صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت مخالفت آیت الله بهبهانی با فتوای تحریم تنباکو چه بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389

    اشاره علت مخالفت آیت الله بهبهانی با فتوای تحریم تنباکو چه بود؟




    به نقل از سایت ویکی فقه دانشنامه حوزوی : http://www.wikifeqh.ir/%D8%B3%DB%8C%...A7%D9%86%DB%8C


    بنابر گزارشهای تاریخی، که تقریباً نسبت به اصل آن‌ها اتفاق نظر وجود دارد، بهبهانی تنها روحانی نامدار تهران بود که در واقعه «تحریم تنباکو» با سایر علما همراهی کامل نداشت.به نوشته مورخان هم عصر بهبهانی، در نخستین مجلس مذاکره علمای تهران با نمایندگان دولت، بهبهانی نیز به نمایندگی از ملت حضور داشت.در این مجلس مقرر شد که امین السلطان به وکالت از علما برای فسخ قرارداد اقدام کند.(1)در مجلس دوم که چند روز بعد در منزل نایب السلطنه کامران میرزا تشکیل شد، برخی از علما ـ به تعبیر اعتمادالسلطنه: علمای نمره دوم و سوم ـ از جمله بهبهانی حضور داشتند که چون اقدامات دولت از نظر آنان کافی نبود، در این مجلس توافقی حاصل نشد.مرحله جدی مبارزه علما و مردم با دولت، در پی حکم غیررسمی تبعید میرزای آشتیانی آغاز شد. (2) (3)اعتمادالسلطنه (4) تصریح می‌کند که علما در مجلس دوم قلیان نکشیده بودند «بلکه اجازه هم ندادند که (قلیان را) وارد کنند».با اینهمه، به نوشته اصفهانی کربلایی، (5) بهبهانی در این مجلس در جلب موافقت علما و دفاع از مقامات دولت کوشید که با اعتراض یکی از علما روبرو شد.(6)برخی به او نسبت داده‌اند که حتی در هنگام تحریم تنباکو، قلیان نیز کشیده بود؛ از جمله اعتمادالسلطنه (7) از وزیر مختار انگلیس نقل می‌کند که بهبهانی در حضور او قلیان می‌کشیده و حکم میرزای شیرازی را ساختگی می‌دانسته است. (8) (9) (10)از تعبیر ناظم الاسلام کرمانی (11) نیز برمی آید که گویا بهبهانی نسبت به اصل حکم شبهه داشته است.

    انگیزه بهبهانی را در این امر غالباً وفاداری او به میرزا علی اصغر امین السلطان، که امتیاز توتون و تنباکو زیر نظر او به انگلیسیها اعطا شده بود، دانسته‌اند.بویژه که پس از نافرجام ماندن تلاشهای دولت، زمانی که ارنستین مدیر کمپانی رژی، از امین السلطان خواست که یا علما را متقاعد سازد و یا زیانهای کمپانی را جبران کند، امین السلطان از بهبهانی خواست که با ارنستین ملاقات کند و به او وعده دهد که امین السلطان رضایت علما را جلب خواهد کرد. (12) (13)برخی نیز ادعا کرده‌اند که بهبهانی از کمپانی یا انگلیسیها رشوه گرفته بوده است .(14)(15)در هر صورت، این رفتار بهبهانی با انتقاد بسیار مواجه شده است و حتی شیخ حسن اصفهانی کربلایی (16) به رغم بیطرفی در گزارش تحریم تنباکو، از موضع بهبهانی تلویحاً انتقاد کرده است.


    1-
    2-
    حسن بن علی اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، یا، تاریخ وقایع تحریم تنباکو،ص ۱۳۷ چاپ رسول جعفریان، قم ۱۳۷۷ ش.
    محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۸۱، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.
    3. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۸۵ـ۷۸۶، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.
    4. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۸۱، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.
    5. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۱۳۸ـ۱۳۹، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.
    6. عباس میرزا قاجار، شرح حال عباس میرزا ملک آراء برادر ناصرالدین شاه، چاپ عبدالحسین نوائی، ص۱۸۵، تهران ۱۳۶۱ ش.
    7. محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه، ج۱، ص۷۸۴، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.
    8. حسن تقی زاده، زندگی طوفانی: خاطرات سیدحسن تقی زاده، ج۱، ص۳۲۱ـ۳۲۲، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۷۲ ش.
    9. علی بن محمد امین الدوله، خاطرات سیاسی میرزاعلی خان امین الدوله، ج۱، ص۱۵۵، چاپ حافظ فرمانفرمائیان، (تهران) ۱۳۴۱ ش.
    10. مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، ج۲، ص۲۸۵، تهران ۱۳۶۳ ش.
    11. محمد بن علی ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش ۱، مقدمه، ص ۱۴،تهران ۱۳۶۳ ش.
    12. ابراهیم تیموری، تحریم تنباکو: اولین مقاومت منفی در ایران، ج۱، ص۱۴۹، تهران ۱۳۶۱ ش.
    13. محمد بن علی ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش ۱،مقدمه، ص ۴۴، تهران ۱۳۶۳ ش.
    14. عباس میرزا قاجار، شرح حال عباس میرزا ملک آراء برادر ناصرالدین شاه، ص ۱۸۵ ، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ۱۳۶۱ ش.
    15. نیکی کدی، تحریم تنباکو در ایران، ج۱، ص۱۰۲ـ۱۰۳، ترجمة شاهرخ قائم مقامی، تهران ۱۳۵۸ ش.
    16. حسن بن علی اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، یا، تاریخ وقایع تحریم تنباکو،ص۱۳۷، چاپ رسول جعفریان، قم ۱۳۷۷ ش.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۸:۰۹


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58340



    با نام و یاد دوست





    علت مخالفت آیت الله بهبهانی با فتوای تحریم تنباکو چه بود؟








    کارشناس بحث: استاد عماد


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    در این که آیه الله بهبهانی در موضوع تنباکو نظری جز حکم معروف تحریم داشته است بحثی نیست و این گونه اختلافات در مقام فتوی پیش می آید اما آنچه به ایشان نسبت می دهند که رشوه گرفته یا ... چون انسان موثقی نقل نکرده از نظر ما قابل قبول نیست

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 14

    از علماء طهران آقا سيد عبد اللّه بهبهانى تبعيت ميرزاى آشتيانى را ننمود كه اولا من مقلد نيستم و مجتهدم و ثانيا اين صورت حكم كه نسبت بجناب ميرزاى شيرازى ميدهند حكم است يا فتوى اگر حكم است كه بايد بين مدعى و مدعى عليه و در مقام ترافع باشد و اگر فتوى است كه بايد كليت داشته باشد و فتوا نسبت بمقلدين لازم العمل است نه نسبت بمجتهد بارى جنابش با حضرات همراهى نفرمود.

    دوستی آیت الله بهبهانی با امین السلطان وزیر انگلیسی و فاسد قاجار


    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 132
    آقاى طباطبائى مسلك خود را كه همه‌وقت با صدور ايران داشت تجديد و تغيير ننمود و با عين الدوله هم مراوده نكرد و از كسى نزد او توسط و شفاعتى نميكرد آقاى بهبهانى بواسطۀ دوستى با امين السلطان باطنا از صدارت عين الدوله راضى نبود ولى علانية مخالفت هم نمينمود تا اينكه در واقعۀ از وقايع برحسب لزوم آقا سيد علاء الدين اعتماد الاسلام داماد آقاى بهبهانى رفت نزد عين الدوله و خواست كه با او بطريق نجوى مذاكره نمايد عين الدوله گفت هر مطلبى كه داريد آشكارا مذاكره كنيد من با احدى بطريق نجواى صحبت نميكنم. اعتماد الاسلام كه اينگونه سلوك را ديد خدمت آقاى بهبهانى شكايت برد و آنقدر گفت تا آقاى بهبهانى جدا اظهار رنجش نمود.

    خیانت به ملت و واسطه گری برای غرامت سنگین بابت لغو قرارداد تنباکو به انگلستان

    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 44

    امين السلطان نخست امضاى علماء را متقبل شد يكى از علما را بخانه صاحب امتياز فرستاد كه سه هزار و پانصد تومان هم از اين ملاقات بر خسارت افزوده گرديد كه در اينجا قلم نگارنده تاريخ پيش نميرود و چشم از دو جزء و تاريخ خود كه خيلى باعث بيدارى خواهد گرديد پوشيده و براى احترام و حقوق آن عالم رشته تاريخ خود را بهمين مقام ختم ميكنم كه اولياء دولت ديدند از هيچ‌رو استخلاص بر ايشان ممكن نيست لذا خسارت كمپانى را متقبل شده و يك ملت بزرگيرا زير قرض انداخته پولها پارك ساخته شد و خرج خانمها شد قرضى براى دولت و ملت باقى ماند.
    وااسفا! اين قرض را كى مى‌دهد جز بيچاره ملت! جز از مال رعايا ديگر از چه محل ميدهد نميدانم شايد از كدّ يمين و عرق جبين و اندوخته‌هاى آبا و اجدادشان. نه و اللّه نه باللّه.

    جریان پناهندگی مردم به سفارت انگلستان و انحراف مشروطیت

    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج3ص 432
    روز دوشنبه ٢٣ در خانۀ آقا محمد دلال بانك روسى مجلس جشنى منعقد گرديد كه آقا محمد ربيبه معز السلطان را عقد كرده و جمعى از تجار و صرافها را مهمان كرده بود كه در اين اثناء حاج محمد تقى و حاج حسن برادرش وارد شدند و مذكور داشتند خيالات عين الدوله را دربارۀ خودشان و ديگران. حضرات تجار فورا اين دو برادر را بردند باطاقى ديگر كه كسى آنها را نبيند و كسى را فرستادند به ابن بابويه نزد آقايان كه تكليف ما چيست پس از چند ساعتى فرستاده مراجعت نمود و از طرف آقاى بهبهانى پيغام آورد كه من استخاره كرده‌ام كه پناه ببريد بسفارتخانۀ انگليس خوب آمده است البته برويد در سفارتخانۀ انگليس و در آنجا متحصن باشيد تا امنيت برايتان بگيرند تجار باهم مشورت نمودند كه ما با سفارتخانۀ انگليس راه و آشنائى نداريم آقا ميرزا محمود اصفهانى كه از تجار معتبر و از اجزاء انجمن مخفى بود گفت آقا سيد علاء الدين سيد نصرالدينى با من همسايه و دوست است با اجزاء سفارت مراوده دارد من او را ملاقات مينمايم و از او تكليف ميخواهم بالاخره قرار بر اين گذاردند كه شب را در خانۀ آقا ميرزا محمود حاضر شوند فلذا شبانه را حاضر شدند در محل مذكور و از آنجا ميروند بخانه سيد علاء الدين.




  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 14 از علماء طهران آقا سيد عبد اللّه بهبهانى تبعيت ميرزاى آشتيانى را ننمود كه اولا من مقلد نيستم و مجتهدم و ثانيا اين صورت حكم كه نسبت بجناب ميرزاى شيرازى ميدهند حكم است يا فتوى اگر حكم است كه بايد بين مدعى و مدعى عليه و در مقام ترافع باشد و اگر فتوى است كه بايد كليت داشته باشد و فتوا نسبت بمقلدين لازم العمل است نه نسبت بمجتهد بارى جنابش با حضرات همراهى نفرمود. دوستی آیت الله بهبهانی با امین السلطان وزیر انگلیسی و فاسد قاجار تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 132 آقاى طباطبائى مسلك خود را كه همه‌وقت با صدور ايران داشت تجديد و تغيير ننمود و با عين الدوله هم مراوده نكرد و از كسى نزد او توسط و شفاعتى نميكرد آقاى بهبهانى بواسطۀ دوستى با امين السلطان باطنا از صدارت عين الدوله راضى نبود ولى علانية مخالفت هم نمينمود تا اينكه در واقعۀ از وقايع برحسب لزوم آقا سيد علاء الدين اعتماد الاسلام داماد آقاى بهبهانى رفت نزد عين الدوله و خواست كه با او بطريق نجوى مذاكره نمايد عين الدوله گفت هر مطلبى كه داريد آشكارا مذاكره كنيد من با احدى بطريق نجواى صحبت نميكنم. اعتماد الاسلام كه اينگونه سلوك را ديد خدمت آقاى بهبهانى شكايت برد و آنقدر گفت تا آقاى بهبهانى جدا اظهار رنجش نمود. خیانت به ملت و واسطه گری برای غرامت سنگین بابت لغو قرارداد تنباکو به انگلستان تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج1 ص 44 امين السلطان نخست امضاى علماء را متقبل شد يكى از علما را بخانه صاحب امتياز فرستاد كه سه هزار و پانصد تومان هم از اين ملاقات بر خسارت افزوده گرديد كه در اينجا قلم نگارنده تاريخ پيش نميرود و چشم از دو جزء و تاريخ خود كه خيلى باعث بيدارى خواهد گرديد پوشيده و براى احترام و حقوق آن عالم رشته تاريخ خود را بهمين مقام ختم ميكنم كه اولياء دولت ديدند از هيچ‌رو استخلاص بر ايشان ممكن نيست لذا خسارت كمپانى را متقبل شده و يك ملت بزرگيرا زير قرض انداخته پولها پارك ساخته شد و خرج خانمها شد قرضى براى دولت و ملت باقى ماند. وااسفا! اين قرض را كى مى‌دهد جز بيچاره ملت! جز از مال رعايا ديگر از چه محل ميدهد نميدانم شايد از كدّ يمين و عرق جبين و اندوخته‌هاى آبا و اجدادشان. نه و اللّه نه باللّه. جریان پناهندگی مردم به سفارت انگلستان و انحراف مشروطیت تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج3ص 432
    روز دوشنبه ٢٣ در خانۀ آقا محمد دلال بانك روسى مجلس جشنى منعقد گرديد كه آقا محمد ربيبه معز السلطان را عقد كرده و جمعى از تجار و صرافها را مهمان كرده بود كه در اين اثناء حاج محمد تقى و حاج حسن برادرش وارد شدند و مذكور داشتند خيالات عين الدوله را دربارۀ خودشان و ديگران. حضرات تجار فورا اين دو برادر را بردند باطاقى ديگر كه كسى آنها را نبيند و كسى را فرستادند به ابن بابويه نزد آقايان كه تكليف ما چيست پس از چند ساعتى فرستاده مراجعت نمود و از طرف آقاى بهبهانى پيغام آورد كه من استخاره كرده‌ام كه پناه ببريد بسفارتخانۀ انگليس خوب آمده است البته برويد در سفارتخانۀ انگليس و در آنجا متحصن باشيد تا امنيت برايتان بگيرند تجار باهم مشورت نمودند كه ما با سفارتخانۀ انگليس راه و آشنائى نداريم آقا ميرزا محمود اصفهانى كه از تجار معتبر و از اجزاء انجمن مخفى بود گفت آقا سيد علاء الدين سيد نصرالدينى با من همسايه و دوست است با اجزاء سفارت مراوده دارد من او را ملاقات مينمايم و از او تكليف ميخواهم بالاخره قرار بر اين گذاردند كه شب را در خانۀ آقا ميرزا محمود حاضر شوند فلذا شبانه را حاضر شدند در محل مذكور و از آنجا ميروند بخانه سيد علاء الدين.
    چطور گفته شخصی مثل نظام الاسلام کرمانی می تواند مبنای تشخیص بزرگواری مثل آیه الله بهبهانی باشد
    مگر نخوانده اید که ان جاءکم فاسق ....
    البته بنده نمی گویم ایشان فاسق بوده ولی به هر حال باید گفته وی در ترازوی نقد و انصاف قرار گیرد، شما اگر کتاب ایشان را بخوانید وی درباره بسیاری از روشنفکران دوره قاجار مبالغه گویی کرده و مشخص است که ارادت خاص به آنان داشته است.
    مثلا میرزا ملکم خان با با لقب اکفی اکفا احمی الحماه ، بیدار کننده ایرانیان، ادیب کامل جامع محاسن (1) یاد کرده است.
    همچنین درباره میرزا حسین خان سپهسالار نیز مبالغه گویی هایی دارد(2) و از قرارداد خفت بار رویتر که توسط وی امضا شد یادی نمی کند، اما به ملاعلی کنی می تازد چون به ناصر الدین شاه فشار آورد تا قرارداد روتیر را ملغی اعلام نماید، وی ملاعلی را دشمن پیشرفت ایران می نامد
    حتی حکم تحریم تنباکو را مجعول دانسته و به میرزای آشتیانی نسبت می دهد (3)
    ایا چنین شخصی اگر گفت فلان مرد الهی مشکل داشته است باید چشم وگوش بسته گفته هایش را قبول کنیم و امثال آیه الله بهبهانی ها را تخریب نمائیم
    نمی دانم بعضی چه استفاده ای از تخریب امثال ایشان و سید جمال و ... می برند و هدفشان چیست، پر واضح است که استناد به سخنان افرادی معلوم الحال نمی تواند باعث تخریب این افراد شود
    البته ما اینان را معصوم نمی دانیم و ممکن است گاهی اشتباهاتی نیز انجام داده باشند ولی باید مستند به سخن شخصی راستگو درباره اینان قضاوت کنیم

    1. کرمانی نظام الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیرکبیر، 1384، ج1، ص117
    2. همان، ص105
    3. همان، 12


  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    چطور گفته شخصی مثل نظام الاسلام کرمانی می تواند مبنای تشخیص بزرگواری مثل آیه الله بهبهانی باشد
    سلام
    از آنجایی که ناظم الاسلام از ارادتمندان بهبهانی بوده و حتی اگر در آن قسمتی که درباره لغو قرار داد تنباکو آوردم ببینید حتی به احترام او اسم ایشان را هم نمی برد و از ذکر جزییات خودداری می کند. ناظم الاسلام اگر نسبت به هر کسی بی انصافی کرده باشد ولی این را می دانیم که از آیت الله طباطبایی و بهبهبانی به نیکی و احترام یاد کرده است و نیز می توانید مطلب پایین از آن کتاب را نیز ببینید:
       
    تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج3 ص 489

    بارى در ساعت پنج بغروب حضرت حجة الاسلام آقاى طباطبائى و آقاى بهبهانى احياءكننده دين اسلام و موجد و باعث تمدن در ايران وارد خانه خويش گرديدند و مردم شربت و چاى صرف نموده بخانه‌هاى خودشان مراجعت نمودند. در سفارتخانه هم امروز جمعيت از ديروز زيادتر ميباشد تا مجلس برپا نشود خارج نخواهند شد.

    امروز عصر آقايان براى ديدن بيرون نيامدند هركس آمد قليانى كشيده مراجعت ميكند.




    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    مگر نخوانده اید که ان جاءکم فاسق ....
    البته بنده نمی گویم ایشان فاسق بوده ولی به هر حال باید گفته وی در ترازوی نقد و انصاف قرار گیرد، شما اگر کتاب ایشان را بخوانید وی درباره بسیاری از روشنفکران دوره قاجار مبالغه گویی کرده و مشخص است که ارادت خاص به آنان داشته است.
    مثلا میرزا ملکم خان با با لقب اکفی اکفا احمی الحماه ، بیدار کننده ایرانیان، ادیب کامل جامع محاسن (1) یاد کرده است.
    همچنین درباره میرزا حسین خان سپهسالار نیز مبالغه گویی هایی دارد(2) و از قرارداد خفت بار رویتر که توسط وی امضا شد یادی نمی کند، اما به ملاعلی کنی می تازد چون به ناصر الدین شاه فشار آورد تا قرارداد روتیر را ملغی اعلام نماید، وی ملاعلی را دشمن پیشرفت ایران می نامد
    حتی حکم تحریم تنباکو را مجعول دانسته و به میرزای آشتیانی نسبت می دهد (3)
    بله من هم نگفتم تمام مطالب آن کتاب درست هستند این که آن مطالب را از آنجا آوردم اولا به این دلیل بود که این کتاب یکی از منابع مهم و اصلی تاریخ مشروطه و قیام تنباکو است و از طرف دیگر در آن موقع که مطلب را می نوشتم فقط همان کتاب دم دستم بوده است.
    اما درباره مطالبی که درباره قضاوتهای نادرست ناظم الاسلام آوردید در حقیقت شما آنهارا از مقدمه ناشر بر آن کتاب نقل کردید و البته خلاصه اش هم کردید که اصل آن در آن پایین است:
       
    مقدمه ناشر بر کتاب تاریخ بیداری ایرانیان ج1

    جريان سيل غربزدگى كه در جامه آزاديخواهى، قانون‌خواهى و مشروطه‌خواهى ظاهر گشت، چنان فراگير بود كه بسيارى از معتقدين به ديانت اسلام را به كام خود كشيد؛ به ويژه آنكه مشروطيت در برابر مظالم رژيم، علم طغيان برافراشت و نفى ظلم و استبداد را- كه خواست همۀ مردم كشور بود-شعار خود ساخت. بنابراين جاى تعجب نيست كه چرا مؤلف كتاب حاضر كه به قصد تكميل تحصيلات دينى از كرمان رهسپار تهران مى‌شود، پس از چندى چنان شيفته افكار جديد مى‌گردد كه در ايام عزادارى دهۀ عاشورا، به مطالعه نوشتجات ملكم خان و مستشار الدوله مى‌پردازد. «قرار شد اين چند روزه ايام عاشورا انجمن تعطيل باشد و هريك بتوانيم نوشتجات ملكم خان و مرحوم مستشار الدوله را بخوانيم.» (ص ١٨۶) اين شيفتگى چنان است كه وى بانيان غربزدگى را به سختى مى‌ستايد هرچند كه «شيوۀ غير مرضيه متملقان چاپلوس» را محكوم مى‌كند. به‌عنوان مثال از ميرزا ملكم خان با القاب «اكفى اكفاة احمى الحماة بيداركننده ايرانيان. . . اديب كامل و اديب فاضل، جامع محاسن بيان و معانى بيت العتيق، دانش و بينش را بانى، ميرزا ملكم خان. . .» (ص ١١٧) ياد مى‌كند و علت اين همه مدح را «سبقت او در انتشار لفظ قانون» مى‌داند. (ص ١١٨) وى همچنين ميرزا حسين خان سپهسالار را از «اشخاص بزرگى» مى‌شمرد كه ترقيات ايران را در نظر داشت. (ص ١٠۵) «در فن ديپلماسى اول شخص ايران بود.» (ص ١٠۶) در صورتى كه هيچ اشاره‌اى به قرارداد ننگين رويتر كه توسط او با بارون ژوليوس رويتر بسته شد نمى‌كند. در عوض به مخالفين تجددخواهى شديدا مى‌تازد و مرحوم حاج ملا على كنى، عالم بيدار و مقتدر تهران كه ناصر الدين شاه را وادار به عزل سپهسالار و فسخ قرارداد رويتر نمود و نيز پيش از اين فتواى تحريم فراموشخانه ملكم را صادر كرده بود، «دشمن ترقى» مى‌خواند و مى‌نويسد: «منافقين دربارى و دشمنان ترقى، او [ميرزا ملكم خان]را بدخواه دولت قلم داده، مجلس و فراموشخانه‌اش را بطاق نسيان و عدم گذاردند. . .» (ص ١١٨) همچنين عليرغم قرائن و شواهد محكمى كه دال بر انتساب حكم تحريم تنباكو به ميرزاى شيرازى ارائه مى‌دهد، (ص ١٧،١٩ و ٢۵) ولى همصدا با دربار ناصر الدين شاه، حكم را مجعول و صدور آن را به ميرزاى آشتيانى نسبت مى‌دهد (ص ١٢) و از آن قيام شكوهمند ملى-مذهبى كه به فسخ قرارداد استعمارى رژى و تسليم استبداد ناصر الدين شاه انجاميد با تأسف چنين ياد مى‌كند:
    «مسأله دخانيات و انقلاب آن ايام. . . نتيجه طمع خودغرضان بود كه احداث اختلاف بين ملت و دولت شد.» (ص ١٢٣)
    مؤلف همۀ افراد و جريانات سياسى زمان خود را با افكار تجددخواهانه خويش مى‌سنجد و سپس حكمش را دربارۀ آنها صادر مى‌كند، از مرحوم سيد محمد طباطبايى كه علاوه بر «صفات طيبه و اخلاق مرضيه‌شان» از «معلومات جديده» نيز اطلاع داشت و متمايل به مشروطه‌خواهى نيز بود به نيكى ياد كرده و از زحمات ايشان در جريان نهضت تقدير مى‌كند.
    درحاليكه حاج شيخ فضل اللّه نورى را به جهت ترديد اوليه‌اش در اصالت نهضت و مخالفت بعديش با نمايندگان غربزده، به باد ناسزا مى‌گيرد. و از دادن نسبت‌هاى دروغ و دشنام‌هاى ركيك به نورى خوددارى نمى‌كند، هرچند معترف است كه «. . . حاج شيخ فضل اللّه اگر چند ماهى در عتبات توقف كند شخص اول علماء اسلام خواهد گرديد،چه، هم حسن سلوك دارد و هم مراتب علميه، هم نكات رياست را بهتر از ديگران داراست.» (ص ۴٢۶)


    شما که من را دعوت به انصاف می کنید خوب بود آن قسمتهای مقدمه ناشر بر آن کتاب را که به نفع ادعایتان در این موضوع نبود را هم می آوردید مثل نمونه ی پایین:

       
    مقدمه ناشر بر کتاب تاریخ بیداری ایرانیان
    «تاريخ بيدارى ايرانيان» ناظم الاسلام كرمانى در بين كتابهايى كه دربارۀ تاريخ مشروطيت ايران نوشته شده از امتيازات ويژه‌اى برخوردار است. مهمترين امتياز كتاب، اخبار و اطلاعات دست اولى است كه از مذاكرات و گفتگوهاى سياسى رهبران مشروطه تهران، بويژه سيد محمد طباطبايى، بدست مى‌دهد. اين امتياز، محصول ارتباط بسيار نزديك چند ساله ناظم الاسلام و طباطبايى مى‌باشد. ناظم الاسلام سالها نظامت «مدرسه اسلام» را-كه طباطبايى مؤسس آن بود-به عهده داشت و در جريان نهضت نيز يكى از نزديكان و محارم طباطبايى بود.

    از اينرو اطلاعات مستقيم و بى‌واسطه وى از مواضع سياسى طباطبايى به معناى اطلاع از يكى از مراكز تصميم‌گيرى سياسى انقلاب مى‌باشد.




    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    ایا چنین شخصی اگر گفت فلان مرد الهی مشکل داشته است باید چشم وگوش بسته گفته هایش را قبول کنیم و امثال آیه الله بهبهانی ها را تخریب نمائیم
    ایشان در کتابشان هیچ جا نمی گویند که بهبهانی مشکل دارد بلکه آنها را به صورت ضمنی و اشاره ای در خلال نقل وقایع آورده اند. این من بودم که مو را از ماست بیرون کشیدم و برای شما آوردم. با عنوان تخریب نیز موافق نیستم زیرا این نتیجه ی اعمال خودشان است کارهای خوب ایشان به جای خود و کارهایی که نباید می کردند هم به جای خود.



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    نمی دانم بعضی چه استفاده ای از تخریب امثال ایشان و سید جمال و ... می برند و هدفشان چیست، پر واضح است که استناد به سخنان افرادی معلوم الحال نمی تواند باعث تخریب این افراد شود
    چرا مانند مداحان یکدفعه گریز به کربلا می زنید. و بعد هم من اصلا اسمی از سید جمال الدین اسد آبادی نیاوردم. حالا چه کسی دارد مطلب را لوث می کند؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    البته ما اینان را معصوم نمی دانیم و ممکن است گاهی اشتباهاتی نیز انجام داده باشند ولی باید مستند به سخن شخصی راستگو درباره اینان قضاوت کنیم
    از نظر من از گفته ها و اظهارات شما در این موضوع بر می آید که در باطن به عصمت علمای شیعه اعتقاد دارید و این گونه اقدامات آنها را ترک اولی به حساب می آورید ولی در ظاهر این عقیده ی خود را ابراز نمی کنید..هدف من هم از ایجاد این موضوع مبارزه با این عقیده ی غلط عصمت علمای شیعه است.
    و تبیین این حدیث نبوی است که در آن حضرت محمد (ص) می فرمایند:

    صِنْفانِ مِنْ اُمَّتى اِذا صَلُحا صَلُحَتْ اُمَّتى وَ اِذا فَسَدا، فَسَدَتْ اُمَّتى، قیلَ یا رَسولَ اللّه‏ِ وَ مَنْ هُما؟ قالَ: اَ لْـفُقَهاءُ وَ الاُْمَراءُ (خصال:37)


    دو گروه از امّت من اگر صالح شوند، امّتم صالح مى‏شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى‏شوند. عرض شد اى رسول خدا آن دو گروه كدامند؟ فرمودند: فقها و حاكمان.


    به هرحال هیچ مسئله ای نیست اگر آن کتاب را قبول ندارید از منابع دیگر برای شما سند می آورم ...
    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۴/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۶:۱۱ دلیل: ویرایش جزئی با حفظ امانت


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران نویسنده ابراهیم تیموری ص 125 – 127
    پس از یک هفته روز جمعه 16 جمادی الاولی 1309 37 آذر 1270 شمسی باز مجلسی در منزل نایب السلطنه با شرکت افراد و با حضور حاج میرزا حسن آشتیانی که در مجلس اول حاضر نشده بود تشکیل شد.
    در آغاز امین السلطان شرحی از وطن پرستی و کوششها و مذاکرات چند روزه ی خود با انگلیسی ها بیان داشت و گفت : بعون الله تعالی و به برکت استعانت امام زمان عج و به یمن توجهات آن حضرت علیه السلام نتیجه حاصل و قرار بر این شد که امتیاز از داخله ی مملکت ایران بالمره برداشته شود که هیچ کسی در ایران در خصوص دخانیات مقهور نباشد. از زارع تا دکاندار عموما چون سابق با تمام آزادی و در کمال اختیار داد و ستد کنند. و اما مسئله ی خارجه تنباکوی ایران جز به ممالک عثمانی به جایی دیگر نقل نمی شود و اختیار آن ممالک با ما نیست و امر آنان به ما رجوعی ندارد. این فرنگی صاحب امتیاز جداگانه مبالغی به دولت عثمانی داده و امتیاز ممالک عثمانی را مالک شده است بنابر این حمل و نقل به خارج از مملکت برای غیر این شخص ممکن نیست.
    بعد از امین السلطان مشیر الدوله و نایب السلطنه و دیگران نیز اظهاراتی کردند. در پایان امین السلطان خطاب به علما گفت: حالا بروید به مساجد و در منابر صریحا حلیت دخانیات را اعلام کنید و از مراحم دولت که اطاعت ملت نموده و امتیاز را لغو نموده تشکر و سپاسگذاری نمایید.

    علما که تا این موقع سکوت کرده بودند به سخن آمدند. میرزا حسن آشتیانی قدس سره به نمایندگی از جمع گفت: اصل و عمده ی منظور ما کوتاه کردن دست خارجی از امور مسلمین است. به این ترتیب جبر و قهر در داخل مملکت از میان رفته ولی هنوز باب تجارت عمده ی این اجناس بر روی مسلمانان بسته است پای مداخله ی فرنگی در میان است.

    هنوز بیانات میرزا حسن آشتیانی تمام نشده بود که مرحوم سید عبدالله بهبهانی با رنگی برافروخته با نظر مرحوم آشتیانی مخالفت کرده و به حمایت از امین السلطان سخن گفت. سخنان مرحوم بهبهانی به مرحوم حاج سید محمدرضا طباطبایی گران آمدو بگو مگو میان آن دو بزرگوار درگرفت که با وساطت و میانجی گری حضرت آیت الله حاج میرزا حسن آشتیانی قدس سره پایان یافت.
    نایب السلطنه و مشیرالدوله نیز از امین السلطان حمایت کرده و در ستایش از اقدام امین السلطان مبنی بر لغو امتیاز داخله مطالبی گفتند.در ادامه ی سخنان خود گفتند: اگر بنا باشد امتیاز صدور به خارج نیز از کمپانی گرفته شود این امر موجب خسارت مبلغ هنگفتی بر دولت خواهد شد که از پرداخت آن عاجز است و ناچار از جیب مردم بیچاره ی ایران پرداخته خواهد شد. دو سه نفر از تجار نیز با دولتیان موافقت کردند.
    امین السلطان بار دیگر به اصرار خود افزود و گفت : آقایان من به مقتضای وکالت خود عمل نمودم. شما نیز به تعهد و شرط خود عمل فرموده علی العجاله اذن بدهید قلیان بیاورند.

    ویرایش توسط عصران : ۱۳۹۴/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۵:۳۵


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    تاریخ دخانیه یا تاریخ وقایع تحریم تنباکو نویسنده شیخ حسن اصفهانی کربلایی تصحیح و حاشیه نویسی حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان

    ص 132-134 {مجلس گفتگوی علما و دولتیان} بزرگ علمای اعلام دارالخلافه {تهران} جناب مستطاب ملاذالانام آقا میرزای آشتیانی و جناب شریعتمدار آقای سید علی اکبر تفرشی و جناب شریعتمدار آقای شیخ فضل الله نوری و جناب شریعت انتساب آقای امام جمعه و جناب شریعت مآب آقا سید محمد رضا و جناب آخوند ملامحمدتقی کاشانی. این جماعت علما به اضافه آقا سید عبدالله بهبهانی که به مناسبت مرافقت و موافقتی که با اولیای دولت دارد فی الجمله مداخلتی در امور شرعیه ی بلد یافته از طرف ملت حاضر در آن مجلس شدند و در مقابل ایشان نیز از طرف دولت حضرت اسعد امجد والا نایب السلطنه و جناب مستطاب وزیر اعظم امین السلطان و جناب اجل اکرم امین السلطنه و جناب اجل اکرم امین الدوله و جناب اجل اکرم مشیرالدوله و جناب اجل اکرم قوام الدوله و جناب اجل اکرم مخبرالدوله این عقول سبعه مملکت نیز از طرف دولت حاضر گردیده و از جانب سنی الجوانب اعلی حضرت همایونی صورت فرمان این امتیاز نامه {عمل تنباکو در} میان گذارد .

    ص 138-139 بالجمله جناب وزیر اعظم پس از این اظهارات علما را تکلیف نمودند که حالا دیگر بروید به مساجد ودر منابر صریحا اعلام به حلیت دخانیات بدهید و از مراحم دولت که اطاعت ملت نموده و امتیاز را برداشت نیز تشکر و سپاسگذاری نمایید تا سایر مردم هم در شکرگزاری و دعاگویی{دولت} به شما اقتدا نمایند.حضرات علما گفتند: بر تقدیری که رفع عمل این امتیاز به همین مقدار تبعیض هم صدق بکند ولی مطلب هنوز ناتمام و اصل و عمده ی محاذیر این باب که مداخله ی خارجه باشد در بلد مسلمین هنوز برقرار است.غایه الامر چیزی که شده جبر و قهر در داخل مملکت از میان رفته ولی هنوز باب تجارت عمده ی این اجناس به روی مسلمانان بسته و هنوز پای مداخله ی فرنگی نیز در میان است. بعضی از حاضرین مجلس که در صورت و زی علمای شریعت و خود را از اولیای ملت به قلم آورده و به وسیله ی موافقت و مرافقت با اولیای دولت فی الجمله مداخله و مرجعیتی در امور شرعیه بلد یافته اند در آن میان نامردی تملق را مجال دیده الحق داد وقاحت و قباحت را داده از آن میان عربده کشیده که آقایان قباحت ندارد! وزیر اعظم پادشاه را وکیل می کنید حالا که به زحمت و مشقت زیاد تمام این عمل را رفع کرده است چرا تشکر نمی کنید؟ و چرا باز هم مناقشه در کار می کنید؟ ولی از آن طرف صاحب {شریعت} نیز جناب مستطاب شریعت مآب آقا سید محمد رضا _سلمه الله تعالی_ را برانگیزاند تا دماغ آن نامرد متملق را به خاک مالیده او را در چنان مجلسی مفتضح گردانید.

    (حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در پاورقی این صفحه می نویسد: بنای مولف آن بوده که نامی از این شخص برده نشود اما به قرینه عبارتی که در سطور پیشین درباره ی سید عبدالله بهبهانی گفته ( به اضافه آقا سید عبدالله بهبهانی که به مناسبت مرافقت و موافقتی که با اولیای دولت دارد فی الجمله مداخلتی در امور شرعیه بلد یافته) و مقایسه ی آن با عبارت اینجا روشن می شود که در اینجا مقصود همان مرحوم سید عبدالله بهبهانی است.)

    ص 165-167 این شد که لاعلاج (صاحب امتیاز تنباکو) در آن مجلس از سفرا مهلت می طلبد تا به خیال خودش از روسای اسلام به رشوه و نوید امضا بگیرد و استمهال او را پذیرفته مجلس را برهم زدند. بیچاره ارنستین تنباکویی (صاحب امتیاز تنباکو) متحیر که چه کند چگونه چشم از همه ی این خسارتها پوشیده دست از این عمل برگیرد و اگرنه چگونه در مقابل این دول بزرگ از عهده ی جواب بیرون آید؟!عاقبت پس از همه ی اندیشه ها باز به سروقت دولت ایران رفته به جناب وزیراعظم درآویخت که من به اطمینان دولت اقدام {بر این عمل} نموده و زیر بار گران این همه خسارت رفته ام حالا به سبب این شورش و غوغای عمومی مردم مملکت از {اصل} عمل باز مانده ام سهل است که طرف مسئولیت تمام دول نیز واقع شده ام. شما درباره ی من از دوکار یکی از اختیار نمایید یا خسارت های مرا غرامت کشیده و تدارک کنید تا کمپانی دست از عمل برگرفته پی کار خود رفته این فتنه خود به خود فرونشیند.بزرگ مفخم (امین السلطان) علی لعجاله برای تسکیت او چاره ندید جز این که اجازه و امضای علمای ملت را تقبل نماید. مرد تنباکویی نیز دل به آرزوی همراهی روسای اسلام بسته به منزل خود مراجعت نمود.
    بزرگ مفخم حسب التعهد بعض آن کسانی را که به ظاهر در صورت و زی اهل علم و بوسیله ی تملق گویی اولیای دولت فی الجمله مرجعیتی در کارهای ملی بلد یافته اند طلبیده می فرستد به خانه ی فرنگی امتیازی که به یک تقریبی نقدا او را از طرف ملت قانع سازد. آن یکه {لکه} ننگ همه ی اسلامیان{مسلمانان} نیز صافا صاف با آن هیات جلال و جبروت مستقیما تشریف فرمای خانه فرنگی تنباکویی شده به این تقریب با او داخل می شود که رییس اسلام امروزه منم. این متارکه و امتناع مردم نیز در حقیقت مستند به منع من بود . من یک چند روزی را به پاره ای ملاحظات نوعی صلاح وقت مردمان {و} ملت را در منع دیده بودم منع نمودم اکنون که به موجب منع از میانه برخاسته البته این حرج و منع را از دخانیات برداشته کما فی السابق مسلمانان را رخصت و اجازه خواهم داد. فرنگی نامرد نیز فورا امر به سیگار داده سیگار می آورند. آن یک جهان ننگ مسلمانی هم بی هیچ توقف و تاملی گرفته و می کشد. و حال آنکه در همان زمان به راستی از یک سر ایران گرفته تا سر دیگر هیچکس از مسلمانان حتی از اجامر و اوباش در هیچ جا حتی گوشه ی خلوت خانه ی خود نیز اقدام بر استعمال دخانیات نمی نمودند. این ناکس ننگین بدین مقدار نیز قناعت نداشته در پایان مجلس می گوید: مطلب همان است که گفتم بلی ممکن {است} بعضی ارباب غرض و نفسانیت از روی عناد با شخص من سر را مردم عمومی را گرفته سرانگشت اخلالی در این کار گذارند. علاج اینان نیز آن است که باید به پادشاه عرض نمود تا عذرشان را از این بلد بخواهند و بر این تقدیر من به شما رسما تعهد می دهم که رشته ی امور بر آن وجهی که موافق میل و مقاصد کمپانی امتیاز باشد مرتب و منظم گردد.
    ولی با همه این باز باید ممنون و متشکر از او بود که نام و ناموس مسلمانی را نامردانه یک جا مفت و مجانا به فرنگیان درنباخته بلکه چناچه معروف و مسلم است سه هزار تومان در این معامله به نام خود گرفته در مقابل این که به کلی رفع منع از دخانیات نموده مسلمانان را حکم به حلیت بفرماید و پانصد تومان نیز به نام محررش گرفته در مقابل این که این حکم را {که} در حقیقت عکس و سراب و نقش بر آب بوده رواج بدهد.
    بالجمله ننگین مومی الیه به سه هزار و پانصد تومان ناموس مسلمانی را به فرنگیان فروخته پیشرفت مقاصد کمپانی {امتیاز} را متعهد گردید. به شرط این که کمپانی امتیاز نیز دولت را وادارد که مانعین پیشرفت حکم را عذر اقامت بخواهند.فرنگی امتیازی علی العجاله دم گاوی به دست آورده بدین وسیله عرصه را بر دولت در این خصوص تنگ گرفت.

    (حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان در پاورقی این صفحه می نویسد: از سوء تعبیرمولف که سابقا نیز درباره ی مرحوم بهبهانی به کار برده توان گفت
    که اینجا نیز مقصود هم اوست. ناظم الاسلام نیز که خود از ارادتمندان مرحوم سید عبدالله بوده در اینجا به دلیل (( احترام و حقوق آن عالم)) نام او را نمی برد.( در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان) البته اصل خبر به ویژه گرفتن پول برای شخصیتی چون بهبهانی در معرض تردید جدی قرار دارد هرچند تردید نداریم که روابط وی با امین السلطان مناسب بوده و با تحریم تنباکو میانه ای نداشته است.)


    ویرایش توسط عصران : ۱۳۹۴/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۵:۳۹


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران : http://www.iichs.org/index.asp?id=580&doc_cat=7

    و همچنین سایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران : http://revolution.pchi.ir/show.php?p...tents&id=11967

    نخستين بار که نام او در تاريخ تحولات سياسي به ميان آمد در ماجراي تحريم تنباکو در سال 1309 ق بود. بنا به نوشته برخي منابع بهبهاني در تحريم تنباکو با ساير علما همراهي نداشت و در مجلس دعوت سفارت عثماني بي محابا در حضور روحانيون و دعوت شدگان سيگار کشيد و حرمت تحريم را شکست و در پاسخ اعتراض چند نفر از روحانيون با صراحت گفت «من مجتهدم و به تکاليف شرعي خود آشنا مي‌باشم» و صريحآً فتوا داد که قرارداد انحصار توتون و تنباکو مفيد است و استعمال توتون و تنباکو هم منع شرعي ندارد. همراهي نکردن سيد عبدالله با مخالفان قرارداد تنباکو سبب گرديد که از اعتبار او در ميان مردم کاسته شود. از اين تاريخ بهبهاني مورد توجه بيشتر صدراعظم امين السلطان قرار گرفت و رابطه دوستانه آنها مستحکم گرديد. چنان که در طول صدارت اتابک، دعاوي دولتي عمدتاً به بهبهاني ارجاع مي‌شد و اين امر در حد خود به تثبيت وضع اجتماعي و منزلت سياسي و حتي تقويت بنيه مالي وي کمک مي‌کرد. در رجب 1321 بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي اتابک مجبور به استعفا و خروج از ايران شد و عين‌الدوله جانشين وي شد. گرچه بهبهاني از صدارت او ناراضي بود، مخالفت علني از خود نشان نمي‌داد. در مقابل، عين‌الدوله که بهبهاني را طرفدار امين‌السطان مي‌دانست، سعي کرد با ايجاد اختلاف ميان بهبهاني و همتايان او، شيخ فضل الله نوري و سيد ابوالقاسم امام جمعه، بهبهاني را منزوي کند.


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    از آنجایی که ناظم الاسلام از ارادتمندان بهبهانی بوده
    بفرمائید از ارادتمندان آیه الله طباطبایی بوده نه آیه الله بهبهانی

    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    آقاى بهبهانى احياءكننده دين اسلام و موجد و باعث تمدن در ايران
    هر مدحی دلیل بر حسن نیت نیست گاهی با اهداف و انگیزه های دیگر است ، همین که ثابت شود شخص مغرض بوده و احیانا غیر قابل اعتماد دیگر سخنانش حجیت ندارد
    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    درست هستند این که آن مطالب را از آنجا آوردم اولا به این دلیل بود که این کتاب یکی از منابع مهم و اصلی تاریخ مشروطه و قیام تنباکو است
    طبری هم از منابع مهم و اصلی تاریخ اسلام است، ولی قابل اعتماد نیست زیرا با انگیزه های مختلفی نگاشته شده است، در این جور موارد اگر یک خبر متواتر شد قبول می کنیم ولی در غیر آن با احتیاط به آن نگاه می کنیم و اگر مویداتی بر خلاف آن، با اطمینان بیشتر آن را به دیوار می کوبیم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    اما درباره مطالبی که درباره قضاوتهای نادرست ناظم الاسلام آوردید در حقیقت شما آنهارا از مقدمه ناشر بر آن کتاب نقل کردید و البته خلاصه اش هم کردید که اصل آن در آن پایین است:

    خوب که چه ؟؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    «تاريخ بيدارى ايرانيان» ناظم الاسلام كرمانى در بين كتابهايى كه دربارۀ تاريخ مشروطيت ايران نوشته شده از امتيازات ويژه‌اى برخوردار است. مهمترين امتياز كتاب، اخبار و اطلاعات دست اولى است كه از مذاكرات و گفتگوهاى سياسى رهبران مشروطه تهران، بويژه سيد محمد طباطبايى، بدست مى‌دهد. اين امتياز، محصول ارتباط بسيار نزديك چند ساله ناظم الاسلام و طباطبايى مى‌باشد. ناظم الاسلام سالها نظامت «مدرسه اسلام» را-كه طباطبايى مؤسس آن بود-به عهده داشت و در جريان نهضت نيز يكى از نزديكان و محارم طباطبايى بود.
    از اينرو اطلاعات مستقيم و بى‌واسطه وى از مواضع سياسى طباطبايى به معناى اطلاع از يكى از مراكز تصميم‌گيرى سياسى انقلاب مى‌باشد.

    جواب این قسمت را در مثال طبری آوردم ، طبری دست اول است، جامع است، ویژه گی های منحصر به فردی دارد اما قابل اعتماد نیست گذشته از آن که در این مطلب آورده اند و آورده اید از محارم طباطبایی بوده البته آیه الله طباطبایی !!!
    پس خلاف انصاف نیست!!!!!


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود