صفحه 2 از 28 نخست 12341222 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه جوری بگم نمیخوام ازدواج کنم؟

  1. #11

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,420
    حضور
    43 روز 3 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6285



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟
    سلام
    فکر کنم این جو همه گیر شده منظور عدم ازدواج کردن مجردهاست فقط مختص شما نیست
    من قبلا هم تمایلی به ازدواج نداشتم همیشه آرزوم این بود مستقل و پولدار بشم روی پای خودم بایستم تا اینکه ازدواج کنم ولی الان هر سال که میگذره دیگه اصلا دوست ندارم اسمی از ازدواج برده شه
    دوست ندارم آرامش الانم رو از دست بده مجبور بشم کس دیگه ایی رو تحمل کنم واقعیت اینه ازدواج یعنی شریک شدن در همه چی، باید با اخلاقیات طرف مقابلت کنار بیای دیگه نمیتونی اونجور که میخوای آزادانه تصمیم بگیری همیشه باید یادت بمونه یکی دیگه هم هست که تصمیمات تو روش تاثیر میزاره اینا باعث وحشت آدم از ازدواج میشه
    از همه بدتر تحمل کردن بچه است امروزه درسته زوجها کمتر تمایل به بچه دار شدن دارند ولی خوب اینجور هم نیست که اصلا یه دونه بچه هم نخوان
    همه بدون استثناء یک بچه رو دارن بچه برای من هیچ ارزشی نداره از بچه متنفرم از اینکه همه عمرم رو باید نگران بزرگ کردن، دردسرهاش باشم
    بعد هم غصه زندگیش رو بخورم واقعا هیچ لذتی در این کارها نمی بینم
    من بچه ها رو دوست دارم ولی از اینکه خودم صاحب بچه بشم اصلا خوشم نمیاد
    واقعا دوست دارم به بچه های بی سرپرست کمک کنم یا بانی خیری برای آنان بشم ولی فقط برای بچه های غریبه این حس رو دارم


    یه کم اوضاع جامعه ما خوب نیست از ازدواج باید بترسی از اون طرف هم باید از حرف مردم بترسی که چرا ازدواج نمیکنی
    کاش فرهنگ مردم ما اینقدر بالا میرفت که زندگی هر شخص به خودش ربط داره ما هم مثل بقیه مردم جهان میتونستیم تنهایی و مجردی رو بدون دغدغه انتخاب کنیم
    ویرایش توسط شبـنم : ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ در ساعت ۰۸:۴۵


  2. صلوات ها 7


  3. #12

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    351



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    سلام.من نمیدونم چجوری به خانواده بفهمونم نمیخام ازدواج کنم.هیچ هدفی از ازدواج ندارم الان.از دوران بلوغ تا الان مراحل حس های من بدین صورت بوده:اولش که بلوغ بود و احساس های نیاز به جنس مخالف همدم همزبون... کم کم تا لیسانس ادامه داشت ترم های اول لیسانس وقتی جنس مخالف میدیدم دوس داشتم زودتر میتونستم برم خاستگاری و ازدواج کنم.همین حس در ترمهای 4-5 لیسانس داشتم تا کم کم فروکش کرد.تا قبل از اینکه ارشد را شروع کنم هم یه خورده میخاستم.ولی واقعا از بس نیازامو سرکوب کردم دیگه سرد شدم .اصلا هیچچچچ حسی ندارم.نه عاطفی نه جنسی نه ....فکر میکنم اینجوری راحتترم بدون هیچ دغدغه زندگی راحت میخورم میخابم کارمیکنم درس میخونم.خونواده گیر دادن الان وقتشه.وقتی میپرسم چرا قبلن کاری نکردین میگن اون موقع شرایطشو نداشتی.من که دختر شاه پریون نمیخاستم.مطمئنم با همون شرایط اون موقعمم دختر پیدا میشد واسه ازدواج.الان گفتم اگه میخاین بگیرین فقط دختره پزشکی چیزی باشه.مهریه هم نمیخام زیاد باشه.دختر خوبی هم باشه.میدونم ممکنه همچین موردی پیدا نشه برامم اصلا مهم نیست حداقل طولش میدم این ماجرا را تا ول کنن.سوالات من از دوستان: 1.مشکلم اینه خانواده هی میگن ازدواج.من یاده قبلنم میافتم و حسرت اون موقعها را میخورم که چقدر میخاست و نداشتم.و همین مسئله اعصابمو بهم میریزه چکار کنم دیگه نگن ازدواج کن. 2. واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟3.(در جواب دوستانی که ممکنه بگن هدف ارامشه)من همین الانم ارامش دارم.حداقل بنظر خودم از یه ادم متاهل ارامشم بیشتر .راحت هیچ نگرانی ندارم.نگران اینده فرزندام نیستم و....
    میدونی چی آرامشی هنره ؟
    اون آرامشی که با این که شخص از دنیا و شرایطش ، از خودش و خدا ، مسیر درست و مسیری که در حال پیش است ، با خبر باشه و بعد آروم باشه....
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

  4. صلوات ها 3


  5. #13

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    905
    حضور
    24 روز 18 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3822



    سلام
    واقعا قصد سرزنش کردن ندارم هم خودمو میبینم هم نظرا رو تو انجمن میخونم فقط به این نتیجه میرسم نسل ما چقدر بچه و سوسول بار اومده. واقعا با این حد از شناخت وقت ازدواج آدمای مدل ما هنوز نرسیده
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  6. صلوات ها 8


  7. #14

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    905
    حضور
    24 روز 18 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3822



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    سلام.من نمیدونم چجوری به خانواده بفهمونم نمیخام ازدواج کنم.هیچ هدفی از ازدواج ندارم الان.از دوران بلوغ تا الان مراحل حس های من بدین صورت بوده:اولش که بلوغ بود و احساس های نیاز به جنس مخالف همدم همزبون... کم کم تا لیسانس ادامه داشت ترم های اول لیسانس وقتی جنس مخالف میدیدم دوس داشتم زودتر میتونستم برم خاستگاری و ازدواج کنم.همین حس در ترمهای 4-5 لیسانس داشتم تا کم کم فروکش کرد.تا قبل از اینکه ارشد را شروع کنم هم یه خورده میخاستم.ولی واقعا از بس نیازامو سرکوب کردم دیگه سرد شدم .اصلا هیچچچچ حسی ندارم.نه عاطفی نه جنسی نه ....فکر میکنم اینجوری راحتترم بدون هیچ دغدغه زندگی راحت میخورم میخابم کارمیکنم درس میخونم.خونواده گیر دادن الان وقتشه.وقتی میپرسم چرا قبلن کاری نکردین میگن اون موقع شرایطشو نداشتی.من که دختر شاه پریون نمیخاستم.مطمئنم با همون شرایط اون موقعمم دختر پیدا میشد واسه ازدواج.الان گفتم اگه میخاین بگیرین فقط دختره پزشکی چیزی باشه.مهریه هم نمیخام زیاد باشه.دختر خوبی هم باشه.میدونم ممکنه همچین موردی پیدا نشه برامم اصلا مهم نیست حداقل طولش میدم این ماجرا را تا ول کنن.سوالات من از دوستان: 1.مشکلم اینه خانواده هی میگن ازدواج.من یاده قبلنم میافتم و حسرت اون موقعها را میخورم که چقدر میخاست و نداشتم.و همین مسئله اعصابمو بهم میریزه چکار کنم دیگه نگن ازدواج کن. 2. واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟3.(در جواب دوستانی که ممکنه بگن هدف ارامشه)من همین الانم ارامش دارم.حداقل بنظر خودم از یه ادم متاهل ارامشم بیشتر .راحت هیچ نگرانی ندارم.نگران اینده فرزندام نیستم و....
    سلام
    خدا خانوادتون رو خیر بده که با اینکه شما لجبازی میکنید با خودتون اما راه درستی رو میرن
    الانتون رو نگاه نکنید شما فکر کنید که چند سال بعد با این تنهایی میخواید چیکار کنید؟آدمایی که الان دور و برتون هستن اون موقع هم هستن؟شرایط همیشه همینجوری قراره بمونه؟سنتون بره بالا و از این حالت در بیاین بخواین ازدواج کنید دیگه نمیشه مورد مناسبی پیدا کنید. من که فکر میکنم یکم بگذره برمیگردید به حالت اولتون
    در مورد سوال اولتون چون گذشته همچین مشکلی پیش اومده نباید آیندتون رو با لجبازی خراب کنید.اتفاقا کار خوبی میکنن میگن ازدواج کندستشون درد نکنه
    در مورد سوال دومتون جواب خاصی ندارم فقط تا به جواب این نرسیدین ازدواج نکنید.
    آره خب به نظرم چیزایی هست که نمیدونید منم خیلی چیزا رو خودم نمیدونم.فقط اینو میگم که زندگی مجردی عمر رو با خودخواهی میگذرونه اینکه یکی باشه آدم هم محبت کنه هم محبت بببینه بعضی جاها از خیلی چیزا بگذره و ....... آدمو بزرگ میکنه زندگی رو هم قشنگ میکنه.ببینید الان این همه آدم ازدواج کردن همه هم دارن زحمت میکشن برا زندگیشون از دور ما مجردا نگاه میکنیم میگیم اوهه اینا چطوری تحمل میکنن به نظرم اون آدما از مریخ نیومدن من فکر میکنم حتماااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا یه چیزی هست که تلاش رو براشون لذت بخش میکنه از خوردن و خوابیدن و گشتن هم قشنگ تر.یعنی خوش گذشتن به این نیست که بگیم یکی مشغله و کار و وظیفه ای نداره خوشبخت تره خوشبختی به حال آدماست .کار کردن و تلاش کردن هم طبق فرمایش امام علی(ع) مثل تفریحه.
    بالاخره عمر باید با این مشغولیت ها بگذره متاهلا به خاطر مسئولیت و خواسته ها و شرایطشون جدیتر تلاش میکنن از عمرشون هم بهتر بهره میبرن ....
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ در ساعت ۱۰:۴۷
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  8. صلوات ها 4


  9. #15

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    905
    حضور
    24 روز 18 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3822



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    سلام!!!
    اون موقع که زن به دردمون میخورد نگرفتید الان دیگه به چه کارم میاد
    خودم بلدم پولام رو خرج کنم حوصله غرغر و وراجی هم ندارم
    دوست ندارم کسی بهم دستور بده
    سلام
    چیزی که همه مشاورا گفتن و ما خوندیم این بوده که آقایون تا آخر عمرشون به ازدواج نیاز دارن
    خب تا وقتی زن رو تو پول خرج کردن و غرغر کردن و وراجیو دسسسسسسسستور دادن میبینید انتظار دارید تمایلی به ازدواج کردن هم پیدا کنید؟
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  10. صلوات ها 5


  11. #16

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1449



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    سوالات من از دوستان: 1.مشکلم اینه خانواده هی میگن ازدواج.من یاده قبلنم میافتم و حسرت اون موقعها را میخورم که چقدر میخاست و نداشتم.و همین مسئله اعصابمو بهم میریزه چکار کنم دیگه نگن ازدواج کن. 2. واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟3.(در جواب دوستانی که ممکنه بگن هدف ارامشه)من همین الانم ارامش دارم.حداقل بنظر خودم از یه ادم متاهل ارامشم بیشتر .راحت هیچ نگرانی ندارم.نگران اینده فرزندام نیستم و....
    سلام. خب دیگه دوستان زیادی میان تویه این بحث شرکت میکنن و راه های از زیر ازدواج در رفتن رو بهتون یاد میدن ک دیگه لزومی نداره بنده بگم ... ولی خب یه حرف اینکه شما کلا همه پسرای مجرد این سرزمین رو میگم ک دغدغه دین دارین دنبال چی میگردین؟ آقا تاهل بدبختی داره غرغرشنیدن داره سختی داره فشار داره تا کیس مناسبت هم پیدا کنی دیگه کلی باید بدبختی بکشی بی پولی داره همه چی داره ... آره ؟ همینا رو دوست دارین بشنوین تا خیال تون راحت باشه ک مثلا مرد هستین و زندگی مردونه میکنین؟دمتون گرم ...
    دنبال چی میگردین؟ میدونین مرد بودن یعنی چی؟ چرا همش دنبال رفاه و آسایش محدود میگردین ... آخه نامردا شما ب این مملکت مدیونین میدونین بیرون این مملکت دارن ب ریش مون میخندن ک آمار تجردمون چ میدونم چقد بالا رفته آمار سن ازدواج چ میدونم چقد بالا رفته دارن جار میزنن ک تا چن سال دیگه ایران نابود میشه چون جوووناشو از ازدواج گرفتیم دقت کردین میگن ماااااااا گرفتیممممم نمیگم خوشی زده زیر دل جوونامونو نمیخوان ازدواج کنن نمیگن جووناشون مباحث جنسی رو بی خیال شدن و ازدواج نمیکنن نمیگن واسه راحت طلبیه ک ازدواج نمیکنن میگن مااااااااا ازدواج رو ازشون گرفتیم ماااااا جنگ نرم راه انداختیم مااااااا وجه دین رو خراب کردیم واستدلال مثلا عقلی رو جایگزینش کردیم ماااااااا بودیم ک نذاشتیم نسل شیعه زیاد بشه ...
    بخدا خسته شدم از بس هرجا نشستم و بلند شدم مخ جوونا رو با عقل و منطق شستم ک برن ازدواج کنن بابا بخدا ازدواج هیچ ترسی نداره فقط یه نقل مکانه از خونه مادر ب خونه همسر چرا هیچ دینی نسبت ب این همه مادر شهید تویه خون مون حس نمیکنیم ؟ چرا فقط ما ک ادعای بهشت برین رو داریم راحتی این دنیا رو طلب میکنین ... بخدا کار سختی نیس فقط کافیه موقع عقد از شهدا کمک بگیرین باور کنین زندگی تون گلستون میشه باور کنین سختی هامون واسه اشتباهاتیه ک ما رو از شهدا و خدامون دور کرده وگرنه اینا منم دارم متاهلی زندگی میکنم کجام ب اینایی میخوره ک حسرت دوره مجردی شونو بخورن ک فقط کارمون خوردن و خوابیدن بود و از دنیا و هدف و شهدا هیچی حالیمون نبود ... من دیگه خسته شدم ... تا کی این خودبینی ها جلو جوون های بهتر از جون مونو بگیره ... یه ذره بزرگ تر از دنیای خودمون ببینیم و فکر کنیم قطعا خیلی بهتر میشه دید ... فقط یه کم فکر کنیم ... موفق باشین
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  12. صلوات ها 8


  13. #17

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    351
    حضور
    19 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1525



    نقل قول نوشته اصلی توسط جزیره مجنون نمایش پست ها
    آخه نامردا شما ب این مملکت مدیونین میدونین بیرون این مملکت دارن ب ریش مون میخندن ک آمار تجردمون چ میدونم چقد بالا رفته آمار سن ازدواج چ میدونم چقد بالا رفته دارن جار میزنن ک تا چن سال دیگه ایران نابود میشه چون جوووناشو از ازدواج گرفتیم دقت کردین میگن ماااااااا گرفتیممممم نمیگم خوشی زده زیر دل جوونامونو نمیخوان ازدواج کنن نمیگن جووناشون مباحث جنسی رو بی خیال شدن و ازدواج نمیکنن نمیگن واسه راحت طلبیه ک ازدواج نمیکنن میگن مااااااااا ازدواج رو ازشون گرفتیم ماااااا جنگ نرم راه انداختیم مااااااا وجه دین رو خراب کردیم واستدلال مثلا عقلی رو جایگزینش کردیم ماااااااا بودیم ک نذاشتیم نسل شیعه زیاد بشه ...
    والا ما که به این مملکت مدیون نیستیم این مملکته که به ما مدیونه
    مدیونه به خاطر اینکه هیچ کاری واسمون نکرد
    نه آموزش درست حسابی تو دانشگاه به دانشجوها داد نه هزینه های هنگفت تحصیل رو کاهش داد اون از افزایش قیمتها اون از تحریم
    با آوردن یارانه ها هزاران نفر رو برد زیر خط فقر
    با وجود اینکه سن جوانها بالا رفته به خاطر بی کاری و نداشتن درآمد و هزاران مشکل دیگه نمیتونن نه ازدواج کنند نه حتی مستقل بشن مسئولینی که مدام نگران کاهش آمار ازدواج و جمعیت هستند باید قبل از اینا به فکر جوانای بدبخت می افتادند کسی که نه کار داره نه سرمایه چطور میتونه علاوه بر خودش زندگی دو سه نفر دیگه رو نابود کنه


  14. صلوات ها 9


  15. #18

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    196
    حضور
    4 روز 1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    606



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    سلام.من نمیدونم چجوری به خانواده بفهمونم نمیخام ازدواج کنم.هیچ هدفی از ازدواج ندارم الان.از دوران بلوغ تا الان مراحل حس های من بدین صورت بوده:اولش که بلوغ بود و احساس های نیاز به جنس مخالف همدم همزبون... کم کم تا لیسانس ادامه داشت ترم های اول لیسانس وقتی جنس مخالف میدیدم دوس داشتم زودتر میتونستم برم خاستگاری و ازدواج کنم.همین حس در ترمهای 4-5 لیسانس داشتم تا کم کم فروکش کرد.تا قبل از اینکه ارشد را شروع کنم هم یه خورده میخاستم.ولی واقعا از بس نیازامو سرکوب کردم دیگه سرد شدم .اصلا هیچچچچ حسی ندارم.نه عاطفی نه جنسی نه ....فکر میکنم اینجوری راحتترم بدون هیچ دغدغه زندگی راحت میخورم میخابم کارمیکنم درس میخونم.خونواده گیر دادن الان وقتشه.وقتی میپرسم چرا قبلن کاری نکردین میگن اون موقع شرایطشو نداشتی.من که دختر شاه پریون نمیخاستم.مطمئنم با همون شرایط اون موقعمم دختر پیدا میشد واسه ازدواج.الان گفتم اگه میخاین بگیرین فقط دختره پزشکی چیزی باشه.مهریه هم نمیخام زیاد باشه.دختر خوبی هم باشه.میدونم ممکنه همچین موردی پیدا نشه برامم اصلا مهم نیست حداقل طولش میدم این ماجرا را تا ول کنن.سوالات من از دوستان: 1.مشکلم اینه خانواده هی میگن ازدواج.من یاده قبلنم میافتم و حسرت اون موقعها را میخورم که چقدر میخاست و نداشتم.و همین مسئله اعصابمو بهم میریزه چکار کنم دیگه نگن ازدواج کن. 2. واقعا هدف من از ازدواج با این شرایطی که دارم چی میتونه باشه!بنظرتون چیزی در ازدواج کردن هست که من نمیدونم.فایدش چیه؟شما خودتون هدفتون چیه از ازدواج؟3.(در جواب دوستانی که ممکنه بگن هدف ارامشه)من همین الانم ارامش دارم.حداقل بنظر خودم از یه ادم متاهل ارامشم بیشتر .راحت هیچ نگرانی ندارم.نگران اینده فرزندام نیستم و....
    اون هایی که سنشون بالا رفته حرف شما رو درک می کنند که دیگه الان می خواهم ازدواج کنم برای چه کاری؟
    تا این سن مجرد هستم و در زمان اوج نیاز ازدواج نکردم حالا که نیاز ها رو به فروکش کردنه بروم یکی رو شریک پول و زندگی خودم بکنم؟

  16. صلوات ها 5


  17. #19

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فک
    نوشته
    532
    حضور
    14 روز 14 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1749



    خانوادت دارن کار درستی میکنن. بچه ی خوبی باش، به حرفشون گوش بده برو زن بگیر.
    الان هرکس که جواب نه میگیره یا شکست عشقی میخوره ی مدت جو میگیرتش و میخواد تا آخر عمر مجرد بمونه ولی خودش خوب میدونه ته دلش چی میخواد از خدا.

    خوشحال و شاد و خندانم...

  18. صلوات ها 3


  19. #20

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    196
    حضور
    4 روز 1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    606



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    چیزی که همه مشاورا گفتن و ما خوندیم این بوده که آقایون تا آخر عمرشون به ازدواج نیاز دارن
    خیر چنین چیزی نیست
    نیاز به جنس مخالف در آقایان در سن بلوغ شروع می شود و تا سن خاصی رو به اوج می رود از آن به بعد دوباره به‌طور طبیعی این افزایش سن باعث کاهش تدریجی میل به ازدواج در مردان می‌شود و مردی که در اوج نیاز ازدواج نکرده در زمانی که این نیاز به میزان کمتری رسیده و همینطور در حال کم شدن است چه نیازی به ازدواج دارد؟

  20. صلوات ها 5


صفحه 2 از 28 نخست 12341222 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود