جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه می توانم دوباره او را به مسجد علاقه مند کنم؟! (درمان تنفر از مسجد)

  1. #1
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565

    چگونه می توانم دوباره او را به مسجد علاقه مند کنم؟! (درمان تنفر از مسجد)




    السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    در مورد نحوه ی راهنمایی یکی از شاگردانم که آقای 24 ساله هستند سوال دارم....

    مدتی دیدم که او قبل از اذان ظهر در نمازخانه ی دانشگاه، مشغول مطالعه و استراحت و غیره است...
    اما بعد از پخش اذان به جای شرکت در نمازجماعت از نمازخانه می گریزد!
    چند روز مختلف، شاهد این قضیه بودم.....بعد از صحبت هایی که از او شنیدم فهمیدم که شخص بی اعتقادی هم نیست. اما همواره برای من سوال بود که چرا در نماز شرکت نمی کند!
    در نهایت از او پرسیدم....
    او هم اذعان نمود که تاکنون علتش را به کسی نگفته و من اولین کسی هستم که می شنوم.

    <br><br>
    من تا چند سال پیش خیلی اهل مسجد و بسیج و نمازجماعت و برنامه های مختلف مذهبی بودم.<br>مسجد جامع شهرمون می رفتم. اونجا کسی منو نمی شناخت. یعنی آشنایی قبلی با کسی نداشتم. خیلی هم فعال بودم.<br>یه روز از صندوق مسجد، پولی دزدیده شد.<br>اعضای مسجد، چون منو نمی شناختن دزدی را گردن من انداختن! البته چیزی به من نگفتند. بلکه از صحبت هایی که با هم داشتند شنیدم و از تغییررفتارشون متوجه شدم.<br>بعد از مدتی فهمیدند که کار من نبوده. اما من دیگه نتونستم اونجا بمونم.<br>رفتم یه مسجد دیگه...اونجا هم مدتی فعالیت داشتم....اما بازهم اتفاق مشابهی در همان مسجد افتاد و بازهم به دلیل آنکه من شناخته شده نبودم مرا مجرم شمردند.<br>دیگه از اون به بعد، کلاً مسجدو گذاشتم کنار.<br>دیگه هیچوقت هم تو نماز جماعت شرکت نکردم....اصلا نمی تونم شرکت کنم....از جلو مسجد اینا هم رد میشم می خواد گریه ام بگیره!!!
    <br><br>

    چگونه می توانم راهنمایی اش کنم ؟
    تنفر او از مسجد و نمازجماعت باعث شده که نمازهایش همیشه با تأخیر یا قضا باشد.<br>حتی اونطوری که فهمیدم دیگر نمازهای فرادایش را هم سبک می شمارد.
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,565
    حضور
    175 روز 15 ساعت نامشخص
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58351



    با نام و یاد دوست






    چگونه می توانم دوباره او را به مسجد علاقه مند کنم؟! (درمان تنفر از مسجد)








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    سلام

    هر چند این اتفاق می تواند در ذهن ایشان نگرشی منفی نسبت به مسجد و مسجدی ایجاد کرده باشد و همین باعث فاصله گرفتن ایشان از مسجد شده باشید؛ ولی نمی توان گفت تنها دلیلش این است. ظاهرا مجموعه ای از علت ها از جمله اتفاقات گفته شده؛ ضعف اعتقادی؛ نداشتن نگرش درست به نماز و نماز جماعت؛ ضعف در برقراری روابط اجتماعی و ... دست به دست هم داده اند تا ایشان را از نماز جماعت دور کنند. لذا برای حل این مشکل با به تمام این جواب توجه داشته باشد. با این حال چون فرض بر این است که اتفاقات گفته شده علت ترک مسجد بوده، اولین قدم این است که این نگرش منفی اصلاح شود.

    بخشی از این نگرش منفی با صحبت و روشن کردن مسئله انجام خواهد شد؛ به این صورت که شما باید با صحبت تصورات اشتباه ایشان را اصلاح کنید. نکته اولی که باید به او بگویید این است که در هر قشری چنین افرادی پیدا می شوند که بدون اطمینان از چیزی، در موردش قضاوت می کنند و این مختص به مسجدی ها نیست. اگر شما وارد یک اجتماع دیگری هم میشدی باز هم ممکن بود چنین اتفاقی برای شما بیفتد. لذا شما در هر جایی که باشی ناچارا با چنین افرادی برخورد خواهی کرد؛ چه در مسجد یا جای دیگر. لذا اگر می خواهی به مشکل نخوری باید راه مقابله با چنین افراد و روش های پیشگیری از واقع شدن در این موقعیت ها را یاد بگیری. فرار از از آن اجتماع یا گروه یا تشکل راه حل خوبی نیست؛ چون نه تنهای مشکلی را حل نمی کند بلکه ممکن است به دلیل دور شدن شما از اجتماع مشکلات بیشتری برای شما به وجود آورد. راهش این است که هر فردی رفتارش را طوری مدیریت کند که هیچ وقت در معرض تهمت قرار نگیرد. به عنوان مثال اگر شما وارد یک محیطی می شوی که هنوز آنها شناخت درستی از شما ندارند و مورد اعتماد آنها نیستی، خب باید از فعالیت هایی که ممکن است شما را در معرض تهمت قرار دهد به خصوص فعالیت های مالی دوری کنی. یا مثلا تنها در مسجد نمانی و همیشه با افراد دیگر باشی؛ یا اینکه از افراد ناجور که همیشه یک سر این خلاف کاری های به آنها مربوط است دوری کنی. شما تصور کن من ده تا رفیق دزد داشته باشم. خب طبیعی است که همیشه مورد سوء ظن دیگران خواهم بود. باید خودمان را از مواضع تهمت دور کنیم.

    حالا اگر به هر دلیلی شما مورد تهمت واقع شدی نباید از آنجا فرار کنی. این کار باعث می شود آنها بیشتر به تو شک کنند. وقتی مشخص شده بود که کار شما نبوده باید در همان مسجد اول می ماندی و با حسن نیت در فعالیت های آتی، جایگاه خودت را در بین آنها تثبیت می کردی تا دیگر هیچ وقت چنین فکری را در مورد شما نکنند.

    نکته دومی اینکه عکس العمل شما در چنین مواقعی خیلی مهم است. اینکه می گویند "آنکه پاک است از حساب چه باک است" برای همین مواقع است. وقتی شما به خودت مطمئن بودی که دزدی کار شما نبوده، خب دلیلی نداشت که از این مسئله ناراحت شوی. بهترین کار در زمانی که آن تهمت ها را شنیده بودی این بود که می رفتی مستقیما با بزرگان آن مسجد صحبت می کردی و میگفتی شنیده ام به من شک کرده اید؟ من که به خود شک ندارم. لذا هر کاری که لازم است برای اثبات بی گناهیم انجام دهم بگویید ... . وقتی آنها این برخورد را می دیدند مطمئنا شکشان به شما برطرف می شود. گاهی هم ممکن است ناخواسته رفتاری از شما سرزده باشد که موجبات شک ایشان را فراهم کرده باشد. در این صورت شما باید با دلیل و منطق به آنها ثابت کنید که مسئله از چه قرار بوده و ...

    با این صحبت ها از لحاظ تئوری بخشی از تصورات نادرستش حل خواهد شد؛ اما برای اینکه بتوانید ایشان را به مسجد جذب کنید بهترین راه این است که ارتباط خوب و صمیمی با او برقرار کنید. وقتی او با شما احساس نزدیکی و دوستی داشته باشد، خود را در بین نمازگزاران غریبه نخواهد دید و لذا نگرانی هایی که ناشی از غریبه بودن اوست رفع خواهد شد. کم کم او را با دیگران اشنا کنید تا هم باز مسئولیتتان کمتر شود و هم اینکه ایشان جایگاه خودش را پیدا کند. بعد هم اگر دست اندرکار آنجایید، برخی مسئولیت ها را به او واگذار کنید و با تشویق و تحسین، اعتماد به نفس از دست رفته اش را برگردانید.

    البته این گفته ها بر فرض این است که علت واقعی مسئله همین باشد که گفته؛ چون ممکن است این مسئله صرفا یک بهانه باشد و ایشان به دلیل های دیگری مثل ضعف اعتقادی؛ نداشتن نگرش درست به نماز و نماز جماعت و ... تمایلی به شرکت در نماز ندارد و این مسئله را بهانه ای برای پاسخ به اصرار شما آورده باشد که احتمالش خیلی هم ضعیف نیست؛ چون اگر ایشان از اعتقاد قوی برخوردار بود به این راحتی دست پا پس نمی کشید. لذا بخشی از کار شما هم مربوط به تبیین درست و جذاب نماز جماعت می شود. اگر اعتقادات ایشان در مورد نماز و نماز جماعت به طور ریشه ای تقویت شود دیگر به این راحتی با هر بادی نمیلرزد و نمی شکند.

    پیروز و سربلند


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    با مسجد نرفتن فقط بیشتر خودشونو در معرض اتهام قرار میدن

    ینی غیرمستقیم دارن میگن تهمتی که به من زدین به جا بود چون من ترسیدم دیگه نیومدم


    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,403
    حضور
    379 روز 22 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    129
    صلوات
    13886



    دوران دبستان توی ماه رمضان بعد از نماز مغرب و عشاء توی صف شیر و خرما ( چون دو تا برداشتم )یه مردی از پشت زد پس سرم..
    .
    ولی به جای مسجد از حاجی ها بدم میاد..

    تولدی دوباره



  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    121
    حضور
    2 روز 14 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    340



    بهش بگو دلبندم اتفاق بوده پیش میاد
    ولی عجب بدشانسیه

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    سلام علیکم
    یکی میگفت تو مسجد ما یکی از صندوق صدقات دزدی کرد، و بعدش از دفتر مسجد دزدی کرد و بعدش بازم دزدی کرد، هر بار توبیخش میکردند و او مثلا توبه می کرد بار چهارم که دزدی کرد عذرش را خواستن! گفتند دیگه مسجد نیاد! ولی مگه حریفش می شدن بازم می آمد. بعد از مدتی که دید کسی محلش نمیذاره، کم کم آمدنش به مسجد کم و کمتر شد تا دیگه کلا نیامد!
    واقعا که آدما چقدر با هم فرق می کنن!
    امیدوارم این آقا که دو بار اتهام دزدی بهش زده شده، و از خونه خانه قهر کرده از صاحب خونه قهر نکرده باشه!


  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654

    جمع بندی




    عنوان: چطوری کسی که از مسجد فراری شده را به مسجد برگردانم؟

    سوال:
    سلام/ شاگرد 24 ساله ای دارم که مدتی است متوجه شدم در نماز جماعت شرکت نمی کند؛ یعنی اینطور است که قبل از اذان برای استراحت و و مطالعه و ... به نمازخانه دانشگاه می رود؛ اما به محض اینکه اذان پخش می شود از نماز خانه می رود. البته ایشان شخص بی اعتقادی نیست و نمازهایش را هم کم و بیش می خواند اما از مسجد و نماز جماعت فراری است.
    بعد از اینکه علت را جوبا شدم اینگونه گفتند که «من تا چند سال پیش خیلی اهل مسجد و بسیج و نماز جماعت و برنامه های مختلف مذهبی بودم و به مسجد جامع شهرمان می رفتم. آنجا کسی من را نمی شناخت؛ یعنی آشنایی قبلی با کسی نداشتم. خیلی هم فعال بودم. یک روز از صندوق مسجد، پولی دزدیده شد. اعضای مسجد، چون من را نمی شناختند دزدی را گردن من انداختند! البته چیزی به من نگفتند؛ بلکه از صحبت هایی که با هم داشتند شنیدم و از تغییر رفتارشان متوجه شدم. بعد از مدتی فهمیدند که کار من نبوده؛ اما من دیگر نتوانستم آنجا بمانم به مسجد دیگری رفتم. آنجا هم مدتی فعالیت داشتم؛ اما باز هم اتفاق مشابهی در همان مسجد افتاد و باز هم به دلیل آنکه من شناخته شده نبودم مرا مجرم شمردند.دیگر از آن زمان به بعد، کلاً مسجد را کنار گذاشتم و هیچوقت هم در نماز جماعت شرکت نکردم؛ اصلا نمی توانم شرکت کنم تا حدی که از جلوی مسجد آنها هم رد می شوم می خواهد گریه ام بگیرد!»


    حال سوال من این است که چگونه می توانم ایشان را راهنمایی کنم؟ تنفر او از مسجد و نماز جماعت باعث شده که نمازهایش همیشه با تأخیر یا قضا باشد؛ حتی آنطوری که فهمیدم دیگر نمازهای فرادایش را هم سبک می شمارد.

    پاسخ:
    سلام/ هر چند این اتفاق می تواند در ذهن ایشان نگرشی منفی نسبت به مسجد و مسجدی ایجاد کرده باشد و همین باعث فاصله گرفتن ایشان از مسجد شده باشید؛ ولی نمی توان گفت تنها دلیلش این است. ظاهرا مجموعه ای از علت ها از جمله اتفاقات گفته شده؛ ضعف اعتقادی؛ نداشتن نگرش درست به نماز و نماز جماعت؛ ضعف در برقراری روابط اجتماعی و ... دست به دست هم داده اند تا ایشان را از نماز جماعت دور کنند. لذا برای حل این مشکل باید به تمام این جوانب توجه داشته باشید. با این حال چون فرض بر این است که اتفاقات گفته شده علت ترک مسجد بوده، اولین قدم این است که این نگرشِ منفی اصلاح شود.
    بخشی از این نگرش منفی با صحبت و روشن کردن مسئله انجام خواهد شد؛ به این صورت که شما باید با صحبت، تصورات اشتباه ایشان را اصلاح کنید:
    نکته اولی که باید به او بگویید این است که در هر قشری چنین افرادی پیدا می شوند که بدون اطمینان از چیزی، در موردش قضاوت می کنند و این مختص به مسجدی ها نیست. اگر شما وارد یک اجتماع دیگری هم میشدی باز هم ممکن بود چنین اتفاقی برای شما بیفتد. لذا شما در هر جایی که باشی ناچارا با چنین افرادی برخورد خواهی کرد؛ چه در مسجد یا جای دیگر. لذا اگر می خواهی به مشکل نخوری باید راه مقابله با چنین افراد و روش های پیشگیری از واقع شدن در این موقعیت ها را یاد بگیری و از موقعیت فرار نکنی؛ چون فرار از از آن اجتماع یا گروه یا تشکل، راه حل خوبی نیست؛ چون نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه ممکن است به دلیل دور شدن شما از اجتماع مشکلات بیشتری برای شما به وجود آورد. راهش این است که هر فردی رفتارش را طوری مدیریت کند که هیچ وقت در معرض تهمت قرار نگیرد. به عنوان مثال اگر شما وارد یک محیطی می شوی که هنوز آنها شناخت درستی از شما ندارند و مورد اعتماد آنها نیستی، خب باید از فعالیت هایی که ممکن است شما را در معرض تهمت قرار دهد به خصوص فعالیت های مالی دوری کنی. یا مثلا تنها در مسجد نمانی و همیشه با افراد دیگر باشی؛ یا اینکه از افراد ناجور که همیشه یک سر این خلاف کاری ها به آنها مربوط است دوری کنی. شما تصور کن من ده تا رفیق دزد داشته باشم. خب طبیعی است که همیشه مورد سوء ظن دیگران خواهم بود. باید خودمان را از مواضع تهمت دور کنیم.
    حالا اگر به هر دلیلی شما مورد تهمت واقع شدی باز هم نباید از آنجا فرار کنی. این کار باعث می شود آنها بیشتر به تو شک کنند. وقتی مشخص شده بود که کار شما نبوده باید در همان مسجد اول می ماندی و با حسن نیت در فعالیت های آتی، جایگاه خودت را در بین آنها تثبیت می کردی تا دیگر هیچ وقت چنین فکری را در مورد شما نکنند.
    نکته دومی اینکه بین مسلمان با اسلام فرق هست و شما نباید اشتباه یک مسلمان را به حساب اسلام بگذارید. لذا اگر نمازگذاری مرتکب اشتباه می شود، ربطی به قداست مسجد و ارجحیت نماز جماعت ندارد و آن دنیا هم نمی تواند حجتی به نفع شما باشد.
    نکته سوم اینکه عکس العمل شما در چنین مواقعی خیلی مهم است. اینکه می گویند "آنکه پاک است از حساب چه باک است" برای همین مواقع است. وقتی شما به خودت مطمئن بودی که دزدی کار شما نبوده، خب دلیلی نداشت که از این مسئله ناراحت شوی. بهترین کار در زمانی که آن تهمت ها را شنیده بودی این بود که می رفتی مستقیما با بزرگان آن مسجد صحبت می کردی و می گفتی شنیده ام به من شک کرده اید؟ من که به خود شک ندارم. لذا هر کاری که لازم است برای اثبات بی گناهیم انجام دهم بگویید ... . وقتی آنها این برخورد را می دیدند مطمئنا شکشان به شما برطرف می شد. گاهی هم ممکن است ناخواسته رفتاری از شما سر زده باشد که موجبات شک ایشان را فراهم کرده باشد. در این صورت شما باید با دلیل و منطق به آنها ثابت کنید که مسئله از چه قرار بوده و ...
    با این صحبت ها از لحاظ تئوری بخشی از تصورات نادرستش حل خواهد شد؛ اما برای اینکه بتوانید ایشان را به مسجد جذب کنید بهترین راه این است که ارتباط خوب و صمیمی با او برقرار کنید. وقتی او با شما احساس نزدیکی و دوستی داشته باشد، خود را در بین نمازگزاران غریبه نخواهد دید و لذا نگرانی هایی که ناشی از غریبه بودن اوست رفع خواهد شد. کم کم او را با دیگران اشنا کنید تا هم بار مسئولیتتان کمتر شود و هم اینکه ایشان جایگاه خودش را پیدا کند. بعد هم اگر دست اندرکار آنجایید، برخی مسئولیت ها را به او واگذار کنید و با تشویق و تحسین، اعتماد به نفس از دست رفته اش را برگردانید.
    البته این گفته ها بر فرض این است که علت واقعی مسئله همین باشد که گفته؛ چون ممکن است این مسئله صرفا یک بهانه باشد و ایشان به دلیل های دیگری مثل ضعف اعتقادی؛ نداشتن نگرش درست به نماز و نماز جماعت و ... تمایلی به شرکت در نماز ندارد و این مسئله را بهانه ای برای پاسخ به اصرار شما آورده باشد که احتمالش خیلی هم ضعیف نیست؛ چون اگر ایشان از اعتقاد قوی برخوردار بود به این راحتی پا پس نمی کشید. لذا بخشی از کار شما هم مربوط به تبیین درست و جذاب نماز جماعت می شود. اگر اعتقادات ایشان در مورد نماز و نماز جماعت به طور ریشه ای تقویت شود، دیگر به این راحتی با هر بادی نمی لرزد و نمی شکند. (1)

    نتیجه:
    فرار ایشان از مسجد و نماز جماعت می تواند علت های دیگری هم داشته باشد. با این حال بر فرض اینکه علتش فقط همین بوده، شما باید نگاه نادرست ایشان به مسئله را اصلاح کنی و به ایشان بفهمانی که اولا شما خودت باید مانع این اتهامات می شدی و ثانیا اشتباه یک نماز گذار نباید مانع از شرکت شما در مسجد و نماز جماعت شود.

    (1) سایت انجمن گفتگوی دینی، انجمن مشاوره، کارشناس: امین، تاریخ: 1394/09/30



    چگونه می توانم دوباره او را به مسجد علاقه مند کنم؟! (درمان تنفر از مسجد)



    وَقالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا


    و پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
    سوره مبارکه الفرقان آیه ۳۰


    <<<<<<<<<<<<<<!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!> >>>>>>>>>>>>>
    پرسید:

    "سخت می گذرد"

    چه باید کرد؟

    گفت:خودت که می گویی

    سخت
    "می گذرد"؛ سخت که "نمی ماند"






  17. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود