صفحه 3 از 28 نخست 123451323 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه جوری بگم نمیخوام ازدواج کنم؟

  1. #21

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    905
    حضور
    24 روز 18 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3822



    نقل قول نوشته اصلی توسط ??? نمایش پست ها
    خیر چنین چیزی نیست
    نیاز به جنس مخالف در آقایان در سن بلوغ شروع می شود و تا سن خاصی رو به اوج می رود از آن به بعد دوباره به‌طور طبیعی این افزایش سن باعث کاهش تدریجی میل به ازدواج در مردان می‌شود و مردی که در اوج نیاز ازدواج نکرده در زمانی که این نیاز به میزان کمتری رسیده و همینطور در حال کم شدن است چه نیازی به ازدواج دارد؟
    شما آقایون خیلی شیک بحث میکنید
    کلا قوانینتون تابع بحثه
    مثال میارم بحث تعدد زوجات که میشه ما میایم مخالفت میکنیم همتون میشین منبع نیاز اونم تا آخر عمر و حتی تو اون یکی دنیا یعنی میشینن واسه اون دنیاشونم برنامه میریزن که چند تا حوری گیرشون میاد
    ولی وقتی طرف به خاطر فکرای منفی و خلاف واقع و ندیدن مزایای ازدواج قید ازدواج رو میزنه یه چیزی میگیم همتون میشین بی نیاز
    به نظرم میخواین کلاس بذارین
    الله اعلم
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  2. صلوات ها 7


  3. #22

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    1,273
    حضور
    27 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4019



    من واقعا تا به حال اینجوری شو ندیده بودم به عمرم نشنیده بودم نیاز آقایون کم بشه. من تا دیدم پیرمرد 100 ساله صاحب بچه شده. مگه شما چند سالتونه؟
    شاید خودتون باعثش شدید برید دنبال دوا دکتر و درمان کنین خودتون رو چون این طوری که میرید بعد از یه مدت هدفی هم برای کار ی زندگی ندارید و افسرده میشید.


  4. صلوات ها 2


  5. #23

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    186
    حضور
    3 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    439



    سلام
    بهشون بگو حداقل تا 30 سالگی که مستقل بشم و پیشرفت کنم و ... قصد دارم ازدواج رو به تاخیر بندازم.
    30 سالگی باز تصمیم بگیر ببین می خوای ازدواج کنی یا نه ... اگر نه به تاخیر بنداز.
    عد مثلاً می رسی به 35 سالگی ... اون زمان هم دیگه کسی نمی تونه برات تصمیم بگیره. هر تصمیمی که درست تر می دونی رو انجام میدی


  6. صلوات ها 2


  7. #24
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,201
    حضور
    40 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3953



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهنما نمایش پست ها

    آرامش در ضمن داشتن مسئولیت، مفید است و فایده ای دارد و الا هر انسان بی کاری و بی عاری آرامش بیشتر است که این آرامش به درد نمی خورد.آرامشی خوب است و به درد می خورد که نتیجه انجام درست کارها و دیدن حاصل کار باشد که از نمونه های حاصل کار ،موفقیت در زندگی و خانواده و کار و فرزندان و تربیت آنها می باشد
    میدونم استاد.یه داستانم هست که میگه:پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
    آن تابلو ها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک می دویدند، رنگین کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

    پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد، و بتدریج آنها را حذف کرد تا دو اثر ماند:
    اولی، تصویر دریاچه آرامی بود که کوه های عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جای آن می شد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه چپ دریاچه، خانه کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

    تصویر دوم هم کوه ها را نمایش می داد. اما کوه ها ناهموار بود، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوه ها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، شاید اصلا تگرگ و بارانی سیل آسا بود.
    این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید. آنجا، در میان غرش وحشیانه طوفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.

    پادشاه بالاخره درباریان را جمع کرد و برنده جایزه را اعلام نمود: جایزه بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.
    بعد توضیح داد :
    "آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بی دغدغه یافت می شود، آرامش آن چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است."... ولی وقتی دور و برمو میبینم یه جور دوست داشتن ها مصنوعی شده.خانواده ها پر از طلاق.دغدغه.خودمو که جاشون میزارم خدا رو شکر میکنم مجردم.الان راحت هر موقع حسش باشه میگیرم میخابم.هرچیزی بخام میرم میخرم واسه خودم.ولی اون موقع نمیشه راحت خوابید باید حواست به دخل و خرجت باشه.زوج به معنای واقعی خوشبخت که از اول زندگی راحت با هم کنار بیان ندیدم تا حالا.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Zaker نمایش پست ها
    دوست عزیز ، وقتی مورد مناسب پیدا شد و بحث علاقه وسط اومد همچین انگیزه پیدا میکنی که مثل فشنگ تا ته کار میری ...
    قبلا اینجوری بودم.که مثلا احساس عشق و عاشقی داشتم.الان همون حس عاشقی پوچ و ظاهری را هم ندارم.بعضی ادمها را دیدی با دیدن زیباترین قیافه ها هم هیچ حسی ندارن بهشون و بی تفاوتن.الان من اینجوریم.میدونم ممکنه کسی را ببینم یهویی و عاشقش بشم.ولی حتی اگه بشم باز این سوال میاد تو ذهنم.ازدواج !که چی بشه؟فراموش کردن خیلی راحت شده برام.از بس فراموش کردم.درجه سختیم رفته بالا.هرچند میدونم حرفتون درسته.اخرش ممکنه کسی را ببینم که خیلی خوشم بیاد ازش.و نتونم فراموش کنم.چون به نظرم خدا ادمها را جفت افریده و هرکس یه نیمه گمشده ای داره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط M3hrdad نمایش پست ها
    سول ما اون هدف انتهایی ما تو زندگی هستش
    "سول"یعنی چی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    ی دوستی داشتم باباش بهش گفته بود مدیونی اگر بخوای به گناه بیفتی و به خاطر مسائل مالی ازدواج نکنی خودم با تمام توان کمکت میکنم!!!(ملت بابا دارن ما هم ...)
    منم ازین دوستا داشتم.بابای من میگفت تو اون موقع عرضه زن گرفتن داشتی.گفتم :شما برام اقدام میکردین بعد میدیدید چجوری میرم سر کار.میفهمیدین عرضه دارم یا نه.میگفتن تو اون موقع درس میخوندی.موقع زنت نبود.گفتم:وقتی فکر ادم همش پر از نیازهاش باشه درس تو مخ ادم نمیره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط گذر موقت نمایش پست ها
    معمولا با گذشت زمان خواسته ها و نیازهای آدم تغییر میکنه ممکنه چند سال بعد دوباره نیاز به ازدواج کنی منم الان تو فاز ازدواج نیستم ولی همیشه حسرت عمر رفته رو میخورم شاید 5 سال بعد حسرت موقعیت های الان بخوری .یه پلن ب واسه خودت بذار کنار اگه مورد خوب گیرت اومد تا تنور داغ بچسبون .
    منم از همین میترسم که چندسال دیگه یه موقع پشیمون نشم.واسه همین سوالمو اینجا مطرح کردم که ببینم دلیل واسه ازدواج پیدا میکنم یا نه.اگه یه نفر که 100درصد بهم بخوره که میگیرم.ولی خوب معلوم نیست اون بخاد یا نه. یا اصلن هیچ دو نفری نمیگم 100درصد .حداقل 80درصدشون مثل هم هست پیدا میشه.میدونم زن و مرد مکملن.ولی یه چیزایی هست که هر دونفرشون باید مثل هم باشن وگرنه زندگیشون نمیشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط دیوانه نمایش پست ها
    یعنی یه سال دیگه حال و روز من هم میشه مثل ...
    خب شما از همین الان اقدام کن و به خونواده اصرار کن.اصلا این تاپیک را نشونشون بده تا حال و روز ما را ببینن و بفکرت باشن.






  8. صلوات ها 2


  9. #25

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    شهادت در راه امام زمان و بعد از ظهور حضرت، استاد رائفی پور ، استاد حسن عباسی
    نوشته
    217
    حضور
    11 روز 21 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    514



    سول اون ارزو و هدف بزرگی براش زندگی می کنیم.امنیه اون ارزوهایی که برای رسین به اون سول نیاز داریم.
    ما سربازی آقا امام زمان رو می خایم ، می گیم کار می خایم،ازدواج می کنم که لستکنوا به سکنیه و آرامش برسیم که نیم دینمون کامل بشه که البته قبلش برای نصف دیگش تلاش کردیم.

  10. صلوات


  11. #26

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,678
    حضور
    72 روز 16 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6507



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    سلام.من نمیدونم چجوری به خانواده بفهمونم نمیخام ازدواج کنم.هیچ هدفی از ازدواج ندارم الان.از دوران بلوغ تا الان مراحل حس های من بدین صورت بوده:اولش که بلوغ بود و احساس های نیاز به جنس مخالف همدم همزبون... کم کم تا لیسانس ادامه داشت ترم های اول لیسانس وقتی جنس مخالف میدیدم دوس داشتم زودتر میتونستم برم خاستگاری و ازدواج کنم.همین حس در ترمهای 4-5 لیسانس داشتم تا کم کم فروکش کرد.تا قبل از اینکه ارشد را شروع کنم هم یه خورده میخاستم.ولی واقعا از بس نیازامو سرکوب کردم دیگه سرد شدم .اصلا هیچچچچ حسی ندارم.نه عاطفی نه جنسی نه ....فکر میکنم اینجوری راحتترم بدون هیچ دغدغه زندگی راحت میخورم میخابم کارمیکنم درس میخونم.خونواده گیر دادن الان وقتشه.وقتی میپرسم چرا قبلن کاری نکردین میگن اون موقع شرایطشو نداشتی.من که دختر شاه پریون نمیخاستم.مطمئنم با همون شرایط اون موقعمم دختر پیدا میشد واسه ازدواج.الان گفتم اگه میخاین بگیرین فقط دختره پزشکی چیزی باشه.مهریه هم نمیخام زیاد باشه.دختر خوبی هم باشه.میدونم ممکنه همچین موردی پیدا نشه برامم اصلا مهم نیست حداقل طولش میدم این ماجرا را تا ول کنن.سوالات من از دوستان: 1.مشکلم اینه خانواده هی میگن ازدواج.من یاده قبلنم میافتم و حسرت اون موقعها را میخورم که چقدر میخاست و نداشتم.و همین مسئله اعصابمو بهم میریزه چکار کنم دیگه نگن ازدواج کن. 2. واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟3.(در جواب دوستانی که ممکنه بگن هدف ارامشه)من همین الانم ارامش دارم.حداقل بنظر خودم از یه ادم متاهل ارامشم بیشتر .راحت هیچ نگرانی ندارم.نگران اینده فرزندام نیستم و....
    سلام
    توصیه می کنم کتاب بسیار پرمحتوای ""بهشت خانواده"" را از همین سایت دانلود کنید و بخوانید
    احتمالاً بعد از خواندنش به ازدواج، علاقه مند شده و از پیشنهاد خانواده برای ازدواج، استقبال می کنید ان شاءالله...
    همچنین پیشنهاد می کنم کتاب های ""جوشکاری"" را هم بخوانید...بسیاری از افرادی که تمایلی به ازدواج نداشتند پس از خواندن این کتاب، متمایل شدند!
    این کتاب هم در همین سایت، معرفی شده ...
    موفق و سلامت باشید...
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  12. صلوات ها 2


  13. #27
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,201
    حضور
    40 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3953



    نقل قول نوشته اصلی توسط شبـنم نمایش پست ها
    یه کم اوضاع جامعه ما خوب نیست از ازدواج باید بترسی از اون طرف هم باید از حرف مردم بترسی که چرا ازدواج نمیکنی
    کاش فرهنگ مردم ما اینقدر بالا میرفت که زندگی هر شخص به خودش ربط داره ما هم مثل بقیه مردم جهان میتونستیم تنهایی و مجردی رو بدون دغدغه انتخاب کنیم
    یکی از مشکلات همینه.البته برای اقایون ازدواج نکردن کمتر به چشم میاد.اگه ازدواج کنیم .فک و فامیل یه چیزی پیدا میکنن غیبت کنن.اگه نکنیم بازم همینطور.
    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    خب تا وقتی زن رو تو پول خرج کردن و غرغر کردن و وراجیو دسسسسسسسستور دادن میبینید انتظار دارید تمایلی به ازدواج کردن هم پیدا کنید؟
    چون اکثر جوونا تا الان زوجی را ندیدن که اینجور چیزا بینشون نبوده باشه.و یه الگوی مناسب که دیده باشن را ندارن.هرچند خودم همیشه فکر میکنم اگه دو نفر منطقی باشن و بشینن حرف بزنن.چرا این مشکلات براشون پیش میاد!
    نقل قول نوشته اصلی توسط جزیره مجنون نمایش پست ها
    تا کی این خودبینی ها جلو جوون های بهتر از جون مونو بگیره ... یه ذره بزرگ تر از دنیای خودمون ببینیم و فکر کنیم قطعا خیلی بهتر میشه دید ... فقط یه کم فکر کنیم ... موفق باشین
    همیشه نظرات خوبی میدید توی تاپیکها.اسم شهدا را که میارین از خودم خجالت میکشم.ولی زندگی الان مثل قبل نیست.دخترای الان مثل قبل نیست.معلوم نیست اگه لان شهدا بودن چی فکر میکردن راجب اوضاع الان جامعه و ما...
    نقل قول نوشته اصلی توسط neɠïn نمایش پست ها
    نه کار داره نه سرمایه چطور میتونه علاوه بر خودش زندگی دو سه نفر دیگه رو نابود کنه
    کار پیدا میشه.کار مرتبط با رشته با حقوق خوب پیدا نمیشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط غربت نشین نمایش پست ها

    الان هرکس که جواب نه میگیره یا شکست عشقی میخوره ی مدت جو میگیرتش و میخواد تا آخر عمر مجرد بمونه .
    من اینا را خیلی خیلی وقت پیش تجربه کردم.از یه مدت هم بیشتر شده.دیگه فکر نکنم اسمشو بشه جو گیری گذاشت:)







  14. صلوات


  15. #28

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فک
    نوشته
    532
    حضور
    14 روز 14 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1749



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    من اینا را خیلی خیلی وقت پیش تجربه کردم.از یه مدت هم بیشتر شده.دیگه فکر نکنم اسمشو بشه جو گیری گذاشت:)
    والا نمیدونم چی بگم چون خودم همچین مشکلی دارم ولی بیشتر از سر لجبازی این کارو میکنم تو هم سنی نداری که!
    ی بار ی دوست اصفهانی که اسم اونم محسن بود بهم گفت اگه میدونی که با ازدواج کردن توی زندگی جلو میفتی حتمن برو ازدواج کن حالا تو هم اگه فکر میکنی با ازدواج توی زندگی جلو میفتی برو سعی کن دوباره نیازهایی که سرکوب کردی احیا کنی.

    خوشحال و شاد و خندانم...

  16. صلوات ها 2


  17. #29
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,201
    حضور
    40 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3953



    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    من واقعا تا به حال اینجوری شو ندیده بودم به عمرم نشنیده بودم نیاز آقایون کم بشه. من تا دیدم پیرمرد 100 ساله صاحب بچه شده. مگه شما چند سالتونه؟
    شاید خودتون باعثش شدید برید دنبال دوا دکتر و درمان کنین خودتون رو چون این طوری که میرید بعد از یه مدت هدفی هم برای کار ی زندگی ندارید و افسرده میشید.
    اون پیرمردای قدیم هستن.دود از کنده بلند میشه... افسرده که شدم ... ادم باید خودش بخاد.روانشناس فایده نداره.

  18. صلوات ها 2


  19. #30
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,201
    حضور
    40 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3953



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    شما آقایون خیلی شیک بحث میکنید
    کلا قوانینتون تابع بحثه
    مثال میارم بحث تعدد زوجات که میشه ما میایم مخالفت میکنیم همتون میشین منبع نیاز اونم تا آخر عمر و حتی تو اون یکی دنیا یعنی میشینن واسه اون دنیاشونم برنامه میریزن که چند تا حوری گیرشون میاد
    ولی وقتی طرف به خاطر فکرای منفی و خلاف واقع و ندیدن مزایای ازدواج قید ازدواج رو میزنه یه چیزی میگیم همتون میشین بی نیاز
    به نظرم میخواین کلاس بذارین
    الله اعلم
    اون اقایونی که شما میگین موافقه 4 زنه هستن هنوز نیومدن اینجا نظر بدن.حداقل ازینایی که اینجا با من موافق بودن هیچکدومو ندیدم توی اونجور بحث ها.

  20. صلوات ها 2


صفحه 3 از 28 نخست 123451323 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود