صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختلاس در زمان امام علی علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675

    اختلاس در زمان امام علی علیه السلام




    من شنیدم در زمان امام علی هم عده ای با بیت المال مردم فرار کردن رفتن پیش معاویه و امام هم نتونشتن کاری بکنن این درسته؟
    میشه با تفصیل بگین و بگین چند مورد بوده؟
    کلیپ صوتی بسیار زیبا از رهبر معظم انقلاب:
    بعضی ها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللى، میخواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمیشود؛ این نمیشود.ما حق نداریم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‌نشینى کنیم؛ این، یک بى‌صبرى است.این بى‌صبرى‌اى است که نباید این را قبول کرد…
    دانلود کلیپ صوتی

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    اختلاس در زمان امام علی علیه السلام








    کارشناس بحث: استاد مقداد

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ در ساعت ۱۲:۰۹ دلیل: تغییرکارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    من شنیدم در زمان امام علی هم عده ای با بیت المال مردم فرار کردن رفتن پیش معاویه و امام هم نتونشتن کاری بکنن این درسته؟
    میشه با تفصیل بگین و بگین چند مورد بوده؟
    با عرض سلام و ادب

    بررسی تاریخ بیانگر این معناست که فساد در هر عصری و در همه جوامع بوده است.البته درحکومت دینی مسائل مالی و اقتصادی، به دلیل تأثیر بسیارش بر فکر و روح و اعتقاد مردم، جایگاه ویژه ایی دارد.بالطبع مفاسد اقتصادی بخصوص اگر توسط حاکمان و کارگزاران حکومت اسلامی صورت بگیرد،آثار سوء آن شدیدتر خواهد بود.

    بی تردید یکی از وظایف مهم نظام اسلامی، نظارت بر اعمال کارگزاران است. در شان نظام اسلامی نیست که خدای نکرده برخی از کارگزاران طوری زندگی و رفتار کنند که با تضییع حقوق مردم، موجبات فراهم شدن ثروتهای بادآورده گردند. یکی از موارد قابل تامل در سیره حکومتی امیر مومنان علی (ع) برخورد ایشان با کارگزاران متخلف است. زیرا همان گونه که رسول خدا(ص) در باره اش فرموده اند: او در اجراى حکم خدا سخت گیر است و اهل مسامحه و سازش نيست.[1] در اینجا به چند نمونه از برخورد قاطع امام علی (علیه السلام) می پردازیم:

    برخورد با زیاد بن ابیه
    علي‏ عليه السلام، فرستاده‏ اي را نزد زياد روانه ساخت تا آنچه از ماليات‏ها نزد او جمع شده، باز ستاند. زياد، آنچه نزدش بود، همراهِ فرستاده كرد و به وي گفت: كُردها ماليات‏ها را نابود كرده ‏اند و من با آنها مدارا مي‏كنم. اين مطلب را به اميرمؤمنان اعلام مكن كه گمان كند كوتاهي از من بوده است.
    فرستاده آمد و سخن زياد را به علي ‏عليه السلام رساند. او به زياد نوشت: «فرستاده ‏ام خبر داد آنچه را درباره كُردها به وي گفتي و اين‏كه آن را از من كتمان كرده‏ اي. تو خود به نيكي مي‏داني كه آن را به وي نگفتي، مگر از آن رو كه به من برساني و من سوگند مي‏خورم به خداوند عز و جل، سوگند راستين، كه اگر به من خبر رسد كه در ثروت مسلمانان خيانت كرده ‏اي، كم يا زياد، چنان بر تو سخت بگيرم كه اندک مال شوی و بارِ هزينه عيال بر دوشت سنگيني كند و خوار و پريشان حال شوي. والسلام![2)

    برخورد با ابن هَرَمه
    امام علي‏ عليه السلام هنگامي كه از، خيانت ابن هَرمَه، مأمور بازار اهواز اطلاع یافت، به رفاعه چنين نوشت : هنگامي كه نامه ‏ام را خواندي، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر مردم از كار، باز دار و سپس زنداني نما و خبر آن را اعلان عمومي كن و به كارگزارانت بنويس و نظرم را به آنان ابلاغ نما. درباره ابن هرمه، غفلت يا كوتاهي نكني كه نزد خداوند، هلاك شوي و من هم به بدترين شيوه بركنارت خواهم كرد كه از اين كار، تو را به خدا پناه مي‏دهم.

    هنگامي كه جمعه شد، او را از زندان بيرون آر و 35 تازيانه بر او بزن و در بازارها بچرخان. اگر كسي از او شكايت كرد و شاهد آورد، او را سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آن را پرداخت نما. فرمان ده تا او را با خواري و زشتي و فرياد كشيدن بر سرش، به زندان ببرند، با طنابي پاهايش را ببند و وقت نماز او را بيرون آور. اگر كسي برايش غذا، آشاميدني، لباس و زير اندازي آورد، مانع مشو. مگذار كسي بر او وارد شود تا به او چاره ‏اي تلقين كند يا به آزادي اميدوارش سازد. اگر برايت روشن شد كه كسي مطلبي را به او القا كرده كه به مسلماناني زيان مي‏رساند، او را با تازيانه تأديب نما و زنداني كن تا توبه نمايد.
    شب‏ها زندانيان را براي هواخوري به حياط زندان بياور، جز ابن هرمه را، مگر آن كه ترس از تلف شدنش باشد كه او را نيز شب‏ها آزاد بگذار. اگر در او طاقت و توان ديدي، پس از سي روز، 35 تازيانه ديگر، افزون بر 35 تازيانه قبلي بر او بزن. براي من گزارش كارت در بازار را بنويس و اين‏كه چه كسي را پس از آن خائن برگزيدي. حقوق ابن هرمه خائن را هم قطع كن.[3]

    در موردی دیگر یکى از فرمانداران اموالی از بیت المال را نزد خود گرفته بود، خبر که به امام رسید ، حضرت فوراً نامه ای تهدید امیز به وی نوشتند: از خدا بترس ، و اموال این مردم را به سویشان بازگردان، که اگر چنین نکنى و خداوند مرا بر تو چیره سازد، با تو کارى خواهم کرد که نزد خداوند عذر خواهم داشت، و با شمشیرم که هر کس را با آن زدم در آتش شد، گردنت را بزنم . به خدا سوگند، اگر کارى را که تو کردى حسن و حسین کرده بودند، از من نرمشى نمى دیدند، و به مرادى نمى رسیدند، تا آن که حق را از آنان بازگیرم، و باطلى را که از ستم آن دو پدید آمده، نابود سازم .[4]

    با توجه به این چند نمونه مشخص می شود که آن حضرت در مبارزه با مفاسد اقتصادی بخصوص توسط کارگزاران حکومت،بسیار جدی و قاطع عمل می کردند.در این بین عده ای هم برای فرار از مجازات و برخورد قاطع آن حضرت،به معاویه پناهنده می شدند:
    قعقاع بن شور فرماندار شهر کسکر از سوی دولت علوی(ع) بود .او علاوه بر تخلفاتی که داشت ، با زنی ازدواج کرد که مهریه اش را بر خلاف سنت نبوی (ص) صدهزار درهم قرار داد -که چنین مبلغی گزاف از سوی کارگزار دولتی بسیار شگفت آور بود و حیرت و ناراحتی مردمان را به دنبال داشت- قعقاع پس از آنکه فهمید که حضرت(ع) از کارهای خلافش آگاه شده و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت، به سوی شام گریخت.[5]



    پی نوشتها:
    [1]- علامه مجلسى‏،بحار الانوار،تهران،اسلامیه،ج‏2 1،ص385.

    [2]. أنساب الأشراف ج2ص390.

    [3]. دعائم الإسلام ج 2 ص532.

    [4]- نهج البلاغه، مترجم: محمد دشتی،قم،موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین(ع)،نامه41.

    [5]- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه،تحقیق:محمد أبو الفضل إبراهیم،دار إحیاء الکتب العربیة 1378 - 1959 م،چاپ اول،ج4،ص87.

    اختلاس در زمان امام علی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    با عرض سلام و ادب

    بررسی تاریخ بیانگر این معناست که فساد در هر عصری و در همه جوامع بوده است.البته درحکومت دینی مسائل مالی و اقتصادی، به دلیل تأثیر بسیارش بر فکر و روح و اعتقاد مردم، جایگاه ویژه ایی دارد.بالطبع مفاسد اقتصادی بخصوص اگر توسط حاکمان و کارگزاران حکومت اسلامی صورت بگیرد،آثار سوء آن شدیدتر خواهد بود.

    بی تردید یکی از وظایف مهم نظام اسلامی، نظارت بر اعمال کارگزاران است. در شان نظام اسلامی نیست که خدای نکرده برخی از کارگزاران طوری زندگی و رفتار کنند که با تضییع حقوق مردم، موجبات فراهم شدن ثروتهای بادآورده گردند. یکی از موارد قابل تامل در سیره حکومتی امیر مومنان علی (ع) برخورد ایشان با کارگزاران متخلف است. زیرا همان گونه که رسول خدا(ص) در باره اش فرموده اند: او در اجراى حکم خدا سخت گیر است و اهل مسامحه و سازش نيست.[1] در اینجا به چند نمونه از برخورد قاطع امام علی (علیه السلام) می پردازیم:

    برخورد با زیاد بن ابیه
    علي‏ عليه السلام، فرستاده‏ اي را نزد زياد روانه ساخت تا آنچه از ماليات‏ها نزد او جمع شده، باز ستاند. زياد، آنچه نزدش بود، همراهِ فرستاده كرد و به وي گفت: كُردها ماليات‏ها را نابود كرده ‏اند و من با آنها مدارا مي‏كنم. اين مطلب را به اميرمؤمنان اعلام مكن كه گمان كند كوتاهي از من بوده است.
    فرستاده آمد و سخن زياد را به علي ‏عليه السلام رساند. او به زياد نوشت: «فرستاده ‏ام خبر داد آنچه را درباره كُردها به وي گفتي و اين‏كه آن را از من كتمان كرده‏ اي. تو خود به نيكي مي‏داني كه آن را به وي نگفتي، مگر از آن رو كه به من برساني و من سوگند مي‏خورم به خداوند عز و جل، سوگند راستين، كه اگر به من خبر رسد كه در ثروت مسلمانان خيانت كرده ‏اي، كم يا زياد، چنان بر تو سخت بگيرم كه اندک مال شوی و بارِ هزينه عيال بر دوشت سنگيني كند و خوار و پريشان حال شوي. والسلام![2)

    برخورد با ابن هَرَمه
    امام علي‏ عليه السلام هنگامي كه از، خيانت ابن هَرمَه، مأمور بازار اهواز اطلاع یافت، به رفاعه چنين نوشت : هنگامي كه نامه ‏ام را خواندي، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر مردم از كار، باز دار و سپس زنداني نما و خبر آن را اعلان عمومي كن و به كارگزارانت بنويس و نظرم را به آنان ابلاغ نما. درباره ابن هرمه، غفلت يا كوتاهي نكني كه نزد خداوند، هلاك شوي و من هم به بدترين شيوه بركنارت خواهم كرد كه از اين كار، تو را به خدا پناه مي‏دهم.

    هنگامي كه جمعه شد، او را از زندان بيرون آر و 35 تازيانه بر او بزن و در بازارها بچرخان. اگر كسي از او شكايت كرد و شاهد آورد، او را سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آن را پرداخت نما. فرمان ده تا او را با خواري و زشتي و فرياد كشيدن بر سرش، به زندان ببرند، با طنابي پاهايش را ببند و وقت نماز او را بيرون آور. اگر كسي برايش غذا، آشاميدني، لباس و زير اندازي آورد، مانع مشو. مگذار كسي بر او وارد شود تا به او چاره ‏اي تلقين كند يا به آزادي اميدوارش سازد. اگر برايت روشن شد كه كسي مطلبي را به او القا كرده كه به مسلماناني زيان مي‏رساند، او را با تازيانه تأديب نما و زنداني كن تا توبه نمايد.
    شب‏ها زندانيان را براي هواخوري به حياط زندان بياور، جز ابن هرمه را، مگر آن كه ترس از تلف شدنش باشد كه او را نيز شب‏ها آزاد بگذار. اگر در او طاقت و توان ديدي، پس از سي روز، 35 تازيانه ديگر، افزون بر 35 تازيانه قبلي بر او بزن. براي من گزارش كارت در بازار را بنويس و اين‏كه چه كسي را پس از آن خائن برگزيدي. حقوق ابن هرمه خائن را هم قطع كن.[3]

    در موردی دیگر یکى از فرمانداران اموالی از بیت المال را نزد خود گرفته بود، خبر که به امام رسید ، حضرت فوراً نامه ای تهدید امیز به وی نوشتند: از خدا بترس ، و اموال این مردم را به سویشان بازگردان، که اگر چنین نکنى و خداوند مرا بر تو چیره سازد، با تو کارى خواهم کرد که نزد خداوند عذر خواهم داشت، و با شمشیرم که هر کس را با آن زدم در آتش شد، گردنت را بزنم . به خدا سوگند، اگر کارى را که تو کردى حسن و حسین کرده بودند، از من نرمشى نمى دیدند، و به مرادى نمى رسیدند، تا آن که حق را از آنان بازگیرم، و باطلى را که از ستم آن دو پدید آمده، نابود سازم .[4]

    با توجه به این چند نمونه مشخص می شود که آن حضرت در مبارزه با مفاسد اقتصادی بخصوص توسط کارگزاران حکومت،بسیار جدی و قاطع عمل می کردند.در این بین عده ای هم برای فرار از مجازات و برخورد قاطع آن حضرت،به معاویه پناهنده می شدند:
    قعقاع بن شور فرماندار شهر کسکر از سوی دولت علوی(ع) بود .او علاوه بر تخلفاتی که داشت ، با زنی ازدواج کرد که مهریه اش را بر خلاف سنت نبوی (ص) صدهزار درهم قرار داد -که چنین مبلغی گزاف از سوی کارگزار دولتی بسیار شگفت آور بود و حیرت و ناراحتی مردمان را به دنبال داشت- قعقاع پس از آنکه فهمید که حضرت(ع) از کارهای خلافش آگاه شده و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت، به سوی شام گریخت.[5]



    پی نوشتها:
    [1]- علامه مجلسى‏،بحار الانوار،تهران،اسلامیه،ج‏2 1،ص385.

    [2]. أنساب الأشراف ج2ص390.

    [3]. دعائم الإسلام ج 2 ص532.

    [4]- نهج البلاغه، مترجم: محمد دشتی،قم،موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین(ع)،نامه41.

    [5]- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه،تحقیق:محمد أبو الفضل إبراهیم،دار إحیاء الکتب العربیة 1378 - 1959 م،چاپ اول،ج4،ص87.
    خب این افراد در حکومت امام علی چی کار میکردن؟!!
    چرا امام ینهارو سر کار گذاشتند؟
    کلیپ صوتی بسیار زیبا از رهبر معظم انقلاب:
    بعضی ها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللى، میخواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمیشود؛ این نمیشود.ما حق نداریم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‌نشینى کنیم؛ این، یک بى‌صبرى است.این بى‌صبرى‌اى است که نباید این را قبول کرد…
    دانلود کلیپ صوتی

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    خب این افراد در حکومت امام علی چی کار میکردن؟!!
    چرا امام ینهارو سر کار گذاشتند؟
    برای پاسخ به این سوال باید به سراغ علم امام علیه السلام رفت:
    پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام)، موظف بودند که در زندگی فردی ، اجتماعی و برخورد با افراد ، به صورت متعارف و معمول و مانند سایر مردم رفتار نمایند . از علم غیب ، در اداره جامعه و عزل و نصب افراد و قضاوت درباره دیگران ، طرد و نفی آنان استفاده نکنند . بکارگیری افرادی که بعدها مشکلاتی بوجود آوردند ارتباط به علم غیب امام علی (علیه السلام) ندارد و امام(علیه السلام) وظیفه نداشت که از علم غیب بهره گیرد.بلکه طبق ظاهر افراد و ملاک هایی که آن زمان داشتند،بعنوان کارگزار حکومت انتخاب شدند و بعد از اینکه خلاف آن ثابت شد،امام هم عکس العمل لازم را نشان دادند.

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و دیگر امامان نیز در این امور از علم غیب بهره نمی گرفتند، از این رو پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به خالد بن ولید مسئولیتی واگذار می کند . سپاهی را در اختیارش قرار می دهد ، که به سوی (بنی جذیمه ) برود . پیامبر او را برای جنگ نفرستاد ، ولی خالد آنان را مورد حمله قرار داد. کسانی از ایشان را به قتل رساند که چون خبر به پیامبر رسید ،حضرت بسیار ناراحت شد و دست ها به آسمان برداشت و گفت : خدایا ! از آنچه (خالد) کرده است، نزد تو بیزاری می جویم (1). این مسئله در بسیاری از وقایع صدر اسلام بارها تکرار شد، مانند داستان شکست در جنگ احد، وجود منافقانی که تا وقتی دشمنی را اظهار نمی کردند، پیامبر با آن ها برخورد نمی کرد.



    پی نوشتها:
    (1). سیره ابن هشام ،ج4 ،ص77-78 ، بیروت ، دار احیا ء التراث العربی ، 142 ه؛ طبقات ابن سعد ،ج2 ،ص147.

    اختلاس در زمان امام علی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها


    برای پاسخ به این سوال باید به سراغ علم امام علیه السلام رفت:
    پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام)، موظف بودند که در زندگی فردی ، اجتماعی و برخورد با افراد ، به صورت متعارف و معمول و مانند سایر مردم رفتار نمایند . از علم غیب ، در اداره جامعه و عزل و نصب افراد و قضاوت درباره دیگران ، طرد و نفی آنان استفاده نکنند . بکارگیری افرادی که بعدها مشکلاتی بوجود آوردند ارتباط به علم غیب امام علی (علیه السلام) ندارد و امام(علیه السلام) وظیفه نداشت که از علم غیب بهره گیرد.بلکه طبق ظاهر افراد و ملاک هایی که آن زمان داشتند،بعنوان کارگزار حکومت انتخاب شدند و بعد از اینکه خلاف آن ثابت شد،امام هم عکس العمل لازم را نشان دادند.

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و دیگر امامان نیز در این امور از علم غیب بهره نمی گرفتند، از این رو پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به خالد بن ولید مسئولیتی واگذار می کند . سپاهی را در اختیارش قرار می دهد ، که به سوی (بنی جذیمه ) برود . پیامبر او را برای جنگ نفرستاد ، ولی خالد آنان را مورد حمله قرار داد. کسانی از ایشان را به قتل رساند که چون خبر به پیامبر رسید ،حضرت بسیار ناراحت شد و دست ها به آسمان برداشت و گفت : خدایا ! از آنچه (خالد) کرده است، نزد تو بیزاری می جویم (1). این مسئله در بسیاری از وقایع صدر اسلام بارها تکرار شد، مانند داستان شکست در جنگ احد، وجود منافقانی که تا وقتی دشمنی را اظهار نمی کردند، پیامبر با آن ها برخورد نمی کرد.



    پی نوشتها:
    (1). سیره ابن هشام ،ج4 ،ص77-78 ، بیروت ، دار احیا ء التراث العربی ، 142 ه؛ طبقات ابن سعد ،ج2 ،ص147.
    من متوجه نمیشم
    پس عمل غیب کجا باید به درد بخوره؟!
    از طرفی فکر نمیکنم تشخیص این موارد خیلی هم نیاز به علم غیب داشته باشه.معمولا این ادمها و میشه تا حدودی شناخت.
    مثلا شمر که روز عاشورا شمر نشد!...مثلا زیاد بن ابیه معلوم نبود چی کارست؟!...کسی بهتر از اون نبود؟(قصد من ایراد گرفتن از امام نیستها!ولی خب سوال شده برام)
    به علاوه امام قرار نبود توی دادگاه علیه این افراد از علم غیب استفاده کنن که فقط به اونها مسئولیت نمیدادند.


    از طرف دیگه با این حساب نمیشه از سیستمی که درش فساد اتفاق می افتد ایراد گرفت...
    این به نظرم منطقی نمیاد!
    ویرایش توسط samansami : ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۰:۲۰
    کلیپ صوتی بسیار زیبا از رهبر معظم انقلاب:
    بعضی ها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللى، میخواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمیشود؛ این نمیشود.ما حق نداریم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‌نشینى کنیم؛ این، یک بى‌صبرى است.این بى‌صبرى‌اى است که نباید این را قبول کرد…
    دانلود کلیپ صوتی

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    من متوجه نمیشم
    پس عمل غیب کجا باید به درد بخوره؟!
    از طرفی فکر نمیکنم تشخیص این موارد خیلی هم نیاز به علم غیب داشته باشه.معمولا این ادمها و میشه تا حدودی شناخت.
    مثلا شمر که روز عاشورا شمر نشد!...مثلا زیاد بن ابیه معلوم نبود چی کارست؟!...کسی بهتر از اون نبود؟(قصد من ایراد گرفتن از امام نیستها!ولی خب سوال شده برام)
    به علاوه امام قرار نبود توی دادگاه علیه این افراد از علم غیب استفاده کنن که فقط به اونها مسئولیت نمیدادند.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم،
    قبل از آنکه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان علیهم‌السلام بخواهند به ایشان وظیفه و مسؤولیتی بدهند خداوند به ایشان جان و نعمت زندگی داده بود که «وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ» که یعنی بشناساند کسانی را که ایمان آوردند و بشناساند کسانی را که منافق بودند (يَعْلَمَنَّ یعنی عَلَم کند، یعنی مثل پرچم برافراشته کند تا دیده شوند، ابتدا خودشان خودشان را بشناسند و سپس اگر لازم بود دیگران هم بشناسند و البته خداوند در دنیا ستار العیوب است و اگر آنها خودشان نفاق و رزالت درونی‌اشان را بروز نمی‌دادند خداوند هم آنرا مخفی می‌کرد تا زمانی که عکس آن لازم باشد، زمان عدالت) ... اگر قرار بود خداوند به کافران فرصت بدهد که ایشان فتنه‌گری کنند و بعد این را به فرستادگانش خبر می‌داد و آنها از آن مانع می‌شدند اینکه می‌شد نقض غرض خودش! جنیان و فرشتگان از امام حسین علیه‌السلام در کربلا خواستند که به ایشان اجازه بدهند که کمکشان کنند اما امام مانع شدند و فرمودند که ما از شما بر ایشان قادرتر هستیم اما اگر آنها فرصت انجام این کار را نیابند پس به چه چیز آزمایش بشوند؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    از طرف دیگه با این حساب نمیشه از سیستمی که درش فساد اتفاق می افتد ایراد گرفت...
    این به نظرم منطقی نمیاد!
    اتفاقاً باید ایراد گرفت! اهل بیت علیهم‌السلام اگر یاورانی داشتند که ایشان را حمایت کافی کنند با آن افراد برخوردهای جدّی می‌کردند و گاهی که نتوانستند به این خاطر بود که یاوران ایشان سست بودند ... از بعد از شهادت عمده‌ی صحابی صدیق رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله دیگر اهل بیت علیهم‌السلام تنها بودند تا زمان کربلا که باز از بعد از آن تنها شدند تا اینکه تعداد یاران به مقدار کافی برسد که امام زمان علیه‌السلام ظهور کنند ... شرط لازم برای قیام حضرت تعداد یاوران صدیق ایشان است و نه زیاد شدن ظلم و فساد ... اینکه زمان غدیر خم خداوند به رسولش می‌فرماید که تو پیام مرا برسان خودم از تو محافظت می‌کنم تنهایی اهل بیت علیهم‌السلام در آن روزها را می‌رساند و اینکه جریان نفاق چه قدرت و جمعیتی پیدا کرده بود، اینکه مرحوم امام هم خطاب به مردم انقلابی ایران گفتند که شما از مسلمانان صدر اسلام بهتر هستید باز از همین جهت است ... امر به معروف و نهی از منکر باید در جامعه باشد و مطابق قرآن امتی که به این مهم قیام کند خیرالأمة است:

    كُنتُمْ خَيْرَ‌ أُمَّةٍ أُخْرِ‌جَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُ‌ونَ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ‌ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ ...

    باید به ظلم و فساد ایراد گرفت، اگر کسی گاهی مخالفتی می‌کند نه بخاطر نفس اعتراض است که به نحوه‌ی اعتراض است ... نحوه‌ی اعتراض به فساد نباید طوری باشد که به جای نهی از منکر نهی از معروفی مانند حکومت خود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله یا حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام یا نظام اسلامی خودمان باشد ... نباید بخاطر درست کردن ابرو چشم را کور کرد ... اینکه نهی از منکر سبب می‌شود یک امتی بهترین امت شود از یک جهت بخاطر کارکردی است که این وظیفه در جامعه دارد ولی یک جهت دیگر آن بخاطر این است که این کار به هیچ وجه هم ساده نیست و باید با درایت و بصیرت و تعقل انجام شود، چون شاید تقریباً بشود گفت که تنها وظیفه‌ای است که در آن حصول نتیجه اهمیت دارد و نه فقط انجام وظیفه! یعنی اگر وظیفه را انجام دادید و نشد باید از جهت دیگری باز به آن اقدام شود و نمی‌شود گفت ما سعیمان را کردیم نشد دیگر از گردن ما ساقط است!
    خدا هدایتمان کند که بعد از قیامی که ملت ایران کردند و جانانه هم از آن دفاع کردند ما وا ندهیم و عقب ننشینیم و از آرمان‌های انقلابمان کوتاه نیاییم که اگر بیاییم دیگر خیر الأمة نخواهیم بود و امید اینکه زمینه‌ساز ظهور باشیم بر باد می‌رود ... و امام غائبمان باز هم باید صدها سال در انتظار مردم دیگری باشند که آنها هم اهل امر به معروف و نهی از منکر باشند و برای این کار قیام کنند ...
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    من متوجه نمیشم
    پس عمل غیب کجا باید به درد بخوره؟!
    از طرفی فکر نمیکنم تشخیص این موارد خیلی هم نیاز به علم غیب داشته باشه.معمولا این ادمها و میشه تا حدودی شناخت.
    مثلا شمر که روز عاشورا شمر نشد!...مثلا زیاد بن ابیه معلوم نبود چی کارست؟!...کسی بهتر از اون نبود؟(قصد من ایراد گرفتن از امام نیستها!ولی خب سوال شده برام)
    به علاوه امام قرار نبود توی دادگاه علیه این افراد از علم غیب استفاده کنن که فقط به اونها مسئولیت نمیدادند.

    از طرف دیگه با این حساب نمیشه از سیستمی که درش فساد اتفاق می افتد ایراد گرفت...
    این به نظرم منطقی نمیاد!
    با عرض سلام و ادب

    در مقام پاسخ ابتدا باید دانست که دانش و آگاهی پیامبران و امامان(ع) بر دو قسم است:

    1 - علم‌هایی که از راه‌های عادی فراهم می‌آید، که در این دانش‌ها با مردم دیگر تفاوت زیادی ندارند.

    2 - علومی که از راه‌های ماورای طبیعی (علم لدنی = وحی و الهام) حاصل می‌گردد.

    در کتاب "کافی" بابی(فصلی) وجود دارد با عنوان "ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا"، یعنی امامان هرگاه می‌خواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه می‌شدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است.(1)

    پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راه‌های غیر عادی حاصل می‌شد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راه‌های عادی پیدا می‌شد.

    روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(ص) و امامان(ع) منافقان را خوب می‌شناختند و می‌دانستند که آن‌ها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آن‌ها مانند کفار برخورد نمی‌کردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آن‌ها مانند سایر مسلمانان بودند.
    همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم می‌کردند و از علم خدادادی خود استفاده نمی‌کردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمی‌کردند.

    گرچه امامان(ع) از علم خدادادی برخوردار بودند و از گذشته و آینده خبر می‌دادند و از نحوه شهادت خود با خبر بودند، ولی مؤظف نبودند طبق علم‌شان عمل کنند، بلکه در همه موارد (مگر مصلحت ایجاب کند) مطابق آن چه علوم عادی اقتضا می‌کرد، عمل می‌نمودند. همان گونه که خداوند می‌توانست در تمام برخوردهای بین کفر و توحید، پیامبران، امامان و اولیای الهی و رهروان راه حق را پیروز گرداند و کفر و کافران را مغلوب کند، ولی این کار را جز در موارد استثنایی انجام نداد، چرا که سنت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود. در غیر این صورت دنیا بستر آزمایش برای بشر نخواهد شد.

    اما اينكه بگوييم شناخت افرادي مثل زياد بن ابيه مشكل نبوده است - بدون در نظر گرفتن علم امام - بله الان مشكل نيست،ولي طبق آنچه در تاريخ از ابراز ارادت اين شخص به امام علي(عليه السلام) سراغ داريم،اگر هم امام علي(عليه السلام) بر اساس علم غيبش او را كنار مي گذاشت،كسي قبول نمي كرد.علاوه بر اين در آن زمان از ميان افرادي كه بعنوان ياران امام علي(عليه السلام) حاضر به ياري رساندن آن حضرت بودند،امام(ع) نيز بهترين گزينه ها را انتخاب مي كردند.همچنين آنچه از تاريخ استفاده مي شود،زياد تا زمان شهادت امام علي(عليه السلام) به آن حضرت وفادار بوده است.

    در زمان جنگ صفین معاویه نامه‌ای به او می‌نویسد و او را به خود دعوت کرد و وعده‌هایی را نیز داده است. اما زیاد جواب مثبتی به نامه نداده و حتی در میان مردم بیان کرد: «پسر زن جگرخواره و سرآمد نفاق و دورویى براى من نامه نوشته و مرا بیم داده است و حال آن‌که میان من و او، پسر عموى رسول خدا(ص) با نود هزار مرد کامل سلاح قرار دارد که همه از شیعیان اویند و به خدا سوگند اگر معاویه آهنگ من کند، مرا مردى بسیار شمشیر زن خواهد یافت».(1)

    اينكه در يك سيستمي افرادي كه داراي شرايط لازم و مناسبي هستند،بكار گرفته شوند و احياناً بعد از رسيدن به قدرت،سوءاستفاده كنند.اين ضعفي براي آن سيستم نبوده و موجب ايراد گرفتن به سيستم هم نمي شود،آنچه سبب ايراد گرفتن مي شود اين است كه يا در انتخاب افراد توجه نشود،يا اينكه بعد از ارتكاب خلاف،برخورد مناسب و جدي صورت نگيرد.بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد كه امام علي(عليه السلام) هم در انتخاب افراد دقت داشتند و هم در صورت بروز خلاف،برخورد جدي مي كردند،اين مطلب نه تنها جاي ايراد ندارد،بلكه جاي تقدير و الگو گيري دارد.

    پي نوشتها:
    (1). اخبار الطوال، ص 219.

    اختلاس در زمان امام علی علیه السلام
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    امیر المؤمنان حضرت علی علیه السّلام بیست و پنج سال پس از رحلت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله خانه نشین شد و پس از این مدت طولانی با اقبال عمومی و اصرار بیش از حد مردم،حکومت و رهبری جامعه اسلامی بر عهده گرفت.

    شاید علت اصلی اقبال مردم به امیر مؤمنان حضرت علی علیه السّلام به ستوه آمدن مردم از فساد موجود در هیئت حاکمه و انحرافات و روی آوردن عده ای به بازگشت به سنت های جاهلی بوده باشد.


    انحرافات و مفاسد به وجود آمده در حکومت و زمام داران و کارگزاران حکومتی در زمان خلیفه ی سوم به اوج رسید؛عثمان در دوره ی خلافت خود،خلاف ها و اشتباهات بسیاری را مرتکب شد.
    او ظواهر را نیز رعایت نمی کرد و خود را صاحب بیت المال و صاحب اختیار مردم می پنداشت که این نگرش مفاسد اداری و اقتصادی فراوانی را در پی داشت.

    امیر مؤمنان حضرت علی علیه السّلام در بیان موقعیت عثمان می فرماید:


    «الی ان قام ثالث القوم نافجا حضنیه بین نثیله و معتلفه و قام معه بنو ابیه یخضمون مال اللّه خضمه الابل نبته الربیع الی ان انتکث علیه فتله و اجهز علیه عمله و کبت به بطنته»،بالاخره سومی به پا خاست(عثمان به خلافت رسید).
    و همانند شتر پرخور و شکم بر آمده،همّی جز جمع آوری و خوردن بیت المال نداشت.
    بستگان پدری او،به همکاریاش برخاستند.آنها هم چون شتران گرسنه ای که بهاران به علفزار بیفتند و با ولع عجیبی گیاهان را ببلعند،برای خوردن اموال خدا دست از آستین بر آوردند،اما عاقبت بافته هایش پنبه شد و کردار ناشایست او کارش را تباه ساخت و سرانجام،شکمبارگی و ثروت اندوزی،برای ابد نابودش ساخت.»

    (نهج البلاغة،خطبه ی شقشقیه).

    برخی از مفاسد اداری زمان خلافت عثمان اهمیت بیشتری داشت و حساسیت بیش تری را برانگیخته بود؛از جمله مسئله ی فساد استخدامی و انحراف از اصل ارزشمند دینی و عقلایی شایسته سالاری و رعایت اهلیت در سپردن کارها و مناصب حکومتی به افراد.

    در زمان عثمان بسیاری از کارگزاران حکومت از میان افراد فاقد صلاحیت و شایستگی انتخاب شدند و همین امر مفاسد اداری و مالی بسیاری را در حکومت به وجود آورد،و کار بدان جا رسید که ناشایست ترین افراد به پست ها و مقامات حکومتی گماشته شدند.
    عثمان خویشاوندان خود را که نه تنها فاقد صالحیت که بدسابقه ترین اشخاص بودند،مقام و منزلت بخشید و بیت المال مسلمانان را در اختیار آنان قرار داد.پس از به قدرت رسیدن او،بسیاری از امویان که فاقد هرگونه شایستگی بودند به پست و مقام رسیدند و آن چنان دستگاه حکومتی را به فساد و تباهی کشیدند که فریاد اعتراض مردم بلند شد،لیکن او توجهی به اصلاح وضع موجود نداشت تا آن که مردم چاره ای جز قیام علیه او نیافتند.

    مفسده ی اساس دیگری که باعث خشم و غضب مردم می شد،مسئله ی بذل و بخشش های فروانی بود که عثمان به اقوام و خویشان خود داشت،از جمله این که:عثمان به دامادش، حارث بن حکم،برادر مروان،300000 درهم بخشید و علاوه بر این،شترهایی را که به عنوان زکات جمع آوری شده بودند و قطعه زمینی را که پیامبر صلی اللّه علیه و آله به عنوان صدقه،وقف مسلمانان کرده بود،به او داد.وی هم چنین 100000 درهم به سعید بن عاص بن امیه؛در یک بار 100000 درهم به مروان بن حکم؛200000 درهم به ابو سفیان؛32200000 درهم به طلحه؛ 59800000 درهم به زبیر؛500000 دینار به یعلی بن امیه و 2560000 دینار به عبد الرحمان بخشید و برای خود 30500000 درهم و 350000 دینار از بیت المال برداشت.



    این ها فقط نمونه ای از مفاسد اداری و اقتصادی است که در زمان عثمان به وجود آمد و آن گاه که حضرت علی علیه السّلام به درخواست مردم و اصرار بیش از حد آنان خلافت را پذیرفت،با انبوهی از این گونه مفاسد و انحرافات در سیستم اداری و حکومتی مواجه بود؛بنابراین آن حضرت برخرود با مفاسد اداری و اقتصادی را از نخستین روزهای خلافت و حکومت آغاز کرد؛ کارگزاران فاسد و نالایق را از کار برکنار کرد و اموال غارت شده ی بیت المال را بازگرداند.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۴/۰۲/۰۱ در ساعت ۲۳:۵۰ دلیل: .
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    امام علیه السّلام در دومین روز خلافت با صراحت به بخشی از سیاست اصلاحی خویش اشاره می کند و می فرماید:

    «الا ان کل قطیعة اقطعها عثمان،و کل مال اعطاه من مال اللّه فهو مردود فی بیت المال،فان الحق القدیم لا یبطله شیی ء،و لو وجدته و قد تزوّج به النساء و فرق به البلدان،لرددته الی حاله،فان فی العلد سعة و من ضاق عنه العدل فالجور عنه اضیق؛ بدانید هر زمینی را که عثمان بخشید و هر ثروتی را که از اموال خداوندی هدیه کرد،به بیت المال باز می گردد؛چرا که حقوق گذشته را چیزی از میان نبردو اگر این ثروت ها را بیابم در حالی که مهریه ی زنان شده یا در شهرها توزیع شده باشد، به جایگاهش باز گردانم،چرا که عدالت را گشایشی است و هر آن کس که عدالت برایش تنگ باشد،ستم بر او تنگ تر خواهد بود»
    (ری شهری،1379،ص 30).

    امام علیه السّلام در همین روز تأکید کرد که در بهره برداری از اموال عمومی،به هیچ کس امتیاز ویژه ای نخواهد داد و آنان که از طریق غصب اموال عمومی،ملک،آب،اسب های عالی و کنیزکان زیبا فراهم آورده اند،بدانند که علی همه ی آنها را مصادره خواهد کرد و به بیت المال باز خواهد گرداند.

    این سخنان برای کسانی که به استفاده ی بی حد و حساب از بیت المال عادت کرده بودند، بسیار سنگین و دلهره آورد بود،لیکن یک چیز آنها را تسکین می داد و آن این که احتمالا این سخنان شعاری بیش نیست و قابلیت اجرایی ندارد.
    این تصور آنان چندان دوام نیاورد،و در روز سوم خلافت،وقتی که مردم برای دریافت حقوق خود از بیت المال مراجعه کردند،امام علیه السّلام به عبید اللّه بن ابی رافع،کاتب خود فرمود:

    «ابدا بالمهاجرین فنادهم و اعط کل رجل ممن حضر ثلاثة دنانیر،ثم ثن بالانصار فافعل معهم مثل ذلک،و من یحضر من الناس کلهم الاحمر و الاسود فاصنع به مثل ذلک؛از مهاجران شروع کن و آنها را فرخوان و به هر نفر سه دینار بده؛آن گاه انصار را بخواه و همان گونه با آنها رفتار کن.هرکس که آمد،سیاه و قرمز،با وی همان گونه رفتار کن.»



    بزرگان قوم وقتی دیدند که طرح علی علیه السّلام برای مبارزه با مفاسد و تحقّق بخشیدن به عدالت اجتماعی شعار نیست و بسیار جدی و قاطعانه است،اعتراض و اشکال تراشی را آغاز کردند،اما آن حضرت در مقابل مخالفت ها و اعتراض ها کوتاه نیامد و تردید نکرد و با قاطعیت بیشتر بر ادامه ی اصلاحات تأکید کرد و فرمود:

    «و اللّه بقیت وس لمت لا قیمنهم علی المحجة البیضا؛به خدا سوگند،اگر بمانم و سالم باشم،آنان را بر راه روشن استوار خواهم داشت.»

    در مورد مبارزه با فساد استخدامی و برخورد با کارگزاران فاسد نیز مخالفت های بسیاری با آن حضرت صورت گرفت و مقاومت های فراوانی شد،لیکن هیچ کدام نتوانست تصمیم جدّی و قاطع ایشان در بمارزه با فساد را تغییر دهد و آن حضرت را از این کار منصرف نماید.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود