صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیروی از حدیث یا تحمیل حدیث؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766

    پیروی از حدیث یا تحمیل حدیث؟




    با سلام
    به ما گفته شده است که یک انسان باید احکام دینی خودش را بلد باشد و سه راه در پیش روی ما گذاشته اند :
    یا از مجتهد عالم یا اعلم تقلید کنیم.
    یا خودمان مجتهد ( کلی یا جزئی) شویم.
    یا احتیاط کنیم.
    و هم چنین گفته اند منابع دینی ما عبارت است از :
    کتاب، سنت، عقل و اجماع ( کاشف از قول یا فعل معصوم)
    و هم چنین گفته اند که
    سنت از طریق روایات و احادیث کشف میشوند.
    و نیز گفته اند که
    احادیث متواتر، قطعی الصدور هستند و احادیث غیر متواتر ظنی الصدور.
    و باز احادیث غیر متواتر باید از جهت سند و محتوا بررسی شوند تا حدیث ظنی معتبر را به دست آوریم.
    و نیز گفته اند
    احادیث ظنی معتبر، به دلیل سیره عقلا و کتاب و سنت ، حجت هستند.
    حال در این مسیر با یک معضل روبرو هستیم به نام
    اختلاف در اجتهاد
    ( که تمام جامعه مسلمانان را در بر میگیرد با تفاوت های بسیار که طیف وسیعی از حلال و حرام ها و عبادات را در بر میگیرد.)
    از طرفی گفته شده است که اجتهاد هر کس برای خودش و مقلدان او، حجت است. اینجا معضل دیگری رخ می نماید.
    تعارض و تزاحم بین این اجتهاد ها ایجاد می شود.
    ( آیا در تزاحم و تقابل بین اجتهاد مجتهدان باز هم اجتهادشان برایشان حجت است ؟ یا ظلم است ؟ )
    حال سوالات اصلی این است که :
    یک مجتهد بر اساس منابع ظنی یا قطعی، به احکامی دست می یابد و این احکام را به خداوند نسبت می دهد. مثلا گفته میشود تمام آلات موسیقی حرام است. یا گفته میشود ریش تراشی حرام است یا گفته میشود علت حکم عده، عدم الحمل است و ...
    سوال اول : اگر قبول کنیم که بخش اعظمی از این احکام از منابع ظنی الصدور هستند آیا مجتهد می تواند به صورت قطعی این احکام را به خداوند نسبت بدهد ؟
    سوال دوم : آیا یک مجتهد می توند احکام استنتاجی خود را به دیگران تحمیل کند ؟ یا دیگران را قضاوت کند ؟ مثلا بگوید فلانی کار حرام انجام داده است ؟ یا مثلا بگوید فلانی باید تعزیر شود ؟
    آیا مقلدان یک مجتهد می توانند بنا به رساله ی یک مجتهد ، نظر او را بر دیگران تحمیل کنند یا به دیگران نسبت فعل حرام بدهند ؟
    آیا در این موارد باز هم مجتهد می تواند بگوید افعال من حجت هستند ؟ یا اینکه فعل مجتهد، مصداق بارز ظلم و تحمیل اجتهاد خودش است ؟

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۴/۳۱ در ساعت ۰۱:۳۲

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست






    پیروی از حدیث یا تحمیل حدیث؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۳/۱۷ در ساعت ۰۲:۵۲ دلیل: تغییرکارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,020
    حضور
    57 روز 4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4534



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    حال در این مسیر با یک معضل روبرو هستیم به نام
    اختلاف در اجتهاد
    ( که تمام جامعه مسلمانان را در بر میگیرد با تفاوت های بسیار که طیف وسیعی از حلال و حرام ها و عبادات را در بر میگیرد.)
    از طرفی گفته شده است که اجتهاد هر کس برای خودش و مقلدان او، حجت است. اینجا معضل دیگری رخ می نماید.
    تعارض و تزاحم بین این اجتهاد ها ایجاد می شود.
    ( آیا در تزاحم و تقابل بین اجتهاد مجتهدان باز هم اجتهادشان برایشان حجت است ؟ یا ظلم است ؟ )
    حال سوالات اصلی این است که :
    یک مجتهد بر اساس منابع ظنی یا قطعی، به احکامی دست می یابد و این احکام را به خداوند نسبت می دهد. مثلا گفته میشود تمام آلات موسیقی حرام است. یا گفته میشود ریش تراشی حرام است یا گفته میشود علت حکم عده، عدم الحمل است و ...
    سوال اول : اگر قبول کنیم که بخش اعظمی از این احکام از منابع ظنی الصدور هستند آیا مجتهد می تواند به صورت قطعی این احکام را به خداوند نسبت بدهد ؟
    سوال دوم : آیا یک مجتهد می توند احکام استنتاجی خود را به دیگران تحمیل کند ؟ یا دیگران را قضاوت کند ؟ مثلا بگوید فلانی کار حرام انجام داده است ؟ یا مثلا بگوید فلانی باید تعزیر شود ؟
    آیا مقلدان یک مجتهد می توانند بنا به رساله ی یک مجتهد ، نظر او را بر دیگران تحمیل کنند یا به دیگران نسبت فعل حرام بدهند ؟
    آیا در این موارد باز هم مجتهد می تواند بگوید افعال من حجت هستند ؟ یا اینکه فعل مجتهد، مصداق بارز ظلم و تحمیل اجتهاد خودش است ؟

    با سلام و احترام و تشکر از سوال شما
    برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول:
    هرگز فقها مردم را اجبار به تبعیت نمی کنند، بلکه آنها ضمن آموزش مبانی اجتهاد، به کشف نظر اسلام می‌پردازند، اما رجوع مردم به فقها یک حکم عقلی و از باب رجوع هر غیر متخصص به متخصص است، نه این که فقها مردم را اجبار کنند! مراجع عظام تقلید صرفا تشخیص خود را می گویند، و این مردم هستند که در انتخاب فقیه متناسب با ملاکات عقلی(تقوا و اعلمیت و...) و همچنین تبعیت یا عدم آن مخیر هستند.

    نکته دوم:
    وضوح و روشنی احکام با یکدیگر متفاوت است، در خصوص برخی احکام آنچنان حکم آن در متون روایی روشن است که مرجع تقلید قاطعانه به آن فتوا داده و دیگران را قضاوت می‌کند، مانند حرمت دزدی و غیبت و تهمت و ربا و دروغ و وجوب نماز و روزه و...، اما در خصوص مسائل اختلافی خیر، در مورد دیگران قضاوت نمی‌کنند، لذا هرگز ندیده اید که مرجعی با ناراحتی و از باب امر به معروف فریاد بزند: ای کسانی که در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه را یک بار می خوانید، طبق نظر من نمازتان باطل است! همچنین در تاریخ آمده جوانی برای سوال نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) رسید، و بعد از طرح سوال، ایشان ابتدا پرسیدند: از چه کسی تقلید می کنید؟ وقتی جوان گفت: از شما، ایشان فرمود: من تراشیدن ریش را جایز نمی دانم، پس ریش شما کو؟
    پس مراجع متناسب با وضوح متون روایی و دلالت عقل، در یک جا قاطعانه فتوا می دهند، و در بسیاری از موارد به جای فتوا، به احتیاط واجب و یا احتیاط مستحب اکتفا می‌کنند.

    نکته سوم:
    این که مراجع حکمشان را در تمامی امور به خدا نسبت می‌دهند، نه به این معناست که حکم من، قطعا حکم خداست، بلکه بدین معناست که من از کلام خداوند و جانشینانش چنین حکمی استنباط می کنم، و سعی کرده ام سلیقه شخصی ام را در آن دخالت ندهم، پس فهم حدیث است، نه تحمیل حدیث، لذا این که در پایان پاسخ استفتائات می نویسند: «و الله العالم» از باب تعارف نیست، این سخن همه مراجع است، اگرچه برخی به خاطر روشن بودن مسأله بر آن تصریحی نمی‌کنند.
    البته در برخی موارد که به وضوح حکم خداوند روشن است که حرفی نیست، مثل مواردی که در نکته دوم عرض کردم.
    علاوه بر این که خود پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در روایات فراوان تصریح نموده اند که حکم ما را در زمان غیبت از فقها بگیرید (کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص484) آیا آنها نمی دانستند که ممکن است فقها در فتوا اشتباه کنند؟! پس مرادشان این است که فقها به خاطر داشتن مبانی و اطلاعات لازم، به استنباط حکم صحیح بسیار نزدیک تر هستند تا مردم عادی، لذا بر کسانی که خودشان تخصص لازم برای استنباط حکم خداوند را ندارند لازم است که حکم ایشان را حکم خدا بدانند.

    نکته چهارم:
    با توجه به غنای متون دینی شیعه و نظام عقل گرایی اعتدالی آن، اختلافات کلان و جدی در بین مراجع تقلید در خصوص احکام اسلامی وجود ندارد، خصوصا اختلاف در اینکه یک مرجع کاری را حرام بداند، و مرجع دیگر حلال بداند بسیار اندک است، لذا حتی در صورت اختلاف، مراجع معمولا با تعبیر «احتیاط واجب» در خصوص آن نظر داده اند، نه فتوا، مثل حرمت تراشیدن ریش و غالبا این موارد اختلافی اینچنینی از مسائل مستحدثه ای است که در زمان ائمه(ع) وجود نداشته است، مثل سود بانکی، سیگار، قمه زنی، و... اما در هر صورت اگر کسی کاری را انجام داد که مرجع تقلید جامع الشرائطش حلال می داند، مراجع دیگر و مقلدین آنها حق ندارند که او را فاعل کار حرام خطاب کنند.(البته به غیر از مواردی که حکم حکومتی در کار باشد)

    نکته پنجم:
    این اشکال شما به مراجعه به متخصصین در همه علوم وارد می ‌شود، چرا که هیچ کدام از این کارشناسان عصمت ندارند و تمام نظریاتشان ظنی است، لذا ممکن است اشتباه کنند، اما هر کدام نظر خودشان را بهترین می دانند، به همین خاطر پزشک ها در مورد یک بیمار نظرات مختلفی دارند، و حتی ممکن است ترجیح اشتباه یک نظریه منجر به مرگ بیمار شود، مکانیک ها در مورد خرابی ماشین گاهی دچار اختلاف نظر می‌شوند و... اما هرگز این امکان اشتباه، غیر متخصص را از رجوع به متخصص باز نمی دارد، چرا که با رجوع به متخصص غیر معصوم اگرچه درصد اشتباه به صفر نمی‌رسد، اما به حداقل می رسد.
    عقل انسان می‌گوید اگر دستت به صد نمی رسد، به کمتر از نود اکتفا نکن و برو سراغ نود، اگر نشد، 80، و به همین منوال، نه این که چون صد از دست رفت انسان به طور کلی بی خیال شود.
    همچنین این اختلاف نظرهای علمی موجب ایجاد دو دستگی اجتماعی و پراکندگی انسان ها از یکدیگر نمی‌شود.

    نکته ششم:
    فارغ از تمام این سخنان، در جامعه امروز، یعنی زمان غیبت امام عصر(ع) که انسان دستش از معصوم کوتاه است، به نظر شما چه باید کرد؟ با یک دو دوتا کردن و تحلیل عقلی می توان گفت راهی به جز انتخاب یکی از موارد ذیل نیست:
    1- احکام دین در دوران غیبت تعطیل شود.
    2- مردم غیر متخصص و نا آشنا به ادبیات و رجال و اصول دین و... خودشان مستقیما به متون مراجعه کنند، که علاوه بر اشتباهات فراوان، اختلافات هم افزایش می یابد.
    3- متخصصین اسلامی در هر دوره با مراجعه به منابع، احکام را استنباط نموده و مردم ضمن تشخیص عالم ترین آنها طبق نظر او عمل کنند.

    اتفاق نظر تمام اندیشمندان یک رشته هم که امکان پذیر نیست، همان طور که در هیچ رشته دیگری نیز محقق نشده است، پس اگرچه ما هم با شما موافق هستیم که نبود این اختلافات بهتر از بودن آنهاست، اما در جایی که دستمان از عصمت کوتاه است چاره ای از آن نیست، چرا که هم عقل و هم شرع می‌گویند: «ما لا یدرک کله، لا یترک کله»؛ آنچه که تمام آن قابل تحصیل نباشد، تمام آن ترک نمی شود.

    پیروی از حدیث یا تحمیل حدیث؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 3


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها

    ...
    با سلام و احترام و تشکر از سوال شما
    با سلام و عرض ادب

    سعی میکنم مطالب مشترک را به عرض برسانم و مقصود را آشکارا بگویم گرچه به نظر خودم واضح است.

    برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول:
    هرگز فقها مردم را اجبار به تبعیت نمی کنند،
    همانطور که گفته شد مردم خودشان مجتهد اعلم را انتخاب می کنند و تقلید می کنند و اجباری نیست.
    سوال این است که اگر شما از مجتهدی تقلید می کنید که فتوایش مخالف نظر من است. می توانید آن حکم را در مورد من اجرا کنید ؟
    یعنی شما حجت دارید که نظر مجتهدتان را بر من تحمیل کنید ؟
    بلکه آنها ضمن آموزش مبانی اجتهاد، به کشف نظر اسلام می‌پردازند، اما رجوع مردم به فقها یک حکم عقلی و از باب رجوع هر غیر متخصص به متخصص است، نه این که فقها مردم را اجبار کنند! مراجع عظام تقلید صرفا تشخیص خود را می گویند، و این مردم هستند که در انتخاب فقیه متناسب با ملاکات عقلی(تقوا و اعلمیت و...) و همچنین تبعیت یا عدم آن مخیر هستند.
    نکته خوبی است و می دانم. سوال در مورد اختلاف است و تحمیل.

    نکته دوم:
    وضوح و روشنی احکام با یکدیگر متفاوت است، در خصوص برخی احکام آنچنان حکم آن در متون روایی روشن است که مرجع تقلید قاطعانه به آن فتوا داده و دیگران را قضاوت می‌کند، مانند حرمت دزدی و غیبت و تهمت و ربا و دروغ و وجوب نماز و روزه و...،

    همین که فلان مطلب خیلی روشن است خودش نظر مجتهد است. مسئله و فرض ما این است که برخی از همین مسائل به ظاهر روشن، مورد اختلاف هستند. و طبق فرمایش شما و بنده، تقلید از مجتهد خاصی، اجباری نیست.
    ضمن اینکه تشخیص حرام و نحوه مجازات، مسئله ی مهم تری است که نباید از آن غافل شد. یعنی ممکن است در اصل حرمت اختلافی نباشد ( گرچه هست) اما در مورد نحوه ی تشخیص و مجازات اختلاف هست. مثلا مجتهدی ربا را به گونه ای تعریف می کند که تمامی بانک های کنونی رباخوارند و به جنگ خدا و رسول آمده اند و برخی چنان تعریف می کنند که همگی جزو عقود شرعی محسوب می شود.
    و خیلی مسائل دیگر. مثل سنگسار یا حجاب یا حدیث یا امر به معروف یا خمس و زکات و ...
    مثلا زکات در چند چیز واجب است ؟ و ...
    اما در خصوص مسائل اختلافی خیر، در مورد دیگران قضاوت نمی‌کنند،
    ما به مصادیق کاری نداریم و چه بسا در جهان هیچ انسانی دیگری را قضاوت نکرد.
    اما در مورد این مسائل اختلافی که اصلا کم نیستند و در کل جهان اسلام ریخته است. نظرتان را خواهانم. یعنی همین که شخصی مسلمان است و نظر اجتهادی خودش را مطرح می کند ولی با نظر دیگران اختلاف دارد آیا نظر خودش را می تواند بر دیگران تحمیل کند ؟ یا دیگران را متهم به فعل حرام یا حلالی کند ؟
    لذا هرگز ندیده اید که مرجعی با ناراحتی و از باب امر به معروف فریاد بزند: ای کسانی که در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه را یک بار می خوانید، طبق نظر من نمازتان باطل است!
    اما در مورد مسائل جزئی مثل همین تسبیحات.
    اولا اگر خودشان بگویند احتیاط واجب که برخی یا کثیری چنین گویند پس خود جواز تقلید از مجتهد دیگر داده اند.
    دوما خودشان جواز تقلید در احکام را داده اند پس مثال شما اینگونه تصحیح می شود
    ای کسانی که از من تقلید می کنید و در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه را یک بار می خوانید، طبق نظر من نمازتان باطل است.
    سوما مثالتان در مورد عبادات است. اگر مجتهدی گفت فلان فرد با این شرایط باید دستش قطع شود. یا فلان نفر با این شرایط باید مورد نهی از منکر واقع شود. آیا مقلد حجت دارد که نظر مجتهد را به دیگران تحمیل کند ؟
    پس مراجع متناسب با وضوح متون روایی و دلالت عقل، در یک جا قاطعانه فتوا می دهند، و در بسیاری از موارد به جای فتوا، به احتیاط واجب و یا احتیاط مستحب اکتفا می‌کنند.
    ما با مراجع کار نداریم بلکه با اختلاف در اجتهاد کار داریم. و این اختلاف از صدر تا ذیل اعتقادات و احکام را در بر می گیرد.
    و اصلا بحث روی امار و ارقام گیری نیست که طرفداران فلان مرجع یا فلان اجتهاد 90 درصد هستند و فلان نظرات اندک هستند.

    یا فلان مسائل واضح هستند یا نیستند.

    چه بسا نظر چند مجتهد بی نام و نشان درست باشد و نظر اکثریت اشتباه. کما اینکه تاریخ این چنین شواهدی را در اختیار می گذارد.
    مثلا همین شیعه که در طول تاریخ اندک بودند اما بر حق بودند.

    نکته سوم:
    این که مراجع حکمشان را در تمامی امور به خدا نسبت می‌دهند، نه به این معناست که حکم من، قطعا حکم خداست، بلکه بدین معناست که من از کلام خداوند و جانشینانش چنین حکمی استنباط می کنم، و سعی کرده ام سلیقه شخصی ام را در آن دخالت ندهم، پس فهم حدیث است، نه تحمیل حدیث، لذا این که در پایان پاسخ استفتائات می نویسند: «و الله العالم» از باب تعارف نیست، این سخن همه مراجع است، اگرچه برخی به خاطر روشن بودن مسأله بر آن تصریحی نمی‌کنند.

    من نیز نگفتم مجتهدی که فهم خودش را بیان می کند ، حدیث را تحمیل کرده است.
    بلکه گفتم آیا مجتهدی حق دارد همان فهم خودش از قران یا روایات که می گوید والله العالم را قطعا به خداوند نسبت بدهد ؟
    به نظر رسید که جواب شما خیر است. یعنی مجتهد نمی تواند فهم خودش را به صورت قطعی به خدا نسبت بدهد.

    یعنی تنها خود را موظف به عمل می داند نه نسبت دادن به خدا.
    یعنی بدون اینکه این نسبت بین کلام و خدا را مطمئن باشد اما به آن عمل می کند ؟؟
    اما تصور من این بود که در مورد فهم متون دینی مجتهد می تواند بگوید قطعا این برداشت من، همان مراد متن است.
    حال ممکن است این برداشت ضروری دین باشد یا احتیاط باشد یا تردید و جهل یا واجب یا حرام یا مستحب یا مکروه و ...
    اما درباره ی نسبت دادن این متن به خداوند باید تفکیک قائل شد. اگر قران بود نسبت قطعی است.
    اگر روایت متواتر بود نسبت قطعی است. اگر روایت غیرمتواتر بود نسبت ظنی است.
    پس اگرچه فهم یک مجتهد از یک روایت غیر متواتر قطعی باشد اما نسبت دادن به خدا ظنی است.
    سوال
    آیا مجتهدی که بنا به یک روایت غیرمتواتر می گوید فلان چیز واجب است.
    این واجب به معنای نسبت دادن قطعی حکم به خداست ؟
    یا اینکه بدون اینکه از نسبت آن به خدا آگاه باشد، به آن عمل می کند ؟ مثلا از باب اشتغال یقینی برائت یقینی را می طلبد.
    ( البته باید ببینیم که اصلا اشتغال یقینی رخ داده است ؟)
    یا مثلا از باب اصول عملیه است که تنها واجب را از حیث عمل مد نظر دارد ؟
    ( مثلا اگر می گوید فلان حیوان حلال است تنها به خاطر عدم وجود دلیل شرعی بر حرمت بوده است و اصل برائت به کار برده است ؟)

    البته در برخی موارد که به وضوح حکم خداوند روشن است که حرفی نیست، مثل مواردی که در نکته دوم عرض کردم.
    علاوه بر این که خود پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در روایات فراوان تصریح نموده اند که حکم ما را در زمان غیبت از فقها بگیرید (کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص484) آیا آنها نمی دانستند که ممکن است فقها در فتوا اشتباه کنند؟! پس مرادشان این است که فقها به خاطر داشتن مبانی و اطلاعات لازم، به استنباط حکم صحیح بسیار نزدیک تر هستند تا مردم عادی، لذا بر کسانی که خودشان تخصص لازم برای استنباط حکم خداوند را ندارند لازم است که حکم ایشان را حکم خدا بدانند.
    این مطلب بر می گردد به حجیت روایات که حرفی در آن نیست.
    مسئله روی انتساب به خدا و تحمیل اجتهاد است

    نکته چهارم:
    با توجه به غنای متون دینی شیعه و نظام عقل گرایی اعتدالی آن، اختلافات کلان و جدی در بین مراجع تقلید در خصوص احکام اسلامی وجود ندارد، خصوصا اختلاف در اینکه یک مرجع کاری را حرام بداند، و مرجع دیگر حلال بداند بسیار اندک است،

    شما فرض کنید من جزو آن اندکی هستم که اجتهادم متفاوت با دیگران است. که برخی از اختلافات خیلی هم جدی هستند و از مجتهدی تقلید می کنم که در مباحث کلانی با دیگران اختلاف دارد. و حتی چندین و چند مجتهد مثل هم وجود دارند.
    حال بیاید سر سوال اصلی
    در این موارد کسی می تواند حکم اجتهادی خود را بر ما تحمیل کند ؟ یا ما را متهم به فعل حرام یا ترک واجبی کند ؟
    اما در هر صورت اگر کسی کاری را انجام داد که مرجع تقلید جامع الشرائطش حلال می داند، مراجع دیگر و مقلدین آنها حق ندارند که او را فاعل کار حرام خطاب کنند.(البته به غیر از مواردی که حکم حکومتی در کار باشد)
    لازم نیست مرجع تقلید جامع الشرایط باشد بلکه اعلم بودن کافی است.

    ضمن اینکه در خود اینکه تقلید از اعلم باشد یا از میان اعلم ها یا عالم باشد اختلاف است.
    از جواب این چنین نتیجه گرفتم که مجتهدان حق ندارند نظرشان را بر کسانی که از آنها تقلید نمی کنند تحمیل کنند


    نکته پنجم:
    این اشکال شما به مراجعه به متخصصین در همه علوم وارد می ‌شود، چرا که هیچ کدام از این کارشناسان عصمت ندارند و تمام نظریاتشان ظنی است،
    بله هیچ کارشناسی مصون از خطا نیست
    حال این کارشناسان می توانند نظرشان را بر غیر پیروانشان تحمیل کنند ؟
    لذا ممکن است اشتباه کنند، اما هر کدام نظر خودشان را بهترین می دانند، به همین خاطر پزشک ها در مورد یک بیمار نظرات مختلفی دارند، و حتی ممکن است ترجیح اشتباه یک نظریه منجر به مرگ بیمار شود، مکانیک ها در مورد خرابی ماشین گاهی دچار اختلاف نظر می‌شوند و... اما هرگز این امکان اشتباه، غیر متخصص را از رجوع به متخصص باز نمی دارد، چرا که با رجوع به متخصص غیر معصوم اگرچه درصد اشتباه به صفر نمی‌رسد، اما به حداقل می رسد.
    بله ما نیز گفتیم که رجوع به متخصص و تقلید درست است.
    اما نگفتیم که یک متخصص حق دارد نظرش را بر دیگران ترجیح بدهد.
    این متخصصان در سراسر جهان هستند.
    و در بین مسلمانان در حوزه ی دین مثلا مجتهد یا مولوی یا مرجع تقلید نام می گیرند.
    پس اگر کسی خودش به تعمیرکاری مراجعه کرد و او را کارشناس انتخاب کرد حتی اگر ماشنیش خراب شد حرفی نیست چون انتخاب خودش بوده است.
    اما اگر بگوییم حتما باید به فلان تعمیرکار مراجعه شود و نظر او اعمال شود درست نخواهد بود.

    عقل انسان می‌گوید اگر دستت به صد نمی رسد، به کمتر از نود اکتفا نکن و برو سراغ نود، اگر نشد، 80، و به همین منوال، نه این که چون صد از دست رفت انسان به طور کلی بی خیال شود.
    همچنین این اختلاف نظرهای علمی موجب ایجاد دو دستگی اجتماعی و پراکندگی انسان ها از یکدیگر نمی‌شود.
    بله عقل می گوید اگر دستت به صد نمی رسد به کمتر اکتفا کن. ( حجیت حدیث )
    اما این اکتفا کردن در ناحیه عمل است یا نسبت دادن ؟
    آیا عقل می گوید چیزی که نسبتش به منبع اصلی، ظنی است را به صورت قطعی نسبت بده ؟
    آیا عقل می گوید چیزی که کمتر از صد است را به غیر پیروان خودت تحمیل کن ؟
    برداشتم این است که می گویید کسی حق ندارد احکام فقهی را به صورت قطعی به خدا نسبت بدهد
    و نمی تواند آنها را بر غیر مقلدان خود تحمیل کند


    نکته ششم:
    فارغ از تمام این سخنان، در جامعه امروز، یعنی زمان غیبت امام عصر(ع) که انسان دستش از معصوم کوتاه است، به نظر شما چه باید کرد؟ با یک دو دوتا کردن و تحلیل عقلی می توان گفت راهی به جز انتخاب یکی از موارد ذیل نیست:
    1- احکام دین در دوران غیبت تعطیل شود.
    هر کس به اجتهاد خود عمل کند. و به دیگری کاری نداشته باشد مگر اینکه حاکم منتخب خودشان حکمی بدهد آن هم در مورد مسائلی که خود مقلدان می خواهند.
    2- مردم غیر متخصص و نا آشنا به ادبیات و رجال و اصول دین و... خودشان مستقیما به متون مراجعه کنند، که علاوه بر اشتباهات فراوان، اختلافات هم افزایش می یابد.

    ما نیز گفتیم سه را پیش رو داریم اجتهاد ، تقلید و احتیاط
    و لازم نیست همه مجتهد شوند.
    3- متخصصین اسلامی در هر دوره با مراجعه به منابع، احکام را استنباط نموده و مردم ضمن تشخیص عالم ترین آنها طبق نظر او عمل کنند.
    در این هم حرفی نیست. اما مسئله این است که اختلاف در اجتهاد و تقلید وجود دارد.

    هم بین مجتهدان اختلاف هست و هم بین مقلدان به تبع مجتهدان.
    و این اختلاف کم نیست.
    در این اختلاف ، اجتهاد ما در مورد دیگران ، برای ما حجت است ؟
    مثلا اگر متوجه شدیم فلان نفر را باید بکشیم ؟ آیا برای ما حجت است ؟

    اتفاق نظر تمام اندیشمندان یک رشته هم که امکان پذیر نیست، همان طور که در هیچ رشته دیگری نیز محقق نشده است، پس اگرچه ما هم با شما موافق هستیم که نبود این اختلافات بهتر از بودن آنهاست، اما در جایی که دستمان از عصمت کوتاه است چاره ای از آن نیست، چرا که هم عقل و هم شرع می‌گویند: «ما لا یدرک کله، لا یترک کله»؛ آنچه که تمام آن قابل تحصیل نباشد، تمام آن ترک نمی شود.
    در این هم حرفی نیست اما سوال مورد نظر را آشکارا مطرح کردم

    خلاصه ی عرض بنده

    فارق از اینکه چه قدر اختلاف داریم.
    و این اختلاف در بین چه طیفی از مسلمانان وجود دارد.

    اگر این اختلاف و تزاحم ایجاد شد

    آیا مقلدی می تواند نظر مجتهد خودش را بر سایر مقلدان یا مجتهدان تحمیل کند ؟
    آیا این مقلد باید بگوید درست است که تزاحم به وجود آمده است اما نظر مجتهد من ، برای من حجت است و نظر ما مقدم است
    و ما باید فلان فرد را بکشیم یا مجازات کنیم یا نهی از منکر کنیم یا ...


    یا اینکه

    باید بگوید درست است که نظر مجتهد بر من حجت است اما حجیت آن تنها برای مقلدان آن مجتهد است نه برای غیر مقلدان ان مجتهد ؟
    یعنی یک مقلد شاید بتواند بنا به فتوای مجتهد خود، برای مقلدان همان مجتهد، مجازاتی اجرا کند اما برای غیر مقلدانِ آن مجتهد نمی تواند ( ؟ )
    و تصورم این است که شما با این نظر موافق هستید.

    با سپاس


    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۸:۱۵

  9. صلوات


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    خلاصه ی عرض بنده

    جدای از اینکه چه قدر اختلاف داریم. ( بین مسلمانان و بین مجتهدان)
    و این اختلاف در بین چه طیفی از مسلمانان وجود دارد.

    اگر این اختلاف و تزاحم ایجاد شد

    آیا مقلدی می تواند نظر مجتهد خودش را بر سایر مقلدان یا مجتهدان تحمیل کند ؟
    آیا این مقلد باید بگوید درست است که تزاحم به وجود آمده است اما نظر مجتهد من ، برای من حجت است و نظر ما مقدم است
    و ما باید فلان فرد را بکشیم یا مجازات کنیم یا نهی از منکر کنیم یا ...


    یا اینکه

    باید بگوید درست است که نظر مجتهد بر من حجت است اما حجیت آن تنها برای مقلدان آن مجتهد است نه برای غیر مقلدان ان مجتهد ؟
    یعنی یک مقلد شاید بتواند بنا به فتوای مجتهد خود، برای مقلدان همان مجتهد، مجازاتی اجرا کند اما برای غیر مقلدانِ آن مجتهد نمی تواند ( ؟ )
    و تصورم این است که شما با این نظر موافق هستید.

    با سپاس


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    باید بگوید درست است که نظر مجتهد بر من حجت است اما حجیت آن تنها برای مقلدان آن مجتهد است نه برای غیر مقلدان ان مجتهد ؟
    درست است تا زمانیکه به هرج ومرج نینجامد . ولی فقیه حکمتش برای همین مواقع است .

    اما به نظر من شما چون منطقی عمیق و استدلالی دقیق دارید بهتر است به حضور حضرت حجت ع تشرف حاصل کنید و معالم دینتان را مستقیما از ایشان دریافت کنید چرا که حق المبین و عین الیقین هستند .


  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها


    درست است تا زمانیکه به هرج ومرج نینجامد . ولی فقیه حکمتش برای همین مواقع است .

    گرچه می توانم در سوالم، ولی فقیه را فاکتور بگیرم اما
    خود این ولی فقیه نیز جزو فرض سوال است که مورد اختلاف قرار می گیرد.
    هم در اصل شرعی بودن یا عقلی بودنش.
    هم در مورد حوزه ی اختیاراتش.

    مثلا می توان تمام اختلافات اجتماعی یا فقهی و قضائی را با قاضی تحکیم یا مرجع تقلید مختص هر شخص حل کرد.
    و می توان حکم یک شخص را در نظر گرفت و ارزشی برای قاضی تحکیم یا مرجع تقلید یا مجتهدان قائل نباشیم.
    مثلا ( در مثل مناقشه نیست ) اگر ولی فقیه بگوید حکم زنا سنگسار است و فقیه دیگر بگوید شلاق است.
    و در اینجا محکوم علیه، مقلد ِ فقیهی باشد که شلاق را قبول دارد. در این صورت
    ولی فقیه حکم را به مرجع تقلید او بدهد یا حکم خودش را مقدم کند ؟ آیا اینجا مقلد حق اعتراض ندارد ؟ مگر قرار نیست حکم خدا اجرا شود ؟
    یا در نمونه ی دیگر، دو نفر با هم اختلاف دارند. آیا به قاضی تحکیم رجوع کنند عادلانه است یا مجبور شوند به قاضی دیگری که موافق آنها نیست رجوع کنند ؟ ( حال چه هردو یک مرجع داشته باشند و چه نداشته باشند )
    اینجا ولی فقیه که سر خود ولی فقیه نشده است. آیا شده است ؟ بلکه به واسطه ی پذیرش مجتهدان و مقلدان، ولی فقیه نام گرفته است. و الا ولی فقیه نیز ، فقیهی مانند دیگر فقها بوده است.
    پس تا زمانی که ولی فقیه به عنوان ولی فقیه پذیرفته نشود که ولی فقیه نام نمی گیرد.
    یعنی به نوعی جمهوری یا دموکراسی می رسیم. که در اینجا محدوده ی اختیارات نیز توسط موافقت و تایید فقها و مقلدان باید باشد.

    اما به نظر من شما چون منطقی عمیق و استدلالی دقیق دارید بهتر است به حضور حضرت حجت ع تشرف حاصل کنید و معالم دینتان را مستقیما از ایشان دریافت کنید چرا که حق المبین و عین الیقین هستند .
    برای هر کسی این چنین امکانی وجود ندارد. و ما فعلا راهی جز اجتهاد یا تقلید یا احتیاط نداریم.

    اما در اختلافات می توان نظر خود را بر دیگران تحمیل کرد ؟

    بله در صورتی که خودمان کسی را مرجع بدانیم یا خودمان او را ولی فقیه بدانیم یا خودمان او را قاضی تحکیم بدانیم ، حرفی نیست.

    اما در غیر این موارد آیا ما حجتی بر علیه دیگری داریم تا نظرمان را بر او تحمیل کنیم ؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    سلام علیکم
    تحمیل اجتهاد یک بحث فقهی است که باید در آن نظر مرجمع تقلید خود را جویا شد یا دست به تحقیق اجتهادی زد! چون موارد متفاوت است نمی توان حکم کلی داد و نیاز به بحص تفصیلی است!
    انتساب اجتهاد یک بحث اصولی است که در آنجا بحث شده است که طبق ادله حجیت اماره، مفاد اجتهاد منتسب به رضایت خداوند است زیرا این همان معنای حجیت اماره است.
    و اما این که این مفاد امارات، همان چیزی است که در لوح محفوظ است معلوم است در امور ظنی ممکن نیست این طور فکر کرد زیرا این با ماهیت ظنی بودن محتوای امارات منافات دارد!
    چون خداوند راضی از عمل به این محتواست، پس نمی توان دیگری را بخاطر این که نظر اجتهادی متفاوتی دارد متهم نمود به این که خداوند از عمل به این نظر ناراضی است!
    و چون نمی توان این محتوا را به لوح محفوظ نسبت داد پس نمی توان دیگری را واداشت که مثل این نظر را قبول کند!
    ولی می توان مخالف را از مخالفت رفتاری در بعضی موراد باز داشت! که عرض شد مسئله باید به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد!

  17. صلوات ها 4


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح بخش نمایش پست ها
    سلام علیکم
    سلام

    تحمیل اجتهاد یک بحث فقهی است که باید در آن نظر مرجمع تقلید خود را جویا شد یا دست به تحقیق اجتهادی زد! چون موارد متفاوت است نمی توان حکم کلی داد و نیاز به بحص تفصیلی است!
    این سخن به چه معناست
    یا منظورتان این است که تا به حال مجتهدان روی این مسئله فکر نکرده اند و این موضوع طرح نشده است ؟
    یا اینکه مرادتان این است که چون تفصیلی است شما قادر به بیان آن نیستید ؟

    اگر جمله ی اولی باشد که حرفی نیست منتظر تلاش کارشناس برای گرفتن پاسخ از مراجع.
    اگر جمله ی دومی باشد
    حرف خنده آوری است. چطور تمام مسائل فقهی که به صورت تفصیلی بحث میشود قادر به تبیین آن هستید اما اینجا بحث تفصیلی میشود و موارد متفاوت.
    دیگر مغلطه تا چه حد؟!
    اگر مراد دیگری دارید بیشتر توضیح بدهید.

    انتساب اجتهاد یک بحث اصولی است که در آنجا بحث شده است که طبق ادله حجیت اماره، مفاد اجتهاد منتسب به رضایت خداوند است زیرا این همان معنای حجیت اماره است.
    و اما این که این مفاد امارات، همان چیزی است که در لوح محفوظ است معلوم است در امور ظنی ممکن نیست این طور فکر کرد زیرا این با ماهیت ظنی بودن محتوای امارات منافات دارد!
    چون خداوند راضی از عمل به این محتواست، پس نمی توان دیگری را بخاطر این که نظر اجتهادی متفاوتی دارد متهم نمود به این که خداوند از عمل به این نظر ناراضی است!
    و چون نمی توان این محتوا را به لوح محفوظ نسبت داد پس نمی توان دیگری را واداشت که مثل این نظر را قبول کند!
    ولی می توان مخالف را از مخالفت رفتاری در بعضی موراد باز داشت!
    پس به نظر شما در برخی موارد می توان نظر خود را به دیگران تحمیل کرد ؟
    در کدام موارد و چرا ؟
    اگر نمی دانید منتظر می مانیم تا دانایی پیدا شود و ما را آگاه کند.

    که عرض شد مسئله باید به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد!
    ما می دانیم اینجا درس خارج نیست اما می دانیم که در درس خارج همین مسائل بعد از تفصیلات در یک یا دو صفحه بیان میشوند.
    البته اجباری نیست آنچه نمی دانید را بدانید

    پ.ن.پ :
    از تعبیر اینها تفصیل دارد و ... خوشمان نمی آید.

  19. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3766



    تحمیل حدیث و اجتهاد آری یا خیر ؟

    آیا تحمیل حدیث و اجتهاد ، شرعی است ؟ آیا جایز است ؟

    آیا تحمیل حدیث و اجتهاد، مصداق ظلم نیست ؟

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود