جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از سقیفه تا کربلا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    340
    حضور
    2 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    476

    مطلب از سقیفه تا کربلا




    بسم الله الرحمن الرحیم


    در این نوشتار نگاهی اجمالی داریم به پیدایش سقیفه و توابع آن تا کربلا و....

    اختلافات بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
    قال الله تبارک وتعالی ولوشاء ربک لجعل الناس امه واحده و لایزالون مختلفین 118 الا من رحم ربک و لذلک خلقهم و تمت کلمه ربک لأملان جهنم من الجنه والناس اجمعین سوره مبارکه هود آیه 119
    فصل 1
    بدان بدرستی که سبب اختلاف در مذاهب و ادیان فقط حسدی است که افراد بشر برای صاحبان فضایل و نعمت دارند در حالی که مطابعت می کنند ابلیس ملعون را هنگامی که حسد برد بر ادم علیه السلام و تبعیت می کنند قابیل ملعون را در هنگامی که حسادت ورزید به هابیل علیه السلام
    پس هیچ نبی ای و هیچ ولی ای نبود الا اینکه در زمان خودش جماعتی از مردم حسادت می ورزیدند به او و اذیت می کردند اورا و مانع تراشی می کردند برای او و آنچه که اراده داشت از هدایت و ارشاد و همینطور جاری شد سنت الهی:
    أم یحسدون الناس علی ما اتئهم الله من فضله فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب والحکمه و الملک عظیما فمنهم من آمن به و منهم عن سد عنه و کفا بجهنم سعیرا سوره مبارکه نساء آیات شریفه 54 و55
    وقال الله تبارک و تعالی
    فان کذبوک فقد کذب رسل من قبلک سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه 184
    ثم أرسلنا رسلنا تتری کل ما جاء هم رسول کذبوا
    و آیاتی دیگری که به همین معناست
    و به تحقیق بودند اطراف پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم جماعتی از منافقین که مردوا علی النفاق واین که اظهار اسلام می کردند برای پیامبر گروهی از انها بخاطر ترس از شمشیر و گروهی بخاطر طمع در ریاست و سلطنت بعد از او
    و هرانچه نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم زیاد می کرد در تشریف امیرالمومنین علیه السلام و اکرام او و اظهار فضیلت او و استحقاق او برای منصب خلافت و امامت بعد از خود ( بواسطه وحی الهی و امر الهی ) زیاد می کردند برای پیامبر و امیرالمومنین بغضشان را و برای خدای تعالی عداوتشان را و زیاد میشد در قلوبشان مرض ونفاق سپس انکار کردند آنچه را می دانستند و تبدیل کردند آنچه شنیده بودند و انکار کردند آنچه ثابت شده بود بر گردنشان از حق امیرالمومنین علیه السلام و ادعا کردند به ناحق ریاست بر مردم را بدون هدایت و آگاهی و بدون علم وفضلی بلکه به واسطه حیله ها و خدعه ها و ...........قالوا آمنا بافواههم و لم تومن قلو بهم .
    دلیل این مطلب برپا کردن بیعت در سقیفه و ماادرئک ماالسقیفه
    اعراض کردند از غسل دادن رسول الله و تکفین و دفن آن حضرت ومشغول شدن به مقدمات ریاست و تهییج کسانی که حقد و کینه داشتند با امیرالمومنین علیه السلام و علت اسلام آوردنشان ترس از شمشیر آن حضرت بود بعد از آنکه کشته بود امیرالمومنین ابناء و.آباء ایشان را در جنگ های مختلف و امور منکره شنیعه فاضحه ای که ذکر ان می آید .
    و در مورد اینها خداوند تبارک وتعالی فرمود و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الاخر و ماهم بمومنین 8 یخادعون الله والذین آمنوا و مایخدعون الا أنفسهم و مایشعرون9 فی قلوبهم مرضا ً ولهم عذاب بما کانوا یکذبون ..... و ادامه آیات
    سوره مبارکه بقره
    در تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند این آیات در مورد اولی و دومی و اتباعشان هست هنگامی که سلام کردند به علی علیه السلام به امیرالمومنینی در غدیر خم
    التفسیر صفحه 55 ذیل آیه شریفه
    و قال الله عزوجل أم حسب الذین فی قلوبهم مرض أن لن یخرج الله أضغانهم و لو شاء لارینا کم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فی لحن القول والله یعلم أعمالکم
    سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم آیات شریفه 29 و30
    وقال الله عزوجل و جعلنا أئمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون آیه 41 سوره مبارکه قصص
    وأتبعناهم فی هذه الدنیا لعنة و یوم القیامة هم من المقبوحین سوره مبارکه قصص آیه شریفه 42
    ومن أظلم ممن افتری علی الله کذبا اولئک یعرضون علی ربهم و یقول الأشهاد هولاء الذین کذبوا علی ربهم الا لعنه الله علی الظالمین 18 الذین یصدون عن سبیل الله و یبفونه عوجا وهم بالاخرة هم کافرون 19 سوره مبارکه هود
    ابن عباس گفت سبیل الله در این موضع علی ابن ابیطالب علیه السلام است و هنگامی که نازل شد آیه شریفه واتقوفتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة وعلم إن الله شدید العقاب آیه شریفه 25 سوره مبارکه انفال
    نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم من ظلم علی مقعدی هذه بعد وفاتی و فکانما جهد نبوتی و نبوت انبیاء قبلی مجمع البیان جلد 4 صفحه 534
    و در کتاب احتجاج طبرسی از اصبغ بن نباته گوید ایستاده بودم خدمت امیرالمومنین علیه السلام در روز جنگ جمل پس شخصی آمد خدمت امیرالمومنین علیه السلام و گفت یا امیرالمومنین قوم مقابل تکبیر می گویند و ما هم تکبیر و تهلیل و لااله الا الله و ما هم می گوییم و نماز می خوانیم و ما هم نماز می خوانیم پس برای چه با آنها جنگ می کنیم .
    امیرالمومنین علیه السلام فرمود بر آنچه که لازم کرده از خداوند عز ذکره در کتابش عرض کرده یا امیرالمومنین تمام آنچه در قران نازل شده من نمی دانم به من یاد بدهید مولا علیه السلام خدا در سوره بقره عرض کرد یا امیرالمومنین تمام آنچه در سوره بقره نازل شده است نمی دانم پس حضرت فرمود این آیه
    تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینهم عیسی بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس و لو شاء الله ما اقتتل الذین من بعدهم من بعد ما جاء تهم البینات و لکن اختلفوا فمنهم من آمنه و منهم من کفر و لو شاء الله ما اقتتلوا و لکن الله یفعل مایرید سوره مبارکه بقره آیه شریفه 253
    فرمود فنحن الذین امنا و هم الذین کفروا
    پس آن مرد گفت کفرالقوم و رب الکعبه ثم حمل فقاتل حتی قتل
    پس حمله نمود تا شهید شد
    احتجاج جلد یک 249
    و روایت کرد حمیدی از اهل تسنن در کتاب الجمع بین صحیحین در حدیث اول از افراد مسلم از مسند حذیفه یمانی تا اینکه گفت
    و لکن خذیفه خبر داد مرا از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که حضرت فرمود در اصحاب من دوازده منافق هستند هشت نفر از آنها داخل نمی شوند تا اینکه داخل بشود شتر در سوراخ سوزن خیاطی و أربعه لا احفظ ما قال شعبه فیهم
    مسلم کتاب صفة المنافقین جلد 17 صفحه 124
    باز حمیدی نقل کرد به سندش که پیامبر فرمود وارد می شوند بر من در کنار حوض کسانی از امتم پس مانع می شوند انها را از من پس می گویند:
    یا رب اصحابی انک لا علم لک بما احدثوا بعدک انهم ارتدوا علی ادبارهم قهقرا
    بخاری کتاب الرقاق جلد 8 صفحه 150 و روایت در این باب درکتب عامه بسیار است و به تحقیق خبر داد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به وقوع فته و اختلاف آراء بعد از او و وصیت کرد عمار وابن عباس و غیر اینها را به سلوک وادی علی و اگر چه انفرد به و سلک الناس جمیعا غیره به تحقیق روایت شده که در این روایت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که متفرق شد امت موسی بر هفتاد یک فرقه همه آنها در جهنمند الا یک گروه و آنکه تبعیت کرد وصی موسی یوشع را و گروه گروه شد امت عیسی بر هفتا دو دو فرقه تمامی در جهنمند الا گروه واحدی که تبیعت کردند وصیش شمعون را و به تحقیق گروه گروه می شوند امت من بر هفتاد سه فرقه الا یک گروه که تبعیت کند وصیم علی علیه السلام را بحار جلد بیست وهشت صفحه بیست چهار و در صحیح ترمزی هم شبیه آن امده این روایت از تسنن هم امده ترمزی کتاب ایمان باب 18 جلد 5 صفحه 26 و آنچه به ذهن میرسد مراد از سبعین کثرت است یعنی امت های افترقوا فرقا کثیره هالک فواحده الناجیه و ....
    اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
    یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
    قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
    ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
    ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
    ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
    وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
    اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
    قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلمان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی المی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
    قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله
    قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
    قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین فیض اعلی الله مقمه الشریف
    ج: ********از سقیفه تا کربلا *********

    اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
    شرح ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 413
    امیرالمومنین علیه السلام فرمود خدایا طلب می کنم از تو بر علیه قریش بدرستی که اینها پنهان کردند برای رسولت انواع شر و غدر پس عاجز شدند از انها وتو فاصله شدی بین آنها و حضرتش بعد تمامی آن مطالب بر من وارد شد و .........
    یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
    قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
    ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
    ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
    ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
    وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
    اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
    جلد 20 صفحه 298و299 کلمه 414
    شخصی به امیرالمومنین عرض کرد یا علی ایا نمی بینی که اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرزند پسری داشت و به رشد می رسید آیا عرب تسلیم امر او می شد ؟
    حضرت فرمود نه بلکه می کشتند او را اگر نمی کرد آنچه را من انجام دادم بدرستی که عر ب کراهت داشت نبوت حضرتش را و حساد ت می ورزید بر او و قذف کرد به زوجه او (ماریه قبطیه ) و ناقه او را رم دادند و در زمان حیاتش جمع شدند بر اینکه خلافت را از اهل بیت او بعد از موت او برگردانند و اگر نبود این که اسم او را نردبان و وسیله قرار دادند برای ریاست و حکومت یک روز هم بعد از او اظهار توحید نمی کردند .....
    قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی
    ابن ابی الحدید جلد 20 صفجه 326 کلمه 736
    اگر جمع شدند بر تو قیام کن و حق خود را بگیر و الا صبر کن
    اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی الامی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
    ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 734
    امام قسم به ان کسی که فلق الحبه شکافت دانه را و براالنسمه . بدرستی که عهد پیامبر با من این است که امت بعد از من امت با تو غدر میکنند و پیمان شکنی میکنند .
    قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله


    قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
    قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین
    ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 735 و جلد 11 صفحه 113
    هنگامی که موذن اذان می گفت و شهادت به رسالت خاتم داد حضرت فرمود به فاطمه سلام الله علیها آیا دوست داری که این ندا از بین برود فاطمه سلام الله علیها فرمود ند نه
    علت صبرمان و خانه نشینی من همین است

    ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 733
    کنت فی ایام رسول الله صلی الله علیه واله وسلم کجزء رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ینظر الی الناس کما ینظر الی الکواکب فی افق السماء ثم غصی الدهر منی فقرن بی فلان و فلان
    ثم قرنت بخمسة امثلهم عثمان فقلت و اذفراه
    ثم لم یرض الدهر لی بذلک حتی ارذلنی فجعلنی نظیرا لابن هند و ابن النابغه لقد استنت الخصال حتی القری

    در ایام پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم مثل جزئی از رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بودم ومردم به من نگاه می کردنند مثل اینکه کوکبی را در اسمان نگاه می کردنند سپس روزگار ............تا با مثل عثمان .......
    تا اینکه با ابن هند ونابغه ............. جلد 20 ص 326
    امیر المومنین علیه السلام فرمودند
    حتی اذا قبض الله رسوله رجع قوم علی اعقاب
    هنگامی که پیامبر به شهاد ت رسید رجوع کردند قومی بر همان جاهلیت
    قسمتی از خطبه 150 نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 132 الی 137 توجیهات نامناسبی دارد

    اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم قطع رحمی و صغر عظیم منزلتی
    نهج البلاغه خطبه 179 و 217
    و قد قال قائل انک علی هذا الامر یابن ابی طالب بحریص فقلت له بل انتم والله لاحرص و أبعد و أنا أخص بأقرب
    خطبه 173
    ابن ابی الحدید گوید :
    وأعلم أنه قد تواترت الخبار عنه علیه السلام بنحو من هذا القول نحو قوله (مازلت مظلوما منذ قبض اله رسوله حتی یوم الناس هذا )
    اللهم أخز قریشا بانها منعتنی حقی و غصبتنی امری
    وقوله : فجزی قریشا عنی الحوازی فانهم ظلمونی حقی , واغتصبونی سلطان ابن امی

    وقوله: وقد سمع صارخا یانادی : قلم فلنصرخ معا فانی مزلت مظلوما

    وقوله : و انه لیعلم أن محلی منها محل القطب من الرحی

    وقوله :أری تراثی نهبا

    وقوله :أصغیا بانائنا و حملا الناس علی رقابنا

    وقوله: إن لنا حقاإن نعطه ناأ0ذه , و إن نمنعه نرکب أعجاز البل ؛ و إن طال السری

    وقوله :مازلت مستاثرا علی مدفوع عما استحقه و استوجیه
    ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 306 و307 ذیل خطبه 173
    ابن ابی الحدید در جلد 4 صفحه 106 گوید هنگامی که وجود مقدس علی علیه السلام خطبه می خواند عربی فریاد زد وا مظلمتا و دادخواهی کرد امیرالمومنین علیه السلام او را پیش خود خواند و فرمود به تو ظلم واحدی شده اما به من به عدد ریگ های بیابان و کرکها و موهای بدن حیوانات به من ظلم شده است . درجلد 10 صفحه 288 کلماتی نقل می کند از شکوه های امیرالمومنین علیه السلام


    وهوالعلی العظیم
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء از سقیفه تا کربلا از سقیفه تا کربلا از سقیفه تا کربلا از سقیفه تا کربلا

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۱/۲۱ در ساعت ۱۵:۳۱

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود