صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسئله رزق و روزی در زندگی روزمره طلاب علوم دینی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    74
    حضور
    4 روز 17 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327

    مسئله رزق و روزی در زندگی روزمره طلاب علوم دینی




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت دوستان عزیز ♥
    من ان‌شاءالله چند ماه دیگه وارد حوزه علمیه سفیران هدایت میشم ولی یه مسئله‌ای منو اذیت میکنه...
    من درحال حاضر پیش‌دانشگاهی رشته ریاضی فیزیک هستم و توانایی قبول شدن توی دانشگاه‌های تهران رو هم دارم.
    ولی به خاطر دلایل زیادی که با مطالعه و مشورت، پیدا کردم، به حوزه علاقه‌مند شدم و ان‌شاالله بزودی واردش میشم.
    از موضوعی که میشه گفت میترسم، بحث مادّی حوزه هست...
    از اونجایی که از نظر مادی، معمولاً حوزه سطح پایین تری از دانشگاه داره، من میترسم توی ادامه زندگی و ان‌شاءالله تشکیل خانواده، از این نظر به مشکل بخورم. نمیدونم... شاید بحث رزق و روزی خدا برام خوب جا نیوفتاده...
    خانوادم هم، به خاطر این موضوع، منو از حوزه رفتن منع می‌کنن.
    لطفاً منو توی این قضیه راهنمایی و توجیه کنید تا با خیال راحت مسیر زندگیم رو مشخص کنم.
    اگه کتابی هم میشناسید در این زمینه، معرفی کنید.
    اجرتون با آقا امام زمان(عج)
    یامهدی
    ویرایش توسط عـلی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۰ در ساعت ۰۷:۲۶

  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    مسئله رزق و روزی در زندگی روزمره طلاب علوم دینی








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4653



    سلام

    رزق و روزی در حوزه مانند تمام مشاغل دیگر متکی بر ایمان و توکل بر خدا و سپس تلاش روزافزون برای کسب روزی حلال است. لذا از این جهت فرقی با دیگر مشاغل ندارد. اگر کسی اهل تلاش و کوشش نباشد، فرقی نمی کند که حوزوی باشد یا دانشگاهی؛ چون در هر صورت همیشه با مشکل مواجه خواهد شد.

    اما اگر فرد اولا اهل ایمان و توکل به خداوند باشد و ثانیا پر تلاش و سخت کوش باشد و ثالثا اهداف مشخص و ترسیم شده ای داشته باشد و بداند میخواهد در آینده چه کارهایی را انجام دهد، حتما موفق خواهد بود و نه تنها از لحاظ مالی؛ بلکه از هیچ لحاظی با مشکل مواجه نمی شود.


    با این حال بین مشاغل حوزی با دیگر مشاغل تفاوت هایی وجود دارد که دانستن آنها به تصمیم گیری برای آینده کمک می کند:

    1- هدف اصلی یا حیطه های اصلی فعالیت یک طلبه بعد از کسب علوم لازم سه تاست: تبلیغ؛ تدریس؛ تحقیق. البته منحصر در این نیست و یک طلبه می تواند مثل هر فرد دیگری به کارهای اقتصادی دیگر مثل تجارت؛ تولید؛ کارمندی و ... بپردازد؛ چنانچه مثلا یک کارشناس ارشد فیزیک در دانشگاه می تواند کارمند فلان شرکتی شود که هیچ ربطی به رشته اش ندارد؛ منتها آنچه در حیطه کاری اوست و ضوابط نیمه رسمی حوزه علمیه اقتضا می کند این موارد است. (از این جهت ضوابط نیمه رسمی گفت شد که در حوزه ممکن است به کسی که مثلا رفته بغالی باز کرده چیزی نگویند؛ ولی از لحاظ شرعی به این دلیل که او در طول تحصیل از مزایای حوزه مثل امکانات تحصیل؛ کمک هزینه و ... استفاده کرده است، باید طبق چشم اندازی که در حوزه برای فعالیت های یک طلبه ترسیم شده است پیش برود؛ چنانچه در شرایط بورسیه تحصیلی چیزی شبیه به این گفته می شود؛ منتها کمتر از ابزار قانونی استفاده می شود) این موارد، هم به عنوان وظیفه هر طلبه ای است که نام سربازی امام زمان (عج) را به دوش می کشد؛ و هم منابعی است که از طریق آن می تواند ارتزاق کند و چرخ زندگی را بچرخواند. لزومی هم ندارد که کسی همه این کارها را انجام دهد. ممکن است کسی در تبلیغ موفق باشد و علاقه ای به کارهای تحقیقی و پژوهشی نداشته باشد یا برعکس. همچنین مانعی هم وجود ندارد که کسی بخواهد در هر سه حیطه فعالیت کند. مهم این است که فرد در طول سالهای اولیه، استعداد خود را کشف کند و سپس با در نظر گرفتن توانایی هایش برای آینده شغلی و طلبگیش برنامه ریزی کند. این مسئله با شرایطی که در حال حاضر بر حوزه حاکم است قابلیت دسترسی بیشتری پیدا کرده. رشته های حوزوی تخصصی شده و هر کدام در مراکز خاصی آموزش داده می شوند و تقریبا آینده شغلی و طلبگی را تضمین می کنند؛ البته به همان شروطی که عرض کردم. ایمان و توکل و تلاش.

    2- کم رنگ بودن مسائل مالی در حوزه به این خاطر نیست که یک طلبه امکان پولدار شدن برایش فراهم نیست؛ چون همانطوری که عرض کردم او هم می تواند مانند هر فرد دیگری وارد مشاغلی شود که درآمد بالایی دارد؛ چنانچه چنین طلبه هایی داریم!؛ بلکه به این خاطر است که اولا حوزه فعالیت او جزو حوزه هایی است که درآمد بالایی ندارد؛ مثل تدریس ثانیا یک طلبه اگر واقعا با افکار طلبگی بزرگ شده باشد انگیزه ای برای مال اندوزی ندارد؛ چون هدف اصلی او خدمت به دین است و کسی می تواند چنین هدفی را به بهترین شکل پیش بگیرد که اسیر مادیات نباشد. لذا یک عالم واقعی حتی اگر شرایط مال اندوزی هم داشته باشد، باز هم چنین کاری را نمی کند.

    3- یک طلبه اگر طلبه باقی بماند، در هر حیطه ای که وارد شود، باز هم وظایف طلبگی از او ساقط نمی شود. به او همیشه به عنوان نماد دین نگاه می شود و کوچکترین حرکات و رفتار او زیر ذره بین بوده و به حساب دین گذاشته می شود؛ چنانچه این مسئله در مورد همه مسلمان ها صدق می کند؛ اما در مورد یک طلبه انتظار بیشتری وجود دارد. لذا علاوه بر اینکه در آخرت مورد بازخواست شدیدتری قرار خواهد گرفت، در همین دنیا هم باید در قبال رفتار و کردارش مسئول باشد. لذا از این جهت هم محدودیت های وجود خواهد داشت.

    بنابراین در مورد اصل مسائل مالی و اقتصادی نگرانی وجود ندارد. آنچه که قبل از ورود به حوزه باید مورد توجه شما قرار گیرد این است که ببینید آیا علاقه ای به فعالیت در حیطه های گفته شده دارید و آیا افکار و ذهنیت شما از زندگی دنیوی با آنچه بیان شد تطابق دارد یا خیر؟ اگر چنین علاقه ای در شما وجود داشته باشد در آینده هم موفق خواهید بود.

    برای اینکه علاقه خود را بسنجید بهترین کار این است که شناخت لازم در این باره پیدا کنید. در مورد تدریس و پژوهش که معمولا شرایطش با دانشگاه یکی است. شما درس می خوانی و بعد از چند سال وارد عرصه تدریس می شوی؛ چه در حوزه و چه در دانشگاه. در مورد تبلیغ هم می توانید با صحبت با چند تا از روحانی هایی که با آنها در ارتباط هستید آشنایی لازم را پیدا کنید. البته چون شما قصد رفتن به سفیران هدایت را دارید باید در این حیطه یعنی تبلیغ بیشتر تحقیق کنید و سپس خود را بسنجید؛ چون هدف اصلی سفیران هدایت تبلیغ است. البته فقط تبلیغ نیست و عرصه های دیگر هم برای فارغ التحصیلان سفیران باز است.


    تاپیک های مرتبط که در آن به معرفی کتاب هم پرداخته:
    نمودارها و جداول زندگی طلبگی(نرم افزار بهجت دل ها)دعاي آيت الله بهجت از زبان رهبري

    احکام طلبگی( دانلود نرم افزار تافته جدا نا بافته

    دانلود کتاب كوله پشتي طلبگي


    پیروز و سربلند

    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۴/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۷:۵۷ دلیل: تاپیک های مرتبط

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مداحی آقا امام زمان و امام حسین ، موزیک غمگین
    نوشته
    678
    حضور
    25 روز 3 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2258



    منم میخوام بیام حوزه و خانوادم همین اشکال مالی رو میگیرن
    من که گوشم بدهکار نیست
    ببین شرایط روحیت جور هست در درجه اول ؟
    ممکنه تحقیر بشی خورد بشی از طرف بعضیا
    ببین بازم میتونی ادامه بدی ؟
    سبک سنگین کن
    اینجور نشه که بعد از ده سال طلبگی کلا افسوس بخوری که ای کاش میرفتم دانشگاه ....
    من الان هیچی برای کنکور نخوندم برای همین زیاد حرص نمیخورم ولی تو که پتانسیل دانشگاه تهرانو داری تصمیمت خیلی باید مهم و دقیق باشه
    چشم ها را شستم جور دیگر دیدم

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    برو مداحی.....
    ی شب میخونی ماه محرم 10 میلیون میگیری....نمونشم داریم......
    وقتی میخای بری حوزه باید فکر ایناشم بکنی!
    7 باب عرفانو میخای طی کنی! یکی از باباش فقره........... کسی که حوزس پول زیاد دراره باید تعجب کنی با اون هفت باب عرفان جور درنمیاد...
    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    14 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    48



    نقل قول نوشته اصلی توسط Daneshforum نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت دوستان عزیز ♥
    من ان‌شاءالله چند ماه دیگه وارد حوزه علمیه سفیران هدایت میشم ولی یه مسئله‌ای منو اذیت میکنه...
    من درحال حاضر پیش‌دانشگاهی رشته ریاضی فیزیک هستم و توانایی قبول شدن توی دانشگاه‌های تهران رو هم دارم.
    ولی به خاطر دلایل زیادی که با مطالعه و مشورت، پیدا کردم، به حوزه علاقه‌مند شدم و ان‌شاالله بزودی واردش میشم.
    از موضوعی که میشه گفت میترسم، بحث مادّی حوزه هست...
    از اونجایی که از نظر مادی، حوزه سطح خیلی پایین تری از دانشگاه داره، من میترسم توی ادامه زندگی و ان‌شاءالله تشکیل خانواده، از این نظر به مشکل بخورم. نمیدونم... شاید بحث رزق و روزی خدا برام خوب جا نیوفتاده...
    خانوادم هم، به خاطر این موضوع، منو از حوزه رفتن منع می‌کنن.
    لطفاً منو توی این قضیه راهنمایی و توجیه کنید تا با خیال راحت مسیر زندگیم رو مشخص کنم.
    اگه کتابی هم میشناسید در این زمینه، معرفی کنید.
    اجرتون با آقا امام زمان(عج)
    یامهدی

    با سلام و احترام

    اول اینکه از قشنگ ترین تحلیل هایی که بنده در مورد سوال شما، از بعد کلی اون، یعنی حوزه بروم و یا دانشگاه ، من دیدم
    تحلیل حاج آقا پناهیان بوده
    این دو لینک رو اگه قبلا ندیدن پیشنهاد می کنم، با دقت مطالعه بفرمایید:

    http://bayanmanavi.ir/post/894

    http://bayanmanavi.ir/tag/%D8%AD%D9%...A7%D9%87%D8%9F


    http://bayanmanavi.ir/post/1066


    سه لینک شد

    بحث های مادی :
    ببینید شما ممکنه بری مهندس برق و مکانیک هم بشی ولی بازهم کار پردرآمدی نداشته باشی
    کما اینکه شخصا دیدم پسرای بسیار مومنی فارغ التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و بیکار
    دکترا هم بگیری ... قوانین 6 الی 7 سال کشور ما معلوم نیست ... وضعیتش هم همینطور ... ممکنه اون جایگاهی که می خای بدست نیاری

    خوب از اون طرف بری حوزه، حتی موقعیت مالی خوبی هم نداشته باشی حداقل به اون چیزی که می خواستی رسیدی ... اون کاری که فکر می کردی درست هست رو انجام دادی
    این منطق من هست ...

    ببین دنیا ارزش نداره ها ... مقام دنیا چیز ارزشمندی نیست ... خداوند در سوره حدید زندگی دنیا رو اینجوری توصیف می کنه

    اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ …وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است،

    مقام دنیا یعنی این که خوشحال باشی که ماشینت چیه خونت کجاست و چی صدات می زنن

    خوب برادر من میلیارد میلیارد آدمی که اومدند روی کره زمین واسه همین چیزا بوده
    تفاوت تو چی می خاد باشه
    می خای تمام زندگیت رسیدن به هدفی باشه ، که واقعا هیچی نیست
    با خدا عمرت رو معامله کنی بهتره ها
    امام علی ع می فرماید ...
    یس لانفسکم ثمن الّا الجنّة فلاتبیعوها بغیرها»؛ ای انسان! اگر بناست هستی و هویت و موجودیت تو فروخته شود، فقط یک بها دارد و بس و آن بهشتِ الهی است. به هرچه کمتر از بهشت بفروشی، سرت کلاه رفته

    نکته آخر:
    به نظر من اگر شما حالا نه از طریق صرفا دانشگاه، دوره های مهارت رو بگذرونی و یا بالاخره علم دیگه ای هم بلد باشی و در کنار طلبگی کار دیگه ای هم داشته باشی
    دو مزیت عمده داره
    1- یک منبع مالی واسه خودت درست کردی و می تونی اون رو توسعه بدی
    2- موردی که خیلی برای من شخصا مهم هست اینه که از طریق شغلت می تونی با بدنه اجتماع ارتباط بیشتر و بهتری داشته باشی
    مثلا شما توی یک صحافی کار کنید، اون افراد دیگه ای که تو اون صحافی کار می کنند هم خودشون و هم سایر لینک هاشون غیر مستقیم تحت تاثیر شما قرار می گیرند و همینطور مشتری ها و کسایی که خودتون ازشون جنس می خرید

    مثال واقعی می شناسم طرف کاملا مذهبی و مبلغ هست یک جورایی. این جهت همین بحث درآمد چون زبانش خوبه به عنوان مدرس زبان انگلیسی با یک موسسه ای همکاری می کنه . خوب محیط های آموزشی زبان رو که دیدین، اغلب سکولار اند و با دین فاصله دارند، ایشون اونجا یک مقدار روی زبان آموزا، سایر معلم ها و موسسه تاثیرگذار بوده ولی یک طلبه صرفا طلبه هیچ وقت نمی تونه تبلیغ خودش رو داخل یک موسسه زبان ببره ...
    متوجه شدین ...
    مردم اینجوری بیشتر به دین نزدیک می شن . شما فرض کن تو خرید و فروش وارد بشی . احکام تجارت اسلامی رو رعایت می کنی ... کلی بازار رو می تونی اصلاح کنی
    عامه مردم با روحانیت به شکل معمول اون در جامعه خوب ارتباط برقرار نمی کنن و نگاه خوبی ندارند

    حالا این شغل تو هر حوزه ای که خودتون استعدادش رو دارین می تونه باشه، اگه زبانتون خوب باشه خودش امتیاز خوبیه ، اگه کامپیوتر رو در حد برنامه نویسی و یا طراحی های گرافیکی بسیار خوب و یا وب و .... یادبگیرند به نظر من خیلی عالیه ...
    من یکی از کارهام کار در یک آموزشگاه فناوری اطلاعات هست، گاها داشتیم که حوزه از ما خواسته یک دوره مثلا وبلاگ نویسی رو واسه طلاب بگذاریم، خوب وقتی شما طلبه باشی و از این ور کامپیوترت رو هم خونده باشی تو خودت میای به سایر طلاب آموزش میدی ... هم ثوابش هست، هم پولش و هم چون دغدغه دینی داری بهتر موثرتر از یک مهندس کامیپوتر به طلبه ها یاد میدی ...

    به هر حال
    ... هر که راه خداوند هدایت کند ، هدایت یافته است ...
    التماس دعا


  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    74
    حضور
    4 روز 17 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    سلام

    رزق و روزی در حوزه مانند تمام مشاغل دیگر متکی بر ایمان و توکل بر خدا و سپس تلاش روزافزون برای کسب روزی حلال است. لذا از این جهت فرقی با دیگر مشاغل ندارد. اگر کسی اهل تلاش و کوشش نباشد، فرقی نمی کند که حوزوی باشد یا دانشگاهی؛ چون در هر صورت همیشه با مشکل مواجه خواهد شد.

    اما اگر فرد اولا اهل ایمان و توکل به خداوند باشد و ثانیا پر تلاش و سخت کوش باشد و ثالثا اهداف مشخص و ترسیم شده ای داشته باشد و بداند میخواهد در آینده چه کارهایی را انجام دهد، حتما موفق خواهد بود و نه تنها از لحاظ مالی؛ بلکه از هیچ لحاظی با مشکل مواجه نمی شود.

    با این حال بین مشاغل حوزی با دیگر مشاغل تفاوت هایی وجود دارد که دانستن آنها به تصمیم گیری برای آینده کمک می کند:
    1- هدف اصلی یا حیطه های اصلی فعالیت یک طلبه بعد از کسب علوم لازم سه تاست: تبلیغ؛ تدریس؛ تحقیق. البته منحصر در این نیست و یک طلبه می تواند مثل هر فرد دیگری به کارهای اقتصادی دیگر مثل تجارت؛ تولید؛ کارمندی و ... بپردازد؛ چنانچه مثلا یک کارشناس ارشد فیزیک در دانشگاه می تواند کارمند فلان شرکتی شود که هیچ ربطی به رشته اش ندارد؛ منتها آنچه در حیطه کاری اوست و ضوابط نیمه رسمی حوزه علمیه اقتضا می کند این موارد است. (از این جهت ضوابط نیمه رسمی گفت شد که در حوزه ممکن است به کسی که مثلا رفته بغالی باز کرده چیزی نگویند؛ ولی از لحاظ شرعی به این دلیل که او در طول تحصیل از مزایای حوزه مثل امکانات تحصیل؛ کمک هزینه و ... استفاده کرده است، باید طبق چشم اندازی که در حوزه برای فعالیت های یک طلبه ترسیم شده است پیش برود؛ چنانچه در شرایط بورسیه تحصیلی چیزی شبیه به این گفته می شود؛ منتها کمتر از ابزار قانونی استفاده می شود) این موارد، هم به عنوان وظیفه هر طلبه ای است که نام سربازی امام زمان (عج) را به دوش می کشد؛ و هم منابعی است که از طریق آن می تواند ارتزاق کند و چرخ زندگی را بچرخواند. لزومی هم ندارد که کسی همه این کارها را انجام دهد. ممکن است کسی در تبلیغ موفق باشد و علاقه ای به کارهای تحقیقی و پژوهشی نداشته باشد یا برعکس. همچنین مانعی هم وجود ندارد که کسی بخواهد در هر سه حیطه فعالیت کند. مهم این است که فرد در طول سالهای اولیه، استعداد خود را کشف کند و سپس با در نظر گرفتن توانایی هایش برای آینده شغلی و طلبگیش برنامه ریزی کند. این مسئله با شرایطی که در حال حاضر بر حوزه حاکم است قابلیت دسترسی بیشتری پیدا کرده. رشته های حوزوی تخصصی شده و هر کدام در مراکز خاصی آموزش داده می شوند و تقریبا آینده شغلی و طلبگی را تضمین می کنند؛ البته به همان شروطی که عرض کردم. ایمان و توکل و تلاش.
    2- کم رنگ بودن مسائل مالی در حوزه به این خاطر نیست که یک طلبه امکان پولدار شدن برایش فراهم نیست؛ چون همانطوری که عرض کردم او هم می تواند مانند هر فرد دیگری وارد مشاغلی شود که درآمد بالایی دارد؛ چنانچه چنین طلبه هایی داریم!؛ بلکه به این خاطر است که اولا حوزه فعالیت او جزو حوزه هایی است که درآمد بالایی ندارد؛ مثل تدریس ثانیا یک طلبه اگر واقعا با افکار طلبگی بزرگ شده باشد انگیزه ای برای مال اندوزی ندارد؛ چون هدف اصلی او خدمت به دین است و کسی می تواند چنین هدفی را به بهترین شکل پیش بگیرد که اسیر مادیات نباشد. لذا یک عالم واقعی حتی اگر شرایط مال اندوزی هم داشته باشد، باز هم چنین کاری را نمی کند.

    3- یک طلبه اگر طلبه باقی بماند، در هر حیطه ای که وارد شود، باز هم وظایف طلبگی از او ساقط نمی شود. به او همیشه به عنوان نماد دین نگاه می شود و کوچکترین حرکات و رفتار او زیر ذره بین بوده و به حساب دین گذاشته می شود؛ چنانچه این مسئله در مورد همه مسلمان ها صدق می کند؛ اما در مورد یک طلبه انتظار بیشتری وجود دارد. لذا علاوه بر اینکه در آخرت مورد بازخواست شدیدتری قرار خواهد گرفت، در همین دنیا هم باید در قبال رفتار و کردارش مسئول باشد. لذا از این جهت هم محدودیت های وجود خواهد داشت.
    بنابراین در مورد اصل مسائل مالی و اقتصادی نگرانی وجود ندارد. آنچه که قبل از ورود به حوزه باید مورد توجه شما قرار گیرد این است که ببینید آیا علاقه ای به فعالیت در حیطه های گفته شده دارید و آیا افکار و ذهنیت شما از زندگی دنیوی با آنچه بیان شد تطابق دارد یا خیر؟ اگر چنین علاقه ای در شما وجود داشته باشد در آینده هم موفق خواهید بود.

    برای اینکه علاقه خود را بسنجید بهترین کار این است که شناخت لازم در این باره پیدا کنید. در مورد تدریس و پژوهش که معمولا شرایطش با دانشگاه یکی است. شما درس می خوانی و بعد از چند سال وارد عرصه تدریس می شوی؛ چه در حوزه و چه در دانشگاه. در مورد تبلیغ هم می توانید با صحبت با چند تا از روحانی هایی که با آنها در ارتباط هستید آشنایی لازم را پیدا کنید. البته چون شما قصد رفتن به سفیران هدایت را دارید باید در این حیطه یعنی تبلیغ بیشتر تحقیق کنید و سپس خود را بسنجید؛ چون هدف اصلی سفیران هدایت تبلیغ است. البته فقط تبلیغ نیست و عرصه های دیگر هم برای فارق التحصیلان سفیران باز است.

    پیروز و سربلند
    خیلی ممنون بابت پاسخ‌گویی عالیـتون؛
    قطعاً کسی که حوزه میره، مسائل مادّی، براش اهمیّت کمتری داره تا بقیه‌ی مردم...
    ولی منظورم بیشتر سر قضیه‌ی امرار معاش و تشکیل خانواده بود؛ حتّی با بکارگیری قناعت و زندگی ساده...
    با این شهریّه‌ی کم، تا پایان سطح سه، نمیدونم چطور طلّاب عزیز، چطور امرار معاش و زندگی میکنن.
    چشم، باز هم تحقیق بیشتری می‌کنم.
    باتشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط کنجکاو بی گناه نمایش پست ها
    منم میخوام بیام حوزه و خانوادم همین اشکال مالی رو میگیرن
    من که گوشم بدهکار نیست
    ببین شرایط روحیت جور هست در درجه اول ؟
    ممکنه تحقیر بشی خورد بشی از طرف بعضیا
    ببین بازم میتونی ادامه بدی ؟
    سبک سنگین کن
    اینجور نشه که بعد از ده سال طلبگی کلا افسوس بخوری که ای کاش میرفتم دانشگاه ....
    من الان هیچی برای کنکور نخوندم برای همین زیاد حرص نمیخورم ولی تو که پتانسیل دانشگاه تهرانو داری تصمیمت خیلی باید مهم و دقیق باشه
    از نظر استقامت روحی و سایر مشکلاتی که توی این مسیر خدایی هست، ان‌شاالله که مشکلی ندارم.
    میدونم چی میگی، چشم.
    ممنون از جوابت

    نقل قول نوشته اصلی توسط monji-sec نمایش پست ها
    برو مداحی.....
    ی شب میخونی ماه محرم 10 میلیون میگیری....نمونشم داریم......
    وقتی میخای بری حوزه باید فکر ایناشم بکنی!
    7 باب عرفانو میخای طی کنی! یکی از باباش فقره........... کسی که حوزس پول زیاد دراره باید تعجب کنی با اون هفت باب عرفان جور درنمیاد...
    عجب پیشنهادی!
    فکر نکنم هیچ طلبه متدیّن یا حتّی فرد متعّهدی اهل این حجم پول گرفتن برای یه مراسم ساده مذهبی باشه!
    فکر نمیکنم این حرفت که یکی از شرایط زندگی طلاب، "فقر" هست، درست باشه!
    به هرحال درسته سطح زندگی و معیشتی طلاب، نسبت به مردم ساده‌تر و پایین‌‌تر هست، ولی نه دیگه اینقدر که به فقر برسه! ان‌شالله که نمیرسه!

    نقل قول نوشته اصلی توسط phd2015 نمایش پست ها



    با سلام و احترام

    اول اینکه از قشنگ ترین تحلیل هایی که بنده در مورد سوال شما، از بعد کلی اون، یعنی حوزه بروم و یا دانشگاه ، من دیدم
    تحلیل حاج آقا پناهیان بوده
    این دو لینک رو اگه قبلا ندیدن پیشنهاد می کنم، با دقت مطالعه بفرمایید:

    http://bayanmanavi.ir/post/894

    http://bayanmanavi.ir/tag/%D8%AD%D9%...A7%D9%87%D8%9F


    http://bayanmanavi.ir/post/1066


    سه لینک شد

    بحث های مادی :
    ببینید شما ممکنه بری مهندس برق و مکانیک هم بشی ولی بازهم کار پردرآمدی نداشته باشی
    کما اینکه شخصا دیدم پسرای بسیار مومنی فارغ التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و بیکار
    دکترا هم بگیری ... قوانین 6 الی 7 سال کشور ما معلوم نیست ... وضعیتش هم همینطور ... ممکنه اون جایگاهی که می خای بدست نیاری

    خوب از اون طرف بری حوزه، حتی موقعیت مالی خوبی هم نداشته باشی حداقل به اون چیزی که می خواستی رسیدی ... اون کاری که فکر می کردی درست هست رو انجام دادی
    این منطق من هست ...

    ببین دنیا ارزش نداره ها ... مقام دنیا چیز ارزشمندی نیست ... خداوند در سوره حدید زندگی دنیا رو اینجوری توصیف می کنه

    اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ …وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است،

    مقام دنیا یعنی این که خوشحال باشی که ماشینت چیه خونت کجاست و چی صدات می زنن

    خوب برادر من میلیارد میلیارد آدمی که اومدند روی کره زمین واسه همین چیزا بوده
    تفاوت تو چی می خاد باشه
    می خای تمام زندگیت رسیدن به هدفی باشه ، که واقعا هیچی نیست
    با خدا عمرت رو معامله کنی بهتره ها
    امام علی ع می فرماید ...
    یس لانفسکم ثمن الّا الجنّة فلاتبیعوها بغیرها»؛ ای انسان! اگر بناست هستی و هویت و موجودیت تو فروخته شود، فقط یک بها دارد و بس و آن بهشتِ الهی است. به هرچه کمتر از بهشت بفروشی، سرت کلاه رفته

    نکته آخر:
    به نظر من اگر شما حالا نه از طریق صرفا دانشگاه، دوره های مهارت رو بگذرونی و یا بالاخره علم دیگه ای هم بلد باشی و در کنار طلبگی کار دیگه ای هم داشته باشی
    دو مزیت عمده داره
    1- یک منبع مالی واسه خودت درست کردی و می تونی اون رو توسعه بدی
    2- موردی که خیلی برای من شخصا مهم هست اینه که از طریق شغلت می تونی با بدنه اجتماع ارتباط بیشتر و بهتری داشته باشی
    مثلا شما توی یک صحافی کار کنید، اون افراد دیگه ای که تو اون صحافی کار می کنند هم خودشون و هم سایر لینک هاشون غیر مستقیم تحت تاثیر شما قرار می گیرند و همینطور مشتری ها و کسایی که خودتون ازشون جنس می خرید

    مثال واقعی می شناسم طرف کاملا مذهبی و مبلغ هست یک جورایی. این جهت همین بحث درآمد چون زبانش خوبه به عنوان مدرس زبان انگلیسی با یک موسسه ای همکاری می کنه . خوب محیط های آموزشی زبان رو که دیدین، اغلب سکولار اند و با دین فاصله دارند، ایشون اونجا یک مقدار روی زبان آموزا، سایر معلم ها و موسسه تاثیرگذار بوده ولی یک طلبه صرفا طلبه هیچ وقت نمی تونه تبلیغ خودش رو داخل یک موسسه زبان ببره ...
    متوجه شدین ...
    مردم اینجوری بیشتر به دین نزدیک می شن . شما فرض کن تو خرید و فروش وارد بشی . احکام تجارت اسلامی رو رعایت می کنی ... کلی بازار رو می تونی اصلاح کنی
    عامه مردم با روحانیت به شکل معمول اون در جامعه خوب ارتباط برقرار نمی کنن و نگاه خوبی ندارند

    حالا این شغل تو هر حوزه ای که خودتون استعدادش رو دارین می تونه باشه، اگه زبانتون خوب باشه خودش امتیاز خوبیه ، اگه کامپیوتر رو در حد برنامه نویسی و یا طراحی های گرافیکی بسیار خوب و یا وب و .... یادبگیرند به نظر من خیلی عالیه ...
    من یکی از کارهام کار در یک آموزشگاه فناوری اطلاعات هست، گاها داشتیم که حوزه از ما خواسته یک دوره مثلا وبلاگ نویسی رو واسه طلاب بگذاریم، خوب وقتی شما طلبه باشی و از این ور کامپیوترت رو هم خونده باشی تو خودت میای به سایر طلاب آموزش میدی ... هم ثوابش هست، هم پولش و هم چون دغدغه دینی داری بهتر موثرتر از یک مهندس کامیپوتر به طلبه ها یاد میدی ...

    به هر حال
    ... هر که راه خداوند هدایت کند ، هدایت یافته است ...
    التماس دعا

    بله، اوّلی رو قبلاً مطالعه کرده بودم!
    امّا صوت دانشگاه امیرکبیر رو گوش نکرده بودم که سرفرصت، چشم گوش میکنم.
    خیلی ممنون.
    درسته که شرایط کار توی دانشگاه‌های کشورمون جالب نیست ولی باز من اصلاً اصلاً اصلاً نمیخوام به این دلیل حوزه برم، که وضعیّت کار در دانشگاه تضمین شده نیست... .
    طلبگی رو اگه در برابر بهترین شغل با بهترین درآمدو دانشجویی توی بهترین دانشگاه کشور مقایسه کنیم، حرف برای گفتن داره!
    و من دوست دارم آرمان‌گرایانه در عین واقع‌بینی به این دوتا نگاه کنم.
    بله، دنیا ارزش اینقدر مال اندوزی و ... نداره؛ منم عرض کردم که آیا برای امرار معاش، مشکلی پیش نمیاد؟ که استاد امین، دلمون رو بیشتر قرص کردند. ان‌شاالله با توکّل به خدا و اعتماد بش، این راه رو با همه بالا پایینی هاش، ادامه میدم.
    درمورد نکته آخرتون، حرف خوبی زدید.
    خب راستش بنده توی مسائل کامپیوتر و اینترنت، از بچگی توی خانواده و فامیل، مطرح بودم و در کل، به لطف خدا مهارت های خوبی توی این زمینه دارم. از حدود 3-4 سال پیش هم، یه فروم اینترنتی به نام دانش‌فروم ایجاد کردم.
    اگه دانشگاه رو انتخاب می‌کردم، به رشته های کامپیوتری گرایش پیدا میکردم؛
    حالا یه سوال جدید پیش میاد! آیا با وجود دروس سنگین و سخت حوزوی، آیا میشه یه فردی توی این 5-6 سال تحصیل مقدّمات، در کنار دروس حوزوی و کتب جنبی برای تقویّت مبانی فکری(مثلاً کتب شهید مطهری)، به طور مثال برنامه نویسی یا فتوشاپ حرفه‌ای کار کنه؟ کسی تجربه‌ای در این زمینه داره؟ یا اینکه در کنار دروس حوزوی، جهت امرار معاش و پیشرفت در زمینه‌های تحقیقاتی و تبلیغی، یه طلبه بیاد توی این 5 سال زبان انگلیسی حرفه‌ای کار کنه؟
    ممنون از همگی!

    ویرایش توسط عـلی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۱:۲۷

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    نقل قول نوشته اصلی توسط Daneshforum نمایش پست ها
    خیلی ممنون بابت پاسخ‌گویی عالیـتون؛
    قطعاً کسی که حوزه میره، مسائل مادّی، اهمیّت کمتری داره تا بقیه‌ی مردم...
    ولی منظورم بیشتر سر قضیه‌ی امرار معاش و تشکیل خانواده بود؛ حتّی با بکارگیری قناعت و زندگی ساده...
    با این شهریّه‌ی کم، تا پایان سطح سه، نمیدونم چطور طلّاب عزیز، چطور امرار معاش و زندگی میکنن.
    چشم، باز هم تحقیق بیشتری می‌کنم.
    باتشکر


    از نظر استقامت روحی و سایر مشکلاتی که توی این مسیر خدایی هست، ان‌شاالله که مشکلی ندارم.
    میدونم چی میگی، چشم.
    ممنون از جوابت


    عجب پیشنهادی!
    فکر نکنم هیچ طلبه متدیّن یا حتّی فرد متعّهدی اهل این حجم پول گرفتن برای یه مراسم ساده مذهبی باشه!
    فکر نمیکنم این حرفت که یکی از شرایط زندگی طلاب، "فقر" هست، درست باشه!
    به هرحال درسته سطح زندگی و معیشتی طلاب، نسبت به مردم ساده‌تر و پایین‌‌تر هست، ولی نه دیگه اینقدر که به فقر برسه! ان‌شالله که نمیرسه!



    بله، اوّلی رو قبلاً مطالعه کرده بودم!
    امّا صوت دانشگاه امیرکبیر رو گوش نکرده بودم که سرفرصت، چشم گوش میکنم.
    خیلی ممنون.
    درسته که شرایط کار توی دانشگاه‌های کشورمون جالب نیست ولی باز من اصلاً اصلاً اصلاً نمیخوام به این دلیل حوزه برم، که وضعیّت کار در دانشگاه تضمین شده نیست... .
    طلبگی رو اگه در برابر بهترین شغل با بهترین درآمدو دانشجویی توی بهترین دانشگاه کشور مقایسه کنیم، حرف برای گفتن داره!
    و من دوست دارم آرمان‌گرایانه در عین واقع‌بینی به این دوتا نگاه کنم.
    بله، دنیا ارزش اینقدر مال اندوزی و ... نداره؛ منم عرض کردم که آیا برای امرار معاش، مشکلی پیش نمیاد؟ که استاد امین، دلمون رو بیشتر قرص کردند. ان‌شاالله با توکّل به خدا و اعتماد بش، این راه رو با همه بالا پایینی هاش، ادامه میدم.
    درمورد نکته آخرتون، حرف خوبی زدید.
    خب راستش بنده توی مسائل کامپیوتر و اینترنت، از بچگی توی خانواده و فامیل، مطرح بودم و در کل، به لطف خدا مهارت های خوبی توی این زمینه دارم. از حدود 3-4 سال پیش هم، یه فروم اینترنتی به نام دانش‌فروم ایجاد کردم.
    اگه دانشگاه رو انتخاب می‌کردم، به رشته های کامپیوتری گرایش پیدا میکردم؛
    حالا یه سوال جدید پیش میاد! آیا با وجود دروس سنگین و سخت حوزوی، آیا میشه یه فردی توی این 5-6 سال تحصیل مقدّمات، در کنار دروس حوزوی و کتب جنبی برای تقویّت مبانی فکری(مثلاً کتب شهید مطهری)، به طور مثال برنامه نویسی یا فتوشاپ حرفه‌ای کار کنه؟ کسی تجربه‌ای در این زمینه داره؟ یا اینکه در کنار دروس حوزوی، جهت امرار معاش و پیشرفت در زمینه‌های تحقیقاتی و تبلیغی، یه طلبه بیاد توی این 5 سال زبان انگلیسی حرفه‌ای کار کنه؟
    ممنون از همگی!
    عجب پیشنهادی!
    فکر نکنم هیچ طلبه متدیّن یا حتّی فرد متعّهدی اهل این حجم پول گرفتن برای یه مراسم ساده مذهبی باشه!
    فکر نمیکنم این حرفت که یکی از شرایط زندگی طلاب، "فقر" هست، درست باشه!
    به هرحال درسته سطح زندگی و معیشتی طلاب، نسبت به مردم ساده‌تر و پایین‌‌تر هست، ولی نه دیگه اینقدر که به فقر برسه! ان‌شالله که نمیرسه!




    **********
    خودتونم میدونید که میگیرن......اسمشو نمیارم از مداحای معروف چند وقت پیش میخاستن برای محل هیئت بگیرن دعوتش کردن با کلی التماس 10 ملیون قبول کرد کلیم غر زد خدا جای حق نشسته........(قرار بود بیاد یکی از شهرستانا و ...)
    به نظر من فقر درسته! البته تا ی حدیش چون فقر زیاد کفر میاره....
    ولی بخای عرفانی نگاه کنی هیچ انسان با خدای میلیاردری نمیبینی!

    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    نقل قول نوشته اصلی توسط phd2015 نمایش پست ها



    با سلام و احترام

    اول اینکه از قشنگ ترین تحلیل هایی که بنده در مورد سوال شما، از بعد کلی اون، یعنی حوزه بروم و یا دانشگاه ، من دیدم
    تحلیل حاج آقا پناهیان بوده
    این دو لینک رو اگه قبلا ندیدن پیشنهاد می کنم، با دقت مطالعه بفرمایید:

    http://bayanmanavi.ir/post/894

    http://bayanmanavi.ir/tag/%D8%AD%D9%...A7%D9%87%D8%9F


    http://bayanmanavi.ir/post/1066


    سه لینک شد

    بحث های مادی :
    ببینید شما ممکنه بری مهندس برق و مکانیک هم بشی ولی بازهم کار پردرآمدی نداشته باشی
    کما اینکه شخصا دیدم پسرای بسیار مومنی فارغ التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و بیکار
    دکترا هم بگیری ... قوانین 6 الی 7 سال کشور ما معلوم نیست ... وضعیتش هم همینطور ... ممکنه اون جایگاهی که می خای بدست نیاری

    خوب از اون طرف بری حوزه، حتی موقعیت مالی خوبی هم نداشته باشی حداقل به اون چیزی که می خواستی رسیدی ... اون کاری که فکر می کردی درست هست رو انجام دادی
    این منطق من هست ...

    ببین دنیا ارزش نداره ها ... مقام دنیا چیز ارزشمندی نیست ... خداوند در سوره حدید زندگی دنیا رو اینجوری توصیف می کنه

    اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ …وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ.بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است،

    مقام دنیا یعنی این که خوشحال باشی که ماشینت چیه خونت کجاست و چی صدات می زنن

    خوب برادر من میلیارد میلیارد آدمی که اومدند روی کره زمین واسه همین چیزا بوده
    تفاوت تو چی می خاد باشه
    می خای تمام زندگیت رسیدن به هدفی باشه ، که واقعا هیچی نیست
    با خدا عمرت رو معامله کنی بهتره ها
    امام علی ع می فرماید ...
    یس لانفسکم ثمن الّا الجنّة فلاتبیعوها بغیرها»؛ ای انسان! اگر بناست هستی و هویت و موجودیت تو فروخته شود، فقط یک بها دارد و بس و آن بهشتِ الهی است. به هرچه کمتر از بهشت بفروشی، سرت کلاه رفته

    نکته آخر:
    به نظر من اگر شما حالا نه از طریق صرفا دانشگاه، دوره های مهارت رو بگذرونی و یا بالاخره علم دیگه ای هم بلد باشی و در کنار طلبگی کار دیگه ای هم داشته باشی
    دو مزیت عمده داره
    1- یک منبع مالی واسه خودت درست کردی و می تونی اون رو توسعه بدی
    2- موردی که خیلی برای من شخصا مهم هست اینه که از طریق شغلت می تونی با بدنه اجتماع ارتباط بیشتر و بهتری داشته باشی
    مثلا شما توی یک صحافی کار کنید، اون افراد دیگه ای که تو اون صحافی کار می کنند هم خودشون و هم سایر لینک هاشون غیر مستقیم تحت تاثیر شما قرار می گیرند و همینطور مشتری ها و کسایی که خودتون ازشون جنس می خرید

    مثال واقعی می شناسم طرف کاملا مذهبی و مبلغ هست یک جورایی. این جهت همین بحث درآمد چون زبانش خوبه به عنوان مدرس زبان انگلیسی با یک موسسه ای همکاری می کنه . خوب محیط های آموزشی زبان رو که دیدین، اغلب سکولار اند و با دین فاصله دارند، ایشون اونجا یک مقدار روی زبان آموزا، سایر معلم ها و موسسه تاثیرگذار بوده ولی یک طلبه صرفا طلبه هیچ وقت نمی تونه تبلیغ خودش رو داخل یک موسسه زبان ببره ...
    متوجه شدین ...
    مردم اینجوری بیشتر به دین نزدیک می شن . شما فرض کن تو خرید و فروش وارد بشی . احکام تجارت اسلامی رو رعایت می کنی ... کلی بازار رو می تونی اصلاح کنی
    عامه مردم با روحانیت به شکل معمول اون در جامعه خوب ارتباط برقرار نمی کنن و نگاه خوبی ندارند

    حالا این شغل تو هر حوزه ای که خودتون استعدادش رو دارین می تونه باشه، اگه زبانتون خوب باشه خودش امتیاز خوبیه ، اگه کامپیوتر رو در حد برنامه نویسی و یا طراحی های گرافیکی بسیار خوب و یا وب و .... یادبگیرند به نظر من خیلی عالیه ...
    من یکی از کارهام کار در یک آموزشگاه فناوری اطلاعات هست، گاها داشتیم که حوزه از ما خواسته یک دوره مثلا وبلاگ نویسی رو واسه طلاب بگذاریم، خوب وقتی شما طلبه باشی و از این ور کامپیوترت رو هم خونده باشی تو خودت میای به سایر طلاب آموزش میدی ... هم ثوابش هست، هم پولش و هم چون دغدغه دینی داری بهتر موثرتر از یک مهندس کامیپوتر به طلبه ها یاد میدی ...

    به هر حال
    ... هر که راه خداوند هدایت کند ، هدایت یافته است ...
    التماس دعا
    ولی من نظر بهتری دارم! جای طلبه شدن! بری ی کار پیدا کنی پول زیادی کسب کنی!اون پولو در راه خیر صرف کنی! فک کنم عقلانی فکر کنی این ثوابش بیشتره تا طلبه شدن
    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    186
    حضور
    4 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    819



    نقل قول نوشته اصلی توسط Daneshforum نمایش پست ها
    حالا یه سوال جدید پیش میاد! آیا با وجود دروس سنگین و سخت حوزوی، آیا میشه یه فردی توی این 5-6 سال تحصیل مقدّمات، در کنار دروس حوزوی و کتب جنبی برای تقویّت مبانی فکری(مثلاً کتب شهید مطهری)، به طور مثال برنامه نویسی یا فتوشاپ حرفه‌ای کار کنه؟ کسی تجربه‌ای در این زمینه داره؟ یا اینکه در کنار دروس حوزوی، جهت امرار معاش و پیشرفت در زمینه‌های تحقیقاتی و تبلیغی، یه طلبه بیاد توی این 5 سال زبان انگلیسی حرفه‌ای کار کنه؟
    ممنون از همگی!
    با سلام
    بله الان خیلی از طلاب حوزه علمیه هستند که به زبانهای مختلف یا کامپیوتر در سطح حرفه ای مسلط هستند. البته معمولا در راستای کار تبلیغی ازش استفاده میکنند.


  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

فرار از طلبگی, فراز و نشیب طلبگی, فعالیت های اقتصادی طلبه, منبع مالی طلاب, منبع مالی طلبه های, منبع درآمد روحانیون, منبع درآمد طلبه, موانع اقتصادی برای طلبه شدن, می خوام طلبه بشم, مخالفت خانواده برای طلبه شدن, مدیریت طلبگی, مشکلات طلبه شدن, مشاوره, مشاوره ازدواج و خانواده, مشاوره تحصیلی, مشاوره تحصیلی حوزه, معرفی کتاب در مورد زندگی طلبگی, معرفی کتاب در مورد طلبه ها, چه مشکلاتی پیش روی یک طلبه هست, چه شغل هایی برای یک طلبه وجود دارد, نگاه منفی به طلبه ها, چطور خونوادم رو راضی کنم که طلبه بشم, چطوری می تونم طلبه پولدار باشم, کارهای اقتصادی طلبه, کارهای طلبگی, پول, پول آخوند, پول طلبه, آخوند, اقتصاد طلبه, ازدواج, ترس از طلبه شدن, جیب آخوند, جیب طلبه, حیطه های فعالیت طلبه ها, خونوادم مخالفن که من طلبه بشم, خانواده, خدا, دوری از طلبه ها, درآمد آخوندها, درآمد روحانیون, روحانی, روزی, راه و رسم طلبگی, رزق, رزق و روزی, رزّاق بودن خدا, سیستم کاری حوزه, سیستم درسی حوزه, سختی های طلبگی, شهریه طلبه, شغل های طلبگی, صفات, صفات خدا, طلاب, طلبه, طلبه چه کارهای اقتصادی می تواند انجام دهد, طلبه ها آخرش چیکاره میشن, طلبگی و مخالفت خانواده, عایق های طلبگی

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود