صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    فرار
    نوشته
    468
    حضور
    25 روز 12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2012

    اشاره ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها




    سلام. من برام یه سوال برام پیش اومده گفتم همینجا بگم و تاپیک نزنم.
    همه ما می دونیم که با وجود احادیث کراهت متعه در برخی مواقع، در کل اسلام متعه رو حلال کرده و اون رو حذف نکرده.
    این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
    حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
    اینایی که نوشتم صرفا برداشت شخص منه. شاید صحیح نباشه.
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۳:۴۵
    بزرگترین پشیمانی ام،
    ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت یک کلمه را هم نداشتند...
    (ایلهان برک)

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad313 نمایش پست ها
    سلام. من برام یه سوال برام پیش اومده گفتم همینجا بگم و تاپیک نزنم.
    همه ما می دونیم که با وجود احادیث کراهت متعه در برخی مواقع، در کل اسلام متعه رو حلال کرده و اون رو حذف نکرده.
    این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
    حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
    اینایی که نوشتم صرفا برداشت شخص منه. شاید صحیح نباشه.
    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    اکثر مردم چه مذهبی و چه غیرمذهبی به دنبال مال دنیا هستند، به نظر شما به دنبال مال دنیا بودن فطری است؟
    قریب به اتفاق مردم در مرتبه‌ای از شرک هستند ولی آیا فطرت ایشان الهی نیست؟ چرا بر خلاف فطرتشان برای خدا شریک قائل می‌شوند؟
    هر چه که خدا به انسان داده است حتماً درش خیری هست ... ولی اگر سر جای خودش استفاده شود ... و مایه‌ی زحمت و خسران است اگر در غیر سر جای خودش به کار گرفته شود
    ...
    فطرت آموزشی است که خداوند در روی عهد الست به انسان داد و بعد از ایشان برای خدایی خودش و ولایت اولیائش عهد گرفت، اما در همان عهد انسان را ظلوماً جهولاً معرفی می‌کند که زیر بار امانتی رفت که آسمان‌ها زیر بارش نرفتند ... آیا ظلوماً جهولاً بودن جزء فطرت انسان هستند یا جزء غریزه‌ی انسان؟ آیا افسار غریزه نباید به دست عقل باشد تا کنترل شود؟ ظاهراً این غیرت زنانه از مواردی است که افسار غریزه به دست هوی و هوس افتاده و چون شخص در بیرون یا درون خود ضدّی در مقابل آن نیافته است در این مسأله‌ی خلاف عقل (کلما امر به الشرع امر به العقل) پیش رفته و به آن دامن زده است تا آنجا که حتی به عرف هم تبدیل شده است ... مطابق قرآن گناه (گرچه به صورت ارادی نبوده و تنها اثرات تکوینی داشته باشد) سبب می‌شود که قلب انسان بیمار شود (فی قلوبهم مرض) تا به بدی تمایل داشته باشد و از خوبی کراهت داشته باشد ... راه درمان آن هم توبه و بازگشت است و استغفار (دائکم الذنوب و دوائکم الإستغفار)، مطابق روایت تبعیت از شرع درمان دل بیمار است ... دل که سالم شود دیده می‌شود که حکم عقل و شروع یکی است ... اینکه امروز کاری حلال یا مستحب و گاهی واجب از نگاه عرف جامعه از گناه کبیره‌ای مانند زنا زشت‌تر و منفورتر و غیراخلاقی‌تر است نشان می‌دهد از خدا و دین خدا دور شده‌ایم و حبّ دنیا بر حبّ آخرت غلبه کرده است و دلهایمان گاهی از دیدن حقایق کور شده است.

    این نظر شخصی حقیر است که شاید هم اشتباه باشد
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  5. صلوات ها 14


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    272
    حضور
    6 روز 17 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1010



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad313 نمایش پست ها
    این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
    حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
    سلام.
    برای پاسخ به سوال شما باید عوامل بى‏ توجّهى به معرفت فطرى را جستجو کرد و با توجه به این عوامل می توان فهمید که چرا بسیاری بر خلاف فطرت حرکت می کنند به عنوان مثال ريه با دود مخالف است. ميل انسان به دود نيست. اولين بارى كه آدم سيگار مى‏كشد، خيلى سرفه مى‏كند، ناراحت است. بعد كم كم مى‏ كشد تا اصلا زمانى كيف مى‏ كند و لذت مى‏ برد. دود تلخى را كه دستگاه فطرت سالمش پس مى‏ زد، در اثر تمرين و تلقين از آن لذت مى‏ برد. گاهى فطرت انسان در اثر تكرار عوض مى‏ شود.بنده در همین سایت افرادی را دیده ام که می گفتند ما ابتدا که با این حکم مخالفت می کردیم ناراحت می شدیم اما الان حتی همان ذره هم ناراحت نمی شویم از اين رو لازم است بعضي از اين غبارهايي كه روي فطرت را مي پوشاند را بيان كنيم:
    1) غرور علمي:

    غرور علمى گاهى باعث مى‏شود انسان حقيقت را نبيند. كسى يك چراغ روشن مى‏كند و شب كنارش مى‏گذارد. اگر چراغ نباشد، همه ستاره ‏ها را مى‏بيند اما همين كه چراغ روشن كرد. درست است كه چراغ يك منطقه را روشن كرده است، اما همين چراغ كوچك باعث مى‏شود كه آدم ديگر ستاره‏ ها را نبیند. در طول تاريخ بشر، افرادى به خاطر آگاهى‏هايى كه از اقوام و نياكان درباره عقائد خود دارند خود را از وحى و انبيا بى نياز مى‏ پندارند. آرى انسان‏هاى كم ظرفيّت همين كه چند كلمه ‏اى فرا گرفتند يا مدرك و مقامى به دست آوردند مغرور مى‏شوند. در قرآن سه مرتبه جمله‏ ى «نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ» آل ‏عمران : 23- نساء : 44- نساء : 51 آمده كه به معناى علم داشتن به گوشه‏ اى‏ از كتاب است و در هر سه مورد افرادى گرفتار انحراف شده‏ اند. در سوره آل عمران آيه 23 مى‏فرمايد:أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلىَ‏ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلىَ‏ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَ هُم مُّعْرِضُون‏ آيا به كسانى كه بهره‏اى از كتاب (آسمانى تورات و انجيل) به آنها داده شده ننگريستى كه به سوى كتاب خدا (قرآن يا تورات) دعوت مى‏شوند، تا در ميان آنها (درباره نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله يا حكم رجم) داورى كند، سپس گروهى از آنها در حالى كه عادتشان بر اعراض (از حق) است روى مى‏گردانند؟! به هر حال علم كم، انسان را در معرض غرور و خود باختگى و دين فروشى قرار مى‏دهد. و در آيه‏83 سوره غافر مى‏فرمايد: فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ پس چون فرستادگانشان دلايل روشنى براى آنها آوردند آنها به آنچه از دانش در نزدشان بود (علوم مربوط به عقايد فاسده و امور دنيايشان) دل خوش كردند (و معارف انبيا را ترك نمودند) و (سرانجام) آنچه بدان استهزا مى‏كردند بر آنها وارد شد و آنان را فرا گرفت. و عبارت «فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» اين را ميرساند كه علم اندك مانع حقّ پذيرى است.

    2) گناهان:


    براى رسيدن به عقل سليم و فطرت‏ خالص بايد گناه‏ و غفلت را از خود دور کرد و در برابر وسوسه‏ هاى شيطان، هدايت عقل و فطرت‏ و دعوت انبيا نيز هست كه مى‏ تواند بهترين كمك براى حركت در راه مستقيم و دورى از گناه‏ و وسوسه ‏ها باشد. البته وسوسه شيطان پس از آمادگى و زمينه ‏سازى خود ماست و چنين نيست كه او ما را بى‏ اختيار به دنبال خود بكشد، بلكه اين ما هستيم كه او را به خود جلب و بر خود مسلّط مى‏كنيم. از امام صادق علیه السلام سؤال شد گناه‏ عوام يهود چيست كه منحرف مي‏شوند؟ امام علیه السلام فرمود: گر چه عوام سواد خواندن و نوشتن نداشتند، امّا فطرت‏ داشتند، با چشم خود دروغ و فسق و رشوه علما را مي‏ديدند و سكوت مي‏كردند. فطرت‏ انسان سالم است، آنچه آن را مى‏پوشاند، گناه‏ است. و خداوند متعال در سوره مطففین آیه 14 میفرماید: كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُون‏ چنين نيست (كه آيات ما افسانه باشد) بلكه بر دل‏هاى آنان آنچه كسب مى‏كرده ‏اند (از گناهان) زنگار بسته است. اعمال آنها زنگار بر قلبشان ريخته، و نور و صفاى نخستين را كه به حكم فطرت خداداد در آن بوده گرفته، به همين دليل چهره حقيقت كه همچون آفتاب عالم تاب مى‏درخشد هرگز در آن بازتابى ندارد، و پرتو انوار وحى در آن منعكس نمى‏گردد." ران" از ماده" رين" (بر وزن عين) به طورى كه" راغب" در" مفردات" مى‏ گويد: همان زنگارى است كه روى اشياء قيمتى مى‏نشيند، و به گفته بعضى ديگر از ارباب لغت قشر قرمز رنگى است كه بر اثر رطوبت هوا روى آهن، و مانند آن ظاهر مى‏شود كه در فارسى ما آن را" زنگ" يا" زنگار" مى‏ناميم، و معمولا نشانه پوسيدن و ضايع شدن آن فلز، و طبعا از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن است. از اين آيه آشكار مى‏شود كه كفر و تكذيب محصول استمرار در گناه است و بر فطرت انسانى عارض مى‏شود اگر غبار گناه و انحرافات از روی فطرت پاک شود به روشنی وجود خداوند را از قلب خود اعتراف خواهد کرد و خداوند در سوره عنکبوت آیه 63 می فرماید : وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّه‏ و اگر از آنان (مشركان) بپرسى: چه كسى از آسمان، آبى فرستاد كه به وسيله‏ى آن زمين را بعد از مرگش زنده كرد؟ حتماً خواهند گفت: خدا. در اين ميان افرادى كه تنها در اثر غفلت و تربيت غلط جامعه از فطرت خود دور شده ‏اند، با هدايت قرآن به فطرت خود باز مى‏گردند بنابراین گناه‏ با فطرت‏ و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نيست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بيگانه مى‏شمرد.

    3) رفيق شيطان:


    در قرآن میخوانیم: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ‏ ُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطان‏ شيطان بر آنها مستولى شده پس ياد خدا را از خاطرشان برده است آنان حزب شيطانند گاهى انسان مريد شيطان مى‏شود و شيطان بر او تسلّط كامل مى‏يابد. هر چه از ياد خدا غافل شويم، به مدار حزب شيطان نزديك مى‏شويم. و نباید خود را در اختيار هر حزب و گروهى قرار دهيم كه بعضى گروه ‏ها، حزب شيطان‏اند. و با ورود به این گروها ممکن است راه و منش انسانها تغییر کند به طوری که فطرت انسان در زندگی روزانه نسبت به خدا خاموش شود .
    روش شيطان اين گونه است كه:
    1.گام به گام انسان را به سوى خود مى‏كشاند. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَروَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، پيروى از گام‏هاى شيطان نكنيد و هر كس از گام‏هاى شيطان پيروى كند مسلّما او دستور كار زشت و ناپسند مى‏ دهد. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هيچ يك از شما هرگز (از فساد عقايد و اخلاق و عمل) پاك نمى‏شد. سياست شيطان نفوذ تدريجى و گام به گام است هرگز يك انسان پاكدامن و با ايمان را نمى‏شود يك مرتبه در آغوش فساد پرتاب كرد، بلكه گام به گام اين راه را مى‏سپرد:
    گام اول معاشرت و دوستى با آلودگان است.
    گام دوم شركت در مجلس آنها.
    گام سوم فكر گناه.
    گام چهارم ارتكاب مصاديق مشكوك و شبهات.
    گام پنجم انجام گناهان صغيره.و بالآخره در گامهاى بعد گرفتار بدترين كبائر مى‏شود، تا سقوط كند و نابود گردد، آرى اين است" خطوات شيطان" گاهى در دل نفوذ مى‏كند . «يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ»


    2.گاهى در دل نفوذ مى‏كند و همانجا مى‏ماند. وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرين‏ و هر كس از ياد خداى رحمان (در اثر اشتغال به شهوات) چشم بپوشد (و كوردل شود) براى او شيطانى مى‏گماريم، كه همواره (براى وسوسه و گمراهى) يار و قرين باشد.(32)
    3.گاهى انسان برادر شيطان مى‏شود. « إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطين » (33)حقّا آنان كه اموالشان را (در راه حرام و باطل) ريخت و پاش مى‏كنند برادران (رفيقان و همسويان) شياطينند. همانطور که دشمن سر سخت خداوند و بدترین رفیق شیطان است خداوند در سوره فرقان آیه 29 از همنشینی با رفیق بد را مذمت نموده است می فرماید لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي مفهوم این آیه این است که بيدارى و آگاهى به سراغ من آمده بود (و سعادت در خانه مرا كوبيد) ولى اين دوست بى ايمان مرا گمراه ساخت"
    و شاعر همنشينى با دوستان بد را به مار خوش خط و خالى تشبيه شده است كه زهرى كشنده در درون دارد؛
    تا توانى مى‏گريز از يار بد
    يار بد بدتر بود از مار بد
    مار بد تنها تو را بر جان زند
    يار بد بر جان و بر ايمان زند
    يا دوست بد به ابر تيره‏اى تشبيه شده است كه خورشيد با آن عظمت را مى‏پوشاند؛
    با بدان منشين كه صحبت بد
    گرچه پاكى تو را پليد كند
    آفتاب بدين بزرگى را
    پاره‏اى ابر ناپديد كند

    4) محيط و جامعه فاسد:


    محیط میتواند در سرنوشت انسان موثر به سزایی داشته باشد و ارتباط با خدا هر چند اندك و داشتن محیطی سالم، مى‏تواند راه نجات باشد و یکی از دغدغه های مذهبیان ایجاد جامعه سالم است به این دلیل که یکی از عامل های پوششی فطرت محیط فاسد است. و حتی افرادی که به خاطر نبودن محیط سالم باعث بی توجهی و غفلت از خداوند شده است و زبانی افسوس و پیشیمانی را به خود داده است. خداوند می فرماید: يا وَيْلَتي لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلا اى واى بر من، كاش فلانى را (كه سبب انحراف من شد) دوست نمى‏گرفتم. روشن است كه منظور از" فلان" همان شخصى است كه او را به گمراهى كشانده، شيطان يا دوست بد يا خويشاوند گمراه .

    5) تهديد :


    فشار و تهدید ترس را ایجاد میکند و يك دوم ترس جهل است. و این انسان را از فطرت دور می کند گاهى به خاطر اين كه مى‏ترسد اطاعت مى‏كند و از روى ترس مى‏گويد: بله قربان! در سوره شعراء آیه 29 میخوانیم «قالَ‏ لَئِنِ‏ اتَّخَذْتَ‏ إِلهَاً غَيْرى‏ لَأَجْعَلَنَّكَ‏ مِنَ‏ الْمَسْجُونينَ‏» فرعون مى‏گفت: اگر خواسته باشيد مرا پرستش نكنيد، همه شما را زندان مى‏كنم. همه از ترس گفتند بله قربان!. در واقع فرعون با اين سخن تند و تهديد ظالمانه مى‏خواست موسى علیه السلام را خاموش كند چرا كه اگر این کار را نمی کرد سبب بيدارى مردم مى‏شد، و براى جباران چيزى خطرناكتر از بيدارى و هشيارى مردم نيست!.

    6) تبليغات باطل و تهاجم فرهنگی:

    با تبليغات‏ سوء و مسموم ممكن است كارهاى پسنديده، ناپسند و امور ناپسند، پسنديده جلوه داده شود. مثلاً وهّابى‏ها، تبليغات‏ سوئى را بر عليه شيعه به راه انداخته و برخى اعمال شيعيان را شرك دانسته و آنها را مشرك معرّفى مى‏كنند. با صرف ميليون‏ها دلار و ريال، صدها كتاب بر عليه شيعه و معتقدات آنها تأليف و در حدّ وسيعى چاپ و در ميان مسلمانان، خصوصاً در ايّام حج توزيع كرده ‏اند. پس با این تبليغات كاذب‏ انسان را از شناختن اسلام بازمي‏دارد. و همچنین فرعون با تبلیغاتش مانع ایمان آوردن افراد میشد. وَ نادى‏ فِرْعَوْنُ في‏ قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لي‏ مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْري مِنْ تَحْتي‏ أَ فَلا تُبْصِرُون‏ و فرعون در ميان قوم خود ندا درداده، گفت: اى قوم من، آيا فرمانروايى مصر از آن من نيست و اين نهرها از زير (قصرهاى) من (و در تحت اراده من) روان نيستند؟ آيا نمى‏بينيد؟!


    7) هواي نفس و دخالت منافع شخصی در حکم خدا:


    خداجويى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و يافتن حقّ گرفتار اشتباه مى‏شود. و يكى از چيزهايى كه انسان را در غفلت فرو مي برد هواپرستى است خداوند هوا پرستى را عامل غفلت و انكار معاد و بدترين انحراف و بعلاوه چند مورد ديگر مي داند كه آنها را بيان ميكنيم :
    1- قرآن كريم در سوره كهف آيه 28 هواپرستى را، سرچشمه غفلت ميداند چون كيفر دنياگرايى، غفلت از ياد خداوند است‏. «تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ » آرايش زندگى دنيا را طالب باشى و از كسى كه قلب او را (به خاطر سابقه طغيانش) از ياد خود غافل كرده‏ايم و از هوا و هوس پيروى مى‏كند اطاعت مكن. در حديثى از حضرت على عليه السلام است كه دو خصلت را بر شيعيان ترسان است مي فرمايد: أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَصْلَتَيْنِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولُ الْأَمَلِ يُنْسِي الْآخِرَة همانا از دو خصلت بيش از همه چيز بر شما هراسانم يكى پيروى از هواى نفس و ديگرى درازى آرزو كه پيروى هواى نفس از درك حقيقت جلوگير است و درازى آرزو آخرت را از ياد شخص مى‏برد.
    2- سرچشمه انكار معاد، پيروى از هواى نفس است. و هوا پرستى، سرچشمه‏ى كفر است. ايمان به معاد، بهترين عامل براى كنترل هوى پرستى است فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى پس مبادا كسى كه به قيامت ايمان ندارد و پيرو هواى نفس خويش است، تو را از توجّه به قيامت باز دارد كه سقوط مى‏كنى.
    3- هوا پرستى، بدترين انحراف است. آیه 50 سوره قصص می فرماید: «فَإِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّه‏ » پس اگر (دعوت) تو را اجابت نكردند بدان كه آنها از هواهاى (نفسانى) خود پيروى مى‏كنند، و چه كسى گمراه‏تر است از آن كه بدون هدايت خداوند از هواى (نفس) خود پيروى كند؟!
    براى انسان سه دشمن معنوى شمرده‏اند:
    الف- جلوه‏هاى دنيوى‏
    ب- تمايلات نفسانى
    ج- وسوسه‏هاى شيطانى‏
    در اين ميان، دنيا و جلوه‏هاى آن همچون كليدى است كه با حركت به يك سوى، در را باز مى‏كند و با حركت به سوى ديگر مى‏بندد، يعنى هم مى‏توان از آن بهره‏ى خوب گرفت و هم مى‏توان آن را در راه بد بكار برد. وسوسه‏هاى شيطانى نيز اگر چه نقش‏آفرين هستند ولى انسان را به گناه مجبور نمى‏كنند، مضافاً بر اينكه، شيطان در دل اولياى خدا راه نفوذ و تسلّطى ندارد. امّا دشمن دوّم كه از همه كارسازتر است، هواها و تمايلات نفسانى است كه خطرناك‏ترين دشمن انسان بشمار مى‏رود.
    4- هواپرستى، مانع قضاوت عادلانه است. و قرآن خطر قضاوت و دورى از حقّ را توجّه به هواهاى نفسانى مي داند. «فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏»(43)پس ميان مردم به حق داورى كن، و از هواى نفس پيروى مكن‏

    8) تقليد کورکورانه از غرب


    تقليد كوركورانه زمينه ‏ساز بسيارى از مفاسد و جنايات مى‏شود. تقليد كوركورانه يعنى عدم استقلال، وابستگى ذلّت ‏بار به ديگران و به دنبال آن مد پرستى و هرزه گرايى و زندگى پوچ و طفيلى. در قرآن مى‏خوانيم: هنگامى كه رسولان خدا مردم را به توحيد و ترك بت‏پرستى دعوت مى‏كردند بت‏پرستان در پاسخ مى‏گفتند: «ان انتم الّا بشر مثلنا تريدون ان تصدّونا عمّا كان يعبد آباؤنا» « شما انسان‏هايى مانند ما هستيد و مى‏خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند باز داريد.» تقليد كوركورانه از نياكان يك منطق سستى است كه مشركان در برابر پيامبران اقامه مى‏كردند و همين منطق بى ‏اساس نمى‏گذاشت كه از گناهان و انحرافات عقيدتى و اخلاقى خود دست بكشند؛ قرآن مى‏فرمايد: «و اذا قيل لهم اتَّبِعوا ما انزل اللّه قالوا بل نَتّبِع ما الفَينا عليه آباؤنا» «و هنگامى كه به مشركان گفته مى‏شد از آنچه خدا نازل كرده است‏ پيروى كنيد، در پاسخ مى‏گويند: بلكه ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم پيروى مى‏نماييم.» تقلید از نیاکان آنها باعث حجاب بر فطرت آنها شد چه بسا اکر تقلید را کنار می گذاشتند خواه نا خواه به ضمیر باطنشان توجه می کردند و راه صحیح را با میل درونیشان فطرتاً پیدا میکردند . مواردهای دیگر از قبیل خود باختگی، خویشان بد ،حفظ روابط، اطاعت از رؤسا، پیروی از اکثریت، نبود رهبر و مسخره کردن مومنین و .... سبب زنگار و حجاب بر روی فطرت می باشد که اینها درد بسیار بزرگی برای هر فرد دینداری است و مانع از یاد خداوند می باشد. برای رفع این درد بزرگ نیاز به یک پاکسازی برای این غبارها دارد .


  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58326



    با نام و یاد دوست






    ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها








    کارشناس بحث: استاد مشکور


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,515
    حضور
    34 روز 3 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4018

    راهنما عدم تعارض و تضاد مسأله ازدواج موقت (متعه) با فطرت انسانی




    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad313 نمایش پست ها
    سلام. من برام یه سوال برام پیش اومده گفتم همینجا بگم و تاپیک نزنم.
    همه ما می دونیم که با وجود احادیث کراهت متعه در برخی مواقع، در کل اسلام متعه رو حلال کرده و اون رو حذف نکرده.
    سلام و ادب

    بدون شک، ازدواج در اسلام دو نوع می باشد: 1- ازدواج دائم. 2- ازدواج موقت(متعه). ازدواج موقت در اسلام یک ازدواج شرعی است و مثل ازدواج دائم، دارای خطبه عقد، مهریه و عده طلاق است.

    احادیثی که ازدواج موقت را در برخی مواقع مکروه دانسته و یا برای برخی افراد نهی کرده اند بسته به شرایط خاص آن افراد و یا شرایط زمانی و بدلایل خاصی بوده که قابل بررسی است(که مجال دیگری می طلبد، برای این منظور به تایپیک
    احادیث کراهت متعه مراجعه شود) لکن بطور کلی ازدواج موقت (متعه) نوع دوم ازدواج است که شارع حکیم بعنوان راه حلی اصولی برای جلوگیری از فساد و تباهی فرد و جامعه آن را تشریع نموده است چنانکه این کلام امام علی (ع) است که در گوش ها طنین انداخته و از سوء عاقبتی که با اهمال به این راه حل پدید می آید بشریت را بر حذر می دارد و می فرماید: "اگر نهی عمر از متعه نبود جز افراد شقی کسی زنا نمی کرد."( مستدرک‏الوسائل، ج 14، ص 478. " فَلَوْلَاهُ مَا زَنَى إِلَّا شَقِیٌّ أَوْ شَقِیَّة").

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad313 نمایش پست ها
    این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
    حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
    برخی دلایل مخالفت عموم افراد اعم از زن و مرد با این سنت الهی و نبوی می توان در موارد زیر جستجو کرد:

    اول. عدم توجه عمیق به حکمتهای نهفته در احکام و دستورات شرع مقدس از جمله این حکم و سنت الهی.

    دوم. عدم آشنائی با فواید و برکات بیشمار این سنت الهی و نبوی در پیشگیری از فساد و تباهی فرد و جامعه.

    سوم. عدم تبیین دقیق مسأله توسط کارگزاران و متولیان فرهنگ دینی و عمومی و فقدان یک فرهنگ ریشه دار پیرامون آن که موجب شده نگاه ها به آن عمدتاً منفی باشد.

    چهارم. طرح عامیانه، غیراصولی و کوچه بازاری آن توسط افراد غیرکارشناس در محاورات و گفتگوهای فی مابین که موجب شده عموماً بویژه خانومها چهره ی آن را زشت و ناشی از بوالهوسی مردان بدانند.

    پنجم. فقدان آشنائی و درک درست نسبت به آموزه های دینی و نیز عدم وجدان تربیت صحیح دینی و نگاه کمال جویانه به دستورات دین، موجب شده بجای آنکه با پذیرش این دستورات و احکام، زمینه تعالی و کمال خود و جامعه را فراهم آوریم خواست و منویات خود را بر این احکام ترجیح داده، بعبارتی بجای آنکه خودمان را با احکام و دستورات الهی منطبق سازیم، برعکس احکام و دستورات را با خواست و تمنیات خود هماهنگ می کنیم.

    ششم. فقدان تبیین یک روش و ساز و کار اصولی برای روشمند کردن و منطقی کردن این مسأله و عدم وجدان تبلیغ و ترویج عالمانه ی جوانب مختلف این مسأله اعم از فواید و احیاناً تبعات سوء افراط گرایی در آن توسط عالمان و متولیان امر فرهنگ جامعه، موجب شده برخی گفتمان ها و رفتارهای افراط گرایانه در این وادی، جلوه زشت و کریهی از این سنت الهی در نگاه عموم به نمایش بگذارد.

    هفتم. بدلیل عدم تعهد برخی مردان و افراط و زیاده روی توأم با بوالهوسی ایشان در این مسأله و نیز گزارشات و تبعات سوء ورود و افراط مردان در این وادی که در سطح جامعه دهان به دهان می چرخد، نوعی خوف و ترس نسبتاً منطقی را بویژه در جامعه زنان ایجاد کرده فلذا عموماً نگاه زنان به این مطلب خوشاینده نبوده بلکه در حالت شدید آن، بناحق این عمل را رفتاری ضد انسانی و تضییع کننده ی حقوق زن می دانند.

    هشتم. وجود نسبی روحیه ی خودبینی در عموم مردم به تشکیک مراتب نیز در بروز این مخالفتها مؤثر است زیرا زنان در این مسأله بدون توجه به منافع و آثار اجتماعی این حکم و سنت الهی تنها به منافع خویش توجه دارند و مردان نیز اگر متعهد نباشند و یا احیاناً افراط کنند تنها خواست و منافع خودشان را در این حکم و سنت الهی جستجو می کنند و بدلیل عدم آشنایی با حدود حکم و نداشتن تعهد لازم در رعایت حقوق دیگران، ممکن است برای رسیدن به خواسته خود، حتی حقوق دیگران را زیر پا بگذارند.

    نهم. و دیگر موارد ...

    از این رو اگر در جهت تأمین عوامل و یا رفع موانع موارد فوق دقیقاً اقدامی علمی و عملی صورت گیرد. بدون شک، با تغییر نگاهها قطعاً رویکرد عموم نیز به مسأله ی مورد بحث تغییر خواهد کرد و نه تنها کسی با این سنت و حکم الهی و نبوی مخالفت نخواهد کرد بلکه عموماً بسته به شرایط و اقتضاءات خاص و ضرورتهای جامعه و نیز برای پیشگیری جامعه از فساد و تباهی که ملایم طبع همگان بویژه مؤمنان است استقبال خواهند نمود.

    نکته پایانی اینکه هیچیک از احکام دینی و الهی با فطرت انسانی در تعارض و تضاد نیست بلکه دقیقاً منطبق و سازگار با آن است چون هر دوی آنها یکی به نحو تکوین (فطرت) و دیگری بنحو تشریع (احکام) از یک منبع، یعنی شارع حکیم صادر شده است. اما دلیل عمده ی مخالفت اکثر مردم با این سنت و حکم الهی، ریشه در موارد ذکر شده فوق و دیگر مواردی است که از شماره افتاد که از آنها می توان بعنوان حُجُب و موانع فطرت یاد کرد نه اینکه تصور کنیم اصل فطرت با این احکام و دستورات در تعارض و تضاد است.

    موفق باشید ...

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۴/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۱:۰۷ دلیل: یک تغییر جزئی
    بنام حضرت دوست ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  11. صلوات ها 8


  12. #6



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad313 نمایش پست ها
    سلام. من برام یه سوال برام پیش اومده گفتم همینجا بگم و تاپیک نزنم.
    همه ما می دونیم که با وجود احادیث کراهت متعه در برخی مواقع، در کل اسلام متعه رو حلال کرده و اون رو حذف نکرده.
    این در حالیه که تقریبا بیشتر خانوما چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همینطور عده ی زیادی از مردان باهاش مخالفند. یعنی فطرتا نمی توانند قبولش کنند. همه ما میدونیم که غالب زنهای شوهر دار این کار رو خیانت می دونند. چه مذهبی چه غیر مذهبی...
    حالا من برام سوال شده چرا یک حلال با فطرت انسان تقریبا جور نیست؟
    اینایی که نوشتم صرفا برداشت شخص منه. شاید صحیح نباشه.

    سلام و عرض ادب من فقط نظرم رو مینویسم

    شاید عده ای زیادی از زنان باهاش مخالف باشند اما تا حالا نشنیدم آقایی با این کار مخالف باشه یا هم باشه عده ای محدود هستند

    نه فکر نکنم چیز ذاتی باشه و یعنی این چیزی نیست که فطری و جز ذات یک زن باشه

    در واقع عده ای زنان مخالفن خب چون دوست دارند مرد زندگیشون فقط مال خودشون باشه و دوست ندارند با کسی تقسیمش کنند همون طور که یک

    مرد غیرت داره و نمیذاره زنش با کسی دیگه ای باشه

    نه خیانت که نیست این خیانت وقتی هست که مرد از زنش پنهان کنه و به زنش نگه و خودش با پنهان کاریش راهشو انتخاب کنه و ادامه بده و اگه احیانا

    ان زن فهمید معلوم نیست در مقابل

    این خیانت چه عکس العملی نشون بده

    ولی عده ای از زنان هم هستند که مخالفتی با این کار ندارند و با هم کنار میان و میتونند دوست هم باشند ولی عده ای دیگر حسادت میکنند و ممکنه حتی

    زن دوم را هم بخاطر هم حسادت و

    خیانت شوهرشون بکشنند

    ولی عده ای از زنان هم هستند وقتی میبنند خودشون بچه دار نمیشن و خلایی در زندگیشون حس میکنن برای مردشون زن میگرن

    پس بببنید اینطور نیست که جز فطرت یک زن باشه


    بسیار ممنونم

    برای دوستی با حضرت زهرا سلام دهید و وارید شوید

    ممنونم


    ×! _..مادرم بانوی دو عالم فاطمه(س) .._!×


  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    باشگاه
    نوشته
    649
    حضور
    11 روز 11 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2168



    دوستای من میگن کاش چندین زن داشتیم ومدام از زیبایی و.......خانم های تو بازار میگن وشرایط باشه رابطه هم برقرار میکنن، ما پسریم الان کسی نگه نه اینطور نیست وفلان چون واقعا هممون این احساس ومیل رو داریم، حالا این بد هستش که دزدکی بری با یه زن رابطه برقرار کنی یا اینکه بری یه زن دیگه بگیری، کدوم از لحاظ قانون و عرف بدتر جلوه میکنه

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,398
    حضور
    379 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    129
    صلوات
    13873



    من فکر می کنم دلیل مخالفت خانم ها این باشه که آقا می خواد بره برای رضای خدا یه دختر 20 ساله بگیره..ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها
    .
    مرد اگر هدفش رضای خدا و کمک به خلق خدا هست کلی زن بالای 50 سال نیازمند هست..برید از اونها حمایت کنید..ان کنتم صادقین ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها
    .
    مگه هدف رضای الهی نیست؟ ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها فقط خدا ما مردها رو میشناسه ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها

    تولدی دوباره



  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,244
    حضور
    302 روز 2 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    356
    صلوات
    19663



    باسلام
    آیا جامعه به این شرایط رسیده?????!!!!!!

    شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی
    عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجنزاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
    «همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟! زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد. آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند
    زن‌پرستی
    یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
    «(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود. مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»
    و یک موضوع دیگه که واقعا خندم گرفت. و در این حال خیلی نگران کننده.
    که متاسفانه متن رو پیدا نکردم در مورد درخواست ازدواج از طرف خانوم‌ها و بهم خوردن تعادل نسبت زن به مردان.
    واقعا الان در این شرایط هستیم?



    ویرایش توسط اللیل والنهار : ۱۳۹۴/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۶:۰۰
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    ازدواج مجدد آقایان و فطرت خانمها

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مداحی آقا امام زمان و امام حسین ، موزیک غمگین
    نوشته
    678
    حضور
    25 روز 3 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2258



    نقل قول نوشته اصلی توسط اللیل والنهار نمایش پست ها
    باسلام
    آیا جامعه به این شرایط رسیده?????!!!!!!

    شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی
    عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجنزاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
    «همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟! زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد. آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند
    زن‌پرستی
    یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
    «(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود. مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»
    و یک موضوع دیگه که واقعا خندم گرفت. و در این حال خیلی نگران کننده.
    که متاسفانه متن رو پیدا نکردم در مورد درخواست ازدواج از طرف خانوم‌ها و بهم خوردن تعادل نسبت زن به مردان.
    واقعا الان در این شرایط هستیم?


    در این شرایط نیستیم ؟
    چشم ها را شستم جور دیگر دیدم

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود