صفحه 20 از 20 نخست ... 10181920
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در حلقه مریدان

  1. #191

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    13 روز 15 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3524



    روزی شیخ ابایزید تقوی بر سر منبر حدیث قیامت میگفت: زنی در حال بر خاست و روی باز کرد پیش او. گفت بنشین ای زن و روی بپوشان. گفت ای شیخ، ای مدعی ! دیدی که این حال تو باری نبود؟ اگر چه سخن حق است اما تو کیستی این سخن را؟ چون از آن تو نیست و معامله تو نیست. قیامت را صفت آن باشد که از هیبت و سیاست از مرد تا زن را فرق نتوان کردن... همه برا آمیخته باشند!
    ابایزید خاموش کرد و از منبر پائین آمد...


    آیات و روایات تاکید میکنه که چنان آدمی گرفتار کار خودش خواهد شد در قیامت که از حال هیچ کس خبر نخواهد داشت و از حال نزدیک ترین های خودش هم خبر نخواهد داشت و همچنین چنان گرفتار خودش خواهد شد که عریان بودن خودش یا دیگران دیگه در چشم نخواهد اومد...

    اما مطلب این حکایت این هست که قال آدم اندازه حالش باشه و قالش جلوتر از حالش نباشه خیلی وقتا خیلی از بحث های عالم معرفت نیاز داره به اینکه آدم حال اون بحث در وجودش باشه که راجع بهش صحبت کنه به اصطاح معامله ی آدم باشه یعنی اندازه عملش کسی تا اونجا رفته باشه بعد از اون بیاد تعریف کنه برای دیگران...
    کسی که گلستان ندیده و یا آتش ندیده چگونه از آتش برای دیگران یا از گلستان برای دیگران تعریف میکنه؟؟؟!!!!

    وصف حال بسیاری از منبر های این روزها هست...


    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  2. #192

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    13 روز 15 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3524



    هر که را خلق و خوی فراخ دیدی و سخن گشاده و فراخ حوصله که دعای خیر همه عالم کند، که از سخن او ترا گشاد دل حاصل می شود. این عالم و تنگی او بر تو فراموش میشود نه چنان طبع گشاده که کفر گوید که تو بخندی بلکه چنان محض توحید گوید که تو همچون فلانی از برون می آید آب چشمت و از درون صد هزار خنده باشدت آن (شخص) فرشته است و بهشتی و آنکه اندر او و اندر سخن او قبضی می بینی و تنگی و سردی که از سخن او چنان سرد میشوی که از سخن آن کس که گرم شده بودی اکنون به سبب سردی او آن گرمی نمی یابی آن شیطان است و دوزخی اکنون هر که بر این سِر واقف شود و آن معامله او شود به صد هزار شیخی التفات نکند. از مرگ کی غم خورد؟ به سَر کجا التفات کند؟ حیوان به سَر زنده است آدمی به سِر زنده هست هر که به سَر زنده است بل هم اضل. هر که به سِر زنده است لقد کرمنا اخر سِر در این سَر و کله کی گنجد؟

    می فرماید در صحبت هر کس آمدی و در صحبتش احساس فراخی و بسط و گشادگی کردی البته نه منظور حالتی که فرد گوینده شروع به گفتن سخن ناروا خارج از حقیقت کنه که تو بخندی بلکه حتی شاید این شکل باشه که صحبتش باعث اشک چشم تو بشه ولی از درون احساس بسط و شادی داشته باشی جوری که تنگی و غم این دنیا رو فراموش کنی و از این دنیا جدا بشی پس این گوینده فرشته هست و بهشتی....
    اما اگر جایی نشستی در فامیل، دوست آشنا، حتی منبر ، حرفهایی شنیدی و حالت قبض و سردی بهت دست داد حتی اون گرمی که نفر اول به شما انتقال داد رو با شنیدن حرف های این نفر دوم از دست دادی و دچار سردی شدی دچار خستگی شدی چه درون سخنش سردی احساس کردی چه در کنارش بودن سردی احساس کردی او شیطان هست و اهل دوزخ.
    اگر کسی سِر این مطلب رو درک کنه و طبق همین دستور العمل عمل کنه و معامله او شود به صد هزار شیخ التفات نکند. یعنی قید خیلی از مدعیان دستگیری و مدعیان ارشاد و راهنمایی رو خواهد زد چون میبینه چیزی برای ارائه ندارند ... نه قال محکم و درستی و نه حال محکم و درستی...
    تنها ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این داستان در خلاف داستان آینه نیست، بعضی وقتا درک گرمی یه سخن درک گرمی یه نوشته درک گرمی یه نفس نیاز به کمی صبوری داره.... یکم آدم اون صورت در آینه رو حتی اگر ترسناک بود تحمل کنه زیبا شدن و گرم شدن هم پیدا خواهد شد همون که خیلی از حرفا شاید از بیرون اشک شما رو دربیاره ولی از درون احساس بسط رو داشته باشه...

    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  3. صلوات


  4. #193

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    13 روز 15 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3524



    تاویل احادیث،،،،، بزرگ کاری است، درجه ای بزرگ است، که از سخن مقصود گوینده را بداند.... یوسف الصدیق پیغامبر بزرگ بوده است. فخر می کرد، و شکر میکرد به علم تاویل احادیث.


    بدون شرح
    ...
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  5. صلوات ها 2


  6. #194

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    13 روز 15 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3524



    و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. این مقلوب است از جهت نظم.
    یعنی اگر مقدم و موخر خوانی چگونه خوانی ؟ والذین هدیناهم سبلنا جاهدوا فینا. اینست مراد. اگر نه اینها که مجاهده کردند درین راه بی هدایت ما جهاد کردند انگاه ماشان راه نمودیم تا با هدایت ما جهاد کردند پس تکرار لنهدینم چون باشد؟ یا اگر نه از زبان رسول باشد که والذین جاهدوا فینا، ای خدمه ظاهر جسمنا، لنهدینهم سبلنا ای سبل ارواحنا و حقیقتنا....


    از یکی از آیاتی که اهل سلوک بسیار استفاده میکنند و بسیار هم تاکید و پافشاری میکنند روی مفهومش یه برداشت لطیف متفاوتی استخراج کرده...

    میگه اول خدا هدایت میکنه که به چه روشی باید عمل کنی بعدش شما در همون روش جهاد و تلاش میکنی تا برسی به مقصود....

    البته اون معنی که همه بزرگان همیشه تکرارش میکردن که هرکس که تلاش کنه خدا راه رو بهش نشون میده معنی درستی هست اما اینم در نظر بگیرید که بعضی وقت ها خیلی از تلاش ها بدون هدایت او در راه دلبخواهی سالک هست ...
    سالک میاد میگه من میلم میکشه فقط صدقه بدم فقط پول بدم شاید مشکل شما با این صدقه دادن حل نشه با روزه گرفتن حل بشه، یه سالک دیگه میگه من میلم زیارت رفتن هست فقط دوست دارم برم زیارت... شاید مشکل شما با صدقه دادن حل بشه و الا ماشالله تمایلات مذهبی گوناگون در این مسیر....


    یه معنی دیگه رو هم استخراج میکنه میگه این آیه از زبان حضرت رسول ص هست که هر کس به جسمش خدمت کنه مثل من، متابعت من رو کنه من راه رو به سمت حقیقت خودم بهش نشون خواهم داد.. اینم معنی عجیبی هست؟!

    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  7. صلوات


  8. #195

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    406
    حضور
    15 روز 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2550



    عرض سلام و ادب خدمت دوستان گرامی و جناب مفتقر
    خیلی ممنون میشم اگر مطالب این تاپیک ادامه پیدا کنه. اجرکم عندالله


  9. صلوات


  10. #196

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    193
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    من هم سلام و درودی دارم خدمت رفقا، و مهندس مفتقر عزیزمون،
    ترجمه به زبان حالِ آن متن های ارزنده،با رقص قلمی زیبا،کار ارزنده ای هس مثل
    خورشید راه میمونه
    خصوصا وقتی بدور از عصا قورت دادن های فلسفی و اصطلاح بازی باشه

    کار قشنگیه،خسته نباشید ،طبع لطیفی برای همگان آرزومندم


  11. صلوات ها 2


صفحه 20 از 20 نخست ... 10181920

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۲/۲۶, ۱۱:۳۳ : 9

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود