جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحریف بايبل

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    407
    حضور
    20 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    872

    تحریف بايبل




    سلام، بر طبق باور هاي اسلامي بايبل تحريف شده است
    ميخواستم دليل اش رو بدونم ، كدوم قسمت بايبل تحريف شده و چرا؟
    به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم
    کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم
    "حکیم فردوسی"

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست






    تحریف بايبل








    کارشناس بحث: استاد مبشر


  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    323
    حضور
    4 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1436

    جمع بندی




    پرسش:
    بر طبق باورهای اسلامی «بايبل» تحريف شده است، می خواستم دليل اش رو بدانم، كدام قسمت بايبل تحريف شده و چرا.؟

    پاسخ:
    «بایبل» در جهان مسیحیت به کتابی اطلاق می شود که از دو بخش عهد عتیق (کتاب های مقدس یهودیان و مسیحیان) و عهد جدید (کتاب های مقدس مسیحیان) تشکیل شده است . و به صورت مختصر عرض می کنم که بایبل حدودا هفتاد کتاب را (براساس نظریه مسیحیان کاتولیک) در بر می گیرد.
    قرآن کریم قرن ها پیش به مسأله تحریف کتب مقدس ادیان اشاره کرده است و غالبا این شیوه را به علما و عقلای یهود نسبت داده است .

    1. «أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»؛ آیا انتظار دارید به (آئین) شما ایمان بیاورند، با این که عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‌کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟!.(1)

    2. «مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَـٰكِن لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم)»، برای آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از این رو جز عدّه کمی ایمان نمی‌آورند.(2)

    3. «فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ بلی به خاطر پیمان‌شکنی، آن ها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دل های آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‌کنند؛ و بخشی از آن چه را به آن ها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آن ها آگاه می‌شوی، مگر عده کمی از آنان؛ ولی از آن ها درگذر و صرف‌نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد!.(3)

    4. «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَن يُرِدِ اللَّـهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّـهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ»؛ ای فرستاده (خدا)! آن ها که در مسیر کفر شتاب می‌کنند و با زبان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آن ها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می‌دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آن ها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‌اند؛ آن ها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‌کنند، و (به یکدیگر) می‌گویند: «اگر این (که ما می‌خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دوری کنید!» (ولی) کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی‌ در پی او) بخواهد مجازات کند، قادر به دفاع از او نیستی؛ آن ها کسانی هستند که خدا نخواسته دل هایشان را پاک کند؛ در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد.(4)

    در مقابل این آیات قرآن همواره مسیحیان و یهودیان مدعی هستند این ادعاهای قرآن بدون سند بوده و هیچ گونه تحریفی در کتب مقدس آنها اتفاق نیفتاده است. که در ادامه به اسناد تحریف کتب مقدس از خود کتب مقدس یهودی اشاره خواهم کرد :
    تحریف در میان دانشمندان مسلمان عموما به دو معنا ذکر شده است
    تحریف لفظی: یعنی کلمه ای در متن تغییر یابد. (کم یا اضافه تا تغییر داده شود)
    تعریف معنوی: افزودن تفسیری که معنا را تغییر دهد.
    در هر مورد مثال هایی را از کتاب مقدس ذکر خواهم نمود.

    _ مثال نخست افزودن کلمات به تورات خدا:
    در کتاب مقدس نیز سخن از افزودن به تورات خداوند به صراحت ذکر شده است که معنایی جز تحریف ندارد؛ "پس در آن روز يوشع با قوم عهد بست و برای ايشان فريضه و شريعتی در شكيم قرار داد. و يوشع اين سخنان را در كتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته،‌ آن را در آن جا زير درخت بلوطی كه نزد قدس خداوند بود برپا داشت.(5)
    البته این را به صراحت عرض می نمایم که ما ساحت مقدس حضرت یوشع (علیه السلام) را از این اتهام پاک می دانیم و معتقدیم ایشان هیچ گاه چنین عملی انجام نداده اند.

    _ افزودن این سخنان به تورات خدا چه معنایی می تواند داشته باشد؟!
    نکته: ممکن است کسی ادعا کند در این جا مقصود از تورات خداوند احکام شریعت هستند و نه کتاب. اما مدعی باید توجه داشته باشد که در متن سفر یوشع به صراحت (کتاب تورات خدا) ذکر شده است.

    _ مثال دوم تغییر دادن کلمه در کتاب مقدس :
    و به جميع پادشاهان شمال خواه قريب و خواه بعيد هر يك با مجاور خود و به تمامي ممالك جهان كه بر روي زمينند. و پادشاه شِيشك بعد از ايشان خواهد آشاميد.(6)
    ممکن است کسی ادعا کند چه تغییری ممکن است در این سخن روی داده باشد و این سخن بسیار عادی به نظر برسد اما کلمه (شیشک) در این بند تغییر یافته کلمه دیگری است که با مراجعه به کتب تفاسیر کتاب مقدس یهودی و مسیحی آن را درخواهیم یافت :
    Sheshach, a cipher for Babylon, شیشک شکل رمزی نام بابل است. چه کسی این نام را به رمز درآورده است؟ چرا.؟

    از این گونه مثال های رمزدار می توان با مراجعه به تفاسیر کتاب مقدس به موارد متعددی دست یافت که در این مجال نیست و بنده تنها یک مثال دیگر ذکر خواهم کرد :
    و اما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور گردانم، و او را بسيار كثير گردانم. دوازده رئيس از وي پديد آيند،‌ و امتي عظيم از وي بوجود آورم.(7)
    این متن نیز در نگاه اول بسیار ساده به نظر می رسد که خالی از تغییر و پیچیدگی است اما با نگاهی دقیق و در صورت دانش به زبان عبری متوجه می شویم که یک جای ترجمه دارای اشکال است. در اصل به جای بسیار کثیر بر اساس متن عبری (مؤد مؤد) باید گفت "بسیار بسیار". این کلمه به صورتی عجیب با کلمه امت عظیم در زبان عبری از نظر عددی یکسان هستند. و رقم هر دوی آنها 92 خواهد بود که با رقم کلمه محمد در عبری که 92 است نیز یکسان خواهد بود و علمای یهود تلاش کرده اند تا این نام را در قالب رمز بیان کنند تا همه کس متوجه معنای آن نشود.

    شاید کسی بگوید که این ادعای مسلمانان است . اما قطعا اگر بداند این موضوع به قدری دارای اهمیت بود که بزرگترین متکلم یهودی تلاش کرده است بدین سؤال پاسخ دهد نظرش تغییر خواهد کرد .
    ابن میمون در این باره هیچ پاسخی نداشته و ناخواسته در کتاب معروف خود "دلاله الحائرین" نظر مسلمانان را در این باره تأیید کرده است: «ومما يجب تعلمه أن الاسم الذي يزعم الإسماعيلين أنه مكتوب في التوراة الذي يتعلق به אלפשעים "الفوسعيم" أي بمؤد مؤد ليس هو ميم حيت ميم دال "محمد"، بل إنه ألف حيت ميم دال "أحمد"، وليس عدد بمؤد مؤد مثل عدد هذاالاسم. ( Guide of the Perplexed')»؛ و باید بدانی آن اسمی که اسماعیلیان (مسلمانان) مدعی هستند در تورات در بخش مؤد مؤد به صورت رمز بیان شده است محمد نیست بلکه احمد است و عدد احمد مساوی عدد مؤد مؤد نیست.
    یعنی مقصود ابن میمون این است که مسلمانان مدعی هستند کلمه مؤد مؤد مساوی کلمه احمد است در حالی که به نظر او این کلمه مساوی محمد است.
    این در حالی است که مسلمانان همواره استدلال کرده اند که مؤد مؤد مساوی محمد است نه احمد و عموما احمد را هم معنای فارقلیط در انجیل می دانند . بنا بر این ابن میمون ناخواسته به صراحت بیان می کند که مؤد مؤد همان محمد است که از نسل حضرت اسماعیل (علیه السلام) خواهد بود . درباره این روش رمزی در تفاسیر یهودی و مسیحی مثال های متعددی وجود دارد که خواننده را شگفت زده خواهد کرد.

    _ مثال تحریف معنوی :
    این روش غالبا در قالب توضیح بخش هایی از کتاب مقدس بیان می شود و عموما در این روش از کلمه یعنی استفاده می شود .
    گفت: اكنون پسر خود را، كه يگانه توست و او را دوست می داری، يعنی اسحاق را بردار و به زمين موريا برو، و او را در آن جا، بر يكی از كوه هايی كه به تو نشان می دهم، برای قربانی سوختنی بگذران.(8)
    این در حالی است که حضرت اسحاق (علیه السلام) یگانه فرزند حضرت ابراهیم (علیه السلام) نبود بلکه حضرت اسماعیل (علیه السلام) برادر بزرگ حضرت اسحاق (علیه السلام) بود و مطابق معمول سخن ، باید یگانه فرزند اسماعیل باشد اما کسی که متن را تغییر داده نام حضرت اسحاق (علیه السلام) را به آن و بعد از کلمه یعنی افزوده است. و این کلمه نیز نمی توانسته از سوی خدا باشد زیرا اگر همان گونه که کتاب مقدس ادعا می کند حضرت اسماعیل (علیه السلام) دور از پدر در فاران می زیست به صورت طبیعی حضرت اسحاق (علیه السلام)در کنار پدر می زیست و وقتی که خداوند می فرمود فرزندت را بردار حضرت ابراهیم (علیه السلام) کاملا متوجه می شدند که منظور خداوند حضرت اسحاق (علیه السلام) بوده است.

    اما شاید خواننده به دنبال دلیل صریح تری باشد و ادعا کند که این دلایل تنها ظنی هستند و یقین آور نیستند .بنده نظر دوستان را به بخشی از تلمود بابلی جلب می نمایم :
    در جهان یهودیت "حنانیا فرزند حزقیا" یکی از محترم ترین شخصیت ها به شمار می رود اما هنگامی که دلیل احترام او را دانستم بر تعجبم افزوده شده. شاید تعجب کنید اگر بدانید در تلمود صراحتا علت احترام او تغییر یکی از کتب مقدس بوده است: "و حنانیا فرزند حزقیا را با برکت یاد کنید زیرا کتاب حزقیال در تناقض با تورات بود و به نظر نمی رسید بتوان آن را کتابی وحیانی دانست اما حنانیا سیصد برمیل روغن با خود برداشت و خود را سیصد روز در غرفه خود حبس کرد و این کتاب را با آموزه های تورات هماهنگ نمود"!!!.(9)

    در این باره دو مسأله بیشتر قابل تصور نیست: یا اینکه کتاب حزقیال مجعول یا محرّف بوده است و سپس حنانیا آن را به ادعای تلمود هماهنگ کرد که این مسإله دلالت بر تحریف کتب مقدس توسط یهودیان پیش از حنانیا دارد یا این که کتاب حزقیال صحیح بوده است اما چون با تورات محرّف یهودیان هماهنگی نداشته حنانیا آن را هماهنگ نموده است که باز هم دلالت بر تحریف کتب مقدس در میان یهودیان دارد .
    و این همان حقیقتی است که قرآن کریم به آن صریحا اشاره کرده است: «فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَـٰذَا مِنْ عِندِ اللَّـهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا يَكْسِبُونَ»؛ پس وای بر آن ها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آن ها از آن چه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آن چه از این راه به دست می‌آورند!.(10)

    اما در پاسخ به بخش دوم سؤال دوست گرامی درباره علت تحریف، به گمان بنده برخی از انگیزه ها از متن فوق قابل فهم هستند که بنده به سه مورد اشاره می نمایم :
    نکته اول: پیامبران همیشه با صراحت با مردم سخن گفته و غالب سخنان آن ها خالی از رمزنگاری های پیچیده است اما علمای یهود و امثالهم به چند دلیل این تحریف ها را انجام می دادند.
    1. مخفی نمودن اطلاعات و معلومات حساس و مهم از دست اغیار به علل مختلف مثلا ترس. در مثال بابل ترس نویسنده در جهت مخفی کردن اطلاعات کاملا واضح است .
    2. از آن جا که علمای یهود فهم متون دینی را تنها حق خود می دانستند بنا بر این متون را به گونه ای تغییر می دادند تا مردم همواره به آن ها برای فهم متون دینی نیازمند باشند .
    3. برخی از تعالیم پیامبران مخالف با هواهای نفسانی یهودیان بوده است بنا بر این در راستای مخالفت با حق و فرمان خداوند کتاب ها را تحریف می کردند در این زمینه برتری طلبی دنیائی و مخفی کردن نام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کاملا مشهود است .
    4. دنیا طلبی و ... .
    و ادله مختلف دیگری که از مجال این نوشته خارج است .

    _________
    ﴿1) البقرة/ ٧٥.
    ﴿2) النساء/ ٤٦.
    ﴿3) المائدة/ ١٣.
    ﴿4) المائدة/ ٤١.
    (5) سفر یوشع،باب 24 بندهای 25 و 26.
    (6) کتاب ارمیا، باب 25، بند 26.
    (7) سفر پیدایش، باب 17، بند 20.
    (8) سفر آفرینش،باب 22 بند 2.
    (9) تلمود بابلی ، موعد، مسخیت شابات، 13B.
    ﴿10) البقرة/ ٧٩.

    منابعی که در این نوشتار از آن بهره گرفته شد عبارتند از:
    1. قرآن کریم
    2. کتاب مقدس
    3. تلمود بابلی
    4. دلاله الحایرین
    5. KJV Bible Commentary. Nashville : Thomas Nelson, 1997, c1994, S. 1470

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۹ در ساعت ۲۳:۲۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  5. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود