صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟




    سلام

    اگر پذیرش دین و شریعت مبنای عقلی دارد
    1-چرا در دین دستوراتی مبنی بر عادت دادن کودکان به نماز و حجاب داریم در حالی که این امور باید فهم شود نه عادت

    2-چرا حکم امثال سلمان رشدی قتل است؟
    اگر دین دینداران به جای محکمی تکیه دارد چرا باید از امثال سلمان رشدی ها واهمه داشت و دستور قتل آنان را داد؟

    چرا دین عموم مردم اینقدر قابل زوال است؟
    دینی که مبنای آن وراثت فرهنگی باشد چه فرقی میکند که چه باشد؟
    و در آخر
    آیا همچین دینی مورد قبول درگاه خداوند است؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۲/۲۹ در ساعت ۰۲:۳۹

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام

    اگر پذیرش دین و شریعت مبنای عقلی دارد
    1-چرا در دین دستوراتی مبنی بر عادت دادن کودکان به نماز و حجاب داریم در حالی که این امور باید فهم شود نه عادت

    2-چرا حکم امثال سلمان رشدی قتل است؟
    اگر دین دینداران به جای محکمی تکیه دارد چرا باید از امثال سلمان رشدی ها واهمه داشت و دستور قتل آنان را داد؟

    چرا دین عموم مردم اینقدر قابل زوال است؟
    دینی که مبنای آن وراثت فرهنگی باشد چه فرقی میکند که چه باشد؟
    و در آخر
    آیا همچین دینی مورد قبول درگاه خداوند است؟

    با عرض سلام و احترام، و تشکر از سوال شما

    ابتدا بگذارید قسمت پایانی سوال شما بپردازیم، چرا که با پاسخ به آن، پاسخ دو سول اول نیز تا حدودی روشن خواهد شد:

    در زندگی ما مصالح و مفاسدی وجود دارد، احکام خداوند برای رسیدن به مصلحت ها و دور ماندن از مفسده ها است، یعنی دستورات اسلام تابع مصالح واقعی و تکوینی است، و بین آنها رابطه علیت برقرار است(مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج13، ص707) با این اوصاف حقیقتا شخص با اعتقاد، و عمل به آنها تکامل می یابد، ولو این اعتقاد بر پایه مبانی عقلی قوی نباشد، ولو ایمان آن فرد به خاطر عدم برخورد با شبهات مانده باشد، مانند کسی که به نسخه ای عمل می کند، اما از حکمت آن بی خبر است و فقط به خاطر اطمینان به پزشک است که این نسخه را پذیرفته، طبیعتا آن دارو اثر خودش را خواهد گذاشت، پس اصل ایمان و عمل به هر دلیلی که در فرد باشد موجب تکامل آن فرد می شود، مثلا محبت علی(ع) در قلب هر کسی باشد کار خود را خواهد کرد، نماز و سخن گفتن با خداوند، در درون هر فردی که ایمان داشته باشد تأثیرگذار خواهد بود، ولو شخص بر این محبت خویش به علی(ع)، و ایمان خودش به خداوند نتواند دلیلی ارائه کند. البته قبول داریم که این تکامل شدت و ضعف داشته و هرگز تکامل یک انسانی که ایمان او به خاطر اعتماد به عالمان دین است، با تکامل شخصی که خودش با دلیل و برهان به آن رسیده است، یکسان نیست.
    پس دین تقلیدی (اطمینان و باور قلبی ناشی از تقلید) نیز خالی از فایده نیست، چون اولا تأثیر اعتقادات و دستورات دین تکوینی بوده و همه را شامل می شود، و ثانیا در وراء همین ایمان تقلیدی نیز یک استدلال وجود دارد: "من به فلانی اعتماد دارم که کار بی دلیل و بی مبنایی را انجام نمی دهد، پس اگر او مسلمان است، لابد این دین، مبنای عقلانی دارد، یا اگر این دین، مبنایی نداشت، این همه پیرو نداشت". لذا چنین دینی نیز در سطح خود، پیش نظر خداوند ارزش و اهمیت دارد، پس نمی توان دین مثلا یک پیرمرد کشاورز روستایی را که دلیلی بر آن نداشته، اما نمازش را خوانده، روزه اش را گرفته، از حق الناس پرهیز کرده، قلبش مملو از محبت پیامبر(ص) و خاندانش بوده و... را مردود دانست، یقینا این دین موجب تکامل او شده است، او دینش را باور داشته، و هرگز در آن شک در دلش راه نداده که به دنبال تحقیق برود.

    پس هر کسی که دیندار است، ولو دینداری او تقلیدی باشد، یک مبنای حداقلی برای اعتقاد خویش دارد، و این در نظر اسلام مهم است، اگرچه اسلام خواهان بالاترین مرتبه عقلانیت در دینداری است، که شخص آنقدر در خصوص مبانی و پایه های ایمانش مستحکم باشد که با هیچ شبهه ای فرو نریزد، و دائما انسان ها را به آن دعوت کرده است، اما طبیعتا نمی تواند بی خیال این مبانی لرزان و ایمان های ضعیف شود، چرا که بودن آنها در هر صورت بهتر از نبودن است، و این یک قاعده عقلی روشن است. با توجه به اینکه عمده مردم به خاطر عوامل درونی و بیرونی، خود را از چنین ایمانی محروم خواهند نمود، اسلام نمیتوانست نسبت به مراحل پایین تر بی تفاوت باشد.

    با این مقدمات پاسخ دو سوال ابتدایی شما روشن خواهد شد:

    آشنا ساختن، و عادت دادن کودکان به حجاب و نماز، نه از این بابت است که اسلام خواهان احساسی بودن دین در آنهاست، بلکه خواهان حفظ این ایمان حداقلی است، با توجه به اینکه انسان گرایش های مختلفی دارد که گاهی در تضاد با گرایش های عقلانی اوست، مانند حس خودنمایی در مقابل حجاب، یا احساس تنبلی در قبال نماز، پس باید تا زمانی که گرایش های عقلانی او به اندازه کافی رشد می کند، با عادت دادن آنها به حجاب و نماز از مفسده ترک این امور پیشگیری کنیم، چرا که در صورت عادت کردن به ترک نماز و بدحجابی، و از آن طرف نبود عقلانیت دینی، برگرداندن شخصی که به ترک نماز و بدحجابی عادت کرده، بسیار دشوارتر است از عادت دادن یک کودک به نماز و حجاب.
    لذا هرگز اسلام از این که در کنار عادت دادن به نماز و حجاب، از مبانی عقلی دین، و فلسفه حجاب و نماز با کودکان سخن بگوییم نهی نکرده است، اما میگوید تا وقتی که او از طریق عقلانی دین را نپذیرفته رهایش نکن، تا حداقل از روی عادت حجاب را نگه داشته، و نماز را بپا دارد.

    و همچنین حکمت صدور فرمان قتل برای سلمان رشدی نیز روشن میشود، اسلام می داند که کسانی که دینشان مبتنی بر عقلانیت است از این آسیب ها در امانند، اما دین دینداران ضعیف النفس هم برایش مهم است، چرا که حفظ دین به همین اندازه هم به سرنوشت، و سعادت یا شقاوت آنها گره خورده است، لذا نگهداری و خواندن کتب ضاله را بر ایشان حرام نموده است(توضیح المسائل امام خمینی(ره)، ج ‏2، ص 1005، س 1325؛ أجوبة الاستفتاءات، ص 294، به نقل از اسلام کوئست)

    در حقیقت اسلام با بحث دینی در فضای عقلانی مخالف نیست، اما با غبار آلود کردن فضای فکری جامعه برای عوام، و عرفی سازی شبهات مخالف است، چرا که همان طور که عرض کردم بسیاری از انسان ها در خصوص مبانی عقلانی دینشان پیرو اسلام حقیقی نیستند، اما همین مقدار هم که اسلام آورده اند برای خداوند اهمیت دارد، لذا اگرچه آنها را به تحقیق بیشتر فرا می خواند، اما به از دست دادن این مبانی حداقلی نیز راضی نیست.

    یا علی(ع)

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۴/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۱:۱۰
    آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با عرض سلام و احترام، و تشکر از سوال شما

    ابتدا بگذارید قسمت پایانی سوال شما بپردازیم، چرا که با پاسخ به آن، پاسخ دو سول اول نیز تا حدودی روشن خواهد شد:

    در زندگی ما مصالح و مفاسدی وجود دارد، احکام خداوند برای رسیدن به مصلحت ها و دور ماندن از مفسده ها است، یعنی دستورات اسلام تابع مصالح واقعی و تکوینی است، و بین آنها رابطه علیت برقرار است(مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج13، ص707) با این اوصاف حقیقتا شخص با اعتقاد، و عمل به آنها تکامل می یابد، ولو این اعتقاد بر پایه مبانی عقلی قوی نباشد، ولو ایمان آن فرد به خاطر عدم برخورد با شبهات مانده باشد، مانند کسی که به نسخه ای عمل می کند، اما از حکمت آن بی خبر است و فقط به خاطر اطمینان به پزشک است که این نسخه را پذیرفته، طبیعتا آن دارو اثر خودش را خواهد گذاشت، پس اصل ایمان و عمل به هر دلیلی که در فرد باشد موجب تکامل آن فرد می شود، مثلا محبت علی(ع) در قلب هر کسی باشد کار خود را خواهد کرد، نماز و سخن گفتن با خداوند، در درون هر فردی که ایمان داشته باشد تأثیرگذار خواهد بود، ولو شخص بر این محبت خویش به علی(ع)، و ایمان خودش به خداوند نتواند دلیلی ارائه کند. البته قبول داریم که این تکامل شدت و ضعف داشته و هرگز تکامل یک انسانی که ایمان او به خاطر اعتماد به عالمان دین است، با تکامل شخصی که خودش با دلیل و برهان به آن رسیده است، یکسان نیست.
    پس دین تقلیدی نیز خالی از فایده نیست، چون اولا تأثیر اعتقادات و دستورات دین تکوینی بوده و همه را شامل می شود، و ثانیا در وراء همین ایمان تقلیدی نیز یک استدلال وجود دارد: "من به فلانی اعتماد دارم که کار بی دلیل و بی مبنایی را انجام نمی دهد، پس اگر او مسلمان است، لابد این دین، مبنای عقلانی دارد، یا اگر این دین، مبنایی نداشت، این همه پیرو نداشت". لذا چنین دینی نیز در سطح خود، پیش نظر خداوند ارزش و اهمیت دارد، پس نمی توان دین مثلا یک پیرمرد کشاورز روستایی را که دلیلی بر آن نداشته، اما نمازش را خوانده، روزه اش را گرفته، از حق الناس پرهیز کرده، قلبش مملو از محبت پیامبر(ص) و خاندانش بوده و... را مردود دانست، یقینا این دین موجب تکامل او شده است، او دینش را باور داشته، و هرگز در آن شک در دلش راه نداده که به دنبال تحقیق برود.

    پس هر کسی که دیندار است، ولو دینداری او تقلیدی باشد، یک مبنای حداقلی برای اعتقاد خویش دارد، و این در نظر اسلام مهم است، اگرچه اسلام خواهان بالاترین مرتبه عقلانیت در دینداری است، که شخص آنقدر در خصوص مبانی و پایه های ایمانش مستحکم باشد که با هیچ شبهه ای فرو نریزد، و دائما انسان ها را به آن دعوت کرده است، اما طبیعتا نمی تواند بی خیال این مبانی لرزان و ایمان های ضعیف شود، چرا که بودن آنها در هر صورت بهتر از نبودن است، و این یک قاعده عقلی روشن است. با توجه به اینکه عمده مردم به خاطر عوامل درونی و بیرونی، خود را از چنین ایمانی محروم خواهند نمود، اسلام نمیتوانست نسبت به مراحل پایین تر بی تفاوت باشد.

    با این مقدمات پاسخ دو سوال ابتدایی شما روشن خواهد شد:

    آشنا ساختن، و عادت دادن کودکان به حجاب و نماز، نه از این بابت است که اسلام خواهان احساسی بودن دین در آنهاست، بلکه خواهان حفظ این ایمان حداقلی است، با توجه به اینکه انسان گرایش های مختلفی دارد که گاهی در تضاد با گرایش های عقلانی اوست، مانند حس خودنمایی در مقابل حجاب، یا احساس تنبلی در قبال نماز، پس باید تا زمانی که گرایش های عقلانی او به اندازه کافی رشد می کند، با عادت دادن آنها به حجاب و نماز از مفسده ترک این امور پیشگیری کنیم، چرا که در صورت عادت کردن به ترک نماز و بدحجابی، و از آن طرف نبود عقلانیت دینی، برگرداندن شخصی که به ترک نماز و بدحجابی عادت کرده، بسیار دشوارتر است از عادت دادن یک کودک به نماز و حجاب.
    لذا هرگز اسلام از این که در کنار عادت دادن به نماز و حجاب، از مبانی عقلی دین، و فلسفه حجاب و نماز با کودکان سخن بگوییم نهی نکرده است، اما میگوید تا وقتی که او از طریق عقلانی دین را نپذیرفته رهایش نکن، تا حداقل از روی عادت حجاب را نگه داشته، و نماز را بپا دارد.

    و همچنین حکمت صدور فرمان قتل برای سلمان رشدی نیز روشن میشود، اسلام می داند که کسانی که دینشان مبتنی بر عقلانیت است از این آسیب ها در امانند، اما دین دینداران ضعیف النفس هم برایش مهم است، چرا که حفظ دین به همین اندازه هم به سرنوشت، و سعادت یا شقاوت آنها گره خورده است، لذا نگهداری و خواندن کتب ضاله را بر ایشان حرام نموده است(توضیح المسائل امام خمینی(ره)، ج ‏2، ص 1005، س 1325؛ أجوبة الاستفتاءات، ص 294، به نقل از اسلام کوئست)

    در حقیقت اسلام با بحث دینی در فضای عقلانی مخالف نیست، اما با غبار آلود کردن فضای فکری جامعه برای عوام، و عرفی سازی شبهات مخالف است، چرا که همان طور که عرض کردم بسیاری از انسان ها در خصوص مبانی عقلانی دینشان پیرو اسلام حقیقی نیستند، اما همین مقدار هم که اسلام آورده اند برای خداوند اهمیت دارد، لذا اگرچه آنها را به تحقیق بیشتر فرا می خواند، اما به از دست دادن این مبانی حداقلی نیز راضی نیست.

    یا علی(ع)

    سلام و تشکر
    اما عادت به حجاب و نماز فقط یه عادت است نه ایمان حداقلی
    من فکر میکنم پی بردن به حقانیت یک دین از راه عقلی کار بسیار دشوار و ناممکنی است...
    و از این رو است که اسلام به دنبال فرهنگسازی احکام و دستورات خود است نه ایجاد حق انتخاب.

    شما الآن به وضعیت امت اسلام نگاه کنید(امتی که دین را به ارث برده)...
    چه سعادتی؟چه وحدت و چه آخرتی؟

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اما عادت به حجاب و نماز فقط یه عادت است نه ایمان حداقلی
    من فکر میکنم پی بردن به حقانیت یک دین از راه عقلی کار بسیار دشوار و ناممکنی است...
    و از این رو است که اسلام به دنبال فرهنگسازی احکام و دستورات خود است نه ایجاد حق انتخاب.

    شما الآن به وضعیت امت اسلام نگاه کنید(امتی که دین را به ارث برده)...
    چه سعادتی؟چه وحدت و چه آخرتی؟
    با عرض سلام مجدد

    حرف شما تا حدودی درست است که اسلام با توجه به دشواری تشخیص دین حق به دنبال فرهنگسازی است، اما بدین معنا نیست که اسلام به دنبال دینداری مبتنی بر عقلانیت و دلیل نبوده و فقط به دنبال ایجاد فرهنگ و عادت های فرهنگی نیست، بلکه به دنبال هر دو است، یکی را ابتدای کار و حداقلی می داند، و دیگری را حداکثری و مرتبه عالی می داند، منظور بنده از ایمان یا دینداری حداقلی این است که بالاخره همین نماز و حجاب از روی عادت نیز تأثیر خود را هم الان(در کودگی) می گذارد، و هم در آینده و بزرگسالی که تأثیر آن بیشتر و بر پایه عقلانیت مضاعف قرار خواهد گرفت، لذا منعی ندارد، دقت بفرمایید اگرچه عبادت از روی تعقل بالاتر از عبادت از روی عادت است، اما هرگز اینطور نیست که عبادت از روی عادت ارزش درونی و تأثیر بیرونی نداشته باشد، بلکه عبادت در اسلام مراتبی دارد، مانند مراتب اخلاص، لذا عبادت از روی عادت هم از شانه انسان رفع تکلیف می کند، یعنی اگر کسی از روی عادت هر روز نمازش را می خواند، این نماز صحیح بوده و نیاز به قضا ندارد، یعنی از روی عبادت نبودن، شرط کمال عبادت است، نه شرط صحّت عبادت.

    پس روشن می شود اسلام در اصل به دنبال حق انتخاب است، اما از آنجا که معتقد است کودکی انسان ها در سرنوشت و آینده شان نقش دارد، معتقد نیست به خاطر اینکه فعلا توانایی و تحلیل عمیق اعتقادات را ندارند، باید از آنها دست برداشت،

    بله من هم با شما هم عقیده هستم که بسیاری از آثار اجتماعی و وضعیتی که جوامع اسلامی با آن دست به گریبان هستند ناشی از دین بدون پایه و تقلیدی دینداران است، تأکید اسلام نیز بر همین تقویت مبانی و نبیه اعتقادی دینداران است، اما به نظر شما اسلام در خصوص سایر دینداران باید چه می کرد؟ آیا می بایست دینشان را نادیده گرفته و آنها را از زمره دینداران خارج بداند؟ یا این که ایمان و عادت دینداری آنها را بپذیرد ولی آنها را به مراتب بالاتر فرا بخواند، پس نباید حمل بر این معنا شود که اسلام اصلا به دنبال کشف حقانیت دین نیست، این مطلب به طور صریح در آیات و روایات آمده است:
    «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه‏» (زمر-17 و 18)
    به بندگانم بشارت بده، آنان كه سخن را مى‏شنوند و از بهترينش پيروى مى‏كنند.
    «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرين‏» (آل عمان-85)
    و هركه جز اسلام، دينى طلب كند، هرگز از او پذيرفته نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است‏.

    علاوه بر این که وضعیت امت امروز جامعه، نه فقط به این خاطر است که دینشان تقلیدی است، بلکه دین را باور دارند، به بهشت و جهنم یقین دارند، اما محبت دنیا، لذت ها و زینت های فریبنده دنیا، نقد بودن ظاهری آن، تهاجم فرهنگی و نقش آن در ایجاد فضای فکری و ارزشی جامعه، و موارد این چنینی باعث شده است تا شهوت و غضب آنها بر عقلشان غالب گردد، لذا این غلبه شهوت و غضب بر عقل حتی در دیندارانی که با عقلانیت دین را پذیرفته اند نیز گاهی دیده می شود.

    با آرزوی موفقیت

    آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    پس روشن می شود اسلام در اصل به دنبال حق انتخاب است، اما از آنجا که معتقد است کودکی انسان ها در سرنوشت و آینده شان نقش دارد، معتقد نیست به خاطر اینکه فعلا توانایی و تحلیل عمیق اعتقادات را ندارند، باید از آنها دست برداشت،
    سلام
    ولی این کار باعث ایجاد تعصب کورکورانه در فرد میشه که نه تنها به خود فرد آسیب میزنه، بلکه به جامعه و امت اسلامم ضربه میزنه!!
    الان در جامعه ی ما زیادن افرادی که خودشون کوتاهی میکنن و بعد از شکست میگن حتما قسمت بوده!! بهشونم بگیم میگن کفر نگو یا من بزرگترم بهتر میفهمم و...!!
    اصلا خیلیا نمیدونن قضا و قدر چیه و زندگیشونو رو قضای خالی پیاده میکنن!!
    کاری ندارن مرجع چی میگه و...! دعای پولی رو راحت باور میکنن و اگه کسی 100میلیونم خرج مشکلش کنه میگن نه این تاثیر دعا بود نه پوله!!
    کلا میگن من میدونم و بقیه نمیدونن!!
    حالا فکر کنید یکی بیاد ایران و از داخل مردم بخواد اسلامو بشناسه!! دیگه نگم بهتره!!

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    ولی این کار باعث ایجاد تعصب کورکورانه در فرد میشه که نه تنها به خود فرد آسیب میزنه، بلکه به جامعه و امت اسلامم ضربه میزنه!!
    الان در جامعه ی ما زیادن افرادی که خودشون کوتاهی میکنن و بعد از شکست میگن حتما قسمت بوده!! بهشونم بگیم میگن کفر نگو یا من بزرگترم بهتر میفهمم و...!!
    اصلا خیلیا نمیدونن قضا و قدر چیه و زندگیشونو رو قضای خالی پیاده میکنن!!
    کاری ندارن مرجع چی میگه و...! دعای پولی رو راحت باور میکنن و اگه کسی 100میلیونم خرج مشکلش کنه میگن نه این تاثیر دعا بود نه پوله!!
    کلا میگن من میدونم و بقیه نمیدونن!!
    حالا فکر کنید یکی بیاد ایران و از داخل مردم بخواد اسلامو بشناسه!! دیگه نگم بهتره!!
    با سلام و احترام

    حرف شما درست است، اما عادت کردن در اعمال، در جایی موجب تعصب کورکورانه می شود که دین تنها بر روی عادت دادن تکیه نموده باشد، اما دیدگاه اسلام تأکید بر اعتقاد پایدار، و عمل بعد از آن است،حتی اولویت اسلام بر آموزش مبانی عقلی اعتقادات است، و در مرحله دوم است که بر عادت دادن و فرهنگسازی عملی در جامعه تأکید نموده است.
    لذا همان طور که قبلا هم عرض کردم دستور به عادت دادن تنها برای حفظ دینداری حداقلی است، اسلام می گوید دینداری باید مبتنی بر دلیل عقلی باشد، لذا انسان ها را به تحقیق و شنیدن اقوال فرا می خواند،اما معتقد است تا زمانی که این مقدمه عقلانی محقق نشده، نباید این دینداری را که مصالح در پی داشته و مفاسدی را دفع می کند از دست داد، و بر حفظ دینداری حداقلی تا حصول حداکثری تأکید می ورزد.
    مانند کسی که در مسیری می رود، در عین این که از درستی مسیر پرس و جو می کند، آرام به مسیر خویش هم ادامه می دهد تا با تحقیق و تفحص در کنار طی مسیر، نسبت به درستی آن مطمئن شود.

    البته با نکته پایانی شما کاملا موافق هستم که بسیاری از مردم به اشتباه ناکامی خویش را که از عدم تلاش نشأت گرفته به پای قضا و قدر می گذارند، و بلایی را که خود بر سر خویش آورده اند به پای مشیت الهی می گذارند، و بر درستی دیدگاهشان تأکید دارند، اما اسلام هرگز با این اندیشه های انحرافی موافق نیست، همان طور که در تعالیم دین به صورت متعدد داریم:

    «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏» (رعد-11)
    خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.

    یا می فرماید:
    «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏» (نجم-39)
    براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست‏.

    آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با سلام و احترام

    حرف شما درست است، اما عادت کردن در اعمال، در جایی موجب تعصب کورکورانه می شود که دین تنها بر روی عادت دادن تکیه نموده باشد، اما دیدگاه اسلام تأکید بر اعتقاد پایدار، و عمل بعد از آن است،حتی اولویت اسلام بر آموزش مبانی عقلی اعتقادات است، و در مرحله دوم است که بر عادت دادن و فرهنگسازی عملی در جامعه تأکید نموده است.
    لذا همان طور که قبلا هم عرض کردم دستور به عادت دادن تنها برای حفظ دینداری حداقلی است، اسلام می گوید دینداری باید مبتنی بر دلیل عقلی باشد، لذا انسان ها را به تحقیق و شنیدن اقوال فرا می خواند،اما معتقد است تا زمانی که این مقدمه عقلانی محقق نشده، نباید این دینداری را که مصالح در پی داشته و مفاسدی را دفع می کند از دست داد، و بر حفظ دینداری حداقلی تا حصول حداکثری تأکید می ورزد.
    مانند کسی که در مسیری می رود، در عین این که از درستی مسیر پرس و جو می کند، آرام به مسیر خویش هم ادامه می دهد تا با تحقیق و تفحص در کنار طی مسیر، نسبت به درستی آن مطمئن شود.

    البته با نکته پایانی شما کاملا موافق هستم که بسیاری از مردم به اشتباه ناکامی خویش را که از عدم تلاش نشأت گرفته به پای قضا و قدر می گذارند، و بلایی را که خود بر سر خویش آورده اند به پای مشیت الهی می گذارند، و بر درستی دیدگاهشان تأکید دارند، اما اسلام هرگز با این اندیشه های انحرافی موافق نیست، همان طور که در تعالیم دین به صورت متعدد داریم:

    «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏» (رعد-11)
    خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.

    یا می فرماید:
    «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏» (نجم-39)
    براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست‏.
    سلام
    درسته که اسلام فقط همونو نگفته ولی در هر صورت تاثیر خودشو میزاره! اساسا اینکه اول چیزی رو قبول کنیم و بعد اگه خواستیم در موردش تحقیق کنیم،(یعنی تحقیق در موردش واجبم نیست!)هم اون موردی که فرمودیدو(دینداری عقلانی) تحت شعاع قرار میده و هم باعث تحقق این بیت میشه: آنکس که نداند و نداند که نداند*******در جهل مرکب ابدالدهر بماند
    علم روانشناسیم این موردو رد میکنه و میگه که در مواردی مثل دین و مذهب، باید بذاریم بچه ها با عقل خودشون به نتیجه برسن!

  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    درسته که اسلام فقط همونو نگفته ولی در هر صورت تاثیر خودشو میزاره! اساسا اینکه اول چیزی رو قبول کنیم و بعد اگه خواستیم در موردش تحقیق کنیم،(یعنی تحقیق در موردش واجبم نیست!)هم اون موردی که فرمودیدو(دینداری عقلانی) تحت شعاع قرار میده و هم باعث تحقق این بیت میشه: آنکس که نداند و نداند که نداند*******در جهل مرکب ابدالدهر بماند
    علم روانشناسیم این موردو رد میکنه و میگه که در مواردی مثل دین و مذهب، باید بذاریم بچه ها با عقل خودشون به نتیجه برسن!

    سلام

    ببینید هرگز اسلام موافق پذیرفتن دین بدون تحقیق نیست، اولا این مسئله عادت دادن به نماز و حجاب، در حیطه تربیت است، یعنی عقلانیت در وراء آن است، منتهی عقلانیتی که به جای خود کودک، پدر و مادر تشخیص داده اند، ببینید یقینا در کودکان و نوجوانان گرایش های کودکانه یا نوجوانانه ای است که آنها را به سمت خود سوق می دهد و عقل آنها با توجه به این که در بسیاری از موارد شکوفایی لازم را کسب نکرده، و آگاهی لازم را ندارد ممکن است به سمت آن کشش ها و تمایلات کشیده شود، خب طبیعتا در اینجا عقل حکم می کند که پدر و مادر گرایش های کودکان را تعدیل کنند، اصلا حرف منطقی نیست که بچه ها را در مواردی مثل دین و مذهب رها کنیم تا با عقل خود به نتیجه برسند، ما امروز بیش از یک میلیارد نفر بت پرست در دنیا داریم، پس رفتار اینها را چطور توجیه کنیم؟! آیا اینها عقل نداشته اند؟!

    ثانیا: بر فرض که این عادت دادن تأثیرات منفی داشته باشد، (البته آن طوری که اسلام فرموده که عادت دهی باید در کنار آموزش باشد تأثیر منفی نخواهد داشت) اما بر فرض که تأثیرات منفی برای آن بپذیریم، آیا در این صورت تأثیرات منفی بیشتر خواهد بود، یا در صورتی که چون کودک توانایی آموزش ندارد، پرورش و عادت دهی او هم به حال خود رها شود؟ براستی تأثیر منفی کدامیک بیشتر است؟ آیا تأثیر منفی حجاب و نماز از روی عادت بیشتر است یا ترک حجاب و بی نمازی و...؟

    ثالثا: شما از پایین، به مسئله نگاه میکنید و لذا با تردید در این خصوص روبرو می‌شوید، بیایید مسئله را از بالا نگاه کنید، خدایی که با میلیاردها انسان مواجه است و قصد هدایت حداکثری دارد، خب به نظر شما برنامه او برای انسان، یا همان آیین اسلام می بایست چه راهکاری رو مطرح می کرد که در خصوص همه انسان ها کاربرد داشته باشد؟
    اول فرموده دینداری رو با مبانی عقلی و استدلالی پیش ببرید و در اصول دین تقلید نکنید.
    در مرحله بعد فرموده اگر کسی توان درک درست عقلانی دین رو نداره، به اندازه توانش از مبانی دین و حکمت اعمال با او صحبت کنید و در عین حال تا حصول نتیجه، او را به اعمال دین عادتش بدهید، تا الان مصلحتی را از دست نداده و با بی حجابی و ترک نماز خو نگیرد، چون ترک عادت، بسیار دشوار است.
    در مرحله سوم اگر کسی مبانی اعتقادی رو با دلیل و برهان پذیرفته، اما به خاطر سایر تمایلات و کشش های درونی ممکن است مسیر انحراف را برود در اینجا هم فرهنگ سازی و عادت دادن می تواند راهگشا باشد، تا شخص حداقل از روی عادت بر تمایلات درونی مانند احساس خودنمایی در مقابل حجاب، یا احساس تنبلی در مقابل نماز و... فائق بیاید.
    حقیقتا این کامل ترین و بهترین راهکار است، خب شما اگر می خواهید این را نقد بفرمایید باید راهکار بهتری ارائه بفرمایید، نظرتان در این باره چیست؟ به نظر شما چه راهکاری را می توان جایگزین کرد؟


    آیا پذیرش دین مبنای عقلی دارد؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها

    سلام

    ببینید هرگز اسلام موافق پذیرفتن دین بدون تحقیق نیست، اولا این مسئله عادت دادن به نماز و حجاب، در حیطه تربیت است، یعنی عقلانیت در وراء آن است، منتهی عقلانیتی که به جای خود کودک، پدر و مادر تشخیص داده اند، ببینید یقینا در کودکان و نوجوانان گرایش های کودکانه یا نوجوانانه ای است که آنها را به سمت خود سوق می دهد و عقل آنها با توجه به این که در بسیاری از موارد شکوفایی لازم را کسب نکرده، و آگاهی لازم را ندارد ممکن است به سمت آن کشش ها و تمایلات کشیده شود، خب طبیعتا در اینجا عقل حکم می کند که پدر و مادر گرایش های کودکان را تعدیل کنند، اصلا حرف منطقی نیست که بچه ها را در مواردی مثل دین و مذهب رها کنیم تا با عقل خود به نتیجه برسند، ما امروز بیش از یک میلیارد نفر بت پرست در دنیا داریم، پس رفتار اینها را چطور توجیه کنیم؟! آیا اینها عقل نداشته اند؟!

    ثانیا: بر فرض که این عادت دادن تأثیرات منفی داشته باشد، (البته آن طوری که اسلام فرموده که عادت دهی باید در کنار آموزش باشد تأثیر منفی نخواهد داشت) اما بر فرض که تأثیرات منفی برای آن بپذیریم، آیا در این صورت تأثیرات منفی بیشتر خواهد بود، یا در صورتی که چون کودک توانایی آموزش ندارد، پرورش و عادت دهی او هم به حال خود رها شود؟ براستی تأثیر منفی کدامیک بیشتر است؟ آیا تأثیر منفی حجاب و نماز از روی عادت بیشتر است یا ترک حجاب و بی نمازی و...؟

    ثالثا: شما از پایین، به مسئله نگاه میکنید و لذا با تردید در این خصوص روبرو می‌شوید، بیایید مسئله را از بالا نگاه کنید، خدایی که با میلیاردها انسان مواجه است و قصد هدایت حداکثری دارد، خب به نظر شما برنامه او برای انسان، یا همان آیین اسلام می بایست چه راهکاری رو مطرح می کرد که در خصوص همه انسان ها کاربرد داشته باشد؟
    اول فرموده دینداری رو با مبانی عقلی و استدلالی پیش ببرید و در اصول دین تقلید نکنید.
    در مرحله بعد فرموده اگر کسی توان درک درست عقلانی دین رو نداره، به اندازه توانش از مبانی دین و حکمت اعمال با او صحبت کنید و در عین حال تا حصول نتیجه، او را به اعمال دین عادتش بدهید، تا الان مصلحتی را از دست نداده و با بی حجابی و ترک نماز خو نگیرد، چون ترک عادت، بسیار دشوار است.
    در مرحله سوم اگر کسی مبانی اعتقادی رو با دلیل و برهان پذیرفته، اما به خاطر سایر تمایلات و کشش های درونی ممکن است مسیر انحراف را برود در اینجا هم فرهنگ سازی و عادت دادن می تواند راهگشا باشد، تا شخص حداقل از روی عادت بر تمایلات درونی مانند احساس خودنمایی در مقابل حجاب، یا احساس تنبلی در مقابل نماز و... فائق بیاید.
    حقیقتا این کامل ترین و بهترین راهکار است، خب شما اگر می خواهید این را نقد بفرمایید باید راهکار بهتری ارائه بفرمایید، نظرتان در این باره چیست؟ به نظر شما چه راهکاری را می توان جایگزین کرد؟

    سلام

    درسته که نیست ولی تحقیق در صورتی بدون گرایش و اصیله که قبلش پیش زمینه ی خاصی وجود نداشته باشه! اینکه اول عادت و بعد تحقیق باشه، خیلی کم امکان موفقیت درش هست! ولی اول اگه تحقیق باشه و بعدش عادت، اونوقت نتیجه قطعا مثبته!
    وجود این بت پرستا هم دقیقا اثبات حرف منه! اونا هم اگه به جای تقلید از پدر مادرشون، فکر کرده بودن، الان اینجور نبود!

    نه اینکه کودک رو بحال خودش رها کنیم، بلکه با پایه های هر دینی آشناش کنیم؛ مثل خوب بودن، راز و نیاز با خدا، بخشش و...!(در اصل با ارزش های اخلاقی آشناش کنیم!) اونوقت حتی اگه نمازم نخونه قطعا بنده ای مورد پسند برای خدا شده! خدا که به عبادتش بیشتر از خوب بودنش احتیاج نداره!!

    مشکلات دقیقا از وقتی سرازیر میشن کودک چرا گفتنو یاد بگیره! و فقط در صورتی جواب درستو میگیره که خانواده روحانی و مرجع تقلید داشته باشه!! یعنی فقط 10 20 درصد مردم!! بعدش به نظرتون چه اتفاقی میوفته!؟ قطعا اونجاست که خدای حفره ها متولد میشه و کودک بجای پرستش خدای واقعی، خدای حفره ها رو می پرسته!!

  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود