صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقض مفهوم بهشت و تشویق شدن به آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    نقض مفهوم بهشت و تشویق شدن به آن




    سلام
    خداوند در آیه71 ذخرف فرموده هرچه دل بخواهد و چشم لذت میبرد در بهشت وجود دارد این در حالی است که همه مفسران قران براین مطلب اذعان دارند که انسان در بهشت هرچیزی را نمی خواهد چون آنجا سرای قرب الهی و حق است نه سرای تزاحم و خطا

    و از طرفی میدانیم که بهترین چیز، خدا و عبادت آن است و ما برای عبادت آفریده شده ایم

    و همینطور میدانیم که حیات انسان در بهشت و آخرت وابسته به مایحتاج دنیایی مثل غدا و نکاح نیست و بقا و حیات به خودی خود وجود دارد

    در نتیجه بهشت بر خلاف آنچه که از ظاهر آیه بدست می آید جای عقده گشایی های دنیا نیست و پاداش اخروی با خواسته های دنیایی ارتباط تمثیلی و مجازی دارند و نه ارتباط حقیقی
    اگر دلیلی عقلی بر رد این سخن دارید بفرمایید
    باتشکر

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست





    نقض مفهوم بهشت و تشویق شدن به آن








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    خداوند در آیه71 ذخرف فرموده هرچه دل بخواهد و چشم لذت میبرد در بهشت وجود دارد این در حالی است که همه مفسران قران براین مطلب اذعان دارند که انسان در بهشت هرچیزی را نمی خواهد چون آنجا سرای قرب الهی و حق است نه سرای تزاحم و خطا

    و از طرفی میدانیم که بهترین چیز، خدا و عبادت آن است و ما برای عبادت آفریده شده ایم

    و همینطور میدانیم که حیات انسان در بهشت و آخرت وابسته به مایحتاج دنیایی مثل غدا و نکاح نیست و بقا و حیات به خودی خود وجود دارد

    در نتیجه بهشت بر خلاف آنچه که از ظاهر آیه بدست می آید جای عقده گشایی های دنیا نیست و پاداش اخروی با خواسته های دنیایی ارتباط تمثیلی و مجازی دارند و نه ارتباط حقیقی
    اگر دلیلی عقلی بر رد این سخن دارید بفرمایید
    باتشکر

    باسلام وتشکر .
    اولا آن حکیم نکته آموز خوب گفته است :
    تو وطوبا ما وقامت یار
    فکر هر کس به قدر همت اوست .

    چه این که حکیم دیگر نیز گفته است :
    الهی زاهد از تو حور می خواهد قصورش بین
    ز درگاهت گریزان است یا رب تو شعورش بین .

    در نتیجه همگان را به خود قیاس منما که با همت عالی همواره در پی جلال وجمال الهی مستغرق ونسبت به نعمت های دیگر بهشتی کم توجه .
    ثانیا : منافاتی نیست .
    ثالثا : هر گز این همه آیات ناظر به تمثیل ومجاز نخواهد بود .
    آن مواهب الهی نتیجه وپی آمد عمل مومن است که انشا ءالله به وقتش از آن بهره مند خواهید شد ومنافاتی هم با جنت ذات ندارد .


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها

    باسلام وتشکر .
    اولا آن حکیم نکته آموز خوب گفته است :
    تو وطوبا ما وقامت یار
    فکر هر کس به قدر همت اوست .

    چه این که حکیم دیگر نیز گفته است :
    الهی زاهد از تو حور می خواهد قصورش بین
    ز درگاهت گریزان است یا رب تو شعورش بین .

    در نتیجه همگان را به خود قیاس منما که با همت عالی همواره در پی جلال وجمال الهی مستغرق ونسبت به نعمت های دیگر بهشتی کم توجه .
    ثانیا : منافاتی نیست .
    ثالثا : هر گز این همه آیات ناظر به تمثیل ومجاز نخواهد بود .
    آن مواهب الهی نتیجه وپی آمد عمل مومن است که انشا ءالله به وقتش از آن بهره مند خواهید شد ومنافاتی هم با جنت ذات ندارد .
    سلام
    ممنون از موعظه تون
    اما پاسخی در رابطه با سوالم که چند بند هم داشت از شما دریافت نکردم
    منتظر پاسخ شما هستم
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۷:۴۶

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28782



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    ممنون از موعظه تون
    اما پاسخی در رابطه با سوالم که چند بند هم داشت از شما دریافت نکردم
    منتظر پاسخ شما هستم
    باسلام وسپاس .
    موعظه نبود حکمت بود ولی در عین حال به چشم مجددا نکته های عرض می شود :
    در ابتدا باید اشاره شود : زبان قرآن کریم زبان محاوره عرفی است . در بیان حقایق به گونه‌ای سخن گفته که همه مراتب معانی در آن الفاظ نهفته باشد و هر کس متناسب درک خود از آن، حقایقی را درک نماید، به عنوان مثال وقتی قرآن کریم از میوه های گوناگون بهشتی سخن می گوید، حسب ظاهر مرادش این است که به آدمیان می فهماند همین مواهب و نعمت هایی که در دنیا از آن ها استفاده می کنید ،به صورت کامل تر و لذیذتر و مطبوع‌تر در بهشت وجود دارد، از این رو فرمود:
    «و بشر الذین امنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجری من تحتها الانهار کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها؛ (1) ای پیامبر! کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند ،مژده ده، که جایگاه آن ها باغ‌هایی است که از زیر درختان آن نهرهایی جاری است، چون از میوه های گوناگون آن بهره‌مند شوند، گویند: این همان میوه‌هایی است که پیش از این در دنیا ما را نصیب بود، و مانند آن به آنان داده شود».
    اگر مرادتان ،تمثیلی در مقابل عینی و واقعی است، یعنی منظور از تمثیلی بودن، واقعی نبودن باشد، باید گفت: در قرآن کریم که آخرین وحینامه آسمانی است، نزدیک به 300 آیه به توصیف بهشت اختصاص یافته، قرآن کریم به گونه ای درباره بهشت سخن گفته که هرگز شائبه تمثیلی بودن بهشت مطرح نخواهد بود، زیرا قرآن کریم نعمت‌های بهشتی را به طور کلی به دو نوع جسمانی و روحانی تقسیم کرده که هر کدام ناظر به عینی بودن آن نعمت‌هاست و نه تمثیلی بودنش. از توصیف نعمت‌های بهشتی به روشنی معلوم می شود که قرآن کریم بهشت و نعمت‌های آن را حقیقت عینی می‌داند که دو نوع نعمت مادی و معنوی در آن وجود دارد . بهشتیان از لذت های مادی و معنوی آن برخوردارند.
    چون معاد انسان جسمانی و روحانی است ،بهشتی که در قرآن به عنوان جایگاه ابدی افراد صالح بیان شده، حقیقت عینی و واقیعت خارجی است و نه تمثیلی ، چون با تمثیل حیات ابدی و معاد جسمانی و روحانی که از ضروریات دین است تامین نمی‌گردد.
    آدمی در آخرت با وجود جسمانی و روحانی حضور می‌یابد . حیات اخروی او حیاتی دو بعدی است. مبنای انسان شناختی این سخن آن است که انسان موجود دو ساحتی است که از دو بعد جسمانی و روحانی فراهم آمده ،به گونه‌ای که هر دو در حقیقت او دخیل‌اند . چنین نیست که یکی عارضی و دیگری اصیل باشد، بلکه دو ساحت وجود انسان در ذات او دخیل است. حضور حقیقت هر فرد در سرای آخرت ضروری است، چرا که در غیر این صورت حیات ابدی و پاداش و کیفر عملکرد آدمی تامین نخواهد شد. (2)
    از این بیان نیز به دست می‌آید که هرگز با تمثیلی بودن مواهب بهشتی ،حیات ابدی انسان که یک واقعیت عینی و خارجی تامین نمی‌گردد، زیرا حیات عینی و واقعی نیازمند محل زندگی عینی و واقعی است .نمی‌توان حیات اخروی را عینی و واقعی داشت ،ولی مواهب بهشتی را که محل زندگی آن حیات ابدی است ،تمثیلی تلقی کرد.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. بقره (2) آیه 25
    2. آموزش عقاید مصباح، ج 2، ص 256
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۳:۳۹

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وسپاس .
    موعظه نمود حکمت بود ولی در عین حال به چشم مجددا نکته های عرض می شود :
    در ابتدا باید اشاره شود : زبان قرآن کریم زبان محاوره عرفی است . در بیان حقایق به گونه‌ای سخن گفته که همه مراتب معانی در آن الفاظ نهفته باشد و هر کس متناسب درک خود از آن، حقایقی را درک نماید، به عنوان مثال وقتی قرآن کریم از میوه های گوناگون بهشتی سخن می گوید، حسب ظاهر مرادش این است که به آدمیان می فهماند همین مواهب و نعمت هایی که در دنیا از آن ها استفاده می کنید ،به صورت کامل تر و لذیذتر و مطبوع‌تر در بهشت وجود دارد، از این رو فرمود:
    «و بشر الذین امنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجری من تحتها الانهار کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها؛ (1) ای پیامبر! کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند ،مژده ده، که جایگاه آن ها باغ‌هایی است که از زیر درختان آن نهرهایی جاری است، چون از میوه های گوناگون آن بهره‌مند شوند، گویند: این همان میوه‌هایی است که پیش از این در دنیا ما را نصیب بود، و مانند آن به آنان داده شود».
    اگر مرادتان ،تمثیلی در مقابل عینی و واقعی است، یعنی منظور از تمثیلی بودن، واقعی نبودن باشد، باید گفت: در قرآن کریم که آخرین وحینامه آسمانی است، نزدیک به 300 آیه به توصیف بهشت اختصاص یافته، قرآن کریم به گونه ای درباره بهشت سخن گفته که هرگز شائبه تمثیلی بودن بهشت مطرح نخواهد بود، زیرا قرآن کریم نعمت‌های بهشتی را به طور کلی به دو نوع جسمانی و روحانی تقسیم کرده که هر کدام ناظر به عینی بودن آن نعمت‌هاست و نه تمثیلی بودنش. از توصیف نعمت‌های بهشتی به روشنی معلوم می شود که قرآن کریم بهشت و نعمت‌های آن را حقیقت عینی می‌داند که دو نوع نعمت مادی و معنوی در آن وجود دارد . بهشتیان از لذت های مادی و معنوی آن برخوردارند.
    چون معاد انسان جسمانی و روحانی است ،بهشتی که در قرآن به عنوان جایگاه ابدی افراد صالح بیان شده، حقیقت عینی و واقیعت خارجی است و نه تمثیلی ، چون با تمثیل حیات ابدی و معاد جسمانی و روحانی که از ضروریات دین است تامین نمی‌گردد.
    آدمی در آخرت با وجود جسمانی و روحانی حضور می‌یابد . حیات اخروی او حیاتی دو بعدی است. مبنای انسان شناختی این سخن آن است که انسان موجود دو ساحتی است که از دو بعد جسمانی و روحانی فراهم آمده ،به گونه‌ای که هر دو در حقیقت او دخیل‌اند . چنین نیست که یکی عارضی و دیگری اصیل باشد، بلکه دو ساحت وجود انسان در ذات او دخیل است. حضور حقیقت هر فرد در سرای آخرت ضروری است، چرا که در غیر این صورت حیات ابدی و پاداش و کیفر عملکرد آدمی تامین نخواهد شد. (2)
    از این بیان نیز به دست می‌آید که هرگز با تمثیلی بودن مواهب بهشتی ،حیات ابدی انسان که یک واقعیت عینی و خارجی تامین نمی‌گردد، زیرا حیات عینی و واقعی نیازمند محل زندگی عینی و واقعی است .نمی‌توان حیات اخروی را عینی و واقعی داشت ،ولی مواهب بهشتی را که محل زندگی آن حیات ابدی است ،تمثیلی تلقی کرد.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. بقره (2) آیه 25
    2. آموزش عقاید مصباح، ج 2، ص 256
    سلام
    1- خداوند در چندین جای قرآن فرموده ما برای شما مثال میزنیم
    و در جای دیگر فرموده نعمت های بهشت را نه گوشی شنیده و نه در ذهنی خطور میکند...
    یعنی به تصور نمی آید
    باز هم میگویید آیات بهشت تمثیلی نیستند؟؟!!

    2-چه کسی گفته انسان در ذات خود هم دوساحتی است؟ مگر هرچیزی را که هرکسی میگوید باید قبول کرد؟!
    پس معنای بازگشت به خداوند چیست؟ خدا که جسم نیست...بلکه مجرد و روحانیست
    لذا بازگشت انسان به خدا هم روحانیست(یک ساحتی)

    ضمن اینکه لازمه دوساحتی بودن انسان(روحانی و جسمانی) این است که آدمی هیچ وقت از تکلیف و امتحان مجرد نشود...لاکن در بهشت تکلیفی نیست پس بدنی هم نیست

    جالبه بدونید فلاسفه اسلامی هم به جسمانی بودن آخرت ابدا اعتقاد ندارند
    ملاصدرا هم اگر از جسم در آخرت صحبت کرده منظور حقیقت جسم است که حقیقت جسم هم مطلقا جسم نیست

    اوصریحا انسان را جسمانیت الحدوث و روحانیت البقا میداند.
    پس از نظرملاصدرا هم انسان دوساحتی نیست
    رجوع انسان به نفسی واحد است که نه زن است و نه مرد

    3-ما نگفتیم آخرت عینی نیست بلکه گفتیم شرح آن برای این سویی ها تمثیل است

    4-پاسخ نفرمودید که در عالمی که دار بقاست و قوانین فیزیولوژیک دنیا در آن حاکم نیست...اکل و شرب و نکاح چه جایگاهی دارد؟
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۲/۲۳ در ساعت ۲۱:۳۱

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    خداوند در چندین جای قرآن فرموده ما برای شما مثال میزنیم
    سلام علیکم
    چون خداوند برای تبیین بعضی از مفاهیم مثل مثمر بودن انفاق مقبول و تباه شدن انفاق غیر مقبول و موارد دیگر مثال زده است یعنی آنچه از نعمتهای بهشتی هم که فرموده است مثال است؟ اصلا چطور است بگوییم هرآنچه از نماز و زکات و جهاد و حج و روزه هم گفته است مثال است؟ نماز یعنی مطلق کرنش و زکات یعنی رشد و جهاد یعنی مطلق تلاش و حج یعنی مطلق قصد الی الله و روزه هم یعنی مطلق کف نفس و ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    در جای دیگر فرموده نعمت های بهشت را نه گوشی شنیده و نه در ذهنی خطور میکند...
    در کجای قرآن این فرموده هست؟ البته در احادیث این سخن را داریم مثلا در توصیف یکی از قصرهای بهشتی می فرماید: در آن چیزهایی است که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به ذهن کسی هم خطور نکرده است. (الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 212)
    خب آیا این حکایت از غیر مادی بودن مثلا آن قصر می کند؟ یعنی نمی شود در آن چیزی باشد که به ذهن کسی هم خطور نکرده ولی مادی باشد! اگر کسی گفت در اعماق دریا موجوداتی است که حتی به ذهن شما هم خطور نکرده است یعنی منظورش پدیده های غیر مادی است؟!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    یعنی به تصور نمی آید
    تعبیر حدیث این است: لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ. از کجای این تعبیر برداشت کردید: به تصور نمی آید؟ یعنی صورت مادی ندارد؟ در همین دنیا بسیاری از مخلوقات هستند که ما وقتی با آنها آشنا می شویم به قلبمان هم خطور نکرده است که این چنین موجوداتی باشند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    باز هم میگویید آیات بهشت تمثیلی نیستند؟؟!!
    بله می گوییم آیات بهشت تمثیلی نیست چون تا اینجا که شما استدلالی برای رفع ید از ظاهر قرآن - بلکه نص قرآن - ارائه ندادید تا ببینم در ادامه چه استدلالی می آورید!
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    چه کسی گفته انسان در ذات خود هم دوساحتی است؟ مگر هرچیزی را که هرکسی میگوید باید قبول کرد؟!
    خداوند فرموده است که انسن دو ساحتی است: فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ (حجر: 29؛ ص: 72) زمانی که او را هماهنگ نمودم، از روح خود در او دمیدم!
    پک ساحت، جسم که معتدل و اجزای آن با هم هماهنگ آفریده شده است و یک ساحت نیز روح الهی!
    در روایات هم که الی ما شاء شاهد بر درستی این مطلب وجود دارد.
    اصلا مگر شما همین الان که دارید این مطلب را می خوانید از چشم مادی خود و از روح الهی خود برای فهم استفاده نمی کنید؟
    فهم این مطلب آنقدر ساده است که من فکر می کنم شما شاید منظوری دیگر از انکار «دو ساختی بودن انسان» داشته باشید! توضیح دهید منظورتان چیست تا ان شاء الله بررسی کنیم!
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    پس معنای بازگشت به خداوند چیست؟ خدا که جسم نیست...بلکه مجرد و روحانیست
    لذا بازگشت انسان به خدا هم روحانیست(یک ساحتی)
    باز گشت انسان به خداوند یعنی همان ملاقات با خداوند در روز قیامت که بارها قرآن را متذکر شده است و الا انسان چه زمان از خداوند دور شده است که حالا بعدا بخواهد سوی او بر گردد. بلکه انسان از رحمت خداوند دور می شود و یا به آن نزدیک می گردد. و این نزدیکی و دوری بسته به نوع رحمت ،هم جسمانی است و هم روحانی! نعمت باران جسمانی است پس انسان با جسمش به آن نزدیک می شود و حالِ بکاء و خشیت، روحانی است که انسان با روحش از این رحمت بهره می برد.
    هیچ تفاوتی بین مجردات و جسمانیات نیست در این که دوری و نزدیکی آنها به خداوند ربطی به ذات خداوند ندارد بلکه منظور رحمت خداوند است چون خداوند اصلا جهتی ندارد نه در عالم معنی و نه در عالم لفظ. پس اصلا حرکتی به هیچ نحو به سوی او معنی ندارد. فقط و فقط رحمت اوست و اسماء اوست که ظهور و بروز دارد و انسان همانطور که عرض کردیم می تواند از جسم و روحش از آن بهره ببرد. از ا« دور شود و یا به آن نزدیک گردد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    ضمن اینکه لازمه دوساحتی بودن انسان(روحانی و جسمانی) این است که آدمی هیچ وقت از تکلیف و امتحان مجرد نشود...لاکن در بهشت تکلیفی نیست پس بدنی هم نیست
    تکلیف را خداوند بر دوش انسان گذاشته است هر وقت هم صلاح بداند بر می دارد. بین جسم و تکلیف تلازم عقلی وجود ندارد.
    همچنان که کودک قبل از بلوغ تکلیف ندارد و یا زن موقع عادت ماهانه تکلیف نماز ندارد مریض تکلیف روزه ندارد فقیر تکلیف حج و خمس و زکات ندارد. اینها چه ربط عقلی به جسم و روح دارد؟
    اگر خداوند صلاح بداند برای روح هم تکلیف می گذارد.
    چیزی که تکلیف را امکان پذیر می کند علم و قدرت و عقل و بلوغ است. ولی این امور مقتضی تکلیف است نه علت تامه برای آن. مگر زن در ایام عادت ماهانه همه این چهار تا را ندارد پس چرا تکلیف به نماز ندارد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    جالبه بدونید فلاسفه اسلامی هم به جسمانی بودن آخرت ابدا اعتقاد ندارند
    جالبه بدونید که علامه طباطبایی و همچنین حضرت امام خمینی شاگردان فلسفه خود را نهی می کردند از خواندن بخش معاد مثالی اسفار ملاصدرا و می فرمودند با آیات قرآنی همخوانی ندارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    ملاصدرا هم اگر از جسم در آخرت صحبت کرده منظور حقیقت جسم است که حقیقت جسم هم مطلقا جسم نیست
    ایشان از جسم مثالی سخن گفته است چیزی مثل جسمی که در خواب هست. که البته بسیاری از فلاسفه خصوصا معاصرین که به دو نفر از بزرگان آنها اشاره کردیم با این اعتقاد ملاصدرا موافق نیستند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اوصریحا انسان را جسمانیت الحدوث و روحانیت البقا میداند.
    نظریه ملاصدرا درباره جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا بودن نفس، دقیقا معلوم نیست چی هست زیرا معلوم نیست ایشان منظورش از نفس همان روح است یا غیر آن. اگر منظور همان روح است که روح به جسم ملحق می شود و معنی ندارد، که زاییده جسم باشد و اگر منظور از نفس چیز دیگری است و جسم به مرور تبدیل به نفس و روح می شود، پس آن روح قبلی تکلیفش چه می شود.
    جای این بحث در این تاپیک نیست!
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    پس از نظرملاصدرا هم انسان دوساحتی نیست
    خود ایشان معتقد به معاد جسمانی منتها از نوع جسم مثالی است. و همین یعنی قبول دو ساحتی بودن انسان. یکی روح و یا نفس و یکی جسم مثالی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    رجوع انسان به نفسی واحد است که نه زن است و نه مرد
    قبلا عرض کردیم این که انسان در مسیر تکامل از جسم آغاز می کند و به نفس مجرد می رسد، نظریه ای است که برای خود ملاصدرا هم تناقضاتش درست حل نشده است و بر فرض هم تناقضاتش حل شده باشد این بر خلاف نظر دیگر فلاسفه است که نفس را ملحق به جسم می دانند نه زاییده از او.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اسخ نفرمودید که در عالمی که دار بقاست و قوانین فیزیولوژیک دنیا در آن حاکم نیست...اکل و شرب و نکاح چه جایگاهی دارد؟
    ما اگر معاد جسمانی مثالی را هم بپذیریم باز هم می شود اکل و شرب و نگاح را واقعی دانست درست مثل کسی که در خواب می خورد و می آشامد و محتلم می شود.
    با این که عرض کردیم غالب فلاسفه اسلامی خصوصا معاصر به همان معادی که قرآن اصرار بر آن دارد معتقد هستند.
    حالا من از شما سؤال دارم:
    اگر قرآن می خواست به انسان بگوید وقتی بمیری دوباره زنده می شوی و ما برایت بدنی هم شکل بدن در دنیا می سازیم و روحت را به آن بر می گردانیم و بعد اگر خوب باشی به بهشتت می بریم و اگر بد باشی به دوزخت می بریم و در بهشت و در دوزخ هم این نعمتها و این عذابها وجود دارد. هم نعمتهایش دو قسم روحی و جسمی است و هم عذابهایش. مثل دنیا که نعمت و عذابش هم روحی است و هم جسمی!
    اگر واقعا قرآن می خواست این را به انسان بگوید باید چطور می گفت که بگوییم منظور خداوند همین است و مجاز و استعاره بکار نبرده است؟ و تمثیل نگفته است؟ پیشنهادش با شما!


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح بخش نمایش پست ها

    سلام علیکم
    چون خداوند برای تبیین بعضی از مفاهیم مثل مثمر بودن انفاق مقبول و تباه شدن انفاق غیر مقبول و موارد دیگر مثال زده است یعنی آنچه از نعمتهای بهشتی هم که فرموده است مثال است؟ اصلا چطور است بگوییم هرآنچه از نماز و زکات و جهاد و حج و روزه هم گفته است مثال است؟ نماز یعنی مطلق کرنش و زکات یعنی رشد و جهاد یعنی مطلق تلاش و حج یعنی مطلق قصد الی الله و روزه هم یعنی مطلق کف نفس و ...

    در کجای قرآن این فرموده هست؟ البته در احادیث این سخن را داریم مثلا در توصیف یکی از قصرهای بهشتی می فرماید: در آن چیزهایی است که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به ذهن کسی هم خطور نکرده است. (الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 212)
    خب آیا این حکایت از غیر مادی بودن مثلا آن قصر می کند؟ یعنی نمی شود در آن چیزی باشد که به ذهن کسی هم خطور نکرده ولی مادی باشد! اگر کسی گفت در اعماق دریا موجوداتی است که حتی به ذهن شما هم خطور نکرده است یعنی منظورش پدیده های غیر مادی است؟!!

    تعبیر حدیث این است: لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ. از کجای این تعبیر برداشت کردید: به تصور نمی آید؟ یعنی صورت مادی ندارد؟ در همین دنیا بسیاری از مخلوقات هستند که ما وقتی با آنها آشنا می شویم به قلبمان هم خطور نکرده است که این چنین موجوداتی باشند.

    بله می گوییم آیات بهشت تمثیلی نیست چون تا اینجا که شما استدلالی برای رفع ید از ظاهر قرآن - بلکه نص قرآن - ارائه ندادید تا ببینم در ادامه چه استدلالی می آورید!

    خداوند فرموده است که انسن دو ساحتی است: فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ (حجر: 29؛ ص: 72) زمانی که او را هماهنگ نمودم، از روح خود در او دمیدم!
    پک ساحت، جسم که معتدل و اجزای آن با هم هماهنگ آفریده شده است و یک ساحت نیز روح الهی!
    در روایات هم که الی ما شاء شاهد بر درستی این مطلب وجود دارد.
    اصلا مگر شما همین الان که دارید این مطلب را می خوانید از چشم مادی خود و از روح الهی خود برای فهم استفاده نمی کنید؟
    فهم این مطلب آنقدر ساده است که من فکر می کنم شما شاید منظوری دیگر از انکار «دو ساختی بودن انسان» داشته باشید! توضیح دهید منظورتان چیست تا ان شاء الله بررسی کنیم!

    باز گشت انسان به خداوند یعنی همان ملاقات با خداوند در روز قیامت که بارها قرآن را متذکر شده است و الا انسان چه زمان از خداوند دور شده است که حالا بعدا بخواهد سوی او بر گردد. بلکه انسان از رحمت خداوند دور می شود و یا به آن نزدیک می گردد. و این نزدیکی و دوری بسته به نوع رحمت ،هم جسمانی است و هم روحانی! نعمت باران جسمانی است پس انسان با جسمش به آن نزدیک می شود و حالِ بکاء و خشیت، روحانی است که انسان با روحش از این رحمت بهره می برد.
    هیچ تفاوتی بین مجردات و جسمانیات نیست در این که دوری و نزدیکی آنها به خداوند ربطی به ذات خداوند ندارد بلکه منظور رحمت خداوند است چون خداوند اصلا جهتی ندارد نه در عالم معنی و نه در عالم لفظ. پس اصلا حرکتی به هیچ نحو به سوی او معنی ندارد. فقط و فقط رحمت اوست و اسماء اوست که ظهور و بروز دارد و انسان همانطور که عرض کردیم می تواند از جسم و روحش از آن بهره ببرد. از ا« دور شود و یا به آن نزدیک گردد.

    تکلیف را خداوند بر دوش انسان گذاشته است هر وقت هم صلاح بداند بر می دارد. بین جسم و تکلیف تلازم عقلی وجود ندارد.
    همچنان که کودک قبل از بلوغ تکلیف ندارد و یا زن موقع عادت ماهانه تکلیف نماز ندارد مریض تکلیف روزه ندارد فقیر تکلیف حج و خمس و زکات ندارد. اینها چه ربط عقلی به جسم و روح دارد؟
    اگر خداوند صلاح بداند برای روح هم تکلیف می گذارد.
    چیزی که تکلیف را امکان پذیر می کند علم و قدرت و عقل و بلوغ است. ولی این امور مقتضی تکلیف است نه علت تامه برای آن. مگر زن در ایام عادت ماهانه همه این چهار تا را ندارد پس چرا تکلیف به نماز ندارد؟

    جالبه بدونید که علامه طباطبایی و همچنین حضرت امام خمینی شاگردان فلسفه خود را نهی می کردند از خواندن بخش معاد مثالی اسفار ملاصدرا و می فرمودند با آیات قرآنی همخوانی ندارد.

    ایشان از جسم مثالی سخن گفته است چیزی مثل جسمی که در خواب هست. که البته بسیاری از فلاسفه خصوصا معاصرین که به دو نفر از بزرگان آنها اشاره کردیم با این اعتقاد ملاصدرا موافق نیستند.

    نظریه ملاصدرا درباره جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا بودن نفس، دقیقا معلوم نیست چی هست زیرا معلوم نیست ایشان منظورش از نفس همان روح است یا غیر آن. اگر منظور همان روح است که روح به جسم ملحق می شود و معنی ندارد، که زاییده جسم باشد و اگر منظور از نفس چیز دیگری است و جسم به مرور تبدیل به نفس و روح می شود، پس آن روح قبلی تکلیفش چه می شود.
    جای این بحث در این تاپیک نیست!

    خود ایشان معتقد به معاد جسمانی منتها از نوع جسم مثالی است. و همین یعنی قبول دو ساحتی بودن انسان. یکی روح و یا نفس و یکی جسم مثالی.

    قبلا عرض کردیم این که انسان در مسیر تکامل از جسم آغاز می کند و به نفس مجرد می رسد، نظریه ای است که برای خود ملاصدرا هم تناقضاتش درست حل نشده است و بر فرض هم تناقضاتش حل شده باشد این بر خلاف نظر دیگر فلاسفه است که نفس را ملحق به جسم می دانند نه زاییده از او.

    ما اگر معاد جسمانی مثالی را هم بپذیریم باز هم می شود اکل و شرب و نگاح را واقعی دانست درست مثل کسی که در خواب می خورد و می آشامد و محتلم می شود.
    با این که عرض کردیم غالب فلاسفه اسلامی خصوصا معاصر به همان معادی که قرآن اصرار بر آن دارد معتقد هستند.
    حالا من از شما سؤال دارم:
    اگر قرآن می خواست به انسان بگوید وقتی بمیری دوباره زنده می شوی و ما برایت بدنی هم شکل بدن در دنیا می سازیم و روحت را به آن بر می گردانیم و بعد اگر خوب باشی به بهشتت می بریم و اگر بد باشی به دوزخت می بریم و در بهشت و در دوزخ هم این نعمتها و این عذابها وجود دارد. هم نعمتهایش دو قسم روحی و جسمی است و هم عذابهایش. مثل دنیا که نعمت و عذابش هم روحی است و هم جسمی!
    اگر واقعا قرآن می خواست این را به انسان بگوید باید چطور می گفت که بگوییم منظور خداوند همین است و مجاز و استعاره بکار نبرده است؟ و تمثیل نگفته است؟ پیشنهادش با شما!
    سلام
    سوال خیلی خیلی خوبی پرسیدید که پاسخ به همین یه مطلب کارو بحثو یه سره میکنه.
    اگر بنای قرآن از نعم بهشتی نعم مادی بود میفرمود:

    1-برای شما نعمت و لذتی از سنخ لذات دنیا در آخرت هست....

    2- و هرآنچه که در دنیا میخواهید در آخرت نیز هست....

    3-زندگی اخروی بقا و تثبیت همین زندگی دنیایی است و نه چیز دیگر.

    4-برای شما بدنی است همانند دنیا ،با آن میخورید و میاشامید...

    5-مراتب پایین بهشت از سنخ نعم دنیاست ولی بهتر

    6-حاجات و آرزوهای دنیایی شما در آخرت محفوظ است اگر متقی باشید...

    اگر دقت کنید در تمام جملات بالا قید دنیا و همانند دنیا آمده است که این راهه هر تاویلی را میبندد..، در حالی که در آیات قرآن چنین قیدهایی نیست و درب تاویل کاملا باز است.. چراکه آخرت، دنیا نیست اصلا آخرت یعنی چیز دیگر شدن

    جالبه که بدونید اگر آیات مربوط به معاد قید های بالا راداشت و تاویل پذیر نبودند
    امثال آیه الراسخون فی العلم دیگر معنایی نداشتند

    حالا برای اینکه مطلب یه سره بشه من از شما میپرسم

    اگر قرآن میخواست برای موجودی که تصوراتش از زندگی و سعادت بالاتر از دنیا نیست از حیات و سعادتی کاملا متفاوت و ورای دنیا سخن بگوید و اورا ترغیب به عمل نیک کند چه میباید میگفت؟؟؟


    واما در اثبات رابطه تکلیف با بدن همین بس که فرشتگان به اذعان همه حکمای اسلامی مجرد از ماده و جسم اند و گناه و امتحان ندارند

    و در یک ساحتی بودن حقیقت انسان همین بس که اگر جسمانیت دخیل در ذاتش بود هیچ وقت او را ترک نمیکرد
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۷

  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    سوال خیلی خیلی خوبی پرسیدید که پاسخ به همین یه مطلب کارو بحثو یه سره میکنه.
    اگر بنای قرآن از نعم بهشتی نعم مادی بود میفرمود:
    1-برای شما نعمت و لذتی از سنخ لذات دنیا در آخرت هست....
    2- و هرآنچه که در دنیا میخواهید در آخرت نیز هست....
    3-زندگی اخروی بقا و تثبیت همین زندگی دنیایی است و نه چیز دیگر.
    4-برای شما بدنی است همانند دنیا ،با آن میخورید و میاشامید...
    5-مراتب پایین بهشت از سنخ نعم دنیاست ولی بهتر
    6-حاجات و آرزوهای دنیایی شما در آخرت محفوظ است اگر متقی باشید...
    سلام علیکم
    همه این جملات شما در این آیه آماده است:
    وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ. (بقره: 25)
    به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى كه براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.
    در آیه فوق اشاره به مشابه بودن نعمتهای بهشتی با نعمتهای دنیوی شده است.
    تنها وقتی ازواج را که در اخر آیه ذکر می کند مثل نعمتهای دنیوی نیست زیرا زنان دنیوی عادت ماهانه دارند و مطهر نیستند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اگر دقت کنید در تمام جملات بالا قید دنیا و همانند دنیا آمده است که این راهه هر تاویلی را میبندد..، در حالی که در آیات قرآن چنین قیدهایی نیست و درب تاویل کاملا باز است.. چراکه آخرت، دنیا نیست اصلا آخرت یعنی چیز دیگر شدن
    آیاتی که نیازمند تأویل هستند، این تأویل را خداوند می داند و راسخون در علم: ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ. (آل عمران: 7)
    ائمه معصومین علیهم السلام راسخون در علم هستند و آنها در روایاتشان همین نعمتها را در دو بعد جسمانی و روحانی توضیح داده اند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    جالبه که بدونید اگر آیات مربوط به معاد قید های بالا راداشت و تاویل پذیر نبودند
    امثال آیه الراسخون فی العلم دیگر معنایی نداشتند
    آیا روایتی از راسخون در علم سراغ دارید که بگوید آنچه قرآن از بهشت و دوزخ گفته است همه تمثیل است؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    حالا برای اینکه مطلب یه سره بشه من از شما میپرسم
    اگر قرآن میخواست برای موجودی که تصوراتش از زندگی و سعادت بالاتر از دنیا نیست از حیات و سعادتی کاملا متفاوت و ورای دنیا سخن بگوید و اورا ترغیب به عمل نیک کند چه میباید میگفت؟؟؟
    مگر کتابهای عرفاء را نخواندید؟ همه اش از نور و حجب نورانی و ظلمانی و ملکوت و سر الله و محبت و شوق و فناء و غیره است. و اگر هم خداوند می خواست متوسل به تمثیل شود از خال و زلف و جام و ساغر و لب و گیسوی و میکده و خراب آباد و غیره می گفت. دیگر لزومی نداشت از انار و خرما و موز و عسل و زنجبیل و شیر و لباسهای حریر و پشتیهای سبز و ... بگوید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    واما در اثبات رابطه تکلیف با بدن همین بس که فرشتگان به اذعان همه حکمای اسلامی مجرد از ماده و جسم اند و گناه و امتحان ندارند
    فرشتگان را همه مجرد از ماده و جسم نمی دانند بلکه بعضی آنها را جسم لطیف می دانند.
    مجردات که نمی آیند کلاس جادوگری برای انسانها بگذارند (هاروت و ماروت: بقره: 102)
    و یا آنها که نمی توانند عدد پذیر باشند و سه هزار نفرشان در چنگ بدر به کمک مسلمین آمدند (آل عمران: 124)
    و یا بالهای متفاوتی داشته باشند (فاطر: 1)
    و یا فرود و عروج داشته باشند (سجده: 5)
    جبرئیل طبق بسیاری از روایات در شکل دحیه کلبی ظاهر می شد و ... هزاران آیه و روایت که همگی از مادی بودن فرشتگان سخن می گوید.
    خب البته همه اینها را شاید بشود تأویل کرد ولی به کدام تأویل می شود تکیه کرد؟ شما هرچه به تورات و انجیل تحریف شده هم ایراد بگیری با حربه تأویل پاسخت را خواهند داد بالاخره باید تأویل حساب و کتاب داشته باشد؟ نمی شود که هر سخنی که با عقیده ما نساخت آن را تأویل کنیم. آن وقت چه تضمیمی است که ما در خدمت قرآن باشیم شاید قرآن را در خدمت افکار خود گرفته ایم. تأویل را باید راسخون در علم انجام دهند.
    آیا از راسخون در علم روایتی درباب مجرد بودن فرشتگان شنیده اید! بگویید تا ما هم استفاده کنیم!قانون کلی این است که اگر ظاهر قرآن با اصول عقلی نساخت آن وقت باید رفت سراغ تأویل.
    بله فرشتگان شهوت ندارند و لذا تکلیف هم ندارند ولی اینگونه نیست که هرجا شهوت است تکلیف هم باشد. اگر هر گردویی گرد است یعنی هر گردی هم گردو است!
    تکلیف فقط معلول شهوت نیست. محدویت امکانات دنیوی و وسوسه شیطان و وجود انسانهای کافر و شرور و غفلتهایی که از گناه بجود می آید برای انسان تکلیف می آورد که بتواند خود را از این گرده ها عبور دهد.
    در بهشت نه حدودیتی است و نه شیطانی و نه اسنان کافر و شروی پس گناه نیز نیست و غفلت هم نیست.
    قسمت عمده احکام شرعی مربوط به معاملات است. در بهشت کسی نیازی به معامله کردن ندارد.
    قسمت دیگر آن مربوط به کنترل نفس است. نفسی که محدودیتها او را به طغیان وا می دارد. در بهشت که محدودیتی نیست.
    اصلا تکلیف که همه اش کلفت و زحمت نیست. برای انسانها خودنساخته همه زحمت است. آیا همه از نمازی که می خوانند احساس زحمت می کنند؟ و یا از دروغی که نمی گویند و یا دیگر گناهان زبانی را انجام نمی دهند احساس سختی می کنند؟
    آیا همه زنانی که حجاب دارند اگر خداوند حجاب را واجب نساخته بود حجاب خود را کنار می گذاشتند؟
    محیط بهشت کاملا محیط اسلامی است. کسی حرف بیهوده نمی زند: لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا (واقعه: 25)
    همسرانشان مخلوط با مردان نیستند. حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ (الرحمن: 72)
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    در یک ساحتی بودن حقیقت انسان همین بس که اگر جسمانیت دخیل در ذاتش بود هیچ وقت او را ترک نمیکرد
    ما از انسان در قیامت سخن می گوییم که روحش به بدنش بر می گردد. شما منکر این هستید که انسان در قیامت روحی دارد و جسمی. حتی اگر این جشم مثالی باشد. از برزخ سخن نمی گوییم که فقط روح است.


  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح بخش نمایش پست ها

    سلام علیکم
    همه این جملات شما در این آیه آماده است:
    وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ. (بقره: 25)
    به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه‏هايى كه براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.
    در آیه فوق اشاره به مشابه بودن نعمتهای بهشتی با نعمتهای دنیوی شده است.
    تنها وقتی ازواج را که در اخر آیه ذکر می کند مثل نعمتهای دنیوی نیست زیرا زنان دنیوی عادت ماهانه دارند و مطهر نیستند.

    آیاتی که نیازمند تأویل هستند، این تأویل را خداوند می داند و راسخون در علم: ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ. (آل عمران: 7)
    ائمه معصومین علیهم السلام راسخون در علم هستند و آنها در روایاتشان همین نعمتها را در دو بعد جسمانی و روحانی توضیح داده اند.

    آیا روایتی از راسخون در علم سراغ دارید که بگوید آنچه قرآن از بهشت و دوزخ گفته است همه تمثیل است؟

    مگر کتابهای عرفاء را نخواندید؟ همه اش از نور و حجب نورانی و ظلمانی و ملکوت و سر الله و محبت و شوق و فناء و غیره است. و اگر هم خداوند می خواست متوسل به تمثیل شود از خال و زلف و جام و ساغر و لب و گیسوی و میکده و خراب آباد و غیره می گفت. دیگر لزومی نداشت از انار و خرما و موز و عسل و زنجبیل و شیر و لباسهای حریر و پشتیهای سبز و ... بگوید.

    فرشتگان را همه مجرد از ماده و جسم نمی دانند بلکه بعضی آنها را جسم لطیف می دانند.
    مجردات که نمی آیند کلاس جادوگری برای انسانها بگذارند (هاروت و ماروت: بقره: 102)
    و یا آنها که نمی توانند عدد پذیر باشند و سه هزار نفرشان در چنگ بدر به کمک مسلمین آمدند (آل عمران: 124)
    و یا بالهای متفاوتی داشته باشند (فاطر: 1)
    و یا فرود و عروج داشته باشند (سجده: 5)
    جبرئیل طبق بسیاری از روایات در شکل دحیه کلبی ظاهر می شد و ... هزاران آیه و روایت که همگی از مادی بودن فرشتگان سخن می گوید.
    خب البته همه اینها را شاید بشود تأویل کرد ولی به کدام تأویل می شود تکیه کرد؟ شما هرچه به تورات و انجیل تحریف شده هم ایراد بگیری با حربه تأویل پاسخت را خواهند داد بالاخره باید تأویل حساب و کتاب داشته باشد؟ نمی شود که هر سخنی که با عقیده ما نساخت آن را تأویل کنیم. آن وقت چه تضمیمی است که ما در خدمت قرآن باشیم شاید قرآن را در خدمت افکار خود گرفته ایم. تأویل را باید راسخون در علم انجام دهند.
    آیا از راسخون در علم روایتی درباب مجرد بودن فرشتگان شنیده اید! بگویید تا ما هم استفاده کنیم!قانون کلی این است که اگر ظاهر قرآن با اصول عقلی نساخت آن وقت باید رفت سراغ تأویل.
    بله فرشتگان شهوت ندارند و لذا تکلیف هم ندارند ولی اینگونه نیست که هرجا شهوت است تکلیف هم باشد. اگر هر گردویی گرد است یعنی هر گردی هم گردو است!
    تکلیف فقط معلول شهوت نیست. محدویت امکانات دنیوی و وسوسه شیطان و وجود انسانهای کافر و شرور و غفلتهایی که از گناه بجود می آید برای انسان تکلیف می آورد که بتواند خود را از این گرده ها عبور دهد.
    در بهشت نه حدودیتی است و نه شیطانی و نه اسنان کافر و شروی پس گناه نیز نیست و غفلت هم نیست.
    قسمت عمده احکام شرعی مربوط به معاملات است. در بهشت کسی نیازی به معامله کردن ندارد.
    قسمت دیگر آن مربوط به کنترل نفس است. نفسی که محدودیتها او را به طغیان وا می دارد. در بهشت که محدودیتی نیست.
    اصلا تکلیف که همه اش کلفت و زحمت نیست. برای انسانها خودنساخته همه زحمت است. آیا همه از نمازی که می خوانند احساس زحمت می کنند؟ و یا از دروغی که نمی گویند و یا دیگر گناهان زبانی را انجام نمی دهند احساس سختی می کنند؟
    آیا همه زنانی که حجاب دارند اگر خداوند حجاب را واجب نساخته بود حجاب خود را کنار می گذاشتند؟
    محیط بهشت کاملا محیط اسلامی است. کسی حرف بیهوده نمی زند: لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا (واقعه: 25)
    همسرانشان مخلوط با مردان نیستند. حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ (الرحمن: 72)

    ما از انسان در قیامت سخن می گوییم که روحش به بدنش بر می گردد. شما منکر این هستید که انسان در قیامت روحی دارد و جسمی. حتی اگر این جشم مثالی باشد. از برزخ سخن نمی گوییم که فقط روح است.
    سلام و تشکر
    آیه مورد نظر شما هیچ یک از قیودی که بنده آورده بودم را نداشت
    ،فقط چنین قیدی را بنده خیلی وقت ها در یه حدیثی دیدم که اشاره به این مطلب داشت 《هیچ لذتی همچون جماع با زنان در دنیا و آخرت نیست》 اما متاسفانه یا خوشبختانه سندش معتبر نبود

    آن جمله هم که اشاره به مشابهت میوه های بهشتی با دنیا دارد مبهم است و تاویل پذیر...
    و اتفاقا تاویل هم شده است
    مراجعه کنید به تفسیر علامه جوادی آملی....
    ایشان معنای ظاهری آیه را نپذیرفته اند به این دلیل که خیلی از فقرا در دنیا اصلا میوه ایی ندیدند چه برسد به این که خورده باشند لذا معنای میوه ایی را که قبلا هم دیده شده را عمل صالح میدانند که در بهشت مجددا افراد بهشتی با آن مواجه میشوند.

    اینکه چرا مفسران واقعی به تمثیلی بودن آیات معاد اشاره ایی نکردند
    اولا که به ندرت شده و این احادیث بسیار کمند

    یادمه در صحبت های علامه حسن زاده آملی یه چنین حدیثی را از قول پیامبر دیدم
    که متاسفانه الآن منبع اون سخن را به یاد ندارم که کجا بود

    ثانیا و قتی حقیقت معاد و بهشت و جهنم فراتر از فهم عوام است چرا امامان باید از مسلک تربیتی قرآن پا را فراتر گذارند و تشویق و ترغیب به کار نیک را مخدوش کنند؟

    ثالثا این بحث ها تا اونجایی که اطلاع دارم در زمان غیبت وارد مباحث دینی شده لذا در عصری که این سوالات مطرح نبوده لزومی نداشته که امام به آن پاسخ دهد


    در مورد رابطه تکلیف و بدن هم سخن شما تمام نیست
    چراکه موضوع تکلیف فقط مرتبط با محدودیت دنیا و معاملات نیست..
    رشد و تعالی عملی و اراده و اختیار داشتن هم موضوع تکلیف است

    اگر در آخرت بدن هست چرا نمیشود کاستی های دنیا را جبران کرد؟
    چه عیبشه آدم قضای بعضی از نمازاشو با بدن برزخی و اخروی بخونه؟؟

    اما دین صریحا رشد عملی را در آخرت رد میکنه...
    پس بدنی نیست چون عملی نیست.

    جناب آقای روح بخش عزیز
    بنده اگه خدا قبول کنه مسلمانم و نماز میخوانم و عنادی با قرآن ندارم
    اما در یه تحقیق چهار و پنج ساله عقلا اثباتی در فرمایشات شما ندیدم

    تنها راه ،به قول خود شما مراجعه به مفسران واقعی است که متاسفانه آن هم میسر نیست
    و به قول علامه جوادی آملی درب خانه اهل بیت بسته شده

    یاحق
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۱:۴۶

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود