جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211

    اشاره هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟




    سلام ...

    هدف خدا از بیان داستانهایی زیبا مانند داستان حضرت یوسف چی هست ؟؟؟
    اگر من هم در شرایط حضرت یوسف باشم و از مهلکه فرار کنم ... درها برام باز میشن ؟؟؟ باز نمیشن ؟؟؟ فقط برای حضرت یوسف باز میشن ؟؟؟

    این داستان به چه دردی میخوره ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    آیا میشه ازش نتیجه گرفت که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا درها رو برام باز میکنه ؟؟؟
    اگر درها بسته موند چی ؟؟؟


    هدف خدا از بیان داستان حضرت موسی چی هست ؟؟؟
    اگر من هم بخاطر مشگلاتم از دست حاکم ظالم فرار کنم خدا برام رود نیل رو باز میکنه ؟؟؟
    نمیکنه ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    اگر باز نکرد چه نتیجه ای میتونم بگیرم ؟؟؟


    با تشکر از پاسخگویی شما !!!!
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۷:۳۸

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست





    هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟








    کارشناس بحث: استاد عمار


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    هدف خدا از بیان داستانهایی زیبا مانند داستان حضرت یوسف چی هست ؟؟؟
    با سلام و ادب
    در رابطه با سوال شما قبلا در این تاپیک پاسخ داده شده است که اشاره کلی به هدف از بیان داستان های قرآنی شده است.
    http://www.askdin.com/thread44350.html


    اما بخصوصه در مورد سوره یوسف هدف اصلی این سوره در آیات زیر بیان شده:
    وَ كَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَليمٌ حَكيمٌ (1)
    و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد به يقين، پروردگار تو دانا و حكيم است!»
    وَ َ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى‏ أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون (2)
    و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم! (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.
    مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون (3)
    «پناه مى‏برم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است مقام مرا گرامى داشته، (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلّماً ظالمان رستگار نمى‏شوند!»
    كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين (4)
    اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.
    ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَني‏ رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائي‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (5)
    اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است. ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‏كنند.
    وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ (6)
    و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم، كه هر جا مى‏خواست در آن منزل مى‏گزيد (و تصرّف مى‏كرد)! ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مي بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم!
    إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون (7)
    من غم و اندوهم را تنها به خدا مى‏گويم (و شكايت نزد او مى‏برم)! و از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد!
    يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُون (8)
    پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!
    أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخي‏ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنين (9)
    (آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند.
    رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‏ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‏ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ (10)
    پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما!
    پی نوشت ها:
    1. یوسف (12) آیه 6.
    2. همان، آیه 21.
    3. همان، آیه 23.
    4. همان، آیه 24.
    5. همان، آیه 37-38.
    6. همان، آیه 56.
    7. همان، آیه 86.
    8. همان، آیه 87.
    9. همان، آیه 90.
    10. همان، آیه 101.
    منبع: pasokhgoo.ir

    هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    اگر من هم در شرایط حضرت یوسف باشم و از مهلکه فرار کنم ... درها برام باز میشن ؟؟؟ باز نمیشن ؟؟؟ فقط برای حضرت یوسف باز میشن ؟؟؟

    این داستان به چه دردی میخوره ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    آیا میشه ازش نتیجه گرفت که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا درها رو برام باز میکنه ؟؟؟
    اگر درها بسته موند چی ؟؟؟
    طبق پاسخ و لینکی که خدمتتون دادم به پاسخ خواهید رسید. بله ما افرادی رو داشتیم مثل حضرت یوسف که وقتی از صحنه گناه فرار کردند خداوند عنایتی هایی به اون شخص کردند.
    حالا اگر در بسته موند یا ... بحث های اخلاقی هست که باید جداگانه مطرح کنید نا حکمت ها و فلسفه اون بیان شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    هدف خدا از بیان داستان حضرت موسی چی هست ؟؟؟
    اگر من هم بخاطر مشگلاتم از دست حاکم ظالم فرار کنم خدا برام رود نیل رو باز میکنه ؟؟؟
    نمیکنه ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    اگر باز نکرد چه نتیجه ای میتونم بگیرم ؟؟؟
    این مورد هم مثل مورد بالا می باشد.

    هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    سلام ...

    هدف خدا از بیان داستانهایی زیبا مانند داستان حضرت یوسف چی هست ؟؟؟
    اگر من هم در شرایط حضرت یوسف باشم و از مهلکه فرار کنم ... درها برام باز میشن ؟؟؟ باز نمیشن ؟؟؟ فقط برای حضرت یوسف باز میشن ؟؟؟

    این داستان به چه دردی میخوره ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    آیا میشه ازش نتیجه گرفت که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا درها رو برام باز میکنه ؟؟؟
    اگر درها بسته موند چی ؟؟؟


    هدف خدا از بیان داستان حضرت موسی چی هست ؟؟؟
    اگر من هم بخاطر مشگلاتم از دست حاکم ظالم فرار کنم خدا برام رود نیل رو باز میکنه ؟؟؟
    نمیکنه ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    اگر باز نکرد چه نتیجه ای میتونم بگیرم ؟؟؟
    سلام علیکم ورحمه الله
    در مورد هدف خداوند بعید می دونم کسی جواب قطعی بده, نه تنها در مورد این داستانها بلکه در مورد تک تک سوره ها و آیات و حتی کلمات و ترتیب آنها و .....چرا که ما مو می بینم و خدا ....
    از طرفی بنا بر حکیم بودن خداوند قطعا اهداف درستی در آنها هست.
    ولی یک نکته قطعیت داره که آن هم خود خداوند در مورد قرآن فرموده, و آن هم اینه که این کتاب برای هدایت ما انسانهاست....ذالک الکتاب و لاریب فیه هدی للمتقین....بنابراین میشه گفت که هدف نهائی از ذکر این داستانها , هدایت انسانهاست..ولی هر کسی به اندازه و ظرفیت خودش از این دریای بیکران برداشت میکنه.....مثلا علی (ع) از یک آیه : الله الصمد یک برداشتی دارد و بنده حقیر هم یک برداشت.
    و همینطور در مورد داستانها.
    مثلا شما ممکنه در مورد داستان "چوپان دروغگو " و یا "زندگی پینوکیو" بتونید 10 صفحه مطلب اجتماعی یا عرفانی بنویسید ولی یک کودک 7 ساله فقط در حد همون داستان چند خط بتونه بنویسه...
    -----------
    در مورد اینکه آیا ما هم اگر مثلا بر شهوتمون غلبه کنیم همان اتفاقات یوسف ع برامون رخ میده هم باید به نکاتی توجه کرد:
    1-اینجا هدف خداوند صرف نشان دادن یک شعبده بازی نیست بلکه فلسفه این اتفاق میتونه همون فلسفه معجزاتی باشه که برای همه پیامبران اتفاق می افتاد.مثلا اولین بار که موسی علیه السلام عصایش به مار تبدیل شد هم مگر کاری کرده بود؟(البته اینکه بنده ای بوده که شایسته نبوت بشه را منظورم نیست).
    ایشان و یا حضرت یوسف و عیسی و ایوب و ....علیهم السلام,همگی ابتدا ظرفیت نبوت و معجزه دار شدن را در خود ایجاد کرده بودن و بعد به آنها وحی و معجزه عطا شده است.
    یعنی اینطور نبوده که به صرف فقط غلبه بر شهوت و یا فرار از ظالم و ....برای انسان معجزه رخ بده......بلکه این حالت هم به شرایط درونی فرد (گذشته,حال و آینده) او ربط داره و هم به حکمت خداوند در آن مورد خاص.
    2- یک مثال دیگه اینکه مثلا 3 نوع ماشین پراید, پژو و بنز را در نظر بگیرید, اگر این 3 ماشین در یک محل توقف کنند و داخل هر سه آنها 20 لیتر بنزین (مشابه) بریزیم و با هم شروع به حرکت کنند,
    آیا بعد از نیم ساعت اینها در یک موقعیت هستند؟
    نیستند؟
    اگر نیستند چه نتیجه ای میشه گرفت؟
    موفق باشید

    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها

    با سلام و ادب
    در رابطه با سوال شما قبلا در این تاپیک پاسخ داده شده است که اشاره کلی به هدف از بیان داستان های قرآنی شده است.
    http://www.askdin.com/thread44350.html


    اما بخصوصه در مورد سوره یوسف هدف اصلی این سوره در آیات زیر بیان شده:
    وَ كَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَليمٌ حَكيمٌ (1)
    و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد به يقين، پروردگار تو دانا و حكيم است!»
    وَ َ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى‏ أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون (2)
    و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم! (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.
    مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون (3)
    «پناه مى‏برم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است مقام مرا گرامى داشته، (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلّماً ظالمان رستگار نمى‏شوند!»
    كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين (4)
    اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.
    ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَني‏ رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائي‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (5)
    اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است. ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‏كنند.
    وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ (6)
    و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم، كه هر جا مى‏خواست در آن منزل مى‏گزيد (و تصرّف مى‏كرد)! ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مي بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم!
    إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون (7)
    من غم و اندوهم را تنها به خدا مى‏گويم (و شكايت نزد او مى‏برم)! و از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد!
    يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُون (8)
    پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!
    أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخي‏ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنين (9)
    (آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند.
    رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‏ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‏ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ (10)
    پروردگارا! بخشى (عظيم) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما!
    پی نوشت ها:
    1. یوسف (12) آیه 6.
    2. همان، آیه 21.
    3. همان، آیه 23.
    4. همان، آیه 24.
    5. همان، آیه 37-38.
    6. همان، آیه 56.
    7. همان، آیه 86.
    8. همان، آیه 87.
    9. همان، آیه 90.
    10. همان، آیه 101.
    منبع: pasokhgoo.ir
    سلام جناب عمار خسته نباشید ... آیاتی رو که شما نوشتین رو من خوندم ... ولی بام نفهمیدم ...

    اینکه خدا به حضرت یوسف تعبیر خواب رو یاد داد به چه درده من میخوره ...
    یا اینکه حصرت یوسف از مهلکه فرار کرد و دربها براش باز شد به چه درده من میخوره ...

    من میخوام بدونم از داستان حضرت یوسف میتونم چه نتیجه ای بگیرم ...

    1- آیا میتونم نتیجه بگیرم که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا به من عزت و جلال میده ؟؟؟

    اگر نمیده ... به نظر شما این آیات یه جور بد آموزی نیستش ... یه جور وعده و وعید الکی نیستش ؟؟؟


    خوب وقتی من یه قرصی رو میخورم حقم هستش که بدونمچه اثرات جانبی داره ... و این مساله رو در درون برگه ای که با دارو میدن اطلاع میدن ...
    یا اینکه وقتی یه شعبده با یا کسی که در درون سیرک بازی میکنه ... دست به عملی میزنه ... از مردمخواهش میکنه که اون عمل رو انجام ندن ... چون ممکن هست با اثرات سو اون روبرو بشن ...


    به نظره شما بهتر نبود خدا یه جوری به بنده هاش میگفت ... حالا من یه داستان براتون تعریف کردم ... ولی فکر نکنین برای شما هم دربها باز میشن ...
    بهتر نبود به بنده هاش میگفت دنبال تعبیر خواب و از این جور چیزا نباشین ...

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    اینکه خدا به حضرت یوسف تعبیر خواب رو یاد داد به چه درده من میخوره ...
    یا اینکه حصرت یوسف از مهلکه فرار کرد و دربها براش باز شد به چه درده من میخوره ...

    من میخوام بدونم از داستان حضرت یوسف میتونم چه نتیجه ای بگیرم ...

    1- آیا میتونم نتیجه بگیرم که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا به من عزت و جلال میده ؟؟؟

    اگر نمیده ... به نظر شما این آیات یه جور بد آموزی نیستش ... یه جور وعده و وعید الکی نیستش ؟؟؟
    با سلام
    آیات قرآن بطون زیادی دارد که بعضی از آن ها بر ما مشخص است.
    شما باید پیام های آیه در تفسیر نور آقای قرائتی هست ببینید متوجه میشید. ذکر همه پیام اینجا ممکن نیست و خودتون باید مطالعه کنید.
    اما این آیات به این معنی هست که خدا هر کسی را که بخاطر او گناه نکند عزت و مقام می دهد.
    قرار نیست همیشه و همه جا یک نتیجه باشه و بستگی به موارد و شرایط پاداش خدا فرق می کند.

    هدف خدا از بیان داستانهای زیبا در قرآن چیست؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    سلام ...
    هدف خدا از بیان داستانهایی زیبا مانند داستان حضرت یوسف چی هست ؟؟؟
    اگر من هم در شرایط حضرت یوسف باشم و از مهلکه فرار کنم ... درها برام باز میشن ؟؟؟ باز نمیشن ؟؟؟ فقط برای حضرت یوسف باز میشن ؟؟؟
    این داستان به چه دردی میخوره ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    آیا میشه ازش نتیجه گرفت که اگر من هم از مهلکه فرار کنم خدا درها رو برام باز میکنه ؟؟؟
    اگر درها بسته موند چی ؟؟؟
    هدف خدا از بیان داستان حضرت موسی چی هست ؟؟؟
    اگر من هم بخاطر مشگلاتم از دست حاکم ظالم فرار کنم خدا برام رود نیل رو باز میکنه ؟؟؟
    نمیکنه ؟؟؟
    چه نتیجه ای میشه ازش گرفت ؟؟؟
    اگر باز نکرد چه نتیجه ای میتونم بگیرم ؟؟؟
    با تشکر از پاسخگویی شما !!!!
    سلام علیکم
    برای هر یک از حضرت یوسف و حضرت موسی دو مشکل بوجود آمد و خداوند یکی از دو مشکل را سریع و دیگری را با کندی حل نمود.
    مشکل حضرت یوسف را در درگیری زلیخا با او سریعا حل نمود. ولی نجاتش از زندان با تأخیر صورت گرفت.
    مشکل حضرت موسی را در نجات بنی اسرائیل از چنگ فرعون سریعا حل نمود ولی نجاتش از دست فرعون وقتی که یکی از آنها را در شهر کشته بود با تأخیر صورت گرفت.
    این که خداوند مشکل انسانها را چگونه حل می کند، قانونی ثابت دارد. این قانون بارها و بارها در قرآن ذکر شده است و بر اساسش قصه های واقعی هم تعریف شده است.
    مهم آن است که ما مشکل خود را بتوانیم تطبیق بدهیم با یکی از مشکلاتی که در قصه های قرآن آمده است و بعد ببینیم آن مشکل چگونه رفع شده است و آن شرائط را برای خود نیز فراهم کنیم آن وقت یقین داشته باشیم خداوند دعای ما را مستجاب می کند.
    مثلا درباره مشکل حضرت یوسف با زلیخا مسئله عزت حضرت مطرح بود. این چیزی نبود که بشود آن را به تأخیر انداخت. مؤمن هر بلایی سرش بیاید دچار آزمون بی آبرویی نمی شود. زلیخا می خواست تعرض جنسی کند به یکی از پاکان از بندگان خداوند و خداوند غیرت دارد نمی گذارد این اتفاق بیافتد.
    هر انسانی که بخواهد از پاکی خود دفاع کند، خداوند قطعا به او کمک می کند: إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ (حج: 38) خداوند از آنها که مؤمن باشند دفاع می کند ولی آنهایی را خائن باشند و ناسپاس دوست ندارد و از آنها دفاع نمی کند.
    ولی مشکل زندان ایشان. حضرت یوسف خودش به خداوند گفته بود که من زندان را از آنچه این زنان شهوتران از من می خواهند بیشتر دوست دارم. (یوسف: 33) حضرت یوسف می توانست بگوید: خدایا من را از شر این زنان و پیغام پسغام هایی که می فرستند خلاص کن! لازم نبود بگوید من زندان را بیشتر دوست می دارم. (تفسير القمي، ج‏1، ص: 354)
    بالاخره وقتی ایشان به زندان افتاد زندانیان که رفتارهای نیکویی از او دیدند دو نفر از آنها گفتند ما تو را انسان نیکوکاری می بینیم خوابمان را برایمان تعبیر کن!
    خداوند که قبلا تعبیر خواب را به او آموخته بود ایجا بکارش آمد. ولی باز حضرت یوسف دچار ترک اولی شد. (سکوت را که سزاوار انجام بود ترک کرد.). بهتر بود ایشان سکوت کند و به آن زندانی که قرار بود آزاد شود نگوید: «من را نزد اربانت یاد کن!» زیرا آن زندانی قطعا حضرت را نزد ارباش یاد می کرد. این سخن لغزشی از طرف حضرت بود. و بوی ضعف توحید از آن استشمام می شد. (تفسير القمي، ج‏1، ص: 344)
    بعد از آن باز چند سالی دیگر در زندان ماند. فرعون خوابی دید، کسی از تعبیر خواب او بر نیامد. بالاخره قرار شد حضرت یوسف آن خواب را تعبیر کند ولی ایشان شرط تعبیر خواب را بررسی پرونده اش قرار داد. شاهدها آمدند و تهمتی که به ایشان وارد شده بود رفع گردید و ایشان از زنان آزاد شد و باقی ماجرا!
    واقعا این قسمت از قصه حضرت یوسف و نیز دیگر قسمتها درس آموز برای همه انسانها در همه زمانها نیست؟!
    وقتی برادران حضرت یوسف، او را شناختند خداوند از قول ایشان می فرماید:
    مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ‏ (یوسف: 90) حضرت یوسف بخوبی تقوا بخرج داد زود هم ثمرش را دید. در میانه سالهای زندان از خود بی صبری نشان داد ثمرش را دید. در برخورد با برادران از خود صبوری بخرج داد و آنها را بخشید، ثمرش را دید. آیا خداوند با پیامبرش پارتی بازی کرد؟ تفاوتی بین او دیگر بندگانش قائل می شود؟ هرگز!
    اما دو مشکل حضرت موسی.
    مشکل نخست او:
    وقتی فرعونیان در تعقیب حضرت موسی بخاطر این که ایشان یکی از آنها را کشته بود، بر آمدند ایشان ترسان از شهر خارج شد. و می فرمود: خدایا من را از قوم ستمگر نجات بده! (قصص: 21) ولی خداوند نیل را برای ایشان نگشود. ایشان رفت و رفت تا به چاه مدین رسید، آنجا به دخترانی که برای آب دادن به گوسفندانشان آمده بودند کمک کرد و بعد به سایه دیواری رفت و گفت که خدایا به هر چه برایم بفرستی محتاجم. (قصص: 24) در روایات است یعنی به قطعه نانی محتاجم!
    حضرت موسایی که در ناز و نعمت زندگی کرده بود آنقدر زندگی برای ایشان سخت شد که حتی محتاج تکه نانی شد ولی از دختران پولی برای کاری کرده بود طلب نکرد.
    فقطب بع سایه دیواری رفت از خداوند درخواست کمک کرد. دختران که هم که آمدند سراغش تا او را نزد پدر خود ببرند از خود چشم پاکی نشان داد و گفت که آنها از پشت سر او بیایند و برای این که راهنماییش کنند نسبت به راست و چپ جاده ریگی به یکی از دو طرف بیاندازند. (تفسير القمي، ج‏2، ص: 138)
    بالاخره حضرت موسی این چنین مشکلش حل شد و داماد حضرت شعیب شد و بعد هم دیگر ماجرا.
    مشکل دوم حضرت موسی (نجات بنی اسرائیل از دست فرعون):
    اگر کسی امتی را بخواهد از چنگال فروعنی نجات دهد و قصدش از اینکار فقط و فقط نجات آنها باشد نه این که بخواهد خودش جای فرعون را بگیرد، خداوند موانع را از سر راه او بر می دارد.
    مگر حضرت امام خمینی مردم ایران از دست شاه، ژاندارم منطقه، دارای پنجمین ارتش جهان، و مخوف ترین سازمان امنیت (ساواک) نجات نداد. چرا گاندی را مثال نزنیم که مسلمان هم نبود ولی در نجات مردم هند از دست انگلیسها خلوص داشت. مگر خداوند به او کمک نکرد؟!
    اصلا کدام قصه در قرآن است که نشود برای زندگی خودمان از آن درس نگیریم! جدای از تصریحات قرآن در این باره تجربیات زندگی شخصی من هم تصدیق می کند این حقیقت را که خدای حضرت یوسف و حضرت موسی، خدای من هم هست با همان مهربانی و با همان حکمت. فقط بحث در این است که باید شرائط همانند باشد.



  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    در مورد هدف خداوند بعید می دونم کسی جواب قطعی بده!
    سلام علیکم
    هدف خداوند از بیان داستانها همان چیزی است که خداوند فرموده است.
    خداوند قصه های بسیاری از انبیاء را ذکر می کند و بعد می فرماید: کذلک نجزی المحسنین. (انعام: 84؛ یوسف: 22؛ قصص: 14؛ صافات: 80 و 105 و 110 و 121 و 131؛ مرسلات: 44)
    درباره قصه حضرت یونس تصریح می کند که: کذلک ننجی المؤمنین. (انبیاء: 88) یا در سوره یونس آیه 103 می فرماید: ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنينَ.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    ه تنها در مورد این داستانها بلکه در مورد تک تک سوره ها و آیات و حتی کلمات و ترتیب آنها و .....چرا که ما مو می بینم و خدا ....
    خداوند بارها و بارها در قرآن فرموده است که ما آیات خویش را روشن بیان نمودیم تا شما خوب فکر کنید، متذکر شوید، ایمان بیاورید، باور کنید و ... هنوز هم شما می فرمایید هدف خداوند از سوره ها و آیات معلوم نیست! اگر هدف معلوم نیست پس آیات بخوبی روشن نشده است!
    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    از طرفی بنا بر حکیم بودن خداوند قطعا اهداف درستی در آنها هست.
    این که ما بطور کلی بدانیم خداوند حکیم است ولی از درک حکمت او در داستانها و دیگر آیات قرآن سر نیاوریم این چگونه قابل جمع است. اصلا ما از کجا فهمیدم که خداوند حکیم است؟ خب یک قسمت مهمش از همین آیات قرآن فهمیدم دیگر!
    بر فرض که با دلائل عقلی کلیت حکمت خداوند را فهمیدم، ولی وقتی نتوانیم به صورت مصداقی آن را درک کنیم آن وقت چه توقعی است که به این نام نیکوی خداوند ایمان بیاوریم!
    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    ایشان و یا حضرت یوسف و عیسی و ایوب و ....علیهم السلام,همگی ابتدا ظرفیت نبوت و معجزه دار شدن را در خود ایجاد کرده بودن و بعد به آنها وحی و معجزه عطا شده است.
    شما فرض کنید اگر قرار باشد کسی عهده دار نجات گروه زیادی از انسانها از دست ستمگری باشد، آیا خداوند او را کمک نمی کند. اگر لازم باشد از کاری در حد اعجاز استفاده کند آیا استفاده نمی کند؟ آنهم فقط بخاطر این که این معجزه است؟ مگر معجزه اختصاص به انبیاء داشته است؟ بسیاری از استجابت دعاها و شفاها و نجات پیدا کردنها و حل شدن مشکلات معجزه است. رزمندگان اسلام در جبهه ها مگر کم معجزه دیدند؟! اصلا مگر بدون معجزه مردم کاری را به خود خداوند نسبت می دهند؟ خارج از این نظام علّی مادی بسیاری از اتفاقات می افتد که بشر حتی از تحلیل آنها عاجز است چه برسد بخواهد مانندش را بیاورد. خب معجزه یعنی همین!
    بله معجزاتی که خاص اثبات نبوت است معلوم است که مخصوص انبیاء است مثل مار شدن اژدها. حال نه این که کسی غیر از آنها توان انجامش را نداشته باشد قطعا بعضی از اولیاء خداوند در همین زمان هم امکان انجام آن را دارند ولی نیازی به انجامش نیست. ولی عبور از نیل که معجزه ای نبود که پیامبری حضرت موسی را اثبات کند. پیامبری ایشان قبلا ثابت شده بود و کسانی دنبال حضرت راه افتاد بدوند که ایشان را پیامبر می دانستند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    یعنی اینطور نبوده که به صرف فقط غلبه بر شهوت و یا فرار از ظالم و ....برای انسان معجزه رخ بده......بلکه این حالت هم به شرایط درونی فرد (گذشته,حال و آینده) او ربط داره و هم به حکمت خداوند در آن مورد خاص.
    هر کسی بخواهد تقوا داشته باشد خداوند به او کمک می کند. زیرا خودش فرموده است: «ان الله مع المتقین» خودش فرموده است: «ان الله یدافع عن الذین آمنوا» این معیّت و این دفاع را خداوند دارد حتی اگر قرار باشند کاری اعجازآور انجام دهد. که بسیار هم انجام داده است!
    نقل قول نوشته اصلی توسط عارف نمایش پست ها
    یک مثال دیگه اینکه مثلا 3 نوع ماشین پراید, پژو و بنز را در نظر بگیرید, اگر این 3 ماشین در یک محل توقف کنند و داخل هر سه آنها 20 لیتر بنزین (مشابه) بریزیم و با هم شروع به حرکت کنند,
    آیا بعد از نیم ساعت اینها در یک موقعیت هستند؟
    نیستند؟
    اگر نیستند چه نتیجه ای میشه گرفت؟
    بحث در ظرفیتهای کمالی و قدرت موتور رشد نیست بحث در استجابت دعا و حل مشکل و غلبه بر شیطان به کمک خداوند است. وقتی خداوند وعده استجابت دعا داده است وقتی خداوند وعده حل مشکلات انسانها را داده است، اسمی از قدرت موتور آنها نیاورده است و ظرفیت کمالی اشان را قید نزده است:
    وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره: 186)
    و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند!)
    موفق باشید!


  18. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود