صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دیکتاتوری خدا !!

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    425
    حضور
    8 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    890

    اشاره دیکتاتوری خدا !!




    سلام
    من یک سوال ساده ولی مهم دارم. ما در قرآن داریم که همه چیز رو خدا آفریده و هیچ چیزی غیر از خدا وجود ذاتی نداره! همچنین اختیار و توانایی هم به جز خدا وجود نداره. خب پس حالا معنی اختیار ما چیه دیگه؟

    یعنی الان من گناه میکنم! خدا یقه من رو میگیره میگه چرا گناه کردی؟
    من میگم خب خدایا عقلم نرسید... فکر کردم این گناهو کنم به نفعمه!
    خدا مثلا بگه : نه تو باید از عقلت بهتر استفاده میکردی
    من میگم: خب خدایا شما باید بیشتر عقل میدادی .... من که ۲ تا مغز نداشتم یکیش رو تعطیل کنم و از یکی دیگه اش استفاده کنم! من با همه ی توان مغزم به این نتیجه رسیدم که اون گناهو کنم! شما باید مغز قوی تری به من میدادید!!

    ترو خدا قبل هرگونه پاسخ اول واقعا سوال رو درک کنید!!

    حرف من اینه که انسان هیـــــــــــــــــچ چیز مستقلی از خودش نداره که بعدا بخواد بابتش مواخذه بشه!
    مثلا شما یک ربات خیلی پیشرفته سازید که خودش اتوماتیک تصمیم میگیره و کارهای مختلفی میکنه! بعد اشتباهاتی هم میکنه! شما میگید آهاااان ...حالا وقت مجازاته و مثلا ربات رو آتیش میزنید!

    بابا ربات هرچی کرده به واسطه توانایی که شما بهش دادید کرده! هرچقدر خوب برنامه شو نوشتید کار کرده. از خودش که هیچ وجود مستقل نداره که ما تقصیر رو بندازیم گردن اون وجود مستقلش و بعد عذابش کنیم به خاطر اشتباهش!!

    >>>مگر اینکه ما برای انسان وجود مستقلی از خدا فرض کنیم؟ مثلا بگیم روح انسان مستقل از خداست و خدا هیچ دخل و تصرفی توش نداره.
    حتی تازه اگر این فرض رو هم قبول کنیم بازم سازنده روح خدا بوده!!! ظرفیت ها و توانایی ها و ساختارشو اون شکل داده! بازم هر گناهی کنه ریشتا برمیگرده به سازنده اش!!!

    امیدوارم یکی بتونه درک کنه حرف منو و جواب قانع کننده ای بده بهم!
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۲:۰۱

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست





    دیکتاتوری خدا !!








    کارشناس بحث: استاد هادی


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,886
    حضور
    83 روز 22 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6726



    با سلام و عرض ادب و تقدیر و تشکر از پرسش خوب شما

    «انسان وجودی مستقل از خدا ندارد» یعنی اینکه وجود انسان وابسته به وجود خداست، نمی توان انسان را بدون علت (خدا) تصور کرد؛ انسان اگر چه تمام وجودش از خداست اما در اعمال و رفتار خود اختیار دارد این طور نیست که انسان مجبور باشد. هر رفتاری که از انسان سر می زند با اختیار خودش است و خداوند کسی را به کار خیر و یا شرّ اجبار و اکراه نمی کند.
    خداوند متعال فرمود: « إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا » ما راه را به او نمايانديم، يا سپاسگزار خواهد بود يا ناسپاس» (انسان، آيه 3)
    اینکه گفته می شود هیچ اراده ای جز اراده حق تعالی وجود ندارد بدین معنی است که اراده و اختیار انسان در طول اراده حق تعالی است همچنانکه وجود انسان وابسته به وجود خداوند است، اراده انسان نیز عین ربط و وابستگی به خداوند است، اگر خداوند اراده نکند انسان قدرت انجام هیچ عملی را ندارد منتهی خداوند اراده کرده که انسان با اراده و اختیار خود مسیرش را انتخاب کند صد البته قدرت این انتخاب نیز از خداست. «كار ما با اراده خود ما رابطه علل و معلولي دارد، ما بايد اراده كنيم تا كاري انجام گيرد. تا اراده نكنيم، كار تحقق نمي‌يابد، اما همين علت و معلول و نيز مبادي ديگر، همه متعلق اراده الهي است، علت قريب و مباشر اين كار، اراده انسان است، پس اراده الهي در طول اراده انسان است».(مصباح، معارف قرآن، نشر موسسه در راه حق، قم 1376 ش، ص 381)
    لذا انسان موجودی مختار و صاحب اراده است که قدرت انتخاب و اراده خویش را از خداوند دارد، انسان دچار جبر محض نیست که همانند ربات برنامه ریزی شده باشد، ربات مجبور است بر اساس داده ها رفتار کند چون چیزی غیر از این نمی داند و نمی تواند انجام دهد اما انسان موجودی با قدرت اراده و اختیار است که می تواند خیر یا شرّ را انتخاب کند، لذا به خاطر انتخابش مسئول خواهد بود.« إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا »
    خدا راه نشان می دهد و عاقبت اعمال و رفتار و راه ها را بیان می کند و افراد را آزاد می گذارد تا خواستند بیایند و نخواستند نیایند «ِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها» (بقره 256)راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت [بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست.

    دیکتاتوری خدا !!
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,886
    حضور
    83 روز 22 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6726



    مطلب دیگر اینکه بدون شک انسان ها از نظر جسمى، عقلى، مالى و... تفاوت دارند. وجود این تفاوت ها لازمه خلقت عالم هستی است اما این تفاوت به گونه ای نیست که نتواند راه حق را از ناحق تمییز دهد، همه انسان ها به جز مجانین و مانند آن قدرت تشخیص و تمییز حق از باطل را دارند، بله تفاوت در شدّت و ضعف (در عقول) وجود دارد امّا این تفاوت چنین نیست که نتواند حق را از ناحقّ تمییز دهد. برای مثل هر عاقلی می داند که رجوع به متخصص در هر زمینه لازم و ضروری است لذا وقتی مریض می شود به متخصص در زمینه طبّ روی می آورد حال اگر از همین فرد سوال کنی چرا تقلید نمی کنی خواهد گفت من عقل دارم و خودم می فهمم در صورتی که خود عقل دستور می دهد به متخصص رجوع کن.
    با این تفصیل همه انسان ها به جز موارد استثنایی با توانایی و قدرت امتیاز خلق شده اند و هر انسانی به اندازه قابلیت و ظرفیت خود می تواند حق را از ناحقّ تشخیص دهد.لذا منطقی نیست که بگوییم به عقل من نرسید و گناه کردم، خداوند همه انسان ها را از طريق عقل و فطرت و پيامبران و اولياء الهي هدايت کرده است و این انسان است که چه راهی را انتخاب می کند راه ضلالت و گمراهی را یا راه هدایت را ... .
    اگر نکته ابهامی باقی ماند بفرمایید توضیح بیشتری داده شود ...


    معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر :
    معارف قرآن، محمد تقي مصباح
    آموزش کلام اسلامي، ج 1، محمد سعيدي مهر
    جبر و اختیار (بحث‌های آیت‌‌الله جعفر سبحانی)
    دیکتاتوری خدا !!
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5455



    سلام علیکم

    با سپاس از استاد گرامی و راهنمائی های مستند لطفا این برداشت بنده اگر اشتباه هست استاد راهنمائی بفرمایند

    تا آنجائیکه متوجه شدم , خداوند در عین بخشش و عفوی که در حق همه ابناء بشر در صورت ارتکاب خطا یا بدلیل ضعف های مختلف او دارد با این وجود او را موجود توانائی خلق کرده که میتواند با انتخابش به آن اندازه رشد و تعالی ای که در وجودو ظرفیتش دارد برسد .

    یعنی انتظار خدا از بنده اش بواسطه این توانائی های بالقوه و امکانی چون هدایت انبیاء و تلاش او برای کسب علم و تعالی انسان و اخلاقی , انتظار نا بجائی نیست .
    و او یک موجود از قبل طراحی شده برای ناقص بودن و ناقص ماندن و نهایتا مواخده شدن نبوده.
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  11. صلوات ها 2


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    425
    حضور
    8 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    890



    سلام و تشکر از پاسخ شما کارشناس محترم
    ولی متاسفانه باز هم سوال من بدون پاسخ ماند

    ببینید شما میگید که انسان موجودی مختار است که میتواند از بین خوب و بد انتخاب کند! درست است؟
    خب من میپرسم با چه ابزاری انسان میتواند از بین خوب و بد انتخاب کند؟ آیا آن ابزار مستقل از خداوند و مال خودش است؟ اگر نیست، پس خداوند ابزار محدودی به او داده که قدرت تمیر و تشخیصش همینقدر است، پس چرا او را به واسطه تشخیص اشتباه مجازات میکند؟!

    انگار من یک بیل معیوب به کارگری بدهم و بگویم زمین را بکن! و کارگر طبیعتا نمیتواند با بیل معیوب به نتیجه خوب برسد! سپس من او را مواخذه کنم که چرا بد کنده ای؟ خب کارگر میگوید شما بیل معیوب در اختیار من گذاشتید که با آن بکنم!!
    حالا من به او بگویم نه تو اختیار داشتی که خوب بکنی! خودت بد کندی!
    باز او میگوید شما بیل خوب داده بودید خوب کنده بودم!
    و تا ابد سر این قضیه بحث کنیم!!

    حالا بحث من و خدا هم همین است!
    من میگویم گناه میکنم چون خدا عقل معیوبی به من داده است!
    شما میگویید نه تو اختیار داشتی که گناه نکنی !
    من میگویم درست است که مختار بودم ولی ابزار استفاده از این اختیار در من معیوب بود!
    شما میگید نه خداوند پیامبر فرستاده که تو را هدایت کنند!
    باز من میگویم آخر من باید با این عقل معیوب تبعیت از آنها را تشخیص بدهم و به آن عمل کنم!
    باز شما تکرار میکنید نه تو مختار بودی و اختیار داشتی!
    و ما هم تا ابد بحث میکنیم و به نتیجه نمیرسیم!!


    ببینید ما قبل از این بحث اول باید یک چیز را مشخص کنیم.... شما در توضیحاتتان عقل رو ممیز بین خوب و بد دانستید.درست؟
    ولی من میگویم این تعریف شما از عقل ناقص است! چون شما فقط تا مرحله ی تشحیص را جزو عقل میدانید ولی من مرحله بعدی یعنی انتخاب را نیز جزو عقل بلکه قسمت اصلی عقل میدانم!

    یعنی اینکه من تمیز دهم بین خوب و بد نشانه ی عقل کامل نیست! بلکه عقل وقتی کامل است که پس از تمیز، خوبی را برگزیند! وگرنه عقلی که تمیز دهد ولی در نهایت بد را انتخاب کند یعنی این عقل ناقص است و نتوانسته در مرحله انتخاب گزینه خوب را انتخاب کند!

    اینکه دلیلش چیست بنظرم این است که ما در ظاهر میگوییم دروغ بد است ولی در باطن خیلی جاها میگوییم دروغ خوب است و برای همین دروغ میگوییم!! وگرنه اگر ما واقعا معتقد بودیم که دروغ بد است که دیگر دروغ نمیگقتیم! ولی چون فکر میکنیم برخی جاها به سودمان است و بهتر است دورغ بگوییم پس دروغ میگوییم! و این نشانگر از عقل ناقص ماست!

    یعنی حتی ما مرحله تمیز و تصمیم هم نداریم و هردو اینها یک مرحله است! یعنی ما راست و دروغ را به عنوان خیر و شر مطلق قبول نداریم و برخی وقتها راست را خیر و برخی اوقات دروغ را خیر میدانیم! برای همین دروغ میگوییم!


    من میگویم عاقل کسی نیست که تنها خوب و بد را تشخیص دهد، بلکه عاقل کسی است که پس از تشخیص، به خوب عمل کند!
    اینکه ما بفهمیم چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است نصف راه است! زمانی راه کامل میشود که ما خوب را برگزینیم و از بد دوری کنیم! و ما تا عقل کامل نداشته باشیم، نصفه ی دوم راه را نمیتوانیم برویم! و این عقل کامل را خدا باید به ما میداده که نداده ولی مثلا به معصومین داده!
    خب حالا وقتی به من عقل کامل نداده خطا و گناهم نیز پای خودش است که عقل کامل نداده! و نباید مرا مواخذه کند! چون از این عقل ناقص بهتر از این انتظار نباید داشت(توجه کنید به قسمت تصمیم، نه تشخیص صرف)



  13. صلوات ها 3


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    425
    حضور
    8 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    890



    گویا شما یک بستنی در دست راست و یک سکه طلا در دست چپ میگیرید مقابل یک کودک ۲ ساله و از او میخواهید که انتخاب کند! و شرط میگذارید که والله اگر گزینه پست را انتخاب کرد دست او را میسوزانم!
    و به پدر و مادرش هم اجازه میدهید با توصیه های کلامی او را راهنمایی کنند!

    در توجیه این کار خود هم میگویید: او انسان است و اختیار دارد! او عقل دارد! او باید گزینه ی خوب را با عقل خودش برگزیند! او میتواند به نصایج پدر و مادرش در انتخاب گزینه درست گوش فرا دهد!


    ولی آیا این امتحان درست است؟؟؟؟؟؟؟ اگر بچه درنهایت بستنی را برگزید باید دستش را بسوزانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    همه ی ما با این عقول ناقصمان بچه ایم....اگر نبودیم بستنی(گناه) رو انتخاب نمیکردیم!!!!! تقصیرکار هم خداست که میخواهد از بچه امتحان بگیرد!!!!!!!!!

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    291
    حضور
    7 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1424



    نقل قول نوشته اصلی توسط rezaee نمایش پست ها
    سلام
    من یک سوال ساده ولی مهم دارم. ما در قرآن داریم که همه چیز رو خدا آفریده و هیچ چیزی غیر از خدا وجود ذاتی نداره! همچنین اختیار و توانایی هم به جز خدا وجود نداره. خب پس حالا معنی اختیار ما چیه دیگه؟

    یعنی الان من گناه میکنم! خدا یقه من رو میگیره میگه چرا گناه کردی؟
    من میگم خب خدایا عقلم نرسید... فکر کردم این گناهو کنم به نفعمه!
    خدا مثلا بگه : نه تو باید از عقلت بهتر استفاده میکردی
    من میگم: خب خدایا شما باید بیشتر عقل میدادی .... من که ۲ تا مغز نداشتم یکیش رو تعطیل کنم و از یکی دیگه اش استفاده کنم! من با همه ی توان مغزم به این نتیجه رسیدم که اون گناهو کنم! شما باید مغز قوی تری به من میدادید!!

    ترو خدا قبل هرگونه پاسخ اول واقعا سوال رو درک کنید!!

    حرف من اینه که انسان هیـــــــــــــــــچ چیز مستقلی از خودش نداره که بعدا بخواد بابتش مواخذه بشه!
    مثلا شما یک ربات خیلی پیشرفته سازید که خودش اتوماتیک تصمیم میگیره و کارهای مختلفی میکنه! بعد اشتباهاتی هم میکنه! شما میگید آهاااان ...حالا وقت مجازاته و مثلا ربات رو آتیش میزنید!

    بابا ربات هرچی کرده به واسطه توانایی که شما بهش دادید کرده! هرچقدر خوب برنامه شو نوشتید کار کرده. از خودش که هیچ وجود مستقل نداره که ما تقصیر رو بندازیم گردن اون وجود مستقلش و بعد عذابش کنیم به خاطر اشتباهش!!

    >>>مگر اینکه ما برای انسان وجود مستقلی از خدا فرض کنیم؟ مثلا بگیم روح انسان مستقل از خداست و خدا هیچ دخل و تصرفی توش نداره.
    حتی تازه اگر این فرض رو هم قبول کنیم بازم سازنده روح خدا بوده!!! ظرفیت ها و توانایی ها و ساختارشو اون شکل داده! بازم هر گناهی کنه ریشتا برمیگرده به سازنده اش!!!

    امیدوارم یکی بتونه درک کنه حرف منو و جواب قانع کننده ای بده بهم!
    بسمه تعالی
    سلام عرض می کنم.
    دوست عزیز خداوند دو تا راهنما به ما داده یک راهنمای درونی که عقل هستش و یک راهنمای بیرونی که پیامبران و امامان هستند.
    اگر میخواستیم فقط به عقل رجوع کنیم نمیشد چون عقل فقط چیزای کلی رو میفهمه و هیچ اعتباری به نیست که اشتباه نره و این همه
    پشیمونی نشان این هستش که از عقل درست استفاده نشده . پس در نتیجه با عقل و راهنمای بیرونی راه رو انتخاب می کنیم.
    راه درست و راه غلط نشون داده شده و کسی نمیتونه بگه من نمیدونستم حالا این وسط یکی تحقیق می کنه و با عقل خودش راهی رو انتخاب می کنه
    که متاسفانه اشتباهه، اینجا کی گفته که خدا طرف رو عذاب می کنه؟؟؟ اتفاقا در قرآن هم داریم اولا خداوند هرکس رو به اندازه ی خودش و تواناییاش مواخذه می کنه،
    ثانیا ما یه جاهل مقصر داریم یه جاهل قاصر، جاهل مقصر یعنی کسی که کوتاهی کرده و نرفته تحقیق کنه یاد بگیره راه درست رفتنو و در حالی که میتونسته یاد بگیره
    اما جاهل قاصر کسیه که رفته دنبالش اما به راه اشتباهی رسیده اونطور که مطالعه داشتم در مجازاتش تخفیف میدهند به این شخص و حتی احتمال داره عذابش نکند والله اعلم.
    نتیجه گیری:
    1. آیه ی قرآن: خداوند هرکس رو به اندازه ی تواناییش تکلیف می کنه .
    2.راه خوب و بد نشان داده شده اگر کسی قصوری نکند میتواند راه درست را پیدا کند حالا اگر هم اشتباهی رخ داد اونطور که من خوندم گناهی بر او نیست.
    3.همانقدر که به شما عقل داده از همان استفاده کنید هیچ حرفی بر شما وارد نیست.یعنی در حد همان اندازه که عقل دارید ازش استفاده کنید خدا بیشتر از اون از شما نمیخواد.
    4.خدا رو انقدر مجازاتگر فرض نکنیم درسته که خداوند جبار و منتقم هستش اما خودش گفته رحمت من بر غضبم پیشی دارد و یکی از صفات خدا سریع الرضا هستش
    و نوشته بودند خداوند انقدر در قیامت بندگانش رو میبخشه که حتی شیطان به طمع میفته فکر میکنه بخشیده میشه و خیلی از داستان ها و روایات هستش در جهت
    امیدبخش بودن به رحمت خدا



    ویرایش توسط *صفا* : ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ در ساعت ۰۶:۴۶
    الیس الله بکاف عبده ....
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یا حق

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,228
    حضور
    301 روز 14 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    350
    صلوات
    19517



    نقل قول نوشته اصلی توسط rezaee نمایش پست ها
    گویا شما یک بستنی در دست راست و یک سکه طلا در دست چپ میگیرید مقابل یک کودک ۲ ساله و از او میخواهید که انتخاب کند! و شرط میگذارید که والله اگر گزینه پست را انتخاب کرد دست او را میسوزانم!
    و به پدر و مادرش هم اجازه میدهید با توصیه های کلامی او را راهنمایی کنند!

    در توجیه این کار خود هم میگویید: او انسان است و اختیار دارد! او عقل دارد! او باید گزینه ی خوب را با عقل خودش برگزیند! او میتواند به نصایج پدر و مادرش در انتخاب گزینه درست گوش فرا دهد!

    ولی آیا این امتحان درست است؟؟؟؟؟؟؟ اگر بچه درنهایت بستنی را برگزید باید دستش را بسوزانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    همه ی ما با این عقول ناقصمان بچه ایم....اگر نبودیم بستنی(گناه) رو انتخاب نمیکردیم!!!!! تقصیرکار هم خداست که میخواهد از بچه امتحان بگیرد!!!!!!!!!
    باسلام
    وقتی خدا خواسته بنده توبه کنه یعنی اینکه احتمال انتخاب بستنی هست حالا انتخاب کردیم تموم نشد که مشکل اونجاست این بچه
    بستنی رو ترجیح بده به سوختن و درباره بخواد که بسوزد ولی بستنی رو انتخاب کنه این انتخابی هست که خودش میخواد.
    خدا رحمان و رحیم است یعنی چه?
    وقتی تو امتحان رد شدی نترس تا وقت داری دوباره از سر بگیر زمان رو از دست دادی ولی می تونی دوباره قبول بشی اگه واقعا هدفت قبولی تو امتحانه
    انشاءالله که دستمان نسوزه حالا که سوخته دیگه اشتباه انتخاب نکنیم.

    خداوند متعال به حضرت داوود (ع) میفرمایند:
    ای داوود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان و مدارایم با آنان و اشتیاق مرا در ترک معصیت هایشان می دانستند بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بندبند وجودشان از محبت من از هم می گسست.
    میزان الحکمه-جلد 4 - صفحه 2797 - محمد محمدی ری شهری
    و كسانى كه بر خدا دروغ مىیبندند روز رستاخيز چه گمان دارند در حقيقت‏خدا بر مردم داراى بخشش است ولى بيشترشان سپاسگزارى نمى‏كنند (۶۰)یونس

    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    دیکتاتوری خدا !!

  19. صلوات ها 2


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    425
    حضور
    8 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    890



    نقل قول نوشته اصلی توسط اللیل والنهار نمایش پست ها

    باسلام
    وقتی خدا خواسته بنده توبه کنه یعنی اینکه احتمال انتخاب بستنی هست حالا انتخاب کردیم تموم نشد که مشکل اونجاست این بچه
    بستنی رو ترجیح بده به سوختن و درباره بخواد که بسوزد ولی بستنی رو انتخاب کنه این انتخابی هست که خودش میخواد.
    خدا رحمان و رحیم است یعنی چه?
    وقتی تو امتحان رد شدی نترس تا وقت داری دوباره از سر بگیر زمان رو از دست دادی ولی می تونی دوباره قبول بشی اگه واقعا هدفت قبولی تو امتحانه
    انشاءالله که دستمان نسوزه حالا که سوخته دیگه اشتباه انتخاب نکنیم.

    خداوند متعال به حضرت داوود (ع) میفرمایند:
    ای داوود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان و مدارایم با آنان و اشتیاق مرا در ترک معصیت هایشان می دانستند بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بندبند وجودشان از محبت من از هم می گسست.
    میزان الحکمه-جلد 4 - صفحه 2797 - محمد محمدی ری شهری
    و كسانى كه بر خدا دروغ مىیبندند روز رستاخيز چه گمان دارند در حقيقت‏خدا بر مردم داراى بخشش است ولى بيشترشان سپاسگزارى نمى‏كنند (۶۰)یونس

    سلام برادر

    ببینید سوال من اینه که انسان در لحظه ی نهایی قبل از اخد یک تصمیم، از یک قوه ای که حالا اسمش هرچیز میخواهد باشد، استفاده میکند درسته؟ و اون هستش که میگه این کارو بکن یا نکن و تصمیم نهایی رو میگیره!
    من میگم همین قوه ی تصمیمگیر نهایی مخلوق خداست و توانایی هایش محدود و مشخص است و دقیقا همانی است که خدا داده!

    من میگم بشر هیچ چیز اضافه از خودش نداره که بخواد بابت اون مجازات بشه!

    مشکل اینجاست که دوستان بطور ناخودآگاه همش یک وجود مستقل و جدا برای انسان فرض میگیرند و میگن خودش باید فلان و بهمان کنه! بابا هیچ خودی وجود نداره! هرچیه مخلوق خداست!

    نمیشه من دستگاه بسازم و بگم این خودش باید یکسری کارهارو بکنه(علاوه بر توانایی که من بهش دادم). والا نمیشه!

    چرا فرض میکنید انسان یک خود مجزا دارد که میتواند یک کار جدای از چیزی که خدا از قبل برایش قرار داده انجام دهد؟! حال آنکه برای استفاده از اختیارش نیازمند استفاده از همانیست که خدا داده!
    ویرایش توسط rezaee : ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ در ساعت ۰۷:۳۶

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود