جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اورخان بن عثمان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب اورخان بن عثمان




    ویژگی های اورخان
    پس از عثمان، فرزند بزرگش اورخان 727 هـ/1326م بر تخت امارت عثمانی نشست؛ وی نقش مهمی در دوره پدرش داشت؛ (تصرف پی در پی استحکامات و دژهای بیزانس، همچون بورسا، ازنیک و ایزمید که مدتی طولانی در محاصره قرار داشتند، غازی اورخان پسر و جانشین عثمان را در میان بیگ های مستقر در مرزها، به چهره برجسته و برتر تبدیل کرد.)
    اورخان مناصب دولتی را میان برادرش علاءالدین و دو فرزندش سلیمان و مراد تقسیم کرد. برادرش را به وزارت گماشت تا امور داخلی را سازماندهی کند (علاءالدین، نخستین وزیر در تاریخ عثمانی به شمار می آید). خود اورخان نیز به عملیات جنگی روی آورد و بدین ترتیب دو اقدام، یکی سازندگی و ساماندهی داخلی و دیگری فتوحات را همراه هم آغاز کرد. وی لقب سلطان را برای خود برگزیر و بدین ترتیب او نخستین امیر عثمانی است که به این لقب، نامبردار شده است.
    به طور کلی، دوران حکومت اورخان دو ویژگی برجسته دارد: نخست گسترش دامنه فتوحات اسلامی و دوم نظام مند شدن دولت پس از گسترش جغرافیایی آن (نظام مند شدن این دولت در جهت تثبیت و گسترش آن صورت می گرفت)
    جریانات آن زمان
    در سال 729هـ/1329م تلاش های امپراطور آندرونیکوس برای نجات ازنیک ناکام ماند، و شهر در 21 جمادی الاول 731هـ/ مارس 1331م تسلیم شد. آندرونیکوس در نجات شهر ایزمید نیز توفیقی نیافت و شهر در سال 738هـ/1337م سقوط کرد. با ضمیمه کردن امیر نشین قیصری در سال 746هـ/ 1345م، عثمانی ها مالک الرقاب، منطقه ای میان خلیج ادرمید و قاپی داغ (سیزیکوس) شدند و درست در مقابل اروپا قرار گرفتند.
    در سال 747 هـ/1346م اورخان با تئودورا دختر کانتاکوزینوس ازدواج کرد و متحد وفادار او شد. او فرصت دخالت در امور بیزانس و همچنین عملیات در تراس را پیدا کرد. در این زمان فرماندهی مرزها، طبق سنت کهن ترکی- مغولی، به بزرگترین پسر اورخان، یعنی سلیمان واگذار شد. او به ادریانوپل (ادیرنه) در تراس برای کمک به کانتاکوزینوس رفته بود. او در سر راه خود، تزیمت (جنبی) را در گالیپولی تصرّف کرد و از تخلیه این دژ مستحکم علی رغم تلاشها و درخواست های کانتاکوزینوس امتناع ورزید.
    هم چنین در سال 1337م بر شهر نیوقومیدیا (ازمیت فعلی) مسلّط شدند این شهر آخرین منطقه متعلق به دولت بیزانس در بخش شمالی شبه جزیره آسیای صغیر به حساب می آمد.
    در شب هفتم صفر سال 755 هجری/ مارس 1354 میلادی زلزله ای شدید استحکامات گالیپولی را ویران ساخت. این مناطق بیدرنگ به وسیله غازیان تصرّف و بازسازی شدند. این حادثه که امکان یافتن جا پای مستحکم و همیشگی در اروپا را برای عثمانی ها فراهم یم آورد سبب نگرانی شدیدی در بیزانس و جهان مسیحی غرب شد.
    چیزی نگذشت که اورخان مساخت زمان های ترکیِ اطراف دریای مرمره و اژه را دو برابر کرد. این کار با تصرف شهر قره سی فراهم شد و پس از آن با ایجاد سپاه ینی چری، سپاه نیرومندتری به دست آورد. این سپاه لشکر پیاده نظام بود که پایه و اساسش، فرزندان مسیحیان ساکن در سرزمین های فتح شده بودند که در خدمت دولت عثمانی در آمدند. دولت عثمانی مالیاتی انسانی بر خانواده های مسیحی در سرزمین های فتح شده قرار داده بود؛ به طوری که از هر خانواده مسیحی یک فرزند می گرفت. این مالیات را در ترکی دوشیرمه، یعنی مالیات بچه ها می گفتند. عثمانی ها این بچه ها را از نواحی مختلف و روستاها جمع آوری کرده، سپس آنان را مسلمان می کردند. آنگاه به تربیت دینی و نظامی آنان پرداخته، بر اساس مبانی اسلام به آن ها، زبان ترکی و تاریخ عمومی اسلام ونظام اداری عثمانی و جز آن آموزش می دادند؛ آن گونه که اسلام و دولت عثمانی را دوست بدارند.
    به هر روی، امپراطور بیزانس یوحنا پالیوژ[1] (یوحنای پنجم) ننتوانست تغییری در وضعیت نظامی دولت عثمانی در تراکیه (به مرکزیت ادیرنه) و حوالی دریای مرمره ایجاد کند؛ به طوری که اورخان در سال 795 هـ/ 1357م بر جزیره گالیپولی تسلّط یافت. این، علاوه بر آن بود که در سال 738هـ/1337م قسطنطنیه را در محاصره گرفته؛ امّا توفیق فتح آن را بدست نیاورده بود. امپراطور مجبور به پذیرش معاهده ای با اورخان گردید که ضمن آن تسلط عثمانی را بر منطقه تراکیه پذیرفت. هم چنین در این معاهده مقرّر گردید تا خلیل فرزند اورخان با دختر امپراطور که تنها ده سال داشت ازدواج کند. در سال 761 هـ/ 1359م به صورت غیر منتظره ای سلیمان در گذشت و اورخان به شدت ناراحت شد به طوری که خودش هم در سال بعد درگذشت. پس از وی فرزند دومش « مراد اول » به سلطنت رسید.

    *سایت تخصصی تاریخ اسلام

    [1] . Palelgue
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۲/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود