صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تردید در انتخاب بین دو دختر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295

    تردید در انتخاب بین دو دختر




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام به همه و کارشناس محترم
    داستان من کمی طولانی هست ببخشید که وقتتون رو می گیرم. سعی می کنم همه چیزو بگم. پدرم مربی رانندگی هست بعد از چند وقتی که مورد لطمه روحی قرار گرفتم سعی کردم خودمو بازیابی کنم من نزدیک یکسال پیش از یک دختر بازی خوردم حالا شاید توجیح باشه اما بارها سعی کردم رابطمو با خدا درست کنم اما وقتی یاد اون لحظات و افسردگیام می افتم بازم تو فکر می رم اونقد عمیق که درست خودمو تو اون محیط می بینم. هر کی چهره منو می بینه می گه تو دهنت بوی شیر میده اما واقعا آسیب دیدم. به خدا گفتم هر کسی هر بلایی سرم آورد بخاطر اینکه تو هم منو ببخشی می بخشم اما دو نفر رو به هیچ قیمتی نمی بخشم اول یکی از مهمترین افراد زندگیم، دوم این دختر. این دختر رو دوست ندارم و اگر هم منو بخواد من نمی خوامش اما تلخ ترین روزای زندگیمو رقم زد. روزایی که خودمو تنها حتی بدون خدا می دیدم. روزایی که نمازام قضا نمی شد هر شب واقعه هر روز 7 بار نادعلی و هر شب دعای توسل و نذر و مسجد رفتن و کمک مالی به فقرا و ... یادمه یک کتاب خوندم درباره زندگی یکی از عرفا و اونقد جوگیر شدم(واقعا جو بود) هر چی در می آوردم بخشیشو کمک می کردم. اما هر روز بدتر از دیروز ناامید می شدم.دیگه ناامیدیم خیلی زیاد شد جایی که دیگه امیدم از خدا رفت اون دخترو ول کردم و از محل کارم با دعوا اومدم بیرون. همه این ماجراها 7 ماه طول کشید و روز و شب من رو تشکیل میداد.
    گذشت...
    و حالا یکسال از اون قضایا می گذره و من بلاهایی عجیبی سرم اومده بگذریم از اینکه هرکاری می کنم (هرکاری) رابطم با خدا صاف نمیشه.مخصوص وقتی کلیپای سربریدن و شکستن دست و پای مردم عراق و سوریه رو می بینم می گم خدا کجاست؟ با خودم می گم خدا به اونا کمک نمی کنه اونوقت به من کمک می کنه!!
    بگذریم...
    حالا من فقط دوست دارم یا مجرد بمونم یا اگر ازدواج کنم با خانمی زیبا ازدواج کنم. چونکه از دو چیز می ترسم. اول اینکه اگر با خانمی که زیبا نباشه ازدواج کنم ممکنه نارضایتی تو دلم بمونه و بهش ظلم کنم. دوم اینکه می ترسم خودم شکنجه بشم.
    چند وقت پیش بود که مادرم اومد و به من گفت که بابات یک کارآموز خانم داره که خیلی قشنگه. مامانم گفت اینجور دخترا نمی مونن و زود ازدواج می کنن و ...
    خلاصه یکروز صبح که خواب بودم و مادرم به بابام گفت صبر کن پسرت جایی کار داره می خواد باهات بیاد. خلاصه من نمی دونستم قضیه چیه ولی بعد که فهمیدم خیلی نگران بودم چون اولین باری بود اینطوری جلو می رفتم.سر تا پام استرس و نگرانی بود همش می گفتم نکنه گندش در بیاد. آبروی بابام بره و ... خلاصه بابام هیچی نمی دونست من رفتم سوار ماشین شدم وقتی اون خانم رو دیدم خیلی زیبا بود. واقعا قشنگ بود. و 18 ساله. خلاصه من و مادرم با کارامون یه جور همه چیرو به خودشو مامان دختر فهموندیم. و متوجه شدم هم خود دختر و هم مامانش 70 تا 80 درصدی راضین اما بخاطر شرایط من، مامان دختره و بابام کمی دو دلن.
    خیلی دوست داشتم با اون دختره ارتباط برقرار کنم اما چون بابام وسط کار بود اصلا نمی تونستم. حتی شمارشم نتونستم گیر بیارم. از این قضیه گذشت.
    تا حدودی هم بیخیال شدم.
    حالا حسرت می خورم به اراده آدمایی که 40 بار خواستگاری می رن تا فرد مورد نظرشون رو پیدا کنن. من همچین عرضه ای ندارم.
    بعد از مدتی خواهرم گفت به یکی از دوستاش تو کتابخونه گفته که به من ریاضی یاد بده. منم که گفتم باشه اول هی به آبجیم می گفتم خشگله، خشگله. بیچاره آبجیم خیلی از این طرز صحبت من ناراحت میشد.
    نمیدونم چی بگم خودمم از درون خودم ناراحتم اما من نمی تونم حریف خودم بشم این واقعیته!
    خواهرم می گفت خوشگله از خیلی ها قشنگتره. خلاصه بالاخره آبجیم شماره اون دخترو با اجازه خود اون دختر به من داد و ارتباط شکل گرفت. من با دیدن اون دختر اصلا از قیافش خوشم نیومد حتی یک درصد. اما دیگه دیر شده بود و ما باید درس می خوندیم. اون دختر 7 ماه از من بزرگتره. و اونچه که باعث شده من امیدوار باشم تعریفای بی حد و اندازه خواهرم از اون دختره. می گفت خیلی درس خونه، پرتلاشه، با اخلاقه، مذهبیه و... و خدا شاهده تو این مدت خلافه اینو ندیدم. واقعا خوش اخلاقه، باهوشه و سرسنگینو و پرتلاش. دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد. و دکتری هم شرکت کرده.
    اما خوب من با اون دختر اولی که زیبا بود رابطه نداشتم از کجا بدونم اون اخلاقش همینطوری نبوده!؟ اینه که منو اذیت می کنه.
    حالا خیلی ارتباطم با این دختر صمیمی شده. همین دو روز پیش بود که بهم اس ام اس داد که من با تمام وجود ازت خوشم اومده!...
    می دونم چیزایی رو که در ادامه می گم اگر بخونید من رو بی فکر و نادان صدا می کنید. درسته و حق دارید اما باید بگم تا در جریان باشید.
    راستش من باعث شدم ارتباطمون به این سمت کشیده بشه و کارهای احمقانم و حرفام این ماجرارو اینطوری کرد ... نتونستم خودمو نگه دارم و حالا اینطور شد. از جایی هم ریاضیات عمومی 2 و دیفرانسل و مهندسی و... به من یاد می ده. نمی تونم ولش کنم می ترسم این ترم فاجعه بشه! به امیدش این همه ریاضیارو با هم برداشتم.

    به کارشناسای سایت هم درباره این ظاهر پرستیم پیام خصوصی دادم و جواب شنیدم که ظاهر فانیه و اینکه خدا هرکسی رو که بخاطر ظاهر به دنبال کسی بره چیزی در ظاهرش می بینه که ناپسنده و اینکه دختران خوش سیما عموما بدون مرز رفتار می کنن چون خواهان زیادی دارن در نتیجه بی بند و بارن.
    اما باز درمان نشدم.
    دو دولم هیچکدوم صد در صد رد نشدن اولی رو نشناختم(ای کاش رابطه داشتم باهاش) و دومی باطن خوبی داره(فوق العادس!).

    حالا کمک و نظر شما رو می خواستم. همیشه ترس از این داشتم که جوابی که مدنظرم نیست بشنوم و حتی خوندنش برام سخت باشه . اما واقعیت اینه و باید جسارت داشت و جواب تلخ رو خوند.

    من آماده ام تا بخونم جوابتون رو.




    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید



  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    تردید در انتخاب بین دو دختر








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    890
    حضور
    31 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4648



    سلام

    در مورد نقش خدا در اتفاقاتی که برای شما یا هر فرد دیگری می افتد باید عرض کنم اگر بنا بود خداوند مانع اتفاقاتی شود که به طور طبیعی رخ می دهد، زندگی انسان ها بی معنا می شد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ.(1) ابا دارد خداوند از اینکه اشیاء را به غیر اسبایش جاری کند. لذا وقتی شما مقدمات یک اتفاق را فراهم کنی یا حتی فرد دیگری مقدمات یک اتفاق را برای شما فراهم کند، آن اتفاق خواهد افتاد؛ مگر اینکه سبب آن زائل شود. این مسئله نیز هیچ منافاتی با رحمت و مغفرت خداوند متعال ندارد. به عنوان مثال در مواردی که فرد نسبت به اتفاقی که برایش می افتد هیچ گونه اراده و اختیاری ندارد؛ مثل معلولی که در معلولیت خود نقشی نداشته، خیلی کم پیش می آید که خداوند متعال معلولیت فرد را اصلاح کند؛ بلکه غالبا جبران این نقص و کمبود را با دادن ثواب به قیامت می سپارد. در مورد اتفاقاتی که برای شما رخ داده هم همینطور است. اگر علت بروز این اتفاقات خود شما باشی که هیچ؛ اما اگر نباشی، مطمئن باش در مقابل آن پاداش خوبی خواهی گرفت. لذا به رحمت و مغفرت خدا امیدوار باش که او بخشنده مهربان است.

    اما در مورد ملاک زیبایی باید عرض کنم: ظاهر پرستی در صورتی است که شما فقط به ظاهر توجه کنی و به بقیه ملاک ها و معیارها هیچ توجهی نداشته باشید. وگرنه اینکه فردی برای ازدواج با دختری باید از ظاهر و قیافه طرف خوشش بیاید، یک امر کاملا طبیعی و معقول است. برای همین اگر کسی پیدا شود که همه ملاک ها را داشته باشد، ولی ظاهرش مورد پسند شما نباشد، این ازدواج توصیه نمی شود؛ چون ریسک دارد و ممکن است در آینده هم علاقه ای ایجاد نشود.

    منتها نکته ای که این وسط نباید فراموش شود این است که پسند ظاهر با گشتن به دنبال بهترین ظاهر فرق می کند. یک موقع هست که شما می روی خواستگاری و در نگاه اول از طرف خوشت می آید یا خوشت نمی آید و طبق آن تصمیم می گیری؛ این بد نیست. اما یک موقع هست شما دائم این دختر را با آن دختر مقایسه می کنی و می گردی تا خوشگلترینش را انتخاب کنی؛ این بد است. لذا اولین قدم این است که شما خودت را بررسی کنی ببینی اگر اهل نگاه به این و آنی و دائم دخترها را با هم مقایسه می کنی، باید یک فکر اساسی برای این مشکل بکنی؛ چون در این صورت حتی اگر با زیباترین دختر هم ازدواج کنی، بعد از ازدواج باز با دیدن دخترهای دیگر فیلت یاد هندوستان می کند. اما اگر دیدی اینطور نیست و صرفا از قیافه دختر مورد نظر خوشت نیامده، هیچ ایرادی ندارد که رابطه را تمام کنی و به فکر ازدواج با فرد دیگری باشی.

    البته این نکته را هم نباید فراموش کنید که ازدواج از طریق رابطه اصلا روش خوبی نیست؛ یعنی شما نباید برای شناخت طرف مقابل وارد رابطه با او شوی و بعد از مدتی تصمیم بگیری که با او ازدواج کنی یا نه؛ زیرا این کار علاوه بر اینکه کوله بار گناه شما را سنگین کرده و شخصیت اجتماعی شما را لکه دار می کند، باعث وابستگی های پی در پی از طرف شما و طرف مقابل می شود؛ چنانچه همین الان یک مورد آن را نسبت به دوست خواهرتان تجربه کرده اید. اگر این وابستگی ها به هر دلیلی به ازدواج ختم نشود، هر دو طرف ضربه روحی بدی را باید متحمل شوید. لذا برای جلوگیری از این آفات بهتر است از روش های معمول استفاده کرده و به طور رسمی اقدام کنید و شناخت را به بعد از خواستگاری و زیر نظر خانواده ها موکول کنید. مزیت این کار این است که
    اولا شخصیت شما حفظ می شود ثانیا احتمال به گناه افتادن شما کم می شود ثالثا طرف مقابل به شما اعتماد می کند و از همان اول روی شما حساب دیگری باز می کند رابعا وقتی خواستگاری رسمی باشد، خانواده ها راحت تر موافقت می کنند؛ در حالی که اگر از راه دوستی باشد، احتمال مخالفت خانواده ها تشدید می شود خامسا شناختی که از طریق دوستی به دست می آید معمولا تحت تاثیر عواطف و احساسات قرار می گیرد و خیلی قابل اعتماد نیست سادسا ...


    لذا در مورد آن دختری هم که می گویید خیلی خوشگل بود و به خاطر تردید پدرت و مادر او اقدام نکردید، می توانی آن شرایط را فراهم کنی و از پدر یا مادرت بخواهی رسما از او خواستگاری کنند. حالا یا قبول می کند؛ یا نمی کنند.

    در مورد دختر فعلی هم اگر از ظاهرش خوشت نیامده و نمی توانی او را به عنوان همسر آینده ات بپذیری، هر چه زودتر باید رابطه را تمام کنی تا ایشان هم بیشتر از این ضربه نبیند. لذا پیگیرِ پیدا کردن فردی برای تدریس ریاضی باش و اگر توانستی چنین فردی را پیدا کنی، هر چه زودتر رابطه را کلا قطع کن. اگر هم نتوانستی در این مدت باقی مانده کسی را پیدا کنی، رابطه را به حداقل برسان و فقط در حد رابطه درسی با ایشان در ارتباط باش. علاوه بر این سعی کن سنگین برخورد کنی و به نحوی به ایشان بفهمانی که قصد ازدواج با ایشان را ندارید تا امیدی به این ارتباط نداشته باشد.

    پی نوشت

    (1)
    صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات الکبری، منشورات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1404ق، یکم، ج1، ص6، ح1.
    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ در ساعت ۱۲:۲۹

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    1.اگه قیافه خودتم خوبه تا حدودی حق داری.2.سعی کن زیاد به قیافه اهمیت ندی.چون یه جور وسواس میشه اگه خشگل ترین دختر دنیا هم بهت بدن یه ایرادی توش پیدا میکنی.3.چجوری همه ریاضیا را هم نیاز کردی نمیشه که!!4.پسر درسخون قحط بود رفتی با دختر درس خوندی.(اکثر اوقات رابطه ی حتی کم و در حد حرف زدن وابستگی و علاقه میاره)5.همزمان برو خاستگاری اون یکی دختره و بشناسش.(شمارشم 100درصد بابات داره.هنرجوشه بالاخره)5.اگه دختر پس فردا خورد زمین قیافش عیب دار شد میری طلاقش میدی؟!(اگه من توی موقعیت الانت بودم خاستگاری اون یکی دختره هم میرفتم ببینم شرایطشون چیه و اخلاقش تا حدی دستم بیاد)
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    علاقه
    تحصیل!
    نوشته
    118
    حضور
    3 روز 15 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    307



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    استش من باعث شدم ارتباطمون به این سمت کشیده بشه و کارهای احمقانم و حرفام این ماجرارو اینطوری کرد ... نتونستم خودمو نگه دارم و حالا اینطور شد. از جایی هم ریاضیات عمومی 2 و دیفرانسل و مهندسی و... به من یاد می ده. نمی تونم ولش کنم می ترسم این ترم فاجعه بشه! به امیدش این همه ریاضیارو با هم برداشتم.
    سلام

    برو این ترمو حذف کن. بهتر از اینه به دختر مردم امید الکی بدی و اونو به خودت وابسته ش کنی.

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    من جای شما بودم میرفتم سراغ دختر اولیه

    وگرنه تا آخر عمر حسرتش تو دلتون میمونه

    و همش میگید کاش میرفتم سراغش

    دختر دومی هم با اینکه در حقش بی انصافی میشه

    ولی این بی انصافی بهتر از اینه که با مردی ازدواج کنه که دائما حسرت بودن با یکی دیگه تو دلشه

    این موضوع رو براش توجیه کنین خوده دختر دومیه بیخیالتون میشه احتمالا
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    سلام.
    اولا این جمله یعنی چی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    من نزدیک یکسال پیش از یک دختر بازی خوردم
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    ه خدا گفتم هر کسی هر بلایی سرم آورد بخاطر اینکه تو هم منو ببخشی می بخشم اما دو نفر رو به هیچ قیمتی نمی بخشم اول یکی از مهمترین افراد زندگیم، دوم این دختر. این دختر رو دوست ندارم و اگر هم منو بخواد من نمی خوامش اما تلخ ترین روزای زندگیمو رقم زد.
    خوب حالا این یکی جمله یعنی چی؟
    یعنی رابظه عاشقانه دوطرفه داشتید بعد ول تون کرده؟ عاشقش بودید بهتون جواب رد داده/ یا گفته عاشق شماست بعد دروغ گفته؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    دیگه ناامیدیم خیلی زیاد شد جایی که دیگه امیدم از خدا رفت اون دخترو ول کردم
    بخاطر اذیتهایی که از طرف دختر شدید اون رو ول کردید یا بخاطر ناامیدی از خدا؟
    مگر خدا چیکار باید می کرده که نکرده که ازش ناامید شدید و به تاوانش این دختر رو که ازش اینقدر متنفرید رو ول کردید؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    بگذریم از اینکه هرکاری می کنم (هرکاری) رابطم با خدا صاف نمیشه
    این چمله رو هم متوجه نمیشم.یعنی خدا دعاهای شما رو مستجاب نکرده؟ یا خودتون دلتون نمیخواد برید سمت خدا و ازش چیزی بخواین؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    خلاصه من و مادرم با کارامون یه جور همه چیرو به خودشو مامان دختر فهموندیم. و متوجه شدم هم خود دختر و هم مامانش 70 تا 80 درصدی راضین اما بخاطر شرایط من، مامان دختره و بابام کمی دو دلن.
    خوب مادر شما اینجا چیکار کرد؟ خود شما که مستقیم نمیشد برید بگید اما مادرتون دیگه چرا؟ چی شد که مادرتون نرفت با مادر دختر برای خواستگاری رسمی مستقیما اقدام کنه؟ چرا غیر مستقیم و با گوشه کنایه؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    کلیپای سربریدن و شکستن دست و پای مردم عراق و سوریه رو می بینم می گم خدا کجاست؟ با خودم می گم خدا به اونا کمک نمی کنه
    تو صحنه روز عاشورا هم جنایاتی مشابه و بدتر انجام شد؟ آیا خدا وجود نداشت؟ سرنوشت اونهایی که این جنایات سرشون اومد و اونهایی که جنایات رو مرتکب شدن به کجا انجامید؟ الان از اونها چگونه اسم برده میشه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    اون خانم رو دیدم خیلی زیبا بود. واقعا قشنگ بود. و 18 ساله.
    شما چند سالتونه؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    خیلی دوست داشتم با اون دختره ارتباط برقرار کنم اما چون بابام وسط کار بود اصلا نمی تونستم. حتی شمارشم نتونستم گیر بیارم.
    ارتباط به چه قصدی؟ اگه برای دوستی باشه که حرامه و گناه.اگه برای ازدواج باشه هم که باید پس از اقدام رسمی توسط خونواده و با اطلاع خانواده ها باشه

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    اما خوب من با اون دختر اولی که زیبا بود رابطه نداشتم از کجا بدونم اون اخلاقش همینطوری نبوده!؟
    مگر حتما باید ارتباط به مدت طولانی داشته باشید که به چنین نتیجه ای برسید؟ خوب با یه تحقیق و با شرکت در جلسه خواستگاری هم میشه به اخلاق طرف پی برد...

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    حالا خیلی ارتباطم با این دختر صمیمی شده. همین دو روز پیش بود که بهم اس ام اس داد که من با تمام وجود ازت خوشم اومده!...
    اینکه دقیقا بر خلاف چیزیه که گفتید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    با اخلاقه، مذهبیه و... و خدا شاهده تو این مدت خلافه اینو ندیدم. واقعا خوش اخلاقه، باهوشه و سرسنگینو
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    می تونم ولش کنم می ترسم این ترم فاجعه بشه! به امیدش این همه ریاضیارو با هم برداشتم.
    مگر تنها همین یه نفر میتونه بهتون ریاضیات رو یاد بده؟ هیچ کس دیگری از ترم بالایی ها نیست؟
    این نطر رو هم کاملا با تمام جملاتش موافقم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    .اگه قیافه خودتم خوبه تا حدودی حق داری.2.سعی کن زیاد به قیافه اهمیت ندی.چون یه جور وسواس میشه اگه خشگل ترین دختر دنیا هم بهت بدن یه ایرادی توش پیدا میکنی.3.چجوری همه ریاضیا را هم نیاز کردی نمیشه که!!4.پسر درسخون قحط بود رفتی با دختر درس خوندی.(اکثر اوقات رابطه ی حتی کم و در حد حرف زدن وابستگی و علاقه میاره)5.همزمان برو خاستگاری اون یکی دختره و بشناسش.(شمارشم 100درصد بابات داره.هنرجوشه بالاخره)5.اگه دختر پس فردا خورد زمین قیافش عیب دار شد میری طلاقش میدی؟!(اگه من توی موقعیت الانت بودم خاستگاری اون یکی دختره هم میرفتم ببینم شرایطشون چیه و اخلاقش تا حدی دستم بیاد)


  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    2,612
    حضور
    71 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    218
    صلوات
    6003



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    داستان من کمی طولانی هست ببخشید که وقتتون رو می گیرم.
    هوالحق
    سلام بر شما
    اینجا دو مساله مطرح میشه :

    1. اگر بروید سمت دختر اولی ، پس دل دختر دومی چه میشود؟
    2. اگر بروید سمت دختر دومی ، پس حسرت اینکه چرا با دختر اولی اشنا نشدم (شاید اون از این یکی بهتر بود) ، چه میشود؟

    نکته 1 : اگر از دختر اولی خوشتان امده بود چرا رابطه با این دختر برقرار کردید؟
    نکته 2 : ایا تفاوتی نیست بین این دو دختر؟ ( از نظر : سن ، اخلاق ،‌درک و فهم ، رفتار و ..)
    نکته 3 : اگر با دختر اولی ازدواج کنید به هر دلیلی نتوانستید در کنار هم باشید ،‌ایا حسرت دومی به دلتون نمی مونه؟

    تذکر : پاسخ دادن به این سوالات ، عمر نوح میخواهد ! پس :
    یا قید هر دو را بزنید !
    یا راهی رو انتخاب کنید که حسرتی در نهایت نزاره براتون.

    توجه : توجه داشته باشید که همیشه نباید دنبال بهترین ها بود ، باید فردی رو انتخاب کنید که هَمْکُفِ شما باشه.
    چه از لحاظ ظاهری چه باطنی ، تک بُعدی نگاه نکنید به همسر ایندتون.
    به چهار تا شوخی و خنده ، محبت و اینا هم نگاه نکنید همش گذراس..حاشیه رو کنار بزارید و با چشم باز تصمیم بگیرید.

    جمله نهایی :
    گاهی اوقات ادما همه چیزشون رو فدای بدست آوردن دنیای فانی میکنند ، و غافل از اینکه دنیای جاودانه رو از دست دادنه اند.

    عاقبت به خیر باشید یاعلی

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ در ساعت ۲۲:۱۰
    آنچه را که در مزرعه ذهن خود کاشته‌اید درو خواهید کرد
    «You will reap what you plant in your minds farm»



  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    اینو خوب گوش کن
    دختری که من باهاش بودم به لحاظ زیبایی در حدی بود که غیر قابل باور کردنه - جزء دو دهم درصد زیبای جامعه بود. یعنی از هر 500 دختر فقط یکی توانایی رقابت با اون دختر رو داشت . وقتی عکس زیباترین دختران جهان که انتخاب شده بودن رو میدیدم دقیقا در حد اونها زیبا بود. واقعا فوق العاده بود.
    من دو سال با این دختر بودم

    حالا از من بشنو
    اگه تو یه محیطی زندگی کنی که تمام دخترهای اونجا متوسط یا زیر متوسط باشن ، وقتی با یه دختر خیلی خوشگل ازدواج کنی - فقط میتونه یک ماه یا کمتر واست جذابیت و تازگی داشته باشه
    و اگه تو مخیط زندگیت دخترای حتی نه خیلی زیبا بلکه نسبتا زیبا وجود داشته باشن ، این دختر کمتر از یک هفته واست جذابه و تازگی داره

    حواستو جمع کن - ما مردا - مخصوصا توی این مسائل - شدیدا - شدیدا - شدیدا - شدیدا - تنوع طلب هستیم حتی اگه با جامعه و یا خودمون دروغ بگیم.
    پس اگه برای ازدواج زیبایی از مهمترین ملاک هاته - شدیدا توی سن مناسب ازدواجت تجدید نظر کن - یا حداقل تلاشتو شروع کن تا بلکه بزرگتر شی...

    اینم بهت بگم - فکر محال تغییر یک دختر رو از ذهنت بیرون کن - کسی رو بگیر که از اول با خودت و خانوادت و به لحاظ فرهنگی اعتقادی هماهنگی دارین...
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    اینکه ظاهر برای شما مهمه اگر با دختر دومی ازدواج کنین هم به خودتون و هم به ایشون ضربه می زنین. نذارید دیگران روی شما تاثیر بذارن و باعث احساساتی شدنتون بشن خودتونم کمی مراقب باشین و انقدر احساستی عمل نکنید.
    این نظر شخصی من با توجه به حرفهایی که شما زدین بود و در مورد ازدواج با کدومشون ودتون تحقیق کنید و دنبال دختری باشید که زیبایی باطنی و ظاهری هم داشته باشه این هم یادتون باشه که ظاهر پایدار نیست و زیباتر از هرکسی بازم هست.


  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

ملاک زیبایی, مگه میشه خدا به من کمک کنه, مشکلات ازدواج با دختر خوشکل و زیبا, مشاوره فردی, مشاوره قبل از ازدواج, مشاوره مرکز ملی پاسخگویی, مشاوره و تربیت, مشاوره کتبی, مشاوره ازدوا, مشاوره اسلامی, مشاوره به جوانان, مشاوره بعد از ازدواج, مشاوره حوزه, مشاوره خانواده, مشاوره دینی, مشاوره طلبه, مشاوره عشق و عاشقی, معرفی مورد از طریق خواهر, نمی دونم کدوم دختر رو انتخاب کنم, چیکار کنم که خوشگلی برام مهم نباشه, چرا از خدا ناامید شدم, چرا خدا کاری کرد که من شکست عشقی بخورم, چرا خدا کاری برای مردم عراق و یمن و سوریه نمی کنه, چطوری از بند خوشگلی بیام بیرون, آیا خوشگلی و زیبایی در ازدواج مهمه, انتخاب برای ازدواج, انجمن مشاوره ازدواج و خانواده, انجمن ازدواج, انجمن تربیت, اهمیت ملاک زیبایی در ازدواج, اهمیت زیبایی, از دست دادن دختر خوشگل, ازدواج از طریق رابطه, ازدواج با کارآموز پدر, ازدواج با کسی که ظاهرش مورد پسند نیست, ازدواج با خوشگل ترین دختر, ازدواج با دختر 18 ساله خوشگل, ازدواج با دختری که از لحاظ باطن خوبه ولی ظاهر نه, استاد ریاضی دختر, به استاد خانمم علاقه مند شدم, به خاطر شکست عشقی از خدا دور شدم, به ظاهر خیلی حساسم, تردید بین دو دختر, تردید در انتخاب, حسرت برقراری رابطه با دختر, خدا دیگه برای من کاری نمیکنه, خدایی که به مردم یمن کمک نمیکنه به من کمک میکنه؟, دنبال خوشگل ترین دختر میگردم, دور شدن از خدا به خاطر شکست عشقی, دیگه به خدا امیدی ندارم, دختر زیبا, روایت ابا داشتن خدا از خلاف اسباب و مسببات, روایت در مورد اسباب و مسببات, روش خواستگاری از دختر خوشگل, راه های پیدا کردن خوشگل ترین دختر, رابطه با استاد خانم, رابطه شکست عشقی و ناامید از خدا, شکست عاطفی و تردید در ازدواج, علاقه به استاد خانم, عدالت خدا و جنگ عراق و سوریه, عدالت خدا و شکت عشقی, عدالت خداوند

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود