صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مثنوی ، اصول دین رهبر است + پاسخ علمی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 11 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350

    آیا مثنوی ، اصول دین رهبر است + پاسخ علمی




    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================



    با سلام خدمت کارشناس های محترم و کاربران گرامی انجمن گفتگوی دینی


    همان طور که در جریان هستید تشیع لندنی و جریان های معاند ولایت فقیه و ضد انقلاب همگی با هم متحد شده و مقابل ولی فقیه زمانه ایستاده اند(1) و در تخریب مرحوم امام خمینی(ره) و امام خامنه ای از هیچ دسیسه ای دریغ نمی کنند.

    برخی از این اشخاص در محیط مجازی کلیپی را منتشر کرده اند و کنار آن اشعاری از مثنوی می گذارند و از این طریق شبهه مطرح کرده اند که رهبری فرموده است
    مثنوی اصول دین است.

    پاسخ ما این است که :

    اولا آقا نفرموده است
    مثنوی اصول دین است! آقا فرموده است اصول اصول اصول دین است و این سخن خود مولوی است که در مقدمه کتابش آمده است .

    ثانیا، فرق
    اصول دین با اصول اصول دین واصول اصول اصول دین چه می باشد؟

    اکنون این مسئله رو باز می کنیم .



    مثنوی اصول
    اصول
    اصول
    دین(2):
    -------------------------------
    این جمله اشاره به این است که معارف الهی اعم از توحید، نبوت و دیگر معارف سه مرحله دارد:

    عام

    خاص

    اخص

    مثلا توحید عام، توحید خاص و توحید اخص وهمچنین نبوت عام، نبوت خاص و نبوت اخص.



    به تعبیر دیگر، نوع نگرش‌ها به هستی سه مرحله دارد:

    نگاه عمومی (مراحل ابتدایی عامیانه) ======= اصول دین معارف عام و معمولی دین است

    نگاه خاص (مراحل متوسط سالکانه) ======= اصول اصول دین معارف متوسط سالکانه دین است

    و نگاه اخص (مراحل نهایی واصلانه) ======= اصول اصول اصول دین معارف نهایی و واصلانه دین است

    که کتاب شریف مثنوی عمده هدفش بیان این سطح از معارف دین است.



    متاسفانه برخی از مخالفان مولوی که موجّه هم هستند، از آن رو که متوجّه نیستند گفته‌‌اند اگر شما 20 سال شراب بنوشید گناهش کمتر از این جمله است که مولوی گفته:این کتاب، اصول اصول اصول دین است.


    در کنار این نظر غیر فنی تعصب آلود، ببینید شیخ بهایی خبیر به فن و آگاه از مسائل در آن ابیات مشهوری که درباره مثنوی دارد چگونه به مثنوی نگاه می‌کند و درباره آن اظهار نظر می‌کند.

    آن جناب که مثنوی را سراسر شرح لطایف آیات قرآنی می‌داند، می‌‌فرماید:



    من نمی‌گویم که آن عالیجناب/ هست پیغمبر ولی دارد کتاب


    مثنوی او چو قرآن مدلّ / هادی بعضی و بعضی را مضل


    مثنوی معنوی مولوی / هست قرآنی به لفظ پهلوی (یعنی به زبان فارسی)


    مثنوی به قدری در اوج است که شیخ بهایی آن را کتاب معمولی نمی‌داند و واقعاً انسان می‌ماند که آن را وحی بخواند یا دست نوشته بشر بداند اما وحی که راه ندارد آن را وحی بخوانیم و اما دست‌نوشته بشر که این هم برای مثنوی کم است لذا انسان متحیر می‌شود که چه بگوید تا حق مطلب ادا شود. این تحیر، شعر مرحوم شهریار را که درباره امام علی علیه‌السلام سروده تداعی می‌کند آنجا که می‌‌گوید:


    نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند/ متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را


    این کتاب، از آغاز تا امروز عظمت خود را داشته و حفظ کرده و هر روز حقانیت آن بیشتر روشن‌تر می‌شود و همه انسان‌ها را از مسلمان و مسیحی و یهودی و ... شیفته خود کرده و می‌کند.


    این کتاب باید یک مقام ثبوت و اصالتی داشته باشد که اینچنین بر قلوب عارفان و دوستداران معارف الهی حکومت می‌کند.


    در راستای فرمایش شیخ بهایی خوب است فرموده جناب خوانساری صاحب روضات الجنات را هم مرور کنیم و ببینیم ایشان درباره مثنوی و صاحب آن چه می‌گوید.


    ایشان می‌گوید:

    «العارف السامی و الحکیم الاسلامی ابن المولی بهاء الدین محمد ابن الحسن البلخی البکری؛ جلال الدین محمد المشتهر بالمولوی المعنوی الرومی؛ صاحب کتاب المثنوی الفارسی المعتبر عند العالم و العامی من الامامی و غیر الامامی، امره فی رفعة المرتبة، و رتبة المعرفة و کثرة المنقیة و زیادة الفهم و جلالة القدر و متانة الرای و ملاحة النطق و رشاقة الفکر و رزانة الطبع ونفاسة الصنع و کیاسة النفس و غیر ذلک من مراتب الفضل و حکمة العلم و العمل اوضح من ان یذکر و اشهر من ان یخفی او ینکر»



    یعنی عارف بلند مرتبه و حکیم مسلمان، جلال الدین محمد مشهور به مولوی معنوی رومی، فرزند مولی محمد بن حسن بلخی بکری صاحب کتاب مثنوی که نزد عالم و عامی شیعه و غیر شیعه معتبر است، در بلندی مرتبه و رتبه معرفت و کثرت منقبت و زیادی فهم و جلالت قدر و متانت رای و ملاحت نطق و تیزی فکر و بلندی طبع و نفاست صنع و کیاست نفس و دیگر مراتب فضل و حکمت علم و عمل، روشن‌تر از آن است که ذکر شود و مشهورتر از آن است که پنهان مانده و یا انکار شود.


    بسیاری از علما و دانشمندان در تالیفات یا گفتارهای خود از ابیات مثنوی استفاده کرده ومی‌‌کنند و چه بسیار از ابیات مثنوی است که ضرب المثل‌ شده و در فرهنگ ملل مختلف جا گرفته است. امثال الحکم دهخدا را نگاه کنید و ببینید چقدر از ضرب المثل‌‌ها ریشه در مثنوی دارد.


    بزرگان ما مثل امام خمینی (ره) در آثار خود از مثنوی استفاده می‌کردند.


    توصیه می‌کنم عبارات آقا نجفی قوچانی صاحب کتاب سیاحت شرق را نیز عزیزان بخوانند. کل کتاب سیاحت شرق خواندنی است و در ضمن آن، عبارات ایشان درباره مثنوی و مولوی را هم ببینید.

    توضیحات برگرفته شده از:

    http://ramazani.org/fa/index.php/%D9...86%D9%87%D8%9F




    کلیپی با توجه به توضیحات فوق ساخته شده است:





    http://www.aparat.com/v/QibLE





    ___________________________________


    1- جالب است که علت اختلاف ما با تشیع لندنی و آمریکایی این است که ما می گوییم با اهل سنت متحد هستیم و برادر می باشیم،آنها می گویند ما با اهل سنت اتحادی نداریم، اما از این ور با سلطنت طلبان و ضد انقلاب ها متحد شده اند....سلطنت طلبانی که اصل اسلام با سلطنت مخالف است.

    2- این قسمت از توضیحات تا انتهای پست از
    سایت
    ramazani.org گرفته شده است و توسط ما برای درک بیشتر ویراش و رنگی شده است.
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۰:۰۹

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    آیا مثنوی ، اصول دین رهبر است + پاسخ علمی








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    «رومی نشد از سرّ علی کس آگاه/زیرا که نشد کس آگه ز اسرار اله
    یک ممکن و این همه صفات واجب/لا حول و لا قوة الّا بالله»

    «مرحوم آقا سید علی قاضی طباطبایی(ره) ملای رومی را عارفی رفیع مرتبه دانسته‌اند و او را از شیعیان خالص امیر المومنین علیه السلام می شمردند و قائل بودند که محال است کسی به مرحله کمال برسد و حقیقت ولایت برای او مشهود نگردد. و می فرمودند وصول به توحید فقط از ولایت است.»[1]

    پی‌نوشت:
    [1].روح مجرد .علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ص343


  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 11 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    «رومی نشد از سرّ علی کس آگاه/زیرا که نشد کس آگه ز اسرار اله
    یک ممکن و این همه صفات واجب/لا حول و لا قوة الّا بالله»
    «مرحوم آقا سید علی قاضی طباطبایی(ره) ملای رومی را عارفی رفیع مرتبه دانسته‌اند و او را از شیعیان خالص امیر المومنین علیه السلام می شمردند و قائل بودند که محال است کسی به مرحله کمال برسد و حقیقت ولایت برای او مشهود نگردد. و می فرمودند وصول به توحید فقط از ولایت است.»[1]

    پی‌نوشت:
    [1].روح مجرد .علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ص343

    سلام

    این معیار آیت الله قاضی برای همه عرفایی که به جایگاه بلند مرتبه برسند به کار می رود؟


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    179
    حضور
    16 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    851



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    مرحوم آقا سید علی قاضی طباطبایی(ره) ملای رومی را عارفی رفیع مرتبه دانسته‌اند و او را از شیعیان خالص امیر المومنین علیه السلام می شمردند و قائل بودند که محال است کسی به مرحله کمال برسد و حقیقت ولایت برای او مشهود نگردد. و می فرمودند وصول به توحید فقط از ولایت است
    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    این معیار آیت الله قاضی برای همه عرفایی که به جایگاه بلند مرتبه برسند به کار می رود؟
    به نظر می‌رسد که چنین است و این معیار در مورد همگان صادق.

    لکن

    تشخیص اینکه چه کسی به مرحله کمال رسیده است، بحثی است علی حده.

    والسلام علی من اتبع الهدی


    وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجْعَل لَه مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ
    وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
    اِنَّ اللهَ بَالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    1 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    138



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================



    با سلام خدمت کارشناس های محترم و کاربران گرامی انجمن گفتگوی دینی


    همان طور که در جریان هستید تشیع لندنی و جریان های معاند ولایت فقیه و ضد انقلاب همگی با هم متحد شده و مقابل ولی فقیه زمانه ایستاده اند(1) و در تخریب مرحوم امام خمینی(ره) و امام خامنه ای از هیچ دسیسه ای دریغ نمی کنند.

    برخی از این اشخاص در محیط مجازی کلیپی را منتشر کرده اند و کنار آن اشعاری از مثنوی می گذارند و از این طریق شبهه مطرح کرده اند که رهبری فرموده است
    مثنوی اصول دین است.

    پاسخ ما این است که :

    اولا آقا نفرموده است
    مثنوی اصول دین است! آقا فرموده است اصول اصول اصول دین است و این سخن خود مولوی است که در مقدمه کتابش آمده است .

    ثانیا، فرق
    اصول دین با اصول اصول دین واصول اصول اصول دین چه می باشد؟

    اکنون این مسئله رو باز می کنیم .



    مثنوی اصول
    اصول
    اصول
    دین(2):
    -------------------------------
    این جمله اشاره به این است که معارف الهی اعم از توحید، نبوت و دیگر معارف سه مرحله دارد:

    عام

    خاص

    اخص

    مثلا توحید عام، توحید خاص و توحید اخص وهمچنین نبوت عام، نبوت خاص و نبوت اخص.



    به تعبیر دیگر، نوع نگرش‌ها به هستی سه مرحله دارد:

    نگاه عمومی (مراحل ابتدایی عامیانه) ======= اصول دین معارف عام و معمولی دین است

    نگاه خاص (مراحل متوسط سالکانه) ======= اصول اصول دین معارف متوسط سالکانه دین است

    و نگاه اخص (مراحل نهایی واصلانه) ======= اصول اصول اصول دین معارف نهایی و واصلانه دین است

    که کتاب شریف مثنوی عمده هدفش بیان این سطح از معارف دین است.



    متاسفانه برخی از مخالفان مولوی که موجّه هم هستند، از آن رو که متوجّه نیستند گفته‌‌اند اگر شما 20 سال شراب بنوشید گناهش کمتر از این جمله است که مولوی گفته:این کتاب، اصول اصول اصول دین است.


    در کنار این نظر غیر فنی تعصب آلود، ببینید شیخ بهایی خبیر به فن و آگاه از مسائل در آن ابیات مشهوری که درباره مثنوی دارد چگونه به مثنوی نگاه می‌کند و درباره آن اظهار نظر می‌کند.

    آن جناب که مثنوی را سراسر شرح لطایف آیات قرآنی می‌داند، می‌‌فرماید:



    من نمی‌گویم که آن عالیجناب/ هست پیغمبر ولی دارد کتاب


    مثنوی او چو قرآن مدلّ / هادی بعضی و بعضی را مضل


    مثنوی معنوی مولوی / هست قرآنی به لفظ پهلوی (یعنی به زبان فارسی)


    مثنوی به قدری در اوج است که شیخ بهایی آن را کتاب معمولی نمی‌داند و واقعاً انسان می‌ماند که آن را وحی بخواند یا دست نوشته بشر بداند اما وحی که راه ندارد آن را وحی بخوانیم و اما دست‌نوشته بشر که این هم برای مثنوی کم است لذا انسان متحیر می‌شود که چه بگوید تا حق مطلب ادا شود. این تحیر، شعر مرحوم شهریار را که درباره امام علی علیه‌السلام سروده تداعی می‌کند آنجا که می‌‌گوید:


    نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند/ متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را


    این کتاب، از آغاز تا امروز عظمت خود را داشته و حفظ کرده و هر روز حقانیت آن بیشتر روشن‌تر می‌شود و همه انسان‌ها را از مسلمان و مسیحی و یهودی و ... شیفته خود کرده و می‌کند.


    این کتاب باید یک مقام ثبوت و اصالتی داشته باشد که اینچنین بر قلوب عارفان و دوستداران معارف الهی حکومت می‌کند.


    در راستای فرمایش شیخ بهایی خوب است فرموده جناب خوانساری صاحب روضات الجنات را هم مرور کنیم و ببینیم ایشان درباره مثنوی و صاحب آن چه می‌گوید.


    ایشان می‌گوید:

    «العارف السامی و الحکیم الاسلامی ابن المولی بهاء الدین محمد ابن الحسن البلخی البکری؛ جلال الدین محمد المشتهر بالمولوی المعنوی الرومی؛ صاحب کتاب المثنوی الفارسی المعتبر عند العالم و العامی من الامامی و غیر الامامی، امره فی رفعة المرتبة، و رتبة المعرفة و کثرة المنقیة و زیادة الفهم و جلالة القدر و متانة الرای و ملاحة النطق و رشاقة الفکر و رزانة الطبع ونفاسة الصنع و کیاسة النفس و غیر ذلک من مراتب الفضل و حکمة العلم و العمل اوضح من ان یذکر و اشهر من ان یخفی او ینکر»



    یعنی عارف بلند مرتبه و حکیم مسلمان، جلال الدین محمد مشهور به مولوی معنوی رومی، فرزند مولی محمد بن حسن بلخی بکری صاحب کتاب مثنوی که نزد عالم و عامی شیعه و غیر شیعه معتبر است، در بلندی مرتبه و رتبه معرفت و کثرت منقبت و زیادی فهم و جلالت قدر و متانت رای و ملاحت نطق و تیزی فکر و بلندی طبع و نفاست صنع و کیاست نفس و دیگر مراتب فضل و حکمت علم و عمل، روشن‌تر از آن است که ذکر شود و مشهورتر از آن است که پنهان مانده و یا انکار شود.


    بسیاری از علما و دانشمندان در تالیفات یا گفتارهای خود از ابیات مثنوی استفاده کرده ومی‌‌کنند و چه بسیار از ابیات مثنوی است که ضرب المثل‌ شده و در فرهنگ ملل مختلف جا گرفته است. امثال الحکم دهخدا را نگاه کنید و ببینید چقدر از ضرب المثل‌‌ها ریشه در مثنوی دارد.


    بزرگان ما مثل امام خمینی (ره) در آثار خود از مثنوی استفاده می‌کردند.


    توصیه می‌کنم عبارات آقا نجفی قوچانی صاحب کتاب سیاحت شرق را نیز عزیزان بخوانند. کل کتاب سیاحت شرق خواندنی است و در ضمن آن، عبارات ایشان درباره مثنوی و مولوی را هم ببینید.

    توضیحات برگرفته شده از:

    http://ramazani.org/fa/index.php/%D9...86%D9%87%D8%9F




    کلیپی با توجه به توضیحات فوق ساخته شده است:





    http://www.aparat.com/v/QibLE





    ___________________________________


    1- جالب است که علت اختلاف ما با تشیع لندنی و آمریکایی این است که ما می گوییم با اهل سنت متحد هستیم و برادر می باشیم،آنها می گویند ما با اهل سنت اتحادی نداریم، اما از این ور با سلطنت طلبان و ضد انقلاب ها متحد شده اند....سلطنت طلبانی که اصل اسلام با سلطنت مخالف است.

    2- این قسمت از توضیحات تا انتهای پست از
    سایت
    ramazani.org گرفته شده است و توسط ما برای درک بیشتر ویراش و رنگی شده است.
    Ebnearabi.com
    سایت رو مطالعه بفرمایید مطالب خوبی دستگیرتون میشه
    حرف امام خمینی یا اقای قاضی یا ... حرف امام معصو، نیست و اون ها هم معصوم نبوده اند که اینجوری ب حرفشون استناد بشه

  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    179
    حضور
    16 روز 12 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    851



    نقل قول نوشته اصلی توسط amirahmad7292 نمایش پست ها
    Ebnearabi.com
    سایت رو مطالعه بفرمایید مطالب خوبی دستگیرتون میشه
    حرف امام خمینی یا اقای قاضی یا ... حرف امام معصو، نیست و اون ها هم معصوم نبوده اند که اینجوری ب حرفشون استناد بشه
    مگر کسانی که در سایت مذکور از آنان مطلب نقل شده است، معصومند؟
    به جای نقل قول صرف، مباحثه علمی بفرمایید.

    والسلام علی من اتبع الهدی


    وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجْعَل لَه مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ
    وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
    اِنَّ اللهَ بَالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا


  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 11 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirahmad7292 نمایش پست ها
    Ebnearabi.com
    سایت رو مطالعه بفرمایید مطالب خوبی دستگیرتون میشه
    حرف امام خمینی یا اقای قاضی یا ... حرف امام معصو، نیست و اون ها هم معصوم نبوده اند که اینجوری ب حرفشون استناد بشه

    این جا یک انجمن علمی هست، ما که یک جانبه نباید یک سایت رو بخونیم و قضاوت کنیم و همین طوری کلی بگیم فلان سایت رو بخونید و ....

    اگر بنا باشد این طوری برخورد شود، خب بنده همین الان سرچ کردم و سایتی پیدا کردم که پاسخ داده است،شما هم بروید مطالعه کنید:

    http://ebnearabi.blog.ir

    در حالی که صحیح نیست این طور برخورد....

    باید اهل تحقیق باشیم....

    ما این جا یک مورد اتهامی که به رهبر معظم انقلاب زده شده است را آوردیم و پاسخ دادیم، گفتیم اون اشخاصی که می گویند رهبر گفته است مثنوی اصول دین است، حرفشان صحیح نیست، چون رهبر نگفتند اصول دین، بلکه فرمودند اصول اصول اصول دین.

    این نشان می دهد که برخی هنوز فرق اصول دین را با اصول اصول دین و اصول اصول اصول دین نمی دانند و اظهار نظرمی کنند....

    مثلا یک موردی دیگر بود، باهاش مواجه شدم که اونجا یک بنده خدایی آمد مطلبی به ابن عربی منتسب کرد و گفت این رو ابن عربی گفته و از این طریق می خواست امام خمینی(ره) رو زیر سوال ببرد

    من مطلب رو رفتم مطالعه کردم، دیدم اون کسی که اون حرف رو زده است اصلا محی الدین ابن عربی نبوده است، شخصی به نام ابوبکر ابن عربی مالکی بوده است....این دو تا با هم فرق دارند.

    http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AD%...B1%D8%A8%DB%8C

    به نظر من بهتر است شما تک تک مطالب که مدعی هستید را در انجمن اخلاق مطرح کنید تا در هر زمینه و هر ادعایی که شده است در همان تاپیک کارشناس پاسخ بدهد

    ما نیز می آییم آنجا نظرمان را می گوییم، نه این که همین طوری حضرت امام (ره) و آیت الله قاضی را زیر سوال ببرید.


    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۴/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۱:۱۳

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================




    سلام

    این معیار آیت الله قاضی برای همه عرفایی که به جایگاه بلند مرتبه برسند به کار می رود؟
    باسمه تعالی
    بله از اطلاق فرمایششان چنین برداشت می گردد.لذا ایشان می فرمایند: «بزرگان از معروفین و مشهورین از عرفا که اهل سنت بودند یا تقیه می کرده اند و در باطن شیعه بوده اند و یا به کمال نرسیدند.»[1]
    پی نوشت:
    1-روح مجرد علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ص343


  18. صلوات ها 5


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    1 روز 6 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    138



    نقل قول نوشته اصلی توسط sayedali نمایش پست ها
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا رسول الله(ص)

    السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

    السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

    ================================



    این جا یک انجمن علمی هست، ما که یک جانبه نباید یک سایت رو بخونیم و قضاوت کنیم و همین طوری کلی بگیم فلان سایت رو بخونید و ....

    اگر بنا باشد این طوری برخورد شود، خب بنده همین الان سرچ کردم و سایتی پیدا کردم که پاسخ داده است،شما هم بروید مطالعه کنید:

    http://ebnearabi.blog.ir

    در حالی که صحیح نیست این طور برخورد....

    باید اهل تحقیق باشیم....

    ما این جا یک مورد اتهامی که به رهبر معظم انقلاب زده شده است را آوردیم و پاسخ دادیم، گفتیم اون اشخاصی که می گویند رهبر گفته است مثنوی اصول دین است، حرفشان صحیح نیست، چون رهبر نگفتند اصول دین، بلکه فرمودند اصول اصول اصول دین.

    این نشان می دهد که برخی هنوز فرق اصول دین را با اصول اصول دین و اصول اصول اصول دین نمی دانند و اظهار نظرمی کنند....

    مثلا یک موردی دیگر بود، باهاش مواجه شدم که اونجا یک بنده خدایی آمد مطلبی به ابن عربی منتسب کرد و گفت این رو ابن عربی گفته و از این طریق می خواست امام خمینی(ره) رو زیر سوال ببرد

    من مطلب رو رفتم مطالعه کردم، دیدم اون کسی که اون حرف رو زده است اصلا محی الدین ابن عربی نبوده است، شخصی به نام ابوبکر ابن عربی مالکی بوده است....این دو تا با هم فرق دارند.

    http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AD%...B1%D8%A8%DB%8C

    به نظر من بهتر است شما تک تک مطالب که مدعی هستید را در انجمن اخلاق مطرح کنید تا در هر زمینه و هر ادعایی که شده است در همان تاپیک کارشناس پاسخ بدهد

    ما نیز می آییم آنجا نظرمان را می گوییم، نه این که همین طوری حضرت امام (ره) و آیت الله قاضی را زیر سوال ببرید.

    اصلا قانع نشدم با عرض معذرت
    وقتی پایه ی اعتقادات مولوی روی هوا است دیگر چه انتظاری دارید که آن مرحله سوم که ب دنبال دو مرحله دیگر تعریف کرده اید (که نمیدانم این تعاریف از کجا آمده)درست باشد وقتی پایه اعتقادات درست نیست آن مرحله سوم هم خراب است و ایراد دارد
    ویرایش توسط amirahmad7292 : ۱۳۹۴/۰۳/۰۹ در ساعت ۰۰:۳۹

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود