صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند تناقض در توصیه به ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765

    چند تناقض در توصیه به ازدواج




    سلام.
    میدونم الان دوستان از تعداد زیاد تاپیک های من در مورد ازدواج خسته شدن.بنابراین ضمن عذرخواهی از همه این دفعه چندتا سوال دارم.

    هم در دین و هم در مشاوره ها توصیه به ازدواج زیاد میشه اما تناقضاتی وجود داره که برام شده سوال که کدامیک رو باید پذیرفت:

    مورد اول: سن ازدواج:
    درمورد سن ازدواج خیلی تناقض زیاده. مثلا
    1- حجت الاسلام قرائتی همیشه در صحبت هاشون توصیه به زود ازدواج کردن میکنن و این رو از توصیه های قرآن و اسلام میدونن.در یکی از سخنرانی هاشون که خودم حضور داشتم یه مثال زدن که یکی از آشناهاشون که پسری 17 ساله بود با دختری پانزده ساله ازدواج کرده بود.ایشون گفتن اینجوری درسته و باید زود ازدواج کرد.کلیپ دیگری هم از ایشون دیدم که صراحتا میگن "قرآن میگه زود ازدواج کنید".
    2- اما در هیچ یک از مشاوره ها و از جمله در خود سایت اسک دین هیچوقت توصیه به این چنین ازدواجی نمیشه و همیشه سن ازدواج رو بالاتر از این ذکر میکنن.هر کس در سنین 17-18 سالگی میگه میخوام ازدواج کنم بهش میگن هنوز زوده...
    3- در یه سایت پاسخگویی به سوالات دینی دیگه که قبلا مشکلات خودم رو مطرح کرده بودم مشاور اونجا گفتن سنت برای ازدواج کمه و حداقل یه پسر برای ازدواج باید 24 سالش تمام شده باشد.
    بالاخره کدوم یکی از این حرفها درسته؟

    مورد دوم: خود ازدواج کردن:

    درباره خود ازدواج هم در همین سایت تناقض های زیادی در تاپیک ها وجود داشته.
    1- مثلا توصیه میشه ازدواج کنید تا کامل بشید و از جوانی تون استفاده کنید و حدیث آورده میشه که مثلا پیامبر بزرگوار اسلام وقتی جوانی رو میدیدن و یا در مورد جوانی بهشون میگفتن،ایشون از ازدواج و شغلش میپرسیدن و اگر مجرد بود، میفرمودن از چشمم افتاد.یا حدیث معروف النکاح سنتی...
    2- از طرف دیگه دیدم کارشناسان سایت در بعضی تاپیکها خطاب به افراد مجردی که از تجرد ناراحتن میگن اگر ازدواج کرده بودی الان کلی مشکلات و دردسر داشتی پس خوشحال باش.
    بالاخره ناراحت باشیم که اگه ازدواج نکنیم مورد تایید پیامبر نیستیم،یا خوشحال باشیم که اگه ازدواج نکنیم مشکلات مون کمتره؟

    مورد سوم: هدف از ازدواج

    من خودم هدف از ازدواج رو همون چیزی میدونم که خداوند در آیه 21 سوره روم میفرماید {و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها} و طبق این آیه هدف ازدواج رو رسیدن به آرامش میدونم و اون چیزی که طبق احادیث میگن نصف دین رو کامل میکنه.
    اما در تاپیکها دیدم میگن هدف از ازدواج رسیدن به خدا نیست و همسر نمیتونه فرد رو به خدا برسونه و در تاییدش برخی از شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی رو مثال میزنن.

    یه دو مورد دیگه هم بود ولی الان همینها به ذهنم رسید.عذرخواهی میکنم که سوال طولانی شد و ممنون از کارشناس محترم.

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست





    چند تناقض در توصیه به ازدواج








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما آقاي محترم
    از اين كه با دقت تاپيك ها و موضوعات را دنبال مي كنيد متشكرم
    در پاسخ به سؤالات شما توجه شما را به نكات زير جلب مي كنم
    1- صاحب نظران براساس مباني و مطالعات خود در فروع رشته هاي مختلف علمي و ديني اختلاف نظرهايي دارند.
    2- برخي از تعارض ها در كلام بزرگان ظاهري است و قابل جمع هستند.
    3- برخي از نظرها اشاره به اصل دارد نه واقع. يعني مثلا مي گويند اصل اين است كه طوري فرزندان تربيت شوند كه پسر در سن 17-18 سالگي به بلوغ عقلي، اجتماعي، اقتصادي و عاطفي رسيده باشد. يعني اين طور نيست كه بزرگان تشويق كنند كسي كه هنوز رشيده هم نيست ازدواج كند. به همين دليل است دو نفر از دوستان كه اهل علم بودند براي دختر 15 ساله آنها خواستگار آمد يكي گفت هنوز زود است و دخترم بزرگ نشده و فهم درستي از زندگي زناشويي ندارد ولي ديگري چون در خانواده اي اهل علم بودند به يكي از خواستگاران جواب مثبت دادند و دليلشان اين بود كه دختر ما از 13 سالگي خواستگار داشته است و چون خانواده ما ( مادر، پدر، عمه، عمو، خاله و...) اهل علم بودند درك و فهم دخترم بيش از همسن و سالانش است.
    4- با توجه به نكات بالا بايد گفت كه توصيه هاي كارشناسان متفاوت است ممكن است در شهر كوچك اختلاف دختر و پسر 5-6 باشد بهتر باشد و در شهري از نظر سني مساوي هم باشند مشكلي پيش نيايد. بنابراين توصيه ها غالبي است و متناسب با شرايط فرهنگي و اقليمي و مزاجي. وگرنه ايده آل اين است كه در هر ازدواجي دختر و پسر زير نظر مشاور ازدواج باشند.
    5- درست است كه با ازدواج دين كامل مي شود اما نه هر ازدواجي. اگر ازدواج فرد متديني بدون تحقيق و تناسب باشد بساط دينداري را هم مي تواند جمع كند.
    6- دنيا صحنه آزمايش و امتحان است مواد آزمون ممكن است براساس حكمت خداوند متفاوت باشد: تأخير در ازدواج، همسربد اخلاق، بيماري، ثروت، سلامتي، فقر، و...
    7- كسي كه شرايط ازدواجش فراهم نيست و خود سهمي در اين مشكل ندارد نبايد با ناراحتي مشكل خود را دوبرابر كند بايد گامي در حل مشكل بردارد و چه بسا مشكل او نعمتي باشد گاهي دعا به اين گونه مستجاب مي شود كه ازدواجي ناسالم تحقق نگيرد ولي چيزي كه مهم است اين است كه تلاش، تحقيق، توكل و توسل و تدبير و دعا با هم باشد
    قالَ عَلِی علیه السلام : «إِذا نَزَلَ بِک مَکرُوهٌ فَانْظُرْ، فَإِنْ کانَ لَک حِیلَةٌ فَلاتَعْجَزْ وَ إِنْ لَمْ یکنْ فیهِ حیلَةٌ فَلاتَجْزَعْ»؛[1]
    علی علیه السلام فرموده: «هر گاه دچار مصیبت و ناملایمی شدی، ببین، اگر قدرت علاجش را داری و می توانی، زیرکی، آن را از خود بگردانی، کوتاهی مکن و بدون اظهار ضعف و ناتوانی، در رفعش بکوش و اگر قدرت نداری، بدون جزع و بی تابی، آن را تحمل کن».

    قالَ الصّادِقُ علیه السلام : «إِیاک وَ الْجَزَعَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ الاْءَمَلَ، وَ یضْعِفُ الْعَمَلَ، وَ یورِثُ الْهَمَّ، وَ اعْلَمْ أَنَّ الْمَخْرَجَ فی أَمْرَینِ، فَما کانَتْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْءِحْتِیالُ وَ ما لَمْ یکنْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْصْطِبارُ»؛[2]
    امام صادق علیه السلام فرموده: «از بی صبری و جزع بپرهیز که رشته امید را قطع می کند و کار و کوشش را تضعیف می نماید و اندوه و غم به بار می آورد. بدان برای نجات از بی صبری دو راه بیش نیست، اگر چیزی که مایه جزع شده، با مهارت و هوشمندی زایل می شود، باید اقدام کرد و اگر مصیبت قطعی و ناشدنی است، باید به رنج و المش تن داد، بردباری را به خود تحمیل نمود و بی قید و شرط، تسلیم قضای حتمی گردید.
    8- چون كه صد آمد نود هم پيش ماست؛ ازدواج صدي است كه نود را هم در بر دارد با يك ازدواج مطالعه شده و براساس معيار و همتايي فوايد زياد معنوي، مادي، اجتماعي، رواني، عاطفي، فكري و... به ما مي رسد. اين كه مي گويند همسر نمي تواند همسر را به خدا برساند به اين معنا است كه انسان مختار است و تغيير ديگران به اين راحتي نيست ولي به هر حال مجالست ها و همنشيني ها موثر است. ازدواج نبايد براساس انگيزه هاي غلط يا تك بعدي يا خودمحورانه باشد مثلا ازدواج درماني براي درمان فرد افسرده يا بيمار درست نيست يا ازدواج براي رشد صرفا معنوي در كنار يك فرد معنوي (مثل استاد اخلاق) درست نيست يا ازدواج براي سو استفاده از اموال پدر زن نادرست است.



    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    استاد حامی اگه ممکنه درباره مورد سوم که مطرح کردم هدف از ازدواج هم توضیحاتی میفرمایید یالینکی رو بدید که بهترین هدف برای ازدواج چیه؟ آیااون چیزی که خودم نوشتم درسته یا غلط؟

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrant نمایش پست ها
    سلام.
    میدونم الان دوستان از تعداد زیاد تاپیک های من در مورد ازدواج خسته شدن.بنابراین ضمن عذرخواهی از همه این دفعه چندتا سوال دارم.

    هم در دین و هم در مشاوره ها توصیه به ازدواج زیاد میشه اما تناقضاتی وجود داره که برام شده سوال که کدامیک رو باید پذیرفت:

    مورد اول: سن ازدواج:
    درمورد سن ازدواج خیلی تناقض زیاده. مثلا
    1- حجت الاسلام قرائتی همیشه در صحبت هاشون توصیه به زود ازدواج کردن میکنن و این رو از توصیه های قرآن و اسلام میدونن.در یکی از سخنرانی هاشون که خودم حضور داشتم یه مثال زدن که یکی از آشناهاشون که پسری 17 ساله بود با دختری پانزده ساله ازدواج کرده بود.ایشون گفتن اینجوری درسته و باید زود ازدواج کرد.کلیپ دیگری هم از ایشون دیدم که صراحتا میگن "قرآن میگه زود ازدواج کنید".
    2- اما در هیچ یک از مشاوره ها و از جمله در خود سایت اسک دین هیچوقت توصیه به این چنین ازدواجی نمیشه و همیشه سن ازدواج رو بالاتر از این ذکر میکنن.هر کس در سنین 17-18 سالگی میگه میخوام ازدواج کنم بهش میگن هنوز زوده...
    3- در یه سایت پاسخگویی به سوالات دینی دیگه که قبلا مشکلات خودم رو مطرح کرده بودم مشاور اونجا گفتن سنت برای ازدواج کمه و حداقل یه پسر برای ازدواج باید 24 سالش تمام شده باشد.
    بالاخره کدوم یکی از این حرفها درسته؟

    مورد دوم: خود ازدواج کردن:

    درباره خود ازدواج هم در همین سایت تناقض های زیادی در تاپیک ها وجود داشته.
    1- مثلا توصیه میشه ازدواج کنید تا کامل بشید و از جوانی تون استفاده کنید و حدیث آورده میشه که مثلا پیامبر بزرگوار اسلام وقتی جوانی رو میدیدن و یا در مورد جوانی بهشون میگفتن،ایشون از ازدواج و شغلش میپرسیدن و اگر مجرد بود، میفرمودن از چشمم افتاد.یا حدیث معروف النکاح سنتی...
    2- از طرف دیگه دیدم کارشناسان سایت در بعضی تاپیکها خطاب به افراد مجردی که از تجرد ناراحتن میگن اگر ازدواج کرده بودی الان کلی مشکلات و دردسر داشتی پس خوشحال باش.
    بالاخره ناراحت باشیم که اگه ازدواج نکنیم مورد تایید پیامبر نیستیم،یا خوشحال باشیم که اگه ازدواج نکنیم مشکلات مون کمتره؟

    مورد سوم: هدف از ازدواج

    من خودم هدف از ازدواج رو همون چیزی میدونم که خداوند در آیه 21 سوره روم میفرماید {و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها} و طبق این آیه هدف ازدواج رو رسیدن به آرامش میدونم و اون چیزی که طبق احادیث میگن نصف دین رو کامل میکنه.
    اما در تاپیکها دیدم میگن هدف از ازدواج رسیدن به خدا نیست و همسر نمیتونه فرد رو به خدا برسونه و در تاییدش برخی از شهدای بزرگوار جنگ تحمیلی رو مثال میزنن.

    یه دو مورد دیگه هم بود ولی الان همینها به ذهنم رسید.عذرخواهی میکنم که سوال طولانی شد و ممنون از کارشناس محترم.
    ببین دوست خوبم
    چیزی که بدیهی است و این است که سن ازدواج از هر کسی تا کسی دیگر فرق میکند...
    ازدواج ملزوماتی دارد از فکر گرفته تا عقل و توانایی های جنسی و ... و البته همه ای انسان ها ماشین وار در سن خاصی به این ملزومات نمی رسند...
    بعضی ها میبنی در 16 سالگی به درک و منظومه ای از این جهان ، خودش و خدا رسیده است که خداییش کاملا یک انسان موفق از لحاظ زندگی میتواند باشد حال آنکه گاهی 40 50 ساله هایی را میبینیم که هنوز بزرگ نشده است و کما بچگی در حال بازی با اسباب بازی است البته درست است که دیگر با تفنگ و شمشیر بازی نمی کند ولی کماکان دارد بازی میکند و فقط اسباب بازی هایش عوض شده. حال میخواهد اون اسباب بازی عروسک باشد یا عروس ، شمشیر پلاستیکی باشد یا ماشین و ...

    وقتی که دانستی که چرا باید ازدواج کنی و جواب شبهه های آن را بدهی آنگاه حداقل از لحاظ فکری و عقلی تا حدودی سن ازدواجت فرا رسیده ؛ البته بقیه ملزومات نیز لازم است مثلا بلوغ جنسی ...

    در مورد خود ازدواج هم چه برهانی قاطع تر از این که پیامبر (ص) فرموده اند و توصیه کرده اند ؟

    در مورد هدف نیز چه هدفی مهمتر از رضایت خدا و رسولش ؟
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    نقل قول نوشته اصلی توسط kavoshgar02 نمایش پست ها
    ببین دوست خوبم
    چیزی که بدیهی است و این است که سن ازدواج از هر کسی تا کسی دیگر فرق میکند...
    ازدواج ملزوماتی دارد از فکر گرفته تا عقل و توانایی های جنسی و ... و البته همه ای انسان ها ماشین وار در سن خاصی به این ملزومات نمی رسند...
    بعضی ها میبنی در 16 سالگی به درک و منظومه ای از این جهان ، خودش و خدا رسیده است که خداییش کاملا یک انسان موفق از لحاظ زندگی میتواند باشد حال آنکه گاهی 40 50 ساله هایی را میبینیم که هنوز بزرگ نشده است و کما بچگی در حال بازی با اسباب بازی است البته درست است که دیگر با تفنگ و شمشیر بازی نمی کند ولی کماکان دارد بازی میکند و فقط اسباب بازی هایش عوض شده. حال میخواهد اون اسباب بازی عروسک باشد یا عروس ، شمشیر پلاستیکی باشد یا ماشین و ...

    وقتی که دانستی که چرا باید ازدواج کنی و جواب شبهه های آن را بدهی آنگاه حداقل از لحاظ فکری و عقلی تا حدودی سن ازدواجت فرا رسیده ؛ البته بقیه ملزومات نیز لازم است مثلا بلوغ جنسی ...

    در مورد خود ازدواج هم چه برهانی قاطع تر از این که پیامبر (ص) فرموده اند و توصیه کرده اند ؟

    در مورد هدف نیز چه هدفی مهمتر از رضایت خدا و رسولش ؟
    من خیلی فکر کردم به ازدواج و هدفش و اینکه چرا ازدواج کنم و در چه سنی. ..
    من چند سال بود از سال 89تا آخرهای سال 92 عقیده ام این بود که ازدواج کنم که چی بشه؟ به چی میرسم که الان ندارم؟ و جوابی هم منو قانع نمبکرد و میگفتم تا جوابی پیدا نکردم با ازدواج کردن مخالفم و نمیخوام ازدواج کنم سنم هم هرچقدر میخواد باشه. .
    اما خوب از همون آخرهای سال 92 بود که فکر کردم و هدف پیدا کردم و به جواب سوالاتم رسیدم.اینکه با ازدواج به چیزهایی میرسی که به هیچ عنوان در مجردی نمیشه بهشون رسید.و افسوس و حسرت خوردم که چرا زودتر اقدام نکردم و چند سال گفتم نمیخوام ازدواج کنم.این بود که پیگیر ازدواج کردن شدم و دنبال مورد گشتیم و حاصل تلاشهام شد اون همه تاپیکایی که در سال 93 زدم.
    اما تقریباً 90 درصد افراد چه کوچکتر از من چه بزرگتر، چه مذهبی چه غیر مذهبی، چه کارشناس چه غیر کارشناس میگن هنوز به سن ازدواج نرسیدی و سنت کمهآخه چرا؟ چه چیزی هست که باید سنم بره بالاتر بهم اضافه بشه که الان ندارمش و باید حتماً بهش برسم تا ازدواج کنم؟

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام بر پرسشگر محترم ...
    والا بنده ک منتقد همیشه مخالف شما هستم ولی از این تاپیک تون خیلی خوشم اومد. بالاخره ب جای ناله کردن و غرغر کردن ب این نتیجه رسیدین ک بشینین فکر کنین خب این یه مرحله جلوتره و هی بدک نیس ...
    حالا سوالاتون ک شما ک اطلاعات پیرامون ازدواج خوندین خیلی تعجب برانگیزه ک جواب این سوالات رو پیدا نکرده باشین ولی خب دیگه لابد سوال واستون پیش اومده دیگه ...
    من فقط بر اساس تجربه شخصی جواب پست هاتونو دادم و اینبار هم همین گونه رفتار میکنم ...
    سن ازدواجی ک فرمودین دیگه خیلی بحث قدیمی شده والا هروقت ب رشدی ک بتونین یه خانواده رو بچرخونین رسیدین بفرمایین ازدواج بفرمایین.این سن ب نظر شخصی شخصی بنده برمیگرده ب فقط تربیت خانوادگی طرف و خود اخلاقیات خانواده ... من دوستان مذهبی زیادی داشتم ک اصلا مادرشون طوری با دخترهاشون برخورد کردن دیگه تا راهنمایی این دختر خانوم همه چی تموم باید میرفت خونه همسر از ذهن و رفتار بگیر تا آشپزی و خونه داری و بچه داری ... و البته دوستانی هم بودن ک تویه دبیرستان کورکورانه ازدواج کردن طوریکه منی ک همسن شون بودن مطمئن بودم این زندگی شون دوامی نداره چون طرف اصلا تربیت زندگی متاهلی نشده بوده ک حتما همه هم آخرشو حدس میزنین دیگه طلاقققققق ...
    خب پس هیچ کس تویه این دنیا نمیتونه متعهد بشه ک حتما باید در یک سن خاص ملت ازدواج کنن و برن سر خونه زندگی شون ... ولی تویه یه جامعه اسلامی کاردرست بچه ها باید طوری تربیت بشن ک دیگه ب راهنمایی ک رسیدن یه خودمختاری حداقلی داشته باشن نه اینکه طرف دانشگاه میره هنوز دنبال مامانشه ک چ میدونم اینم کجاس و اونم کجاس ...

    میریم سراغ سوال بعد ببین برادر گرامی من کاری با نمیدونم این حرفای عامیانه ک ازدواج کنی با خانومت بری گشت و گذار و اصلا عشق و عاشقی و این حرفا کاری ندارم ... ب خوشی یا ناخوشی ازدواج هم کاری ندارم ... من میگم آقا ما اومدیم این دنیا ک بزرگ بشیم اینقد بزرگ بشیم ک لایق دیدار خدا بشیم اینقدر بزرگ بشیم ک تویه بهشت بتونیم با ائمه باشیم خب ... حالا ازدواج با تموم وجود تجربه اش کردم ک یک راه بسیار مسهل کننده واسه بزرگ شدنه ... شما مرد یه خانواده میشی و خانومت هم مادره این خانواده ... ببین همین عوض شدن کلمات چقدر جایگاه ات رو عوض میکنه ... تویه کل این دنیا همیشه خوشی و ناخوشی لذت و ناراحتی و این چیزا همیشه باهم هست مجرد و متاهل هم نمیشناسه ولی فرقش اینه ک تو دیگه بعد ازدواج بزرگ میشی دیگه با یه مشکل ساده از هم نمیپاشی و واسه مسائل کوچیک ازپانمیفتی ... فرق تاهل و تجرد رو اگه هرکس ب جای اینکه تویه همسرش دنبالش بگرده تویه خودش دنبالش بگرده این دنیا گلستون میشه و امام زمانم ظهور میکنه ... چون توقع ها عوض میشه دید عوض میشه زندگی عوض میشه و ظهور رخ میده ...
    حالا میتونی کنارش تناقضاتی رو هم ک هر کدومش یه صفحه از تاهل رو میگن هم باهم جمع کنی ... اونا هرکدوم ب یه وجه این اتفاق بزرگ نگاه میکنن ...

    و سوال آخر هم با همین حرفای بالا قابل حل هست خود ازدواج و هدف ازدواج هیچ وقت دیکته کردن و نوشتن و چ میدونم اینجور بحث ها نیس ... ازدواج یه امر مقدسیه ک ب نظر من واسه تحقق اش بوسیله عقد خوندن خدا بهت اجازه و رخصت اش رو میده ... چیزی ک هیچ جای دیگه زندگی نمیتونی جلوه اش رو ببینی ...
    قدر بدون و هیچ وقت از دنبال ازدواج رفتن خسته نشو ک همین مسیر هم باعث بزرگی تو میشه ...
    موفق باشی و ان شاالله یه موقعی بشه یه تاپیک باز کنی بنویسی شیرینی های زندگی متاهلی .... تا مام یه نفس راحت بکشیم از دست شما ...
    ببخشید طولانی شد و پرحرفی کردم ... شوخی های خواهر بزرگترت رو ب دل نگیر ... موفق باشی
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    چرا هیشکی تو تاپیک من نظر نمیده

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrant نمایش پست ها
    من خیلی فکر کردم به ازدواج و هدفش و اینکه چرا ازدواج کنم و در چه سنی. ..
    من چند سال بود از سال 89تا آخرهای سال 92 عقیده ام این بود که ازدواج کنم که چی بشه؟ به چی میرسم که الان ندارم؟ و جوابی هم منو قانع نمبکرد و میگفتم تا جوابی پیدا نکردم با ازدواج کردن مخالفم و نمیخوام ازدواج کنم سنم هم هرچقدر میخواد باشه. .
    اما خوب از همون آخرهای سال 92 بود که فکر کردم و هدف پیدا کردم و به جواب سوالاتم رسیدم.اینکه با ازدواج به چیزهایی میرسی که به هیچ عنوان در مجردی نمیشه بهشون رسید.و افسوس و حسرت خوردم که چرا زودتر اقدام نکردم و چند سال گفتم نمیخوام ازدواج کنم.این بود که پیگیر ازدواج کردن شدم و دنبال مورد گشتیم و حاصل تلاشهام شد اون همه تاپیکایی که در سال 93 زدم.
    اما تقریباً 90 درصد افراد چه کوچکتر از من چه بزرگتر، چه مذهبی چه غیر مذهبی، چه کارشناس چه غیر کارشناس میگن هنوز به سن ازدواج نرسیدی و سنت کمهآخه چرا؟ چه چیزی هست که باید سنم بره بالاتر بهم اضافه بشه که الان ندارمش و باید حتماً بهش برسم تا ازدواج کنم؟
    خیلی عالیه
    میشه منظومه وار با یک سیستم منظم شرح بدی که ، شما ، بعد خدا ، بعد انسان ، بعد ائمه علیهم السلام ، بعد زندگی و بعد ازدواج چی هست و چه داستان کلی در مورد این مجموعه میتونی بنویسی ؟
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود