادی گرایان اثبات شود، به درد این افراد نمیخورد، زیرا طرفداران ماده گرایی راه شناخت را منحصر در تجربه میدانند.
    پایستگی ماده یا جرم، ارتباطی به ماده گرایی ندارید، و یک اصل فیزیکی است و از طریق متدولوژی علم فیزیک به آن می رسیم، بعلاوۀ اینکه این اصل مربوط به فیزیک کلاسیک است، و امری جدید نیز محسوب نمی گردد. اینگونه نیست که فیزیکدانهای خداباور آنرا انکار کنند. نظر به اینکه عدم محض شدن چیزی در فیزیک نیز بی معناست و عملاً رفتن از حالتی به حالت دیگر رخ می دهد، به نظر می رسد که این اصل مطابقت کامل با فلسفۀ اسلامی داشته باشد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    ایراد دوم: برفرض ماده ازلی باشد، اما اینکه ماده ازلی باشد مستلزم آن نیست که نیازی به افریننده ندارد. زیرا همانطور که فلاسفه بیان کرده اند، عالم طبیعت ازلی و قدیم زمانی است ولی با این حال نیاز به علت دارد. از راه تجربه نیز نمیتوان اثبات کرد که نیازی به تجربه ندارد.
    همانطور که می فرمایید خدا می تواند مخلوقی را در ازل خلق کند، و تا ابد آنرا حفظ نماید. این شبهه بیان می دارد که اگر ماده نبود، موجودات مادی هم نمی توانستند باشند، پس نبودن مادّه منجر به تناقض می شد(موجودات مادی نباشند در حالی که هستند) پس ماده نمی تواند وجود نداشته باشد، و چیزی که نمی تواند وجود نداشته باشد، واجب الوجود است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    ایراد سوم: اگر ماده اولی، بدون علت باشد، پس واجب الوجود است، در حالیکه بر اساس ادله توحید واجب الوجود و خصوصیات واجب الوجود، محال است که ماده بتواند واجب الوجود باشد.(1)
    تا جایی که بنده می دانم، صفات واجب الوجود، بعد از تبیین برهان امکان و وجوب، و اثبات مطلق وجود برای خدا ثابت می شود، و عملاً هر صفت وجودی که هست، باید در واجب الوجود باشد، و اینگونه خصوصیات واجب الوجود ثابت می شود. حال تا زمانی که ما فقط جهان مادی را در نظر داریم و اثبات نکرده ایم که مادی بودن امری عدمی است و هر صفت مادی در ماده نیز هست، آیا می توانیم بگوییم صفتی وجودی هست که در ماده نیست؟

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    پایستگی پایستگی ماده یا جرم، ارتباطی به ماده گرایی ندارید، و یک اصل فیزیکی است و از طریق متدولوژی علم فیزیک به آن می رسیم، بعلاوۀ اینکه این اصل مربوط به فیزیک کلاسیک است، و امری جدید نیز محسوب نمی گردد. اینگونه نیست که فیزیکدانهای خداباور آنرا انکار کنند
    حتی در این صورت، باز به این دلیل که یکی از اصول مورد نیاز ماده گرایان است، نیاز به نقد آن است.
    بعلاوه قطعا این اصل نمیتواند از یافته های فیزیک تجربی باشد بلکه از یافته های فیزیک نظری است و فیزیک نظری از تحلیل های عقلی استفاده میکند.
    به هر حال دیگر نمیتواند مورد استفاده تجربه گرایان و پوزیتویستها باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    نظر به اینکه عدم محض شدن چیزی در فیزیک نیز بی معناست و عملاً رفتن از حالتی به حالت دیگر رخ می دهد، به نظر می رسد که این اصل مطابقت کامل با فلسفۀ اسلامی داشته باشد.
    بله در فسلفه اسلامی اثبات میشود که وجود از بین رفتنی و ایجاد شدنی نیست بلکه فقط از حالتی به حالتی دیگر در می آید. اگر فیزیک نیز عینا به همین رسیده باشد حرف درستی است.
    منظور از نقد اول این نبود که اصل حرف باطل است بلکه بیان این بود که بر اساس متدولوژی متعارف فیزیک تجربی این ادعاها قابل اثبات نیست. چون همانطور که اندیشمندان بیان کرده اند با تجربه نه میتوان ضرورت را اثبات کرد و نه دوام و ثبات را. بنابراین با تجربه نمیتوان فهمید که چیزی از بین نمیرود و به وجود نمی اید(یعنی ابدی و ازلی است.)

    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    همانطور که می فرمایید خدا می تواند مخلوقی را در ازل خلق کند، و تا ابد آنرا حفظ نماید. این شبهه بیان می دارد که اگر ماده نبود، موجودات مادی هم نمی توانستند باشند، پس نبودن مادّه منجر به تناقض می شد(موجودات مادی نباشند در حالی که هستند) پس ماده نمی تواند وجود نداشته باشد، و چیزی که نمی تواند وجود نداشته باشد، واجب الوجود است.
    دو نکته:
    نکته اول:
    منظور شما از ماده ای که برای وجود داشتن موجودات مادی، وجودش ضروری است چه ماده ای است؟
    آیا منظور همان ماده اولیه است که در فلسفه از ان بحث میشود و به نام هیولا معروف است یا یک نوع ماده است که باقی مواد از آن به وجود آمده اند.
    اگر همان اولی منظور شماست که گرچه ازلی است ولی وجود مستقلی از صورت ندارد. یعنی گرچه در فلسفه گفته شده که ماده اولی ازلی است ولی این ازلی بودن به خاطر تحلیل عقلی به دست آمده است نه اینکه واقعا یک موجودی در خارج داشتیم به نام هیولا و بعد صورتی بر آن پوشانده شده و ماده ثانوی و اولین عنصر به وجود آمد.

    اما اگر خود این ماده نیز از قبیل مادیات است و جسمانی، اشکالش این است که:
    بله اگر ماده نباشد موجودات مادی نیز نمیتوانستند موجود باشند.
    اما از این مقدمه نمیتوان به دست آورد که پس ماده واجب الوجود است.
    زیرا واجب الوجود موجودی است که در هیچ ظرفی و در هیچ احتمالی نمیتواند موجود نباشد.
    به عبارت دیگر ضرورت ازلی دارد و ضرورت داشتنش متوقف بر هیچ شرط و قید و زمانی نیست.
    اما ضرورت بودن ماده برای وجود موجودات مادی، ضرورت وصفیه است به این معنا که چون بودن موجودات مادی متوقف است بر وجود داشتن ماده، بنابراین با حفظ این قید(بودن موجودات مادی)، بودن ماده هم ضروری میشود. اما اگر فرض کنیم که موجودات مادی نباشند، در آن صورت آیا باز هم بودن ماده واجب است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    تا جایی که بنده می دانم، صفات واجب الوجود، بعد از تبیین برهان امکان و وجوب، و اثبات مطلق وجود برای خدا ثابت می شود، و عملاً هر صفت وجودی که هست، باید در واجب الوجود باشد، و اینگونه خصوصیات واجب الوجود ثابت می شود. حال تا زمانی که ما فقط جهان مادی را در نظر داریم و اثبات نکرده ایم که مادی بودن امری عدمی است و هر صفت مادی در ماده نیز هست، آیا می توانیم بگوییم صفتی وجودی هست که در ماده نیست؟
    اینکه تمام صفات وجودی را در وجود خدا ثابت میکنیم به این خاطر است که او واجب الوجود است و دارای کمال مطلق(وگرنه واجب الوجود نیست).
    بنابراین هر موجودی که دارای این خصوصیت باشد و واجب الوجود باشد، ضرورتا دارای چنین صفاتی خواهد بود.
    اما ماده که واجب الوجود نیست و بر اساس اصل علیت خودش معلول است ولو اینکه ازلی باشد.
    از سوی دیگر بر اساس ترتیب موجودات و تشکیک در وجود، ماده ضعیف ترین مرتبه وجودی را دارد تا جاییکه گفته شده مستقیما نمیتواند مخلوق واجب الوجود قرار بگیرد.
    بنابراین، از ضعیف ترین مراتب کمالی و صفات کمالی برخوردار است.
    البته خود این موجودات مادی از نظر کمالات و ویژگی های وجودی در یک رتبه نیستند و دارای درجات متعددی هستند.

    موفق باشید.




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    منظور شما از ماده ای که برای وجود داشتن موجودات مادی، وجودش ضروری است چه ماده ای است؟
    منظور از ماده، هر چیزی است که قوانین فیزیکی پیروی می کند. مادیگرایان، مادّه را در دو حالت محدود و غیر محدود می شوند: در حالت محدود جرم پیدا می کند، و از اتم و مولکول تشکیل شده است و در حالت نامحدود، به صورت انرژی ظاهر می گردد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    اینکه تمام صفات وجودی را در وجود خدا ثابت میکنیم به این خاطر است که او واجب الوجود است و دارای کمال مطلق(وگرنه واجب الوجود نیست).
    بنابراین هر موجودی که دارای این خصوصیت باشد و واجب الوجود باشد، ضرورتا دارای چنین صفاتی خواهد بود.
    اما ماده که واجب الوجود نیست و بر اساس اصل علیت خودش معلول است ولو اینکه ازلی باشد.
    از سوی دیگر بر اساس ترتیب موجودات و تشکیک در وجود، ماده ضعیف ترین مرتبه وجودی را دارد تا جاییکه گفته شده مستقیما نمیتواند مخلوق واجب الوجود قرار بگیرد.
    بنابراین، از ضعیف ترین مراتب کمالی و صفات کمالی برخوردار است.
    البته خود این موجودات مادی از نظر کمالات و ویژگی های وجودی در یک رتبه نیستند و دارای درجات متعددی هستند.

    موفق باشید.

    شما فرموده بودید که صفات واجب الوجود در ماده نیست، عرض کردم که هر صفت وجودی باید در صفت واجب الوجود باشد، و خب از دید مادی گرایی، هر صفت وجودی که مادی باشد در ماده هست، و خب به وجودات غیرمادی اعتقادی ندارند. پس نیاز به اثبات وجودات غیرمادی هست. گمان می کنم مناسب باشد که بحث را به سمت اثبات مجردات ببریم:

    سؤال دوم: گفته می شود که نفس یا روح تجرد از زمان و مکان دارد، ولی آیا این صحیح است؟ یعنی آیا ما می توانیم ثابت کنیم که روح ما در زمان حال زندگی نمی کند؟ یا می توانیم ثابت کنیم که اثبات کنیم که مکانی غیر از مکان جسم دارد؟ حتی خوابهایی که می بینیم و رؤیاهای صادقه نیز گذشته از اینکه می توانند ناشی از عملکرد مغز در رؤیاپردازی و ناشی از امر فیزیکی ذهن سفر در زمان باشند، می توانند صرفاً جهشهای موقت روح به زمانها و مکانهای دیگ باشند، و به نظر می رسد که این نفس یا روح، در اکثر وقتها، زمان و مکان جسم را می پذیرد، و البته سفر در زمان با تجرد از زمان فرق دارد و امری محتمل در فیزیک است، پس چیزی که به آینده می رود و رؤیای صادقه می بیند، می تواند امری مادی باشد. پس آیا منطقی هست که بگوییم نفس آدمی، تجرد از زمان و مکان دارد؟

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    خب از دید مادی گرایی، هر صفت وجودی که مادی باشد در ماده هست، و خب به وجودات غیرمادی اعتقادی ندارند.
    مگه ما به میل این افراد استدلال میکنیم.
    بحث ما در این نیست که انها چه چیزی را قبول دارند و چه چیزی را قبول ندارند.
    بلکه در این است که براساس مبانی فلسفی، باید ممکنی باشد و واجبی.
    واجب الوجود هم موجودی است که وجودش ذاتی خودش است و در نتیجه هیچ نیازی به غیر ندارد وگرنه وجودش ذاتی خودش نخواهد بود.
    حال، کسی که وجودی ماوراء طبیعی را قبول ندارد،پس باید به دنبال واجب الوجودی در عالم طبیعت بگردد.
    اما از بدحادثه چنین موجودی در عالم طبیعت نیست.
    زیرا موجودات عالم طبیعت، محدودیتهای زیادی دارند و موجود محدود، نیازمند است وموجود نیازمند، واجب الوجود نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    گمان می کنم مناسب باشد که بحث را به سمت اثبات مجردات ببریم:
    بحث به بیراهه کشیده میشود و در وادی ای می افتد که به نظرم بی سرانجام است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    سؤال دوم: گفته می شود که نفس یا روح تجرد از زمان و مکان دارد، ولی آیا این صحیح است؟ یعنی آیا ما می توانیم ثابت کنیم که روح ما در زمان حال زندگی نمی کند؟ یا می توانیم ثابت کنیم که اثبات کنیم که مکانی غیر از مکان جسم دارد؟ حتی خوابهایی که می بینیم و رؤیاهای صادقه نیز گذشته از اینکه می توانند ناشی از عملکرد مغز در رؤیاپردازی و ناشی از امر فیزیکی ذهن سفر در زمان باشند، می توانند صرفاً جهشهای موقت روح به زمانها و مکانهای دیگ باشند، و به نظر می رسد که این نفس یا روح، در اکثر وقتها، زمان و مکان جسم را می پذیرد، و البته سفر در زمان با تجرد از زمان فرق دارد و امری محتمل در فیزیک است، پس چیزی که به آینده می رود و رؤیای صادقه می بیند، می تواند امری مادی باشد. پس آیا منطقی هست که بگوییم نفس آدمی، تجرد از زمان و مکان دارد؟
    این بحث نیز ربطی به موضوع ندارد و خروج از موضوع تاپیک است.




  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    سلام

    مگه ما به میل این افراد استدلال میکنیم.
    بحث ما در این نیست که انها چه چیزی را قبول دارند و چه چیزی را قبول ندارند.
    بلکه در این است که براساس مبانی فلسفی، باید ممکنی باشد و واجبی.
    واجب الوجود هم موجودی است که وجودش ذاتی خودش است و در نتیجه هیچ نیازی به غیر ندارد وگرنه وجودش ذاتی خودش نخواهد بود.
    حال، کسی که وجودی ماوراء طبیعی را قبول ندارد،پس باید به دنبال واجب الوجودی در عالم طبیعت بگردد.
    اما از بدحادثه چنین موجودی در عالم طبیعت نیست.
    زیرا موجودات عالم طبیعت، محدودیتهای زیادی دارند و موجود محدود، نیازمند است وموجود نیازمند، واجب الوجود نیست.

    سلام.

    دو مسئله اینجا مطرح است:

    اول اینکه چرا محدودیت، منجر به نیازمندی می شود؟

    دوم اینکه روی چه حسابی ماده محدود است؟ "موجودات عالم ماده" تجلیات ماده هستند، همانطور که در فلسفه اسلامی، تجلیات وجودی هستند، آیا محدودیت موجودات، به معنای محدودیت وجود است؟ ماده، از دید مادیون، گاهی در موجودات دنیایی متجلی می شود و احکام موطن می پذیرد و به شکل اجرام محدود، ظاهر می شود، ولی به صورت نامحدود، به شکل انرژی در جهان حاضر است. آیا دلیلی بر محدود بودن انرژی دارید؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها



    بحث به بیراهه کشیده میشود و در وادی ای می افتد که به نظرم بی سرانجام است.



    این بحث نیز ربطی به موضوع ندارد و خروج از موضوع تاپیک است.


    گرامی آیا برای ردّ مادی گری، راهی بهتر از اثبات وجودهای مجرد نیز هست؟ اگر واقعاً اینطور فکر می کنید، بعد از این بحث، تاپیکی مجزا برای آن بزنیم.

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    اول اینکه چرا محدودیت، منجر به نیازمندی می شود؟
    زیرا وقتی موجودی محدود است پس قدرت و علم او محدود به حدودی است که او را احاطه کرده است.
    بنابراین موجود محدود نیازمند است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    دوم اینکه روی چه حسابی ماده محدود است؟
    واضح است چون هم نیازمند به زمان و مکان است و هم نیازمند به اجزایی است که او را تشکیل داده اند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    "موجودات عالم ماده" تجلیات ماده هستند، همانطور که در فلسفه اسلامی، تجلیات وجودی هستند، آیا محدودیت موجودات، به معنای محدودیت وجود است؟ ماده، از دید مادیون، گاهی در موجودات دنیایی متجلی می شود و احکام موطن می پذیرد و به شکل اجرام محدود، ظاهر می شود، ولی به صورت نامحدود، به شکل انرژی در جهان حاضر است. آیا دلیلی بر محدود بودن انرژی دارید؟
    دوست عزیز با شعار چیزی عوض نمیشود.
    تجلی یا هر چیز دیگر، فعلا که ما با موجوداتی سرو کار داریم که نیاز به زمان و مکان دارند و این دو به اتفاق دانشمندان طبیعی دو بعد از ابعاد عالم ماده هستند. تاجایی که برخی از آنان به افراط افتاده اند و مدعی اند موجود ماوراء زمان و مکان وجود ندارد.
    پس نمیتوان گفت که موجودات عالم ماده محدود نیستند.
    تجلی وجودی بودن نیز در نگاه فلسفی راه ندارد و نگاه عرفانی است ولی با این حال، تجلی بودن منافاتی با محدویت و مادی بودن ندارد.
    بله موجودات مادی، وجودهایی هستند که قالب محدود مادی را گرفته اند.
    ادامه بحثهای مطرح شده نیز صرفا ادعای بی دلیل و ذوقی است. استدلال نیاز دارد. یا عقلی یا تجربی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    گرامی آیا برای ردّ مادی گری، راهی بهتر از اثبات وجودهای مجرد نیز هست؟ اگر واقعاً اینطور فکر می کنید، بعد از این بحث، تاپیکی مجزا برای آن بزنیم.
    اثبات مجردات، نشان دهنده عدم انحصار موجودات در ماده است.
    اما برای ابطال مادی گرایی راهی بهتر و میان بر وجود دارد و آن ابطال اصول مورد ادعای ماده گرایان است.
    در مورد پیشنهاد شما نیز موافقم.


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    با سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    زیرا وقتی موجودی محدود است پس قدرت و علم او محدود به حدودی است که او را احاطه کرده است.
    بنابراین موجود محدود نیازمند است.
    گرامی، باور بفرمایید من نمی دانم چگونه محدود بودن علم و قدرت به حدودی که بر شیء احاطه دارند، به معنای نیازمندی شیء است. این محدودیت، نیاز به چه چیز را ایجاد می کند؟ نیاز به غیری که علم به سایر آن حدود را به شیء بدهد؟ یا منظورتان چیز دیگری است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    واضح است چون هم نیازمند به زمان و مکان است و هم نیازمند به اجزایی است که او را تشکیل داده اند.
    منظورتان از نیازمند به زمان و مکان، همان محصور بودن در زمان و مکان است؟ اگر خیر، لطفاً توضیح بفرمایید. البته بحث انرژی هم اینجا جای طرح شدن دارد که در ادامه به آن اشاره می کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    دوست عزیز با شعار چیزی عوض نمیشود.
    تجلی یا هر چیز دیگر، فعلا که ما با موجوداتی سرو کار داریم که نیاز به زمان و مکان دارند و این دو به اتفاق دانشمندان طبیعی دو بعد از ابعاد عالم ماده هستند. تاجایی که برخی از آنان به افراط افتاده اند و مدعی اند موجود ماوراء زمان و مکان وجود ندارد.
    پس نمیتوان گفت که موجودات عالم ماده محدود نیستند.
    تجلی وجودی بودن نیز در نگاه فلسفی راه ندارد و نگاه عرفانی است ولی با این حال، تجلی بودن منافاتی با محدویت و مادی بودن ندارد.
    بله موجودات مادی، وجودهایی هستند که قالب محدود مادی را گرفته اند.
    ادامه بحثهای مطرح شده نیز صرفا ادعای بی دلیل و ذوقی است. استدلال نیاز دارد. یا عقلی یا تجربی.
    گرامی، بر اساس اصل بقای ماده و انرژی، جرم و انرژی با فرمول معروف E=mc2 به یکدیگر تبدیل می شوند. آن چیزی که محدودیت دارد، جرم است، و از اجزایی همچون الکترون و پروتون تشکیل شده است. ولی این الکترون و پروتون نیز، از جنس انرژی محدود شده هستند. شما گویا مادیات را به اشیائی که از الکترون و پروتون ساخت یافته اند، محدود می دانید، ولی دقت بفرمایید که انرژی هم پدیده ای فیزیکی است، که جزء ندارد و اثبات احتیاج آن به غیر، به عهدۀ شما خواهد بود.

    اینکه عرض کردم عالم ماده تجلی انرژی انگاشته می شود، به دلیل شباهت بسیار زیاد آن با بحثهای عرفانی و فلسفی مشابه است. ببینید انرژی در حدّ اکثر شدت خود نه جزئی دارد و نه محدودیتی(که البته انشاء الله در پست بعدی محدودیتش را ثابت خواهید فرمود) بعد وقتی محدود می گردد به صورت اجرام ظاهر می شود، و در واقع انرژی محدود شده ای می شود که به صورت میلیاردها الکترون و پروتون، تشکیل اتم و مولکول و سلول داده اند و جهان ماده را پر از اجرام نموده اند. منظور این بود که ماده در حالت انرژی خودش نامحدود است و محدودیتش وقتی ایجاد می شود که به شکل جرم در می آید.

    به صورت خلاصه، آیا می توانیم ثابت کنیم که انرژی هم محتاج غیر است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    اثبات مجردات، نشان دهنده عدم انحصار موجودات در ماده است.
    اما برای ابطال مادی گرایی راهی بهتر و میان بر وجود دارد و آن ابطال اصول مورد ادعای ماده گرایان است.
    در مورد پیشنهاد شما نیز موافقم.
    گرامی، به صورت برعکس ابطال اصول مورد ادعای ماده گرایان نیز بازگشت همان شبهه را در پی دارد که «تمامی کمالاتی که شناخته ایم، در ماده حاضر هستند، زیرا فقط امور مادی را شناخته ایم، و این صفات مادی در ماده نیز هستند.»

    البته شاید سواد بنده کم باشد، ولی تا جایی که من می دانم، اثبات عدم زمان مندی و مکان مندی برای واجب الوجود، وقتی رخ می دهد که ثابت کنیم چنین صفاتی وجود دارند، آنگاه هر صفت کمالی که باشد باید در ذات واجب نیز باشد. اگر اشتباه عرض می کنم بفرمایید. حال وقتی ما هنوز ثابت نکرده ایم که تجرد از زمان و مکان، وجود دارد، آیا می توانیم ادعا کنیم که ذات واجب باید دارای آن باشد؟

    به هر حال، با موافقت شما، بعد از این بحث، در مورد اثبات مجردات در تاپیکی دیگر بحث می کنیم.

    با سپاس

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۰۸:۲۲
  2. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود