صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 19 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93052

    داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش




    داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش

    مرحوم شیخ عباس قمى نویسنده کتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است که:
    وقتى کتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.

    مرحوم پدرم «کربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى که هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، کتاب منازل الاخرٍة مرا مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند.

    روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! کاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این کتاب که او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.
    چند بار خواستم بگویم پدرجان! این کتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى کردم و چیزى نگفتم و فقط عرض کردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.
    ببخشید!
    لطفا یک دقیقه اجازه بدهید:
    این داستان در شما چه حسی ایجاد کرد؟
    لطفا بنویسید.
    از شما ممنونم.


  2. صلوات ها 21


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406



    حس خجالت
    از اینکه تا والدین بیچاره امون یه چیزی میگن اطلاعاتمون رو به روخشون میکشیم
    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  5. صلوات ها 14


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    162
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    968



    درخت دانش در زمین نرم رویش میکند
    هر چه درخت پربارتر افتاده تر

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا هنر فلسفه دین مادر...
    نوشته
    534
    حضور
    31 روز 17 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    23
    صلوات
    3743



    سلام
    اول یه احساس بد نسبت به خودم!.........مریم جان توضیح داد
    دوم خضوع و خشوع یه مرد بزرگ
    ما الان کجاییم اینها کجا بودن!!!!





  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن و اهل بیت (عرفان)
    نوشته
    69
    حضور
    3 روز 10 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    373



    توفیق بی ادعایی برای همه میسر نیست حاج شیخ عباس قمی فردی بینظیر بود که توانسته به درجه ای برسد که مفاتیح الجنان را تالیف کند ما هم باید از ایشان درس یاد گرفته و خود را تمرین دهیم تا برای دارائی کم مغرور نشده و همیشه ظرفیت داشته باشیم.
    به من حاجی نگوئید ای عزیزان

    که من نه حاجیم نه کربلایی

    گدای بارگاه هشتمینم

    و هستم مش ........ نینوایی

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    ببخشید! لطفا یک دقیقه اجازه بدهید: این داستان در شما چه حسی ایجاد کرد؟
    سلام علیکم جمیعا

    اما چقدر شیرین بود آن لحظه که پدرش می فهمید این کتاب را فرزندش نوشته.

    ان شاء الله تلاشی کنیم و خداوند توفیقی بدهد باعث افتخار و سربلندی پدر و مادرمان شویم بعد این همه ادعا

    آمین

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    2 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    اخلاص............ فقط اخلاص


    مثله ما نیستن تا یه کار خوب میکنن تو بوق و کرنا می کنن.....
    نکته های کاربردی برای زندگی: این وبلاگ

    شاید مفید برای همه:
    بوی خاک



  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    2
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6



    السلام علیک یا ابا عبدلله
    درسته نباید بر نظر پدر و مادر حرفی زد ولی اگه پدر شیخ متوجه میشد حض بیشتری میبرد شاید هم مصلحتی بوده(مثلا ریا نشود)
    التماس دعا دارم دعایم کنید
    یا علی

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    سلام . به نظر من شيخ(ره) به احترام اون واعظ چيزي نگفتند تا اون ذهنيت و اطميناني كه پدرشون به منبر ايشون داشتند از بين نره. در واقع يه جورايي هواي شيخ عبدالرزاق رو داشتند و گرنه هر پدري از شنيدن موفقيت فرزندش خوشحال ميشه و بهش افتخار ميكنه.

    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,182
    حضور
    55 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30890

    حس من




    حسی که این نقل شیرین برام داشت حس تواضع و خوشتن داری یک بزرگمرد الهیه که از بیان چنین واقعیت بزرگی صرف نظر میکنه تا مبادا پدرش بعد از شنیدن این واقعیت، از حرفی که به فرزندش زده احساس شرم کنه و خجالت بکشه ...

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود