صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چشیدن محبت و عشق به خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288

    اشاره چشیدن محبت و عشق به خدا




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    سلام علیکم

    چند ماه پیش فشار بلاها به حدی رسید که قابل تحمل نبود و با صبر و گذشت زمان در اثر همان بلاها و چرخش روزگار و احساس چندین باره دریافت رحمت های پروردگار عاشق هو شدم .با عشق او بیدار شدم از گناهان بریدم از دنیا بریدم زندگی سراسر شده بود گذشتن از خود برای او ،همه چیز رویا بود و من در به در دنبال رسیدن به او بودم و افزایش عشقش.اکثر احساساتی که در کتب عرفان می خواندم را در خودم میدیدم . و تمام غم و ترسم دوری از او بود.
    خصوصا زمان اعزام به خدمت که رسید .
    پس از گذشت یکماه از خدمتم کم کم محبت رو به کاهش رفت تا الان که شش ماه گذشته و من به اوج نا امیدی از چشیدن یک ذره دیگر طعم محبتش رسیده ام، خیلی نا امیدم تازگی ها فهمیدم در این شش ماه نانی که میخوردم بیش تر از سهمیه ام بوده و کسی اصلا نگفته بود سهمیه نان شما این مقدار است یک دسته بزگ نان می اوردند که هفتاد درصدش هم اضافه می امد و خشک میشد.
    الان دچار حب دنیا و حرص شده ام نفسم افسار گسیخته فقط می خواهد بخورد سیر نمی شود.امیدی برای مبارزه با نفس ندارم.
    نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ا امیـدم نا امید.
    یعنی می شود اثار شش ماه حرام خوری پاک شود ومن دوباره طعم محبتش را بچشم.
    حد اقل قبل از محبت امید برای انجام کار خیر داشتم الان که دیگر نه بهشت برایم لذتی دارد و نه جهنم که می دانم بهتر است از این اتش از دست دادن یار . فقط ارزوی نابودی دارم و نه مرگ فقط ارزوی این که نیست شوم از هر دو جهان
    یا الله چه کنم؟
    محیط پادگان شلوغ و پر گناه
    نه زمان خلوتی هست نه مکان خلوتی برای تفکر ای کاش ... زمان برمیگشت به گذشته تا خدمت نمی رفتم
    بی انگیزه و بی هدف شدم: دیگر بالاترین درجه بهشت هم نمی تواند مرا تحریک برای کار خیر کند
    یا الله چه کنم؟

    کاش ایت ا... بهجت زنده بود .
    از کی بپرسم؟
    حتی جواب شما هم نمی تواند مرا ارام کند.


    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید



    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۳:۳۸

  2. صلوات ها 45


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست





    چشیدن محبت و عشق به خدا








    کارشناس بحث: استاد اویس


  5. صلوات ها 33


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,182
    حضور
    55 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30879




    اَلا یا اَیُّها الساقی اَدِر کأساً وَ ناولها



    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها


    به بوی نافه ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید

    زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها

    مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

    جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

    شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین هایل

    کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

    دوست خوبم ! ناله حزین فراقت را که از عمق دل بیدار شکسته ات بیرون آمد شنیدم. دردی که در عین آگاهی خبر از مهجوری و رنجوری می داد.
    برادرم! بدان که عاشق همواره در دریای مواج اسمای جمال و جلال الهی در انقلاب و دگرگونی است. گاه می زنند و گاه می نوازند گاهی می بُرند و گاه می بَرند گاه می نوشانند و گاه می جوشانند گاه آغاز گر کلامند و گاه خاموش از جواب. گاه سرچشمه رحمتند و گاه آتشفشان نقمت.
    گمان مبر عالمی بنا نموده اند مملو از آسایش و عافیت. مگر ندیدی که حق سبحانه و تعالی با اب البشر حضرت آدم که معلَّم به همه اسماء الله بود و مسجود ملائک چه کرد؟ مگر نخواندی آن را که مفتخر به خطاب احسن الخالقینش نمود چگونه به یک باره از بهشت انسش بیرون کرده و به جهنم دنیا هبوطش داد و به ندای «ا
    نی کنت من الظالمین» قرینش نمود؟!
    آری عمود خیمه عالم بر تیرک بلا و مصائب استوار است و در این جهان، جام از آن جانی است که پربلاتر باشد.

    اگر عمری را در مطالعه صحف زندگی اولیای الهی صرف نمایی سطری را پیدا نخواهی کرد که حاکی از آسایش و یک نواختی و رفاه دائمی حیاتشان باشد بلکه هر چه است رنجنامه ی بی پایانی است که از صدر خلقت از احوالات اولیاء الله منقوش است.



    نازپرورده تنعم نبرد راه به جای

    عاشقی شیوه‌ی رندان بلاکش باشد



    عشق اگر چه با یک جلوه رحمانی فراگیر گشته و همگان را می رباید اما با صد هزار جلوات ربانی نامحرمان خلوتگه راز را می زداید.
    آنان که در نگاه اول، عشق را صراطی هموار برای دست یابی به مطلوب انگاشتند دیری نپایید که در گردنه های راه از پای افتادند و از کمال نهایی بازماندند.
    اگر در صراط عشق قدم گرفته ای از همان آغاز بدان که مامون از مصائب نخواهی بود و دنیا با همه قوا و لشگر حقانی خود تو را به قتله گه عشق سوق خواهد داد تا عیار ارادتت را بیازماید و قدر معرفتت را بسنجد.


    چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود


    ندانستم که این دریا چه موج خون فشان باشد


    البته در نزد آنان که عالم را عشق آباد نامیده اند همان را که تو نقمت و شرارت می دانی همه نعمت و حلاوت باشد و آن را که تو غفلتکده می خوانی همه تجلی یار . نیش و نوش و جام زهر و مستی را معرفت و بینش تو میسازد وگرنه از الاهه خیر جز خیر برنیاید.
    اگر از پستی و بلندی این دنیای کشتی شکن به فغان آمدی و بلای طوفانش را برنمیتابی از سستی میخها و الوار کشتی ارادت و معرفت توست. پس برخیز و بر استواری حرکت و طی طریق خویش نقشی مردانه زن که سرعت گذر لحظه های عمر برجای مانده فرصت گله و شکایت و نا امیدی و توقف را از من و تو ربوده است.
    اگر امروز برنخیزی هرگز برنخیزی و اگر اکنون توشه برنگیری هرگز نگیری. بر سراب عمر دراز صدها ساله خود خیمه امید مزن که این نقش بر آب، بر آب نمی ماند. این عزرائیل است که بر زاویه پنهان تقدیر حیاتت کمین کرده است و بر سنت دیرینه خویش به ناگاه رسد.
    اگر باور نداری به قبرستان دیارت سری بزن و از واحسرتای خفتگان در آن نوایی شنو که امروز شنیدن به از فردا هم نوا گشتن است...






    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۴۳

  7. صلوات ها 44


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    عرفان و سير و سلوك- نقاشي
    نوشته
    70
    حضور
    1 روز 23 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    با سلام خدمت همه

    جناب اويس اين مساله اي كه ايشون گفتند مشكل من هم هست. گاهي اصلا نمي تونم از عبادت لذت ببرم و قلبم سراغ كارهاي روزمره است. هر چقدر هم سعي مي كنم اون حالت عشق و محبت به خدا رو تو خودم بوجود بيارم نمي شه كه نمي شه و اين باعث افسردگي و حتي عصبي بودنم مي شه. و انگار دارم بيشتر فرو مي رم. اگه براتون امكان داشته باشه مي شه راههاي عملي براي دوام ارتباط عاشقانه با خدا رو بفرماييد. پيشاپيش ممنون از زحمتي كه مي كشين.

    چه نمازي است؟ كز آن ميرود ايمان يتيم ، ديده بگشا و ببين حال پريشان يتيم
    چه نمازي؟ به سحر خواندي و در شامگهان، در اشكي است فراورده چشمان يتيم

  9. صلوات ها 30


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    ببخشید که وارد بحث میشم امروز که بیدار شدم میخواستم بیام و اینجا و این حرف و بزنم اما گفتم خود به خود حل میشه که اومدم اینجا. نمیدونم که این حرفا رو میزنم درسته یا اشتباه.
       
       
    من چند وقته که تو زندگیم دچار تغییراتی میشم که برای من بزرگ و استرس زا و گاهی غیر قابل باور شاید غیر قابل تحمل باشه. این موارد باعث شده که از نظر جسمی کمی افسرده بشم یا کمی عصبی بشم و گاهی احساس ضعف و .. من آدم مذهبی در حد حجابی که موهام یا بدنم بیرون نیاد و نماز هام و بخونم و روزه هامو بگیرم سعی کنم غیبت نکنم بودم. این شرایط جسمی که ناشی از استرس بوده باعث شد نتونم روزه بگیرم چند تا دکتر گفتن نباید بگیری. و حالت سستی که صبح زود بیدار شدن دارم باعث میشه نمازهای صبحم قضا میشد و از طرفی از لحاظ حجاب ضعیف تر شدم با اینکه اعتقاد دارم اما گاهی رعایت نمی کنم. و امروز صبح که از خواب بیدار شدم یه چیزایی تو فکرم اومد که تا به حال وجود نداشت مثل اینکه خدا چه شکلی هست چه جوری هست اون با ما انسان ها فرق داره و از ما دوره چطور باهاش حرف بزنیم چطور موجودیه واقعا چرا باید به ما توجه کنه و .. از این حرف های الکی که از خودم شرمنده شدم. بااینکه بیشتر وقت ها باهاش درد و دل می کنم و دیدم که چقدر بهم لطف داشته. گاهی هم حس می کنم که قراره به زودی بمیرم.



  11. صلوات ها 29


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,182
    حضور
    55 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30879



    نقل قول نوشته اصلی توسط Asal Masal نمایش پست ها
    با سلام خدمت همه

    جناب اويس اين مساله اي كه ايشون گفتند مشكل من هم هست. گاهي اصلا نمي تونم از عبادت لذت ببرم و قلبم سراغ كارهاي روزمره است. هر چقدر هم سعي مي كنم اون حالت عشق و محبت به خدا رو تو خودم بوجود بيارم نمي شه كه نمي شه و اين باعث افسردگي و حتي عصبي بودنم مي شه. و انگار دارم بيشتر فرو مي رم. اگه براتون امكان داشته باشه مي شه راههاي عملي براي دوام ارتباط عاشقانه با خدا رو بفرماييد. پيشاپيش ممنون از زحمتي كه مي كشين.
    با عرض سلام خدمت شما خواهر گرامی و با تشکر از سوال و وقتی که در این انجمن برای خواندن پستها صرف می کنید.

    برقراری ارتباطی عاشقانه با خداوند ثمره ی مجموعه ای از تلاشها و کوششهای انسان در مسیر تعالی و خوسازی است که مهمترین آنها را برایتان بر می شمارم.

    1- در طول روز مراقبت بسیار نمایید و از انجام کارهایی که در آنها رایحه ای از نافرمانی خداوند دیده می شود به شدت پرهیز نمایید. اموری چون ناروا دیدن و ناروا شنیدن و ناروا گفتن مهمترین دلیل بی حالی انسان در هنگام عبادت است. در کشوری که اساسا مردمان آن بی دین هستند مراقبت از چشم و گوش و زبان دقت بیشتری میطلبد و این مساله برای شما که در ترکیه زندگی می کنید اهمیت فراوان تری دارد.

    2- از معاشرت با دوستان نا اهل به شدت دوری نمایید.

    3- سعی کنید با افرادی همسخن شوید که شما را در بندگی و اطاعت خداوند کمک می کنند. الحمدلله پیشرفت تکنولوژی در دنیای امروز موجب شده فاصله های مکانی مانع از هم صحبتی با دوستان مومن نشده و عذر ناشی از زندگی در کشورهای بیگانه و غریب را برطرف سازد.

    4- از برقراری هر نوع رابطه ای با نامحرم اعم از حضوری و تلفنی و پیامکی ضرورتا پرهیز نمایید. ارتباط با نامحرم تخم اصلی بسیاری از ناکامیهای مادی و معنوی انسان است.

    5- به نماز اول وقت اهتمام بسیاری داشته باشید.

    6-در طول روز سعی کنید حداقل یک ساعت سخنرانی مذهبی و اخلاقی گوش دهید.

    7- اشتغالات خود را در طول روز کمتر کنید و ساعتی را به مطالعه کتب مذهبی اختصاص دهید تا بینش و معرفت شما را به خودشناسی افزایش دهد.

    8-از دیدن برنامه های بی اساس تلوزیون به شدت دوری کنید.

    9- برنامه ریزی جامعی برای درسهای خود داشته باشید.

    10-در جاهایی که خلوت تر است از حضور خداوند بیشتر بترسید و حریم نگه دارید.

    11-حتما در طول روز دقایقی را به خواندن قرآن کریم و توجه در معانی ان اختصاص دهید.

    12- شبها قبل از خواب حداقل 15 دقیقه در اتاقی تاریک و خلوت بنشیندید و به کارهایی که در طول روز انجام دادید و نباید می دادید ویا باید انجام میدادید و ندادید فکر کنید.

    13- توسل به ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها تاثیر شگرفی در تقویت رابطه عاشقانه با خداوند دارند.

    14- بخشش افرادی که به شما ظلم کرده و حقتان را ضایع ساخته اند نیز تاثیر فراوانی در مداومت دوستی شما با خداوند خواهد داشت.

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۵:۱۶

  13. صلوات ها 40


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    مشاوره و تحقیقات
    نوشته
    188
    حضور
    2 روز 3 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1453



    قبل از هرچیز اعمال خوب و بد روزتان را بسنجید دم سحر برین توی یه اتاق تاریک و سجده کنید و گناهان و کارهایتان را به یاد بیاورید و همه رامجسم کنید و انقدر استغفرالله ربی و اتوب علیه بگویید تا اشکتان جاری شود وقتی اینطور شد ...دلتان ارام می شود ان وقت است که تازه وارد باب عشق الله شده اید ...قدم های بعدتر سخت ولی بسیار شیرین می شود.
    یا مولاه یا فاطمه الزهرا(س) ...اغیثینی

  15. صلوات ها 22


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    798
    حضور
    30 روز 13 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2612



    یا هو

    سلام

    بنده که خیلی به ندرت عشق به خدارو احساس میکنم .... مثلا درست زمانی که تو شرایط بدی گیر کردم و هیچ راهی نیست و یهو معجزه میشه ...

    یا مثلا وقتی کتابی رو میخونم و در مورد شدت محبت خداوند به انسان رو میبینم گریم میگیره

    واقعا دوست دارم همیشه این حالات روحی رو داشته باشم ..............البته اکثرا ارامش دارم ولی عاشق خدا بودن با داشتن ارامش فرق داره
    الهی :
    مرا از غیر خودت , سخت ناامید گردان

  17. صلوات ها 19


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    203
    حضور
    7 روز 21 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    ببخشید که وارد بحث میشم امروز که بیدار شدم میخواستم بیام و اینجا و این حرف و بزنم اما گفتم خود به خود حل میشه که اومدم اینجا. نمیدونم که این حرفا رو میزنم درسته یا اشتباه.
       
       
    من چند وقته که تو زندگیم دچار تغییراتی میشم که برای من بزرگ و استرس زا و گاهی غیر قابل باور شاید غیر قابل تحمل باشه. این موارد باعث شده که از نظر جسمی کمی افسرده بشم یا کمی عصبی بشم و گاهی احساس ضعف و .. من آدم مذهبی در حد حجابی که موهام یا بدنم بیرون نیاد و نماز هام و بخونم و روزه هامو بگیرم سعی کنم غیبت نکنم بودم. این شرایط جسمی که ناشی از استرس بوده باعث شد نتونم روزه بگیرم چند تا دکتر گفتن نباید بگیری. و حالت سستی که صبح زود بیدار شدن دارم باعث میشه نمازهای صبحم قضا میشد و از طرفی از لحاظ حجاب ضعیف تر شدم با اینکه اعتقاد دارم اما گاهی رعایت نمی کنم. و امروز صبح که از خواب بیدار شدم یه چیزایی تو فکرم اومد که تا به حال وجود نداشت مثل اینکه خدا چه شکلی هست چه جوری هست اون با ما انسان ها فرق داره و از ما دوره چطور باهاش حرف بزنیم چطور موجودیه واقعا چرا باید به ما توجه کنه و .. از این حرف های الکی که از خودم شرمنده شدم. بااینکه بیشتر وقت ها باهاش درد و دل می کنم و دیدم که چقدر بهم لطف داشته. گاهی هم حس می کنم که قراره به زودی بمیرم.
    سلام دوست عزیز

    اول از خدا براتون آرزوی تن درستی و سلامتی کامل دارم

    بانوی گرامی به یاد داشته باشید که برای رسیدن به درجه معنوی بندگی و تقرب به خدای بزرگ باید تنی سالم داشته باشید.....پس حتما در امانتی که خدا به ما داده کوشا باشید و سعی کنید حتما سلامتی کامل خودتون رو به دست بیاورید

    عقل سالم در بدن سالم ........--->مطمئن باشید هرچقدر بدن شما ضعیف و ناتوان باشه این در فکر و کارهای شما تاثیر زیادی دارد.


    و اما سوالاتی که برای شما پیش میاد به نظر بنده خیلی عادیه:

    بهتره دنبال جواب هاش باشید، برای دین و شناخت پروردگارتون قدم بردارید که این مسئله در تقویت دین و ایمان شما تاثیر کمی ندارد.

    البته این هم بگم ما انسان ها میتوانیم در صفات خداوند تحقیق کنیم تا اونهارو در خودمان تقویت کنیم نه خود خداوند.

    التماس دعا بانو.

  19. صلوات ها 18


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,391
    حضور
    378 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    13852



    من راه حل خیلی بی زحمت و راحتی بلدم که خیلی زود نتیجه می گیرید و خودتون هم باورتون نمیشه که چقدر راحت با خدا دوست میشید..
    .
    ولی به دلایلی راه حلم رو نمیگم..

    تولدی دوباره



  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۱/۱۸, ۱۶:۵۵ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود