صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا کودکان بی گناه به امراض صعب العلاج دچار می شوند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    216
    حضور
    5 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    888

    اشاره چرا کودکان بی گناه به امراض صعب العلاج دچار می شوند؟




    با سلام.
    اخیرا مطلبی در برخی از شبکه های اجتماعی مطرح شده است که میگویند:

    تنها کاری که باید انجام بدهی این است که در راهرو بیمارستان کودکان سرطانی قدم بزنی.
    آن وقت متوجه میشوی هیچ خدایی وجود ندارد.
    من تا حدودی توانسته ام جواب افراد با این طرز تفکر را بدهم اما نیازمند پاسخی منطقی و فلسفی تر از یک کارشناس امور دینی هستم.

    اگر میشود به این سوال هم پاسخ دهید که ایا جهان صرفا رابطه ی غیر قابل تغییر علت و معلولی دارد؟

    یعنی مثلا اگر یک کودک بنا بر دلایلی به سرطان مبتلا میشود، حتما باید به سرطان مبتلا شود و با توجه به بی گناه بودن کودک هیچ کمکی از جانب خداوند نمیشود؟

    اگر کمکی میشود ایا آن کمک میتواند در حد یک معجزه باشد؟
    مثلا ممکن است خداوند از زمین خوردن یک فرد صالح که درحال سقوط است (نه به قصد خودکشی) با حذف نیروی گرانش بر آن شخص جلوگیری کند و یا اتفاق معجزه آسای دیگری بیفتد؟

    با سپاس
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۳/۱۸ در ساعت ۲۰:۳۴

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست






    چرا کودکان بی گناه به امراض صعب العلاج دچار می شوند؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    مقدمه :
    اشکال شرور در عالم طبیعت و استفاده از این اشکال برای نفی خدا از گذشته های خیلی دور مورد استفاده منکران خدا بوده و از آن سوء استفاده های فراوانی شده است(مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص111-110. ) و نقطه تاثیر گذار این اشکال برای نفی خدا احساسات و عواطف انسانی است. وقتی انسان خود یا یکی از اطرافیانش و یا یکی از همنوعانش (و حتی غیر همنوعش) گرفتار مصائب و شروری می شود احساس و عاطفه اش تحریک شده و شبهات فراوانی برای او به وجود می آید که گاه گزاره های عقلی و استدلالات تخصصی را هم تحت تاثیر خود قرار می دهد.
    تا جایی که می بینیم برخی از صاحبان مصیبت مخصوصا اگر جوانی از دست داده باشند تا مدتی منکر خدا و عدالت او می شود و حرف و نصیحت و استدلال در او کارگر نیست.
    اخیرا که شبکه های اجتماعی و سایت ها و مجامع مجازی در زندگی انسان برای خود جایی باز کرده اند و سهمی از وقت و عمر مردم را به خود اختصاص می دهند و با افسون گری تصویر و صوت (می دانید که هر تصویر بیش از 700 جمله کلامی به ذهن پیام می رساندو در آن تاثیر می گذارد) و بالا تر از آن فیلم هایی که در این شبکه ها به اشتراک گذاشته می شود تاثیر فراوانی در ذهن و تحریک احساس افراد دارند گروه های ضد معنویت و ضد دین نیز بی کار ننشسته اند و از این محیط بیشترین استفاده را می کنند و با طراحی جملات اصوات و فیلم های تاثیر گذار سعی در تهی کردن وجود انسانی از عقاید حقه کرده و با این ابزار پوششی بر استدلالات عقلی و مدرکات عقلی او می اندازند(که به عقیده بنده اصل تاسیس این شبکه های برای همین منظور بوده است ؛تاثیر گذاری بر احساس برای پوشیده داشتن عقل )

    ادامه دارد...


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۵:۰۳

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    ادامه....
    این که انسان در جامعه و طبیعت گاه مسائل ناگواری را می بیند که احساسش را بر می انگیزاند مانند بچه های سرطانی و بچه های گرسنه آفریقایی که هر روز با مرگ دست و پنجه نرم می کنند یا از آن بدتر کودکان ناقص الخلقه ای که بدون هیچ گناهی تا آخر عمر باید بسوزند و بسازند آیا این ها همه با وجود خدا منافاتی دارند و بودن خدا را زیر سوال می برند؟؟
    وقتی انسان با ادله محکم عقلی و فطری وجود خدا را ثابت می کند و عقلش و دلش می یابد که خدایی هست در مقابل این صحنه ها را می بیند یک تعرضی بین دیده ها دانسته های خود می یابد از یک طرف عالمی به این وسعت با این نظم و ترتیب و با این همه نشانه های متعدد بر وجود خدا و از طرف دیگر مشکلاتی آنچنانی. انسان اول چیزی که به ذهنش می رسد این است که باید یک تفسیری در میان باشد که من آن را نمی دانم و باید تحقیق کنم و به راحتی حکم به یک طرف ندهم
    اول چیزی که هست این که وجود شرور و گرفتاری ها و نا بسامانی ها هیچ گاه با وجود خدا معرض نیست چرا که این عالم و این آدم گر چه نا بسامان ولی پدید آورنده ای می خواهد و عقل قبول نمی کند که این وجود ها- هر چند گرفتار- خدایی نداشته باشند خالقی نداشته باشند . بلکه تنها چیزی که می توان ابتداء گفت و قابل بررسی است این که(نعوذ بالله) این خدا عادل نیست یا مهربان نیست یا جکیم نیست و کار دنیا را خوب به سامان نرسانده است. اما نمی شود گفت که خدا وجود ندارد چرا که بحث نابسامانی ها مربوط به وجود خدا نیست بلکه مربوط به صفات اوست
    به عبارت دیگر اگر این بچه های سرطانی را و آن شرور و گرفتاری ها را نیز نتوانیم توجیه کنیم باز باید بگوییم این بچه مریض و آن جامعه نا بسامان و .. اینها خالق دارند و بی علت به وجود نیامده اند
    و در مرحله دوم باید برویم سراغ این که آیا این خدایی که دارد این بچه های سرطانی را می بیند این سیل و زلزله و جنگ و قحطی و ... را می بیند چه خدایی است که هیچ کاری نمی کند اصلا چرا این گونه آفرید و چرا تدبیر نکرد؟؟؟
    پس بحث ما دو مرحله ای شد :
    اولا با فرض قبول نا بسامانی ها و مریضی ها و ... و انتسابشان به خدا، این ها نافی اصل وجود خدا نمی شود چرا که نیاز به خالق صرفا در سامان و نظم و ترتیب عالم نیست اصل وجودش علت می خواهد چه بسامان و چه نابسامان
    دوما : این شرور در عالم و مریضی ها موجب نا عدالتی خدا و عدم تدبیر آنها نیست چرا که این ها لازمه عالم مادی است (در ادامه اثباتش را ذکر می کنیم)

    بحث اول که کاملا واضح است که هر معلولی و پدیده ای علت می خواهد(چه بسامان و چه نا بسامان) و این عالم به هر صورت خالق و خدا می خواهد
    اما بحث دوم(بحث عدل خدا و حسن تدبیر خدا):
    مفهوم عدل: معناى لغوى عدل، برابرى و برابر كردن است و در عرف به معناى رعايت حقوق ديگران در برابر ظلم (تجاوز به حقوق مردم) است. در تعريف عدل آمده است:» اعطاء كل ذى حق حقه «همچنين معانى ديگرى براى عدل ذكر شده است؛ ليكن معنايى از عدل كه به خداوند نسبت مى دهيم عبارت است از:» رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد «. بنابراين عدل خداوند عبارت است از فيض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتى كه امكان هستى يا كمال در هستى دارند؛ بدون هيچ گونه امساك يا تبعيضى.

    اما در مورد کودکان و بیماری ها و نقص عضو های آنها
    بايد دانست. تفاوت در كيفيت خلقت انسان ها نتيجه و لازمه حتمى نظام مندى و قانونمندى جهان هستى است. يعنى:
    1 (نظام خلقت نظام علت و معلول است. هيچ معلولى بدون علت به وجود نمى آيد و تخلف هيچ معلولى از علت تامه اش ممكن نيست (اصل ضرورت على).
    2 (رابطه علت و معلول داراى قوانين و قواعد معين است؛ يعنى چنان نيست كه از هر علتى، هر معلولى قابل ايجاد باشد. به تعبير ديگر هر علت معينى معلول معينى دارد؛ مثلا در بیماری ها ، هر بیماری علت خاصی دارد آن هم علت مادی مثلا سرطان علتش برخی از غذا ها یا نوع تغذیه یا وراثت یا عوامل محیطی است (اصل سنخيت علت و معلول).
    اگر دو اصل فوق با ژرفكاوى دقيق فلسفى مورد بررسى قرار گيرد، مشخص خواهد شد سرطان گرفتن يك فرد لازمه حتمى مجموعه عللى است كه در به وجود آوردن آن مؤثر بوده اند. در اين امور عوامل بسيار متعددى دخيل اند، محیط ، وضعيت جسمى، نوع و مقدار غذاهايى كه مصرف كرده اند الگوی تغزیه و هر يك به سهم خود نقشى در كيفيت ایجاد آن بیماری ايفا مى كنند. در اين جا ممكن است سوال شود كه آيا خداوند نمى تواند با تفاوت چشمگيرى كه همه اين عوامل دارند، ولى تأثير همه را يكسان سازد؟ پاسخ آن است كه چنين چيزى سر از تناقض درمى آورد، زيرا لازمه آن اين است كه علت پديده اى محقق باشد، ولى تأثير نكند و علت بودن و تاثير نكردن تناقض آميز است. و يا معلولى بدون علت پديد آيد، كه لازمه آن اين است كه كل طرح نظام آفرينش به هم بخورد، زيرا در اين صورت پديد آمدن هر چيز از هر امر نامربوطى محتمل مى شود.
    و این کار با حکمت الهی سازگار نیست یعنی خدا عالمی را بیافریند که قوانین طبیعی در آن حکم فرما باشد و دائم هر کجا که عیبی پیش بیاید آن را نقض کند مثلا دو تا بچه با هم دعوا می کنند یکی سنگی پرتاب می کند به طرف چشم دیگری خدا بیاید و بگوید درست است که سنگ جرمش بیشتر از چشم و شتابش زیاد است و باید چشم را بشکافد این جا جلو آن را می گیرم چون این دو تا بچه اند در جای دیگر بچه ای از روی بی احطیاطی پدر و مادر زمین می خورد خدا زمین را نرم و دست و پای بچه را اثر نا پذیر کند و این اتفاقات چه بسیارند. در این صورت همه نظام مختل می شود و علت و معلول به هم می خورند و این از حکمت خدا به دور است که عالمی بیافریند و سنن و اسبابی را در آن به کار گیرد ولی دائم آن را تغییر دهد.
    البته این که خدا در برخی جاها این دخل و تصرف را می کند(معجزات و کرامات ) علتش نشان دادن قدرت خداست و این نباید غالبی شود که از معجزه بودن خارج شود.
    پس در مورد بیماریها و نقصهای مادرزادی علتی دارد که چون آن علت محقق شده معلول آن هم محقق خواهد شد که اگر اینگونه نباشد نظام علی و معلولی عالم بهم خواهد خورد.
    در قيامت نيز خداوند هر كس را به اندازه نعمتى كه به او داده، بازخواست مى كند. در بحارالانوار، ج 81، ص 182 آمده است: خداوند از گناه كسى كه يك چشم و يا دو چشم خود را از دست داده است، بازخواست نمى كند. پس اگر كسى از نعمتى محروم است، در قبال آن از مزايايى و تخفيفاتى برخوردار است و به هر نحو ممكن عدالت برقرار است.
    بنابراين براساس نظام جهان بايد ميان پدر و مادرى كه بسيارى از مسائل را رعايت كرده اند و پدر و مادرى كه بسيارى از مسائل را رعايت نكرده اند در استعداد و وضعيت جسمى فرزندشان تفاوتى باشد. آنچه در نظام خلقت وجود دارد، تفاوت است؛ نه تبعيض و آنچه مذموم مى باشد، تبعيض است نه تفاوت.
    اما از آنجا كه فرزند بى تقصير است خداوند براساس عدالت خود، به ميزان استعداد و توانمندى فرزند از او مسؤوليت مى خواهد و كمبودهاى او را در آخرت جبران مى كند.

    به طوری که به خاطر شکر و صبوری که پیشه کرده خداوند به او پاداش عظيمى عطا خواهد نمود به گونه اى كه طبق فرمایش روایات ديگران آرزو خواهند كرد كه: اى كاش در دنيا آن دشوارى ها ناملايمات و محروميت ها را مى كشيديم و اكنون از ثمرات شيرينش بهره مند مى شديم.
    ممکن است گفته شود: اگر خدا خیر خواه است چرا جهان را عاری از شرور نیافرید؟ پاسخ آن است که جهان ماده آمیخته با استعداد و حرکت و شدن‎ها است و فرض جهان مادی بدون این ویژگی‎ها، فرضی محال و خواستن چنین جهانی بسان خواستن مثلثی است که فاقد سه زاویه باشد؛ زیرا فرض جهانی که در آن مرض، مرگ و میر، جدال و دشمنی نباشد، فرض جهانی مجرد از ماده است که خداوند آن را در مرتبه‎ی خود آفریده است و ما در آن بحثی نداریم. بحث ما مربوط به عالم ماده است که در آن، توان و شدن، آن هم به صورت پیوسته، جزء جدا نشدنی آن است که حذف آن، ملازم با حذف خود جهان مادی است(فلسفه دین (جان هیک)، ص114- 111 و مدخل مسائل جدید علم کلام، ص131- 130.)
    قسمتی از شرور، ناشی از کارهای نابجای انسان است که با قدرت و اختیار او انجام می‎پذیرد. از آن‎جا که بسیاری از کمالات والای انسانی به واسطه‎ی وجود قدرت و اختیار در انسان، تحقق پیدا می‎کند، از دیدگاه عقلی صحیح نیست خداوند به خاطر وجود شر قلیل، این خیر کثیر را رها و اختیار را از بشر سلب کند.

    ممکن است اشکال شود چرا خدا اختیار بشر را کنترل شده نیافرید؟ یا بشر را جوری نیافرید که از سوء اختیار دیگران صدمه نبیند؟ پاسخ آن است که چنین تصویری از آزادی، به معنای نفی و انکار آن است؛ زیرا اختیار به معنای توان گزینش یکی از دو سوی خیر و شر است؛ اگر انسان فقط قادر بر انتخاب خیر باشد، دیگر آزادی ندارد. پیشنهاد این که آفرینش انسان چنان باشد که هنگام قصد شر، موفق به انجام آن نشود نیز غیر منطقی است؛ زیرا لازمه‎ی آن یا این است که زندگی انسان معجزه‎آسا باشد که این خود، نفی جهان طبیعت است و یا این است که در انسان مهاجم چنین اراده‎ای رخ ندهد، زیرا وقتی بداند تیر او به سنگ اصابت می‎کند نه به انسان، هرگز در او چنین انگیزه‎ای ایجاد نمی‎شود و این در حقیقت، نفی آزادی بشر است.(فلسفه دین (جان هیک)، ص104-99 و مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص139-136.) البته در برابر این واقعیت، عدل الهی ایجاب می‎کند که گرفتاری بی‎گناهان را از طریق پاداش‎های اخروی یا تخفیف در احکام، جبران سازد که این بحث در کتب کلام اسلامی به تفصیل بررسی شده است(فلسفه دین (جان هیک)، ص104-103 و مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص124-123. )


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    168
    حضور
    5 روز 13 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    435



    باسلام

    جایی دیدم که در حدیثی فرموده بودند وقتی گناهانی که تا بحال توسط انسان صورت نگرفته بروز کند خداوند هم بیماریهایی که تا بحال وجود نداشته را در بین آنها بوجود خواهد آورد!

    موضوع این تاپیک در لینک زیر هم به شکلی دیگر مطرح شده

    http://www.askdin.com/thread43523.html

    امام على عليه السلام : از گناهان دورى كنيد ؛ زيرا هيچ بلایی رخ ندهد و هيچ رزقى كم نشود، مگر به سبب گناهى، حتى خراش برداشتن و به سر در آمدن و مصيبت. خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : «و هر مصيبتى كه به شما رسد به خاطر كارهايى است كه مى كنيد».

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    216
    حضور
    5 روز 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    888



    از پاسخ استاد شعیب بسیار بسیار سپاس گزارم. ای کاش در تمامی علوم اساتید آن با صبر و حوصله و انگیزه شما به پرسشگران پاسخ می دادند.
    خداوند شما را خیر دهد که اینگونه کامل به پرسشگران پاسخ میدهید.
    همین که به صورت کامل و با ذکر منبع به پرسش ها پاسخ میدهید نشان میدهد که برای پاسخ به پرسش ها کلی تحقیق میکنید که این نشانه احترام به پرسشگر است.

    من کاملا توجیه شدم فقط تنها سوالی که باقی میماند این است که آیا با دعا میتوان این رابطه علت و معلولی را تغییر داد یا خیر.
    با سپاس فراوان از حوصله شما.
    ویرایش توسط Mohammad-Za : ۱۳۹۴/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۶:۴۲
    راست بگو، حتی اگر به ضررت تمام شود

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mohammad-Za نمایش پست ها
    از پاسخ استاد شعیب بسیار بسیار سپاس گزارم. ای کاش در تمامی علوم اساتید آن با صبر و حوصله و انگیزه شما به پرسشگران پاسخ می دادند.
    خداوند شما را خیر دهد که اینگونه کامل به پرسشگران پاسخ میدهید.
    همین که به صورت کامل و با ذکر منبع به پرسش ها پاسخ میدهید نشان میدهد که برای پاسخ به پرسش ها کلی تحقیق میکنید که این نشانه احترام به پرسشگر است.
    با سلام و عرض ادب
    بنده هم از شما تشکر می کنم
    از لطف شما ممنون
    انشا الله که همگی بتوانیم در راه رضای الهی و نزدیک کردن بنده های خدا به خدا قدمی برداریم


    نقل قول نوشته اصلی توسط Mohammad-Za نمایش پست ها
    که آیا با دعا میتوان این رابطه علت و معلولی را تغییر داد یا خیر.
    با سپاس فراوان از حوصله شما.
    عالم سرشته از سبب و مسبب و علت و معلول است و بیرون از این قاعده هیچ کاری نمی تواند رخ بدهد
    البته باید علل موثر در این دنیا را کامل بشناسیم تا از آنها به نحو صحیح استفاده کنیم.
    اکثر ما انسان ها در دنیا فقط ظاهر دنیا را می بینیم و علل و اسباب مادی و ظاهری عالم را به رسمیت می شناسیم در حالی که عوامل و علل معنوی و به تعبیر قرآن غیبی هم در کار هستند که نه تنها تاثیر در دنیا دارند بلکه تاثیرشان از عوامل مادی ظاهری بیشتر و گاه سریع تر می باشد و بالتبع از راه هایی غیر از عوامل طبیعی در عالم تاثیر می گذارد اما باید توجه کرد که همین علل نیز گتره و بی حساب و کتاب نیستند و عالم ماده را به هم نمی زنند بلکه از راه های میانبر این عالم و سریع و ناشناخته آن کارها را انجام می دهند.
    در روایات دعا به عنوان یک عامل بسیار مهم در انجام کارها و تسریع و رفع موانع کارها نام برده شده است و حتی از قضا و قدر های تعیین شده هم قوتش بیشتر است و آنها را بر هم می زند مثلا سرطانی که به زعم همه دکتر ها و متخصصین باید ظرف 6 ماه تمام بدن فرد را بگیرد و او را از پا در آورد با دعا تخفیف یافته و گاه محو می شودو این تاثیر گذاری از زاویه ای از عالم ماده با عوامل معنوی و ما فوق مادی صورت می گیرد که از چشم متخصصین به دور مانده که آنها از آن به معجزه یاد می کنند این قدرت امور معنوی که همه متصل به قدرت الهی است از اراده الهی ناشئ شده و در طریق امور معنوی حاصل می شود اموری مثل دعا قربانی صله رحم احترام به والدین صدقه توسل به اهلبیت و .....
    برخی از دین داران با تفکر مادی این نوع عنایت ویژه را بر نمی تابند و قبول نمی کنند و آن را به اتفاق و احتمال و ... نسبت می دهند و این همه از جهل آنها به عوامل موثر در عالم (مادی و معنوی) می باشد.
    پس:دعا خود یکی از عوامل موثر در عالم است و در شماره علل و موثر در معلول های مادی و غیر مادی است پس دعا علت و معلول را نقض نمی کند بلکه خود در عداد علت های موثر در عالم به شمار می آید.
    در روایت درباره تاثیر دعا می بینیم که امام صادق عليه السلام فرموده اند:
    انّ الدعاء يرد القضاء ينقضه کما ينقض السلک ولو ابرم ابراماً (اصول کافي، کتاب الدعاء باب انّ الدعاء يرد البلاء ح 1)
    دعا، قضا و بلا را دفع مي کند و آن را باز مي گرداند و وا مي تابد، همچنان که نخ بازتابيده مي شود؛ هر چند آن بلا مورد تأکيد قرار گرفته باشد.




  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    208
    حضور
    21 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    790



    با سلام و ادب اتفاقا همین امروز من دختربچه 5 ساله ای را دیدم که مبتلا به دیابت بود و روزی سه نوبت باید انسولین تزریق میکرد همراه با کنترل مداوم قند و محدودیت در رژیم غذایی به خدا بقدری این دختر بچه معصوم و شیرین زبان و باهوش بود که من در دلم گفتم خدایا چرا این بچه باید این زجر را احتمالا تا آخر عمر تحمل کند و تعزه در معرض عوارض مختلف دیابت باشد وحتی از خدا خواستم من به جای او این بیماری را بگیرم. گرچه من حتی نامش را هم نمیدانم و دیگر هیچوقت هم احتمالا او را نمیبینم ولی از صبح که او را دیده ام یک لحظه هم از یادم نرفته است . من که نتوانستم جوابی برای خودم پیدا کنم که چرا باید این همه زجر برای این بچه باشد
    الهی ! اگر یک بار بگویی بنده من ، از عرش بگذرد خنده من

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط Mohammad-Za نمایش پست ها
    تنها کاری که باید انجام بدهی این است که در راهرو بیمارستان کودکان سرطانی قدم بزنی.
    آن وقت متوجه میشوی هیچ خدایی وجود ندارد.
    سلام علیکم
    به نظر من در پاسخ به شبهات شبکه های اینترنتی جذابیت قالب در کنار استواری محتوا بسیار حائز اهمیت است.
    همانطور که در متن بالا مشاهده می کنید، جذابت قالب سبب شده است تا شبهه ایجاد شود. برای رفع شبهه باید از قالب جذاب استفاده نمود.
    حضرت ایراهیم در بحث با نمرود وقتی خداوند را توصیف کرد به این که می میراند و زنده می کند و نمرود پاسخ ایشان را داد به این که من هم می میرانم و زنده می کنم یعنی حکم اعدام می دهم و یا اعدامی را می بخشم حضرت ابراهیم بحث کلامی به میان نیاورد که این کار تو چه ربطی به میراندن و زنده کردن دارد بلکه سریع توصیف دیگری از خداوند آورد که: خدای من خورشید را از مشرق بیرون می آورد تو آن را از مغرب بیاور! بعد قرآن می فرماید: کافر مبهوت شد. (بقره: 258)
    بعضی از منکرین خدا که تردستی کرده و شبهه ایجاد می کنند باید مبهوتشان نمود.
    مثلا در پاسخ به اشکال فوق چند پاسخ به ذهن من می رسد که دوستان می توانند بر آن بیافزایند و یا همینها را تصحیح کنند و یا جذاب ترش نمایند:
    1) اگر دختر سرطانی بداند خداوندی هست و وقتی بمیرد به آسمانها نزد او می رود، رنج را آن وقت بهتر تحمل می کند یا وقتی بداند اصلا خدایی نیست؟ چرا تنها امید انسانها را از آنها می گیرید؟ بجایش چه به او می دهید؟ دنیای بی روح بی خدایی را؟! چقدر شما بی رحمید؟!
    2) تعداد آدمهایی که با اعتقادشان به وجود خداوند توانسته اند از رنجهای خود بکاهند بسیار بیشتر هستند از آنها که با آمدن رنجها ایمان خودشان را دور انداخته اند.
    3) انسانها که از سرطان دختری غصه اشان می گیرد بجای به میان کشیدن بحث وجود خدا چرا نمی روند درس بخوانند تا مشکل سرطان را حل کنند؟ مگر می شود در جهان دردی باشد که درمان نداشه باشد؟ مشکل سرطان و هزاران مشکل دیگر را با کسب علم می شود بر طرف نمود. چرا اینقدر کم به علم توجه می شود؟ فقط یاد گرفته اند بجان خدا غر بزنند!
    4) همیشه کسی که درد می کشد کمتر درد را احساس می کند از کسی آن درد را تخیّل می کند! درد به اندازه طاقت است. لذا انتظار یک درد از خود درد، رنج آورتر است. و نیز درد به مرور از شدتش کاسته می شود. قدرت انسان در کنار آمدن با شرائط محیط حیرت آور است!
    5) بسیاری از سرطانها و دیابتها معلول زندگی ماشینی است که روز بروز هم بیشتر می شود، انسانها اگر غصه دختران سرطانی را دارند فکری بحال سبک زندگی خود بکنند. خداوند که در طبیعت انسانها اینقدر مشکلات را نیافریده است؟ معمار مهربان و کاربلد بوده است بحساب مصالح فروش برسید!
    6) زندگی دنیا در مقابل بی نهایت آخرت، ثانیه ای هم نیست! وقتی خداوند وعده داده است در مقابل رنج کمتر از یک ثانیه، سالیان سال، نعمت به صاحب درد دهد، کیست که دیگر با دیدن رنج دیگران، روی از خداوند برگرداند؟
    7) درد بیشتر مقوله ای فرهنگی است تا بیولژیکی. زندگی پر رفاه کنونی علاوه بر آوردن دردهای زیاد، سطح تحمل درد را نیز کاهش داده است و بسیاری از شرکتهای دارو ساز تمایل بیشتر برای تولید داروهای تسکین دهنده درد دارند تا بخواهند بفکر علاج قطعی باشند. زیرا وقتی بیماری علاج قطعی پیدا کند دیگر دارویش قطع می شود. پس وقتی درد یک سطانی را دیدید و یا فردی دیابتی، لعنت کنید سرمایه دارانی را که به هر وسیله ای می خواهند بر سرمایه خود بیافزایند. چرا از خداوند خشمگین می شوید؟
    8) چه بسیار از پیشرفتهای علمی که با دیدن مشکلات غمبار بوجود آمده است. اگر مشکل در حد عادی خود بود، چندان حساسیتی بوجود نمی آمد. این حجم مشکل است که انسانها را به فکر چاره اساسی وا می دارد. خب وقتی انسانها فقط در این صورت است که از خود همتی نشان می دهند و تلاشگر می شوند، خداوند هم اینگونه آنها را هوشیار می سازد. آیا بارو می کنید جنگها باعث بسیاری از اختراعات بشری شده اند؟
    9) ...




  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط میرشکاک نمایش پست ها
    با سلام و ادب اتفاقا همین امروز من دختربچه 5 ساله ای را دیدم که مبتلا به دیابت بود و روزی سه نوبت باید انسولین تزریق میکرد همراه با کنترل مداوم قند و محدودیت در رژیم غذایی به خدا بقدری این دختر بچه معصوم و شیرین زبان و باهوش بود که من در دلم گفتم خدایا چرا این بچه باید این زجر را احتمالا تا آخر عمر تحمل کند و تعزه در معرض عوارض مختلف دیابت باشد وحتی از خدا خواستم من به جای او این بیماری را بگیرم. گرچه من حتی نامش را هم نمیدانم و دیگر هیچوقت هم احتمالا او را نمیبینم ولی از صبح که او را دیده ام یک لحظه هم از یادم نرفتداریم که است . من که نتوانستم جوابی برای خودم پیدا کنم که چرا باید این همه زجر برای این بچه باشد
    با سلام
    این رقت و قلب و دلسوزی و نوع دوستی را به شما تبریک می گویم و امیدوارم که قدر آن را بدانید چراکه یکی از چیز هایی که انسان را در مسیر کمال به صورت عجیبی جلو می اندازد عطوفت و مهربانی نوع دوستی و محبت به مخلوقات خداست که باید آن را قدر دانست و آن را تقویت کرد.
    در روایت داریم مردی به نام رمیله تب دار بود؛ هنگام نماز رسید و به سختی غسل نمود و برای نماز جماعت به مسجد رفت، بعد از نماز جماعت تا از درب مسجد بیرون آمد، امیرالمومنین علی علیه السلام را دید که دست مبارک بر روی شانه های رمیله گذاشت و فرمودند: رمیله! دچار تب شدیدی بودی ولی باز هم برای نماز جماعت به مسجد آمدی! رمیله متحیر و متعجب شد و عرض کرد: بله سرورم ، اما شما چطور متوجه شدید!؟ امیرالمومنین امام علی علیه السلام لبخندی زد و فرمودند: ای رمیله، هیچ زن و مرد مومنی نیست که مریض شود ،مگر اینکه ما بخاطر مریضی او مریض میشویم و هرگاه محزون میشود ما بخاطر او محزون میشویم و هر زمان دعا کند ما به او آمین میگوییم و وقتی ساکت باشد مابرای او دعا میکنیم و در هرکجا در مشرق و مغرب ، مرد و زن مومنی باشد ما با او هستیم .
    (بصارئر الدرجات : ۷۲ بحارالانوار ج ۲۶ ص۱۴۰)
    درباره جواب سوال که بنده در ابتدا آوردم آیا قانع نشدید؟؟

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۰۸:۱۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود