صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا احادیث بی ارزش هستند؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767

    اشاره آیا احادیث بی ارزش هستند؟




    با سلام
    امیدوارم جای درستی برای طرح این سوالات باشد :


    گفته میشود که حدیث غیر متواتر، ظنی است. و اکثریت احادیث ظنی هستند.


    آیا با حدیث ظنی می توان، کسی را محکوم به مرگ ( مثلا دار، سنگسار، آتش زدن و ... ) کرد ؟
    یا کسی را مجازات کرد ( تعزیر، شلاق و ...) ؟
    یا کسی را متهم به فعل حرام کرد و به تبع آن مجازات کردن ؟


    می دانیم که بسیاری از قوانین کشور ما خصوصا قوانین مجازات اسلامی بر اساس همین ظنیات است.
    اگر این مجازات ها را بدون رای گیری یا نظر اکثریت در نظر بگیریم
    و یا اگر این مجازات ها دلیل عقلی محکمی نداشته باشد


    آیا مجازات کردن دیگران بر اساس احادیث غیر متواتر ( ظنی) مورد رضایت خداوند است ؟

    آیا کسی حق دارد این احادیث ظنی را به صورت قطعی و یقینی به خداوند نسبت بدهد ؟ و بگوید این ها قطعا اسلام است ؟


    اگر کسی بگوید این احادیث قطعی هستند و نه ظنی، نوعی دروغ بستن به خدا نیست ؟


    و اگر قطعی نیست چه حقی داریم که با آنها برای هر کسی حکم حلال و حرام و مجازات تعیین کنیم یا اینکه بگوییم این احکام اسلامی است و این احکام را به خداوند نسبت بدهیم؟


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58358



    با نام و یاد دوست






    آیا احادیث بی ارزش هستند؟








    کارشناس بحث: استاد محسن

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۲/۲۲ در ساعت ۱۸:۳۷ دلیل: تغییرکارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    با سلام

    امیدوارم جای درستی برای طرح این سوالات باشد :



    گفته میشود که حدیث غیر متواتر، ظنی است. و اکثریت احادیث ظنی هستند.



    آیا با حدیث ظنی می توان، کسی را محکوم به مرگ ( مثلا دار، سنگسار، آتش زدن و ... ) کرد ؟
    یا کسی را مجازات کرد ( تعزیر، شلاق و ...) ؟
    یا کسی را متهم به فعل حرام کرد و به تبع آن مجازات کردن ؟



    می دانیم که بسیاری از قوانین کشور ما خصوصا قوانین مجازات اسلامی بر اساس همین ظنیات است.
    اگر این مجازات ها را بدون رای گیری یا نظر اکثریت در نظر بگیریم
    و یا اگر این مجازات ها دلیل عقلی محکمی نداشته باشد



    آیا مجازات کردن دیگران بر اساس احادیث غیر متواتر ( ظنی) مورد رضایت خداوند است ؟


    آیا کسی حق دارد این احادیث ظنی را به صورت قطعی و یقینی به خداوند نسبت بدهد ؟ و بگوید این ها قطعا اسلام است ؟



    اگر کسی بگوید این احادیث قطعی هستند و نه ظنی، نوعی دروغ بستن به خدا نیست ؟



    و اگر قطعی نیست چه حقی داریم که با آنها برای هر کسی حکم حلال و حرام و مجازات تعیین کنیم یا اینکه بگوییم این احکام اسلامی است و این احکام را به خداوند نسبت بدهیم؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و طلب توفیق الهی برای شما
    شما پرسشگر محترم در همان ابتدای پرسش بیان کرده اید که "گفته می شود" و این گفته می شود یک ادعای کلی است و نمی تواند پرسشی جدی باشد و به گونه یک پرسش مطرح شود.
    البته اصل موضوع (مباحث مربوط به حدیث شناسی که خود علمی جدا به نام درایه است) بسیار گسترده و داری شاخ و برگ فراوان است که در جای خودش از آن بحث شده است.
    با این حال می توان توضحی کوتاه ارائه کرد.
    در علم رجال این مباحث آمده است تمام روایاتی که از معصومین سلام الله علیهم اجمعین در دست ما قرار دارد، در همان وحله اول از نظر سند بررسی می شود که اگر مشکلی نداشت و متواتر بود، در آن صورت می توانیم احکام شرعی را از آن استنباط کنیم. چنین روایاتی دارای ارزش و اعتبار عقلایی است و احکام شرعی ما بر اساس روایات متواتر به دست می آید.
    در هیچ کجای کشور اسلامی به صرف یک روایت که هم سند و هم دلالتش ریشه در شک داشته و مخدوش باشد نه قانونی وضع و نه حکم شرعی ثابت می شود.
    روایات معصومین سلام الله علیهم اجمعین، اگر چه ظنی الصدورند، اما پشتوانه محکمی چون موافقت با کتاب خدا و نیز پشتوانه ای به نام که به سیره عقلا دارد و سیره عقلا حجیتی ذاتی دارد.
    اگر کسی به شما بگوید پولی که در جیب شما است،چه ارزشی دارد جز مقداری کاغذ پاره! باید در جواب بگویید پول من پشتوانه ای به نام طلا دارد. به همین جهت ارزش دارد و می شود با آن به مبادلات اقتصادی پرداخت.
    البته روایات تا در مقام شک باشد، ارزشی ندارد.اما اگر ما را از مرحله شک عبور داد و ما را به به ظن آن هم ظن معتبر رساند،قابلیت استنباط حکم شرعی را دارد.پس می توان از مجموع روایات به ظن معتبر رسید و احکام شرعی را به دست آورد به این شرط که از نظر سند و صحت دلالت معتبر وجیه باشد.
    علاوه ریشه احکام شرعی که توسط کارشناس دین(مجتهد) از متن روایات معتبر استنباط می شود، قرآن است و روایاتی که از معصومین در دست ما قرار دارد،مفسر و تبیین کننده آیات الهی است. این یعنی پشتوانه شرعی و عقلایی احکام. درغیر این صورت اگر روایتی به دست ما رسید و بر خلاف نص قرآن بود،به گفته امامان علیهم السلام باید آن را دور انداخت و توجهی نکرد.
    سخن پایانی این که آن حکم ظنی معتبر است که پشتوانه ای محکم داشته باشد و ما را به حکم الله برساند.و الله العالم

    ویرایش توسط محسن : ۱۳۹۴/۰۲/۲۳ در ساعت ۰۷:۴۹

  7. صلوات ها 8


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم


    با سلام و طلب توفیق الهی برای شما

    سلام خدمت شما کارشناس محترم
    شما پرسشگر محترم در همان ابتدای پرسش بیان کرده اید که "گفته می شود" و این گفته می شود یک ادعای کلی است و نمی تواند پرسشی جدی باشد و به گونه یک پرسش مطرح شود.


    فکر می کنم واضح بود. به همین جمله اکتفا کردم.
    همانطور که خودتان فرمودید که احادیث ظنی الصدور هستند. یعنی به صورت قطع و یقین نمی توان گفت این احادیث گفته ی خود معصومین باشند.


    در علم رجال این مباحث آمده است تمام روایاتی که از معصومین سلام الله علیهم اجمعین در دست ما قرار دارد، در همان وحله اول از نظر سند بررسی می شود که اگر مشکلی نداشت و متواتر بود، در آن صورت می توانیم احکام شرعی را از آن استنباط کنیم. چنین روایاتی دارای ارزش و اعتبار عقلایی است و احکام شرعی ما بر اساس روایات متواتر به دست می آید.
    در این حرفی نیست که روایت متواتر داریم اما روایات متواتر اندک هستند. و بسیاری از احکام شرعی ما بر اساس روایات غیر متواتر به دست می آید.
    بله شاید منظور شما این باشد که روایات متواتری هست که حجیت روایات غیر متواتر را اثبات می کند. ولی مسئله مورد نظر من روی این مسئله نیست. چون خود شما هم فرمودید سیره عقلا که مورد پذیرش است.

    در هیچ کجای کشور اسلامی به صرف یک روایت که هم سند و هم دلالتش ریشه در شک داشته و مخدوش باشد نه قانونی وضع و نه حکم شرعی ثابت می شود.
    در این هم اشکالی نیست که به لطف علما و دانشمندان، روایات غیر متواتر بررسی میشوند و روایاتی که از حیث سند و محتوا درست باشند مورد تایید قرار می گیرند. یعنی هر حدیث غیر متواتری معتبر نیست.

    روایات معصومین سلام الله علیهم اجمعین، اگر چه ظنی الصدورند،

    پس نقطه ی اشتراک داریم در اینکه احادیث غیر متواتر ظنی الصدور هستند.

    اما پشتوانه محکمی چون موافقت با کتاب خدا و نیز پشتوانه ای به نام که به سیره عقلا دارد و سیره عقلا حجیتی ذاتی دارد.
    بله همانطور که گفتم. روایات حجیت دارند.

    البته روایات تا در مقام شک باشد، ارزشی ندارد.اما اگر ما را از مرحله شک عبور داد و ما را به به ظن آن هم ظن معتبر رساند،قابلیت استنباط حکم شرعی را دارد.پس می توان از مجموع روایات به ظن معتبر رسید و احکام شرعی را به دست آورد به این شرط که از نظر سند و صحت دلالت معتبر وجیه باشد.
    در اینکه کدام حدیث معتبر است هر کس می تواند نظری داشته باشد. و هر مجتهدی نظر خاص خودش را خواهد داشت.

    علاوه ریشه احکام شرعی که توسط کارشناس دین(مجتهد) از متن روایات معتبر استنباط می شود، قرآن است و روایاتی که از معصومین در دست ما قرار دارد،مفسر و تبیین کننده آیات الهی است. این یعنی پشتوانه شرعی و عقلایی احکام. درغیر این صورت اگر روایتی به دست ما رسید و بر خلاف نص قرآن بود،به گفته امامان علیهم السلام باید آن را دور انداخت و توجهی نکرد.
    این هم درست است که روایاتی مورد تایید است که موافق کتاب باشد و بر خلاف نص قران نباشد.

    سخن پایانی این که آن حکم ظنی معتبر است که پشتوانه ای محکم داشته باشد و ما را به حکم الله برساند.و الله العالم


    بله.

    دوباره با بیان دیگری سوال خودم را مطرح می کنم

    در اینکه کدام روایت، معتبر است نظرات متفاوت است. هر مجتهدی می تواند نظر خاص خودش را داشته باشد.
    و هر کس که مجتهد نیست می تواند مجتهد عالم یا اعلم از نظر خود را پیروی کند.

    حال اگر پذیرفته ایم که این روایات انتساب ظنی به معصوم دارند. پس نمی توانیم نظر خودمان را به افرادی که این روایات را معتبر نمی دانند ، تحمیل کنیم. می توانیم ؟
    اگر پذیرفته ایم که فهم مجتهدان از روایات متفاوت میشود پس نمی توانیم فهم خودمان را به افرادی که موافق نظر ما نیستند تحمیل کنیم. میتوانیم ؟
    اگر پذیرفته ایم که انتساب این احادیث و روایات به معصوم ظنی است پس نمی توانیم آنها را جزو قطعی اسلام بدانیم. می توانیم ؟

    به عنوان مثال گفته شود فلان حکم ضروری دین است. به فرض که اختلافات فقهی را کنار بگذاریم و ضروری بودن آن را بپذیریم.
    در مورد کیفیت حکم و موضوع مورد اختلاف قرار می گیرد. یا مثلا در مورد تشخیص مصداق حکم مورد اختلاف قرار می گیرد.
    حال اگر بخواهیم این مثال را در یک محکمه قضاوت در نظر بگیریم.
    قاضی وقتی می تواند حکم کند که کیفیت حکم و موضوع و نحوه تشخیص مصداق را بداند.
    یعنی بحث قضاوت از حیطه ی کلیات و ضروری دین خارج می شود و به حیطه ی اجتهاد وارد می شویم که می تواند مورد قبول محکومان نباشد.
    آن هم در مورد جان افراد.
    به همین خاطر فرض سوال را بر این گذاشتم که این قانون بدون فرض دموکراسی و جمهوریت و بدون فرض دلیل عقلی صرف باشد.

    انشاء الله در ادامه توضیح بیشتری در مورد سوالات خواهم داد.


    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۳:۱۷

  9. صلوات ها 5


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    گفته میشود که سیره ی عقلا حجیت پیروی از روایات ظنی معتبر را اثبات میکند.

    اما کدام روایت معتبر است ؟ اختلافات زیادی پیدا میشود. و هر کس به اجتهاد خودش عمل می کند.

    هر کس فهمی از روایات دارد و باز اختلاف پیش می اید.

    مثلا گفته میشود که حجاب ضروری دین است. فرض می کنیم ضروری دین است.
    آنگاه در نحوه پوشش اختلاف پیش می اید.
    مثلا برخی اجتهاد می کنند و دلیل می آورند که حجاب موی سر واجب نیست. گرچه شاید مثال خوبی نباشد و استناد ضعیفی داشته باشد ولی به هر حال اجتهاد است.
    مثلا در مورد سنگسار برخی میگویند حکم یهودیان بوده است و نسخ شده است.
    و از این دست موارد...

    آیا می توان گفت غیرضروریات دین،جزو قطعی دین هستند؟
    اگر بپذیریم که اجتهاد در غیر ضروریات دینی است پس هر چه غیرضروری دین است، می تواند مورد اختلاف باشد.
    و نمی توان غیر ضروری دین را جزو قطعی اسلام دانست. و انتساب آن به معصوم یا اسلام، ظنی است نه قطعی. آیا می توانیم اجتهاد یک مجتهد یا چند مجتهد را بر اجتهاد سایر مجتهدین، تحمیل کنیم ؟


  11. صلوات ها 2


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    ما می دانیم ( یا فرض میکنیم) که قرآن متواتر است و انتساب آن به خداوند قطعی است.
    و تعداد محدودی از روایات قطعی الصدور هستند.

    حال اگر یک حکم که بر اساس غیر متواترات ( غیر قرآن و غیر روایات قطعی الصدور ) ضروری دین فرض شده است،آیا واقعا می تواند ضروری دین محسوب شود ؟

    و اگر ضروری دین باشد آیا می توانیم این ضروریات که از غیر متواترات به دست آمده را بر دیگران تحمیل کنیم ؟


  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    آیا حق داریم هر آنچه از غیر متواترات ( چه ضروری دین باشد و چه نباشد) به دست آوردیم را به صورت قطعی جزو دین اسلام بدانیم یا با این غیر متواترات در مورد دیگران قضاوت کنیم یا رفتاری در مقابل آنها داشته باشیم ؟

  15. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    شاید در تاریخ و حتی در فیلم و انیمیشن های تاریخ دیده باشد که در گذشته دو نفر که به مشکلی بر میخوردند و اختلافی شکل میگرفت. سراغ قاضی یا شخصی میرفتند که آن را قبول داشتند و به حکم او تن میدادند.

  16. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مناظره . علمی . حدیث . اخبار . دانلود کتب . عکس اسلامی و ..
    نوشته
    1
    حضور
    51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات:
    1



    برادر .. اگر حدیث متواتری مثل حدیث غدیر و... ار کسی انکار کند باید در ایمان خود شک کند و حجیت حدیث چون در صدر اسلام بنا به استنداد به سخنی از پیامبر رحمت از کتابت حدیث به صورت کلی ممنوع گردید ،
    در نتیجه ما فقط قرآن را 100 درصد صحیح میدانیم ولی احادیث احاد میتواند صححی باشد میتواند موضوع و متروک و جعلی ...
    امیدوارم که موفق باشی

  17. صلوات


  18. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    نقل قول نوشته اصلی توسط ot1998 نمایش پست ها
    برادر .. اگر حدیث متواتری مثل حدیث غدیر و... ار کسی انکار کند باید در ایمان خود شک کند و حجیت حدیث چون در صدر اسلام بنا به استنداد به سخنی از پیامبر رحمت از کتابت حدیث به صورت کلی ممنوع گردید ،
    در نتیجه ما فقط قرآن را 100 درصد صحیح میدانیم ولی احادیث احاد میتواند صححی باشد میتواند موضوع و متروک و جعلی ...
    امیدوارم که موفق باشی
    برادر بزرگوار من با سخنان شما مخالفتی ندارم. سوال من چیز دیگری است.

  19. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۵, ۲۱:۵۲ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود