صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات حقوقی - فرهنگی وجود نداشتن خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144

    اشاره اثبات حقوقی - فرهنگی وجود نداشتن خدا




    با سلام، در این پست ادعا شده خدای اسلام شیعه‌ی 12 امامی وجود ندارد. لطفا اشکالات این دلایل را بفرمایید.

    خلاصه
    برای اثبات وجود نداشتن چیزی کافیست تخیلی بودن آن را نشان دهیم. برای این کار هم کافیست منبع آن تخیل را نشان دهیم. کافیست زیرا خلافش لازم نیست. (حذف: غیر ضروری و ابهام زا)
    فتوایی که در ادامه می‌آید از سه طریق وجود خدا را باطل می‌کند:
    1. حقوقی: عدل خدا را نفی می‌کند.
    2. فرهنگی: حقیقت جویی دین را نفی می‌کند.
    3. حقوقی-فرهنگی: هر چه این فتوا به عدالت نزدیک‌تر باشد، دین از حقیقت دورتر است!


    تعاریف
    منظور از خدا، معبود شیعیان است.
    منظور از دین، اسلام شیعه است.
    افراد سه دسته اند:
    1. خداباور. شامل چندخداباور و یکتاباور. مثل شیعیان، تائوئیست‌ها، برهمائیان و هندوان.
    2. بی باور و ناباور. یعنی نه وجود خدا را باور دارند نه نبود خدا را. مثل حیوانات، کودکان، ژاپنی‌ها و بودایی‌ها. من در این دسته قرار دارم
    3. بی‌خدا. مثل کمونیست‌ها و اغلب طبیعیون

    مراقب باشید دسته‌ی دوم و سوم را قاطی نکنید.

    برهان
    فتوا: اگر پسر مسلمان زاده‌ی بالغ، عاقل، مختار، با قصد یکی از اصول دین را نپذیرد و این بر قاضی اثبات شود مجازاتش اعدام است. مرجع:
    http://www.wikifeqh.ir/ارتداد

    اثرات حقوقی این فتوا
    دلیل: اثبات هر ادعایی از جمله وجود خدا بر عهده‌ی مدعی است. پس کسی که نمی‌داند خدا هست یا نیست موظف به تحقیق نیست. فقط وقتی به او برهان ارائه شد موظف به پاسخ است. (حذف: غیر ضروری و ابهام زا)
    این فتوا

    • بار تحقیق را از دوش مسلمانان برمی‌دارد
    • این بار را بر دوش متهم قرار می‌دهد
    • به قاضی حق مجازات می‌دهد
    • به قاضی وظیفه‌ی مجازات می‌دهد.

    که این‌ها ظلم جامعه‌ی اسلامی، حاکم شرع و خدا بر متهم است که بدلیل نقص در قانون پدید آمده است.
    نتیجه: چون شیعه معتقد به خدای ظالم نیست و نقص قانونی و خطای حقوقی به رفتار بشر بیشتر شبیه است تا موجودی فرابشری، منبع این فتوا، بشر است و خدایی که این فتوا به او نسبت داده شود تخیلی است.

    دلیل: در این فتوا ناباوری، باور و سخن، شایسته‌ی مجازات عملی دانسته می‌شود. پس جرم و مجازات با هم متناسب نیستند، پس فتوا ظالمانه است. البته اگر باور و سخن نتیجه‌ی عملی به همراه داشته باشند ممکن است عادلانه باشد، اما نتیجه ی عملی جزو شرایط این فتوا نیست. فقط جزو روش های اثبات جرم است. یعنی اگر جرم به روش دیگری هم ثابت شود مجازاتش همین مرگ ظالمانه است. (حذف: تکراری)

    • برای لطمه ای که این جرم به رابطه‌ی بنده با خدا لطمه می‌زند مجازات دنیوی ظلم است.
    • برای لطمه ای که این جرم به جامعه‌ی غیر اسلامی می‌زند، قانون باید حکم بدهد. شرع حق ندارد حکم بدهد.
    • اگر مجازات برای لطمه‌ای باشد که خلل در رابطه‌ی بنده و خدا به جامعه‌ی اسلامی می‌زند غیر عمدی است. زیرا ارتداد چیزی بین مرتد و خدا است. پس حاکم شرع نمی‌تواند به مجازات الهی دنیوی حکم کند
    • حتی اگر مرتد ضرر عمدی به جامعه اسلامی بزند، این فتوا خود ارتداد را محکوم می‌کند، نه ضرر آن را. جامعه اسلامی و در راس آن حاکم شرع و خدا اگر عادل بودند، آن ضرر‌ها به جامعه را محکوم می‌کردند و شاید ارتداد را به عنوان روش‌های اثبات ضرر می‌آوردند.

    نتیجه: کسی که بر اساس این فتوا کسی را محکوم کند اگر انگیزه اش الهی باشد خودش و خدایی که معرفی کرده ظالم هستند (در حالی که خدای شیعه ظالم نیست). و اگر انگیزه‌ی او اجتماعی بوده و نه الهی. یعنی دینی که معرفی می‌کند بازیجه و ابزاری در دست او و اجتماعش برای اهداف دنیوی بوده، نه حقیقت جویی.

    اثرات فرهنگی این فتوا
    دلیل: بنا بر این فتوا پسر مسلمان‌زاده نه با تحقیق، بلکه با پیشداوری و اجبارا باید توحید، نبوت، معاد، ... و ضروریات دین را بپذیرد. اگر هم با تحقیق پذیرفت اما بعدا طی بازنگری فهمید اشتباه هستند، دیگر نباید اعتقادات را کنار بگذارد. در حالی که تحقیق به معنی جستجوی حقیقت یک فرایند ادامه دار است و محقق باید مجاز باشد در هر زمان در یافته‌های پیشین شک کند و آنها را مورد بازبینی قرار دهد.
    دلیل: این فتوا باعث می‌شود مدارک مخالف یا نابود یا مخدوش شوند یا با دستکاری به عنوان مدارک موافق معرفی شوند، که این موضوع اعتبار محقق مسلمان و مدارک موافق را هم دچار خلل می‌کند.
    نتیجه: کسی که این فتوا را بدهد مردم را به خودش دعوت کرده، نه به حقیقت. پس ادعاهای او از همین خودخواهی پنهان درونش نشات گرفته‌اند، نه از حقیقتی خارجی که به نظر می‌آید در جستجوی آن است.

    دلیل: این فتوا، برای مرد مسلمان‌زاده دو گزینه قرار می‌دهد:

    1. ورود و باقی ماندن به دین و زنده ماندن
    2. خروج از دین و کشته شدن

    پس در دیدگاه کسی که این فتوا را داده حقیقت می‌تواند جدا از دین دیده شود. پس این فتوا اولا منع حقیقت جویی و دوما اجبار به حفظ ظاهر دینداری است. یعنی منع صداقت و دعوت به نفاق
    نتیجه: این دین دقیقا در نقطه ی مقابل حقیقت جویی و صداقت است. یعنی باطل و کذب است. پس خدای مورد ادعای فتوا دهنده هم وجود ندارد.

    اثرات حقوقی-فرهنگی این فتوا
    هر قدر ضرر ارتداد برای جامعه اسلامی بیشتر اثبات شود، توسل جامعه به زور برای جذب افراد به خود به جای حقیقت بیشتر روشن می‌شود.

    ابهام زدایی
    • لطفا از آیات و احادیث استفاده نکنید. این یک بحث عقلی برون دینی است.
    • کاری به احکام ارتداد و علل و روش اثبات این فتوا ندارم. این بحث اعتقادی است.
    • اثبات حقیقت جویی دین و عدل خدا بی‌حاصل است. زیرا من برای فتوا کلی مثال نقض آورده‌ام.
    • بنا بر منبع، عموم فقهای شیعه این فتوا را قبول دارند. اما بعضی فقها مثل جوادی آملی و خمینی شرایط فتوا را طوری تغییر داده اند که این اشکال بر آن وارد نیست. بنابرین دو حالت ممکن است:
      • الف) بیشتر علمای شیعه فتوا را درست استخراج کرده‌اند. که در این صورت از ظلم و ناحقیقت‌گرایی تبرئه نمی‌شوند. و نظرات استثنایی فقها هم فقط تلاشی برای لاپوشانی آسیب اعتقادی این فتوا محسوب می‌شود.
      • ب) علمای پیشین فتوا غلطی داده اند که در این صورت شیعه بیشتر محکوم می‌شود.



    ویرایشات
    ویرایشات با رنگ آبی مشخص شده اند. حذفیات با رنگ زرد مشخص شده اند.
    شماره گذاری ها تصحیح شد

    لغت «برهان» به «ادعا» تقلیل یافت
    لغت «اثبات» به «دفاعیه» تقلیل یافت
    لغت «حکم» با «فتوا» جایگزین شد. جز در مواردی که حکم به مجازات باشد.
    لغت «مقدمات» به «تعاریف» تغییر یافت
    جمله‌ی روش اثبات با «تخیل» حذف شد. زیرا غیر ضروری و ابهام زا بود.
    جمله‌ی وظیفه‌ی محقق حذف شد. زیرا غیر ضروری و ابهام زا بود.
    یک جمله‌ی تکراری دیگر حذف شدند.
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۲/۱۰ در ساعت ۰۳:۰۲ دلیل: تصحیح املایی نگارشی معنایی + حدف موارد غیر ضروری و تکراری + ذکر موارد ویراست + مشخص کردن ویراست ها با رنگ + تصحیح

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست





    اثبات حقوقی - فرهنگی وجود نداشتن خدا








    کارشناس بحث: استاد محراب


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    در این پست با یک برهان ادعا شده خدای دین وجود ندارد. لطفا اشکالات این برهان را بفرمایید.


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بنده این مطلب را در حدیک برهان که مبادی ان درست چیده شود نیافتم
    جملاتی مخلوط از درست و نادرست را کنار هم چیدن به معنای تشکیل برهان نیست

    بنده به جملات و برداشت های اشتباهی که نویسنده ان از مولفه های دینی برداشت کرده است اشاره می نمایم


    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    برای اثبات وجود نداشتن چیزی کافیست تخیلی بودن آن را نشان دهیم


    این جمله درست نیست
    الزاما این گونه نیست که هر چه را که انسان تخیل می کند به معنای نبودن است مثلا مهندس در خیال خودش ساختمانی را تخیل میکند و نقاش همچنین طرحی را در خیال خودش می پروراند و در بیرون ان را نقاشی کرده و یا طراحی می کند و مهندس ساختمانی را طراحی می کند
    بله تخیل برخی امورات مصداق خارجی ندارند مثلا کره زمین مربع هر چند هم تخیل بکنید ولی وجود خارجی ندارد و یا...مثال های دیگر

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    برای این کار هم کافیست منبع آن تخیل را نشان دهیم. کافیست زیرا خلافش لازم نیست.


    این جمله را متوجه نشدم
    یعنی چه منبع ان تخیلی را نشان دهیم

    منظور از منبع چیست
    انسان دارای قوه عاقله و شهویه و وهمیه و غضبیه است
    هرچند این موارد از منظر علما کم و زیاد می شوند و برخی نظرات مختلفی دارند ولی در چند مورد مشترک اند
    منبع این موارد قوه مخیله است همان وهمیه که خیال پردازی انسان از ان نشات می گیرد




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    این حکم از سه طریق وجود خدا را باطل می‌کند:


    با سلام
    عرض ادب و احترام

    کدام حکم؟؟
    منظورتان از حکم چیست؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    الف) حقوقی: عدل خدا را نفی می‌کند.
    ب) فرهنگی: حقیقت جویی دین را نفی می‌کند.
    ج) حقوقی-فرهنگی: هر چه این حکم به عدالت نزدیک‌تر باشد، دین از حقیقت دورتر است!


    واقعا متوجه این جملات نامفهوم نمی شوم
    یعنی چه فرهنگی- حقیقت جویی دین را نفی می کند؟؟؟
    جمله سومی که از همه بدتر فرهنگی - حقوقی یعنی چه؟؟
    کدام حکم باید به عدالت نزدیکتر باشد و دین از کدام حقیقت درو می شود؟؟
    شما حقیقت را چه تعریف می کنید؟؟

    این جملات چون ادعا است منتظر اثبات این ادعا هستیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    منظور از خدا، معبود شیعیان است.
    خدای عالم فقط معبود شیعیان نیست
    موحدان عالم همه خدا را قبول دارند و قایل به خدایی برای عالم هستند
    پس تنها به شیعیان ربط ندارد و فراگیر است


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    برهان
    اگر پسر مسلمان زاده‌ی بالغ، عاقل، مختار، با قصد یکی از اصول دین را نپذیرد و این بر قاضی اثبات شود حکمش اعدام است. منبع:
    http://www.wikifeqh.ir/ارتداد


    باز سلام

    این مطلب بحث ارتداد است که باید در جای خودش با دلایل و مستندات خود و برهان عقلی و نقلی بحث شود

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    اثبات هر ادعایی از جمله وجود خدا بر عهده‌ی مدعی است.


    بله این جملات درست
    مدعی باید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورد

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    پس کسی که نمی‌داند خدا هست یا نیست موظف به تحقیق نیست.


    ولی این جمله تان اشتباه است
    کسی که نمی داند خدا هست یا نیست موظب به ارایه برهان و دلیل نیست چون ادعایی نکرده است نه این که موظب به تحقیق نیست خب اگر هر فردی چیزی را که نمی داند در مورد ان تحقیق نکند که جاهل می ماند!!!!!(دقت نمایید)

    کسی که ادعایی نکرده است
    موظب به اوردن بینه برای ادعای خود نیست چرا؟ چون ادعایی نکرده است
    نه این که چون نمی داند خدا هست یا نیست موظف به تحقیق نیست (این جمله اشتباه است) بلکه موظب به تحقیق و رسیدن به حق و واقع است چه با دلایل عقلی و چه با مستندات نقلی



  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    فقط وقتی به او برهان ارائه شد موظف به پاسخ است.


    باز سلام

    این جمله یعنی چی؟؟
    به کل جمله خودتان دقت نمایید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    اثبات هر ادعایی از جمله وجود خدا بر عهده‌ی مدعی است. پس کسی که نمی‌داند خدا هست یا نیست موظف به تحقیق نیست. فقط وقتی به او برهان ارائه شد موظف به پاسخ است.


    خودتان می فرمایید موظب به تحقیق نیست
    پس چطور موظف به پاسخگویی است؟؟؟
    فرد جاهل چه پاسخگو می تواند بدهد؟؟؟

    چرا وقتی به فرد جاهل برهان ارائه می کنید انتظار دارید پاسخ بدهد؟؟
    چه پاسخی باید بدهد؟؟
    (واقعا این جملات ناقص و بدون سرو ته اند و هیچ مطلبی ندارند احساس بنده این است که همین طوری یه جملاتی کنار هم چیدن که هیچ ارتباطی به ما قبل و مابعد خود ندارد)

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    این حکم


    تازه ادعا هم کرده که این حکم

    چه حکمی؟؟
    یعنی چی؟؟؟ این جملات چه حکمی را دربر دارد؟!؟!؟!؟


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    (11) بار تحقیق را از دوش مسلمانان برمی‌دارد
    (12) این بار را بر دوش متهم قرار می‌دهد
    (13) به قاضی حق مجازات می‌دهد
    (14) به قاضی وظیفه‌ی مجازات می‌دهد.
    که این‌ها ظلم جامعه‌ی اسلامی، حاکم شرع و خدا بر متهم است که بدلیل نقص در قانون پدید آمده است.


    باز سلام
    این اعداد که از 11 شروع می شود باید ابتدا و انتهایی داشته باشند که در متن نیست
    ولذا متن ناقص است
    و هیچی برداشتی از متن رابه خواننده منتقل نمی کند جز جملاتی که وقتی کنار هم قرار می گیرند بی معنا می شوند چون هیچ ارتباطی به هم ندارند

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    نتیجه: چون شیعه معتقد به خدای ظالم نیست و نقص قانونی و خطای حقوقی به رفتار بشر بیشتر شبیه است تا موجودی فرابشری، منبع این حکم، بشر است و خدایی که این حکم به او نسبت داده شود تخیلی است.


    چه ظلمی به بشر شده است؟؟؟
    کجای ادعای شما می رساند که ارتداد ظلم خدا یا به قول شما ظلم قاضی به انسان است؟؟؟

    شما الان دقیقا در صدد اثبات چه هستید؟؟
    این که خدایی نیست ؟؟؟
    یااین که حکم ارتداد از طرف خدانیست ؟؟؟


    عزیز دل برادر موضع خودتان را مشخص بکنید
    شما رسیدید به نتیجه ولی چیزی از جملات شما عاید ما نشده است

    ادعا می کنید که خدایی نیست
    این چه ربطی به ارتداد دارد؟؟؟
    برفرض(دقت نمایید علی فرض ) هم که ارتداد امر الهی نیست و حکم بشری است
    باز چه ربطی به وجود نداشتن خدا دارد؟؟؟ این همه دلیل وبرهان برای اثبات خدا است را چه می کنید؟؟

    برهان صدیقین را چه می کنید؟؟
    برهان علت را ؟؟؟
    برهان حرکت را ؟؟؟
    برهان نظم را؟؟؟؟

    شما می خواهید اثبات عدم وجود خدا بکنید به این براهین اشکال کنید نه موضوع فرعی در لابلای احکام دین که عرض کردم بر فرض اثبات نشدن ان که حکم دینی نیست هم ضرری به وجود خدا نمی رساند و نمی تواند وجود خدا را نفی کند




  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    2) در این حکم ناباوری، باور و سخن، شایسته‌ی مجازات عملی دانسته می‌شود. پس جرم و مجازات با هم متناسب نیستند، پس حکم ظالمانه است. البته اگر باور و سخن نتیجه‌ی عملی به همراه داشته باشند ممکن است عادلانه باشد، اما نتیجه ی عملی شرایط این حکم نیست. فقط جزو روش های اثبات جرم است. یعنی اگر جرم به روش دیگری هم ثابت شود مجازاتش همین مرگ ظالمانه است.
    21) برای لطمه ای که این جرم به رابطه‌ی بنده با خدا لطمه می‌زند مجازات دنیوی ظلم است.
    22) برای لطمه ای که این جرم به جامعه‌ی غیر اسلامی می‌زند، قانون باید حکم بدهد. شرع حق ندارد حکم بدهد.
    23) اگر مجازات برای لطمه‌ای باشد که خلل در رابطه‌ی بنده و خدا به جامعه‌ی اسلامی می‌زند غیر عمدی است. زیرا ارتداد چیزی بین مرتد و خدا است. پس حاکم شرع نمی‌تواند به مجازات الهی دنیوی حکم کند
    24) حتی اگر مرتد ضرر عمدی به جامعه اسلامی بزند، این حکم خود ارتداد را محکوم می‌کند، نه ضرر آن را. جامعه اسلامی و در راس آن حاکم شرع و خدا اگر عادل بودند، آن ضرر‌ها به جامعه را محکوم می‌کردند و شاید ارتداد را به عنوان روش‌های اثبات ضرر می‌آوردند.
    نتیجه: کسی که بر اساس این حکم کسی را محکوم کند اگر انگیزه اش الهی باشد خودش و خدایی که معرفی کرده ظالم هستند (در حالی که خدای شیعه ظالم نیست). و اگر انگیزه‌ی او اجتماعی بوده و نه الهی. یعنی دینی که معرفی می‌کند بازیجه و ابزاری در دست او و اجتماعش برای اهداف دنیوی بوده، نه حقیقت جویی.


    با سلام

    عرض ادب و احترام
    این مطالب باید در بحث ارتداد گفته شود و دلایل و براهین خودتان را ارایه بکنید و جواب ها و دلایل را بشنوید

    می توانید به این تایپک ها هم مراجعه نموده وبحث نمایید

    http://www.askdin.com/thread42236.html

    http://www.askdin.com/thread39041.html

    http://www.askdin.com/thread39041.html

    http://www.askdin.com/thread42236.html

    http://www.askdin.com/thread22680.html




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    لطفا از آیات و احادیث استفاده نکنید. این یک بحث عقلی برون دینی است.
    باز سلام
    عرض ادب و احترام

    همه مطالب مورد بحث در مورد ارتداد باید در جای خودش بحث شود
    و گذشت که برفرض عدم اثبات حکم ارتداد در دین به عدم وجود خدا نمی رسیم (دقت نمایید) شما قرار بود دلایلی برای نفی وجو خدا بیاورید درصورتی که فقط در مورد ارتداد بحث کردید

    از طرفی کاربرد عقل در دین از چند جنبه برسی می شود
    -- یکی قبل از ورود به دین است یعنی به وسیله عقل قبل از ورود به دین برخی مولفه ها را اثبات می کنیم مثل توحید و نبوت و معاد و.....که اصول دین گفته می شود و دلایل فقط و فقط باید عقلی باشد

    کاربرد دیگر عقل در دین قبول و تایید احکام دینی است با اعتماد عقل به وحی به عبارتی عقل قبل از ورود به دین وقتی خدا و نبی و وحی را اثبات کرد احکام الهی صادره از وحی و نبی را باید قبول بکند هرچند حکمت ان را هم نداند زیرا قبلا مبانی ان که خدا و نبوت باشد اثبات شده است به این بحث اعتماد عقل به وحی در احکام شرعی گویند

    پس شما عزیز نمی توانید بگویید در احکام شرعی فقط عقلی بحث بکنیم و اگر اثبات نشد پس دین مشکل دارد
    مثلا شما بزرگوارنمی توانید بگویید فقط با دلایل عقلی حج و خمس و زکات و رزوه و ....را اثبات بکنید و دلایل روایی را قبول ندارم
    در این موراد جواب این است که شما بروید اول خدا ونبوت را اثبات بکنید و وقتی ان ها را قبول کردید احکام انها را هم که شرع باشد را بپذیرید




  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    1,294
    حضور
    38 روز 8 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4451



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    کاری به احکام ارتداد و علل و روش اثبات این حکم ندارم. این بحث اعتقادی است.


    باز سلام
    یعنی چه این حرف
    شما عزیز برای نفی خدا فقط از ارتداد بحث کردید و حالا کاری به ان ندارید؟؟؟!؟!؟!!؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    اثبات حقیقت جویی دین و عدل خدا بی‌حاصل است. زیرا من برای حکم کلی مثال نقض آورده‌ام.


    به کدام حکم کلی؟؟
    به عدل الهی مثال نقض اوردید؟؟؟
    عجب
    با کدام دلایل؟؟؟
    به این جملات نامفهوم می گویید دلایل و برهان نقضی؟؟؟؟
    بنده را متهم نکنید که به نویسنده توهین کرده اید و فلان و ادب را رعایت نمی کنید

    خب کسی این جملات را به هم ربط دهد و توضیح بدهد
    بنده در تایپک های بالا عرض کردم جملات پراکنده است مضطرب اند و ارتباطی به هم ندارد

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    بنا بر منبع، عموم فقهای شیعه این فتوا را قبول دارند. اما بعضی فقها مثل جوادی آملی و خمینی شرایط فتوا را طوری تغییر داده اند که این اشکال بر آن وارد نیست. بنابرین دو حالت ممکن است:
    الف) بیشتر علمای شیعه حکم را درست استخراج کرده‌اند. که در این صورت از ظلم و ناحقیقت‌گرایی تبرئه نمی‌شوند. و نظرات استثنایی فقها هم فقط تلاشی برای لاپوشانی آسیب اعتقادی این حکم محسوب می‌شود.
    ب) علمای پیشین حکم غلطی داده اند که در این صورت شیعه بیشتر محکوم می‌شود.


    این موارد هم باید درجای خودش بحث شود یعنی دلایل رد ویا قبول بحث ارتداد که تایپک های ان ارایه شد


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود