صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگر خداوند همه چیز را آفریده پس خدا را که آفریده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    راهنما اگر خداوند همه چیز را آفریده پس خدا را که آفریده است؟





    با سلام
    اصل این سوال از یک اشتباه سرچشمه گرفته است و آن اشتباه در این جمله است "هر موجودی ، مبدأ یا علتی دارد" . در حالی که جمله صحیح آن است که هر پدیده یا هر چیزی که نبوده و سپس به وجود آمده ، مبدأ و علتی لازم دارد.
    توضیح آن که: گاهی یک اشتباه یا مغالطه لفظی باعث می شود که مطلبی بسیار ساده به صورت یک سؤال یا اشکال مهم قلمداد شود.
    فلاسفه الهی و همه خداپرستان معتقدند که هر معلولی، علت می خواهد و هر پدیده‏ای، پدید آورنده میخواهد و هر آفریده‏ای، آفریدگار می خواهد. از این جمله‏ها به خوبی روشن است چیزی که معلول، پدیده و آفریده نباشد، از این قانون خارج است و چون به عقیده خداپرستان خدا معلول و آفریده شده و پدیده نیست، از این قانون عمومی خارج است.
    مادی گرایان یک لفظ را اشتباهاً یا از روی مغالطه عوض کرده‏اند، یعنی به جای این که بگویند هر معلولی، علت می خواهد، گفته‏اند هر موجودی، علت می خواهد. نیز به جای این که بگویند: هر آفریده و پدیده‏ای، آفریدگار و پدید آورنده می خواهد، گفته‏اند، هر چیزی آفریدگار و پدید آورنده می خواهد، سپس پرسیده‏اند که پس آفریدگار و پدید آورنده و علت خدا چیست؟
    پاسخ این اشکال آن است که هر موجودی نیاز به آفریدگار ندارد تا بگوییم خدا هم یکی از موجودات است، پس آفریدگار او کیست؟ ، بلکه هر آفریده‏ای آفریدگار می خواهد و خدا آفریده نیست تا به حکم این قانون آفریدگار بخواهد. کاملا روشن است که اگر موجودی فرض شود که همیشه بوده و هیچ گاه معدوم نبوده تا به وجود آید ، نیاز به آفریده و علت نیز نخواهد داشت.
    پاسخ سؤال را به بیان ساده‏تر می توان بیان کرد:
    اگر کسی سؤالات ذیل را از شما بپرسد، چه پاسخی به آن می دهید:
    رطوبت هر چیز از آب است، رطوبت آب از چیست و از کجا است؟
    چربی همه غذاها از روغن است، چربی روغن از چه و از کجا است؟
    شوری همه چیز از نمک است، شوری نمک از چیست؟
    وقتی به اتاق کار خود یا منزل مسکونی خود نگاه می کنید و می بینید روشن است، از خود می پرسید آیا روشنایی از خود اتاق است؟ فوراً به خود پاسخ منفی می دهید، زیرا اگر روشنی اتاق از خود می جوشید، نباید هیچ وقت تاریک بشود، در حالی که پاره‏ای از اوقات تاریک و گاهی روشن است. پس روشنی آن از جای دیگر است. به این نتیجه می رسیم که روشنی اتاق و خانه ما در اثر ذرات یا امواج نور است که به آن تابیده است. آن گاه از خود سؤال می کنیم روشنی خود نور از کجا است؟ پاسخ این است که روشنی نور از خود آن است.
    نیز به سؤال‏های قبلی پاسخ می دهیم که رطوبت آب، چربی روغن و شوری نمک از چیز دیگری نیست.
    این خاصیت طبیعی و ذاتی آن‏ها است. آب ذاتاً مرطوب است. روغن ذاتاً چرب است و نمک ذاتاً شور است. نیز نور ذاتاً روشن است. در هیچ نقطه جهان نمی توانیم نوری پیدا کنیم که تاریک باشد و چیز دیگر آن را روشن کرده باشد. ذرات نور هر جا باشند، روشن اند و روشنی جزء ذات آن‏ها است.
    روشنایی ذرات نور از چیز دیگر و عاریتی نیست. ممکن است ذرات نور از بین برود، ولی ممکن نیست موجود باشند، ولی تاریک! بنابراین اگر کسی بگوید روشنایی هر محوطه‏ای از جهان، معلول نور است، پس روشنایی خود نور از کجا است، فوراً می گوییم روشنایی نور جزء ذات آن است.
    هم چنین هنگامی که سؤال شود هستی هر موجودی از خدا است، پس هستی خدا از کیست، پاسخ می دهیم هستی خدا ذاتی او و از خود او است و از جای دیگر نیست، مانند این که بپرسیم اصل وجود و هستی از چه چیزی به وجود آمده است؟ و مبدأ اصل وجود چیست ؟ معلوم است که اصل وجود و هستی از چیزی به وجود نمی آید، چون هر چیز دیگرغیر از وجود، عدم و نیستی است و وجود و هستی از عدم و نیستی به وجود نمی آید.
    به عبارت دیگر وجود حق تعالی مساوی با وجود مطلق و اصل و حقیقت وجود است و همان گونه که بی معنا است که سوال کنیم ، اصل و حقیقت وجود چگونه به وجود آمده است ؟ یا مبدأ آن چیست ؟بی معنا است که بگوئیم که خدا چگونه به وجود آمده است؟ چون فرض چنین سوالی این است که خدا نبوده و بعد به وجود آمده است و حالا در مورد چگونگی خدا سوال می کنیم. اما وقتی که وجود خداوند ازلی و ابدی و مساوی با حقیقت و اصل وجود و هستی باشد ، فرض این که خدازمانی نبوده است ، نیز اشتباه است ، پس دیگر نوبت به سوال از چگونگی به وجود آمدن اصلا نمی رسد.
    در مورد مثال های زده شده نیز باید توجه داشت که منظور از ذاتی بودن رطوبت برای آب، شوری برای نمک، چربی برای روغن و... هرگز این نیست که مثلاً رطوبت آب چون ذاتی آن است، پس آفریدگاری ندارد، بلکه منظور این است که آفریدگار جهان، آب را طبعاً و ذاتاً مرطوب آفریده است، به طوری که هرگز نمی توان رطوبت را از آب جدا کرد. همان گونه که وجود و هستی را نمی توان از خداوند جدا فرض کرد .این مثال‏ها برای نزدیک کردن مطلب به ذهن زده می شود وگرنه بین این مثال‏ها و موضوع مورد بحث، تفاوت زیادی است، زیرا وقتی می گوییم وجود همه چیز از خدا است و وجود خدا از او است، یعنی آفریده کسی نیست و وجود و هستی، ذاتی او است.
    اما وقتی می گوییم روشنایی همه چیز از نور است و روشنایی نور از خود او است، معنایش این نیست که نور آفریدگاری ندارد، بلکه معنایش این است که آفریدگار جهان نور را این طور آفریده است که روشنایی جزء ذات او باشد و روشنائی از نور جدا نیست ، همان گونه که وجود و هستی از خداوند جدا نیست.
    جهت آگاهی بیشتر به کتاب علل گرایش به مادیگری ، بحث ریشه نیازمندی اشیاء به علت مراجعه فرمائید.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    250
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    227



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    اصل این سوال از یک اشتباه سرچشمه گرفته است و آن اشتباه در این جمله است "هر موجودی ، مبدأ یا علتی دارد" . در حالی که جمله صحیح آن است که هر پدیده یا هر چیزی که نبوده و سپس به وجود آمده ، مبدأ و علتی لازم دارد.
    توضیح آن که: گاهی یک اشتباه یا مغالطه لفظی باعث می شود که مطلبی بسیار ساده به صورت یک سؤال یا اشکال مهم قلمداد شود.
    فلاسفه الهی و همه خداپرستان معتقدند که هر معلولی، علت می خواهد و هر پدیده‏ای، پدید آورنده میخواهد و هر آفریده‏ای، آفریدگار می خواهد. از این جمله‏ها به خوبی روشن است چیزی که معلول، پدیده و آفریده نباشد، از این قانون خارج است و چون به عقیده خداپرستان خدا معلول و آفریده شده و پدیده نیست، از این قانون عمومی خارج است.
    مادی گرایان یک لفظ را اشتباهاً یا از روی مغالطه عوض کرده‏اند، یعنی به جای این که بگویند هر معلولی، علت می خواهد، گفته‏اند هر موجودی، علت می خواهد. نیز به جای این که بگویند: هر آفریده و پدیده‏ای، آفریدگار و پدید آورنده می خواهد، گفته‏اند، هر چیزی آفریدگار و پدید آورنده می خواهد، سپس پرسیده‏اند که پس آفریدگار و پدید آورنده و علت خدا چیست؟
    پاسخ این اشکال آن است که هر موجودی نیاز به آفریدگار ندارد تا بگوییم خدا هم یکی از موجودات است، پس آفریدگار او کیست؟ ، بلکه هر آفریده‏ای آفریدگار می خواهد و خدا آفریده نیست تا به حکم این قانون آفریدگار بخواهد. کاملا روشن است که اگر موجودی فرض شود که همیشه بوده و هیچ گاه معدوم نبوده تا به وجود آید ، نیاز به آفریده و علت نیز نخواهد داشت.
    پاسخ سؤال را به بیان ساده‏تر می توان بیان کرد:
    اگر کسی سؤالات ذیل را از شما بپرسد، چه پاسخی به آن می دهید:
    رطوبت هر چیز از آب است، رطوبت آب از چیست و از کجا است؟
    چربی همه غذاها از روغن است، چربی روغن از چه و از کجا است؟
    شوری همه چیز از نمک است، شوری نمک از چیست؟
    وقتی به اتاق کار خود یا منزل مسکونی خود نگاه می کنید و می بینید روشن است، از خود می پرسید آیا روشنایی از خود اتاق است؟ فوراً به خود پاسخ منفی می دهید، زیرا اگر روشنی اتاق از خود می جوشید، نباید هیچ وقت تاریک بشود، در حالی که پاره‏ای از اوقات تاریک و گاهی روشن است. پس روشنی آن از جای دیگر است. به این نتیجه می رسیم که روشنی اتاق و خانه ما در اثر ذرات یا امواج نور است که به آن تابیده است. آن گاه از خود سؤال می کنیم روشنی خود نور از کجا است؟ پاسخ این است که روشنی نور از خود آن است.
    نیز به سؤال‏های قبلی پاسخ می دهیم که رطوبت آب، چربی روغن و شوری نمک از چیز دیگری نیست.
    این خاصیت طبیعی و ذاتی آن‏ها است. آب ذاتاً مرطوب است. روغن ذاتاً چرب است و نمک ذاتاً شور است. نیز نور ذاتاً روشن است. در هیچ نقطه جهان نمی توانیم نوری پیدا کنیم که تاریک باشد و چیز دیگر آن را روشن کرده باشد. ذرات نور هر جا باشند، روشن اند و روشنی جزء ذات آن‏ها است.
    روشنایی ذرات نور از چیز دیگر و عاریتی نیست. ممکن است ذرات نور از بین برود، ولی ممکن نیست موجود باشند، ولی تاریک! بنابراین اگر کسی بگوید روشنایی هر محوطه‏ای از جهان، معلول نور است، پس روشنایی خود نور از کجا است، فوراً می گوییم روشنایی نور جزء ذات آن است.
    هم چنین هنگامی که سؤال شود هستی هر موجودی از خدا است، پس هستی خدا از کیست، پاسخ می دهیم هستی خدا ذاتی او و از خود او است و از جای دیگر نیست، مانند این که بپرسیم اصل وجود و هستی از چه چیزی به وجود آمده است؟ و مبدأ اصل وجود چیست ؟ معلوم است که اصل وجود و هستی از چیزی به وجود نمی آید، چون هر چیز دیگرغیر از وجود، عدم و نیستی است و وجود و هستی از عدم و نیستی به وجود نمی آید.
    به عبارت دیگر وجود حق تعالی مساوی با وجود مطلق و اصل و حقیقت وجود است و همان گونه که بی معنا است که سوال کنیم ، اصل و حقیقت وجود چگونه به وجود آمده است ؟ یا مبدأ آن چیست ؟بی معنا است که بگوئیم که خدا چگونه به وجود آمده است؟ چون فرض چنین سوالی این است که خدا نبوده و بعد به وجود آمده است و حالا در مورد چگونگی خدا سوال می کنیم. اما وقتی که وجود خداوند ازلی و ابدی و مساوی با حقیقت و اصل وجود و هستی باشد ، فرض این که خدازمانی نبوده است ، نیز اشتباه است ، پس دیگر نوبت به سوال از چگونگی به وجود آمدن اصلا نمی رسد.
    در مورد مثال های زده شده نیز باید توجه داشت که منظور از ذاتی بودن رطوبت برای آب، شوری برای نمک، چربی برای روغن و... هرگز این نیست که مثلاً رطوبت آب چون ذاتی آن است، پس آفریدگاری ندارد، بلکه منظور این است که آفریدگار جهان، آب را طبعاً و ذاتاً مرطوب آفریده است، به طوری که هرگز نمی توان رطوبت را از آب جدا کرد. همان گونه که وجود و هستی را نمی توان از خداوند جدا فرض کرد .این مثال‏ها برای نزدیک کردن مطلب به ذهن زده می شود وگرنه بین این مثال‏ها و موضوع مورد بحث، تفاوت زیادی است، زیرا وقتی می گوییم وجود همه چیز از خدا است و وجود خدا از او است، یعنی آفریده کسی نیست و وجود و هستی، ذاتی او است.
    اما وقتی می گوییم روشنایی همه چیز از نور است و روشنایی نور از خود او است، معنایش این نیست که نور آفریدگاری ندارد، بلکه معنایش این است که آفریدگار جهان نور را این طور آفریده است که روشنایی جزء ذات او باشد و روشنائی از نور جدا نیست ، همان گونه که وجود و هستی از خداوند جدا نیست.
    جهت آگاهی بیشتر به کتاب علل گرایش به مادیگری ، بحث ریشه نیازمندی اشیاء به علت مراجعه فرمائید.
    شما میگویید هر افریده .افریننده ای میخواهد
    شما با کدام دلیل ثابت کردین جهان افریده شده که برای ان افریننده قائل میشوید؟
    مسلم اگر موجودی به نام خدا بتواند بی اغاز باشد موجودی مثل طبیعت هم میتواند بی اغاز باشد
    تا به حال کسی نتوانسته برای طبیعت اغازی پیدا کند(فیزیک)
    در فلسفه هم نمیتوان برای چیزی اغازی پیدا کرد
    زیرا در این صورت باید گفت ان چیز از عدم امده.که محال است
    اشکال اساسی بالا در این جاست که شما اول باید ثابت کنین که جهان اغازی داشته
    دوم باید ثابت کنین که جهان برای اغاز نیاز به فاعلی دارد
    بعد میرسیم به به مقوله خدا
    چطور زمانی که ثابت نشده جهان افریده است شما ان را افریده می نامید؟
    .بهشت همان ناکجاست.

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    مسلم اگر موجودی به نام خدا بتواند بی اغاز باشد موجودی مثل طبیعت هم میتواند بی اغاز باشد
    نخیر اگر میشد طبیعت بی آغاز باشد ما اعتقاد به خدا نداشتیم(دلیل می آورم صبر کنید)

    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    تا به حال کسی نتوانسته برای طبیعت اغازی پیدا کند(فیزیک)
    کسی هم نتوانسته بی آغازی آن را پیدا کند!!(هر چند نظریه بیگ بنگ برای جهان آغازی اثبات میکند)

    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    در فلسفه هم نمیتوان برای چیزی اغازی پیدا کرد زیرا در این صورت باید گفت ان چیز از عدم امده.که محال است
    از عدم(من لا شیء) نیامده بلکه خدا آن را لامن شیء ایجاد کرده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    اشکال اساسی بالا در این جاست که شما اول باید ثابت کنین که جهان اغازی داشته
    دوم باید ثابت کنین که جهان برای اغاز نیاز به فاعلی دارد
    بعد میرسیم به به مقوله خدا
    شما کمک کنید با هم ثابت میکنیم

    سوال: ماده چیست؟

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    157
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    436



    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    شما میگویید هر افریده .افریننده ای میخواهد
    شما با کدام دلیل ثابت کردین جهان افریده شده که برای ان افریننده قائل میشوید؟
    مسلم اگر موجودی به نام خدا بتواند بی اغاز باشد موجودی مثل طبیعت هم میتواند بی اغاز باشد
    تا به حال کسی نتوانسته برای طبیعت اغازی پیدا کند(فیزیک)
    در فلسفه هم نمیتوان برای چیزی اغازی پیدا کرد
    زیرا در این صورت باید گفت ان چیز از عدم امده.که محال است
    اشکال اساسی بالا در این جاست که شما اول باید ثابت کنین که جهان اغازی داشته
    دوم باید ثابت کنین که جهان برای اغاز نیاز به فاعلی دارد
    بعد میرسیم به به مقوله خدا
    چطور زمانی که ثابت نشده جهان افریده است شما ان را افریده می نامید؟
    با سلام خدمت شما و تشکر از مطالب دوستان عزیز، ما در فلسفه اثبات می کنیم( در ادامه مباحث اگر خواستید دلایل آن را هم ذکر می کنم) که جهان باید یک واجب الوجود داشته باشد، زبراد در غیر این صورت با توجه به بطلان تسلسل اصلا موجودی تحقق نمی یابد. ما اثبات خواهیم کرد که دنیا نمی تواند آن واجب الوجود باشد که فلاسفه اثبات کرده اند، چرا که صفاتی را که عقل برای این واجب اثبات می کند، هرگز نمی تواند در ماده یافت شود؛ پس ماده نمی تواند آن واجب الوجود اثبات شده توسط عقل باشد.
    ادامه دارد...

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام و عرض ا دب خدمت مهدی عباس زاده گرامی
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    سوال: ماده چیست؟
    جهان اطراف و پیرامون ما و خود ما که از تعامل اجزاء محیط اطرافمان شکل گرفتیم ماده است

    از دیدگاه فیزیک ماده تعریف خود را دارد
    که مهمترین استنباطهای پذیرفته آن این است که
    1-ماده فرم متراکم انرژی است با استفاده از فرمول معروف انشنین e=m*c^2
    2-ماده و انرژی نه خلق میشود و نه نابود میشود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابد
    3- فرمهای مختلفی از انرژی شناخته شده است که بنیادیترین آنها:
    نیروی جاذبه(گرانی اجسام وکشش بین سیارات و اجرام آسمانی)
    نیروی الکترو مغناطیس (امواج رادیویی نور و X و ...)
    نیروی هسته ای ضعیف(موجب تزلزل ثبات هسته های بزرگ میشود و موجب تشعشع رادیو اکتیویته ایزوتوپها ، بمبها و نیروگاه های هسته ای هست)
    نیروی هسته ای قوی(نیرویی که موجب پایداری و استحکام هسته اتم (محکم چسباندن نوکلئونها( شامل نوترونها و پروتونها)گرد یکدیگر در هسته اتم ، آزاد شدن آن موجب درخشندگی خورشید و ستاره هاو گرمایش نیروگاه های هسته ای میشود)
    دانشمندان امید دارند با یافتن رابطه ای بنیادین یکسانی و تبدیل این نیرو ها را به یکدیگر بیابند
    روابط بین اجزاء جهان ماده بر اساس ابعادشان مکانیک و سیستم خاص خود را طلب میکند
    در ابعاد زندگی روزمره ما مکانیک نیوتون کارساز و مبین تعامل جهان اطراف است
    در ابعاد ریز و زیر اتمی و ذرات بنیادین مکانیک کوانتومی حاکم است که چون ما در جهانی سه بعدی به همراه زمان زندگی میکنیم دریافت عینی و ملموس مکانیک کوانتوم به سختی برایمان قابل درک است
    و در ابعاد کیهانی نظریه نسبیت عام انشتین چاره ساز است
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۰/۱۲/۰۳ در ساعت ۰۷:۰۵
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    -ماده فرم متراکم انرژی است با استفاده از فرمول معروف انشنین e=m*c^2
    آیا قبول دارید که طبق فرمول فوق سرعت و حرکت و زمان اجزای جدایی ناپذیر ماده است؟
    (باقی مطالب را هم بعدا بهش میپردازیم راستی از تاخیر عذر میخوام مسافرت بودم)

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدی عباس زاده نمایش پست ها
    آیا قبول دارید که طبق فرمول فوق سرعت و حرکت و زمان اجزای جدایی ناپذیر ماده است؟
    در فرمول معروف انشنین e=m*c^2 با استفاده از عدد ثابت سرعت نور نسبت تراکم بین جرم و انرژی تعیین میشود




    در منظر فیزیک
    تغییرات فاصله نسبت به زمان برابر سرعت است
    پس سرعت منتج از زمان است

    از طرفی
    گذر زمان کاملاً نسبی است
    زمان بواسط شدت تراکم ماده کند و در حد صفر میشود

    بنابراین زمان و سرعت وجود مستقلی از خود ندارند
       

    عجیب آنکه شدت جرم ماده با یک نسبت نمایی نسبت به سرعت نور به حد بینهایت میل میکند و بر همین پایه است که سرعت نور نهایت سرعت اشیاء جهان است و تنها ذرات بدون جرم به سرعت نور میرسند

    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۹۰/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۰:۱۷
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    خدا آفریننده ندارد، زیرا موجودی نیازمند به آفریننده است كه ممكن الوجود و پدیده باشد، یعنی قبلاً وجود هستی نداشته و برای پدید آمدن نیاز به پدید آورنده داشته باشد، ولی خدا این گونه نیست، یعنی او ممكن الوجود و پدیده نیست، بلكه واجب الوجود و ازلی است و هستی را دارا است و نیاز به بخشندة هستی ندارد. پس هستی مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا از چیزی دیگر نیست، بلكه او خود دارای هستی و بلكه عین هستی است و موجودی كه چیزی را داشته باشد، دیگر در داشتن آن نیاز به دیگری ندارد.
    شوری هر چیز از نمك است، ولی شوری نمك ذاتی است، یعنی ذاتاً شور است. چربی همه غذاها از روغن است، ولی چربی روغن ذاتی است.
    هستی همة مخلوقات از خدا است، ولی هستی خدا ذاتی است. به دیگر سخن: خدا عین هستی است و موجودی كه عین هستی است و خودِ هستی است، خالی از هستی نیست تا نیازمند به هستی بخش باشد. چیزی نیازمند هستی بخش است كه هستی نداشته باشد، اما خداوند ذاتش هستی است و ذاتش وجود است.
    از طرف دیگر اگر خدا مانند سایر موجودات نیاز به علت پدپد آورنده داشته باشد، لازم می آید جملگی جهان معلول بدون علت باشد. واضح است كه معلول بدون علت امكان ندارد. پس برای این كه همه آفریده ها بدون علت نباشند لازم است از خدایی سرچشمه گرفته باشند كه معلولیت در او راه نداشته باشد.
    اگر قرار باشد كه خدا نیز علتی داشته باشد و كسی او را به وجود آورده باشد، دیگر خدا نخواهد بود، بلكه موجودی كه او را به وجود آورده، بالاتر از او است و او می تواند خدا باشد. در هر حال باید به موجودی برسیم كه دیگر نیاز به هیچ كس و هیچ چیز نداشته باشد و همان خدا است وگرنه جهان هستی، معلول بدون علت خواهد شد


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط متحیر نمایش پست ها
    سرعت نور نهایت سرعت اشیاء جهان است و تنها ذرات بدون جرم به سرعت نور میرسند
    دوست عزیز آیا از همین جمله مشخص نیست که زمان جزء جدایی ناپذیر ماده هست؟

    دلیل: شما هر ماده ای رو پیدا کنید نهایت سرعتش به سرعت نور میرسد اما همین نور هم در زمان زندگی میکند 300000 متر بر ثانیه سرعت دارد و هیچگاه زمان برای نور صفر نمیشود!!

    منظور از زمان فرسایش نیست که شما بفرمایید چون شخص 20 ساله اگر 30000سال با سرعت نور حرکت کند نمیمیرد پس زمان برای او نمیگذرد!!

    شما واحد زمان مورد نظر خودتون رو (1 به توان منفی 10000000000000000000000000000000000) ثانیه در نظر بگیرید آیا شما ماده ای سراغ دارید که از زمان با این واحد هم فرار کند؟

    سوال خود را دو مرتبه تکرار میکنم آیا شما قبول دارید که زمان جزء جدایی ناپذیر ماده است؟
    (ببخشید بنده شاید قریب به یه هفته نباشم)

    التماس دعا
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    تاريخ ومباحث اعتقادي
    نوشته
    35
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    104



    نقل قول نوشته اصلی توسط gsaeed نمایش پست ها
    شما با کدام دلیل ثابت کردین جهان افریده شده که برای ان افریننده قائل میشوید؟ مسلم اگر موجودی به نام خدا بتواند بی اغاز باشد موجودی مثل طبیعت هم میتواند بی اغاز باشد تا به حال کسی نتوانسته برای طبیعت اغازی پیدا کند(فیزیک) در فلسفه هم نمیتوان برای چیزی اغازی پیدا کرد زیرا در این صورت باید گفت ان چیز از عدم امده.که محال است اشکال اساسی بالا در این جاست که شما اول باید ثابت کنین که جهان اغازی داشته دوم باید ثابت کنین که جهان برای اغاز نیاز به فاعلی دارد بعد میرسیم به به مقوله خدا چطور زمانی که ثابت نشده جهان افریده است شما ان را افریده می نامید؟
    باسلام
    کسی تا بحال ادعاء نکرده که جهان .ماده قدیم است وازاول بوده است وازطرف دیگر امورمادی حتی سلولهای بدن انسان دائما درحال تغییرهستند وبراساس حرکت جوهری ماده نیز که جزء جواهر است در حال حرکت وبه تبع آن در حال تغییر می باشدوچیزی که دائمادرحال تغییر وتحول است نمی تواند آفرییننده نداشته باشد واین دلیل بر امکان اوست وهر ممکنی نیاز به آفرییننده ای دارد.
    اما خداوند متعال غنی بالذات است وواجب الوجود وبراساس قانون علت ومعلول چیزی نیاز به علت دارد که ممکن الوجود باشد.
    این طبیعتی که دائما درحال تغییر است باید مبدئی داشته باشد که سرچشمه این تحولات است این سرچشمه اگر وجودش از خودش است ونیاز به چیزی ندارد همان خداست واگر مثل بقیه مظاهر طبیعت که همان ماده ومادیات است نیاز به سرچشمه ای دارد که در آخر به خدا می رسد .

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۴:۰۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود