صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا پیامبر اسلام (ص) ، با وجود درخواست مردم از آوردن معجزه طفره می رفتند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465

    اشاره چرا پیامبر اسلام (ص) ، با وجود درخواست مردم از آوردن معجزه طفره می رفتند؟




    سلام

    در قران ایاتی وجود ارد که مردم از پیامبر تقاضای معجزه می کنند
    ولی پیامبر از انجام ان طفره می رود
    علت ان چیست ؟

    با تشکر
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۵:۵۹
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58311



    با نام و یاد دوست






    چرا پیامبر اسلام (ص) ، با وجود درخواست مردم از آوردن معجزه طفره می رفتند؟








    کارشناس بحث: استاد میقات


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    از جمله آیاتی که در این زمینه بدان استناد می کنند، آیه ذیل است:

    «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتىَ‏ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنبُوعًا ... قُلْ سُبْحَانَ رَبىّ‏ِ هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولا»
    و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏ آوريم تا اينكه چشمه ‏جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى؛ يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد و نهرها در لا به ‏لاى آن جارى كنى؛ يا قطعات (سنگهاى) آسمان را ـ آن چنان كه مى ‏پندارى ـ بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ يا براى تو خانه ‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى ‏آوريم مگر آنكه نامه ‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم!» بگو: منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى ‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!(اسراء، 90-93)

    همان طور که واضح و روشن، کافران برای ایمان آوردن، معجزاتی را پیشنهاد می کردند؛ به این معجزات، معجزات اقتراحی و پیشنهادی گفته می شود که برخی از آنان مانند شق القمر و ... به اذن الهی آورده می شد، ولی برخی نیز عملی نمی شد. زیرا کافران برای تمسخر پیامبر و نیز بی اعتنایی و بی احترامی به قرآن، چیزهایی را به عنوان معجزه از پیامبر می خواستند بدون این که قصد ایمان آوردن داشته باشند.

    خداوند به معجزات اقتراحی و پیشنهادی که پس از اتمام حجت و از روی هوی و هوس و بهانه جویی بوده و کافران جز ایذاء و تمسخر پیامبر، هدفی نداشتند، پاسخ نمی داده و چنین معجزاتی را نمی آورده است.

    «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ»
    با نهايت اصرار، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر نشانه‏ اى [معجزه ‏اى‏] براى آنان بيايد، حتماً به آن ايمان مى‏ آورند بگو: «معجزات فقط از سوى خداست (و در اختيار من نيست كه به ميل شما معجزه ‏اى بياورم) و شما از كجا مى‏ دانيد كه هر گاه معجزه ‏اى بيايد (ايمان مى ‏آورند؟ خير،) ايمان نمى ‏آورند!» (انعام، 109)

    خداوند در باره چنین تقاضایی می فرماید:

    «وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيهِمُ الْمَلَئكَةَ وَ كلَّمَهُمُ المَوْتىَ‏ وَ حَشرْنَا عَلَيهِمْ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ قُبُلًا مَّا كاَنُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَهُمْ يجْهَلُونَ»
    (و حتّى) اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى ‏كرديم، و مردگان با آنان سخن مى ‏گفتند، و همه چيز را در برابر آنها جمع مى ‏نموديم، هرگز ايمان نمى ‏آوردند مگر آنكه خدا بخواهد! ولى بيشتر آنها نمى ‏دانند!(انعام، 111)


    بنابر این:

    خداوند به معجزات اقتراحی و پیشنهادی که پس از اتمام حجت و از روی هوی و هوس و بهانه جویی بوده، و مشرکان جز ایذاء و تمسخر پیامبر، هدفی نداشتند، پاسخ نمی داده و چنین معجزاتی را نمی آورده است.

    لذا موضوع طفره رفتن، در کار نبوده است، بلکه این برخوردی کاملا منطقی و معقول است در برابر کسانی که تقاضای جدی نداشته و هدفشان چیزی به غیر از تمسخر و اذیت نبوده است.

    چرا پیامبر اسلام (ص) ، با وجود درخواست مردم از آوردن معجزه طفره می رفتند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    از جمله آیاتی که در این زمینه بدان استناد می کنند، آیه ذیل است:

    «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتىَ‏ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنبُوعًا ... قُلْ سُبْحَانَ رَبىّ‏ِ هَلْ كُنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولا»
    و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏ آوريم تا اينكه چشمه ‏جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى؛ يا باغى از نخل و انگور از آن تو باشد و نهرها در لا به ‏لاى آن جارى كنى؛ يا قطعات (سنگهاى) آسمان را ـ آن چنان كه مى ‏پندارى ـ بر سر ما فرود آرى؛ يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ يا براى تو خانه ‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد؛ يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى ‏آوريم مگر آنكه نامه ‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم!» بگو: منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى ‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!(اسراء، 90-93)

    همان طور که واضح و روشن، کافران برای ایمان آوردن، معجزاتی را پیشنهاد می کردند؛ به این معجزات، معجزات اقتراحی و پیشنهادی گفته می شود که برخی از آنان مانند شق القمر و ... به اذن الهی آورده می شد، ولی برخی نیز عملی نمی شد. زیرا کافران برای تمسخر پیامبر و نیز بی اعتنایی و بی احترامی به قرآن، چیزهایی را به عنوان معجزه از پیامبر می خواستند بدون این که قصد ایمان آوردن داشته باشند.

    خداوند به معجزات اقتراحی و پیشنهادی که پس از اتمام حجت و از روی هوی و هوس و بهانه جویی بوده و کافران جز ایذاء و تمسخر پیامبر، هدفی نداشتند، پاسخ نمی داده و چنین معجزاتی را نمی آورده است.

    «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ»
    با نهايت اصرار، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر نشانه‏ اى [معجزه ‏اى‏] براى آنان بيايد، حتماً به آن ايمان مى‏ آورند بگو: «معجزات فقط از سوى خداست (و در اختيار من نيست كه به ميل شما معجزه ‏اى بياورم) و شما از كجا مى‏ دانيد كه هر گاه معجزه ‏اى بيايد (ايمان مى ‏آورند؟ خير،) ايمان نمى ‏آورند!» (انعام، 109)

    خداوند در باره چنین تقاضایی می فرماید:

    «وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيهِمُ الْمَلَئكَةَ وَ كلَّمَهُمُ المَوْتىَ‏ وَ حَشرْنَا عَلَيهِمْ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ قُبُلًا مَّا كاَنُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَ لَاكِنَّ أَكْثرَهُمْ يجْهَلُونَ»
    (و حتّى) اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى ‏كرديم، و مردگان با آنان سخن مى ‏گفتند، و همه چيز را در برابر آنها جمع مى ‏نموديم، هرگز ايمان نمى ‏آوردند مگر آنكه خدا بخواهد! ولى بيشتر آنها نمى ‏دانند!(انعام، 111)


    بنابر این:

    خداوند به معجزات اقتراحی و پیشنهادی که پس از اتمام حجت و از روی هوی و هوس و بهانه جویی بوده، و مشرکان جز ایذاء و تمسخر پیامبر، هدفی نداشتند، پاسخ نمی داده و چنین معجزاتی را نمی آورده است.

    لذا موضوع طفره رفتن، در کار نبوده است، بلکه این برخوردی کاملا منطقی و معقول است در برابر کسانی که تقاضای جدی نداشته و هدفشان چیزی به غیر از تمسخر و اذیت نبوده است.
    ممنون از پاسختون
    بزرگوار من در این رابطه سوال زیاد دارم زیرا شبهات زیادی در رابطه با معجزه پیامبر مطرح می شه
    که ادم و به شک می اندازه
    اولین سوالم این است که ایا پیامبر از همان ابتدا به ساکن که رسالت خودشون رو مطرح کردند
    معجزه ای اوردند یا خیر ؟
    اگر خیر ایا منطقی هست که انتظار ایمان اوردن داشته باشن ؟
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام و ادب

    خداوند در سوره اسراء آیه 59 میفرماید:

    و ما منعنا ان نرسل بالايت الا ان كذّب بها الاوّلون و آتينا ثمود النّاقة مبصرة فظلموا بها و ما نرسل بالايت الا تخويفا (59)

    و اگر آيات پيشنهادى كفار قريش را نفرستاديم چيزى مانع ما نشد جز اينكه در امتهاى گذشته فرستاديم تكذيبش كردند (همچنانكه ) به قوم ثمود ناقه (اى كه خود خواسته بودند) را كه آيتى بينا كننده بود داديم، پس به آن ظلم كردند و ما هر وقت آيات را بفرستيم به منظور تخويف (ترساندن) مى فرستيم (59).


    علامه طباطبائی در تفسیر آیه قبلی یعنی 58 چنین میفرمایند:

    با اين بيان وجه اتصال آيه بعدى (و ما منعنا...) به اين آيه روشن مى شود و معنا چنين مى شود كه: (اين مردم نيز مانند اهل همان قريه ها مستعد براى فساد و آماده تكذيب آيات خدا هستند، آياتى كه به دنبال تكذيبش هلاك و نابودى در پى دارد، چيزى كه هست اگر از آن قسم آيات خود را كه بر آن اقوام فرستاديم و به خاطر تكذيبشان هلاكشان كرديم به اين مردم هم بفرستيم همان اهلاك و تدمير كه بر سر آنها آمد و منقرضشان كرد بر سر اينان نيز آمده و اينان را به آنان ملحق خواهد كرد، آن وقت بساط دنيا برچيده خواهد شد و چون نمى خواهيم بر چينيم لذا تا مدتى مهلتشان داديم، ولى سرانجام اينان را نيز گرفتار مى كنيم، و چنيننيست كه اينان استثناء شوند) و اين همان معنائى است كه آيه (و لكلّ امّة رسول ) و آيات بعد از آن، بدان اشاره مى كند.


    وجه اينكه خداوند پيشنهاد كفار راجع به آوردن آيات را اجابت نكرد

    پس اينكه فرمود: (و ما منعنا ان نرسل بالايات ) كلمه (منع ) نمى تواند به معناى ظاهرى خودش باشد، زيرا (منع ) عبارت است از اينكه كسى و يا چيزى قوى تر از انسان جلوى خواست او را بگيرد، و چون به حكم (واللّه يحكم لا معقّب لحكمه ) و به حكم اينكه او غالب و قاهر است هر چه اراده كند مى شود، و براى شدن آن به غير از كلمه (كن ) سرمايه ديگرى لازم نيست نمى توان گفت تكذيب اولين نسبت به آيات خدا مانع شد از اينكه خداوند آيات پيشنهادى بعدى را بف رستد و خداى را جلوگير و سد گرديد.


    ناگزير بايد بگوئيم معنايش اين است كه از آنجا كه آيات پيشنهادى هيچگونه مصلحتى نداشته، و صاحبان پيشنهاد و بطور كلى هيچكس از آن نفعى نمى برده و هيچيك به آن ايمان نمى آوردند از اين نظر خداى تعالى آن آيات را نفرستاد.
    و اگر خواستى بگو كلمه (منع ) در آيه شريفه معناى ديگرى غير از (جلوگيرى ) را مى رساند و آن منافات ميان دو امر زير است.


    1 - فرستادن آيات پيشنهادى مردم با اينكه امتهاى گذشته آن را تكذيب كرده و آخرين هم راه ايشان را مى روند باعث انقراض و استيصال ايشان مى شود.


    2 - و مشيت خدا تعلق گرفته بر اينكه امت اسلام را مهلت دهد. و خداوند از اين منافات كه ميان اين امر است به منع تعبير فرموده. و شايد به منظور اشعار به همين نكته بوده كه فرستادن آيات را به عبارت (ارسال ) تعبير فرمود نه به (ايتاء) چرا كه (ايتاء) به معناى دادن و ارسال به معناى فرستادن است، و هر جا كه به دومى تعبير شود بيانگر اين است كه خود آيات مانند يك فرد با شعور ماموريت دارند.


    و اما چرا جمله (الا ان كذّب بها الاوّلون ) از امتهاى گذشته و هلاك شده تعبير به (اوّلون ) كرده ؟ شايد براى اين بود كه اشاره كند به اينكه اين مردمى كه امروز آيات خدا را تكذيب مى كنند دنباله روان و ادامه دهندگان همانها هستند (و به تعبير امروزه جلد دوم همانهامى باشند) و در حقيقت امت واحد هستند، پس اگر اينها هم تكذيب كنند نابود خواهند شد...

    و معناى آيه اين است كه ما آن آياتى را كه قريش پيشنهاد كردند نفرستاديم، زيرا اگر مى فرستاديم ايمان نمى آوردند و ما هلاكشان مى كرديم، ولى قضا و خواست ما بر اين شده است كه اين امت را عذاب نكنيم مگر بعد از مدتى مهلت، و اين خصوصيت امت اسلام، در مواردى از كلام خداى تعالى استفاده مى شود و تنها آيه مورد بحث نيست.

    منبع

    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام و ادب

    خداوند در سوره اسراء آیه 59 میفرماید:

    و ما منعنا ان نرسل بالايت الا ان كذّب بها الاوّلون و آتينا ثمود النّاقة مبصرة فظلموا بها و ما نرسل بالايت الا تخويفا (59)

    و اگر آيات پيشنهادى كفار قريش را نفرستاديم چيزى مانع ما نشد جز اينكه در امتهاى گذشته فرستاديم تكذيبش كردند (همچنانكه ) به قوم ثمود ناقه (اى كه خود خواسته بودند) را كه آيتى بينا كننده بود داديم، پس به آن ظلم كردند و ما هر وقت آيات را بفرستيم به منظور تخويف (ترساندن) مى فرستيم (59).


    علامه طباطبائی در تفسیر آیه قبلی یعنی 58 چنین میفرمایند:

    با اين بيان وجه اتصال آيه بعدى (و ما منعنا...) به اين آيه روشن مى شود و معنا چنين مى شود كه: (اين مردم نيز مانند اهل همان قريه ها مستعد براى فساد و آماده تكذيب آيات خدا هستند، آياتى كه به دنبال تكذيبش هلاك و نابودى در پى دارد، چيزى كه هست اگر از آن قسم آيات خود را كه بر آن اقوام فرستاديم و به خاطر تكذيبشان هلاكشان كرديم به اين مردم هم بفرستيم همان اهلاك و تدمير كه بر سر آنها آمد و منقرضشان كرد بر سر اينان نيز آمده و اينان را به آنان ملحق خواهد كرد، آن وقت بساط دنيا برچيده خواهد شد و چون نمى خواهيم بر چينيم لذا تا مدتى مهلتشان داديم، ولى سرانجام اينان را نيز گرفتار مى كنيم، و چنيننيست كه اينان استثناء شوند) و اين همان معنائى است كه آيه (و لكلّ امّة رسول ) و آيات بعد از آن، بدان اشاره مى كند.


    وجه اينكه خداوند پيشنهاد كفار راجع به آوردن آيات را اجابت نكرد

    پس اينكه فرمود: (و ما منعنا ان نرسل بالايات ) كلمه (منع ) نمى تواند به معناى ظاهرى خودش باشد، زيرا (منع ) عبارت است از اينكه كسى و يا چيزى قوى تر از انسان جلوى خواست او را بگيرد، و چون به حكم (واللّه يحكم لا معقّب لحكمه ) و به حكم اينكه او غالب و قاهر است هر چه اراده كند مى شود، و براى شدن آن به غير از كلمه (كن ) سرمايه ديگرى لازم نيست نمى توان گفت تكذيب اولين نسبت به آيات خدا مانع شد از اينكه خداوند آيات پيشنهادى بعدى را بف رستد و خداى را جلوگير و سد گرديد.


    ناگزير بايد بگوئيم معنايش اين است كه از آنجا كه آيات پيشنهادى هيچگونه مصلحتى نداشته، و صاحبان پيشنهاد و بطور كلى هيچكس از آن نفعى نمى برده و هيچيك به آن ايمان نمى آوردند از اين نظر خداى تعالى آن آيات را نفرستاد.
    و اگر خواستى بگو كلمه (منع ) در آيه شريفه معناى ديگرى غير از (جلوگيرى ) را مى رساند و آن منافات ميان دو امر زير است.


    1 - فرستادن آيات پيشنهادى مردم با اينكه امتهاى گذشته آن را تكذيب كرده و آخرين هم راه ايشان را مى روند باعث انقراض و استيصال ايشان مى شود.


    2 - و مشيت خدا تعلق گرفته بر اينكه امت اسلام را مهلت دهد. و خداوند از اين منافات كه ميان اين امر است به منع تعبير فرموده. و شايد به منظور اشعار به همين نكته بوده كه فرستادن آيات را به عبارت (ارسال ) تعبير فرمود نه به (ايتاء) چرا كه (ايتاء) به معناى دادن و ارسال به معناى فرستادن است، و هر جا كه به دومى تعبير شود بيانگر اين است كه خود آيات مانند يك فرد با شعور ماموريت دارند.


    و اما چرا جمله (الا ان كذّب بها الاوّلون ) از امتهاى گذشته و هلاك شده تعبير به (اوّلون ) كرده ؟ شايد براى اين بود كه اشاره كند به اينكه اين مردمى كه امروز آيات خدا را تكذيب مى كنند دنباله روان و ادامه دهندگان همانها هستند (و به تعبير امروزه جلد دوم همانهامى باشند) و در حقيقت امت واحد هستند، پس اگر اينها هم تكذيب كنند نابود خواهند شد...

    و معناى آيه اين است كه ما آن آياتى را كه قريش پيشنهاد كردند نفرستاديم، زيرا اگر مى فرستاديم ايمان نمى آوردند و ما هلاكشان مى كرديم، ولى قضا و خواست ما بر اين شده است كه اين امت را عذاب نكنيم مگر بعد از مدتى مهلت، و اين خصوصيت امت اسلام، در مواردى از كلام خداى تعالى استفاده مى شود و تنها آيه مورد بحث نيست.
    سلام

    خلاصه مطالبی که گفتین
    الف )مشرکان از پیامبر تقاضای معجزه می کنند
    ب) پیامبر درخواست انان را اجابت نمی کند زیرا اقوام پیشین پس از امدن معجزه هم ایمان نیاوردند
    ج)اگر ایمان نیاورند هلاک خواهند شد

    حالا سوالاتی برای من هست
    اولا ایا این یک امر منطقی است که چون اقوام پیشین ایمان نیاورند این قوم هم ایمان نخواهند اورد پس در خواست معجزه را اجابت نکنم
    دوما ایا این سنت الهیست که اگر پس از امدن معجزه ایمان نیاورند باید هلاک شوند ؟

    با تشکر
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام

    خلاصه مطالبی که گفتین
    الف )مشرکان از پیامبر تقاضای معجزه می کنند
    ب) پیامبر درخواست انان را اجابت نمی کند زیرا اقوام پیشین پس از امدن معجزه هم ایمان نیاوردند
    ج)اگر ایمان نیاورند هلاک خواهند شد

    حالا سوالاتی برای من هست
    اولا ایا این یک امر منطقی است که چون اقوام پیشین ایمان نیاورند این قوم هم ایمان نخواهند اورد پس در خواست معجزه را اجابت نکنم
    دوما ایا این سنت الهیست که اگر پس از امدن معجزه ایمان نیاورند باید هلاک شوند ؟

    با تشکر
    سلام

    اشتباه نکنید ایمان نیاوردن اقوام پیشین دلیلی بر این نیست که آنها هم ایمان نمیاوردند. بر کفار قریش حجت تمام شده بود و آنها میدانستند که پیامبر اسلام بر حق است ولی نمیخواستند بپذیرند و برای اینکه به سرنوشت اقوام پیشین دچار نشوند معجزاتی که خودشان درخواست میکردند برایشان نمیامد.

    درمورد سوال دومتان هم بهتره کارشناس محترم توضیح دهند.

    ممنون
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    ابتدا باید تصور درستی از مشرکان داشت.
    مشرکان معتقد به الهه و ارباب متفرقون بودند. و برای هر کدام قدرت مستقل از خداوند تصور می کردند.
    لذا خداوند بنا به حکمت خودش باید به آنها می فهماند که پیامبران قدرت مستقل ندارند. و الا همان میشد که با عیسی کردند.
    و همان سیره مشرکان تایید میشد.
    یعنی اگر مشرکان متوجه میشدند که هر معجزه ای که می خواهند برای آنها توسط پیامبر آورده میشود ، پیامبر را نیز یک اله و رب می پنداشتند.
    و بیش از اینکه جهان بینی آنها طرد شود، تایید میشد.
    و
    وَرَ‌بُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۗ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَىٰ بَعْضٍ ۖ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورً‌ا ﴿٥٥﴾

    اینجا به تفاوت مقام پیامبران اشاره می کند. و به اینکه خداوند می داند باید به چه کسی این مقام داده شود. و هر پیامبری بنا به حکمت خداوند معجزه داده میشود و نوع معجزه تعیین می شود. ( مثلا به داود زبور داده شد)

    قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ‌ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦﴾

    نفی قدرت استقلالی از فرشتگان و اجنه و بت های سنگی و چوبی ( الهه)

    أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَ‌بِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَ‌بُ وَيَرْ‌جُونَ رَ‌حْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَ‌بِّكَ كَانَ مَحْذُورً‌ا ﴿٥٧﴾

    نفی قدرت مستقل از الهه ی مشرکان. و اینکه الهه خودشان نیازمند خدا هستند و خودشان نیز نیازمند خداوند هستند. و وسیله ای بیش نیستند.

    این تصور تکثر گونه به قوای دنیا، به گونه ای بود که حتی مشرکان می گفتند اگر خداوند ناراضی باشد و فرشتگان راضی شوند. با کمک فرشتگان می توان از عذاب رها شد.

    این چهان بینی به گونه ای بود که می گفتند خداوند رحمان، چیزی نازل نمی کند. ( ما انزل الرحمن من شیء)

    با توجه به این مقدمه

    خداوند به هر تقاضایی پاسخ نمی داد. اما به اندازه ای که حجت بر آنها تمام شود، معجزه داده شد. چون افزون بر آن، نه تنها فایده ای نداشت ممکن بود اثرات بدی داشته باشد.

    از جمله معجزات، معجزه ی قرآن است.

    گفته میشود پیامبر بیش از 3000 معجزه داشته اند.

    البته بدون داشتن معجزه نیز، پیامبری ایشان اثبات می شد.

    البته این نکته را نیز بیفزایم که
    با توجه به همین جهان بینی بود که مشرکان معتقد بودند اگر راه آنها اشتباه است چرا خداوند بر آنها عذاب نمی فرستد ؟

    و ...

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    169
    حضور
    8 روز 20 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    480



    سلام
    از استارتر معذرت میخوام که سوالمو اینجا مطرح میکنم ولی مرتبط با موضوع تاپیکه

    آیا حضرت محمد(ص) معجزه ای غیر از قران داشتند؟ درسته بعضی از کفار قصد اذیت داشتند ولی حتما بودند کسایی که با دیدن معجزه ی عینی و جالب ( ممکن است در نگاه اول قران برای کسی معجزه نباشد ) ایمان بیارند و مسلمون بشند. ؟؟؟؟

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام

    در قران ایاتی وجود ارد که مردم از پیامبر تقاضای معجزه می کنند
    ولی پیامبر از انجام ان طفره می رود
    علت ان چیست ؟

    با تشکر
    اینجور که بما گفتن
    دلیلش بلوغ فکری انسانِ آن دوره بوده که گویا بهمین خاطر دیگر نیازی به آوردن معجزه های خارق العاده نبوده!
    بعدشم پیامبر معجزات زیادی داشتند چند نمونه در ذیل می آورم:
    پیامبر عکس جهت همه ی مردم، بدنیا آمدند (یعنی از سمت پاهایشان از رحم مادر خارج شدند)
    پیامبر سایه نداشتند
    پیامبر به درخت گفتند بیا و درخت حرکت کرده به پیش ایشان آمد.

    همین چند مورد خاطرم بود
    ولی نمیدانم اگر این چند نمونه معجزه نیستند پس چی اند و چرا جزء معجزات پیامبر گفته نمیشند (حداقل رسما)
    ویرایش توسط تسنیـم : ۱۳۹۴/۰۴/۰۱ در ساعت ۱۲:۰۲
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود