صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من به هیچ دردی نمیخورم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    54
    حضور
    2 روز 11 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    250

    دعوت من به هیچ دردی نمیخورم!




    سلام یه سوال دارم تو خدا فقط نصیتم نکنید ..من به دردهیچ چیز نمیخورم..به خدا راسته ..چرا من زنده موندم...من امروز امتحان داشتم اون هم دوتا توی یه ساعت ...یکیش رو بد دادم ...دیگه حالم از خودم به هم میخوره...من دانشگاه ازاد درس میخونم ترمی بالایی 1میلیون هزیته میکنم پدرم کارگر هست ..خودم بیکار هستم میرم سر کار ولی چند روز ..عاشق فوتیالم ولی خوب نمیتونم بازی کنم..دینم ضعیف شذه..احلاقم با پدر مادرم مثل سگه..

    دیگه هیچی ندارم...درس هم بلد نیستم بخونم الان ترم چهارم هستم معدلم 12هستش .پاییز درسم تمام میشی باید معدل 12مدرکمو بگیرم...
    به فران قسم این ترم تصیم گرفتم درس بخونم بالایی 10روز وفت گذاشتم برای این درس ها که نمره خوب بگیرم ولی امروز یکش رو شاید 12 اون رو هم شاید 9یا 7..
    الان من به چه دردی میخورم چرا زنده موندم...فقط خیلی اشغالم...
    سوال من از خدا اینه که خدایا من چی دارم که موندم اینجا..فقط داره گناهام زیادتر میشه
    تو رو خدا کمکم کنید ..4تا از امتحانم مونده؟؟؟؟؟؟؟؟
    نصیحتم نکن..خسته ای کاش بمونم راحت بیشم اینجور برای خانواده هم خوبه اونها باید کار کن من کثفت باید حرجش کنم بره بالا....
    فقط سوالم از خدا این بود .
    مثل ..... از خودم بلدم میاد خسته شدم از خودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به نظرتون من آدم هستم؟

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۳/۱۷ در ساعت ۰۱:۱۲

  2. صلوات ها 20


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58326



    با نام و یاد دوست






    من به هیچ دردی نمیخورم!








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4653



    سلام

    اینکه هر فردی نقص های خودش را ببینید خیلی خوب است؛ چون همین مسئله می تواند شروع خوبی برای جبران آنها باشد. اما نکته ای که نباید فراموش کرد این است که دیدن این نقص ها نباید منجر به این شود که شما جوانب دیگر خود را نادیده بگیرید و فقط نقص ها را ببینید. معمول انسان ها مجموعه ای از نقص ها و خوبی ها هستند و باید دائما تلاش کنند تا خوبی ها را پررنگ و نقص ها را کم کنند.


    اما آنچه که به نظرم منجر به چنین احساسی در شما شده است، غفلت از دو مسئله است:

    1- اینکه هدف اصلی در زندگی را گم کرده و یا اینکه فراموش کرده اید. هدف انسان از زندگی رسیدن به کمال است. کمال انسان در گرو نزدیک شدن به خداست و تمام امکاناتی که در این دنیا برای انسان فراهم است برای این است که بتواند به وسیله آن توشه ای برای آخرت خود جمع کند و هر چه بیشتر، خودش را به خدا نزدیک کند. هر گاه انسان این هدف را فراموش کند یا از آن فاصله بگیرد، دچار مشکلات زیادی هم در این دنیا و هم در آخرت خواهد شد.

    2- انسان ها ذاتا مساوی خلق شده اند و همگی ذاتا توانایی یکسانی برای رسیدن به کمال دارند؛ چون هر چه غیر از این باشد مطابق عدل خدا نبوده و با حکمت آفرینش در تعارض است. اما نکته اصلی در این است که تساوی انسان ها در تواناییِ رسیدن به کمال، با تساوی آنها در توانایی انجام امور مادی و دنیوی متفاوت است. به عبارتی، دو نفر ممکن است به دلیل ساختمان فیزیولوژیکی یا شرایط محیطی متفاوت، توانایی های متفاوتی داشته باشند. مثلا ممکن است یکی قدرت بدنی بالایی داشته باشد و ده ها نفر را یک تنه حریف باشد؛ در حالی که فرد دیگر از جثه ظریفی برخوردار است و چنین توانایی را ندارد. اما آیا تفاوت آنها در این مسئله منجر به تفاوت آنها در توانایی رسیدن به کمال می شود؟ قطعا اینطور نیست؛ چون به همان اندازه که فرد قوی می تواند به خدا نزدیک شود؛ فرد ضعیف نیز چنین توانایی را دارد.

    بنابراین اولا نقص های شما به حدی نیست که خود را اینگونه ناامید می کنید ثانیا شما باید زندگی خود را با پیش فرض های گفته شده مدیریت کنید تا هیچ وقت به مشکل نخورید و آرامش خود را از دست ندهید. هدف اصلی شما از زندگی باید تقرب به خدا و کسب رضایت او باشد. زندگی دنیوی شما هم، باید ابتدائاً بر پایه همین مسئله و سپس بر پایه استعداد های شخصیتان قرار بگیرد؛ یعنی علاوه بر اینکه تک تک اعمال و رفتار شما در این دنیا؛ از غذا خوردن و خوابیدن گرفته تا درس خواندن و کار کردن؛ باید برای رضای خدا و به دست آودن کمال باشد، برای اینکه بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید باید استعداد های خود را بشناسید و مطابق آن، وضعیت شغلی و خدماتی خودتان را پایه ریزی کنید. لذا اگر مثلا شما بعد از مدتی احساس کردید در درس خواندن در فلان رشته، استعداد یا توانایی یا علاقه لازم را ندارید، به هیچ وجه نباید ناراحت و ناامید شوید و باید به دنبال کار و شغلی بروید که در آن توانایی لازم را دارید (البته حرف من این نیست که شما در رشته فعلی خود توانایی ندارید. ممکن است علت عدم موفقیت شما مسائل دیگری مثل نداشتن مهارت درس خواندن یا ... باشد که می توانید به راحتی با مشاوره حضوری یا مطالعه کتب مرتبط آن را حل کند). اصلا هم مهم نیست آن حیطه ای که شما در آن توانایی داری چه باشد. ممکن است آن حیطه، مدیریت یک شرکت بین المللی باشد؛ ممکن هم هست کشاورزی زیر آفتاب داغ یا شبانی در کوه ها باشد. آنچه مهم است این است که شما ببینید از کدام راه می توانید بیشترین کمالات را کسب کنید و رضایت هر چه بیشتر خدا را جلب کنید. البته شرط پذیرش چنین نگاهی و کسب آرامش در زندگی دنیوی با این نگاه، پذیرش مقدماتی است که عرض کردم.

    پیروز و سربلند


  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    327
    حضور
    7 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    865



    بابا بی خیاااااااال !!!

    فک کردم چ خبره " من به هیچ دردی نمی خورم".
    یه فامیل داریم کپی شما. با همین شرایط. الان ترم 6 کاردانیه.

    ولی ماشاالله آخر انرژی

    هم اتاقیم بعد 5 ترم کاردانی خوندن اخراج شد. تو سه سال خدمتشو تموم کرد و الان مدرک کارشناسیش رو گرفته.

    کاش همه ی مشکلات مثل مشکل شما بووووووود

    می گید نصیحت نمی خواین، باشه پس بگیر


    ولا به خدا، ملت اصلا اعصاب ندارنا!!!!!!!!!

  9. صلوات ها 15


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    نقل قول نوشته اصلی توسط "آقا پس کجایی" نمایش پست ها
    سلام یه سوال دارم تو خدا فقط نصیتم نکنید ..من به دردهیچ چیز نمیخورم..به خدا راسته ..چرا من زنده موندم...من امروز امتحان داشتم اون هم دوتا توی یه ساعت ...یکیش رو بد دادم ...دیگه حالم از خودم به هم میخوره...من دانشگاه ازاد درس میخونم ترمی بالایی 1میلیون هزیته میکنم پدرم کارگر هست ..خودم بیکار هستم میرم سر کار ولی چند روز ..عاشق فوتیالم ولی خوب نمیتونم بازی کنم..دینم ضعیف شذه..احلاقم با پدر مادرم مثل سگه..

    دیگه هیچی ندارم...درس هم بلد نیستم بخونم الان ترم چهارم هستم معدلم 12هستش .پاییز درسم تمام میشی باید معدل 12مدرکمو بگیرم...
    به فران قسم این ترم تصیم گرفتم درس بخونم بالایی 10روز وفت گذاشتم برای این درس ها که نمره خوب بگیرم ولی امروز یکش رو شاید 12 اون رو هم شاید 9یا 7..
    الان من به چه دردی میخورم چرا زنده موندم...فقط خیلی اشغالم...
    سوال من از خدا اینه که خدایا من چی دارم که موندم اینجا..فقط داره گناهام زیادتر میشه
    تو رو خدا کمکم کنید ..4تا از امتحانم مونده؟؟؟؟؟؟؟؟
    نصیحتم نکن..خسته ای کاش بمونم راحت بیشم اینجور برای خانواده هم خوبه اونها باید کار کن من کثفت باید حرجش کنم بره بالا....
    فقط سوالم از خدا این بود .
    مثل ..... از خودم بلدم میاد خسته شدم از خودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به نظرتون من آدم هستم؟
    سلام
    این افکار اکثریت دانشجو ها در دوران امتحاناته
    امتحاناتون که تموم شه احساس زورو بودن میکنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط "آقا پس کجایی" نمایش پست ها
    تو رو خدا کمکم کنید ..4تا از امتحانم مونده؟؟؟؟؟؟؟؟
    این چهارتا چه درسایی هستن؟ چقدر وقت واسش دارید؟ چقدر تا حالا خوندید؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط "آقا پس کجایی" نمایش پست ها
    به فران قسم این ترم تصیم گرفتم درس بخونم بالایی 10روز وفت گذاشتم برای این درس ها که نمره خوب بگیرم ولی امروز یکش رو شاید 12 اون رو هم شاید 9یا 7..
    اگه درس عمومی نباشه 10 روز کمه
    این 10 روز رو بکوب خوندید یا وسطاش بازیگوشی کردین و سر جمع دو روزم نمیشه؟
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۷:۴۷
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    علاقه
    نجوم،کوه نوردی،عکاسی،مطالعه
    نوشته
    150
    حضور
    9 روز 12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    494



    جهان سربه سر حکمت و عبرت است /چرا بهره ی ما همه غفلت است

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    بنام خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط "آقا پس کجایی" نمایش پست ها
    سلام یه سوال دارم تو خدا فقط نصیتم نکنید ..من به دردهیچ چیز نمیخورم..به خدا راسته ..چرا من زنده موندم...من امروز امتحان داشتم اون هم دوتا توی یه ساعت ...یکیش رو بد دادم ...دیگه حالم از خودم به هم میخوره...من دانشگاه ازاد درس میخونم ترمی بالایی 1میلیون هزیته میکنم پدرم کارگر هست ..خودم بیکار هستم میرم سر کار ولی چند روز ..عاشق فوتیالم ولی خوب نمیتونم بازی کنم..دینم ضعیف شذه..احلاقم با پدر مادرم مثل سگه..

    دیگه هیچی ندارم...درس هم بلد نیستم بخونم الان ترم چهارم هستم معدلم 12هستش .پاییز درسم تمام میشی باید معدل 12مدرکمو بگیرم...
    به فران قسم این ترم تصیم گرفتم درس بخونم بالایی 10روز وفت گذاشتم برای این درس ها که نمره خوب بگیرم ولی امروز یکش رو شاید 12 اون رو هم شاید 9یا 7..
    الان من به چه دردی میخورم چرا زنده موندم...فقط خیلی اشغالم...
    سوال من از خدا اینه که خدایا من چی دارم که موندم اینجا..فقط داره گناهام زیادتر میشه
    تو رو خدا کمکم کنید ..4تا از امتحانم مونده؟؟؟؟؟؟؟؟
    نصیحتم نکن..خسته ای کاش بمونم راحت بیشم اینجور برای خانواده هم خوبه اونها باید کار کن من کثفت باید حرجش کنم بره بالا....
    فقط سوالم از خدا این بود .
    مثل ..... از خودم بلدم میاد خسته شدم از خودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به نظرتون من آدم هستم؟
    سلام و عرض ادب و کسب اجازه از پاسخگو مشاوره بزرگوار

    بنده قصد ندارم شما رو توجیه کنمٰ آنچه خدمتتون عرض می کنم صرفا تجربه کار بر کیس های مشاوره در فضای مجازی و حقیقی هست.

    عارضم بحضورتون غالبا افرادی که کلمه "چرا؟" - "چرا اینطور شد؟" و عباراتی رو بکار ببرند که مربوط به گذشته و نکات منفی باشه؛ نشون

    دهنده زمینه افسردگی هست. حال اگر بیشتر می گفتید "نکنه" -"نکنه این اتفاق بیفته" - "اگر اینطور شود چ می شود" ٔ و عباراتی مربوط به

    آینده و نگرانی از انچه ممکنه است اتفاق بیفتد علامت اضطراب بود.

    و قابل ذکر هست که تمام مراجعین بنده بلاستثناء در تفکر نقادانه و خلاقانه دچار مشکل بوده اند....

    یعنی همه انها نتوانسته اند مسائل رو خوب نقد کنند و نتوانسته اند با تفکر خلاقیت آمیز سعی در مرتفع کردن آن داشته باشند.

    منکر مسائل موجود در زندگی شخصی شما نیستیم...اما سئوالاتی که مطرح هست:

    1- مگر افراد مشابه شما وجود ندارند؟ و اصلا بنده که مشاور هستم با مشکلات اینچنینی دست و پنجه نرم نکرده ام؟؟؟

    2-بیکاری فقط مخصوص یک نفر دو نفر نیست. از همکلاسی های بنده کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه آزاد درس میخوند و پدرشون یه کارگر ساده با درآمد بسیار پایین بود ایشون بعد گذشت دو سه سال هنوز جوشکاری می کنن و غصه انچنانی ندارند.

    ....تفاوت شما با همکلاسی بنده در چ بود؟؟؟؟

    الف\ایشون به جنبه های مثبت توجه می کنند و چون تفسیرشون از اتفاقات منفی نیست و سعی در تطبیق خودشون با وضعیت موجود می کنندٰ غصه آنچنانی نمی خورند.
    ب\وضعیت ایشون خیلی با شما متفاوته بهرحال ایشون حرفه جوشکاری داشت؟؟؟

    اگه از خودتون خارج بشید و فرض کنید یه نفر مشابه شما همچین مسائلی دارهٰ چه مشاوره ای بهشون میدید؟ همین الان تصور کنید و انچه به دوستتون که شرایط مشابه شما رو داره ؛ پیشنهاد هایی بدید...چون غالب موارد افراد برای دیگران بهتر مشاوره میدن.
    و چون وضعیت خودشون برای خودشون بغرنج هستٰ هیجان منفی غالب بر ذهنیتشون اجازه تفکر منطقی بهش.

    اگر مطالب گفته شده توسط پاسخگو مشاوره و این حقیر و البته کاربران محترم سایت براتون قابل هضم بودٰ بفرمایید تا توانایی تفکر نقادانهٰ خلاقانه و توانایی حل مسئله رو براتون شرح بدیم.
    ضمنا در کنار مهارت های فوق که باید آموزش ببینید باید از تکنیک هایی جهت ترمیم توجه به نکات منفی در زندگی استفاده کنید.
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  15. صلوات ها 11


  16. #8
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    خیلی خوبه که نقص هاتونو می بینید...ان شاءالله در راه برطرف کردنشون هم تلاش خواهید کرد...

    خیلی ها هستن که ایرادهای بدتری دارن و گناههای بزرگی مرتکب میشن اما همه اش خودشونو توجیه می کنن که "ای بابا...مردم هزارتا کار می کنن!!! ما یه کار کردیم شد گناه؟!...اینا مهم نیست....دلت پاک باشه!!!!............همه اش تقصیر حکومته!!!!!!" و چرت و پرتهایی از این قبیل...

    خدا حفظتون کنه...
    اولین قدم در ترک هر اشتباهی، آگاهی یافتن بر آن است...
    سلامت و موفق باشید...
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    امام رضا،مامان و بابا،مطالعه؛شعر،کامپیوتر،اینترنت،دریاشهرم
    نوشته
    279
    حضور
    19 روز 2 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1296



    یاد خودم افتادمزمانیکه دانشجو بودم

    از همین حرفا با خودم میزدم
    الان فهمیدم اتفاقا چقدر مفیدم و بدردبخورم

       
    خدا حفظم کنه

    پر پروانه شکستن هنر انسان نیست...

  19. صلوات ها 16


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    منم همینجوری بودم.ترمای اول.فوق دیپلم میخونین که 4 ترمه هستین؟ من ترمای اخر درس خوندم تا حدودی جبران شد ولی بازم معدلم پایین موند.گفتم میرم ارشد جبران میکنن.الان ارشدم هرکی معدل لیسانسمو میپرسه میگه تو که درست خوبه چجوری اینجوری شد معدلت.الان از شاگرد خوبام.روی این مسائل که میگم فکر کن:الان خیلی دکترا با معدل خوب هم بیکارن.خیلی ها که درس نخون بودنم شاغل وپولدار.همه چیز که درس نیست.شما فقط سعی کن معدلت زیر 12 نیاد که دیگه بهت مدرک نمیدن.بعدشم که فارق شدی کار کن(حالا فکر کردی اونا که معدلشون بالاس کار هست براشون-----جواب:نه)رشتت چیه؟کار که کردی بعد از یه مدت پول جمع کن و برو ارشد(فقط برای اینکه زحمات پدرتو جبران کنی ایندفعه درس بخون و معدلت بالا بشه.اینجوری تلافی اون 4 تا ترم هم درمیاری و دیگه اینجوری پول اون 4 تا ترمی که دادی حروم نشده.چون همه معدل اخرین مدرکتو کار دارن.الانم اگه میدونی یه درس 3 یا 4 واحدیه و واقعا بلد نیستی و میدونی معدلتو میاره زیر 12 حذف کن.هرکاری میکنی معدل نیاد زیر12.یه چیز خیلی مهم:من ترمای اول حالشو نداشتم درس بخونم و تو حال و هوای عشق و عاشقی و ازین چرت و پرتا بودم درس میخوندم که فقط پاس کنم ولی میافتادم:) ولی بعدش تصمیم گرفتم درس بخونم که نمرم 20 بشه.ترمای اخر از شاگرد خوبا شدم.این رمز موفقیته که همیشه جلوتر از خودتو ببین.مثلا برای 24 بخون که 20 بشی.همه پروژه هارو انجام بده.تکلیفا را انجام بده.حتی اگه استاد بگه نمره اضافه بر 20 هستش.خودتو تو جمع کلاس کن.به جای چرت و پرت گفتن بین ساعتای کلاسی بشین درستو بخون.رفیق نابابم ترک کن.با درسخونا بگرد.خب دوستان خطبه ی امروزمون به پایان رسید.والسلام و علیکم و رحمت الله و برکاته...
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  21. صلوات ها 12


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود