صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کمک کنید به زندگی برگردم (نقص عضو و ازدواج موقت با مرد متاهل)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316

    کمک کنید به زندگی برگردم (نقص عضو و ازدواج موقت با مرد متاهل)




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    سلام

    من دختری 25 ساله زیبا و اهل درس و کار و تلاش بودم.
    سه سال پیش دچار نقص عضو شدم و یکی از پاهای خودم رو برای همیشه از دست دادم.
    مدت زیادی افسرده بودم و راستش نتونستم کامل باشرایطم کناربیام.
    درس رو تقریبا رها کردم ولی بعد از مدتی به سفارش یکی از دوستانم در کلاس های یک استاد ظاهرا متدین شرکت کردم.
    خیلی از ایشون برام تعریف می کردند بعدها فهمیدم گاهی به افراد مشاوره هم میدن.

    خلاصه من بهشون مراجعه کردم و سرصحبت را باز کردم با ایشون
    ایشونم به من پیشنهاد محرمیت دادند. بهشون گفتم من دوشیزه هستم وباید از ولی اجازه بگیرم
    ولی ایشون گفتند که میشه حتی بی اذن ولی، چون شما به سن قانونی رسیدی
    اصلا چون پدرت درقیدحیات نیست می تونی.

    گفتم خب مادرم چی پس؟ گفت مادرتو کم کم راضی می کنیم.
    من گفتم نه استاد اول باید با مادرم صحبت کنید گفت باشه
    اومد و صحبت کرد و مادرم به شدت مخالفت کرد و گفت دختر من مگه دستمال کاغذیه که یه مدت با شما باشه؟
    استاد گفت نه بخدا تا آخر عمر نوکرشم، رهاش نمی کنم
    من به مادرم گفتم با این پای معیوب بعید میدونم بتونم ازدواج کنم ، نگذار به گناه بیفتم ولی مادرم قبول نکرد.

    خلاصه من به استاد جواب منفی دادم ولی مگه ایشون بس می کرد؟
    میگفت تو مثل دخترمی، تو همه کسمی ،من بخاطر شهوت نمیخوامت، مرد درآن واحد می تونه عاشق دوتا زن باشه
    اصلا خانمم رو راضی میکنم که قبول کنه تو همسر دایم من بشی.
    گفت اصلا خانمم خودش گفته برو ازدواج مجدد کن چون من خواسته هاتو برآورده نمی کنم.
    اصلا عشق من به تو معنویه، حتی دست بهت نمی زنم
    اگرخدای ناکرده مادرت طوریش شد ، تا پیربشی هم مواظبتم.
    تا می گفتم نه؛ اشک می ریخت و به هیچ عنوان دست بردار نبود

    منم فکر کردم مرد به این بزرگی با این معلولیت عاشقم شده پس واقعا عاشقه!
    تا اینکه بالاخره قبول کردم
    اینم بگم که دایما از شهدا حرف میزد و موقعیت اجتماعی خیلی بالایی داشت.
    من گفتم قبول می کنم چون واقعا داشتم به گناه می افتادم
    به شرط اینکه بعد از یک هفته از محرمیتمون بیاد با مادرم صحبت کنه و منو دوباره خواستگاری کنه.

    بعدازیک هفته محرمیت یکبار زنگ زد و گفت خانمم پیامهامون رو خونده و می خواد بره شکایت و آبروریزی
    من داشتم از ترس سکته می کردم
    یکی از دوستام که از قضیه باخبر بود رو درجریان گذاشتم گفتم نکنه خانمش بیاد آبرومو ببره.

    تا چند روز از استاد خبری نشد و من مثل بید به خودم می لرزیدم
    تا اینکه به دوستم گفتم بهش زنگ بزنه ببینه که قضیه از چه قراره.
    اونم یک مشت دروغ به دوستم گفت و تمومش کرد.

    من چند روز بعد بهش زنگ زدم
    گریه کردم ضجه زدم
    گفت من خانمم برام خیلی مهمه، من و تو نمی تونیم کنار هم راحت باشیم.
    گفتم همین؟به همین راحتی؟
    گفت تو اونی نیستی که من عاشقش بودم.

    خلاصه با رفتنش له شدم ، تحقیرشدم
    غیر از دوستم هیچکس نمیدونه.
    حتی آبروشو پیش مادرم نبردم.

    به نظر شما چکار کنم؟
    آیا خدا انتقام من رو از ایشون می گیره؟
    اون از معلولیت من سوء استفاده کرد.
    آیا راهی هست که از افسردگی نجات پیدا کنم؟
    وجودم پر از کینه شده
    هیچ کاری هم نمی تونم بکنم

    شما رو به حضرت زهرا کمکم کنید
    من حتی ازهمسر خودش هم زیباتر بودم و چیزی کم نداشتم
    خدا شاهده که نمی خواستم زندگیش خراب شه
    فقط گفتم اون مدتی که بامن حرف میزنه نامحرم نباشیم
    پس چر این کاروکرد؟

    از طرفی دچار حس اعتماد بنفس پایین شده ام و فکر میکنم دیگر هیچ شرایط ازدواجی ندارم و خدا راههای موفقیت رابر روی من بسته و بر روی افرادی چون همسر این فرد که واقعا شخص متکبر و در عین حال بسیارخوشبخت است باز کرده.
    این خانم دایما از همسرخودش ایراد میگیرد در صورتی که توانایی همسرداری و اخلاق و تواضع من بسیار بیشتر از اوست.
    حس حسادتم زیاد شده و اعتماد به نفس و حتی اعتماد به خدا و ایمان به عدالت خدا را از دست داده ام.
    فکر می کنم چرا من نباید مثل ان زن که لایق نعمتها نیست و دایما ناشکری میکند نعمت داشته باشم؟
    لطفاکمکم کنید




    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۵:۳۷ دلیل: درج توضیحات ارسالی کاربر

  2. صلوات ها 21


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,516
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست






    کمک کنید به زندگی برگردم (نقص عضو و ازدواج موقت با مرد متاهل)








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    با سلام خدمت شما پرسشگر محترم
    از اين كه مشكل و نگراني خودتان را با اين مركز در ميان گذاشتيد و اعتماد داريد صميمانه تشكر مي كنم.
    مولوي در ضمن اشعار تمثيلي خود به داستاني اشاره مي كند كه از نظر اخلاقي و روان شناختي بسيار درس اموز است.
    مي گويد مارگيري از كوه و بيابان مار مي گرفت. نمايش مي داد و زندگي مي گذراند. روزي در كوهستان اژدهايي ديد بسيار بزرگ ولي اژده ها از شدت سرما سِر شده بود و بي حال. او هم از فرصت استفاده كرد و آن را كشان كشان به شهر برد تا از قدرت و مهارت و شجاعت خود براي مردم بگويد. خلاصه در هنگام نمايش به تدريج بدن اژده ها زير تابش خورشيد گرم شد و به او و مردم حمله كرد.
    نفس اژدرهاست او كي مرده است
    از غم بي آلتي افسرده است

    نفس ما انسان ها هم مثل همين اژدها است. گاهي هوس ها و غرض هاي نفس جلوي «بينش صحيح» و «انصاف» ما را مي گيرد و شهوت ( جنسي يا خودخواهي و...) ما را مست و كر و كور مي كند.
    صحبت كردن از گذشته فقط از يك جهت مهم است و آن اين كه در آينه عبرتش بنگيريد و زندگي شيريني براي خود بسازيد و حتي از تجربه تلخ گذشته به ديگران درس زندگي بدهيد.
    اگر مطابق نظر مرجع تقليدتان عمل كرده باشيد از نظر شرع گناهي مرتكب نشده ايد. ولي گناه مرتكب نشدن يك چيز است و اين كه آيا تشويق هم به اين كار شده ايم چيز ديگر.

    قصد شما از ازدواج
    قصد شما از اين ازدواج چه بوده؟
    اگر بخواهيد با اين ازدواج موقت عطش احساس خود را فرو بنشايند آن هم با ارتباط قايم قايمكي و اضطراب. اين ره كه مي روي به تركستان است. يعني اگر الان يك مشكل داريد بعد از مدتي مشكل شما دوتا مي شود و قوز بالا قوز.

    ستاره سينما
    هركسي به برخي از هنرمندان و ستارگان سينما متناسب با شخصيت و ارزش هاي خود علاقه دارد و يا دوست دارد سرنوشت زندگي افراد موفق را بخواند و با قهرمان داستان همانند سازي كند. شهيد رجايي سخني دارند كه بايد الگوي عملي زندگي ما در مشكلات زندگي شود بايد قاب بگيريم و در منازل و سر در قلب مان بزنيم:
    «
    چیزی که من همیشه در زندان انفرادی با خودم می گفتم این بود که: رجایی!همه اش نباید دیگران سرنوشت باشند و تو آنها را بخوانی. یکبار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار دیگران بخوانند.»

    ادامه دارد


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۳/۲۰ در ساعت ۱۷:۰۱
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    تنظيم انتظارات
    دين و روان شناسي به ما مي گويد براي رسيدن به شادكامي بايد هنرمندان انتظاراتمان را با امكاناتمان تنظيم كنيم. هميشه در مسير زندگي ما چيزهايي مي بينم كه دلمان مي خواهد ولي بايد اين دلخواهي را با توجه به واقعيات زندگي، محدوديت ها، ارزش ها، قوانين حقوقي و شرعي تنظيم كنيم و گرنه هيچ گاه از زندگي رضايت نخواهيم داشت. افراد زيادي هستند كه مشكل معلوليت دارند ولي با توجه به شرايط خود زندگي را در بن بست نديده اند و به موفقيت هايي رسيده اند كه براي افرادي كه نقصي نداشته اند درس بوده است. بنابراين آنچه در درجه اول در زندگي شما بايد با آن آشتي كنيد امكانات و استعدادهاي تان است. رودكي شاعر نامي ايران از كودكي نابينا بود و در همان كودكي حافظ قرآن بود.
    در مسابقات پاراالمپيك افرادي شركت مي كنند كه واقعا به ما براي جنگ با مشكلات انرژي مي دهند.
    بنابراين
    1- بر داشته هاي خود تأكيد كنيد و تمركز. اين امر سبب افزايش احساس ارزشمندي مي شود و در نتيجه اعتماد به نفس تان بالا مي رود.
    2- به دنبال ازدواج يا دلجويي هاي ترحمي نباشيد كه ممكن است ابتداي اين ارتباط ها شيرين باشد ولي به تدريج احساس ناخوشايندي نسبت به خودتان و طرف مقابل خواهي داشت و در نتيجه اعتماد به نفس تان پايين مي آيد.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    تنظيم انتظارات
    دين و روان شناسي به ما مي گويد براي رسيدن به شادكامي بايد هنرمندان انتظاراتمان را با امكاناتمان تنظيم كنيم. هميشه در مسير زندگي ما چيزهايي مي بينم كه دلمان مي خواهد ولي بايد اين دلخواهي را با توجه به واقعيات زندگي، محدوديت ها، ارزش ها، قوانين حقوقي و شرعي تنظيم كنيم و گرنه هيچ گاه از زندگي رضايت نخواهيم داشت. افراد زيادي هستند كه مشكل معلوليت دارند ولي با توجه به شرايط خود زندگي را در بن بست نديده اند و به موفقيت هايي رسيده اند كه براي افرادي كه نقصي نداشته اند درس بوده است. بنابراين آنچه در درجه اول در زندگي شما بايد با آن آشتي كنيد امكانات و استعدادهاي تان است. رودكي شاعر نامي ايران از كودكي نابينا بود و در همان كودكي حافظ قرآن بود.
    در مسابقات پاراالمپيك افرادي شركت مي كنند كه واقعا به ما براي جنگ با مشكلات انرژي مي دهند.
    بنابراين
    1- بر داشته هاي خود تأكيد كنيد و تمركز. اين امر سبب افزايش احساس ارزشمندي مي شود و در نتيجه اعتماد به نفس تان بالا مي رود.
    2- به دنبال ازدواج يا دلجويي هاي ترحمي نباشيد كه ممكن است ابتداي اين ارتباط ها شيرين باشد ولي به تدريج احساس ناخوشايندي نسبت به خودتان و طرف مقابل خواهي داشت و در نتيجه اعتماد به نفس تان پايين مي آيد.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,398
    حضور
    379 روز 5 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    129
    صلوات
    13868



    تنها چیزی که می تونم بگم اینه که امیدوارم اون مرتیکه نامرد پست فطرت هیچوقت فرصت توبه پیدا نکنه و امیدوارم در دنیا و آخرت رو سیاه بشه..
    تولدی دوباره



  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    باشگاه
    نوشته
    649
    حضور
    11 روز 11 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2168



    مطمئن باش هستن پسرایی که با معلولیت هم با دخترا ازدواج دائم میکنن وزندگی خوشبختی دارن زود تصمیم گرفتی وعجول بودی، اولا تف به اون ذات کثیف وحیله گر اون مرتیکه روانپریش هوس باز، خدا حقت رو میگیره ،احترام سایت رو نگه میدارم وگرنه توهین هایی خوبیی برا اون اقای روانپریش داشتم

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام میبیند.

    ای کاش جوانان به تجربیات بزرگترهاشون بیشتر بها میدادند.
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    156
    حضور
    5 روز 9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    روی اون مرد هوس باز نمیشه اسم نعمت الهی گذاشت. همون بهتر که آدم مجرد باشه تا با همچین حیوونی زندگی کنه. اگر آدم بود کمکت می کرد تا با یک پسر جوان و مثل خودت ازدواج کنی.

    شما اعتماد به نفست فوق العاده پایینه، که اجازه دادی استادت ازت خواستگاری کنه و با پشت دست نزدی تو صورتش.

    دنیا که به آخر نرسیده که معلول شدی، تو اینترنت زندگی نامه طاهره جوان رو سرچ کن، خیلی بهت کمک می کنه.

    به یک مشاور مطمئن هم که همجنس باشه برای افسردگی مراجعه کن.

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    پوووووول
    نوشته
    228
    حضور
    8 روز 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    731



    من بالاخره نفهمیدم تو بالاخره زنش شدی یا هنوز دوشیزه ای ؟ .اگه نه که مشکلی نیست وگرنه که برو ازش شکایت کن تا همونطور که زندگی تو رو خراب کرده زندگی خودش هم خراب بشه .شاید انتقام اعتماد بنفستو بهت برگردونه...
    البته میتونی به نظر من گوش ندی .لازم بگم فقط 19 سالمه
    خدایا چوب لای چرخ کارم مکن
    خدا خسته ام صبح بیدارم مکن
    ...

  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود