جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حدوث و قدم عالم از منظر ملاصدرا و حکمت متعالیه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    50
    حضور
    9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    88

    اشاره حدوث و قدم عالم از منظر ملاصدرا و حکمت متعالیه




    با سلام

    سوال بنده این بود که از منظر جناب صدرالمتالهین شیرازی و حکمت متعالیه ایشان ، جهان قدیم است یا حادث ؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۲/۰۶ در ساعت ۰۳:۴۸

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست





    حدوث و قدم عالم از منظر ملاصدرا و حکمت متعالیه








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    جمع بندی




    پرسش:
    از منظر جناب صدرالمتالهین شیرازی و حکمت متعالیه ایشان، جهان قدیم است یا حادث.؟


    پاسخ:
    موجوداتی که در عالم وجود دارند بر دو دسته اند.
    برخی از آن ها، قبل از موجود شدن، سابقه نبودن داشته اند. یعنی می توان برای آن ها زمانی را فرض کرد و در نظر گرفت ک در آن زمان، این موجود وجود نداشته است. خود ما و موجوداتی که پیرامون خود می بینیم از این قبیل است. همه ما روزی به دنیا آمده ایم و قبل از آن نبوده ایم.
    بنا بر این مطلب، قدیم زمانی نیز موجودی است که همیشه بوده است و نمی توان برای آن ابتدایی را در نظر گرفت. ابتدایی که ابتدای زمانی است و آن زمان اولین لحظه وجود یافتن آن موجود باشد.
    یعنی؛ حادث زمانی موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی باشد.
    قدیم زمانی موجودی است که وجودش مسبوق به عدم زمانی نباشد.(1)

    این مسئله تا زمان ملاصدرا، یکی از مهم ترین مواضع اختلاف بین فلاسفه و متکلمان بوده است.
    فلاسفه بر اساس دیدگاه های فلسفی خویش، خصوصا در باب علیّت معتقد بودند که عالم طبیعت قدیم زمانی است و در مقابل متکلمان معتقد به حدوث زمانی عالم بودند.

    با ظهور حکمت متعالیه و فیلسوف بزرگ این مکتب، جناب ملاصدرای شیرازی و با طرح نظریه حرکت جوهری، مسئله شکل دیگری به خود گرفت. به این معنا که یک نوع وفاق و جمع بین نظر این دو دسته از اندیشمندان ایجاد شد.

    توضیح اینکه: بر اساس حرکت جوهری، ذات و جوهره تمام موجودات عالم طبیعت یکسره در حال تحول و تغییر است.
    هر موجودی در هر لحظه به صورت جدیدی هست که در لحظه قبل نبوده است.
    زیرا جوهر هر موجودی، در لحظه قبل با حرکتی که در درونش روی داده است، تغییر کرده است و جوهر جدیدی شده است.
    بر این اساس، هر موجودی در عالم طبیعت تصور شود، در هر لحظه جدید است و بنا بر این در لحظه قبل نبوده است.
    به عبارت دیگر، هر لحظه که شما در نظر بگیرید، هر موجود مورد مطالعه در عالم طبیعت، مسبوق به عدم زمانی است.
    و این عینا حادث زمانی است که در تعریف بیان شد.(2)

    البته این پایان کار نیست. اگرچه اجزای عالم وقتی به صورت تک به تک نگاه می شود، هر یک حادث زمانی است به معنایی که گذشت، اما این امر مستلزم این نیست که کل عالم نیز حادث باشد.
    زیرا زمانی می توانید کل عالم را حادث بدانید که یک عالم دیگری باشد که در آن عالم زمان سریان داشته باشد، آنگاه کل عالم طبیعت را با آن عالم مقایسه کرده و بگوییم عالم طبیعت، حادث زمانی است و زمانی وجود دارد که در آن زمان، عالم طبیعت وجود نداشته است.(3)
    بنا بر این شما هیچ گاه نمی توانید برای عالم، نقطه آغازین پیدا کنید.
    از جمله دلایل دیگری که بر این امر می توان اقامه کرد این است که: وقتی می توان برای عالم ابتدای زمانی تصور کرد که زمانی را جدای از عالم طبیعت در نظر بگیریم و آن گاه کل عالم طبیعت را در قطعه ای از آن زمان در نظر بگیریم و بگوییم که مثلا عالم طبیعت از قطعه سوم از این زمان مورد نظر ایجاد شده است و از آن لحظه محقق شده است.
    حال آن که، زمان به هر معنایی که در عرف فلسفی تصور شود (زمان شبانه روزی یا زمان مختص به هر موجود یا اجزای زمانی و یا میزان حرکت)، جزیی از عالم است و جدای از آن نیست و نمی توان آن را قبل از وجود عالم تصور کرد.(4)

    از سوی دیگر، بر اساس مبانی فلسفی که فلاسفه در مسئله علیّت و ضرورت عِلیّ دارند، علت و معلول وجوب بالقیاس دارند و با توجه به وجوب بالقیاس، فرض وجود علت تامه بدون وجود معلولش امکان ندارد.
    یعنی هر گاه علیت یک علت تامه شد، معلول نیز موجود خواهد بود و فرض انفکاک بین آن ها معنا ندارد.(5)
    این بدان معناست که عالم ماده ازلی است و فرض ابتدای آن محال و نادرست است.

    ـــــــــــــــــ
    (1) بدایه الحکمه، ص147(علامه طباطبایی، قم، نشر اسلامی، 1422).
    (2) المشاعر، ص64( ملاصدرا، تهران، کتابخانه طهوری، 1363، چاپ دوم)؛ رساله فی الحدوث، ص48(ملاصدرا، تهران، بنیاد حکمت صدرا، 1378).
    (3) نهایه الحکمه، مرحله 8، فصل 3، ص209(علامه طباطبایی، قم، نشر اسلامی، 1422، چاپ شانزدهم)؛ تعلیقات بر نهایه الحکمه، ص288(مصباح یزدی، قم، موسسه در راه حق، 1405).
    (4) جوادی آملی، فلسفه صدرا، ج1، ص171و 172(قم، مرکز نشر اسرا).
    (5) نهایه الحکمه،مرحله 8، فصل 3، ص205-207.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۰۱/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    50
    حضور
    9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    88



    با سلام و تشکر بابت پاسخگویی شما بزرگوار

    پس نتیجه این میشود از نظر ملاصدرا جهان قدیم و ازلی است ؟

    درسته ؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط عروة الوثقی نمایش پست ها
    پس نتیجه این میشود از نظر ملاصدرا جهان قدیم و ازلی است ؟
    باسلام
    در این مورد، جناب صدرا خیلی مشخص نیست.
    هرچند بر اساس مجموع کلمات وی میتوان، قول به ازلیت عالم را به ایشان نسبت داد.

  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود