صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از کجا بدونم چقدر دوستم داره و چطور محبتش رو بیشتر کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319

    از کجا بدونم چقدر دوستم داره و چطور محبتش رو بیشتر کنم؟




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    دختری هستم که چندماهه عقد بستم. همسرم از لحاظ شخصیت مذهبی و اخلاقی خداروشکر دقیقاً همونه که میخوام اما از جهات دیگه...
    ببینین من دختر فعالی بودم آزاد در روابط بین دوستان و با چندتا از دوستام رفت و آمد خانوادگی داشتیم اما همسرم متاسفانه خیلی روابط اجتماعی محدودی دارن و این و دلایل دیگه باعث شده ایشون خیلی از تجربیاتی که من از ارتباطاتم با دیگران کسب کردم رو نداشته باشن. این مقدمه رو گفتم تا بگم خودم میدونم خیلی از اشتباهات همسرم مغفوره و منم چشم می پوشم ازش ولی...
    همسرم از همون روزای اول یه اخلاق خاصی داشت. تازه اوایل بهتر بود اما الان که هنوز شش ماه نشده از عقدمون میگذره اصلاً خیلی شدت گرفته بی توجهیاش.
    اولاش میگفت من زیاد از پیام دادن خوشم نمیاد خب ما تو دوشهر مجاوریم و همشهری نیستیم و نه من رانندگیم خوبه نه ایشون وسیله دارن اینه که خیلی کم همو میبینیم. کلاً هفته ای یه بار که اونام گاهی وقتا کلاً به مهمون بازی میگذره(برای ماه های اول حرفی نبود اما الان بعد چندماه هنوز همون رویه داره اذیتم میکنه خصوصاً با رفتارای دیگه اش). بعد خب ایشون که از پیام دادن خوشش نمیاد. تلفن هم که میگه اصلاً شرایطش رو نداره بزنه و خوششم نمیاد(رفتارش انگار طوریه که مثلاً من همسر پنهانیشم و این فکر مث خوره مخمو میخوره). خب این یعنی چی؟
    اگه واقعاً نامزدشو دوس داره یعنی نباید یه کم بیشتر براش وقت بذاره؟ مگه این همه روایت نداریم که باید برای همسر وقت گذاشت؟
    کلاً به طور معمول روزی پنج دقیقه به زور برام وقت میذاره با اینکه کارشم تا ساعت دو بعد ازظهره. یعنی هرروز از ساعت دو تا 11 شب فقط 5دقیقه اش به زور حق منه؟

    این از این طرف قضیه.
    بعد وقتایی هم میاد خونمون حرف از تردید داشتن میزنه و حواله میده به ماه های آینده که بعدها برات درددل میکنم الان مشکلم چیه. و همش تاکیدش رو اینه که اونجور که میخواستم نشد. یه دفعه به زور ازش حرف کشیدم و حدس زدم از نظر ظاهر و هیکل و اینها هم خیلی گویا مورد پسندش نیستم.

    من به دلایلی که نمیتونم بگم دچار اضافه وزن زیادی شدم یعنی شوک اضافه وزن یه جورایی. همسرم بشدت لاغره و همیشه سر پرخوری من و هله هوله خوردنم گیر میده.
    و قدم حدود 12-13سانت ازش کوتاه تره (اون کسی همقد خودش رو ترجیه میداده)و پوستمم به همون دلیل بالا، خراب شده و خیلی جوش میزنم کلاً استرس هام هم مزید بر علت شده که بیشتر جوش بزنم.

    و از هر نظر دیگه فکرش رو میکنم دارم مراعاتش رو میکنم اما اون اصلاً نمیبینه. بلکه برعکسشو همیشه به شوخی و جدی میگه.
    میگه اصلاً امن نیستی برام هی میپرسی کجایی و چه میکنی. اصلاً پس انداز نداری و همه اش خرج میکنی! روحیاتت خیلی ضعیفه و...
    تو این چندماه بااینکه مخارجم شاید بیشتر از500تومن شده(من به غیر از قبوض چهارگانه، اجاره خونه و خوراک، بقیه مخارجم با خودمه دوسه سالی هس که اینطوره. البته بابام حرفی نداره اما چون سنم بالا رفته ترجیح دادم کمکش باشم) و تقریباً کلی از حقوقمو برای جهاز و این مخارجم دادم شاید به زور ازش 100تومن هم گرفته باشم.
    یه بار حرفش رو زدم که ازش بیشتر بگیرم همچین سرد برخورد کرد که شخصیتم له شد.

    یا از نظر دلداری دادن وقتایی که خیلی به خودش می پیچه و احساس گناه میکنه خیلی سعی میکنم آرومش کنم اما بیشتر حس میکنم دارخ فکر بد راجع بهم میکنه سکوت های معناداری میکنه.

    یه بار سعی کردم اعتراضمو ملایم بهش بگم اما نشد اینقد داشت بد میشد که کلاً نتونستم خیلی رو اعتراض هام مانور بدم و بحثو جمع کردم عوضش تو خونمون که درجریان مشکلاتمون اوایل بودن بلند بلند جار زدم که همه چی حل شد مبادا کسی فکر بد راجع بهش بکنه.
    الانم دیگه هیچکسی خبر نداره از مسایلمون و همه فک میکنن رابطمون در اوج محبته.
    وقتایی که خسته اس یا شرایطشو نداره اصلاً اصرار ندارم باهم حرف بزنیم و...

    یا شب اول عقد و روز اولی که اومد خیلی دهنش بو میداد اما اصلاً به روش نیاوردم اما در شرایط مشابه من حتی با دهن مسواک زده رفتم پیشش یه ایرادی گرفت!
    بار اول و دوم دست خالی اومد خونمون و من جمعش کردم قضیه رو نخواستم خونوادم بهشون بربخوره چون خیلی حساسن به این مسائل.

    از نظر رابطه هم بخاطر حیای وحشتناکش تقریباً خیلی راضی نیستم اما همیشه وانمود میکنم همه چی خوبه تا یه وقت فک نکنه بی حیام. ما بشدت احساس میکنم اختلاف مزاج داریم. و میترسم اصلاً نیاد باهم بریم مشاوره.

    خدایی اصلاً دوس ندارم ناشکری کنم اما دارم فک میکنم اگه قراره این رفتاراش اونو به سمت جدایی ببره بهتره من پیشقدم بشم و تموم کنمش. حداقل زودتر این دغدغه ها تموم بشه.
    اما از طرفی تا فک میکنم از هم جدابشیم ذهنم و قلبم منفجر میشه.
    من واقعاً دوسش دارم براش وقت میذارم بی منت تاحالا هرکاری داشته و تونستم براش انجام دادم.
    اما من یه کار ازش میخوام خیلی کوچیک اصلاً اهمیت نمیده و فراموش میکنه و...


    کلاً به سرم زده یه چک لیست آماده کنم تمام نکات منفی که در من باعث شده محبتش به من از بین بره بذارم جلوش ببینم واقعاً دلیل بی توجهیاش چیه؟
    ببینم اصلاٌ میتونم اصلاح کنم یا نه؟

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید




  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست






    از کجا بدونم چقدر دوستم داره و چطور محبتش رو بیشتر کنم؟








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما خواهر محترم
    براي راهنمايي بيشتر بفرماييد:
    سن شما و شوهرتان؟
    تحصيلات تان؟
    شيوه آشنايي براي ازدواج؟

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما خواهر محترم
    به توجه به توضيحاتي كه داديد در خصوص اين سؤال چند نكته خدمت تان عرض مي كنم:
    - يك رابطه خوب چندين فاكتور دارد: صراحت + صميميت + احترام متقابل + احترام به خودمختاري طرف مقابل.
    - خودمختاري يعني اين كه افراد احساس خوبي ندارند كه پيوسته تحت كنترل ديگران باشند و بخواهند از ريز تا درشت كارهايشان را براي ديگران توضيح بدهم. كجا بودم، كي رفتم، با كي هستم، تا كي هستم كي خواهم برگشت و....گاهي سؤالات متعدد و پي در پي ناشيانه اين احساس را در ديگري به وجود مي آورد كه او مي خواهد من را در چنگ و كنترل خود بگيريد. بنابراين در گفتگو بايد فوق العاده دقت كنيم و با سخنان خودمان ديگري را در زندان كلمات اسير نكنيم. يعني صراحت خوب است ولي نبايد آزادي طرف مقابل را بگيرد.
    - رابطه شما با شوهرتان شفاف نيست و انتظارات شما از هم مشخص نيست و اين به دليل ارتباط كم شما با هم است دنبال مقصر نگرديد كه تقصير كي است دنبال اين باشيد كه چگونه بايد اين ضعف را از بين ببريد. براي گفتگو در اين باره گفتگوي تلفني، وقتي كه او از راه مي رسد و يا هنگام خداحافظي اصلا وقت مناسبي نيست. وقتي با هم هستيد را به بگو بخند بگذرانيد و از او بخواهيد براي بيان يك مشكل وقتي را در نظر بگيريد و با هم در فضاي آرام در باره انتظارات سخن بگوييد. دقت كنيد. نبايد آن جلسه اختصاص بيابد به سرزنش و گله. از بين عيب ها و نقص هايي كه سراغ داريد يكي را گزينش كنيد و در ان را رابطه سخن بگوييد. نيز دقت كنيد كه همان قدر كه شهوت گفتن داريد شهوت شنيدن هم داشته باشيد.
    - بين احساس مثبتي كه ما به خودمان داريم و احساس مثبتي كه به ديگران داريم همبستگي وجود دارد. اگر احساس و تصوير و خودپنداره خوبي نسبت به خود نداشته باشيم ديگران را هم مثبت ارزيابي نمي كنيم. و گاهي هم براي اين كه احساس مثبتي نسبت به خود نداريم براي مقبول شدن به ديگران باج مي دهيم يعني پيوسته نگران هستيم كه ديگري ما را تأييد كند و احساس ارزشمندي نداريم و در نتيجه اعتمادبه نفس مان پايين مي آيد. براي رفع مشكلات بايد احساس ارزشمندي را در خود افزايش دهيم با خود و توانايي هاي بالقوه و بالفعل و تجارب مثبت و فطري خود آشنا شويم و يا آشتي كنيم. وقتي ما در خود احساس ارزشمندي كرديم ديگران هم برايمان ارزش قائل مي شود با ما بودن را غنيمت مي دانند نه اتلاف وقت.
    براي افزايش احساس ارزشمندي
    تقويت ارتباط عميق با خدا ( تلاوت روزانه قرآن كم ولي مستمر، توجه به نماز اول وقت و...)
    توجه به توانايي ها و هنرهايي كه بلد هستيم و مرور آنها
    ارتباط با دوستان معنوي و مفيد
    توجه به نعمت دينداري
    تمركز بر تجارب مثبت گذشته (ريز و درشت)
    ورزش كردن به خصوص ورزش گروهي مستمر ( يكي از فوايد ورزش اين است كه احساس مثبت ما نسبت به اندام خودمان را افزايش مي دهد)
    كمك از پتانسيل هاي ماه مبارك رمضان براي تقويت خودكنترلي و افزايش قدرت اراده
    برنامه ريزي در زندگي به صورت مكتوب
    افزايش هنرها و مهارت هاي زنانه
    افزايش اطلاعات عمومي معتبر


    شادابي چهره
    انسان موجودي است سه ساحتي، روح، روان، و جسم. اين ابعاد با هم در تعامل هستند از هم اثر مي‌پذيرند و بر هم اثر مي‌گذارند. در حديث زير تأثير تغذيه بر شادابي ظاهري و رواني نمايان است.
    پيامبر اعظم (ص) فرمودند: برادرم عيسي (ع) از شهري مي گذشت که زن و مردي را ديد که بر سر هم فرياد مي کشند
    حضرت فرمود چه شده است؟
    مرد گفت: اي پيامبر خدا ايشان همسر من است و او را مشکلي نيست زني درستکار است، اما دارم از او جدا مي شوم.
    حضرت فرمود: چرا؟
    مرد گفت: بي‌آنکه کهنسال شود، چهره اش از طراوت افتاده است.
    حضرت گفت: اي زن مي‌خواهي چهره ات پر طراوت شود.
    زن گفت: بله اي پيامبر،
    حضرت فرمودند:چون غذا مي‌خوري از سير شدن حذر کن.
    آن زن چنان کرد و ديگر بار چهره اش طراوت يافت.[1]
    پي نوشت ها:

    -------------------------------------------------
    1.
    أَنَّ النَّبِيَّ «صلی الله عليه ‏و‏آله» قَالَ مَرَّ أَخِي عِيسَى «علی ­نبینا وآله ­وعلیه ­السلام» بِمَدِينَةٍ وَ فِيهَا رَجُلٌ وَ امْرَأَةٌ يَتَصَايَحَانِ فَقَالَ مَا شَأْنُكُمَا قَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ هَذِهِ امْرَأَتِي وَ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ صَالِحَةٌ وَ لَكِنِّي أُحِبُّ فِرَاقَهَا قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَلَى كُلِّ حَالٍ مَا شَأْنُهَا قَالَ هِيَ خَلَقَةُ الْوَجْهِ مِنْ غَيْرِ كِبَرٍ قَالَ لَهَا يَا مَرْأَةُ أَ تُحِبِّينَ أَنْ يَعُودَ مَاءُ وَجْهِكِ طَرِيّاً قَالَتْ نَعَمْ قَالَ لَهَا إِذَا أَكَلْتِ فَإِيَّاكِ أَنْ تَشْبَعِينَ لِأَنَّ الطَّعَامَ إِذَا تَكَاثَرَ عَلَى الصَّدْرِ فَزَادَ فِي الْقَدْرِ ذَهَبَ مَاءُ الْوَجْهِ فَفَعَلَتْ ذَلِكَ فَعَادَ وَجْهُهَا طَرِيّاً.(علل الشرايع، ص497)
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۳/۳۰ در ساعت ۱۰:۳۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    213
    حضور
    5 روز 13 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    930



    سلام
    این نظر شخصی ام است !!! همسر شما درونگرا هست و از نظر مالی هم به مشکل برخورده است.

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    یه دفعه به زور ازش حرف کشیدم و حدس زدم از نظر ظاهر و هیکل و اینها هم خیلی گویا مورد پسندش نیستم.
    من به دلایلی که نمیتونم بگم دچار اضافه وزن زیادی شدم یعنی شوک اضافه وزن یه جورایی. همسرم بشدت لاغره و همیشه سر پرخوری من و هله هوله خوردنم گیر میده.
    و قدم حدود 12-13سانت ازش کوتاه تره (اون کسی همقد خودش رو ترجیه میداده)و پوستمم به همون دلیل بالا، خراب شده و خیلی جوش میزنم کلاً استرس هام هم مزید بر علت شده که بیشتر جوش بزنم.

    دختر خوب درمان چاقی دست خودته دیگه

    با اراده تمام و تلاش سعی کن خودتو به وزن ایده آل برسونی

    جنس مونث تمام جذابیتش توی هیکل و اندامشه

    شما به دلیلی که گفتی نمیتونی بگی چاق شدی

    تازه هله هوله هم میخوری

    ینی رسما داری خودت خودتو نابود میکنی

    تمام جذابیت زنانه ات رو با دو پاکت چیپس و چهار تا بستنی عوض میکنی

    نکن این کارو


    از همین امروز تصمیم بگیر که وزن کم کنی

    یکی از دوستای من مشکل مشابه شما رو داشت

    شوهرش رسما تو صورتش میگفت به خاطر هیکل چاقت هیچ حسی بهت ندارم

    باورت میشه دوستم توی یه ماه قوت قالبش شد بیسکویت ساقه طلایی + شیر ؟؟؟
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    سلام
    من یک پسر هستم و شاید دلیل این جریان رو بدونم...
    البته شاید...
    شاید واقعا دارم چرت میگم
    ولی وضع حجابا خیلی خراب شده... خیلی...
    نمیدونید چقدر آرایش میکنن....
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss Chadoriii نمایش پست ها
    دختر خوب درمان چاقی دست خودته دیگه

    با اراده تمام و تلاش سعی کن خودتو به وزن ایده آل برسونی

    جنس مونث تمام جذابیتش توی هیکل و اندامشه

    شما به دلیلی که گفتی نمیتونی بگی چاق شدی

    تازه هله هوله هم میخوری

    ینی رسما داری خودت خودتو نابود میکنی
    نیگا گفتند به دلایلی که نمیتونن بگن دچار اضافه وزن شدند
    ممکنه مجبور هستند دارویی مصرف کنند که چاقی از عارضه های اون داروئه
    یک احتمال اینه
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    من به دلایلی که نمیتونم بگم دچار اضافه وزن زیادی شدم


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    نقل قول نوشته اصلی توسط تسنیـم نمایش پست ها
    نیگا گفتند به دلایلی که نمیتونن بگن دچار اضافه وزن شدند
    ممکنه مجبور هستند دارویی مصرف کنند که چاقی از عارضه های اون داروئه
    یک احتمال اینه
    حتی اگه این هم باشه باز راه چاره داره

    نباید راحت قبول کرد که خب چاقی عارضه ی دارومه پس بیخیال

    چاقی واسه یه خانم مثه سم میمونه
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط شبـنم نمایش پست ها
    تازه داری امتحان میکنی اصلاحش کنی !!!!
    واقعا اینقدر ارزش داره
    این همه اعصاب خردکنی این همه بی توجهی
    واقعا شما هم بیکارید
    نونت نبود آبت نبود ازدواج کردنت با چنین فردی چی بود
    این با خودش درگیره چطور میخواد شما رو خوشبخت کنه
    خانم یا آقای جوان
    لطفا اینقدر راحت حرف های نا امید کننده نزدید خصوصا به بنده های خدایی که مشکلشون رو به امیدی اینجا مطرح میکنند.
    از شما متشکرم

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود