صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تکامل در برزخ، نقض مبانی فلسفی در مورد حرکت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2751

    اشاره تکامل در برزخ، نقض مبانی فلسفی در مورد حرکت




    سلام
    آیا تکامل در برزخ و آخرت این مبنای فلسفی را که حرکت و تغییر مختص ماده است را نقض نمیکند؟ و همچنین وجود عالم مجرد را..؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۰:۱۳

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    تکامل در برزخ، نقض مبانی فلسفی در مورد حرکت








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    با عرض سلام

    حرکت در عرف فلسفی عبارت است از خروج تدریجی از قوه به فعل.
    در این رویکرد و تعریف، نایز به ماده ای است که قوه و استعداد رسیدن به فعلیت را داراست.
    حرکت همین سیر تدریجی از نقطه الف به سمت نقطه ب است.
    این حرکت فقط در عالم ماده و تنها در مورد موجوداتی محقق میشود که دارای ماده هستند.(1)

    اما یک حرکت دیگر نیز داریم.
    اما یک نحوه حرکت دیگر نیز داریم که با حرکت قبلی تفاوت ماهوی دارد، هرچند آن نیز نوعی خروج ازقوه به سمت فعل است.
    در آن حرکت نیز، قابلیت هایی وجود دارد که آن قابلیت ها در اثر یک سری امور تبدیل به فعلیت میشود.
    این حرکت که تکامل خوانده میشود، مربوط به عالم ماده و دربین مادیات نیست، بلکه مربوط به امور مجردی است که تجرد تام ندارند.
    این موجودات، از یک سو مادی نیستند بنابراین حرکت نوع اول در آنها نادرست است(چون حرکت نوع اول متوقف بر داشتن ماده است که اینها ندارند)،
    از سوی دیگر، مانند مجردات تام که عقول یابه تعبیری فرشتگان(یا حداقل برخی فرشتگان مقرب) نیز نیستندکه به دلیل تام بودن تجردشان، امکان بالا رفتن و ارتقای وجودی را نداشته باشند.

    تکامل، عبارت است از ارتقای وجودی موجودات مجردی که قابلیت ارتقا را دارند یا به عبارت بهتر تجرد ناقص دارند.
    نفس از جمله این موجودات است.
    نفس انسان، به واسطه یک سری عوامل کمال بخش از یک مرتبه به مرتبه بالاتر یا حتی پائین تر میرود.
    این عوامل گاه عملی است وگاه علمی.
    کمال عملی، تکاملی است که در پرتو اعمال اختیاری انسان حاصل میشود و از آنجا که اعمال اختیاری تنها در دنیا امکان پذیر است، بنابراین، این قسم از تکامل تنها مربوط به دنیاست. البته صدقات جاریه که همان نتیجه غیر مستقیم اعمال اختیاری انسان در همین دنیاست، نیز از این قبیل است.
    کمال علمی، تکاملی است که در پرتو ارتقای علمی انسان و معرفت او به دست می آید. در این قسم از تکامل، نفس انسان به واسطه دست یابی به شناختهایی به سمت تجرد پیش میرود.
    قسم دوم از تکامل که تکامل علمی است، هم در دنیا صورت میگیرد و هم بعد از دنیا و تنها زمانی این مسیر متوقف میشود که تمام قابلیت های نفس انسان به فعلیت برسد و به نهایت درجه مربوط به خودش برسد.

    با این توضیح، روشن شد که تکامل علمی، مربوط به ساحت نفس است و ربطی به بدن ندارد و به همین جهت از همین دنیا شروع میشود.
    پس می بینیم که تکامل که نوعی حرکت(خروج از قوه به فعل) است، مربوط به عالم مجردات است نه مادیات.
    همین نفس، در این دنیا به علومی که کسب میکند، اشتداد یا ضعف وجودی می یابد و این اشتداد یا ضعف، نوعی حرکت برای او محسوب میشود.
    حرکتی به نظر عرفا، کنار گذاردن حجابها یا یافتن محبت به ذات مقدس خداوند است(2)

    البته در این حرکت نیز، نفس همانند حرکت نوع اول که مربوط به مادیات بود، نیاز به بدن دارد.
    یعنی همانطور که در حرکت نوع اول، قوه و استعداد رسیدن به مرحله بعد، در ماده آن یا هیولای آن قرار دارد، در این حرکت نیز، قوه و استعداد بر روی بدنی است که این موجود مجرد ناقص(نفس) آن را به خدمت گرفته است و متعلق به ان است.
    این بدن در این دنیا، مستقیما یا غیر مستقیم، مادی است و همین بدنی است که آنرا می بینیم ولی در سرای برزخ و آخرت، بدن مثالی است و همانند خود نفس، تجرد ناقص دارد.(3)


    موفق باشید.


    ــــــــــــــــــ
    1.علامه طباطبایی، محمد حسین، بدایه الحکمه، مرحله 10، فصل 2و 3
    2. خمینی، روح الله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۷۰- ۱۷۱، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)؛ معاد از دیدگاه امام خمینی (تبیان آثار موضوعی) دفتر سی ام، ص ۳۷۱، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول، ۱۳۷۸ و رخ شاد، محمد حسین، در محضر علامه طباطبائی، پرسشها و پاسخها، ص ۱۶۰، چاپ اول، آل علی علیه السلام، قم، ۱۳۸۱.
    3. صدر الدین محمد شیرازی (ملاصدرا)، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، ص 112-113، چاپ اول، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تهران، ۱۳۸۲.


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2751



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با عرض سلام

    حرکت در عرف فلسفی عبارت است از خروج تدریجی از قوه به فعل.
    در این رویکرد و تعریف، نایز به ماده ای است که قوه و استعداد رسیدن به فعلیت را داراست.
    حرکت همین سیر تدریجی از نقطه الف به سمت نقطه ب است.
    این حرکت فقط در عالم ماده و تنها در مورد موجوداتی محقق میشود که دارای ماده هستند.(1)

    اما یک حرکت دیگر نیز داریم.
    اما یک نحوه حرکت دیگر نیز داریم که با حرکت قبلی تفاوت ماهوی دارد، هرچند آن نیز نوعی خروج ازقوه به سمت فعل است.
    در آن حرکت نیز، قابلیت هایی وجود دارد که آن قابلیت ها در اثر یک سری امور تبدیل به فعلیت میشود.
    این حرکت که تکامل خوانده میشود، مربوط به عالم ماده و دربین مادیات نیست، بلکه مربوط به امور مجردی است که تجرد تام ندارند.
    این موجودات، از یک سو مادی نیستند بنابراین حرکت نوع اول در آنها نادرست است(چون حرکت نوع اول متوقف بر داشتن ماده است که اینها ندارند)،
    از سوی دیگر، مانند مجردات تام که عقول یابه تعبیری فرشتگان(یا حداقل برخی فرشتگان مقرب) نیز نیستندکه به دلیل تام بودن تجردشان، امکان بالا رفتن و ارتقای وجودی را نداشته باشند.

    تکامل، عبارت است از ارتقای وجودی موجودات مجردی که قابلیت ارتقا را دارند یا به عبارت بهتر تجرد ناقص دارند.
    نفس از جمله این موجودات است.
    نفس انسان، به واسطه یک سری عوامل کمال بخش از یک مرتبه به مرتبه بالاتر یا حتی پائین تر میرود.
    این عوامل گاه عملی است وگاه علمی.
    کمال عملی، تکاملی است که در پرتو اعمال اختیاری انسان حاصل میشود و از آنجا که اعمال اختیاری تنها در دنیا امکان پذیر است، بنابراین، این قسم از تکامل تنها مربوط به دنیاست. البته صدقات جاریه که همان نتیجه غیر مستقیم اعمال اختیاری انسان در همین دنیاست، نیز از این قبیل است.
    کمال علمی، تکاملی است که در پرتو ارتقای علمی انسان و معرفت او به دست می آید. در این قسم از تکامل، نفس انسان به واسطه دست یابی به شناختهایی به سمت تجرد پیش میرود.
    قسم دوم از تکامل که تکامل علمی است، هم در دنیا صورت میگیرد و هم بعد از دنیا و تنها زمانی این مسیر متوقف میشود که تمام قابلیت های نفس انسان به فعلیت برسد و به نهایت درجه مربوط به خودش برسد.

    با این توضیح، روشن شد که تکامل علمی، مربوط به ساحت نفس است و ربطی به بدن ندارد و به همین جهت از همین دنیا شروع میشود.
    پس می بینیم که تکامل که نوعی حرکت(خروج از قوه به فعل) است، مربوط به عالم مجردات است نه مادیات.
    همین نفس، در این دنیا به علومی که کسب میکند، اشتداد یا ضعف وجودی می یابد و این اشتداد یا ضعف، نوعی حرکت برای او محسوب میشود.
    حرکتی به نظر عرفا، کنار گذاردن حجابها یا یافتن محبت به ذات مقدس خداوند است(2)

    البته در این حرکت نیز، نفس همانند حرکت نوع اول که مربوط به مادیات بود، نیاز به بدن دارد.
    یعنی همانطور که در حرکت نوع اول، قوه و استعداد رسیدن به مرحله بعد، در ماده آن یا هیولای آن قرار دارد، در این حرکت نیز، قوه و استعداد بر روی بدنی است که این موجود مجرد ناقص(نفس) آن را به خدمت گرفته است و متعلق به ان است.
    این بدن در این دنیا، مستقیما یا غیر مستقیم، مادی است و همین بدنی است که آنرا می بینیم ولی در سرای برزخ و آخرت، بدن مثالی است و همانند خود نفس، تجرد ناقص دارد.(3)


    موفق باشید.


    ــــــــــــــــــ
    1.علامه طباطبایی، محمد حسین، بدایه الحکمه، مرحله 10، فصل 2و 3
    2. خمینی، روح الله، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص ۱۷۰- ۱۷۱، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)؛ معاد از دیدگاه امام خمینی (تبیان آثار موضوعی) دفتر سی ام، ص ۳۷۱، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول، ۱۳۷۸ و رخ شاد، محمد حسین، در محضر علامه طباطبائی، پرسشها و پاسخها، ص ۱۶۰، چاپ اول، آل علی علیه السلام، قم، ۱۳۸۱.
    3. صدر الدین محمد شیرازی (ملاصدرا)، الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، ص 112-113، چاپ اول، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تهران، ۱۳۸۲.
    سلام و تشکر
    اولا بدون عمل و بدن مادی چگونه رشد علمی ممکن است؟
    ثانیا کارایی بدن مثالی چیست؟ چگونه در برزخ بدن هست ولی عمل نیست؟

    ثالثا شما در تاپیک《 معاد جسمانی یا برزخ جسمانی》 فرموده بودید عموم مردم از تجرد برزخی بالاتر نمیروند ولی الآن میگویید تکامل برای موجودات مجرد ناقص است
    خب با این حساب اگر مجودات مجرد غیر تام، با حرکت و تکامل تام شوند دیگر معاد جسمانی چه معنایی دارد؟
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۲/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۸

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    اولا بدون عمل و بدن مادی چگونه رشد علمی ممکن است؟
    رشد علمی ناشی از ادراک است و ادراک کار نفس نه بدن مادی.
    البته با عدم وجود بدن مادی، ادراک مادی از بین میرود ولی ادراک تخیلی و ادراک عقلی باقی میماند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    ثانیا کارایی بدن مثالی چیست؟ چگونه در برزخ بدن هست ولی عمل نیست؟
    از آنجا که نفس نمیتواند بدون بدن وجودداشته باشد(وگرنه انقلاب جوهری می یابد و تبدیل به عقل میشود که امری محال است)، بنابراین همیشه نیاز به بدن دارد.
    این نفس همیشه کارهایش به کمک بدن انجام میدهد.
    در دنیا با بدن مادی ودر برزخ و قیامت با بدن مثالی.
    در برزخ نیز کارهایی که یک انسان انجام میدهد را نفس به کمک بدن مثالی انجام میدهد.
    از یک جا به جای دیگر میرود.
    سوال وجواب راپاسخ میدهد.
    در بهشت وجهنم، نعمتها و عذابهای جسمانی مربوط به اوست و سایر کارهایی که در حیطه آگاهی و علم ما نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    شما در تاپیک《 معاد جسمانی یا برزخ جسمانی》 فرموده بودید عموم مردم از تجرد برزخی بالاتر نمیروند ولی الآن میگویید تکامل برای موجودات مجرد ناقص است
    مجرد ناقص یعنی مجردی که تجردش در حد مثالی است و به تجرد عقلی دست نیافته است.
    اما موجودی که تجردش به حد تمام رسیده باشد، دیگر حالت بالقوه ای ندارد تا بخواهد با تکامل آنرا به دست بیاورد.

    البته این نگاه مشهور فلاسفه است که در تجرد تام، امکان ارتقا وجود ندارد، اما مطابق نظر برخی اساتید، بنده نیز معتقدم وقتی مقایسه بین تجرد تام مجردات تام و مرتبه فوق تجرد خداوند بشود، هیچ گاه ارتقای مقام حد ایستایی ندارد.
    بنابراین فوق مرتبه بودن و دست نیافتنی بودن و غیر قابل تصور بودن مقام خداوند وکمال او، نشانه حد یقف نداشتن کمال است. بنابراین تا زمانی که ارتقای مقام امکان دارد، مقام انسان قابل ارتقا است.
    این مسئله با توجه به علم آموزی در بهشت، ادراکات و عبادات ناشی ازشوق بندگان شایسته، حمد و ستایش آنان نسبت به نعمتهای الهی، که هر یک عاملی برای ارتقای مقام است، قابل قبول مینماید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    خب با این حساب اگر مجودات مجرد غیر تام، با حرکت و تکامل تام شوند دیگر معاد جسمانی چه معنایی دارد؟
    بحث کاملا از مسیر خود خارج شد، اما برای پاسخ توجه شما را به این نکته جلب میکنم که همانطور که در آن تاپیک بیان شد، تجرد تام داشتن منافاتی با بدن مثالی داشتن ندارد. به عبارت دیگر، توجه نداشتن برخی انسانهای کامل به نعمتهای مادی(که متنعم شدن از آنها مستلزم داشتن بدن جسمانی است) غیر از این است که اصلا بدن جسمانی نداشته باشند.

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2751



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    رشد علمی ناشی از ادراک است و ادراک کار نفس نه بدن مادی.
    البته با عدم وجود بدن مادی، ادراک مادی از بین میرود ولی ادراک تخیلی و ادراک عقلی باقی میماند.



    از آنجا که نفس نمیتواند بدون بدن وجودداشته باشد(وگرنه انقلاب جوهری می یابد و تبدیل به عقل میشود که امری محال است)، بنابراین همیشه نیاز به بدن دارد.
    این نفس همیشه کارهایش به کمک بدن انجام میدهد.
    در دنیا با بدن مادی ودر برزخ و قیامت با بدن مثالی.
    در برزخ نیز کارهایی که یک انسان انجام میدهد را نفس به کمک بدن مثالی انجام میدهد.
    از یک جا به جای دیگر میرود.
    سوال وجواب راپاسخ میدهد.
    در بهشت وجهنم، نعمتها و عذابهای جسمانی مربوط به اوست و سایر کارهایی که در حیطه آگاهی و علم ما نیست.



    مجرد ناقص یعنی مجردی که تجردش در حد مثالی است و به تجرد عقلی دست نیافته است.
    اما موجودی که تجردش به حد تمام رسیده باشد، دیگر حالت بالقوه ای ندارد تا بخواهد با تکامل آنرا به دست بیاورد.

    البته این نگاه مشهور فلاسفه است که در تجرد تام، امکان ارتقا وجود ندارد، اما مطابق نظر برخی اساتید، بنده نیز معتقدم وقتی مقایسه بین تجرد تام مجردات تام و مرتبه فوق تجرد خداوند بشود، هیچ گاه ارتقای مقام حد ایستایی ندارد.
    بنابراین فوق مرتبه بودن و دست نیافتنی بودن و غیر قابل تصور بودن مقام خداوند وکمال او، نشانه حد یقف نداشتن کمال است. بنابراین تا زمانی که ارتقای مقام امکان دارد، مقام انسان قابل ارتقا است.
    این مسئله با توجه به علم آموزی در بهشت، ادراکات و عبادات ناشی ازشوق بندگان شایسته، حمد و ستایش آنان نسبت به نعمتهای الهی، که هر یک عاملی برای ارتقای مقام است، قابل قبول مینماید.


    بحث کاملا از مسیر خود خارج شد، اما برای پاسخ توجه شما را به این نکته جلب میکنم که همانطور که در آن تاپیک بیان شد، تجرد تام داشتن منافاتی با بدن مثالی داشتن ندارد. به عبارت دیگر، توجه نداشتن برخی انسانهای کامل به نعمتهای مادی(که متنعم شدن از آنها مستلزم داشتن بدن جسمانی است) غیر از این است که اصلا بدن جسمانی نداشته باشند.
    1-ادراکات ما ناشی از قوای بدن مادی ماست

    2-اگر در برزخ نیز ما بدن داریم پس چرا آنجا نیز تکلیف و یا به قول شما رشد عملی نیست؟ پس آن بدن مثالی به چه کاری می آید؟

    3-اگر برزخ کانال ورودی همه انسانها به عالم تجرد تام است دیگر چه فرقی میکند که در نهایت آدمی بدن داشته باشد یا خیر و اصلا چه فرقی میکند که معاد جسمانی باشد یاخیر، چراکه انسان به مقامی میرسد که دیگر به مواهب مادی اعتنایی ندارد.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21816



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    1-ادراکات ما ناشی از قوای بدن مادی ماست

    2-اگر در برزخ نیز ما بدن داریم پس چرا آنجا نیز تکلیف و یا به قول شما رشد عملی نیست؟ پس آن بدن مثالی به چه کاری می آید؟

    3-اگر برزخ کانال ورودی همه انسانها به عالم تجرد تام است دیگر چه فرقی میکند که در نهایت آدمی بدن داشته باشد یا خیر و اصلا چه فرقی میکند که معاد جسمانی باشد یاخیر، چراکه انسان به مقامی میرسد که دیگر به مواهب مادی اعتنایی ندارد.
    به نام خدا

    با سلام:

    دنيا سكوي پرش انسان و نقطه استارت حركت جوهري اوست

    شما دوندگاني را فرض كنيد كه ابتداي خط ايستاده اند و براي شروع مسابقه احتياج به تجميع نيرو و در حالتي قرار مي گيرند كه لازمه شروع حركت انان با شتاب است(مثل حالت نيم خيز)

    حالا درست است كه كسي بگويد چرا تا خط پايان اين حالت را حفظ نمي كنند؟

    در آنجا لازم بود ولي براي ادامه راه ديگه لازم نيست!

    يك هيئت ديگر ،شاكله ديگري لازم است!

    نظام برزخ و قيامت نظامي كاملا متفاوت با دنياست

    براي اعمال تدبير نفس بدن مادي لازم است و در برزخ هم براي تدبير نفس بدن برزخي يا مثالي

    و در قيامت هم بدن اخروي(به تعبير ملا صدرا)

    نمي دانم چقدر با حكمت متعاليه اشنا هستيد؟

    در عرفان و حكمت متعاليه انسان را (انسان كامل)كون جامع مي نامند

    انسان در سير نزولي و صعودي وجودش (قوس نزول و صعود)همه مراتب وجود را طي مي كند و جامع همه اطوار وجود است

    انسان خليفة الله و مظهر اسم ظاهر و باطن اوست

    در همه عوالم سه گانه اين مظهريت را داراست(دنيا-برزخ-قيامت)

    جسم مظهر اسم ظاهر و روح مظهر اسم باطن حق تعالي است

    پس داشتن جسم در عالم برزخ و قيامت تنها براي برخورداري از مواهب ان عوالم نيست

    بلكه لازمه مظهريت اسماء الهي براي خليفة الله است.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    آیا تکامل در برزخ و آخرت این مبنای فلسفی را که حرکت و تغییر مختص ماده است را نقض نمیکند؟ و همچنین وجود عالم مجرد را..؟
    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    وقتی وجود را ذومراتب و تشکیکی بدانید دیگر روح و ماده دو وجود مستقل از یکدیگر نخواهند بود ... حقیر سواد زیادی ندارم ولی تا جایی که از مجموع مطالبی که خوانده‌ام برداشت کرده‌ام تمامی موجودات حرکت جوهری دارند، برخی با اراده‌ی خود می‌توانند حرکت کنند و برخی به خودشان حرکتی ندارند مگر آنکه عاملی خارجی سبب حرکت ایشان شود، مثل اینکه حتی فرشتگان مقرب خدا که در فلسفه مقام تجرد تام برایشان قائل هستند پای درس حضرت آدم علیه‌السلام نشستند و چیزی یاد گرفتند که نمی‌دانستند و این یعنی حرکت، در واقع از نظر حقیر تنها مجرد حقیقی خداست و جز خدا هیچ مجردّ تامّی وجود ندارد، چنانکه جز خدا هیچ موجود بسیطی با تعریف دقیق بسیط نداریم ... ظاهراً اطلاق عنوان ماده و مجرد از ماده و غیره تا حدودی اصطلاحی هستند و نسبت به یکدیگر است که چنین جایگاه‌هایی را می‌یابند.
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21816



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها

    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    وقتی وجود را ذومراتب و تشکیکی بدانید دیگر روح و ماده دو وجود مستقل از یکدیگر نخواهند بود ... حقیر سواد زیادی ندارم ولی تا جایی که از مجموع مطالبی که خوانده‌ام برداشت کرده‌ام تمامی موجودات حرکت جوهری دارند، برخی با اراده‌ی خود می‌توانند حرکت کنند و برخی به خودشان حرکتی ندارند مگر آنکه عاملی خارجی سبب حرکت ایشان شود، مثل اینکه حتی فرشتگان مقرب خدا که در فلسفه مقام تجرد تام برایشان قائل هستند پای درس حضرت آدم علیه‌السلام نشستند و چیزی یاد گرفتند که نمی‌دانستند و این یعنی حرکت، در واقع از نظر حقیر تنها مجرد حقیقی خداست و جز خدا هیچ مجردّ تامّی وجود ندارد، چنانکه جز خدا هیچ موجود بسیطی با تعریف دقیق بسیط نداریم ... ظاهراً اطلاق عنوان ماده و مجرد از ماده و غیره تا حدودی اصطلاحی هستند و نسبت به یکدیگر است که چنین جایگاه‌هایی را می‌یابند.
    یا علی علیه‌السلام
    با سلام و ادب

    اصطلاح مجرد به معناي عاري بودن از ماده است و در مقابل آن قرار دارد

    در واقع مجرد را مي توان غير جسماني هم تعريف نمود و در ميان فلاسفه چنين تعريفي براي ان وجود دارد.

    اما تشكيك وجود باعث نمي شود كه ما ماده (جسم) و روح را يكي بدانيم

    وجود طبق اين نظر ذو مراتب است و مرتبه پايين تر با مرتبه بالاتر رابطه طولي دارند

    جسم و روح دو مفهوم مستقل از هم هستند گرچه در عالم واقع و خارج شما نمي توانيد آنها را از هم تفكيك كنيد

    و با اشاره حسي بگوييد اين روح من است و اين جسم من.

    اما در حقيقت و حتي در ذهن مستقل از هم هستند

    با عرض معذرت از حضور حضرتعالي.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبيبه نمایش پست ها
    با سلام و ادب

    اصطلاح مجرد به معناي عاري بودن از ماده است و در مقابل آن قرار دارد

    در واقع مجرد را مي توان غير جسماني هم تعريف نمود و در ميان فلاسفه چنين تعريفي براي ان وجود دارد.

    اما تشكيك وجود باعث نمي شود كه ما ماده (جسم) و روح را يكي بدانيم

    وجود طبق اين نظر ذو مراتب است و مرتبه پايين تر با مرتبه بالاتر رابطه طولي دارند

    جسم و روح دو مفهوم مستقل از هم هستند گرچه در عالم واقع و خارج شما نمي توانيد آنها را از هم تفكيك كنيد

    و با اشاره حسي بگوييد اين روح من است و اين جسم من.

    اما در حقيقت و حتي در ذهن مستقل از هم هستند

    با عرض معذرت از حضور حضرتعالي.
    بسم الله ... الرحمن الرحیم،
    سلام علیکم و رحمت خدا بر شما،
    بله شما مطابق علمی که دارید صحبت کردید ولی حقیر علمی در این زمینه‌ها ندارم و جمع‌بندی شخصی خودم را بیان کردم، البته مطلبی که فرمودید را هم پیشتر از نوشته‌های علمای دیگری خوانده بودم ولی برایم قانع‌کننده نبود که باز هم به کم‌سوادی خودم بر می‌گردد. در این میان برخی از علما هم مطلب را طور دیگری برای حقیر تشریح کرده‌اند که از جمله‌ی آن مطالب همین ارتباط طولی است که شما هم به آن اشاره فرمودیدو همچنین ارتباط لفّ و نشر. برای مثال در یک مرتبه از نفس وقتی نگاه این نفس به بالا و به عالم اسماء و صفات باشد راحت است و این می‌شود مبنای نامگذاری آن به روح و همان مرتبه از نفس اگر نگاهش به عالم جسم در پایین باشد عقال می‌گیرد و همان مرتبه از نفس اسمش می‌شود عقل ... اما روح که یک مرتبه ندارد ... برای مثال در کلام معصومین ما روحی داریم که از جنس ماده باشد، مثل روح ظاهراً بقاء که از جنس «دم» است و بسیار رقیق و احتمال می‌دهم منظور از آن همان ماده‌ی اولی باشد ... روحی که درچهار ماهگی در جنین در داخل رحم مادر دمیده می‌شود و روحی که در هنگام مرگ از جسم توفی می‌شود ولی همراه با آن می‌ماند و به قبر می‌رود و برزخ را تجربه می‌کند و ظاهرش شبیه جسم دنیاست که در خواب می‌شود روح گذشتگان را دید همین روح است، ظاهراً ... نفس مراتبی دارد و هر مرتبه برای مرتبه‌ی بالایی خود جسم (صورت و ظاهر) است و برای مرتبه‌ی پایینی خود روح (سیرت و باطن) است ... اینکه ظاهراً در فلسفه‌ی صدرایی هم داریم که حرکت جوهری از جسم به سمت روح و از ظاهر به سمت باطن است هم شاید مؤید همین حرف باشد ... اینکه قبل از تولد انسان در دنیا، در عالم ذر، بحث خلقت از طین پیش می‌آید و این طین نیز هم‌مصدر با طینت است و اصحاب یمین و اصحاب شمال از همین جا متمایز می‌شوند و غیره و غیره همگی نشان می‌دهد که جسم و روح دو وجود مستقل نیستند گرچه ما در ذهن خود آنها را جدای از هم بدانیم ... در وحدت وجود قائل هستیم که وجودی جز وجود خدا نیست چرا که خداوند هیچ چیزی را تولید نکرده است (لم یلد) و اگر کسی قائل باشد که دو چیز هست که حقیقتاً مستقل از یکدیگر هستند اینجا شبهه‌ی شرک پیش می‌آید ... تفاوت‌ها اینجا اعتباری است با این توضیح اضافه که اعتبار نسبت به هر مرتبه در مرتبه‌ای پایین‌تر رنگ حقیقی به خود می‌گیرد و متحقق می‌شود، حال آنکه در مراتب بالاتر همچنان اعتباری است ... همچنین تمام موجودات هم زمان‌مند هستند و هم مکان‌مند و تنها باید دقت کنیم که خود زمان و مکان هم در هر مرتبه‌ای از وجود معنای خود را دارد ... با این حساب تعریف ماده به عنوان موجودی محدود به زمان و مکان که وزن دارد و غیره و غیره تنها یک تعریف اعتباری است به اعتبار تعریف ما از زمان و مکان و وزن و صفات دیگری که برای آن قائل شدیم ... اما موجودات در مراتب دیگر وجود هم ماده هستند و تنها معنای زمان‌مند بودنشان متفاوت است ... تعریف ما از ماده اگر دقیق باشد مشخص می‌شود که منظور از «مجرد از ماده» تنها مجرد از ماده با تعریف مورد نظر ما از ماده را می‌رساند و نه اینکه به واقع غیر از خداوند موجودی به کل مجرد از ماده باشد ...
    با این حساب تمام موجودات حرکت دارند و همین که من لا شیء خلق شدند همین یعنی حرکت ... بود شدن بعد از آنکه نبودند این حرکت است ... ولی گاهی این حرکات به صورت اعتباری به اراده‌ی خودشان گذاشته می‌شود که در این صورت هم باز «لا حول و لا قوة الا بالله»، گاهی هم بر عهده‌ی خودشان نیست و بر عهده‌ی دیگری است و یا بر عهده‌ی فقط خود خداست مثلاً شاید در مورد صادر اول ... فرشتگان حرکتی ندارند یعنی با اراده‌ی خودشان و با عباداتی که می‌کنند مقامشان ثابت است ولی خداست که هر چه را بخواهد می‌افزاید یا از آن می‌کاهد و خداست که می‌تواند فرشته‌ای را که هم‌رتبه با فرشته‌ی دیگری بوده است به حکمتی بر دیگران برتری دهد، «الْحَمْدُ لِلَّـهِ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُ‌سُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَ رُ‌بَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌»، و یا همگان را با آموختن علم‌الأسماء توسط خلیفه‌اش بر زمین رشد دهد «قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ» ...
    شاید هم اشتباه می‌کنم
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود