صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا من و همسرم به آخر خط رسیده ایم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    28
    حضور
    3 روز 16 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    127

    اشاره آیا من و همسرم به آخر خط رسیده ایم؟




    سلام دوستان.ببخشید سوالم کمی طولانیه ولی واقعا به کمکتون احتیاج دارم. من خانمی 22 ساله هستم که حدودا 4 ماهی میشه که عقد کرده ام، احساس میکنم در انتخابم اشتباه کردم.بذارید اول خودمو همسرم رو تو چند کلمه براتون آشنا کنم. من دانشجوی ترم آخر کارشناسی هستم.هیچگونه روابط خارج از عرف تا الان نداشته ام.بین اقوام و فامیل از همه مقیدتر هستم.یک خواهر کوچکتر از خودم دارم و برادری ندارم پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی با من و خواهرم دارند.تا قبل از ازدواجم محبتی از جنس مخالف ندیدم و همیشه جای خالی یک مرد که بتونم بهش تکیه کنم و مایه آرامشم باشه رو حس میکردم با خودم میگفتم اشکال نداره صبر میکنم تا همسرم برام اون فرد باشه. همسرم 28 سالشونه تک پسر هستن و دیپلمه و شغلشون کارگریه.نه خونه نه ماشین و نه حتی پس اندازی ندارن (ملاک هام این چیزا هم نبود میگفتم خدا خودش درست میکنه)تو بچگی یتیم ش.چند سال پیش برای خواستگاری اقدام کردند که بهم خورد.بعد چند سال دوباره خواستگاری کردند با این تفاوت که تو این 4 سال ایشون با دخترخانمی به قصد ازدواج 2.5 سال نمیدونم بگم دوست یا نه.ولی با هم بودن و این خانم به همسرم پیشنهاد ازدواج دادند اون زمان همسرم تو یک کارگاه خیاطی با این خانم کار میکردند اما خانواده ها قبول نمیکردند حدودا همه فامیل از این رابطه خبر داشتند حتی خودم.دلیلش هم این بود که پدر این خانم از افغانستان بودند.تا اینکه همسرم حدود 4 ماه قبل از انکه به خواستگاری من بیان رابطه شون با این خانم رو تموم کردند.و وقتی خانواده شون بهشون گفتن ازدواج کن ایشون من رو پیشنهاد دادن.اما من چون از این قضیه خبر داشتم و تقریبا خودم و ایشون رو دو قطب مخالف میدیدم قبول نمیکردم ولیاونا خیلی رفت و آمد کردند و من جواب مثبت دادم دلیلش هم این بود که با صداقت جلو اومدند و ماجرای رابطه شون رو تعریف کردند.پسر سالمیه اهل دود و قلیون نیست.خصوصیات اخلاقی خوبی دارن.فقط کمی اخلاقشون تنده. اوایل محبت میکردند پیام عاشقانه میفرستادند اما الان حدودا 2-3 ماهی هست که ابراز علاقه نمیکنن و میگن دوستم دارن ولی ولی رفتارشون چیز دیگه ای میگن.قبل ازدواج گفتم یکی از شرایطم اینه که فیلم و عکس مستهجن تو گوشیشون نباشه و آهنگ حرام گوش ندن و ققبول کردن.ولی بعد از ازدواج گفتن خودم فقط گوش میدم و برای لذت گوش نمیکنم جلوی تو گوش نمیکنم بازم کنار اومدم ولی الان تو گوشیش عکس داره اهنگ جلوی من گوش میده خیلی کم محبت شده باهام بیرون نمیاد.4 ماهه عقد کردیم تا حالا دوبار با من اومده حرم همش میگه پول ندارم راست هم میگه جیبش خالیه ولی من ازش چیزی نمیخوام حتی بهش میگم بیا بریم تو محله مون قدم زنیم بریم پار نزدیک خونمون که نیازی به کرایه ماشین نباشه.همه جوره کنار میام هر روز که سرکاره بهش پیام عاشقانه میدم و ...مادر و خواهراشون منو بسیار دوست دارن و همیشه طرفم هستن من سعی میکنم بهشون احترام بذارم. الان به جایی رسیدم که کارم شده هرشب گریه.یکی دو مورد هم که خواستم با حرف زدن حلش کنم به دعوا ختم شد تو دعوا معمولا ساکت میشم تا عصبانیتش بخابه بعدش صحبت کنم ولی همش دعوا میشه. با تمام این تعاریف از کارشناس محترم و دوستان اسک دینی عاجزانه تقاضای راهنمایی دارم.با تشکر
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۸:۰۶

  2. صلوات ها 35


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست






    آیا من و همسرم به آخر خط رسیده ایم؟








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    764
    حضور
    25 روز 8 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3689



    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    سلام دوستان.ببخشید سوالم کمی طولانیه ولی واقعا به کمکتون احتیاج دارم.
    من خانمی 22 ساله هستم که حدودا 4 ماهی میشه که عقد کرده ام، احساس میکنم در انتخابم اشتباه کردم.بذارید اول خودمو همسرم رو تو چند کلمه براتون آشنا کنم.
    من دانشجوی ترم آخر کارشناسی هستم.هیچگونه روابط خارج از عرف تا الان نداشته ام.بین اقوام و فامیل از همه مقیدتر هستم.یک خواهر کوچکتر از خودم دارم و برادری ندارم پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی با من و خواهرم دارند.تا قبل از ازدواجم محبتی از جنس مخالف ندیدم و همیشه جای خالی یک مرد که بتونم بهش تکیه کنم و مایه آرامشم باشه رو حس میکردم با خودم میگفتم اشکال نداره صبر میکنم تا همسرم برام اون فرد باشه.
    همسرم 28 سالشونه تک پسر هستن و دیپلمه و شغلشون کارگریه.نه خونه نه ماشین و نه حتی پس اندازی ندارن (ملاک هام این چیزا هم نبود میگفتم خدا خودش درست میکنه)تو بچگی یتیم ش.چند سال پیش برای خواستگاری اقدام کردند که بهم خورد.بعد چند سال دوباره خواستگاری کردند با این تفاوت که تو این 4 سال ایشون با دخترخانمی به قصد ازدواج 2.5 سال نمیدونم بگم دوست یا نه.ولی با هم بودن و این خانم به همسرم پیشنهاد ازدواج دادند اون زمان همسرم تو یک کارگاه خیاطی با این خانم کار میکردند اما خانواده ها قبول نمیکردند حدودا همه فامیل از این رابطه خبر داشتند حتی خودم.دلیلش هم این بود که پدر این خانم از افغانستان بودند.تا اینکه همسرم حدود 4 ماه قبل از انکه به خواستگاری من بیان رابطه شون با این خانم رو تموم کردند.و وقتی خانواده شون بهشون گفتن ازدواج کن ایشون من رو پیشنهاد دادن.اما من چون از این قضیه خبر داشتم و تقریبا خودم و ایشون رو دو قطب مخالف میدیدم قبول نمیکردم ولیاونا خیلی رفت و آمد کردند و من جواب مثبت دادم دلیلش هم این بود که با صداقت جلو اومدند و ماجرای رابطه شون رو تعریف کردند.پسر سالمیه اهل دود و قلیون نیست.خصوصیات اخلاقی خوبی دارن.فقط کمی اخلاقشون تنده.
    اوایل محبت میکردند پیام عاشقانه میفرستادند اما الان حدودا 2-3 ماهی هست که ابراز علاقه نمیکنن و میگن دوستم دارن ولی ولی رفتارشون چیز دیگه ای میگن.قبل ازدواج گفتم یکی از شرایطم اینه که فیلم و عکس مستهجن تو گوشیشون نباشه و آهنگ حرام گوش ندن و ققبول کردن.ولی بعد از ازدواج گفتن خودم فقط گوش میدم و برای لذت گوش نمیکنم جلوی تو گوش نمیکنم بازم کنار اومدم ولی الان تو گوشیش عکس داره اهنگ جلوی من گوش میده خیلی کم محبت شده باهام بیرون نمیاد.4 ماهه عقد کردیم تا حالا دوبار با من اومده حرم همش میگه پول ندارم راست هم میگه جیبش خالیه ولی من ازش چیزی نمیخوام حتی بهش میگم بیا بریم تو محله مون قدم زنیم بریم پار نزدیک خونمون که نیازی به کرایه ماشین نباشه.همه جوره کنار میام هر روز که سرکاره بهش پیام عاشقانه میدم و ...مادر و خواهراشون منو بسیار دوست دارن و همیشه طرفم هستن من سعی میکنم بهشون احترام بذارم.
    الان به جایی رسیدم که کارم شده هرشب گریه.یکی دو مورد هم که خواستم با حرف زدن حلش کنم به دعوا ختم شد تو دعوا معمولا ساکت میشم تا عصبانیتش بخابه بعدش صحبت کنم ولی همش دعوا میشه.
    با تمام این تعاریف از کارشناس محترم و دوستان اسک دینی عاجزانه تقاضای راهنمایی دارم.با تشکر
    با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
    امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض میکنم راهگشا باشد
    تجربه نشان داده است که زوج های جوان در دوران عقد یا آغاز زندگی مشترکشان به خاطر عدم آشنایی از روحیات و اخلاقیات همدیگر و اختلاف نظرها و اختلاف سلیقه ها در مسائل جزئی زندگی دچار تنش می شوند کمال خواهی ،مطلق نگری و ایده آل گرایی آنها اگر با حلم و بردباری و سعی صدر نباشد شیرینی دوران نامزدی را به تلخی تبدیل می کنند.
    البته این اختلاف ها برای دختر و پسری که از خانواده های مختلف و روحیات متفاوت برخوردارند زیاد دور از انتظار نیستو مشکا مهمی نیست به شرطی که زود حل شود و طولانی و مکرر نشود زیرا ازدواج همچون نهال نوپایی است که اگر در معرض مداوم طوفان اختلاف و درگیری قرار گیرد امکان شکسته شدن دارد.پس باید هوشیار باشند.

    1. به هیچ عنوان تا اختلافات خود را برطرف نکرده اید و ایشان اخلاق تند خود را اصلاح ننموده است وارد زندگی مشترک نشوید.
    2. علت سرد شدن همسرتون را ذکر نکرده اید لذا اولین کار این است که علت اینکار او را پیدا کنید و سپس به دنبال راهکار بگردید
    3. سعی کنید که همسرتون را راضی کنید تا در فضای معقول و منطقی با هم صحبت نمایید و خواسته های خود را مطرح نمایید و حرفهای ایشان را نیز بشنوید
    4. در هنگام دعوا و مشاجره سعی نکنید که با ایشان صحبت نمایید بلکه به همدیگ فرصت دهید وقتی عصبانیت هردو فروکش کرد یا در زمان دیگری با ایشان صحبت نمایید
    5. هدیه ای بخرید و در زمان مناسبی به سراغ ایشان بروید و سعی کنید در مورد مشکلات با هم صحبت نمایید
    6. برای آرام کردن خود ویژگیهای مثبت ایشان را برای خود مرور نمایید.
    7. بدانید که مهمترین علتی که موجب اختلافات می شود نشناختن زن و شوهر از روحیات هم می باشد لذا در مورد ویژگیهای مردان مطالعه نمایید و البته همسر خود را به صورت غیر مستقیم ترغیب نمایید تا ایشان نیز در مورد ویژگیهای زنان مطالعه نمایند.
    8. سعی کنید به ایشان نزدیک شوید تا ایشان با شما در دل کند تا آنچه در وجود او می گذرد را بیابید.
    9. . در مورد وظایف زن و شوهر مطالعه نموده و سعی کنید آنها را به نحو احسن انجام دهید.
    10. برخی از این وظایف عبارتند از:ژ

    حفظ حریم و احترام و خوش رفتاری
    اجتناب از سوءظن های بی مورد
    پرهیز از تند خویی بدزبانی درشت گفتاری و ترشرویی و سرسنگسن نبودن در برابر یکدیگر
    تحقیر نکردن یکدیگر و خویشان و بستگان همدیگر
    تحمل بداخلاقی یکدیگر
    بازگو نکردن عیوب یکدیگر نزد دیگران
    دعا در حق همدیگر
    برخورد منطقی با مشکلات و پرهیز از احساسی عمل کردن

    البته برخی از خصوصیات بارز یک مرد عبارتند از:غیرت و مردانگی،صداقت،امانت داری،داشتن روحیه فداکاری،داشتن روحیه محبت و همکاری و...

    رعایت نکات قوق سبب بهبود شرایط می شود و همسرتون نیز نسبت به شماگرمتر می شود
    در صورتی که به نکات فوق عمل نمودید و تغییری را مشاهده نکردید قبل از هرکاری به مشاورین و روانشناسان مراجعه نمایید و تستهای روانشناسی ازدواج را پر نمایید و با توجه به دستورات روانشناس و مشاور متخصص و تست گرفته شده عمل نمایید
    در پناه قرآن وعترت موفق باشید
    یا علی


  7. صلوات ها 22


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    ورزش
    نوشته
    224
    حضور
    10 روز 6 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    146
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    960



    خب همسر شما ۲۸ سالشه و دیگه بچه نیست ولی احتمالا هنوز نتونسته جو مجردیش رو رها کنه. ۴ ماه هم که چیزی نیست و شما هم باید صبورتر باشید. اینکه میگید ایا به اخر خط رسیدید یک تصمیم احساسیه و هیچ دو فردی در اوایل زندگی به تمام ایده ال هاشون نمی رسند. روابطتتون رو با همسرتون بیشتر و گرم تر کنید و بهش بفهمونید که تنها کسی که نگرانشه و قلبش براش میزنه شمایید و نه دیگران. اینکه همسرتون دنبال عکس و اهنگ میره بخاطر اینه که احتمالا از سمت شما به اون ارامش کافی نمیرسه و بدنبال راه دیگری برای پر کردن اون خلا می گرده. احتمال دوم هم اینه که ایشون بدلیل تک فرزند بودن و ورود به محیط جدید تاهل هنوز نتونسته خودش رو با این محیط وفق بده. به احتمال زیاد ایشون به وظایف همسریشون اگاهی ندارن والا هیچ مردی ازدواج نمی کنه که دوباره جدا بشه و یا دنبال ناراحت کردن خودش یا دیگران باشه. روابطتتون را با ایشون بیشتر کنید تا به گفته ی کارشناس محترم علت این نوع برخورد و خلا شخصیتیش رو پیدا کنید. زود ناامید نشید و در کلاس صبر چند نکته ی و تجربه ی جدید بیاموزید. براتون ارزوی خوشبختی می کنم

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه کردن و مباحثه درباره ی مطالعه ،ورزش کردن
    نوشته
    390
    حضور
    15 روز 1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1635



    شما زیادی ساس شدین
    این یه چیز طبیعی هست
    سعی کنین دعوا کمتر صورت بگیره تا بقول معروف روتون برای همدیگه باز نشه
    چرا که اگه صمیمیت رو با حفظ حریم داشته باشین ایشون مثل قبل و صمیمانه تر کنارتون میشینن و آهنگ گوش نمیدن
    اگه کنار شما فقط دارن به چیزایی که برای خودشون مهمه میپردازن
    مطمئن باشین که شما یه کمی و کاستی هایی براشون گذاشتین
    امیدوارم بتونین هر چه سریعتر بهترین اقدام رو در این باب کنین
    دل حرم خداست ...
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب/تا دراين پرده جز انديشه ی او نگذارم

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    یکی دو مورد هم که خواستم با حرف زدن حلش کنم به دعوا ختم شد تو دعوا معمولا ساکت میشم تا عصبانیتش بخابه بعدش صحبت کنم ولی همش دعوا میشه
    شما آدم فهمیده ای هستید که اینطور رفتار میکنید ولی گویا صحبت کردن هم احتیاج به مهارت داره. پس یا مهارت شو فرا بگیرید یا یک مشاوره ی خوب که زیاد نمیگیره پیدا کنید (نه اینایی که فقط برای پول کار میکنند و هر 45 دقیقه 50 هزار تومن میگیرند) ولی واقعا نمیدونم از کجا میتونید چنین شخصی پیدا کنید
    کسایی که به موزیک عادت دارند نمیتونن گوش نکنند یا لااقل به این راحتی نمیتونن. موسیقی هم مثل داروئه یه کمش خوبه. حساسیت زیاد نداشته باشید.
    ایشالا همه چیز درست میشه
    ویرایش توسط تسنیـم : ۱۳۹۴/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۸:۴۰
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    قرآن و نهج البلاغه - تفریح (بیشتر با خانواده)
    نوشته
    927
    حضور
    18 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2543



    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    همسرم 28 سالشونه تک پسر هستن و دیپلمه و شغلشون کارگریه.نه خونه نه ماشین و نه حتی پس اندازی ندارن (ملاک هام این چیزا هم نبود میگفتم خدا خودش درست میکنه)تو بچگی یتیم ش.چند سال پیش برای خواستگاری اقدام کردند که بهم خورد.بعد چند سال دوباره خواستگاری کردند با این تفاوت که تو این 4 سال ایشون با دخترخانمی به قصد ازدواج 2.5 سال نمیدونم بگم دوست یا نه
    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    پدر این خانم از افغانستان بودند
    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    من دانشجوی ترم آخر کارشناسی هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    بیا بریم تو محله مون قدم زنیم بریم پار نزدیک خونمون که نیازی به کرایه ماشین نباشه.همه جوره کنار میام هر روز که سرکاره بهش پیام عاشقانه میدم و ...مادر و خواهراشون منو بسیار دوست دارن و همیشه طرفم هستن من سعی میکنم بهشون احترام بذارم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    تو دعوا معمولا ساکت میشم
    نقل قول نوشته اصلی توسط bgkh93 نمایش پست ها
    تو گوشیش عکس داره
    شما از سر این آقا خیلی زیادی هستید
    من تو فامیل نمونه مشابه دیدم. اگر قبل از عروسی این موارد رو درست نکنید بهترین راهتون جداییه وگرنه تا آخر عمر زندگی نمیکنید فقط بدبختی میکشید. واقعاً حیف از شما که گیر این افتادی
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

    اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    با سلام
    شما به اون دنیا اعتقاد داری؟
    اگه داری می دونین که ساخت مصالح بهشتی فقط با ازدواج کردن ممکن هست (شهید مطهری گفتن انسان با ازدواج به جایی میرسد که هرگز با چیز دیگری به ان نمیرسد!)

    یعنی تا وقتی که انسان مجرد هست هرگز نمی تونه بهشت تولید کنه و وارد باغات بهشتی بشه چون شیطان هم خواب او هست و در دلش خونه داره و می فهمه با هر عبادتی چه نوع تبدیلی در عالم دیگه براش رخ میده!

    (این یعنی شما شب تا صبح عبادت کن سال در سال ریاضت پیشه کن بازم نمیشه!)

    در واقع انسانی که به بصیرت رسیده باشه خیلی براش فرقی نداره چه زنی بگیره یا چه زندگی داشته باشه چون اصول و پایه های زندگی رو اول اون رعایت میکنه و صبر رو اون اول پیش میگیره!

    ****************
    روزی چند نفر اومدن سمت خانه حضرت هود (ع).... (گمونم خواستن اونو بزنن ادب کنن!)
    اومدن دم خونش دیدن یه زن زشت که یه چشمش هم کور بوده دم در خونش ایستاده!
    با تعجب گفتن ایا اینجا خونه هود هست ؟
    اون زن گفت بله چکار داری!
    گفتن شما؟
    گفت من زنشم!
    اونا وقتی اینو که شنیدن فورا برگشتن!

    در راه برگشتن هود (ع) و را دیدن جلوی او رو گرفتن گفتن یک سوال از تو داریم؟
    گفت بپرسین
    گفتن تو با چنین صورت و سیمای نورانی و زیبا...ان زن چه بود در خانه تو!!؟

    هود گفت : اولیای خدا با ابتلا به زن بد ازمایش می شوند تا مقامشان بالا رود
    پس اینگونه ما در برابر ازار و دشنام های انسان هایی به مانند شما مقاوم هستیم!

    موفق باشید!

    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۴/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۳:۰۸

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    به اخر خط رسیدید.لطفا طلاق بگیرید...
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه کردن و مباحثه درباره ی مطالعه ،ورزش کردن
    نوشته
    390
    حضور
    15 روز 1 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1635



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    به اخر خط رسیدید.لطفا طلاق بگیرید...
    میشه با دلیل بگین؟
    دل حرم خداست ...
    پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب/تا دراين پرده جز انديشه ی او نگذارم

  21. صلوات


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود