صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کسب مدرک دکتری در علومی بدون فایده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    182
    حضور
    8 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    568

    اشاره کسب مدرک دکتری در علومی بدون فایده




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام.

    به تازگی کارشناسی ارشد خودم رو در یکی از رشته های سخت و دشوار علوم پایه از دانشگاه دولتی گرفته ام. همواره در طی دوران تحصیل از ابتدایی تا آخر راهنمایی شاگرد اول یا دوم بوده ام و در دبیرستان با وجود نفرتی که از ریاضی و محاسبات داشتم و لی چون نمرات خوبی در این درس می آوردم همه گفتند برو رشته ریاضی. عاشق هنر و علوم تجربی بودم اما نشد. یکسال پشت کنکور لیسانس ماندم تا فیزیک شهرستان خودمان قبول شدم. شاگرد چهارم ورودی های خودمان شدم و دوباره یکسال پشت کنکور ارشد ماندم و دانشکده خودم قبول شدم. حالا حدود 7 ماه است که از پایان نامه ام دفاع کرده ام. دخترم. مجرد و 27 ساله.

    حالا برای دکتری ( به اجبار والدین و کاملا برخلاف میل شخصی) امتحان داده ام و برای مصاحبه به چند دانشگاه روزانه در شهرهایی غیر از شهر خودم دعوت شده ام.

    قسم میخورم به خدا که تمایلی برای ادامه تحصیل در رشته ام ندارم. با وجود اینکه پایان نامه بسیار خوبی داشتم که در ایران اولین بار بود اما بسیار بسیار خسته شده ام. حالم از امتحان دادن بهم میخوره.
    پژوهش کردن رو دوست دارم اما نه تحت شرایط استرس زای امتحان و کنکور و مصاحبه و دوری از خانواده و امتحان جامع و دفاعیه و مقالات isi.
    از طرفی رشته من فیزیک هست: در دانشکده خودم که شهرستانه الان چندین نفر از دکتری در گرایش من فارغ التحصیل شدن و حدود 10 تا 12 نفری هم مشغول تحصیل اند. اینقدر زیاد شده که هرکی رو تو خیابون صدا میزنی و میگی دکتر سرشو برمیگردونه. ثانیا با وجود اینکه خودم این رشته رو در لیسانس انتخاب کردم اما بسیار پشیمونم. خیلی رشته سختی بود و من خیلی به خودم تو دوران تحصیل فشار آوردمو با وجود اینکه جز نفرات برتر بودم اما هرگز از رشته ام و کاری که در دانشگاه میکنم رضایت نداشتم. از طرف دیگه این رشته عملا تو ایران کاملا بدرد نخور هست چون دانشجوها رو تو دانشگاه بدرد نخور بار میارن . شاید تنها کاری که بشه مستقیما با این رشته انجام داد تدریس هست. من تدریس رو بسیار دوست دارم اما نه تدریس فیزیک رو. حتی مدارسی رو هم که رفتم درخواست تدریس دادم مدارس ابتدایی بوده و از تدریس فیزیک دبیرستان حالم بهم میخوره.

    من 27 سالمه و برخلاف بسیاری از دخترهایی که تو دوران جوونیشون سعی کردن خوش باشن و مهمونی برن و عروسی برن و به خودشون برسن و حتی آهنگ گوش بدن و بازار برن ، من اینکارا رو نکردم و برای چیزی که توش استعداد نداشتم تمام توانم رو گذاشتم.

    قبل از اینکه برم دانشگاه خیلی دختر بهتری بودم. تو دانشگاه ( مخصوصا دانشگاه شهر ما) مجبور میشی دروغ بگی، پشت سر کسی حرف بزنی، تو دلت استاد رو فحش بدی و نفرین کنی، و بدتر بدتر بدتر از همه با استاد بگو و بخند کنی ( هرچند کم ).

    من زمان دبیرستانم از تمام بچه های فامیل و حتی مدرسه بهتر بودم. درسخون تر. شادتر. باادب تر و حتی فعال تر و باحال تر. بچه های دیگه خیلی راحت یواش یواش درس خوندن و اول رفتن فوق دیپلم بعد رفتن لیسانس و بعد رفتن فوق گرفتن اون هم با چند سال فاصله و توی دانشگاه غیر دولتی.

    من نمیخواستم اصلا کنکور دکتری بدم.به زور رفتن امتحان دادم و حالا هم اصلا تمایل ندارم برم برای مصاحبه . اما هر کس منو میبینه میگه:حیفه تو تا اینجا زحمت کشیدی، هرکسی به اینجا نمیرسه، خیلی ها حسرت دارن جای تو باشن، برو تا آخرش و تمومش کن، همه بهت میگن خانون دکتر،دیدت نسبت به همه چیز رنگ دیگه ایی میگیره، چند سال دیگه شرایط مملکت عوض میشه و کار پیدا میشه، همه دارن میرن دکتری میگیرن و ارشد الان ارزش نداره، هر فایده ایی هم که نداشته باشه آخرش میشی یک مادر دکتر و یک همسر دکتر، قطعا بعدن حسرتشو میخوری، حالا میخوای بیکار بشیبنی تو خونه خوب بجاش میری درس میخونی، تو تازه 27 سالته هنوز برای دست کشیدن از درس خیلی زوده، آدم تو جوونی تا 32 سالگی درس میخونه و بعدش ثمره شو برمیداره، اگه فورا برات کار پیدا نشد کم کم پیدا میشه سالهای بعدش، تازه دکترات رو هم بگیری باید بری از کارهای پست و پایین شروع کنی و اصلا از این که تحقیر میشی ناراحت نشی، همه این دکترهای برجسته و موفق هم از بدبختی و بیچارگی و نداری و بی امکاناتی بود که به جایی رسیدن اونقد تو سر خودشون زدن و جون کندن که به اینجا رسیدن، تو نمیخوای زحمت بکشی برای زندگی داری بهونه میاری ، اون کسی که میره دکتری میخونه باید عاشق پژوهش باشه و مرزهای علم رو جابجا کنه، اصلا مهم نیست که کدوم دانشگاه بری فقط یه مدرک دکتری باید داشته باشی تادهن مردم بسته شه ، تو خیلی به خودت سخت میگیری و از این حرف ها.

    حالا من میخوام بدونم چرا باید برم دکتری فیزیک بگیرم: رشته ایی که بسیار سخته، رشته ایی که هیچ بازار کاری براش دیده نشده، رشته ایی که هیچ دردی رو از کسی درمان نمیکنه و عملا هیچ خاصیتی برای جامعه امروز ایران نداره، باعث میشه موهای آدم سفید بشه، اعصاب آدم ضعیف بشه و جوونی آدم لای کتاب ها دفن بشه . بعد از گرفتن دکتری ( تازه سر ضرب 4 سال) من یه دختر 31 ساله ام که باید هزار تا کارکنم: دنبال شوهر بگردم، دنبال کار بگردم، دنبال حقوق بگردم، دنبال مسکن برای دردهای جسمی جور واجورم بگردم، دنبال آرامش روح و روان تو هیات علمی شدن یه خراب شده ایی بگردم.

    آیا به خاطر اینکه بعدا ممکنه هیات علمی بشم ( از هیات علمی شدن تنفر دارم چون خیلی کار سختیه و متاسفانه داده شده به دست برخی آدم های بی سواد)، یا به خاطر حرف مردم که ای وای این دختره با این همه ادعاهایی که سال های قبل داشت اما الان عرضه نداره بره دکتری بگیره، به خاطر شان اجتماعی، به خاطر پولی که بهیچ وجه ازش در نمیاد یا به خاطر اینکه همه اون دختر پسرای فامیل که از من خیلی خیلی پایین تر بودن علاوه بر اینکه سر کار هستن دارن میرن تحصیلات تکمیلی؟ یا اینکه چون خداوند جویندگان دانش را دوست دارد؟ جوینده دانش در کنف عنایات خداست؟ ز گهواره تا گور دانش بجوی، دانش اگر در چین باشد هم برید یادش بگیرید و ....

    من دوست دارم برم زبان یاد بگیرم، دوست دارم یه کار هنری رو که بلدم ادامه بدم توش استاد بشم، دوست دارم ازدواج کنم ، بجه دار بشم. دوست ندارم با پارتی برم سرکار، دوست ندارم برای اینکه یه واحد تو دانشگاه دارغوزآباد سفلی بهم بدن کلی التماس کنم و آخرش کلی هم تحقیر بشم، دوست ندارم دکتری باشم که دستشو میکنه تو جیب باباش ، دوست ندارم برای تدریس خصوصی برم خونه مردمی که نمیشناسمشون. دوست ندارم بعد گرفتن دکتری اون دختر فامیلمون که با فوق دیپلم حسابداری 5 میلیون در ماه درامد داره به من فخر بفروشه، دوست ندارم به عنوان یه موجودی که عرضه نداشته موقع انتخاب رشته لیسانس بره دنبال یه رشته نون و آب دار معرفی بشم.

    خواهش میکنم یه کارشناسی که کاملا از سلسه مراتب دانشگاهی سر در میاره جواب منو بده. به خدا ما جوونا خیلی بیچاره ایم خیلی. من نمیدونم تا کی باید ملعبه دست سیاستگذاران بیسواد و پر مدعا باشیم.
    ویرایش توسط سید حسینی : ۱۳۹۴/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۶:۵۵

  2. صلوات ها 14


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    22,699
    حضور
    209 روز 4 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    61859



    با نام و یاد دوست





    کسب مدرک دکتری در علومی بدون فایده








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  4. صلوات ها 4


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,351
    حضور
    30 روز 10 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12295



    بسمه تعالی با سلام و عرض تحیت خدمت شما خواهر محترم در ابتدا لازم است بابت موفقیتهای تحصیلی به شما تبریک بگویم. انشاء الله که در سایر ابعاد زندگی نیز هماره موفق باشید. حدس اولیه بنده این است که جنابعالی دارای شخصیتی کمالگرا (منفی) هستید و همین ویژگی باعث می شود تا بخشی از استعداد شما شکوفا نشود و کمتر از زندگی وشرایط ان راضی باشید. در صورتی که چنین حدسی درست باشد ضرورت دارد در راستای کاهش و مدیریت این وِِیژگی تلاش نمائید. اما در رابطه با شرایطی که به ان اشاره نمودید، سوالی که مطرح می شود این است که آیا در صورت انصراف از ادامه تحصیل، احتمال ازدواج و اشتغال شما افزایش می یابد یا خیر؟ در صورتی که پاسخ مثبت باشد به این معنا که ادامه تحصیل مانعی برای ازدواج و اشتغال شما باشد، ضرورتا بنده نیز با شما موافقم و گمان می کنم اولویت با ازدواج و اشتغال است. اما در فرضی که پاسخ منفی باشد یعنی ادامه تحصیل ارتباطی با سلب فرصت ازدواج و اشتغال نداشته باشد، به نظر می رسد انصراف شما از ادامه تحصیل آن هم در شرایطی که موقعیت آن برای شما فراهم است، چندان منطقی به نظر نمی رسد. بنابراین با توجه به اینکه تا زمان مصاحبه، برای تصمیم گیری نهایی فرصت کافی وجود ندارد، بهتر این است که فعلا فرصت مصاحبه را از دست ندهید. طبعا بعد از مصاحبه فرصت و ارامش بیشتری برای تصمیم گیری خواهید داشت. در مورد جذب برای هیئت علمی نیز اگر چه فاقد علاقه لازم هستید اما مستحضرید که قاعده انتخابگری این است تا از میان خوب و خوبتر، خوبتر و ا زمیان بد و بدتر، بد را گزینش نمائیم. بنابراین منطقی است که اشتغال به کاری که به ان علاقمند نیستیم بهتر از عدم اشتغال است. شغلی (هیئت علمی) که با توجه به استعداد و ظرفیت علمی شما و نیز توسعه روزافزون مراکز علمی و دانشگاهی، چندان دور از دسترس نیست. در پناه خداوند متعال موفق باشید
    کسب مدرک دکتری در علومی بدون فایده
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  6. صلوات ها 6


  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۷
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,104
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2152



    سلام ...
    منم یه پیشنهاد بهتون بدم ...

    اگر من جایه شما بودم ... رشته ام رو ادامه نمیدادم ... زماینکه شروع به خواندن لیسانس کردین اشتباه کردین .... زمانی که برای فوق اقدام کردین اشتباه کردین و به نظرم اگر برای دکترا اقدام کنین هم اشتباه کردین ....

    زمانیکه من در رون دانشگاه آزاد قبول شدم ... یک از فامیل های ما هم ( امیرکبیر ریاضی کاربردی قبول شد و دانشگاه آزاد کامپیوتر) ولی ایشون ترجیج داد بره ریاضی کاربردی امیرکبیر ... الان ایشون تقریبا 10 سالی هست که تووو خونه هست و بابته رشته اش نمیتونه بره سره کار ...

    منی که در درون دانشگاه آزاد کامپیوتر خوندم خوب خیلی از ایشون جلوتر هستم ....

    من یه پیشنهاد بهت میکنم شاید دوست داشته باشی .... با این روزمه ای که از خودت گفتی من فکر میکنم بتونی زیر 6 ماه حداقل 1 دونه زبان برنامه نویسی رو روش تسلط پیدا کنی .... و الان حقوق یه برنامه نویس مبتدی c# بین 1.5 میلیون تا 2 میلیون تومن هست ....

    یه امتحان بده برای کارشناسی ... رشته نرم افزار .... پیام نور هم قبول شدی برو ... اگر میتونی دکترا گرایش نرم افزار هم بری خوب هست .... ولی از اون طرف باید یک سری کلاس های برنامه نویسی بری ...

    بازار برنامه نویسی خیلی خوب شده ... و حقوق ها در درونش خیلی بالا رفته .... و کاری هم هست که در درونش هم خلق کردن هست ... هم هنر هست .... هم روز به روز خودت رو بالا میکشی ... هم دستت در درون جیبت هست ... هم کاری کاملا دخترونه هست ....

    در بازار کار هم منی که 11 ... 12 سال سایقه کار دارم تا حالا کسی مدرک لیسانس ازم نخواسته .... و تنها ازم کار خواستن ... راستش رو هم بخوام بگم ... کسی ازم کار هم نخواسته ... دوستانی که در درون کار بدست میاوردم منو به جاهای مختلف معرفی میکردن ...


    من اگر الان برمیگشتم به 18 ... 19 سالگی ....

    اصلا خودم رو درگیر دانشگاه نمیکردم ... تندی یه دانشگاه ... ولی در رشته ای خوب .... مثلا پیام نور ( برق . کامپیوتر بعلت بازار کار خوبی که دارند ) قبول میشدم ...
    از اونطرف پونصد تا کلاس بیرون میرفتم ...

    من در درون دانشگاه هیچی یاد نگرفتم .... هر چی یادگرفتم از کلاسهای بیرون بود ... و کاری که بیرون انجام میدادم ....

    بیرون و سره کار هم مدرک ازت نمیخوان .... کار میخوان و روابط .
    ویرایش توسط لی لی ت : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۹:۵۵

  8. صلوات ها 6


  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    198
    حضور
    6 روز 9 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    812



    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    قبل از اینکه برم دانشگاه خیلی دختر بهتری بودم. تو دانشگاه ( مخصوصا دانشگاه شهر ما) مجبور میشی دروغ بگی، پشت سر کسی حرف بزنی، تو دلت استاد رو فحش بدی و نفرین کنی، و بدتر بدتر بدتر از همه با استاد بگو و بخند کنی ( هرچند کم ).
    جانا سخن از زبان ما می گویی...

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    198
    حضور
    6 روز 9 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    19
    صلوات
    812



    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    دوست ندارم به عنوان یه موجودی که عرضه نداشته موقع انتخاب رشته لیسانس بره دنبال یه رشته نون و آب دار معرفی بشم.
    اگه برمیگشتی عقب چه رشته ای رو میخوندی؟؟؟

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    182
    حضور
    8 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    568



    سلام
    قطعا میرفتم یه رشته هنری یا پزشکی

  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    895
    حضور
    24 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3803



    سلام
    نمیدونم چرا دنیا اینجوریه من دارم جز جیگر میزنم که چرا نرفتم فیزیک بخونم یا پزشکی

    فیزیک رشته خیلی سختیه
    واقعا علاقه نداری یا این تنفر به خاطر خستگیه؟علاقه نداشتی و این همه پیشرفت کردی و موفق بودی
    منم الان اوضاعم مثل شماست البته اولش علاقه شدیدی به رشتم داشتم اما الان متنفرم اما حیفه همینو ادامه ندم یعنی شرایط شما رو دارم ولی میخوام همینو ادامه بدم دست از سرش بر نمیدارم البته بازار کار رشته ما واسه دخترا خیلی خوب نیست
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۲/۲۵ در ساعت ۱۴:۳۲
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    895
    حضور
    24 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3803



    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    من تدریس رو بسیار دوست دارم اما نه تدریس فیزیک رو. حتی مدارسی رو هم که رفتم درخواست تدریس دادم مدارس ابتدایی بوده و از تدریس فیزیک دبیرستان حالم بهم میخوره.
    فیزیکدان خیلی عجیبه اینننننننننننن همه تنفر؟چرا دوست نداری فیزیک درس بدی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    در دبیرستان با وجود نفرتی که از ریاضی و محاسبات داشتم و لی چون نمرات خوبی در این درس می آوردم همه گفتند برو رشته ریاضی.
    منم دقیقا همین اتفاق واسم افتاد تا ثانیه آخر قرار بود برم تجربی به اصرار معلمم که الکی ازم تعریف میکرد رفتم ریاضی

    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    قسم میخورم به خدا که تمایلی برای ادامه تحصیل در رشته ام ندارم. با وجود اینکه پایان نامه بسیار خوبی داشتم که در ایران اولین بار بود اما بسیار بسیار خسته شده ام.
    به نظر من فقط خسته شدی خیلییییییییییییییی خسته . یکم بگذره دوباره دلت تنگ میشه.البته نظر منه. خودت بهتر میدونی.خب فیزیک خوندن واقعا سخته و البته شیرین ولی وقتی به وظیفه و تکلیف تبدیل شه به نظرم سختیش چند برابره


    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    پژوهش کردن رو دوست دارم اما نه تحت شرایط استرس زای امتحان و کنکور و مصاحبه و دوری از خانواده و امتحان جامع و دفاعیه و مقالات isi.
    کنکور رو که دادین تموم شد رفت مصاحبه هم که میگذره میره امتحانم که احتمالا کلا 18 واحد درسه شش تا سه واحدی زیاد نیست 4 سالم وقته و بیشتر از 4 سال برای پروژه و دفاع و مقاله و اینا


    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    اینقدر زیاد شده که هرکی رو تو خیابون صدا میزنی و میگی دکتر سرشو برمیگردونه.
    اینو موافقم واقعا الان دیگه لیسانس و ارشد مدرک نیست حیفه روز به روز داره ارزش مدرک میاد پایین ادامه بدین


    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    من 27 سالمه و برخلاف بسیاری از دخترهایی که تو دوران جوونیشون سعی کردن خوش باشن و مهمونی برن و عروسی برن و به خودشون برسن و حتی آهنگ گوش بدن و بازار برن ، من اینکارا رو نکردم و برای چیزی که توش استعداد نداشتم تمام توانم رو گذاشتم.
    ای کاش منم اینجوری استعداد نداشتم
    واسه این کارا همیشه وقت هست اما واسه درس نه .الان همه فحش میدن بهم
    یعنی اییییییین همه درس میخوندین ؟؟؟؟؟؟
    ببینید شما به نظرم از درس خوندن خسته شدید یه مدت دور بمونید
    منم ارشدمو گرفتم منتها چطوری؟اتفاقا فکر میکنم استعداد خیلی خوبی هم تو رشتم داشتم منتها انقدر این رشته پسرونه بود و من تو دانشگاه همیشه تنها بودم افسردگی گرفتم تو دانشگاه از درس خوندن افتادم شدم شب امتحانی
    بعد کلا تو کار تفریح کردن بودم الان حالم از بیکاری و این وضعیت بهم میخوره یعنی تو همین دو سال ارشد کلا خوش بودم درسا شب امتحانی پروژه هم که 5 ترمه شدم از بس تنبلی کردم ولی گذشت رفت الان پشیمونم ای کاش میشستم از این فرصت استفاده میکردم ارشدم رو با سواد بیشتری تموم میکردم میگم تفریح و الافی تموم میشه میره چه خوبه آدم از عمرش استفاده درست کنه
    یعنی اگه شما دو سال کلا برید خوشگذرونی خودتون حالتون بهم میخوره باید تعادل رو رعایت کرد تا آدم خسته نشه
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۲/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۸
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    895
    حضور
    24 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3803



    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    قبل از اینکه برم دانشگاه خیلی دختر بهتری بودم. تو دانشگاه ( مخصوصا دانشگاه شهر ما) مجبور میشی دروغ بگی، پشت سر کسی حرف بزنی، تو دلت استاد رو فحش بدی و نفرین کنی، و بدتر بدتر بدتر از همه با استاد بگو و بخند کنی ( هرچند کم ).
    دروغ چرا؟
    ما با استاد کتک کاری میکردیم تا بگو بخند به خون من که تشنه بودن
    اینا رو آدم میتونه رو خودش کار کنه حل شه مشکلی نیست


    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    من نمیخواستم اصلا کنکور دکتری بدم.به زور رفتن امتحان دادم و حالا هم اصلا تمایل ندارم برم برای مصاحبه . اما هر کس منو میبینه میگه:حیفه تو تا اینجا زحمت کشیدی، هرکسی به اینجا نمیرسه، خیلی ها حسرت دارن جای تو باشن، برو تا آخرش و تمومش کن، همه بهت میگن خانون دکتر،دیدت نسبت به همه چیز رنگ دیگه ایی میگیره، چند سال دیگه شرایط مملکت عوض میشه و کار پیدا میشه، همه دارن میرن دکتری میگیرن و ارشد الان ارزش نداره، هر فایده ایی هم که نداشته باشه آخرش میشی یک مادر دکتر و یک همسر دکتر، قطعا بعدن حسرتشو میخوری، حالا میخوای بیکار بشیبنی تو خونه خوب بجاش میری درس میخونی، تو تازه 27 سالته هنوز برای دست کشیدن از درس خیلی زوده، آدم تو جوونی تا 32 سالگی درس میخونه و بعدش ثمره شو برمیداره، اگه فورا برات کار پیدا نشد کم کم پیدا میشه سالهای بعدش، تازه دکترات رو هم بگیری باید بری از کارهای پست و پایین شروع کنی و اصلا از این که تحقیر میشی ناراحت نشی، همه این دکترهای برجسته و موفق هم از بدبختی و بیچارگی و نداری و بی امکاناتی بود که به جایی رسیدن اونقد تو سر خودشون زدن و جون کندن که به اینجا رسیدن، تو نمیخوای زحمت بکشی برای زندگی داری بهونه میاری ، اون کسی که میره دکتری میخونه باید عاشق پژوهش باشه و مرزهای علم رو جابجا کنه، اصلا مهم نیست که کدوم دانشگاه بری فقط یه مدرک دکتری باید داشته باشی تادهن مردم بسته شه ، تو خیلی به خودت سخت میگیری و از این حرف ها.
    با بیشتر حرفاشون موافقم اما نه همش .به قول یکی از کاربرا درست آدم وقتی تا یک قدمی هدف میرسه ناامید میشه و دست از کار بر نمیداره به قول معروف و باز به قول یکی از کاربرا
    اندکی صبر سحر نزدیک است
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۲/۲۵ در ساعت ۱۵:۱۵
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود