صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشکلات تحصیلی یک دانشجوی دکترا !!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621

    مشکلات تحصیلی یک دانشجوی دکترا !!!




    مقایسه یک دانشجوی دکتری سال چهارم داخل کشور و یک دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور







    تمام اطلاعات مربوط به دنیای واقعی هستند و از روی موارد واقعی و به روز تهیه شده اند. تاکید می کنم که تمام آیتم ها از موارد حقیقی برگرفته شده اند.



    زندگی دانشجوی دکتری سال سوم خارج از کشور:



    ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب



    ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق شخصی خود در دانشکده اش (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد)



    ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 5 ساعت تحقیق مفید و بدون اینترآپت برای مدت یک سال یک تز عالی را در پی خواهد داشت)


    ساعت 11:00 دیدار روزانه با استاد راهنما و مشاور (حسب مورد)(ایشان لازم نیست که برای دیدار استادشان با منت از او وقت بگیرد و دیدار با استاد کاری نرمال و روتین است)


    ساعت 13:00 پایان کارها و ارسال ایمیل کارهای روزانه و نتایج تحقیقات تا کنون برای استاد راهنما ساعت 13 الی 14 نهار و استراحت


    ساعت 14:30 بازگشت به خانه و گرفتن یک دوش


    ساعت 14:30 تا 19:30 دیدار و گشت زدن با دوستان


    19:30 الی 20 بازگشت به خانه.


    20:00 الی 21:00 تلویزیون و سریال محبوب اش.


    21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است.


    زندگی یک دانشجوی دکتری داخل ایران


    ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب


    ساعت 7:30 تا 8:30 در ترافیک رسالت- حکمت- چمران


    ساعت 8:30 منتظر ماندن برای تشکیل جلسه گروه برای تصویب پروپوزال دکتری، که بعد از ششمین بار پیاپی کنسل شد.


    ساعت 9:30 مراجعه به سایت برای جستجو در بانک مقالات که بعد از نیم ساعت جستجو و به روز نبودن بانک مقالات و وصل نشدن درست زمانی که به مقالات مورد نظر دسترسی پیدا می کند ساعت 10 می شود کارگاه اموزش در سایت برگزار می شود و باید بلند شود و برود بیرون. قبل از رفتن می خواهد فایل هایب دانلود شده را روی فلشش بریزد که می بیند کامپیوتر مورد نظر پورت فلش اش خراب است. (توضیح اینکه دانشکده مورد نظر با اینکه ایشان دانشجوی سال آخر دکتری است هنوز به ایشان نه یک اتاق داده است و نه حتی یک کمد)


    ساعت 10:30 مراجعه به بخش معاونت دانشجویی و پژوهشی برای پرسیدن در مورد خبری که در روزنامه ها زده اند: اعطای پژوهانه به دانشجویان دکتری! جواب این است: لبخند استهزاء بر لبان مسوولین.


    ساعت 11:15 بازگشت به سمت دفتر کار استاد راهنما که با ایشان قرار گذاشته است. سه نفر در دفتر کار استاد محترم هستند که دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس هستند (وقتی که دانشگده ها بدون توجه به ظرفیت دانشجو می گیرند و استاد جوان هم نمی گیرند، سرانه دانشجو به استاد می شود 100 نفر و معلوم است که در این وسط سر دانشجوی دکتری بی کلاه می ماند.


    ساعت 12: رفتن به سلف سرویس دانشگاه، خوردن کبابی که بیرونش سوخته است و درونش خام.


    ساعت 12:30 رفتن به مسجد دانشگاه، این قسمت شیرین ترین و آرامش بخش ترین قسمت زندگی یک دانشجوی دکتری است. بعد از نماز، دق دلش با لعنت بر برخی از اساتید زورگوی بی سواد پرمدعا نزد خداوند خالی می کند و بعد هم از خداوند صبر می خواهد و تعجیل در فارغ التحصیلی


    ساعت 13:00 بازگشت به محل کار (دست از پا درازتر) برای در آوردن یک لقمه نان حلال برای خودش و زندگی آینده اش. چون نه دانشگاه پولی می دهد و نه حمایت خانواده تکاپوی هزینه ها را می کند و نه پول حل تمرینی و دستیار پژوهشی بودن مشکلی را حل می کند.


    ساعت 13:00 تا 13:45 ترافیک دانشگاه تا محل کار


    ساعت 13:45 تا 14:15 دل درد ناشی از کباب کوبیده امروز


    ساعت 14:15 تا 16:00 کار روی یک پروژه با ساعتی 5 هزار تومان ساعتی، کار روی پروژه ای که می داند در این مملکت انجام نمی شود و می داند که دردی از مملکت دوا نمی شود و فقط آن را انجام می دهد: برای یک مشت دلار.


    ساعت 16:00 تلفن زنگ می زند و به او می گویند که فلان استاد فلان درس را ارایه کرده است اما نمی تواند ارایه کند لذا باید بیایی به جای ایشان درس بدهی. اما نه در سوابق دانشگاه نوشته می شود و نه وضعیت درآمدی اش معلوم است و نمره پایان ترم هم دست او نیست. خُب قبول می کند حداقل برای کسب تجربه و رزومه اش بد نیست. قبول می کند که به جای کس دیگری درس بدهد نه حقوق بگیرد و نه به نامش ثبت شود.


    ساعت 16:15 بازگشت به کار تا 17:30


    ساعت 17:30 بازگشت به خانه ترافیک کردستان، حکیم، رسالت.


    ساعت 18:45 رسیدن به خانه


    ساعت 19:00 شنیدن اخبار وقایع بعد از انتخابات .


    ساعت 19:30: ورق زدن چند صفحه کتاب، چت کردن، ایمیل زدن به تمام رفقایی که اکنون خارج کشور هستند و زنده شدن حسرت اینکه چرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور نرفت


    ساعت 20:30 خوردن شام


    ساعت 21: نگاه کردن ناامیدانه به سریال تلویزیونی مزخزف کبری 11


    ساعت 22: آماده شدن برای خواب


    حالا مقایسه کنید: دانشجوی خارج نشین هم درس اش را می خواند هم دغدغه اساسی ندارد و هم در آرامش در یک مسیر روتین پروپوزالش تصویب می شود و سه ساله دکترایش را می گیرد (اطلاعات واقعی است) و حتما هم لازم نیست که مقاله آی اس آی داشته باشد.
    دانشجوی ایران نشین! بعد از گذراندن دوره آموزشی با عده ای استاد .... یکسال (در برخی موارد پیش از یک سال) باید در پیچ و خم های تصویب پروپوزال رساله دکتری بماند و دوره دکترایش شش ساله شود. هم سه سال را از دست می دهد و هم سی سال پیر و فرسوده و خشمگین می شود.

    این نظر را هم اضافه می کنم بخاطر اهمیت و صداقت آن:

    آقا من نمی دونم این اطلاعات درباره دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور رو کی به شما داده! من که خودم دانشجوی سال سوم در آلمان هستم و دیگر دوستانم در سراسر اروپا و آمریکا تجربه کاملا متفاوتی داریم:

    ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق خود در دانشکده اش که معمولا با چند نفر دیگر باید share کند (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد)

    ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 10 ساعت تحقیق)


    ساعت 13:00 نهار و استراحت

    ساعت 13:30 بازگشت به اتاق

    ساعت 13:30 تا 19:30 مجددا کار روی پروژه

    19:30 الی 20:30 فرستادن ایمیل، دنبال کردن اخبار ایران، اعصاب داغان بخاطر خبرهای همیشه بد از ایران و اینکه هیچ غلطی نمی تونه بکنه


    20:30 الی 21:00 بازگشت به خانه. از فرط خستگی نمی داند چه غلطی بکند

    21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است در حالیکه دلش برای ایران یک ذره شده است و بیشتر دوستها و فامیلش تو ایران هستند. همش یاد خاطرات قدیمی است.

    در ضمن دیدار با استاد هم معمولا هفته ای یک یا دوبار است بجز شرایط بخصوص
    در ضمن باید درس هم بدهد. ممکن است استاد بدون پیش زمینه از او بخواهد که بجای او در یک کلاس تدریس کند.

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  2. صلوات ها 26


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    با تشکر از شما اما بیایید علت این تفاوت های را بررسی کنیم و راهکارهای برای کاهش این تفاوت ها و نظم پذیری بیشتر دانشجویان ارایه کنیم با تشکر

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    سلام جناب امیدوار ممنون از عنایت شما
    به نظر می یاد که عوامل زیادی دست به دست هم می دن تا این شرایط برای یک دانشجو پیش بیاد ، و خیلی از مسائل هست که با حل شدن آنها مشکل دانشجو نیز تا حدی حل خواهد شد .....

    اولین مسئله ای که دانشجو با آن مواجه هست ، عدم آشنایی با مدیریت زمان به صورت کاربردی نه به صورت شعار گونه
    و اولین مهارتی که یک دانشجو و به طور عام یک انسان باید یاد بگیره مدیریت زمان هست....
    بر این اساس، این دوره ی یادگیری باید به طور گسترده در بین همه ی مردم با استانداردهای لازم و همیچنین به صورت عملی و کاربردی و قابل دسترس از نظر اقتصادی باید برگزار گردد.... تا مردم علاوه بر آشنایی با ارزش زمان ، با چگونگی استفاده از آن و برنامه ریزی آن آشنا بشن و به گونه ای باشد که ملکه ذهن مردم بشه ......
    علاوه بر کلاسهای حضوری ، مدیریت زمان و نظم داشتن در زمان رو می توان در برنامه های رسانه ی جمعی ، در سریالها و برنامه کودک و نوجوان ، برنامه های مختص جوانان و ..... به صورت عملی به نمایش گذاشت تا شخص علاوه بر مشاهده فیلم و برنامه ی دلخواه خودش ، با مقوله مدیریت زمان به صورت عملی و کاربردی آشنا بشه

    ویرایش توسط حرم امن الهی : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۵:۰۸
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1154



    اين مشکلي است که من و بسياري از دانشجويان باهاش درگيريم...مديريت زمان
    اما نميشه همه تقصير ها رو گردن بقيه عوامل انداخت...بخش زياديش به خودمون بر ميگرده
    ویرایش توسط دلتنگ مهدی (عج) : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۵:۵۵
    با دل تنگت بگو دلدار می آید ز راه ..... این حقیقت را من از گل های نرگس خوانده ام
    .............
    "ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش".


    "اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلتنگ مهدی (عج) نمایش پست ها
    اين مشکلي است که من و بسياري از دانشجويان باهاش درگيريم...مديريت زمان اما نميشه همه تقصير ها رو گردن بقيه عوامل انداخت...بخش زياديش به خودمون بر ميگرده



    با سلام


    بنده هم با سخنان دلتنگ بزرگوار موافقم

    نمي شه همه مشكلات را گردن اين و ان انداخت

    يادمان باشد كسانيكه بزرگترين خدمات را به علم و بشريت و دين كرده اند در سخت ترين لحظات و بدترين شرايط بوده اند ولي با مديريت عمر خود بهترين استفاده ها را از زمان داشته اند

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیایش سبز نمایش پست ها
    و اولین مهارتی که یک دانشجو و به طور عام یک انسان باید یاد بگیره مدیریت زمان هست.... بر این اساس، این دوره ی یادگیری باید به طور گسترده در بین همه ی مردم با استانداردهای لازم و همیچنین به صورت عملی و کاربردی و قابل دسترس از نظر اقتصادی باید برگزار گردد.... تا مردم علاوه بر آشنایی با ارزش زمان ، با چگونگی استفاده از آن و برنامه ریزی آن آشنا بشن و به گونه ای باشد که ملکه ذهن مردم بشه ...... علاوه بر کلاسهای حضوری ، مدیریت زمان و نظم داشتن در زمان رو می توان در برنامه های رسانه ی جمعی ، در سریالها و برنامه کودک و نوجوان ، برنامه های مختص جوانان و ..... به صورت عملی به نمایش گذاشت تا شخص علاوه بر مشاهده فیلم و برنامه ی دلخواه خودش ، با مقوله مدیریت زمان به صورت عملی و کاربردی آشنا بشه


    واقعا مطالب و راهكارهاي خوبي است.

    اگر مديريت زمان فراگير شود و ديگران ارزش زمان را بدانند مفهوم موافقه اين مطلب يعني كه به وقت ديگران نيز ارزش قايل خواهند شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیایش سبز نمایش پست ها
    زندگی دانشجوی دکتری سال سوم خارج از کشور: ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق شخصی خود در دانشکده اش (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد) ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 5 ساعت تحقیق مفید و بدون اینترآپت برای مدت یک سال یک تز عالی را در پی خواهد داشت) ساعت 11:00 دیدار روزانه با استاد راهنما و مشاور (حسب مورد)(ایشان لازم نیست که برای دیدار استادشان با منت از او وقت بگیرد و دیدار با استاد کاری نرمال و روتین است) ساعت 13:00 پایان کارها و ارسال ایمیل کارهای روزانه و نتایج تحقیقات تا کنون برای استاد راهنما ساعت 13 الی 14 نهار و استراحت ساعت 14:30 بازگشت به خانه و گرفتن یک دوش ساعت 14:30 تا 19:30 دیدار و گشت زدن با دوستان 19:30 الی 20 بازگشت به خانه. 20:00 الی 21:00 تلویزیون و سریال محبوب اش. 21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است. زندگی یک دانشجوی دکتری داخل ایران ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب ساعت 7:30 تا 8:30 در ترافیک رسالت- حکمت- چمران ساعت 8:30 منتظر ماندن برای تشکیل جلسه گروه برای تصویب پروپوزال دکتری، که بعد از ششمین بار پیاپی کنسل شد. ساعت 9:30 مراجعه به سایت برای جستجو در بانک مقالات که بعد از نیم ساعت جستجو و به روز نبودن بانک مقالات و وصل نشدن درست زمانی که به مقالات مورد نظر دسترسی پیدا می کند ساعت 10 می شود کارگاه اموزش در سایت برگزار می شود و باید بلند شود و برود بیرون. قبل از رفتن می خواهد فایل هایب دانلود شده را روی فلشش بریزد که می بیند کامپیوتر مورد نظر پورت فلش اش خراب است. (توضیح اینکه دانشکده مورد نظر با اینکه ایشان دانشجوی سال آخر دکتری است هنوز به ایشان نه یک اتاق داده است و نه حتی یک کمد) ساعت 10:30 مراجعه به بخش معاونت دانشجویی و پژوهشی برای پرسیدن در مورد خبری که در روزنامه ها زده اند: اعطای پژوهانه به دانشجویان دکتری! جواب این است: لبخند استهزاء بر لبان مسوولین. ساعت 11:15 بازگشت به سمت دفتر کار استاد راهنما که با ایشان قرار گذاشته است. سه نفر در دفتر کار استاد محترم هستند که دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس هستند (وقتی که دانشگده ها بدون توجه به ظرفیت دانشجو می گیرند و استاد جوان هم نمی گیرند، سرانه دانشجو به استاد می شود 100 نفر و معلوم است که در این وسط سر دانشجوی دکتری بی کلاه می ماند. ساعت 12: رفتن به سلف سرویس دانشگاه، خوردن کبابی که بیرونش سوخته است و درونش خام. ساعت 12:30 رفتن به مسجد دانشگاه، این قسمت شیرین ترین و آرامش بخش ترین قسمت زندگی یک دانشجوی دکتری است. بعد از نماز، دق دلش با لعنت بر برخی از اساتید زورگوی بی سواد پرمدعا نزد خداوند خالی می کند و بعد هم از خداوند صبر می خواهد و تعجیل در فارغ التحصیلی ساعت 13:00 بازگشت به محل کار (دست از پا درازتر) برای در آوردن یک لقمه نان حلال برای خودش و زندگی آینده اش. چون نه دانشگاه پولی می دهد و نه حمایت خانواده تکاپوی هزینه ها را می کند و نه پول حل تمرینی و دستیار پژوهشی بودن مشکلی را حل می کند. ساعت 13:00 تا 13:45 ترافیک دانشگاه تا محل کار ساعت 13:45 تا 14:15 دل درد ناشی از کباب کوبیده امروز ساعت 14:15 تا 16:00 کار روی یک پروژه با ساعتی 5 هزار تومان ساعتی، کار روی پروژه ای که می داند در این مملکت انجام نمی شود و می داند که دردی از مملکت دوا نمی شود و فقط آن را انجام می دهد: برای یک مشت دلار. ساعت 16:00 تلفن زنگ می زند و به او می گویند که فلان استاد فلان درس را ارایه کرده است اما نمی تواند ارایه کند لذا باید بیایی به جای ایشان درس بدهی. اما نه در سوابق دانشگاه نوشته می شود و نه وضعیت درآمدی اش معلوم است و نمره پایان ترم هم دست او نیست. خُب قبول می کند حداقل برای کسب تجربه و رزومه اش بد نیست. قبول می کند که به جای کس دیگری درس بدهد نه حقوق بگیرد و نه به نامش ثبت شود. ساعت 16:15 بازگشت به کار تا 17:30 ساعت 17:30 بازگشت به خانه ترافیک کردستان، حکیم، رسالت. ساعت 18:45 رسیدن به خانه ساعت 19:00 شنیدن اخبار وقایع بعد از انتخابات . ساعت 19:30: ورق زدن چند صفحه کتاب، چت کردن، ایمیل زدن به تمام رفقایی که اکنون خارج کشور هستند و زنده شدن حسرت اینکه چرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور نرفت ساعت 20:30 خوردن شام ساعت 21: نگاه کردن ناامیدانه به سریال تلویزیونی مزخزف کبری 11 ساعت 22: آماده شدن برای خواب حالا مقایسه کنید: دانشجوی خارج نشین هم درس اش را می خواند هم دغدغه اساسی ندارد و هم در آرامش در یک مسیر روتین پروپوزالش تصویب می شود و سه ساله دکترایش را می گیرد (اطلاعات واقعی است) و حتما هم لازم نیست که مقاله آی اس آی داشته باشد. دانشجوی ایران نشین! بعد از گذراندن دوره آموزشی با عده ای استاد .... یکسال (در برخی موارد پیش از یک سال) باید در پیچ و خم های تصویب پروپوزال رساله دکتری بماند و دوره دکترایش شش ساله شود. هم سه سال را از دست می دهد و هم سی سال پیر و فرسوده و خشمگین می شود. این نظر را هم اضافه می کنم بخاطر اهمیت و صداقت آن: آقا من نمی دونم این اطلاعات درباره دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور رو کی به شما داده! من که خودم دانشجوی سال سوم در آلمان هستم و دیگر دوستانم در سراسر اروپا و آمریکا تجربه کاملا متفاوتی داریم: ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق خود در دانشکده اش که معمولا با چند نفر دیگر باید share کند (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد) ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 10 ساعت تحقیق) ساعت 13:00 نهار و استراحت ساعت 13:30 بازگشت به اتاق ساعت 13:30 تا 19:30 مجددا کار روی پروژه 19:30 الی 20:30 فرستادن ایمیل، دنبال کردن اخبار ایران، اعصاب داغان بخاطر خبرهای همیشه بد از ایران و اینکه هیچ غلطی نمی تونه بکنه 20:30 الی 21:00 بازگشت به خانه. از فرط خستگی نمی داند چه غلطی بکند 21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است در حالیکه دلش برای ایران یک ذره شده است و بیشتر دوستها و فامیلش تو ایران هستند. همش یاد خاطرات قدیمی است. در ضمن دیدار با استاد هم معمولا هفته ای یک یا دوبار است بجز شرایط بخصوص در ضمن باید درس هم بدهد. ممکن است استاد بدون پیش زمینه از او بخواهد که بجای او در یک کلاس تدریس کند.


    واما در مورد مقايسه دو دانشجوي ايراني و خارجي

    زياد موافق نيستم

    نمي دانم اين مطالب بر اساس شنيده هاست و يا طنز است يا واقعا واقعيت دارد

    به هر حال انچه داريم اين است ولي نبايد پا پس كشيد و عقب نشست و مي دانم كه منظورتان عقب نشيني نبوده بلكه نوعي تلنگري براي مسئولين و ماست


  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلتنگ مهدی (عج) نمایش پست ها
    اين مشکلي است که من و بسياري از دانشجويان باهاش درگيريم...مديريت زمان
    اما نميشه همه تقصير ها رو گردن بقيه عوامل انداخت...بخش زياديش به خودمون بر ميگرده
    سلام ، این دیدگاه شما فردگرایانه هست ، با این دیدگاه بله زیادش به خودمون بر می گرده



    در دیگاه اجتماعی و کل نگرانه خیلی از مسائل دیگه هم دخیل هستند ....

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیایش سبز نمایش پست ها
    آقا من نمی دونم این اطلاعات درباره دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور رو کی به شما داده! من که خودم دانشجوی سال سوم در آلمان هستم و دیگر دوستانم در سراسر اروپا و آمریکا تجربه کاملا متفاوتی داریم:

    ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق خود در دانشکده اش که معمولا با چند نفر دیگر باید share کند (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد)

    ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 10 ساعت تحقیق)


    ساعت 13:00 نهار و استراحت

    ساعت 13:30 بازگشت به اتاق

    ساعت 13:30 تا 19:30 مجددا کار روی پروژه

    19:30 الی 20:30 فرستادن ایمیل، دنبال کردن اخبار ایران، اعصاب داغان بخاطر خبرهای همیشه بد از ایران و اینکه هیچ غلطی نمی تونه بکنه


    20:30 الی 21:00 بازگشت به خانه. از فرط خستگی نمی داند چه غلطی بکند

    21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است در حالیکه دلش برای ایران یک ذره شده است و بیشتر دوستها و فامیلش تو ایران هستند. همش یاد خاطرات قدیمی است.

    در ضمن دیدار با استاد هم معمولا هفته ای یک یا دوبار است بجز شرایط بخصوص
    در ضمن باید درس هم بدهد. ممکن است استاد بدون پیش زمینه از او بخواهد که بجای او در یک کلاس تدریس کند.
    جناب طاها این قسمتش واقعی بود ، بقیه موارد رو هم که خودتون در دانشگاه و یا حوزه می بینید ....
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1154



    نقل قول نوشته اصلی توسط نیایش سبز نمایش پست ها
    سلام ، این دیدگاه شما فردگرایانه هست ، با این دیدگاه بله زیادش به خودمون بر می گرده



    در دیگاه اجتماعی و کل نگرانه خیلی از مسائل دیگه هم دخیل هستند ....
    من کاملا قبول دارم و منکر این نیستم که مشکلات زیادی وجود داره که دست ما نیست...
    ولی معتقدم که خیلی هاش توجیهی است برای کم کاری خودمان
    الان ما واقعا دانشجوییم؟نه...فقط اسمش رو یدک می کشیم
    پریروز توی سایت بودم 4 تا از دکتران مملکت رفتند اول ساعت حضور زدند و کلاس رو دو در کردند تا چیکار کنند؟اومدند پای 4 تا کامپیوتر ،بازی آنلاین!!
    دانشجوی سال چهارم دکترا به جای اینکه دنبال علم باشه ....
    خب این وضیعت دانشجوی دکترای ماست!
    من که خودم مقیدم بویی از دانشجو واقعی بودن نبردم...
    من میگم اول باید خودمون رو درست کنیم...

    با دل تنگت بگو دلدار می آید ز راه ..... این حقیقت را من از گل های نرگس خوانده ام
    .............
    "ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش".


    "اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلتنگ مهدی (عج) نمایش پست ها
    من میگم اول باید خودمون رو درست کنیم...


    با سلام

    بزرگوار مطلب مهمي فرمودين

    شما و ديگر دوستان و دانشجويان اساتيد اينده همين دانشگاهها و اين گشور هستند

    ما نبايد تربيت يافته چنين اساتيدي باشيم و ميراثي از چنين اساتيدي در دانشگاهها به جا بمانيم.

    بايد هر چه بهتر و بيشتر عالم به تخصص هايي كه داريم باشيم و از طرفي تعهد يادمان نرود

    مشكل اصلي ما با متخصصيني است كه تعهدي نسبت به معتقدات خود ندارند

    البته اين مطالب زحمات ديگر اساتيدي كه با جان و دل براي تربيت دانشجويان متعهد و متخصص زحمت مي گشند
    زير سوال نمي برد و همه ما مي دانيم كه روي سخن ما در مورد اساتيدي است كه دلتنك مهدي بزرگوار صحبت كردند





    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ در ساعت ۲۱:۲۴

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    با تشکر فراوان از همه دوستان که به درخواست ما مبنی بر ریشه یابی و ارایه راهکار مناسب پاسخ مثبت دادند خوب بهتر است به صورت جزیی وارد بحث بشویم یعنی اصلا ببینیم یک جوان پشت کنکوری با چه انگیزه ای وارد دانشگاه میشه ؟ و برای اینکه انگیزه و هدفش واقعی و عاقلانه باشه آیا قبل از شروع دورس دانشگاه کلاس هایی برای شناخت و اصلاح انگیزه ها و اهداف لازمه .
    نکته بعدی مدیریت زمان بود خب این هم یکی از عوامل بی نظمیه و هم یک یک راهکار به شمار می آید توی همین راهکار یعنی مدیریت زمان دو موضوع وجود دارد یک ایجاد شناخت نسبت به ضرورت ، امتیازات و هدف مدیریت زمان لازم است و بعد به صورت عملیاتی یک دانشجو چه وظیفه ای نسبت به مدیریت زمان داره یعنی باید چی جوری زمانشو مدیریت کنه ؟

    مشکلات تحصیلی یک دانشجوی دکترا !!!
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۵۹ : 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود