صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پشیمانی بعد از ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    حضور
    10 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    54

    پشیمانی بعد از ازدواج




    سلام من حدود یکسال است که عقد کرده ام. زمان عقد بعد از اتمام تحصیل کارشناسی ارشد من بود و هنوز تا الان بیکارم. سرباز هم هستم.
    بنده فری مذهبی و مقید هستم و بیشتر به خاطر تاکید دین و قرآن و با وجود بیکاری به سراغ ازدواج اومدم. برای ازدواج خیلی مطالعه داشتم و برای انتخاب همسرم هم خیلی تحقیق کردم اما نمیدانم چرا آنچه میخواستم نشد. برای خودم دنبال فردی مذهبی و با اخلاق و از خانواده ای خوب بودم.
    من از طریق واسطه های فامیل به خانواده ای برخورد کردم که پدرخانمم، دو زن داشت. همسر من از زن اول ایشان بود.ارتباط زن اول با پدرخانمم، بعد ازدواج مجددش تا زمان عقد ما که حدود ده سال میشد قطع بود.اما به گفته خودشان هیچ مشکلی باهم نداشتند. بعد از عقد ما کمی رابطه شان بهتر شد اما هنوز خیلی خوب نیست. من قبل از عقد از خصوصیات اخلاقی پدرخانمم از زن اولش پرسیدم و همش از او تعریف میکرد. اما بعد از عقد ما شروع به بدگویی از شوهرش کرد که من کلا فکرم تعطیل شد.


    من خیلی تاکید بر ایمان و اخلاق خانمم و همچنین سالم بودن خانواده و همچنین ایمان و اخلاق اعضای خانواده اش داشتم.


    اما الان از خانواده اش اصلا راضی نیستم. پدرش فردی درغگو است و قبل از عقد به من دروغ گفته است. مثلا گفت من بین همسرام ظلم نمیکنم ولی اصلا کاری به زن اولش ندارد حتی فقط پول بخور و نمیر را میدهد در حالی که حدود سه میلیون حقوق دارد و ... . از لحاظ ایمان و اخلاق هم ضعیف است. حتی بین بچه هایش هم عدالت را رعایت نمی کند.زن دومش از لحاظ ایمانی و اخلاقی ضعیف است. برادرش با اینکه طلبه است اصلا کاری به من ندارد. من هم اصلا محلش نمیدهم. مادرخانمم مشکل روحی مختصری دارد و ...
    خود خانمم کمی مشکل اعصاب دارد که به خاطر شرایط زندگیش است.


    البته خانواده من نیز خیلی خوب نیستند و آنها هم مشکلاتی دارند.پدرم معتاد است و ... .ولی من برای ازدواج آرمان ها و آرزوهایی داشتم که الان احساس میکنم شاید حدود کمی به آنها رسیده ام.


    نمیدانم چرا اینطوری شد. ولی من خودم را با فکر مذهبی آرام میکنم و میگم تقدیر تو این بوده. شاید خودم زود دست به کار ازدواج شدم شاید بقیه خانواده ها هم چنین مشکلاتی دارند.شاید در تحقیق کمکاری کرده ام و..
    از طرف دیگر اطرافیان به من میگوین حیف تو که از این خانواده زن گرفتی. چون من خیلی بچه ی خوبی بودم بطوریکه اطرافیانم آرزو داشتن من دختر آنها را برم بگیرم. زن دوم گرفتن در شهر ما سیرجان چهره خوبی ندارد و به من می گوین که پدرخانمت دو زنه هست. اینها فکرم را آزار میدهد.


    بالاخره به خودم میگم زندگی ام در حدی نیست که طلاق بگیرم اما احساس ناراضی بودن و پشیمانی دارم با توجه به اینکه سرباز و بیکار هم هستم
    اما با تصمیم گرفته ام با پدرخانم و برادرخانمم کلا قطع رابطه کنم و با مادرش تا حدودی رابطه داشته باشم.
    حالا به نظر شما چکار کنم که از این فکرها در بیام چگونه به زندگی ام ادامه دهم و

    شاید اگر دروغ نگفته بودند و واضح خودشان را نشان داده بودند این ازدواج سر نمی گرفت

  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362



    با نام و یاد دوست






    پشیمانی بعد از ازدواج








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    سلام

    اشتباه شما در این است که رسیدن به آرمان و آرزوهایتان را در گرو این می دانید که اطرافیان شما همگی باید خوب و عالی و بدون هیچ گونه عیب و نقص باشند؛ در حالی که این تفکر نه تنها درست نیست؛ بلکه قابلیت اجرایی هم ندارد؛ چون هر کسی در کنار خوبی هایی که دارد نقص هایی هم خواهد داشت؛ چنانچه خود ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم و نقص های خود و اطرافیانمان را به خوبی میدانیم. شاید اگر عیب های پنهان ما هم برای دیگران آشکار می شد، ورق بر می گشت و طور دیگری رقم می خورد.


    در ازدواج هم این مسئله کاملا وجود دارد. ما هر چقدر هم که در تحقیقات خود مته به خشخاش بگذاریم، باز هم نمی توانیم بگوییم صد در صد از تمام جزئیات و خصوصیات فردی و خانوادگی طرف مقابل مطلع خواهیم شد. لذا قاعده کلی در ازدواج این است که ما علاوه بر اینکه باید تمام سعی خود در شناخت طرف را به کار بگیریم، باید خود را آماده پذیرش این اختلافات جزئی هم بکنیم؛ وگرنه بعد از ازدواج و با آشنایی بیشتر با طرف و اطرافیانش و دیدن این تفاوت ها، احساس شکست خواهیم کرد که این خود مانع بزرگی برای رسیدن به آرمان و آرزوهاست و باعث می شود بعد از مدتی خوبی های زندگی ما نیز دیده نشود.

    بعلاوه اینکه در هیچ شرایطی حتی زمانی که دیگران از ما تعریف و تمجید می کنند و به قول شما می گویند حیف تو نبود که داماد این خانواده شدی و ...، نباید عیب و نقص خودمان و خوبی های طرف مقابل را نادیده بگیریم. لذا هر گاه چنین تفکراتی به سراغتان آمد بنشینید و عیب های خودتان و خوبی های طرف را بنویسید. آنگاه خواهید دید که حرف های دیگران خیلی هم دقیق نیست؛ چون دیگران از عیب های پنهان ما خبر ندارند! البته این صرفا فرض است و شاید شما عیب پنهانی نداشته باشید که در این صورت رسم تواضع و فروتنی که توصیه خداوند متعال است می گوید که نباید خود را از دیگران بالاتر بدانیم و فخر بفروشیم.


    جدای از همه اینها، باید عرض کنم، خوب یا بد بودن خانواده همسر، نقش حیاتی در زندگی شما ندارد؛ یعنی اینطور نیست که اگر کسی مثلا بعد از ازدواج متوجه شود که برادرخانمش معتاد است یا ... دیگر نتواند زندگی کند. بله اگر اینگونه نبود بهتر بود اما حالا که اینطور شده، نباید خوشبختی را به آن گره زد و فاتحه آن را خواند. آنچه که از همه مهم تر است داشتن تناسب های لازم بین شما و همسرتان است که ظاهرا این تناسب ها وجود دارد. اعضای خانواده همسرت هم اگر اهل خلاف شرع هستند، راه حلِ کم کردن رابطه خوب است؛ اگر هم اینگونه نیست و فقط در حد دو زنه بودن یا کم بودن اعتقاداتشان است، نه تنها نباید رابطه را قطع کنید بلکه بنا بر وظیفه شرعی خود باید در مسیر اصلاح ایشان مثل برقراری عدالت بین همسران، تقویت ایمان، راست گویی و ... تلاش کنید.

    همه مطالبی که عرض کردم در صورتی است که نارضایتی شما فقط در همین مواردی که گفتید خلاصه شود و تفاوت های ریشه ای و اساسی با هم نداشته باشید؛ وگرنه اگر اینچنین باشد؛ مثلا با همسر خود در زمینه فکری؛ اعتقادی؛ اخلاقی یا ... اختلافات اساسی داشته باشید، باید چاره دیگری اندیشید. اما در مورد مسائل مطرح شده مشکل خاصی وجود ندارد و شما می توانید با یک مدیریت خوب، شرایط را مساعد و از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری کنید و بهترین زندگی را برای خود و همسرتان رقم بزنید.


    اگر هم لازم شد به یک مشاور مورد اعتماد و خوب مراجعه کنید تا با بررسی بیشتر شرایطتان، در مدیریت زندگی به شما کمک کند.


    از خداوند متعال برای شما و همسرتان، خوشی و خوشبخی روزافزون و عاقبت بخیری مسئلت می نماییم.

    پیروز و سربلند

    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۴/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۶:۰۶

  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    سلام ...
    به نظره من حرف جناب امین خیلی خوب و درست بود ...

    شما یک ازدواج رو انجام دادین .... به نگاهها و نظرها و روابط دیگران توجه نکنین و اونها رو در درون متشخص بودن و خوب بودن خودتون غرق کنین ....

    فاعل یعنی کسی که کاری انجام میده .... اگر برادر همسرتون هم بهتون محل نمیزاره ... فاعل باشین.... اونو عاشق خودتون کنین ... نه اینکه منتظر مهربانی اون باشین ....
    اگر پدر همسرتون اخلاقش ناجور هست ... اینقدر متشخص بهاش رفتار کنین ... که خودش بگه زشته جلویه دامادم این کار رو بکنم .... همین که بخاطر شما مجبور شدند یه مدت ادای آدم های متشخص رو در بیارن و با هم آشتی کنن خودش نشون میده شما میتونی اثر گذار باشی ...

    داماد یک خانواده هستی و شاید چشم و امید اون خانواده کاملا به سمته شما باشه ...

    شاید شما بتونی رابطه پدر همسرت رو با مادرش بهبود بدی ...
    شاید بتونی کدورت های سابق را از بین ببری ...
    شاید بتونی شادی رو دوباره به اون خونه برگردونی ...
    اینجوری زندگی خودت هم شاد میشه ...

    پس به نظره من عنان زندگیت رو بدست بگیر ... و طوری رفتار کن که در درون خانواده همسرت اثر گذار باشی ... و زندگی رو روز بروز براشون شیرین تر کنی ....

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    شما باهم هم صنفین و نباید پشیمون بشین.


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    من متوجه نشدم اشکال اون بنده خدا خانمتون چی بوده و چه تقصیری داره که از ازدواج با ایشون اظهار پشیمونی میکنید؟

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 22 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid14489 نمایش پست ها


    .پدرم معتاد است و ...
    ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid14489 نمایش پست ها
    زن دوم گرفتن در شهر ما سیرجان چهره خوبی ندارد و به من می گوین که پدرخانمت دو زنه هست. اینها فکرم را آزار میدهد.

    یعنی تو شهرتون زن دوم داشتن از معتاد بودن بدتره!!!!
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    آشپزی . نقاشی . تزیین غذا . موسیقی . درس خوندن
    نوشته
    28
    حضور
    23 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    114



    یکم انتظارتو کم کن . .
    یکمم سطح خودتو پایین تر فرض کن
    حل میشه
    برا خوشبختیتون دعا میکنم

    خدایا چسبیدم بهت .
    توی راه هرچی طوفانم بیاد . تحمل میکنم
    فقط قول دادی ببریم جای خوبااا
    اسمت که میاد توی ذهنم .حالم خوب میشه
    مرسی که هستی
    مراقب خودت باش

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فیلمسازی ریاضی
    نوشته
    75
    حضور
    2 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    325



    اصل کار اینه که شما دوتا به هم بخوررین
    همدیگه رو دوس داشته باشین
    حالا دیگه اینکه پدر همسرتون در یه زمانی فلان کارو کرده چه دخلی به ما میتونه داشته باشه

    اگه میخاین همسرتون از نظر اعصاب بهتر بشه به ایشون ثابت کنید رفتار دیگران در محبت شما به ایشون هیچ اثر منفی نداره


    من کسانی رو میشناسم که داماده با برادر زنه کتک کاری هم کردن اما عروس دوماد تا سر حد مرگ همدیگه رو دوس دارن

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فیلمسازی ریاضی
    نوشته
    75
    حضور
    2 روز 13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    325



    اینگه فرموده اید پدرش دروغگوست چون گفته عادلم ولی عادل نیس
    ببینید در قرآن هم آمد ه که شما هرگز نمیتونید عدالت رو رعایت کنید
    این یه مسئله خاص هست و مربوط به خودشونه

    باید ببینید چه تاثیری روی زندگی شما داشته

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود