صفحه 1 از 91 1231121314151 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر قرآن برای نوجوانان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208

    راهنما تفسیر قرآن برای نوجوانان




    سلام علیکم
    به نظرم آمد برای این که اسکی های نوجوان بتوانند بهره بیشتری از سایت ببرند بر آن قسمت از جملات قرآنی که فهمش کمتر نیازمند دانستن مقدمات است، به قلم ساده توضیحی نوشته شود!
    همچنین این مباحث می تواند برای مربیانی که با نجوانان کار قرآنی انجم می دهند راهگشا باشد!
    ظاهرا فهم حدود سیصد جمله از قرآن بسیار ساده است! در عین کاربردی بودن، نیازمند هیچ مقدمه دانشی خاصی نیست!
    ان شاء الله خداوند یار باشد در هر روز، یکی از آیات به زبانی که نوجوانان آن را براحتی بفهمند، توضیح داده و تفسیر خواهد شد!
    ان شاء الله این کار را با آغاز ماه رمضان شروع می کنیم!
    اگر دوستان نظر خاصی دارند ارائه دهند تا در این رزوهای باقی مانده تا ماه مبارک بتوان این نظرات را بررسی قرار داد!



    ویرایش توسط روح بخش : 1394/03/20 در ساعت 12:28


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    آغاز با نام خدا
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (فاتحه: 1)
    بنام خداوند بخشنده و مهربان!
    دوست عزيز سلام.
    در اين مجموعه خدا با تو سخن مي­گويد! شيرين است نه؟ معلوم است كه شيرين است. اصلا شيرين­تر از اين هم مگر مي­شود؟!
    آیا خدا دارد با من سخن مي­گويد؟!. چه جالب!
    بله! او با تو سخن مي­گويد. او به تو مي­گويد چه كارهايي را انجام بده و مواظب باش چه كارهايي را انجام ندهي.
    از اين بهتر نمي­شود! خدا مثل يك دوست كه بهتر از هر دوستي، مثل پدر، مادر، معلم، خلاصه چه بگويم بهتر از هر كسي با تو مهربان است. او رحمان و رحيم است. يعني هميشه به تو، به من، به همه رحم مي­كند.
    خدا خوب­ترين­هاي جهان را مأمور كرده است كه سخنانش را براي تو توضيح دهند. آن­ها پيامبران و امامان هستند و باز به ديگر انسان­هاي خوب دستور داده است كه در هر زمان، و با هر كس، با توجه به سن و سوادشان تعاليم قرآن مجيد و احاديث امامان را برايشان باز كند و راهنماييشان نمايد.
    آيا اين همه دلسوزي كافي نيست كه آدم يقين پيدا كند كه او خیلی مهربان است؟!
    خدايا! هر چه دارم از توست و من هر كاري را كه بخواهم انجام دهم، به ياد مهرباني­هايت، نام تو را بر زبان خواهم آورد.
    دوست من! من هم دوستيم را با نام خداوند بخشنده و مهربان آغاز مي­كنم.
    آنچه در اين مجموعه مطالعه خواهي كرد، توضيحي مختصر در باره آياتي از قرآن مجيد است كه به تناسب سن نوجواني برگزيده شده است.
    چون آياتي كه تو به خوبي از پس فهمشان برمي­آيي خيلي زياد است، من هم مجبور شدم توضيح اين آيات را در چند جلد كتاب بياورم. نمي­دانم چند جلد مي­شود، ولي تلاش مي­كنم، مختصر حرف بزنم كه حوصله­ات سر نرود.
    اگر بعضي وقتها ديدي كه نتوانستم طوري حرف بزنم كه متناسب سن تو باشد من را ببخش. من هنوز يادم هست كه در سن تو كه بودم دوست داشتم با من چه جوري حرف بزنند.
    البته زمانه فرق كرده و نوجوان­ها فهمشان خيلي زياد شده، نمي­دانم آيا مي­توانم آن طور كه دلبخواهشان است با آن­ها ارتباط بر قرار كنم؟ آيا موفق خواهم شد به سهم خودم آن­ها را با قرآن مأنوس كنم و دستشان را در دست قرآن بگذارم؟
    الهي كه بتوانم. تو هم دعا كن كه بتوانم.
    خدا را چه ديدي يك وقت ديدي روز قيامت دست من را هم گرفتي و به خدا گفتي: «اين هم با من بيايد بهشت، او من را با قرآن مأنوس كرد» خدا هم بگويد:
    «باشد قبول».



  4. #3

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    بدون ترس، بدون اندوه!
    مَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره: 38)
    هرکس از سخنان من پیروی کند نه دیگر ترسی دارد و نه اندوهی!
    *
    آدم­ها هر چه بيشتر با خدا باشند و گوش به حرف­هايش بدهند كمتر از چيزي مي­ترسند و يا به خاطر چيزي غمگين مي­شوند. خاصيت ديندار بودن همين است.
    ممكن است تو از يكي از همكلاسي­هايت كه قلدر كلاس است بترسي و به همين خاطر مجبور شوي براي او كارهايي انجام دهي حتي كارهاي بد! هميشه هم آرزو كني:
    «اي كاش مي­توانستم مقابلش بايستم و نظرم را درباره­اش با صداي بلند بگويم، به او بگويم كه چقدر از كارهايش بدم مي­آيد».
    ولي خب هيچ وقت به اين آرزويت نمي­رسي. چون ترسو هستي خودت هم اين را مي­داني، به همين خاطر هي خودت را سركوفت مي­زني و به خودت مي­گويي: «خيلي آدم ترسويي هستي! بيچاره! از پسِ اين پسره قلدر بر نمي­آيي!».
    ممكن است تو، خيلي وقت­ها يا بعضي وقت­ها، غمگين باشي. شايد يك روز، دو روز و يا حتي چند روز دلت گرفته باشد و احساس افسردگي كني. انگار صد تا كشتي داشتي و همه غرق شدند. نه حال درس خواند داري و نه تو كلاس ورزش خوب ورزش
    مي­كني. فقط به خاطر وقت كشي، مي­افتي جلوي تلويزيون و يا مي­چسبي به بازي­هاي رايانه­اي. خيلي هم لذت نمي­بري چون مي­داني كارت اين نيست، بايد به كارهاي اصلي­ات مشغول شوي. ولي كو حال؟!
    حالا اين كه هي مي­گويم «تو»، نه اين كه من اين طور نباشم، نه، منم گاهي مي­ترسم و يا غمگين مي­شوم، پدر و مادرت هم اينطور هستند. اصلا انسان­ها اين طوري هستند. مهم اين است كه چاره چيست؟ چكار بايد كرد؟.
    همانطور كه اول گفتم، هر كس بيشتر به حرف­هاي خدا گوش دهد كمتر دچار اين حالت­هاي بد مي­شود. اصلا خدا در قرآن دنبال همين است كه آدم­ها را از ترس و اندوه نجات دهد.
    آياتي كه در اين مجموعه مطالعه خواهي كرد و درباره­اشان توضيحاتي را خواهي خواند، به تو كمك خواهند كرد كه كارهايي را انجام دهي و احساس­هايي را داشته باشي كه به خدا نزديك شوي، نزديك و نزديك­تر.
    هر كس به خدا نزديك شود ديگر از چه چيزي مي­خواهد بترسد؟! خدا پشتيبان اوست.
    هر كس به خدا نزديك شود دلش پر از شادي و قدرت مي­شود ديگر چه چيز مي­خواهد او را غمگين كند؟! خدا به او لبخند مي­زند.
    وقتی خدا با من است همه قدرتها, آرامش ها, عزّتها, با من است.
    وقتی خدا با من است شیطان و همه زشتیهایش دیگر با من نخواهد بود.
    وقتی تو به توصیه های خدا اهمیت بدهی خدا با تو خواهد بود و تو هم با خدا خواهی بود و این اصل هدف آفرینش توست.
    آخ كه چقدر شادم! خدا با من است.



  5. #4

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    قرار با خدا
    أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ (بقره: 40)
    به عهدی که با من بستید وفادار بمانید تا من هم به عهدی که با شما بستم وفادار بمانم!

    به خدا مي­گويي:
    خدايا اگر در اين امتحان كمك كني قول مي­دهم که ...
    خدايا اگر اين بار آبرويم را حفظ كني قول مي­دهم که ...
    خدايا اگر مادرم را خوب كني قول مي­دهم که ...
    خدايا اگر ... قول مي­د­هم که ...
    از اين حرف­ها خيلي­ها با خدا مي­زنند، حالا هركس طبق مشكلاتي كه در زندگي دارد. از تويِ نوجوان گرفته تا پدر بزرگت. از يك آدم فقير گرفته تا ثروتمند و خيلي پولدار. زن، مرد، با سواد، بيسواد، ديندار، بي­دين، آسيايي، اروپايي، خلاصه همه آدم­ها.
    خب تا اينجاي قصه بد نيست. بالاخره آدم­ها از خدا كمك مي­خواهند و خدا هم كمكشان مي­كند. ولي جاي جالب قصه اين جاست كه خيلي از همين مردم، به قول و قراري كه با خدا گذاشته­اند عمل نمي­كنند. به همين خاطر وقتي كه دوباره دچار مشكلي مي­شوند خدا مثل دفعه قبل، زود كارشان را راه نمي­اندازد!.
    خدا مي­گويد: «اگر به قول و قرارتان با من عمل نكنيد، من هم كه قول دادم دعايتان را مستجاب كنم، اين كار را نمي­كنم. چطور وقتي با يكي از بندگانم قرار مي­گذاريد، تلاش مي­كنيد به آن پايبند باشيد، چون مي­دانيد كه اگر پايبند نباشيد ضرر مي­كنيد، چرا وقتي نوبت من مي­شود اينقدر بد قول مي­شويد؟ يعني اين رسمش هست؟!. من خداي شما هستم! اينقدر در حقتان مهرباني كردم، حالا اين دست مزد من هست؟! ...»
    هر چند خدا خيلي مهربان هست. اگر اين بار درست و حسابي قول بدهي كه هر چه با او قرار گذاشتي به آن عمل كني و از شكستن قول و قرارهاي قبلي­ات واقعاً پشيمان باشي خدا كمكت خواهد كرد و باز با تو دوست مي­شود. ولي بايد مواظب باشي كه خدا همه­ي قلبت را مي­خواند، يه وقت به خدا كلك نزني.
    قول هایی که تو به خداوند می دهی یک قسمش مربوط می شود به ترک کارهای زشتی که گاهی انجام می دادی و یک قسمش مربوط می شود به انجام کارهای نیک.
    قولی که در رابطه با انجام کارهای نیک می دهی مواظب باش که طبق توانت باشد. قول کاری را ندهی که برای اجامش خیلی به زحمت می آفتی چون این چنین قولهایی اصلا ضمانت اجرا شدن ندارد.
    بعضی ها نذر می کنند که فلان مقدار روزه بگیرند و یا روزی فلان مبلغ صدقه بدهند و یا فلان قدر قرآن بخوانند و یا نذرهای دیگر. در همه این موارد باید طبق توانت نذر کنی. خداوند کریم است. به حجم بالایی کار خوب نگاه نمی کند بلکه به صفای دل کسی که کار خوب می کند نگاه می کند. مهم این است که کارت را برای خدا انجام دهی نه برای این که تشویق شوی.
    ای کریم! ای مهربان! ای دوست! ای همه زیباییها! با وفا نبودم تو با وفا باش! خودت گفتی بدی را با خوبی پاسخ بگویید!
    ای خدا! دستانم را با همه لطفت بفشار! و آنها را هیچ وقت رها مکن!



  6. #5

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    نماز جماعت
    اِرْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ. (بقره: 43)
    همراه با رکعو کنندگان رکوع کنید!
    نماز كه مي­خواني؟ خب الحمد لله، نماز جماعت چي؟ بعضي وقت­ها كه نمازت را به جماعت مي­خواني؟ خب باز هم الحمد لله. مي­داني نماز جماعت چه خاصيتي دارد؟
    وقتي عده­اي جمع مي­شوند يكجا و با هم نماز مي­خوانند اعلام مي­كنند كه نمازخوان­ها زياد هستند. اعلان مي كنند كه بعضي فكر نكنند چون خودشان نماز نمي­خوانند، پس خيلي­هاي هم مثل خودشان هستند! و به اين وسيله وجدانشان را راحت كنند. نخير اين طور نيست.
    خيلي از نوجوان­ها شكر خدا نماز مي­خوانند. شايد بعضي وقت­ها تنبلي كنند يا بگويند ما هنوز تكليف نشديم، ولي همان­ها هم خيلي وقت­ها نماز مي­خوانند.
    وقتي اين طور شايعه مي­شود كه يك كار خوبي كمتر مورد توجه قرار گرفته است، بايد آن­هايي كه اين كار خوب را انجام مي­دهند علني اين كار را انجام دهند تا اين شايعه دروغ از بين برود.
    به همين خاطر گفته شده است كه كارهاي واجب را علني و كارهاي مستحبي را مخفيانه انجام دهيد.
    پس نماز جماعت يك شعار است، شعار مسلماني، شعار اين كه خيلي­ها با خدا ارتباطشان را حفظ كرده­اند.
    بايد كاري كرد كه آدم­هايي كه ارتباطشان را با خدا قطع كرده­اند خيال نكنند در اكثريت هستند، خير، آن­ها در اقليت هستند، تعدادشان كم است. شيطان در گمراه كردن انسان­ها شكست خورده است. خدا، دين، معنويت و خوبي، هميشه پيروز است و كسي نمي­تواند اين­ها را شكست بدهد.
    هرچه شيطان­ها شايعه ­كنند كه خدا شكست خورده است، انسان­هاي با خدا، بايد با علني كردن خوبي­هايشان، اين شايعات را بيشتر از بين ببرند. بالاخره تبليغات اثر دارد. شايد بعضي، اين شايعات باورشان بشود و در انجام خوبي­ها سست شوند. بايد اثر اين تبليغات را از بين برد.
    و تو با نماز جماعتي كه مي­خواني به سهم خودت، جلوي اين تبليغات را مي­گيري. چقدر كار ارزشمندي انجام مي­دهي!.
    خوشا به حالت! براي ما هم دعا كن!
    خاصیت دیگر نماز جماعت این است از حال دیگران با خبر می شوی. مسجد محلی برای احوال پرسی بچه های با ایمان است. وقتی می بینی فلانی چند وقتی است به نماز جماعت نمی آید می روی سراغش شاید مریض باشد, شاید رفیق بدی گیرش آمده و به همین خاطر دیگر میل آمدن به مسجد و نماز جماعت ندارد.
    خاصیت دیگر نماز جماعت این است که یاد می گیری که از امام اطاعت کنی. امام جماعت سمبول امام معصوم و ولی فقیه است. هر وقت او به رکوع و سجده رفت تو هم برو و هر او سر برداشت تو هم سر بردار! نه زودتر نه دیرتر.
    مؤمن زرنگ است با یک تیر چند نشان می زند. احکام اسلامی هم اینگونه است. هر کدامش چند هدف را تعقیب می کند.
    خدایا از مسلمان بودن خود, بسیار خوشحالیم.



  7. #6

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    خودت را از یاد مبر
    أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَكُم (بقره: 44)
    آیا مردم را به نیکوکاری امر می کند و خودتان را فراموش کرده اید؟!

    ممكن است تو خيلي وقت­ها برادر و خواهرت را نصيحت كني، چه كار خوبي، هميشه اين كار را بكن! حتي مي­تواني دوستانت را هم نصيحت كني. اگر كار بدي كردند بگو: اين كار بدي است خدا خوشش نمي­آيد، ديگر اين كار را نكنيد و وقتي كار خوبي انجام دادند به آنها بگو: كارتون حرف نداره! چه دوستاي خوبي! چه داداش خوبي! چه خواهر ماهي!
    ولي بعضي وقت­ها نصيحت­هاي ما اثري ندارد. مي­داني چرا؟ چون خود ما به آنچه مي­گوييم عمل نمي­كنيم!
    هي به اين و آن مي­گوييم: اين كار را بكنند، اين كار را نكنند، اين كار خوبي است، اين كار بدي است، چرا اين كار را كردي؟! نبايد اون كار را مي­كردي؟! بشين! پاشو! بيا! نيا! بخور! نخور! بخواب! نخواب! چقدر مي­خوابي؟! چقدر مي­خوري؟! چقدر حرف مي­زني؟! دست نزن! برو كنار! داد نزن! دهنت را ببند! بچه بد! شيطوني نكن! ...
    بابا بسه ديگه، طرف خفه شد! اين­قدر كه به ديگران، بكن و نكن مي­گويي، كمي هم به خودت بگو! هر بار كه ديگران را نصيحت مي­كني بايد دو بار خودت را نصيحت كني!
    با گفتن، مردم یاد می گیرند؛ ولی با عمل، مردم تربیت می شوند. وقتی به اطرافیانت مطلب خوبی را می گویی آنها اگر آن را ندانند یاد گرفته و اگر یاد داشته باشند برایشان یادآوری می شود. اتفاق دیگری نمی افتد. ولی وقتی از تو کار خوبی را می بینند, این طور نیست که فقط یاد بگیرند بلکه تربیت می شوند. تربیت یعنی تغییر کردن شوق و علاقه.
    اگر تربیت مثبت باشد شوق به کارهای خوب ایجاد می شود و اگر تربیت منفی باشد, شوق به کارهای بد به وجود می آید.
    هدف از همه موعظه کردنها و امر به معروف کردنها و این همه حرف زدنها این است که افراد تربیت مثبت شوند. یعنی شوق در میل به خوب بودن در آنها ایجاد شود.
    وقتی اطرافیانت تو را ببینند که اصلا دروغ نمی گویی و یا اصلا حرف بد نمی زنی و یا اصلا پدر و مادرت را آزار نمی دهی آنوقت اگر با یک جمله ساده به دیگری تذکر بدهی که دروغ نگو! حرف زشت نزن! گوش به حرف والدینت بده! آن دیگری سریع قبول می کند.
    ولی اگر خدای نکرده اگر تو این گونه نباشی و از طرفی هم مدام به اطرافیانت تذکر می دهی و هدف را هم این می گویی که می خواهم آنها را تربیت کنم خب دیگر نمی شود مطمئن بود تا واقعا در پی تربیت آنهایی. بیشتر به نظر می رسد تو می خواهی با این موعظه کردنهایت خودت را مطرح کنی و بگویی من آدم خوبی هستم من به فکر شمایم خب اگر به فکر بقیه هستی چرا به فکر خودت نیستی؟! مگر خودت را دوست نداری؟!
    خدایا شیطان من را فریب می دهد, مدام این کار را می کند!
    خدایا می خواهم من را مردم بیشتر به کارهای خوب بشناسند تا به حرفهای خوب!
    خدایا کمک می کنی؟ حتما کمکم خواهی کرد! من باور دارم!



  8. #7

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    صبور باش!
    اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ (بقره: 45)
    از صبر و از نماز کمک بگیرید!

    هر وقت دچار مشكلي شدي مواظب باش با تصميم غلط، مشكلت را بيشتر نكني. كافي است كمي صبر كني مثلا يك ساعت يا بيشتر، بستگي دارد مشكلت چقدر مهم باشد.
    هر چه مشكل بزرگتر باشد بايد بيشتر صبر كرد، بيشتر فكر كرد تا خدا راه حل را نشان دهد.
    با غرّ زدن و داد زدن و يا با غمگين شدن و سر را روي زانو گذاشتن، كاري درست نمي­شود كه بدتر هم مي­شود.
    اين­قدر از اين مشكلات و بزرگتر از آن در زندگي هست كه اين مشكل تو در مقابل آن­ها چيزي نيست. ولي همه آن­ها حل مي­شود باور كن!
    اگر اين را باور كني از جايت بلند مي­شوي، مي­روي وضو مي­گيري و بعد دو ركعت نماز مي­خواني و با خدا در دل مي­كني آنوقت مي­بيني كه ...
    نسيمي، پنجره­اي را به آرامي باز مي­كند و نوري ملايم از آن به داخل اطاق مي­خزد و فكرت ناگهان روشن مي­شود.
    چيه چشمهات مي­خنده؟! راه حل مشكلت را فهميدي؟! الهي شكر.
    اصلا آمدیم در دنیا تا هی دچار مشکل شویم و بعد با فکر خودمان و با مشورت با دیگران و استفاده از علم و دانش راه حل آن را بیابیم و با تقویت نیروی صبر و حوصله در خود و با استمداد از خداوند آن مشکل را حل کنیم.
    یک مشکل که حل شد چشم انتظار مشکل بعدی باشیم. و باز مشکل بعدی و مشکل بعدی بعضی وقتها هم چند مشکل با هم ما را به مبارزه دعوت می کنند و ما هم باید دعوتشان را قبول کنیم.
    آماده بودن برای مشکلات ما را در مقابل آنها قوی می کند. اگر باورمان بشود که وظیفه ما در دنیا همین است, دیگر وجود مشکلات و مبارزه با آنها می شود یک کار روزانه و ما از آن شکایتی نخواهیم داشت.
    البته در دنیا استراحت هم می کنیم ولی به اندازه فاصله بین دو رینگ مسابقه! وقتی با کمک مربیان کمی خستگی از تنمان رفت و تذکرات لازم را شنیدیم با توان و تجربه ای بیشتر وارد رینگ بعدی می شویم.
    البته بعضی از انسانها شاید هیچ مشکلی در زندگی نداشته باشند و یا بسیار مشکلاتشان کم باشند, آنها مثل شاگردهای تنبلی هسند که معلم می داند کار کردن روی آنها هیچ فائده ای ندارد و یقینا مردود خواهند شد. بعضی مردود شدنشان در آزمون جهان هستی یقینی شده است. پس رها شده اند تا مثل حیوانات در این جهان بچرند و خوش باشند. دنیا بهشت آنهاست هرچند برای دیگران مثل زندان است.
    وه چه زیباست! که من و تو مردود این کلاس نیستیم و مدام از ما آزمون می گیرند و به ما امیدوارند یک مشکل را حل می کنیم معمایی دیگر را برایمان طراحی می کنند.
    وه چه شادم! که از چشم خدایم نیافتادم. بزرگم می پندارد و کوچک حسابم نمی کند!

    ویرایش توسط روح بخش : 1394/04/05 در ساعت 01:08


  9. #8

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    اسرار فاش می شود!
    اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ. (بقره: 72)
    خداوند آنچه را پنهان می سازید بیرون می آورد!

    به قول آن شاعر، چرا عاقل كند كاري كه باز آيد پشيماني؟ چرا؟ ها چرا؟
    چرا بايد كار زشتي انجام شود كه بعد آدم هي نگران اين باشد كه نكند يك وقتي رسوا شود.
    كارهاي زشتي كه خدايي نكرده انجام مي­دهي اگر ربط به ديگران داشته باشد، مثل اين كه آدم بي­گناهي را متهم كرده باشي، يعني كار بدي را خودت انجام داده باشي، ولي به گردن ديگري انداخته باشي، يقين بدان كه رسوا خواهي شد، زيرا خدا يار مظلوم هست و تو با متهم ساختن ديگري به او ظلم كردي. اگر مي­خواهي آبرويت نرود بايد آن فرد را راضي كني و از او عذر خواهي كني و به بقيه هم بگويي كه شيطان تو را گول زده و بي­جهت فلاني را متهم كرده­اي.
    يعني اگر خودت، خودت را رسوا كني، آبرويت نمي رود، زيرا خدا دل ديگران را نسبت به تو مهربان مي­كند.
    ولي اگر كار زشتي كه انجام دادي ربطي به ديگري نداشته باشد، اگر مي­خواهي ديگران متوجه نشوند، بايد ديگر اين كار را نكني و از خدا بخواهي تا تو را ببخشد. ولي اگر خداي نكرده با خاطر جمعي همچنان به زشتي­هايت ادامه دهي، آن وقت بدون اين كه انتظارش را داشته باشي رسوا خواهي شد. يعني خدا كاري مي­كند تا ديگران بفهمند.
    از همه اين حرفها گذشته، همانطور كه اول هم گفتم چرا عاقل كند كاري كه باز آيد پشيماني؟! از اول جلوي فريب شيطان را بگير تا اين همه دردسر به سراغت نيايد.
    آبرو مهمترین چیزی است که انسان دارد. حیوانات چیز به نام آبرو نمی شناسند. لذا رسوایی هم برایشان معنی ندارد. ولی انسان بزرگترین دارائیش آبرو و عزّت اوست. این که به او اهمیت بدهند و به حرفش اعتماد کنند.
    گناهان پی در پی باعث می شود تا طشت رسوایی انسان از بوم بیافتد و صدایش همه جا برسد و همه بفهمند ما چه کردیم.
    حتی ممکن است خداوند فرشته ای به صورت انسان میان اطرافیان ما بفرستد و آن فرشته ما را لو بدهند و به دیگران بگوید ما چه کردیم!
    وقتی کسی خیلی گناه بکند گستاخ شده و آن احتیاط های قبل را ندارد. همین بی احتیاطی ها او را رسوا خواهند نمود.
    وقتس سخن از رسوایی زده می شود این نیست که آدم نسبت ب گی گناهاش رسوا شود! خیر! وقتی آدمها متوجه شوند ما فلان کار زشت را انجام دادیم سریع با خودشان حساب می کنند که این فرد حتما بارها این کار را انجام داده که حالا رسوا شده است!
    همین الان که هنوز آبرویمان محفوظ است اگر خدای نکرده کار زشتی را انجام می دهیم با خداوند عهد کنیم که آن را ترک کنیم و از او بخواهیم در ترک آن کمکمان کند و یقین بدانیم که او کمکمان خواهد کرد.
    پشیمانی بعد از آبروریزی فائده ای ندارد چون دلیل پشیمانی آبروریزی است که شناخت نسبت به زشتی گناه.



  10. #9

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    خدا خوش وعده است!
    لَن يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَه‏ (بقره: 80)
    هر گز خداوند خلاف وعده اش عمل نمی کند!

    خدا وقتي قراري با تو بگذارد يقيناً به آن عمل مي­كند. وقتي مي­گويد: «اگر اين كار را انجام بدهي من آن كار را خواهم كرد»، سر حرفش هست.
    مثلا خدا مي­گويد: «از كسي در حق تو بدي كرد از او بگذر و او را ببخش! اگر اين كار را بكني من هم از بدي­هايت مي­گذرم، كاري مي­كنم كه شيطان نتواند به راحتي تو را فريب دهد و تو گولش را بخوري و دوباره برگردي به همان بدي­ها».
    يا مثلا مي­گويد: اگر هميشه كمي از پول تو جيبي كه از پدر و مادرت مي گيري براي دادن به نيازمندان كنار بگذاري من كاري مي­كنم كه بيشتر پول گيرت بياد».
    يا با تو قرار مي­گذارد كه: «اگر رازي از كسي شنيدي و او را رسوا نكردي، من هم نمي­گذارم كسي رازهايت را به بقيه بگويد».
    خداوند به خوبها وعده های خوب و به بدها وعده های وحشناکی داده است و سر وعده خود نیز هست.
    خداوند فرموده است وقتی نیازمندی نیاز به پول داشت به او پول قرض بدهید آنهم قرض الحسنه نه قرض ربوی. قرض ربوی این است که او را ملزم کنید تا وقتی می خواهد پول را برگرداند حتما مبلغی را به آن اضافه کند. مثلا هزار توان را بعد از یکماه هزار و پانصد تومان برگرداند.
    خداوند در قرآن فرموده است وقتی به او قرض الحسنه دهید و در مقابل این قرض چیزی از او نگیرید من به شما ربا خواهم داد آنهم تا هفتصد برابر و حتی بیشتر از آن. ولی اگر رباخواری کنید من برکت آن چولی را که گرفته اید از بین می برم یعنی شما در زندگی آنقدر دچار مشکلات می شوید که باید چندین برابر آن پول را خرج کنید تا شاید مشکلاتتان رفع شود.
    ما با مطالعه در زندگی اطرافیانمان می توانیم این واقعیت را بخوبی درک کنیم که آنهایی که با ربا خواری زندگی می کنند زندگی فلاکت باری دارند و آنها که با قرض دادن به دیگران به آنها کمک می کنند از زندگی پر برکت و آبرومندی برخوردار هستند. این یعنی همان وعده خداوند.
    خداوند وعده داده است که از راه معصیت نمی توانید به آرزوهای خودتان برسید. تنها راه رسیدن به آرزوها این است که از راه درست آن وارد شوید. کسی با دروغ گفتن نمی تواند خودش را از رسوایی خلاص کند. الان اگر با دروغ گفتن خودش را خلاص کند چند وقت دیگر آبرویش به وسعت بیشتری خواهد ریخت.
    با تقلب کردن هم نمی شود در درس موفق بود. شاید مدرک تحصیلی را بگیرد ولی این مدرک برای او فائده ای ندارد. اگر فردی درست درس بخواند می تواند مدرک واقعی بگیرد و هرجا که برود می تواند شغل مناسبی هم داشته باشد.
    خداوند وعده داده است که هرکسی من را خیرخواه خودش بداند و به دستورات و توصیه های من عمل کند زندگی خوبی در دنیا و بخصوص در آخرت خواهد داشت.
    وعده های خدای مهربان را جدی بگیر!



  11. #10

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,698
    صلوات
    8441
    حضور
    11 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    26
    آپلود
    141
    گالری
    208



    زیبا بگو!
    قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً (بقره: 83)
    با مردم زیبا سخن بگو!

    با اطرافيانت قشنگ صحبت كن! همانطوري كه دوست داري با تو قشنگ حرف بزنند.
    خصوصا وقتي ديگران ناراحت هستند بايد بيشتر دركشان كني و با آن­ها ملايم­تر صحبت بكني. نبايد مثل خود آن­ها، با داد و بيداد پاسخشان را بدهي، زيرا اين مشكل را بيشتر مي­كند!
    قشنگ سلام كن! زيبا احوال پرسي كن! ياد بگير مثل آدم بزرگ­ها،­ از كلمات مختلفي استفاده كني. شايد اولش همسن و سالهايت مسخره­ات كنند، ولي مهم نيست، كم كم به اين جور حرف زدنت عادت مي­كنند.
    وقتي آدم عادت كند نيكو و جالب سخن بگويد، جلوي خيلي از مشكلاتي که به خاطر بد حرف زدن به وجود مي­آيد گرفته مي­شود.
    ما آدمها خیلی زودتر از حیوانات عصبانی می شویم. و وقتی عصبانی شدیم آنوقت دهان خود را باز می کنیم و هرچه به زبانمان می آید می گوییم. در آن موقع بیشتر از کلمات زشت استفاده می کنیم, کلماتی که بیشتر بیتواند مخاطب ما را آزار دهد! در واقع ما با سلاح کلمات به قلب طرف مقابل حمله می کنیم و عواطف او را به شدت مجروح می سازیم.
    ما انسانها متأسفانه از قدرت سخن گفتن خود برای آزار دیگران استفاده وسیعی می کنیم. با این شرایط است که قرآن ما را به نیکو سخن گفتن دعوت می کند, نیکو سخن گفتن در هنگامی ارزش فوق العاده دارد که معمولا انسانها در آن وضعیت زشت سخن می کویند.
    اصولا به وقت وزیدن تند باد های سهمگین معلوم می شود کدام درخت ریشه بیشتر و محکمتری در زمین دارد. وقت بروز خشم و خستگی و افسردگی و گرسنگی و تشنگی و دیگر حالات خطرآفرین, معلوم می شود یک انسانی چقدر خوش اخلاق است و چقدر بد اخلاق است. اخلاق به خصوصیاتی می گویند که برای انسان به صورت عادت درآمده است و در هیچ شرایطی انسان از آن فاصله نمی گیرد.
    اگر خوش زبانی برای فردی به صورت یک خُلق و سرشت درآمده است, هنگام بروز هیچ حالت خطرناکی حرف زشت از دهان او خارج نمی شود.
    در واقع این چنین انسلان خوش اخلاقی شرمی دارد که نمی گذارد او به دیران حرف زشت بزند. او فقط از بزرگترهای خود خجالت نمی کشد بلکه از همسن و سالها و حتی از آنها که از کوچکتر هستند نیز خجالت می کشد. شرم او غیر از شرک دیگران است. شرک دیگران بیشتر همراه با ترس است. لذا آدمها بیشتر از بزرگترها شرم دارند. ولی انسانی که دارای اخلاق خوش و خوب است شرمش با ترس همراه نیست بلکه با احترام همراه است.
    تو اگر خوش زبان باشی خجالت می کشی که به دیگران بی احترامی کنی. انگار همه اطرافیانت و حتی غریبه ها پدرت هستند, پدری که به طور ناخودآگاه همیشه احترامش را نگه می داری.
    شرم که رفت همه خوبیها با او می روند و وقتی بیاید هیچ خوبی نیست که نیاید.


صفحه 1 از 91 1231121314151 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 38

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود