صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام علی (ع) از دیدگاه ابن سینا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    قرآن و نهج البلاغه - تفریح (بیشتر با خانواده)
    نوشته
    927
    حضور
    18 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2543

    اشاره امام علی (ع) از دیدگاه ابن سینا




    با سلام و عرض ادب. نمیدونم تاپیک رو دارم تو بخش مناسبش ایجاد می کنم یا نه! بهرحال با عرض پوزش مطلبی که ذهن مرا بسیار مشغول کرده است این است که طبق برخی اسناد (که البته ضد و نقیض هم دارند) گویا ابن سینا عمر بن خطاب را نسبت به امیرالمومنین امام علی ع اعقل می داند!!! آیا این موضوع صحت دارد؟ که اگر اینگونه بوده باشد اکنون می بایست ابن سینا از دید شیعیان (ایران) شخص منفوری باشد!
    متن زیر:

    ابن سینا در فصلی از کتاب فلسفی شفاء در باره خلیفه و امام، میزان درک و عمق عقلانی خود را در امر سیاست و بلکه دیانت و پیروی از رسول اعظم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام پس از خود، تنصیص و تصریح فرموده بودند، نشان داده و عمر بن خطاب را در امر حکومت ، اعقل و خردمند تر از امیرالمؤمنین علیه السلام و طبعا شایسته تر برای امر خلافت دانسته است. ابن سینا چنین می نویسد:«لازم است سنت گذار و حاکم، طاعت جانشین خود را واجب گرداند و تعیین جانشین یا از سوی حاکم باشد و یا به طریق اجماع سابقون بر کسی باشد که به طور اشکار و نزد مردم توانایی او را در امر سیاست و استواری عقل او و واجد اخلاق شریف بودنش مثل شجاعت و عفت و حسن تدبیر را اعلام و تایید کنند و نیز بر عالم بودن او به شریعت و این که کس دیگری عالم تر از او وجود ندارد، صحت بگذارند به گونه ای که عموم مردم بر تبعیت از او متففق شوند و نیز حاکم باید بر مردم حکم کند که اگر متفرق شوند و بر اساس هوای نفس با یکدیگر در مورد خلیفه و جانشین تنازع کنند و یا بر فردی غیر شایسته اجماع نمایند، قطعا به خدا کفر ورزیده اند.البته تعیین جانشین بر اساس نص (از سوی حاکم) به صواب نزدیکتر است چرا که منجر به تفرقه و اختلاف نخواهد شد. سپس بر حاکم لازم است اعلام نماید که هر کس به دلیل قدرت مالی و یا غیر مالی بی جهت ادعای خلافت کند، بر همه مردم واجب است که با او جنگیده و وی را نابود کنند. اگر مردم بر این امر قادر باشند اما انجام ندهند بدون شک خدا را معصیت کرده و به او کفر ورزیده اند و ریختن خون هر کس که در این موضوع ـ با فرض تمکن ـ اقدام نکند، مباح است … و واجب است حاکم اعلام نماید که بعد از ایمان به پیامبر اعظم علیه السلام هیچ عملی نزد خداوند محبوبتر از نابودی این فرد مدعی دروغین خلافت نیست.حال اگر این فرد مدعی خلافت ادعا می کرد که متولی خلافت، شایسته این منصب نیست و این که مبتلا به نقصی است که این نقص در او نیست، پس سزاوار این است که مردم با او همراه شوند و آنچه در این میان بیش از هر چیز قابل اتکا و معیار شایستگی است، قدرت عقلی و توانایی در سیاست ورزی است. اگر کسی در این دو ویژگی سرآمد و در باقی ویژگی ها متوسط ـ و البته نه فاقد و بیگانه ـ بود، بر اعلم از این دو ( مدعی خلافت) لازم است که با دیگری که اعقل و خردمندتر است، همکاری و معاضدت کند و بر اعقل نیز لازم است که از کمک اعلم بهره ببرد و عند اللزوم به او (برای مشورت و اخذ کمک) مراجعه نماید، همان گونه که عمر و علی (علیه السلام) چنین می کردند. [یعنی عمر اعقل و علی علیه السلام اعلم بود! / در موارد بسیاری خلفای غاصب من جمله عمر از مشورت با حضرت امیرالمومنین علیه السلام بهره ها جستند و از مهلکه های بسیاری گریختند تا جایی که از عمر نقل شده : لو لا علی لهلک عمر](کتاب شفاء، ص ۴۵۲)

    این مطلب پارادوکس هم دارد.
    عقل! کسی که علم پایین تری داره، عقلش چه جوری بیشتره؟
    عقل یعنی قوه ادراک و عقل از علم، ناشی می شود.
    عاقل بیسواد؟؟؟

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ در ساعت ۱۸:۵۴
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

    اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    امام علی (ع)  از دیدگاه ابن سینا








    کارشناس بحث: استاد صدیق

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۱/۱۵ در ساعت ۱۳:۱۶

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام خدمت تمامی دوستان
    در مورد این سوال و سوالاتی مشابه این، ابتدا باید به چند نکته توجه کرد.

    نکته اول: نظریاتی که دانشمندان و اندیشوران مختلف علوم انسانی بیان میکنند، بیشتر مواقع متاثر و ناشی از ساختارها و قالبهایی است که به عنوان چارچوبهای نظری برای خود چیده اندو مباحث خود را بر اساس آن می چینند. راه رسیدن به این مبانی نیز گاه استدلالهای عقلی به دست آمده است یا در اثر استقراء و بررسی در جامعه و یا حتی شاید گاهی چیزی که نام آنرا الهام میگذارند.(درست یا نادرست)
    اما هم در خود این مبانی احتمال اشتباه وجود دارد و هم در پلی که از این مبانی برای رسیدن به آن نتایج زده شده است. زیرا در بیشتر اوقات، مبانی ای که از طریق استدلال عقلی به دست آمده است، مواد استفاده شده در آن، به جای یقینیات از ظنیات و مشهورات است. در سایر راه ها که احتمال اشتباه واضح است.
    با توجه به این نکته، مباحثی که در فلسفه سیاسی در مباحث فیلسوفان ما مطرح بوده است، هیچ یک ناشی ازاستدلال عقلی نیست. به همین جهت شما هیچ استدلال عقلی ای را پشتوانه نظریات آنها نمی بینید.
    اینکه اعقل باید حاکم باشد و اعلم مشاور، نه از اولیات است و نه از وجدانیات. صرفا یک قضیه مشهور است که عقلای عالم، ممکن است بر روی آن صحه بگذارند.
    بنابراین نتیجه نکته اول اینکه، نباید به نظریاتی که دانشمندان علوم انسانی مطرح میکنند، انتظار خطاناپذیری را داشت. کماکان احتمال اشتباه در نظریات آنان وجود دارد.

    نکته دوم: در مورد بررسی دیدگاه های یک فرد و ارتباط ان با مذهب آن شخص، باید تمام جوانب و زمینه ها و شرایط را در نظر گرفت. هم شرایط زمانی و مکانی که آن فرد در آن زندگی میکند و هم شرایط علمی که در آن اظهار نظر میکند. اینکه کسی مثل بوعلی چنین نظری را داده است نمیتواند به معنای سنی بودن وی قلمداد شود. بیشتر علماء او را شیعه میدانند و تنها اختلاف در امامی بودن یا اسماعیلی بودن وی است.(1)
    تعابیری که خود وی دارد نیز شاهدی بر این گفته است که او شیعه بوده است. اینکه او منزلت امام علی(ع) نسبت به صحابه را نسبت معقول به محسوس میداند گواهی براین مطلب است.(2)
    البته، به صرف یک نظر نمیتوان در مورد شخصیت یک فرد و مذهب وی قضاوت کرد و همانطور که جمله اخیر دلالت تام بر شیعه بودن وی ندارد و در نهایت ارادت او به ساحت امیر مومنان علی(ع) را نشان میدهد، جمله ای که در سوال از وی در مورد خلافت نقل شد نیز ربطی به سنی یا شیعه بودن وی ندارد.

    نکته سوم: تعبیر اعقل با توجه به بافتی که این متنی در ان به کار رفته است باید بررسی شود. از انجا که بحث در اینجا مربوط به سیاست و حکمرانی است، منظور ابن سینا این است که خلیفه اول نسبت به حضرت امیر(ع) از بینش سیاسی بیشتر و زکاوت بیشتری در این زمینه برخوردار است. به اصطلاح، حضرت سیاست مدار نیست و خلیفه اول از سیاست بیشتری برخوردارد است.
    توضیح اینکه، عقل دارای دو قوه نظری و عملی است. قوه نظری مربوط به ادراک اموری است که هدف از کسب آنها دانستن و فهمیدن یک سری امور است و قوه عملی ناظر به ادراکهایی است که هدف اصلی از کسب آنها و فهمشان، عمل کردن است نه صرفا فهمیدن.
    عقل نظری و حکمت نظری بر سه شاخه مابعد الطبیعه، ریاضیات و علوم طبیعی و حکمت عملی نیز بر سه شاخه اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن است.(3)
    بنابراین تعبیر اعقل در علوم سیاسی و مباحث مربوط به حکمرانی، ناظر به عقل عملی است بدین معنا که یک فرد سیاست بهتری دارد. هرچند کاملا محتمل است که این فرد، از قوه عقل نظری کمی بهره مند باشد و این دو منافاتی با هم ندارد.

    حال با توجه به این نکات، پاسخ سوال واضح میشود.
    آنچه که ابن سینا مطرح کرده است صرفا یک نظریه در فلسفه سیاست است که هیچ پشتوانه عقلی و برهانی ندارد و صرفا بر اساس ساختاری است که او به نظرش درست به نظر میرسیده.
    بنابراین، گرچه صرفا بحث او در مورد خلافت است، به وضوح خطا است. به قول بزرگان، خطای انسانهای بزرگ نیز مثل خودشان بزرگ است.
    البته کماکان احتمال تقیه در آن روزگار به کلی منتفی نیست.

    موفق باشید.
    ـــــــــــــــ
    1. خامنه ای، محمد، مقدمه ای بر صدر المتالهین،‏ المظاهر الالهیة فى اسرار العلوم الکمالیة، ص 225، بیناد حکمت صدرا، تهران، چاپ اول، 1387ش؛ اعیان الشیعة، ج 6، ص 72؛ راوندى، مرتضى، تاریخ اجتماعى ایران، ج 10، ص 373، انتشارات نگاه، تهران، چاپ دوم، ‏1382ش.
    2. در این زمینه تاپیک زیر نیز مفید است:
    سؤال در مورد مذهب ابن سینا.
    3. ابن سینا، الاهیات شفا، قم، کتابخانه ایت الله مرعشی، 1404ق.



  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    قرآن و نهج البلاغه - تفریح (بیشتر با خانواده)
    نوشته
    927
    حضور
    18 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2543



    با سلام مجدد و تشکر از پاسخ شما
    کسی که حکومت امیرالمومنین را ندیده و از دنیا برود شاید خیلی به درایت و کفایت امام ملتفت نشود اما کسی که چندین سال بعد خود را به تحقیق وا می دارد به وضوح شاهکارهای امیرالمومنین را می بینید و ناخودآگاه او را می ستاید
    قضاوت های امام بی بدیل است. قضاوت هایی که هیچکس جز او نمی توانست اینگونه نظر دهد و حق را به حق دار برساند.
    از طرف دیگر بگوییم فردی پیش خود می گفت امام فکر و تدبیر کافی دارد اما استراتژی جنگاوری ندارد و یا شجاعت جنگیدن ندارد! این که اصلاً مورد مضحکی است چه اینکه همه می گفتند فرار از امام علی ع هیچ ایرادی ندارد و کشته شدن به دست امام علی و اصلاً مایه ننگ نمی دانستند. ماجرای برهنه شدن عمروعاص را همه می دانند!
    همه اینها به کنار، خود عمر بارها می گفت اگر علی نبود عمر هلاک می شد


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    البته کماکان احتمال تقیه در آن روزگار به کلی منتفی نیست.
    البته شاید این مورد صحیح باشد اما با توجه به اینکه ابن سینا زاده 359 هجری است و سال های 132 الی 656 مربوط به حکومت خلفای عباسی است این مطلب هم چندان قابل قبول نمی باشد زیرا خلفای عباسی ضد شیخین بوده و به نام طلب حق پیامبر ص روی کار آمده بودند.
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

    اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر وجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و اهل بیت محمد

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط mousavi928 نمایش پست ها
    کسی که حکومت امیرالمومنین را ندیده و از دنیا برود شاید خیلی به درایت و کفایت امام ملتفت نشود اما کسی که چندین سال بعد خود را به تحقیق وا می دارد به وضوح شاهکارهای امیرالمومنین را می بینید و ناخودآگاه او را می ستاید
    قضاوت های امام بی بدیل است. قضاوت هایی که هیچکس جز او نمی توانست اینگونه نظر دهد و حق را به حق دار برساند.
    از طرف دیگر بگوییم فردی پیش خود می گفت امام فکر و تدبیر کافی دارد اما استراتژی جنگاوری ندارد و یا شجاعت جنگیدن ندارد! این که اصلاً مورد مضحکی است چه اینکه همه می گفتند فرار از امام علی ع هیچ ایرادی ندارد و کشته شدن به دست امام علی و اصلاً مایه ننگ نمی دانستند. ماجرای برهنه شدن عمروعاص را همه می دانند!
    همه اینها به کنار، خود عمر بارها می گفت اگر علی نبود عمر هلاک می شد
    همه این حرفها درست. اما مسئله در آن دوران به صورتی بود که خلیفه اول که هیچ، معاویه را هم در سیاست با حضرت مقایسه میکردند و به جهت نیرنگهایی که به کار میبرد، او را سیاست مدارتر از حضرت میدانستند.
    این مسئله زمانی روشن میشود که بر اساس آنچه ابن ابی الحدید بیان کرده، بدانیم سیاستمدار کارکشته در صورتی سیاست مدار خوبی است که بتواند با تدبیر خود انچه برای ملکش صلاحیت دارد را انجام داهد، حال موافق با شریعت باشد یا نباشد. در حالیکه امیرالمومنین چنین نبود و مقید به قیود شریعت بود. بنابراین مشخص بود که حضرت را متهم به بی سیاستی بکنند و دیگران را بر حضرت ترجیح بدهند.(1)
    حضرت علی(ع) نیز در پاسخ همین شبهه می فرماید:
    «وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي وَ لَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ وَ لَوْ لَا كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ ... »(2)
    «به خدا سوگند معاویه سیاست مدارتر از من نیست. تنها او مکر و حیله میکند و اگر این کار بد و ناپسند نبود، من باهوشتر از بقیه در سیاست بود و سیاست مدارتر از بقیه مردم بودم. »
    بنابراین این سخنان بر اساس جو آن دوران است که حق و باطل با هم مخلوط بود. هرچند حالا این حجابها تا حدودی مرتفع شده و حق تا حدودی معلوم است البته در جوامع شیعی وگرنه در کشورهایی که اهل سنت زندگی میکنند خصوصا در بین وهابی ها،تبلیغات تاحدی است که باز هم حق و باطل مخفی است و باطل به جای حق جلوه می نماید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mousavi928 نمایش پست ها
    البته شاید این مورد صحیح باشد اما با توجه به اینکه ابن سینا زاده 359 هجری است و سال های 132 الی 656 مربوط به حکومت خلفای عباسی است این مطلب هم چندان قابل قبول نمی باشد زیرا خلفای عباسی ضد شیخین بوده و به نام طلب حق پیامبر ص روی کار آمده بودند.
    خلفای عباسی درست است که خود را با شعار محبت اهل بیت روی کار آوردند ولی با اینحال، به جهت اینکه اگثریت مردم اهل سنت بودند و نیز ترسی که غالبا از توسعه و رشد شیعیان داشتند، اجازه خودنمایی به آنان را نمیدادند. البته این قسمت را خوب است یک کارشناس تاریخ بررسی کند.
    ولی به هر حال، ادعای تقیه صرف یک احتمال است که خیلی هم بیراه نیست.



    ـــــــــــــــ
    1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج10، ص212(کتابخانه ایت الله مرعشی، 1404)
    2. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص318

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    سلام
    دقت کنید که از زمان حکومت امام علی، شورشها وجنگهای زیادی در گرفت! هر کی باشه عامل این اتفاقاتو بد حکومت کردن میدونه!(منظورم با بدی حکومت کردن نیست! چون همونطور که میدونید عمر که فرد خشنی بود در این جا به عنوان حاکم خردمند معرفی شده!)
    در کل حکومت ضعیف بوده! چون هر حکومتی یه مشت کوبنده(مثل عمر!) لازم داره!

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3913



    نقل قول نوشته اصلی توسط mousavi928 نمایش پست ها
    با سلام مجدد و تشکر از پاسخ شما
    کسی که حکومت امیرالمومنین را ندیده و از دنیا برود شاید خیلی به درایت و کفایت امام ملتفت نشود اما کسی که چندین سال بعد خود را به تحقیق وا می دارد به وضوح شاهکارهای امیرالمومنین را می بینید و ناخودآگاه او را می ستاید
    سلام. ببخشید من تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که مگه حرفای ابن سینا وحی منزله ؟
    ابن سینا کی باشه که بخواد در مورد امام علی (ع) نظر بده
    یعنی نه فقط ابن سینا هر کسی که فرد برجسته ای و هرچقدرم از نظر علمی بالا باشه دلیلی داره هر حرفی زده درست باشه؟مگر اینکه بخواید ببینید ابن سینا با منطق خودش (درست یا غلط) چطوری به این نتایج رسیده.(بالفرض که بدون توجه به اسناد ضد و نقیض این حرفها واقعا واسه ابن سینا باشه)
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    دقت کنید که از زمان حکومت امام علی، شورشها وجنگهای زیادی در گرفت! هر کی باشه عامل این اتفاقاتو بد حکومت کردن میدونه!
    باسلام
    البته این بخش را لازم بود یک کارشناس تاریخ پاسخ بدهد اما بنده در حد بضاعتم به طور خلاصه عرض میکنم:

    عامل جنگها، باج ندادن به امثال طلحه و زبیر(1) خشک مغزی برخی و مقابله با امام معصوم(2) و دوری کردن برخی خواص از سفارش های پیامبر اکرم(ص) در مقابله نکردن با حضرت علی(ع)(3) بوده است. نه بد حکومت کردن حضرت.
    البته اگر منظور از خوب حکومت کردن، کوتاه آمدن از احکام الهی، باج دادن به هر شخص صاحب نفوذی برای به دست آوردن حمایت وی، برخورد خشن و به دور از منطق با همکان و خفه کردن صدای همگان باشد، در آن صورت، بله دیگران از حضرت سیاست مدار تر بودند.
    اما حضرت علی اهل اینگونه رفتارها نیست. نه از اصول و مبانی متقن خویش دست میکشد و نه به خفه کردن صدای مخالف، راضی میشود.
    حتی حضرت تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند، با آنها مقابله نکرد. حتی در مقابل توهین ها و کارشکنی های آنها برخورد فیزیکی نکرد و انان را از جامعه اسلامی بیرون نکرد.




    ـــــــــــــــــــــ
    1. هنگامی که ایشان به خلافت رسید، طلحه و زبیر نزد ایشان آمدند و سهم خواهی کردند ولی وقتی برخورد ایشان و دقتشان در حفظ بیت المال را دیدند، متوجه شدند که اینجا جای باج خواهی نیست. به همین جهت جنگ جمل را راه انداختند.
    2. هنگامی که حضرت با فشار یاران، مجبور به پذیرش حکمیت شدند، خوارج خشک مغز و بی منطق شروع به مخالفت با ایشان کردند و بدون اینکه بهره ای از علم و دانش دینی برده باشند، صرفا با تمسک به یک آیه شریفه، شروع به مخالفت کردند و جنگ نهروان را راه انداختند.
    3. طلحه و زبیر و عایشه که سفارش پیامبر نسبت به علی ع را دیده بودند، به بهانه خون خواهی از حضرت به مقابله با ایشان پرداختند.

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام
    البته این بخش را لازم بود یک کارشناس تاریخ پاسخ بدهد اما بنده در حد بضاعتم به طور خلاصه عرض میکنم:

    عامل جنگها، باج ندادن به امثال طلحه و زبیر(1) خشک مغزی برخی و مقابله با امام معصوم(2) و دوری کردن برخی خواص از سفارش های پیامبر اکرم(ص) در مقابله نکردن با حضرت علی(ع)(3) بوده است. نه بد حکومت کردن حضرت.
    البته اگر منظور از خوب حکومت کردن، کوتاه آمدن از احکام الهی، باج دادن به هر شخص صاحب نفوذی برای به دست آوردن حمایت وی، برخورد خشن و به دور از منطق با همکان و خفه کردن صدای همگان باشد، در آن صورت، بله دیگران از حضرت سیاست مدار تر بودند.
    اما حضرت علی اهل اینگونه رفتارها نیست. نه از اصول و مبانی متقن خویش دست میکشد و نه به خفه کردن صدای مخالف، راضی میشود.
    حتی حضرت تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند، با آنها مقابله نکرد. حتی در مقابل توهین ها و کارشکنی های آنها برخورد فیزیکی نکرد و انان را از جامعه اسلامی بیرون نکرد.




    ـــــــــــــــــــــ
    1. هنگامی که ایشان به خلافت رسید، طلحه و زبیر نزد ایشان آمدند و سهم خواهی کردند ولی وقتی برخورد ایشان و دقتشان در حفظ بیت المال را دیدند، متوجه شدند که اینجا جای باج خواهی نیست. به همین جهت جنگ جمل را راه انداختند.
    2. هنگامی که حضرت با فشار یاران، مجبور به پذیرش حکمیت شدند، خوارج خشک مغز و بی منطق شروع به مخالفت با ایشان کردند و بدون اینکه بهره ای از علم و دانش دینی برده باشند، صرفا با تمسک به یک آیه شریفه، شروع به مخالفت کردند و جنگ نهروان را راه انداختند.
    3. طلحه و زبیر و عایشه که سفارش پیامبر نسبت به علی ع را دیده بودند، به بهانه خون خواهی از حضرت به مقابله با ایشان پرداختند.
    سلام
    صلح طلبی همیشه با جنگیدن در تضاد نیست! مثلا وقتی کسی ممکنه خیانت کنه(مثل طلحه و زبیر یا خوارج) درایت به اینه که در نطفه خاموش بشن! نه بعد از مرگ افراد زیادی! خیلی اوقات جنگیدن صلح آمیزتر از نجنگیدنه!
    و البته خشونت با دشمنان لازمه!(دشمن متجاوز و بدون حق!)
    واقعیت سیاست بیشتر اوقات هموناییه که گفتید!

  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    صلح طلبی همیشه با جنگیدن در تضاد نیست! مثلا وقتی کسی ممکنه خیانت کنه(مثل طلحه و زبیر یا خوارج) درایت به اینه که در نطفه خاموش بشن! نه بعد از مرگ افراد زیادی! خیلی اوقات جنگیدن صلح آمیزتر از نجنگیدنه!
    و البته خشونت با دشمنان لازمه!(دشمن متجاوز و بدون حق!)
    واقعیت سیاست بیشتر اوقات هموناییه که گفتید!
    سلام
    احسنت، این مطلب همونی هست که حضرت علی خود را قادر به انجام آن نمیداند.
    نه به خاطر اینکه معاویه توان فکری بیشتری از حضرت دارد، بلکه همانطور که خود ایشان تصریح دارد، سیاست همراه با نیرنگ و فریب و خدعه، در منظومه فکری و عملی ایشان جایی ندارد چون برخلاف دستور خداوند است.

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود