صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گفتن یا پنهان کردن بیماری از خواستگار

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344

    گفتن یا پنهان کردن بیماری از خواستگار




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    سلام خدمت کارشناسان و دوستان خوب اسک دینی

    اول عذر خواهی میکنم که موضوعی که راجع بهش صحبت میکنم دوباره در مورد ازدواجه. چون میدونم تو این مدت تاپیک در این مورد ها زیاد زده شده.منتها سوال من یکم فرق داره

    خب میرم سر اصل موضوع . راستش من یه بیماری گوارشی خیلی کوچولو دارم که خب دکترم میگه درمان قطعی (فعلا ) نداره. خیلی اذیت نمیکنه و با رعایت و پرهیز غذایی مشکلی پیش نمیاد. عوارض جانبیش هم خیلی نیست. ولی نکته ی اصلی اینجاست که باید همیشه بخاطر این مشکل قرص بخورم. که قیمت قرص ها هم کم نیست(حدقل برای خود من به شخصه) . اگر هر دفعه بعد تموم شدن قرص ها برم دکتر(که حدودا هر ماه) تقریبا نزدیک 50-60 . اگر هم که بخوام ازاد بگیرم حدود 200
    چند جا هم دکتر رفتم ولی میگن راهش همون قرص خوردنه

    خب من یه مشکل سر مطرح کردن این قضیه با خواستگار دارم . مامانم میگه لازم نیست همه چیرو توضیح بدی و فقط بگی یکم مشکل دارم کافیه(خب نگرانیه مادرانه است دیگه) ولی من خودم این رو درست نمیدونم . به نظرم باید بگم که مجبورم همیشه قرص بخورم . فکر میکنم نگفتنش یه جور ظلم در حق طرف مقابله . ولی نمیدونم چجوری مطرحش کنم . اخه میدونید بعضی وقت ها ما برداشتمون خیلی بیشتر از قضیست . چون واقعا مشکل بیماریه من حاد نیست و خب خیلی ها همین مشکلات یکم این ور یا اون ور رو دارند ولی توضیح در موردش یکم بدجور نشونش میده(قبلا هم وقتی قرار بوده به کسی درموردش بگم عکس العمل ها همین بوده) .

    به نظر شما اگر قضیرو یکم کمتر نشون بدم گناه نداره(خودنم اصلا نمیتونم با این کنار بیام. بالاخره که چی؟) یا اینکه چجوری بگم که طرف مقابل الکی نگران نشه؟

    البته نه اینکه فکر کنین حالا فکر طرف مقابل برام خیلی مهمه ها . هر جور خودش خواست ولی من دلم نمیخواد مشکلم بزرگ به نظر برسه .
    اگه میشه راهنماییم کنید





    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    گفتن یا پنهان کردن بیماری از خواستگار








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151471



    سلام و عرض ادب خدمت شما بزرگوار
    ممنون كه سؤالاتان با اين مركز در ميان گذاشتيد
    به نظرم بسياري از سؤالها شبيه هم هستند ولي ماهيت هر سؤال مشاوره اي با بافت خودش و فرد سؤال كنند بايد بررسي شود و پاسخ داده شود بنابراين از اين كه سؤال كرديد نگران نباشيد اين حق شما است.
    اجازه بدهيد دو مورد كه خودم در ارتباط با ازدواج شان بودم را برايتان بيان كنم. هر دو قبل از ازدواج با من مشورت كردند من تذكرهايم را دادم يكي انجام داد و ديگري نه. داستان از اين قرار است كه دو نفر جداگانه قبل از ازدواج با من مشورت كردند هر دو نياز بود براي درمان مشكل روان شناختي اي كه داشتند دارو مصرف كنند و اين دارو درماني هزينه بود و مدام العمر. به آنها گفتم. مرگ يك بار شيوه يك بار. چرا مخفي كاري؟ شما بايد هنگام خواستگاري بيماري تان را توضيح دهيد و بگوييد كه بايد زير نظر روان پزشك باشم و لازم است دارو مصرف كنم. شما مي توانيد براي اطلاع از اين بيماري همراه من بياييد نزد متخصص براي تان مشكل را توضيح بدهد.
    يكي مشكل را توضيح داد و به اتفاق دختر نزد روان پزشك رفتند بعد از ازدواج از اين جهت مشكلي نداشت
    دومي مخفي كاري كرد در منزل داروها را مخفي مي كرد و هرگاه بيرون مي رفتند داروها را با خود مي برد و دو ماه يك بار نزد روان پزشك مي رفت. هميشه اضطراب داشت كه همسر يا اقوام او متوجه نشود و براي اين مخفي كاري تا الان بارها و بارها مجبور شده دروغ بگويد.

    رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
    اَلصِّدقُ طُمَنينَةٌ وَ الكَذِبُ ريبَةٌ ؛ راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى {مايه} تشويش است.[1]
    امام على عليه السلام :مَنْ تَحَرَّى الصِّدْقَ خَفَّتْ عَلَيهِ المُؤُنُ؛هر كس صداقت و راستگويى پيشه كند، بار زندگى براى او سبك مى شود.[2]
    بنابراين براي زندگي مشترك عاقلانه و صادقانه بايد فردي را كه قرار است شريك زندگي شود از اين مشكل آگاه كرد و از مخفي كاري اجتناب كرد. اگر مخفي كاري شود طرف مقابل بدبين مي شود و نزد خود مي گويد خدا مي داند چه چيزهاي ديگري بوده كه او به من نگفته. امام على عليه السلام : يَكْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا: حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، و َالْمَحَبَّةَ لَهُ، و َالْمَهابَةَ عَنْهُ؛ راستگو با راستگويى خود، سه چيز را به دست مى ‏آورد: اعتماد، محبت و شكوه (در دل‏ها). [3]


    كي بايد گفت؟
    هر سخن جا و هر نكته مكاني دارد.
    واژه گزيني: حتما شنيده ايد دو خوابگزار براي هارون خوابش را تعبير كردند اولي را دستور داد شكنجه كنند و دومي را دستور داد پاداش و هديه بدهند با اين كه مفهوم كلامشان يك چيز بود ولي عبارات متفاوت. بايد دقت كنيم كه كلمات ما با خود كاميون كاميون بار هيجاني به طرف مقابل منتقل مي كنند بنابراين بايد دقت كنيم از چه عباراتي استفاده مي كنيم و در چه فضايي مي گوييم.
    در كل نبايد همان جلسه اول رازها را فاش كرد بايد ديد در كليات اتفاق نظر داريد يا نه چه بسا خود شما به دلائلي ايشان را همكفو و هتماي خود ندانيد و امر منتفي شود. وقتي در كليات تناسب بود در ضمن جلسات دوم يا سوم اين مشكل را بايد گفت و با توضيح نگراني ها را كاست.
    البته همين طور كه بايد از نقص يا بيماري سخن گفت. بايد از مهارت ها و توانايي ها سخن گفت ( به صورت واقع بينانه = نه خود كم بيني و نه خودشيفتگي و بزرگ بيني)
    نيز براي اين كه تصور نكند مشكل بيش از اين است كه گفتيد و يا نگران آن باشد مي توانيد پيشنهاد دهيد با درباره مشكل با پزشكتان مشورت كند.

    رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
    يا عَلىُّ اصدِق و َإِن ضَرَّكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَنفَعُكَ فِى الآجِلِ وَ لا تَكذِب و َإِن يَنفَعكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛

    اى على راست بگو اگر چه در «حال حاضر» به ضرر تو باشد ولى «در آينده» به نفع توست
    و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.[4]
    ..........


    1-نهج الفصاحه، ح 1864
    2- تحف العقول، ص 91
    3- غررالحكم، ج 6، ص 480، ح 11038
    4-ميراث حديث شيعه، ج2، ص17، ح65



    موفق باشيد


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۷:۴۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    17 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    70



    باید به طرف مقابلش بگه شاید اون طرف مقابل هم بیماری داشته باشه که نگفته باشه الان آدم که سالم سالم باشه نیست


  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اردک؛ نوزاد رسیده و تپل و ضربه گیر دار!؛ کرانچی تند آتشین در کنار یار! :))
    نوشته
    1,176
    حضور
    59 روز 7 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    6348



    سلام

    همین که شما دوست دارید خیالتان راحت باشد که صادق بوده اید... خودش یک دنیا ارزش دارد... ان شا الله خواستگار های شما هم فهمیده باشند.... و از این مسائل پی به درستی و صداقت شما ببرند...

    یا علی

    سلام عامو
    بنده هیچ مسئولیتی راجع به مطلبی که نوشتم قبول نمی کنم و فقط نظر شخصی خودم بوده که بار ها دستخوش تغییر و تکامل شده
    چون زیاد نمیام اینجا ، اینو گفتم که فردای روزگار آثار ما تاخر یقه منو نگیره

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    چقد تو دختر گلی هستی

    من اگه پسر بودم صد در صد باهات ازدواج میکردم
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  13. صلوات ها 8


  14. #7
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    السلام علیکم ورحمة الله

    شاید به همین خاطر به شما پاسخ منفی دهد اما به این فکر کنید که ...
    اگر حرف شما موجب به هم ریختن خواستگاری شود، بسیار بهتر از به همریختن زندگی پس از ازدواج است....
    پس باید به موقعش به او بگویید....

    به این هم فکر کنید که اگر طرف مقابل شما هم یک بیماری داشته باشد و به شما نگوید، مسلماً خوشحال نمی شوید.....

    سلامت باشید.....
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نظر این برادر کوچک شما اینه که حتما بگو چونکه تو نمیتونی یک عمر اونهم روزی چند نوبت دور از چشم شوهرت دارو بخوری بعلاوه اینکه ماهیانه دکترم باید بری. هرچند نوع گفتن هم تفاوت میکند اما بدون اگر گفتی و طرفت منصرف شد بدان قطعا آدم فقیری (از نظر فرهنگ) بوده، شاید هم خودش قبول کنه و با این مساله مشکلی نداشته باشه ولی مادر یا پدرش که روی تصمیم او تاثیر مستقیم میگذارند به احتمال قوی قبول نخواهند کرد (نگاه کن به فرهنگ پایین عموم جامعه). ولی متاسفانه راه دیگری نیست یا لااقل به ذهن من نمیرسه.
       
    منم مشکلی نزدیک به همین مشکل شما داشتم ازدواج کردم ولی طرف مقابلم بخاطر این مساله بهم زد!

    ویرایش توسط تسنیـم : ۱۳۹۴/۰۲/۲۶ در ساعت ۱۹:۵۹
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    فرار
    نوشته
    468
    حضور
    25 روز 12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2012



    سلام. خیلی کار خوبی میکنید که صادقانه همه چیزو به خواستگار میگین.
    به نظرم ذهن طرفو کامل روشن کنید که نره با خودش فکر کنه مشکل اساسی دارین.
    بزرگترین پشیمانی ام،
    ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت یک کلمه را هم نداشتند...
    (ایلهان برک)

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss Chadoriii نمایش پست ها
    چقد تو دختر گلی هستی

    من اگه پسر بودم صد در صد باهات ازدواج میکردم
    چقدر بعضی صفات شما خانم ها خوبه (صفات یهودی تون مثل پولدوستی و اتحادتون) صادقانه میگم طرز تفکرم شباهت به پرسشگر محترم داره. هرچند میدانم اینجا ما با این طرز فکر اذیت خواهیم شد کما اینکه تا الان شدیم، مگر اینکه همرنگ اینجماعت شویم.
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود