جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست برهان برای وجود خدا با مبادی محکم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144

    اشاره درخواست برهان برای وجود خدا با مبادی محکم




    سوال
    برای اثبات خدا از نظر تجربی و عقلی، نیاز به یک سری مبادی شناخت شناسی داریم که در ادامه ذکر میشود. آیا این مبادی صحیح است؟
    1. علم حضوری به مصادیق: انسان ابتدا بی‌واسطه حواسو خاطرات را درک می‌کند. شامل شادی و غم و علاقه و نفرت. این‌ها مساله‌ساز شده و مراحل زیر لازم می‌شود.
    2. علم تجربی به جزئیات: سپس با تجرید اشیاء را تجسم می کند و با مشاهده رویدادها را تجربه می‌کند.
    3. علم تجربی به کلیات: سپس با تعمیم توصیفش از اشیاء، مفاهیم را تعریف می‌کند. همچنین با استقراء آماری* اصول عقلی و نظریات را انتزاع می‌کند. شامل بدیهیات تجربی**
    4. علم عقلی به کلیات: سپس با تجریه و ترکیب تعاریف، مفاهیم را ربط می‌دهد. همچنین با تحلیل‌هایی شامل استدلال و برهان ریاضی، قضایا را اثبات می‌کند. شامل بدیهیات عقلی**
    5. علم عقلی به جزئیات: سپس با تخصیص، اشیاء را تصور می‌کند. همچنین با استنتاج‌هایی شامل قیاس استثنایی و اقترانی به تصدیق احکام می‌رسد.
    6. علم عقلی به مصادیق: در نهایت به بینش (پیش‌بینی، خوش‌بینی، بدبینی، امید و بیم) نسبت به محسوسات و مخاطرات (مانند معاد) دست می‌یابد.
    یا
    3تا5. علم عقلی به جزئیات: با مقایسه مصادیق را تصور می‌کند. همچنین با تمثیل به تصدیق احکام می‌رسد. این روش پرخطا است.*
    0تا5. علم نقلی به جزئیات: محدودیت انسان در تجربه گاه او را وادار می‌کند جزئیات را از نقل دیگران بدست آورد. این روش بسیار پرخطا است. اما با رعایت فقه‌الحدیث بسیار بهبود می‌یابد.
    توجه: این موارد هرگز توسط یک فرد انجام نمی‌شود. بلکه هر مرحله توسط متخصصان انجام شده و نتایج به فروش می‌رسد. اما در پذیرش یا رد صحبت آنها با دلیل آزادیم.

    * منظور از استقراء آماری، استقراء ناقص اما معنادار است. معناداری در غیردقیق‌ترین حالت به طور قراردادی یعنی:
    نظریه در مورد حداقل 95% از اعضای نمونه بطور غیر تصادفی صحیح است
    نظریه در مورد 3حداکثر سه هزارم از اعضای نمونه به طور غیر تصادفی غلط است
    پیداست که در مورد 4.97% دیگر نتیجه تصادفی است صحیح و غلط بودنش مهم نیست.

    ** بدیهیات را چنین تعریف کرده اند: گزاره‌ای که به محض تصور صحیح توسط ذهن تصدیق شود. خصوصا گزاره‌های کلی

    توجه شود که گزاره‌های کلی تجربی بدون انتزاع بدست نمی‌آیند. گزاره‌های کلی عقلی نیز بدون تحلیل بدست نمی‌آیند.
    آنچه باعث می‌شود آنها را بدیهی بپنداریم حجم فوق‌العاده عظیم مدارکی است که در دوران کودکی برای آنها بدست آورده ایم.
    لذا مبادی بحث، بدیهیات نیستند، بلکه مدارک هستند. یعنی جزئیاتی که کلیات از آنها انتزاع می‌گردد.

    پیداست که این روش نه جزم گرایی است و نه شکاکیت. زیرا:
    1. بدیهیات بر اساس تجارب کودکی هر قدر هم عظیم و بین انسان‌ها مشترک باشند، باز هم محدود هستند.
    2. درک ما از نظریات بر استقراء آماری استوار است که در جامعه‌ی آماری آزموده شده حداقل 95% صحیح است؛ اما باز هم 100% نیست.
    3. با پرهیز از تمثیل و رعایت فقه‌الحدیث در نقل نیز می‌توان به اعتمادپذیری بالاتر از 75% دست یافت.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۷:۵۵

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58298



    با نام و یاد دوست






    درخواست برهان برای وجود خدا با مبادی محکم








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام و تشکر بابت مشاركت شما.
    بنده متوجه نشدم چه نیازی به طرح مبادی دور تصوری و تصدیقی بحث خداشناسی و هستی شناسی وجود دارد.
    این مباحث، یک دوره فشرده معرفت شناسی است و خودش بحثهای زیادی دارد.
    برای مطالب خود نیز هیچ سندو مدرکی نیز از هیچ یک از معرفت شناسان بیان نکردید تا بهتر بتوانیم بحث را دنبال کنیم.
    با این حال برای اینکه بحث پیش برود و بتوان نتیجه گرفت ابتدا از مبادی معرفت شناس شروع میکنیم و چند مطلب ارایه میشود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    1. علم حضوری به مصادیق: انسان ابتدا بی‌واسطه حواسو خاطرات را درک می‌کند. شامل شادی و غم و علاقه و نفرت. این‌ها مساله‌ساز شده و مراحل زیر لازم می‌شود.

    علم حضوري منحصر در این م وارد نیست. و اینها تازه یک دسته از آگاهی های حضوری است.
    آگاهی حضوری ادراکی درونی است و هر فرد خودش تنها میتواند ادعای آنرا داشته باشد و به همین جهت تنها برای خود او حجیت دارد و کسی نمیتواند آنرا برای دیگری انکاری یا اثبات کند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    2. علم تجربی به جزئیات: سپس با تجرید اشیاء را تجسم می کند و با مشاهده رویدادها را تجربه می‌کند.

    درست است که ادراک تجربی به جزییات تعلق میگیرد ولی تجرید و تجسم مربوط به عقل است نه ابزارهای ادراک حسی. چون اندام های حسی به هیچ وجه قدرت تحلیل و ادراک راندارند و این کارها صرفا مربوط به نفس و ذهن انسان است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    3. علم تجربی به کلیات: سپس با تعمیم توصیفش از اشیاء، مفاهیم را تعریف می‌کند. همچنین با استقراء آماری* اصول عقلی و نظریات را انتزاع می‌کند. شامل بدیهیات تجربی**

    اولا: علم تجربی هیچ ربطی به کلیات ندارد. زیرا نه اندام حس ظاهری کلی یابی داریم و نه تجربیات و امور تجربی کلی هستند.
    ثانیا: تعمیم و تعریف و استقراء و انتزاع مربوط به نفس است نه اندام حسی و ادراک تجربی.
    ثالثا: اصول عقلی از راه تجربه به دست نمی آید. بلکه صرفا دو دسته از قضایای بدیهی( محسوسات و مجربات) است که عقل با مدد گرفتن از اندام حس ظاهری عمل ادراک را انجام میدهد. در محسوسات، صرفا انتقال به ذهن صورت میگیرد و در مجربات، تکرار نیز ضمیمه آن میشود و با مقایسه موارد تکرار شده یک حکم کلی تر به دست می آید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    5. علم عقلی به جزئیات: سپس با تخصیص، اشیاء را تصور می‌کند. همچنین با استنتاج‌هایی شامل قیاس استثنایی و اقترانی به تصدیق احکام می‌رسد.

    ادراک جزییات در حیطه حس است نه عقل و عقل به تنهایی توان درک جزییات را ندارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    6. علم عقلی به مصادیق: در نهایت به بینش (پیش‌بینی، خوش‌بینی، بدبینی، امید و بیم) نسبت به محسوسات و مخاطرات (مانند معاد) دست می‌یابد.

    علم به جزییات غیر از علم به مصادیق نیست. زیرا جزیی عبارت است از تصوری که قابل صدق بر بیش از یک مصداق نیست.


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    یا
    3تا5. علم عقلی به جزئیات: با مقایسه مصادیق را تصور می‌کند. همچنین با تمثیل به تصدیق احکام می‌رسد. این روش پرخطا است.*
    0تا5. علم نقلی به جزئیات: محدودیت انسان در تجربه گاه او را وادار می‌کند جزئیات را از نقل دیگران بدست آورد. این روش بسیار پرخطا است. اما با رعایت فقه‌الحدیث بسیار بهبود می‌یابد.
    این بخش دوم از کجا به دست آمد.
    ۳-۵ عقلی است؟!
    ۰-۵ دیگر کجای صحبتهای شما بود که قرار است نقلی باشد.؟؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    توجه: این موارد هرگز توسط یک فرد انجام نمی‌شود. بلکه هر مرحله توسط متخصصان انجام شده و نتایج به فروش می‌رسد. اما در پذیرش یا رد صحبت آنها با دلیل آزادیم.
    تمامی این موارد تنها در صورتی حجیت دارد که یا از طریق خود فرد انجام شده باشد(چه وجدانی و درونی، چه تجربی و چه عقلی)
    اما در صورتی که توسط دیگری انجام شده باشد آن وقت در دسته ادراک ناشی از نقل قرار میگیرد و حجیت آن وابسته به عوامل زیادی از جمله فقه الحدیث، درایه، رجال، لغت و ... است.

    رد کردن و انکار اگاهی یک فرد نیز درست نیست. و تنها میتوان به اشتباه بودن ادراک یک فرد اشاره کرد نه اینکه بگوییم تو چنین ادراکی نداری.
    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    منظور از استقراء آماری، استقراء ناقص اما معنادار است. معناداری در غیردقیق‌ترین حالت به طور قراردادی یعنی:
    نظریه در مورد حداقل 95% از اعضای نمونه بطور غیر تصادفی صحیح است
    نظریه در مورد 3حداکثر سه هزارم از اعضای نمونه به طور غیر تصادفی غلط است
    پیداست که در مورد 4.97% دیگر نتیجه تصادفی است صحیح و غلط بودنش مهم نیست.
    این مطالب صرف ادعاست و هیچ دلیلی نه تجربی و نه عقلی پشتوانه آن نیست و به همین دلیل غیر قابل قبول است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    بدیهیات را چنین تعریف کرده اند: گزاره‌ای که به محض تصور صحیح توسط ذهن تصدیق شود. خصوصا گزاره‌های کلی
    تعریف بدیهی درست نیست. این تعریف مربوط به اولیات استُ‌آن هم ناقص.
    بدیهی یا تصور است یا تصدیق.
    تصور بدیهی به تصوری گفته میشود که برای ایجاد آن نیازی به هیچ تصور دیگری نداریم.
    تصدیق بدیهی نیز تصدیقی است که برای قبول آن نیازی به استدلال و یا زحمت استدلال(تجشم استدلال) نیست. یعنی لازم نیست قیاس مستقلی برای آن ایجاد کنیم تا قبولش درست باشد.
    تصدیق بدیهی بر چند قسم است و در طول تاریخ بدیهی و بدیهیات دچار سیر تطور زیادی شده است.
    در نگاه فلاسفه اسلامی ۶ نوع قضیه بدیهی داریم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    توجه شود که گزاره‌های کلی تجربی بدون انتزاع بدست نمی‌آیند. گزاره‌های کلی عقلی نیز بدون تحلیل بدست نمی‌آیند.
    آنچه باعث می‌شود آنها را بدیهی بپنداریم حجم فوق‌العاده عظیم مدارکی است که در دوران کودکی برای آنها بدست آورده ایم.
    لذا مبادی بحث، بدیهیات نیستند، بلکه مدارک هستند. یعنی جزئیاتی که کلیات از آنها انتزاع می‌گردد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    پیداست که این روش نه جزم گرایی است و نه شکاکیت. زیرا:
    1. بدیهیات بر اساس تجارب کودکی هر قدر هم عظیم و بین انسان‌ها مشترک باشند، باز هم محدود هستند.
    2. درک ما از نظریات بر استقراء آماری استوار است که در جامعه‌ی آماری آزموده شده حداقل 95% صحیح است؛ اما باز هم 100% نیست.
    3. با پرهیز از تمثیل و رعایت فقه‌الحدیث در نقل نیز می‌توان به اعتمادپذیری بالاتر از 75% دست یافت.
    این مباحث و نتایج بحث چون ازمقدمات غیر مسلم و نادرست به دست آمده و دلیل دیگری نیز برایشان بیان نشده غیر قابل قبول است.

    فعلا این مباحث را حل کنیم تا برسیم به مباحث بعدی)

    موفق باشید.


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ادراک جزییات در حیطه حس است نه عقل و عقل به تنهایی توان درک جزییات را ندارد.
    با سلام
    علم به جزئیات با ادراک از جزئیات فرق دارد؟
    من فکر می کردم که ادراک جزئیات هم کار عقل جزئی نگر یا همان وهم باشد نه حس.

    با تشکر
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    علم به جزئیات با ادراک از جزئیات فرق دارد؟.
    باسلام
    علم به جزییات و ادراک جزئیات فرایندی است که از همراهی ابزارهای ادراک حسی با قوای نفس ایجاد میشود.
    در این فرایند، خود ادراک مربوط به اندام های حس ظاهری نیست. همانطور که مستقلا مربوط به نفس(بدون همراهی و یاری اندام حسی) نیست.
    صورتهای حسی توسط اندام های حسی در اثر ارتباط با جهان خارج از ذهن، برداشت میشود و نفس از این صورتها میفهمد که شیء ادراک شده از چه جنس و نوعی است.
    در دو پست بالا نیز این مطلب بیان شده است:
    از یک طرف:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ادراک جزییات در حیطه حس است نه عقل و عقل به تنهایی توان درک جزییات را ندارد.
    از طرف دیگر:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ادراک تجربی به جزییات تعلق میگیرد ولی تجرید و تجسم مربوط به عقل است نه ابزارهای ادراک حسی


    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    من فکر می کردم که ادراک جزئیات هم کار عقل جزئی نگر یا همان وهم باشد نه حس.
    وهم از قوای نفس و قسیم عقل است نه از ابزارهای عقل.
    قوه وهم مربوط به معانی جزیی هستند. مانند احساس دشمنی که برخی از حیوانات از برخی دیگر دارند. احساسی که موجب فرار آنها از یکدیگر میشود.
    قوه عقل مربوط به معانی کلی است نه تصورات جزیی و نه معانی جزیی.
    بنابراین این دو قسیم هم هستند.

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    صورتهای حسی توسط اندام های حسی در اثر ارتباط با جهان خارج از ذهن، برداشت میشود و نفس از این صورتها میفهمد که شیء ادراک شده از چه جنس و نوعی است.
    با سلام
    صورتهای حسی برداشت شده توسط اندام های حسی، چگونه به نفس ارسال می شود؟
    آیا لازم نمی شود که :
    یا نفس مادی باشد
    یا اینکه خود صورتهای حسی هم مجرد باشند؟
    چون با فرض تباین بین نفس مجرد و اندامهای مادی، انتقال از ماده به مجرد محال است.
    اگر صورتهای حسی هم مجرد باشند، چگونه توسط اندام حسی ایجاد می شودند؟ چون ما بر اساس علوم تجربی آخرین چیزی که می دانیم این است که اندامهای حسی اطلاعات تصویری و صوتی و لمسی و ... را به پالس های الکتریکی یا ترشحات تنظیم شده ای از هورمون های شیمیایی تبدیل کرده و به مغز ارسال می کنند و در مغز نیز اطلاعات ارسالی به همین صورت در دسترس هستند. اما چه می شود که این پالسهای الکتریکی و شیمیایی توسط نفس مجرد قابل تفسیر می شود؟

    با تشکر.
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    صورتهای حسی برداشت شده توسط اندام های حسی، چگونه به نفس ارسال می شود؟
    با توجه به نظریه «النفس فی وحدتها کل القوی» که جناب صدرا مطرح و تبیین کرده است، درست است که نفس وحدت دارد و کثیر نیست، اما درعین حال، از انجا که نفس بسیط و مجرد است، جا و مکان محدودی ندارد تا بخواهد در یک بخش از بدن(مثلا مغز) احاطه شود و از سایر اندام ها اطلاعی نداشته باشد، بنابراین، در همان لحظه ای که اندام حسی در حال دریافت صورتهای حسی از جهان خارج است، نفس به آن احاطه دارد. اصولا دستور انجام این کار از سوی نفس صادر شده است، پس در همان لحظه دریافت، نفس نیز حضور دارد و نسبت به آن صورت آگاهی مییابد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    یا نفس مادی باشد
    یا اینکه خود صورتهای حسی هم مجرد باشند؟
    شق دوم درست است به این معنا که صورتهای حسی که بخشی از صورتهای علمی و معلومات حصولی ماست، خودشان مادی نیستند.
    اثبات این مطلب نیز در مباحث معرفت شناسی و وجود ذهنی کتابهای فلسفی بیان شده است.
    یک نشانه و موید واضح برای این مطلب که آنرا برای انسان قابل فهم میکند، آن است که ما در درون خود صورتهایی از موجودات و اشیای بسیار بزرگ را درک میکنیم. مثلا با نگاه به دریا، صورتی از آنرا در ذهن خود می آوریم. حال اگر این صورت مادی باشد، باید به همان اندازه جای بگیرد. وقتی به همان اندازه اصلی فرد خارجی اش(محکی خارجی اش) جای نمیگیرید، متوجه میشویم که آن صورت مادی نیست و مجرد است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aminjet نمایش پست ها
    اگر صورتهای حسی هم مجرد باشند، چگونه توسط اندام حسی ایجاد می شودند؟ چون ما بر اساس علوم تجربی آخرین چیزی که می دانیم این است که اندامهای حسی اطلاعات تصویری و صوتی و لمسی و ... را به پالس های الکتریکی یا ترشحات تنظیم شده ای از هورمون های شیمیایی تبدیل کرده و به مغز ارسال می کنند و در مغز نیز اطلاعات ارسالی به همین صورت در دسترس هستند. اما چه می شود که این پالسهای الکتریکی و شیمیایی توسط نفس مجرد قابل تفسیر می شود؟
    این تفسیر تنها تفسیر موجود در مورد نحوه ادراک انسان نسبت به حوادث وموجودات جهان محسوس نیست.
    این نگاه، نگاه فیزیکالیستی یا مستلزم آن است. به این معنا که تمام فرایند ادراک را فرایندی مادی معرفی میکند وجایی برای تجرد باقی نمیگذارد درحالیکه این نگاه اشکالاتی دارد که در دلایل تجرد صورت های حسی مطرح شده است.
    بنابراین این تنها نگاه نیست و از قدیم الایام این مسئله دغدغه اصلی فیلسوفان بوده است و در چند قرن اخیر، معرفت شناسان بخش عمده ای از مباحث خود را به این امر و تحلیل فرایند ادراک معطوف کرده اند.
    قبل از جناب صدرا، فلاسفه معتقد بودن که احساس و ادراک حسی به این صورت است که حس وحواس، صورت محسوس را از ماده و مادیات مجرد میکند. البته به حالتی که همراه با عوارضش است و به عنوان صورت حسی در حافظه نگاه میدارد. آنگاه قوه خیال، آنرا که از حافظه برمیدارد و قدری بیشتر مجرد میکند و عوارض مادی اش را نیز برمیدارد وجدا میکند و به عنوان صورت خیالی به مخزن مخیله میفرستد.
    اما ملاصدرا معتقد است که در تمام ادراک های حسی، نفس انسان، صورتی مجرد و نورانی شبیه با صورت حسی خارجی در ساحت ذهن ایجاد میکند که به واسطه آن صورت ادراکی مجرد، فرایند ادراک محقق میشود. صورت حسی خارجی نیز صرفا نقش ابزار و زمینه ساز جهت ایجاد و خلق این صورت مجرد را ایفا میکند نه اینکه آن وارد ذهن شود.(1)


    ــــــــــــــــــــ
    1. نهایه الحکمه، محمد حسین طباطبایی، مرحله 11، فصل اول، ص293-297(نشر اسلامی، چاپ 16)
    2. اسفار اربعه، ملاصدرای شیرازی، ج8، ص212و 213(چاپ بنیاد حکمت صدرا)


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    با سلام و تشکر

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با توجه به نظریه «النفس فی وحدتها کل القوی» که جناب صدرا مطرح و تبیین کرده است، درست است که نفس وحدت دارد و کثیر نیست، اما درعین حال، از انجا که نفس بسیط و مجرد است، جا و مکان محدودی ندارد تا بخواهد در یک بخش از بدن(مثلا مغز) احاطه شود و از سایر اندام ها اطلاعی نداشته باشد، بنابراین، در همان لحظه ای که اندام حسی در حال دریافت صورتهای حسی از جهان خارج است، نفس به آن احاطه دارد. اصولا دستور انجام این کار از سوی نفس صادر شده است، پس در همان لحظه دریافت، نفس نیز حضور دارد و نسبت به آن صورت آگاهی مییابد.
    با فرض احاطه نفس باز هم تباین برقرار است. البته اگر منظورتان از احاطه به نحو حاکمیت باشد.
    اما اگر اجزای مادی بدن را تصویری یا تجلیی از نفس مجرد که متناسب با خواص این جهان، به خود نفس و سایر نفوس عرضه می شود می دانید، آری تباینی وجود ندارد و مسئله حل می شود.ولی باید برویم سر اثبات همین که : بدن مادی تصویر یا تجلی نفس است در عالم محسوسات.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    یک نشانه و موید واضح برای این مطلب که آنرا برای انسان قابل فهم میکند، آن است که ما در درون خود صورتهایی از موجودات و اشیای بسیار بزرگ را درک میکنیم. مثلا با نگاه به دریا، صورتی از آنرا در ذهن خود می آوریم. حال اگر این صورت مادی باشد، باید به همان اندازه جای بگیرد. وقتی به همان اندازه اصلی فرد خارجی اش(محکی خارجی اش) جای نمیگیرید، متوجه میشویم که آن صورت مادی نیست و مجرد است.
    نفس ما در اولین برخوردش با جهان خارج، خودِ اشیای خارج را با سایر اشیای خارج مقایسه می کند. و بزرگ و کوچک برای او مفهومی نسبی است. پس معیاری برای مقایسه و سنجش در اختیار ندارد جز خود اشیا. پس اشکالی هم پیش نمی آید اگر تصویری کوچکتر اما مشابه جهان خرج در نفس (به فرض مادی بودن نفس) ایجاد شده باشد. یا تبدیلاتی صورت گرفته باشد و آن تصاویر به شکل پالس های الکتریکی موجود باشند و تصویری که ما از جهان خارج داریم در واقع ترجمه و تفسیر نفس از این پالس ها باشد و نه صورت واقعی آن ها در خارج از ذهن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    این تفسیر تنها تفسیر موجود در مورد نحوه ادراک انسان نسبت به حوادث وموجودات جهان محسوس نیست.
    این نگاه، نگاه فیزیکالیستی یا مستلزم آن است. به این معنا که تمام فرایند ادراک را فرایندی مادی معرفی میکند وجایی برای تجرد باقی نمیگذارد درحالیکه این نگاه اشکالاتی دارد که در دلایل تجرد صورت های حسی مطرح شده است.
    موضوع این نیست که این تفسیر تنها تفسیر هست یا نه. موضوع این است که این اتفاقات رخ می دهد و چه نیازی است که رخ بدهد!!
    چه نیازی است که تصویر اشیاء از طریق عدسی چشم بر روی شبکیه منعکس شود و سلولهای حساس به نور را به نحو خاصی تحریک کند و سایر ماجرا؟
    اگر خود نفس مستقیماً باخبر از صورت اشیا خارجی است و صورت ذهنی مشابه آن ها را خودش انشا می کند که ادراکش کند، چه نیازی به رخ دادن آن فعل و انفعالات مادی است؟
    آیا آن فعل و انفعالات مادی، تجلی فعل نفس در هنگام اتحادش با صورت معلومات خارجی در جهان مجرد است و ظاهری بیش نیست؟!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما ملاصدرا معتقد است که در تمام ادراک های حسی، نفس انسان، صورتی مجرد و نورانی شبیه با صورت حسی خارجی در ساحت ذهن ایجاد میکند که به واسطه آن صورت ادراکی مجرد، فرایند ادراک محقق میشود. صورت حسی خارجی نیز صرفا نقش ابزار و زمینه ساز جهت ایجاد و خلق این صورت مجرد را ایفا میکند نه اینکه آن وارد ذهن شود.(1)
    در نگرش مادی، و همچنین آنچه ما تجربه می کنیم ادراک به این صورت است که انگار دنیای خارج ما را وادار به ادراک خود می کند. یعنی دنیای خارج است که خود را به ما می نمایاند و اگر ما توجه خود را به آن معطوف کنیم از طریق یکی از قوای حسی یا ترکیبی از آن ها دست به ادراک می زنیم. و مثلاً فتون های نور فرستاده شده از اشیا را تفسیر کرده و تصویری از آن شیء در نفس خود می سازیم.
    در نگرش ملاصدرا مسئله چگونه است؟
    آیا دنیای خارج نفس را به خود فرا می خواند و نفس در صورت توجه صورت مشابه آن ها را در خود ایجاد می کند؟ اگر بین نفس و جهان خارج تباین برقرار است چگونه این ارتباط رخ می دهد. چگونه نفس و دنیای خارج از هم خبردار می شوند.
    قبل از این که نفس اراده به انشا صورت ها بکند باید از وجود اشیاء خارج با خبر باشد.

    با تشکر
    ویرایش توسط aminjet : ۱۳۹۴/۰۳/۰۲ در ساعت ۰۸:۲۲
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    جمع بندی




    پرسش:
    برای اثبات خدا از نظر تجربی و عقلی، نیاز به یک سری مبادی شناخت شناسی داریم که در ادامه ذکر میشود. آیا این مبادی صحیح است؟
    1. علم حضوری به مصادیق: انسان ابتدا بی‌واسطه حواس و خاطرات را درک می‌کند. شامل شادی و غم و علاقه و نفرت. این‌ها مساله‌ساز شده و مراحل زیر لازم می‌شود.
    2. علم تجربی به جزئیات: سپس با تجرید اشیاء را تجسم می کند و با مشاهده رویدادها را تجربه می‌کند.
    3. علم تجربی به کلیات: سپس با تعمیم توصیفش از اشیاء، مفاهیم را تعریف می‌کند. همچنین با استقراء آماری* اصول عقلی و نظریات را انتزاع می‌کند. شامل بدیهیات تجربی**
    4. علم عقلی به کلیات: سپس با تجریه و ترکیب تعاریف، مفاهیم را ربط می‌دهد. همچنین با تحلیل‌هایی شامل استدلال و برهان ریاضی، قضایا را اثبات می‌کند. شامل بدیهیات عقلی**
    5. علم عقلی به جزئیات: سپس با تخصیص، اشیاء را تصور می‌کند. همچنین با استنتاج‌هایی شامل قیاس استثنایی و اقترانی به تصدیق احکام می‌رسد.
    6. علم عقلی به مصادیق: در نهایت به بینش (پیش‌بینی، خوش‌بینی، بدبینی، امید و بیم) نسبت به محسوسات و مخاطرات (مانند معاد) دست می‌یابد.
    7. بدیهیات را چنین تعریف کرده اند: گزاره‌ای که به محض تصور صحیح توسط ذهن تصدیق شود. خصوصا گزاره‌های کلی

    پاسخ:
    باسلام


    در مورد مقدمه اول، باید گفت
    اولا: علم حضوري منحصر در این موارد نیست. و اینها تازه یک دسته از آگاهی های حضوری است.
    ثانیا: آگاهی حضوری ادراکی درونی است و هر فرد خودش تنها میتواند ادعای آنرا داشته باشد و به همین جهت تنها برای خود او حجیت دارد و کسی نمیتواند آنرا برای دیگری انکاری یا اثبات کند.(1)

    در مورد مقدمه دوم، درست است که ادراک تجربی به جزییات تعلق میگیرد، ولی تجرید و تجسم مربوط به عقل است نه ابزارهای ادراک حسی. چون اندام های حسی به هیچ وجه قدرت تحلیل و ادراک راندارند و این کارها صرفا مربوط به نفس و ذهن انسان است.

    اشکال مقدمه سوم این است که:
    اولا: علم تجربی هیچ ربطی به کلیات ندارد. زیرا نه اندام حس ظاهری کلی یابی داریم و نه تجربیات و امور تجربی کلی هستند.
    ثانیا: تعمیم و تعریف و استقراء و انتزاع مربوط به نفس است نه اندام حسی و ادراک تجربی.
    ثالثا: اصول عقلی از راه تجربه به دست نمی آید. بلکه صرفا دو دسته از قضایای بدیهی( محسوسات و مجربات) است که عقل با مدد گرفتن از اندام حس ظاهری عمل ادراک را انجام میدهد. در محسوسات، صرفا انتقال به ذهن صورت میگیرد و در مجربات، تکرار نیز ضمیمه آن میشود و با مقایسه موارد تکرار شده یک حکم کلی تر به دست می آید.

    در مودر مقدمه پنجم:
    ادراک جزییات در حیطه حس است نه عقل و عقل به تنهایی توان درک جزییات را ندارد، بلکه به کمک ابزار حس، این امور را درک میکند.

    در مورد مقدمه 6، اگر منظور شما از جزئی، امری ذهنی باشد که قابل صدق بر بیش از یک مصداق نیست، تفکیک آن از مصداق صحیح است ولی باتوجه به اینکه در این بیان، علم به جزیی را تصور اشیای خارجی میدانید، همین نشان میدهد که مراد شما از جزیی، همان مصداق است. پس تفکیک بین مقدمه 5 و 6 ناصحیح است.

    در مورد مقدمه 7،
    تعریف بدیهی درست نیست. این تعریف مربوط به اولیات استُ‌آن هم ناقص.
    بدیهی یا تصور است یا تصدیق.
    تصور بدیهی به تصوری گفته میشود که برای ایجاد آن نیازی به هیچ تصور دیگری نداریم.
    تصدیق بدیهی نیز تصدیقی است که برای قبول آن نیازی به استدلال و یا زحمت استدلال(تجسم استدلال) نیست. یعنی لازم نیست قیاس مستقلی برای آن ایجاد کنیم تا قبولش درست باشد.
    تصدیق بدیهی بر چند قسم است و در طول تاریخ بدیهی و بدیهیات دچار سیر تطور زیادی شده است.(2)
    در نگاه فلاسفه اسلامی ۶ نوع قضیه بدیهی داریم.


    موفق باشید.
    ــــــــــــــ
    1.
    ر.ک: درآمدی بر نظام حکمت صدرائی، عبدالرسول عبودیت، ج3، فصل هشتم(تهران، نشر سمت، 1386
    2.
    ر.ک: بدیهی و نقش آن در معرفت شناسی، عباس عارفی، فصل3و4
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۱:۰۹
    درخواست برهان برای وجود خدا با مبادی محکم

  20. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود