صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جایگاه تولی و تبری در اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    85
    حضور
    4 روز 8 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224

    اشاره جایگاه تولی و تبری در اسلام




    با سلام و خسته نباشید
    عرض تبریک بابت فرارسیدن سال نو و تسلیت بابت ایام فاطمیه
    میخواستم بدانم جایگاه تولی و تبری در اسلام تا چه حد هست؟مثلا ما دشمنان خدا و رسول و ائمه را دشمن میداریم و ابراز برائت میکنیم.از اعمالی که مخالف دستور دین هستند متنفریم ولی از طرف دیگر در سیره حضرت رسول (ص) میخوانیم که ایشان برای به کمال رسیدن اخلاق مبعوث شدند رفتار ایشان حتی با بدترین دشمنانشان نیز با مهربانی و عطوفت صورت میگرفت.به عیادت دشمنان اسلام میرفتند.با اینکه بر سر و صورت مبارک و پاکشان خاک و آشغال میریختند باز هم کینه ای به دل نمیگرفتند و برایشان دعا میکردند به طوریکه در قرآن نیز بخاطر اخلاق نیکشان ستوده شدند و چنانچه اخلاق بدی داشتند مردم کافر اصلا به طرف ایشان نمی آمدند و ایمان نمیاوردند.ممنون میشم جایگاه تولی و تبری و برخورد و وظیفه مسلمانان در عصر حاضر را توضیح دهید.
    مثلا شیعیان باید کجا از دشمنان اسلام و شیعه ابراز برائت کنند؟
    یک شیعه میتواند در دلش از عمر بخاطر رفتارش با حضرت فاطمه زهرا (ع) کینه داشته باشد یا باید نسبت به این فرد کینه داشته باشد؟نوع و برخورد امام علی (ع) با عمر پس از شهادت همسر گرامیشون چطور بود؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۲/۰۴ در ساعت ۰۷:۵۳

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    175 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست





    جایگاه تولی و تبری در اسلام








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام وعرض ادب

    1) شکی نیست که یکی از شاخصه ها ی ایمان حب و بغض در راه خدا می باشد. قرآن كريم در این رابطه مى ‏فرمايد: «لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ»؛[1] هيچ گروهى را كه ايمان به ‏خدا و روز قيامت دارند نمى ‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند؛ هر چند پدران يا فرزندان يا برادران و يا خويشان آنها باشند.

    در روايات اسلامى اين ويژگى به عنوان تمام حقيقت وجودى دين و ايمان شمرده شده است؛ چنانكه در حديثى از امام صادق علیه السلام مى‏ خوانيم كه از حضرتش سؤال كردند، آيا حبّ و بغض از ايمان است؟ در جواب فرمود:
    «و هل الايمان الا الحب و البغض».[2] مشابه همین روایات را در منابع اهل سنت مشاهده می نمائیم که به دو مورد اشاره می گردد.

    ابوداود به سند خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می نماید که آنحضرت فرمودند:«أَفْضَلُ الأَعْمَالِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَالْبُغْضُ فِى اللَّهِ »؛[3] افضل اعمال محبت و بغض در راه خداست.

    در روایت دیگری از آنحضرت نقل شده که آنحضرت فرمودند:«...يا بن مسعود أي عرى الإيمان أوثق؟ قلت الله ورسوله أعلم قال أوثق عرى الإسلام الولاية في الله والحب في الله والبغض في الله...»،[4] ای ابن مسعود کدام دستگیره ی ایمان محکمتر می باشد؟ عرض نمودم خدا ورسولش عالم می باشند، فرمود محکمترین دستگیره ی اسلام ولایت در (راه) خدا و محبت وبغض در راه خداست.

    2) بدیهی است که وظیفه ی اصلی همه ی انبیاء علیهم السلام ودر راس آنان وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هدایت انسانها بوده است و در این راستا آنان از هیچ تلاشی فروگذار ننمودند؛ اما این امر برای کفار و مشرکین تا زمانی بوده که اتمام حجت بر آنان تمام نبوده باشد؛ لذا در قرآن کریم می بینیم که اقوامی به واسطه ی تمرد و اصرار بر انحراف خویش دچار عذاب الهی گردیدند و در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز همین امر به شکل قتال و جنگ با کفار و مشرکین بیان شده است، که البته این امر بعد از هجرت آنحضرت از مکه به سوی مدینه بوده است؛[5]

    همچنان که قرآن کریم در این رابطه می فرماید:
    «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ، فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرِينَ...»؛[6] (اين آيات) اعلام بيزارى (و نسخ پيمان و رفع امان) است از جانب خداوند و فرستاده او، به سوى كسانى از مشركان كه با آنها پيمان بسته‏ايد؛ پس (اى مشركان) چهار ماه (از زمان اعلام برائت) در روى زمين (آزادانه) گردش كنيد و بدانيد كه شما ناتوان‏كننده خدا نيستيد (از چنگ او نتوانيد گريخت) و خداوند خواركننده كافران است.

    «وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُم‏...»؛[7] و هر جا به آنها (به مشركين مكه) دست يافتيد آنها را بكشيد، و از جايى كه شما را بيرون راندند (از مكه) بيرون رانيد.

    بنابراین در مجموعه ی تعالیم و معارف الهی که انبیاء و اولیای الهی بدان آراسته اند؛ همچنان که رافت الهی وجود دارد شدت و حدّت نیز وجود دارد؛ همچنان که قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِير»؛[8] اى پيامبر! با كافران و منافقان جهاد كن، و بر آنها سخت بگير! جايگاهشان جهنم است و چه بد سرنوشتى دارند.

    «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم‏»؛[9] محمّد فرستاده خداست، و كسانى كه همراه اويند در برابر كفّار نيرومند و سرسخت و در ميان خودشان مهربانند.

    3) یکی از واجبات مسلمانان که اجر و مزد رسالت برشمرده شده وجوب محبت عترت علیهم السلام می باشد؛ همچنان که قرآن کریم می فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏...»؛[10]بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى ‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏].

    بدیهی است کسی که محبت عترت را نداشته باشد واجبی از واجبات الهی را انکار نموده است و کافر می باشد و کسی نیز که به حسب ظاهر بر آن اقرار نماید؛ اما در باطن منکر آن بوده باشد منافق می باشد؛ لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر آن بسیار تاکید فرموده و دشمنی خویش را با دشمنان عترت بیان داشتند؛ چنانچه در روایات متعددی چنین مضمونی موجود است:

    «عن زيد بن أرقم : أن رسول الله صلى الله عليه و سلم قال لعلي و فاطمة و الحسن و الحسين أنا حرب لمن حاربتم وسلم لمن سالمتم»؛[11]
    زید بن ارقم می گوید همانا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمودند: من با کسانی که با شما دشمند دشمن هستم و با کسانی که با شما در صلح و دوستی باشند، در صلح و دوستی می باشم.

    4) همچنین یکی از آموزه های دینی مسلمانان که همه ی آنان بر آن اتفاق نظر دارند مساله ی لعن بر ظالمین است.

    خداوند متعال در قرآن كريم 37 بار «لعن» را با انتساب به خویش و يك بار با انتساب به مردم به كار برده است؛ همچنان که با مراجعه به سنت نبوى مشاهده می گردد که پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تعبير «لعن» و مشتقات آنرا در موارد بسيارى، حتى در خصوص مسلمانان و برخى از صحابه ی خویش بکار برده اند.

    5) محل نزاع در بحث لعن نسبت به مصادیق برخی از صحابه است که شیعه معتقد است آنان به اهل بیت علیهم السلام ظلم نمودند و مسیر هدایت را از مسیر خویش منحرف ساختند؛ در حالی که اهل سنت مدعی آنند که چنین امری به وقوع نپیوسته و خلفا بهترین رابطه را با اهل بیت علیهم السلام داشته اند.

    6) بدیهی است که شیعه هیچگاه دوستدار برخی از صحابه ی محبوب در نزد اهل سنت نبوده و نخواهد بود؛ اما چنین امری هیچگاه نباید موجب آن گردد که روابط میان مسلمانان مخدوش گشته و سبب دشمنی میان پیکره ی امت اسلامی گردد؛ زیرا سیره و دستور اهل بیت علیهم السلام همواره بر این تعلق یافته که شیعه با مخالفین خویش رفتاری شایسته داشته و با عملکرد خویش قلوب مخالفین خود را به سوی عترت علیهم السلام جلب نمایند.

    7) در روایات متعددی[12] که مربوط به سیمای اعتقادی شیعه است علاوه بر لعن دشمنان آنها که با عنوانی کلی آمده است، لعن بر برخی از مصادیق و نیز ابراز برائت از آنان نیز مشاهده می گردد که ائمه علیهم السلام شیعه را بدان دستور می دادند؛ اما نکته آنجاست که چنین امری از امامانی صادر گشته که خود در میان اهل سنت زندگی نموده و با آنان حسن معاشرت داشته و محل رجوع آنان بوده اند. براستی اگر امام صادق علیه السلام چنین رویه ای می داشتند که برخی از مصادیق مورد اعتقاد و محبوب اهل سنت را به شکل غیر تقیه ای و در غیر خفا لعن می نمودندو از آنان برائت آشکار می جستند؛ چگونه می توانستند مرجع و ماوای علمی و هدایتی عام و خاص گردند؟

    از این روی بدست می آید که چنین دستوراتی مربوط به اعتقادات مورد تقیه ی شیعه بوده و اهل بیت علیهم السلام خود دستور بر حفظ چنین تقیه ای را داده اند و به عبارتی دیگر روح تقیه حاکم بر پیکره ی اعتقادی و فقهی تشیع در طول تاریخ حیات شیعه بوده است؛
    البته باید توجه داشت چنین تقیه ای مربوط به بنی امیه نمی باشد؛ زیرا ظلم و جنایت آنان امری آشکار بر همگان بوده است.

    بنابراین برائت و بیزاری از غاصبین حقوق عترت علیهم السلام امری است که باید در نهاد و اعتقادات هر شیعه ای جای داشته باشد و چنین امری نیز به واسطه ی ادله ی قطعی در نزد شیعه می باشد؛ منتهی سخن بر سر آن است که شیعه با این حال از اموری که موجب افتراق میان پیکره ی مسلمین می گردد پرهیز می نماید؛ لذا از آشکار نمودن چنین اعتقادی در فضای عمومی اجتماع مسلمین نهی شده است.


    در پایان توجه شما را به قسمتی از سخنان حضرت آیت الله وحید خراسانی (دام ظله العالی) را که در دیدار دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی بیان داشته شده می نمایم:


    «دین اسلام، دین رحمت و رسول اسلام، رسول رحمت است، این دین، آن رفتار پیغمبر و امیرالمؤمنین جایی برای حرکت‏ های تکفیری و این تندی‏ها باقی نمی گذارد، فقاهت در این گونه جریانها از بین رفته است، سب و لعن علنی جایز نیست و دستور خود ائمه بر خلاف این است.

    ایشان افزودند: در روایات دو مطلب آمده یکی نفی و دیگری اثبات. نفی این که نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد و به مقدسات آنها توهین نمود و لعن وسبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت علیهم السلام و معارف آنها می‏ شود، دیگر این که فرمودند در نمازهای جماعت آنها شرکت و به آنها محبت کنید، از مرضای آنها عیادت و سخنان و معارف مارا برای آنها بیان کنید.[13]



    [1] . المجادله،22.

    [2] . الكافى، ج 2، ص 124، حديث 5.

    [3] . سنن ابی داود، ح4601، دار الكتاب العربي ـ بيروت.

    [4] . المعجم الصغیر، الطبرانی، ج1، ص372، ح: 624؛ المستدرک علی الصحیحین، الحاکم النیسابوری، ج2،ص 522، ح:3790، دارالکتب العلمیة و..

    [5] . شرایط مکه بواسطه اقلیت مسلمانان اینگونه اقتضاء می نمود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به گونه ی تقیه ای عمل نموده باشند.

    [6] . التوبه، 2-1.

    [7] . البقره،192-191.

    [8] . التوبه، 73.

    [9] . الفتح، 29.

    [10] . الشوری، 23.

    [11] . سنن الترمذی، ح:3870،باب فضل فاطمه علیها السلام.

    [12] .هرچند که مصادر این قبیل روایات معمولا ضعیف و مرسل ودر برخی موارد غیر قابل قبول می باشد؛ اما مجموعا و به لحاظ محتوایی دلالت بر تبری از افراد خاصی می نمایند. در مقابل این روایات امر به تقیه با اسنادی قطعی بدست ما رسیده که حاکم بر دسته ی نخست روایات می باشد.

    [13] . http://www.tasnimnews.com/Home/Single/381048.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۱/۱۰ در ساعت ۰۵:۵۵
    جایگاه تولی و تبری در اسلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست ها

    نوع و برخورد امام علی (ع) با عمر پس از شهادت همسر گرامیشون چطور بود؟

    با سلام و عرض ادب

    بدیهی است که رابطه ی حضرت امیر علیه السلام با خلیفه ی دوم رابطه ای دوستانه نبوده است؛ هر چند آنحضرت بر اساس مصالح مسلمین در مواردی به وی مشورت داده اند.

    در صحیح بخاری و مسلم به شکل اجمال کراهت آنحضرت بعد از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و حضرت صدیقه ی طاهره علیها السلام از دیدار خلیفه ی دوم بیان داشته شده؛ آنجا که بیان گردیده بعد از شهادت حضرت صدیقه علیها السلام مردم توجهی به امام علی علیه السلام نمی نمودند؛ لذا آنحضرت کسی را بدنبال ابوبکر فرستاد که تو بیا و کسی را به همراه خویش نیاور و این امر بخاطر کراهت حضرت امیر علیه السلام از دیدار با عمر بن خطاب بوده است:

    «وَلَمْ يَكُنْ بَايَعَ تِلْكَ الأَشْهُرَ فَأَرْسَلَ إِلَى أَبِى بَكْرٍ أَنِ ائْتِنَا وَلاَ يَأْتِنَا مَعَكَ أَحَدٌ - كَرَاهِيَةَ مَحْضَرِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ - فَقَالَ عُمَرُ لأَبِى بَكْرٍ وَاللَّهِ لاَ تَدْخُلْ عَلَيْهِمْ وَحْدَكَ».[1]

    موفق باشید.










    [1]. صحیح مسلم، باب قَوْلِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- « لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ »،ح:4679، دارالجیل.
    جایگاه تولی و تبری در اسلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28774



    تولی بود عشق اهل یمن
    که چون لاله پر پر شده در چمن
    تبری بود لعن آل سعود
    یمن را نموده پر از خون ودود


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    85
    حضور
    4 روز 8 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    با سلام مجدد و تشکر بخاطر پاسختون
    ببخشید پس چرا حضرت علی (ع) اسم فرزنداشون ابوبکر و عمر گذاشتند و یکی از دخترانشون به عقد عمر درآوردند؟
    سوال بعدیم اینه که الان یک مسلمان در برخورد با کافر باید رفتار قهری داشته باشد یا با برخورد همراه با عطوفت و اخلاق او را به خود جذب کند تا شانس شناختش نسبت به اسلام افزایش یابد؟


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    السلام علیک یا فاطمه الزهراء س

    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست ها
    ببخشید پس چرا حضرت علی (ع) اسم فرزنداشون ابوبکر و عمر گذاشتند و یکی از دخترانشون به عقد عمر درآوردند؟
    این مساله را اساتید بسیار این جا جواب دادند و ما هم بسیار با وهابیت در این جا در این مورد بحث کردیم وان چه محفوظ است برای این شبهه حداقل 10 جواب یک نفری خوب کار کرده بود
    این قضیه این جور نبوده است و و اهل سنت می گند{البته با زبان بی زبونی
    حالا متن زیر را بخوانید متوجه می شود این که اسم فرزند حضرت علی ع ابوبکر وعمر بوده است کذب است

    اولا ابوبکر اسم نیست بلکه کنیه است ::

    ابن اثیر :
    تحت عنوان کتاب الکنی اسم ابوبکر را می آورد اسد الغابه ج6ص3
    5737- أبو بكر الصديق
    ب: أبو بكر الصديق رضي الله عَنْهُ واسمه: عبد الله بن عثمان، وقد تقدم ذكره ونسبه ومناقبه فِي ترجمة اسمه، وقد ذكرنا هناك الاختلاف فِي اسمه، وأمه سلمى بنت صخر بن عَامِر بن كعب، وهي ابنة عم أبيه.
    2846 روى حبيب بن الشهيد، عن ميمون بن مهران، عن يزيد بن الأصم، أن النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لأبي بكر: " من أكبر، أنا أو أنت؟ " قَالَ: أنت أكبر، وأكرم وخير مني، وأنا أسن منك.
    وهذا لا يعرف إلا بهذا الإسناد، وَالَّذِي عَلَيْهِ أهل العلم، أن سن أبي بكر يكمل مع مدة خلافته بمقدار سن رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أبو عمر.


    اسد الغابه ج6 ص 34

    ابن اثیر از علمای بزرگ اهل سنت اسم ابوبکر خلیفه اول را در کتاب کنیه ها می آورد ومیگوید اسم او عبدالله بن عثمان بوده است

    هم چنین اختلاف است در اسم ابوبکر عبدالکعبه هم به عنوان اسم امده است همانطور که در کتب اهل سنت هم امده است :

    أَبُو بَكْر الصِّدِّيق، خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. اسمه عبد الله - ويقال: عتيق - بن أبي قُحافة عُثْمَانَ بْن عَامِرِ بْن عَمْرِو بْنِ كَعْبِ بْنِ سَعْدِ بْنِ تَيْمِ بْنِ مُرَّةَ بْن كعب بْن لؤي القرشي التَّيْميّ رضي الله عنه

    تاریخ السلام ج2ص60



    در مورد اسم فرزند حضرت علی ع دو نقل امده است
    محمد بن علي قيل هو أبو بكر بن علي (عليه السلام)
    واسمه محمد الأصغر أو عبد الله وأمه ليلى بنت مسعود بن خالد بن مالك بن ربعي بن سلمى بن جندل... بن زيد مناة بن تميم قتله رجل من بني أبان بن دارم.
    انظر مقتل الحسين لأبي مخنف: ١٨٦ - ١٨٧ هامش رقم ١ نقلا عن إبصار العين: ٣٦ ط النجف. وانظر تاريخ الطبري: ٤
    / ٣٤٣ بلفظ: محمد بن علي، والفتوح: ٣ / ١٢٨

    عبدالله یا محمد اصغر حالا اینکه اگه محبتی بین حضرت علی ع و ابوبکر بود حداقل باید می گذاشتند اسمی مثل عتیق نه اسم رایجی مثل عبدالله

    در مورد اسم عمر شیعه و سنی همه نقل کردند که عمرو بوده است نه عمر ::


    36023 - خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُوسَى، قَالَ: أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، قَالَ: «أَوَّلُ مَنْ دُفِنَ بِالْبَقِيعِ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ ثُمَّ اتَّبَعَهُ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»

    مصنف ابن ابی شیبه ج7ص273
    از شیعه :

    1128 - عمرو بن علي بن أبي طالب ى ( جخ ) معروف .
    رجال بن داوود ص145


    هم چنین کتب دیگر هم ذکر کرده اند :

    - محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب أخرج له الترمذي عن جده عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم حديث إذا عملت أمتي خمس عشرة خصلة حل
    جامع التحصیل ج1ص267

    در طبقات ابن خیاط امده است :
    ص 417 : المدنيون في الطبقة الثانية من المهاجرين ثم من قريش ثم من بني هاشم . . . حسن بن حسن بن علي . المدنيون في الطبقة الثانية من المهاجرين ثم من قريش ثم من بني هاشم . . . محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب .

    چرا فقط عمر بن خطاب ؟؟؟مگر عمر دیگر در ان زمان نداریم بالعکس قرینه ی خیلی قوی تر وجود دارد که اگر ما طبق اینگونه تفکر بریم جلو می بینیم که سخن زیر به شدت قوی تر است ::
    یکی از اصحاب پیامبر عمر بن ابی سلمه است که نرم افزار وهابیت مکتبه شامله به صحابی بودن این شخص بزرگوار اقرار کرده است ::

    الاسم : عمر بن أبى سلمة : عبد الله بن عبد الأسد القرشى المخزومى ، أبو حفص المدنى ( ربيب النبى ; أمه أم سلمة زوج النبى )
    المولد : 2 هـ بـ الحبشة
    الطبقة : 1 : صحابى
    الوفاة : 83 هـ على الصحيح بـ المدينة
    روى له : خ م د ت س ق ( البخاري - مسلم - أبو داود - الترمذي - النسائي - ابن ماجه )
    رتبته عند ابن حجر : صحابى
    رتبته عند الذهبي : صحابى

    این شخص کسی بود که در جنگ جمل با حضرت علی ع شهید و هم چنین ولی حضرت علی ع در بحرین بود :

    همانطور که دو کتب معتبر اهل سنت اقرار کرده اند

    (1882) عمر بْن أَبِي سَلَمَة بْن عبد الأسود بن هلال بن عبد الله بن عمر بْن مخزوم القرشي الْمَخْزُومِيّ،
    ربيب رَسُول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم، أمه أم سلمة المخزومية أم المؤمنين، يكنى أَبَا حفص. ولد فِي السنة الثانية من الهجرة بأرض الحبشة.
    وقيل: إنه كَانَ يَوْم قبض رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ابْن تسع سنين، وشهد مع علي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الجمل، واستعمله علي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ على فارس والبحرين.
    وتوفي بالمدينة فِي خلافة عَبْد الْمَلِكِ بْن مَرَوَان سنة ثلاث وثمانين. حفظ عَنْ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وروى عَنْهُ أحاديث. وروى عَنْهُ سَعِيد بْن المسيب، وَأَبُو أمامة بْن سَهْل بْن حنيف، وعروة بن الزبير.


    الاستيعاب في معرفة الأصحاب ج3 ص 1158-1159
    در جای دیگر هست :
    5756- عمر بن أبي سلمة:
    بن عبد الأسد «2» ، ابن عمّ الّذي قبله، وهو ربيب النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم.
    أمه أمّ سلمة أم المؤمنين، ولد بالحبشة في السنة الثانية، وقيل قبل ذلك، وقبل الهجرة إلى المدينة، ويدلّ عليه قول عبد اللَّه بن الزبير: كان أكبر منه بسنتين.
    وكان يوم الخندق هو وابن الزبير في الخندق في أطم حسان بن ثابت.
    وروى عن النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم أحاديث في الصحيحين وغيرهما، وعن أبيه.
    روى عنه ابنه محمّد، وسعيد بن المسيّب، وعروة، وأبو أمامة بن سهل، ووهب بن كيسان، وغيرهم.
    ومن حديثه ما رواه عمرو بن الحارث، عن عبد ربه بن سعيد، عن عبد اللَّه بن كعب الحميري، عن عمر بن أبي سلمة، قال: سألت النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم عن قبلة الصائم، قال: «سل هذه- لأمّ سلمة» . فقلت: «غفر اللَّه لك» . قال: «إنّي أخشاكم للَّه وأتقاكم» .
    أخرجه مسلم.
    وفي «الصّحيحين» من رواية وهب بن كيسان عنه أنّ النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم، قال له: «ادن يا بني فسمّ اللَّه وكل بيمينك وكل ممّا يليك» .
    قال الزّبير: وولي البحرين زمن علي، وكان قد شهد معه الجمل
    الاصابه ج4ص487

    خوب الان من می گم این شخص خیلی قوی تر است که حضرت علی ع اسم ان فرزند را به اسم ایشون گذاشته است نه ابوبکر وعمری که از بس رابطه دوستان داشتند اون دومی و اولی میاند فرزندش را سقط می کنند در خانه را می شکنند حضرت زهرا س طی این قضیه به شهادت می رسد عجب محبتی بوده است !!!

    حالا در این قضیه جواب های مختلفی داده شده است در سایت های مختلف که به دلایلی بسیار کم اشاره کردیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست ها
    یکی از دخترانشون به عقد عمر درآوردند؟
    این قضیه هم اهل سنت جور دیگر نقل کردند که ان دختر دختر ابوبکر بوده است نه دختر حضرت علی ع

    ام کلثومی که همسر عمر بوده است دختر ابوبکر بوده است اقای در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات ج 2ص 630 می گوید :
    ام کلثوم دختر ابوبکر بوده است وام کلثوم هذه تزوج عمر بن خطاب

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,128
    حضور
    136 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19224



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست ها
    ببخشید پس چرا حضرت علی (ع) اسم فرزنداشون ابوبکر و عمر گذاشتند و یکی از دخترانشون به عقد عمر درآوردند؟
    سلام به همه
    درست یا غلط بودن این موضوع رو که دوست عزیزم "ammarshia" توضیح دادند

    اما به فرض اینکه این موضوع صحیح باشه ، باز هم دلیل کاملی برای اثبات وجود تفاهم در بین افراد مورد بحث نیست

    همین الان افراد خلافکار و قاتلی پیدا میشن که نام محمد دارن ، آیا معناش اینه که این افراد با پیامبر(ص) تفاهم دارن؟!!
    یا افراد خوب و مؤمنی پیدا میشن که نام افراد منفی در تاریخ رو دارن (مثلاً کسی نام چنگیز داره هم اسم چنگیزخان مغول)
    آیا معناش اینه که این افرادِ مؤمن با چنگیز خان مغول تفاهم دارن؟!!

    مشکل هرگز با اسم نبوده و نیست
    اگر می بینید مثلاً در ایران تمایلی برای گذاشتن اسامی مثل ابوبکر ، عمر یا..... بین شیعیان نیست دو دلیل داره

    1 - تا اسامی مثل محمد ، علی ، حسن ، حسین و..... هست ، شیعه سراغ اسم دیگه ای نمیره

    2 - یک سری اعتقادات بین شیعیان وجود داره که باعث میشه تمایلی به گذاشتن این اسامی نداشته باشن

    اما نکته اینه که هیچکدوم از دو دلیل بالا ، ارتباطی با بد بودن خود این اسامی نداره و وقتی اسمی بد نیست ، ممکنه شخصی به دلیل علاقه به اون اسم ، برای فرزندش انتخابش کنه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,128
    حضور
    136 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19224



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست ها
    سوال بعدیم اینه که الان یک مسلمان در برخورد با کافر باید رفتار قهری داشته باشد یا با برخورد همراه با عطوفت و اخلاق او را به خود جذب کند تا شانس شناختش نسبت به اسلام افزایش یابد؟
    در برخورد با کدوم کافر؟

    یک روز شما دارید از جایی رد میشید و می بینید کسی داره مواد مخدر استفاده میکنه
    اینجا شما باید با برخورد همراه با مهربانی ، اون فرد رو به راه درست راهنمایی کنید

    یک روز هم دارید با همسرتون از جایی رد میشید. یه خلافکار با قمه به شما و همسرتون حمله میکنه
    اینجا شما چکار میکنید؟


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    85
    حضور
    4 روز 8 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    نقل قول نوشته اصلی توسط ammarshia نمایش پست ها
    السلام علیک یا فاطمه الزهراء س


    این مساله را اساتید بسیار این جا جواب دادند و ما هم بسیار با وهابیت در این جا در این مورد بحث کردیم وان چه محفوظ است برای این شبهه حداقل 10 جواب یک نفری خوب کار کرده بود
    این قضیه این جور نبوده است و و اهل سنت می گند{البته با زبان بی زبونی
    حالا متن زیر را بخوانید متوجه می شود این که اسم فرزند حضرت علی ع ابوبکر وعمر بوده است کذب است

    اولا ابوبکر اسم نیست بلکه کنیه است ::

    ابن اثیر :
    تحت عنوان کتاب الکنی اسم ابوبکر را می آورد اسد الغابه ج6ص3
    5737- أبو بكر الصديق
    ب: أبو بكر الصديق رضي الله عَنْهُ واسمه: عبد الله بن عثمان، وقد تقدم ذكره ونسبه ومناقبه فِي ترجمة اسمه، وقد ذكرنا هناك الاختلاف فِي اسمه، وأمه سلمى بنت صخر بن عَامِر بن كعب، وهي ابنة عم أبيه.
    2846 روى حبيب بن الشهيد، عن ميمون بن مهران، عن يزيد بن الأصم، أن النَّبِيّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لأبي بكر: " من أكبر، أنا أو أنت؟ " قَالَ: أنت أكبر، وأكرم وخير مني، وأنا أسن منك.
    وهذا لا يعرف إلا بهذا الإسناد، وَالَّذِي عَلَيْهِ أهل العلم، أن سن أبي بكر يكمل مع مدة خلافته بمقدار سن رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أبو عمر.


    اسد الغابه ج6 ص 34

    ابن اثیر از علمای بزرگ اهل سنت اسم ابوبکر خلیفه اول را در کتاب کنیه ها می آورد ومیگوید اسم او عبدالله بن عثمان بوده است

    هم چنین اختلاف است در اسم ابوبکر عبدالکعبه هم به عنوان اسم امده است همانطور که در کتب اهل سنت هم امده است :

    أَبُو بَكْر الصِّدِّيق، خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. اسمه عبد الله - ويقال: عتيق - بن أبي قُحافة عُثْمَانَ بْن عَامِرِ بْن عَمْرِو بْنِ كَعْبِ بْنِ سَعْدِ بْنِ تَيْمِ بْنِ مُرَّةَ بْن كعب بْن لؤي القرشي التَّيْميّ رضي الله عنه

    تاریخ السلام ج2ص60



    در مورد اسم فرزند حضرت علی ع دو نقل امده است
    محمد بن علي قيل هو أبو بكر بن علي (عليه السلام)
    واسمه محمد الأصغر أو عبد الله وأمه ليلى بنت مسعود بن خالد بن مالك بن ربعي بن سلمى بن جندل... بن زيد مناة بن تميم قتله رجل من بني أبان بن دارم.
    انظر مقتل الحسين لأبي مخنف: ١٨٦ - ١٨٧ هامش رقم ١ نقلا عن إبصار العين: ٣٦ ط النجف. وانظر تاريخ الطبري: ٤
    / ٣٤٣ بلفظ: محمد بن علي، والفتوح: ٣ / ١٢٨

    عبدالله یا محمد اصغر حالا اینکه اگه محبتی بین حضرت علی ع و ابوبکر بود حداقل باید می گذاشتند اسمی مثل عتیق نه اسم رایجی مثل عبدالله

    در مورد اسم عمر شیعه و سنی همه نقل کردند که عمرو بوده است نه عمر ::


    36023 - خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُوسَى، قَالَ: أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، قَالَ: «أَوَّلُ مَنْ دُفِنَ بِالْبَقِيعِ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ ثُمَّ اتَّبَعَهُ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»

    مصنف ابن ابی شیبه ج7ص273
    از شیعه :

    1128 - عمرو بن علي بن أبي طالب ى ( جخ ) معروف .
    رجال بن داوود ص145


    هم چنین کتب دیگر هم ذکر کرده اند :

    - محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب أخرج له الترمذي عن جده عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم حديث إذا عملت أمتي خمس عشرة خصلة حل
    جامع التحصیل ج1ص267

    در طبقات ابن خیاط امده است :
    ص 417 : المدنيون في الطبقة الثانية من المهاجرين ثم من قريش ثم من بني هاشم . . . حسن بن حسن بن علي . المدنيون في الطبقة الثانية من المهاجرين ثم من قريش ثم من بني هاشم . . . محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب .

    چرا فقط عمر بن خطاب ؟؟؟مگر عمر دیگر در ان زمان نداریم بالعکس قرینه ی خیلی قوی تر وجود دارد که اگر ما طبق اینگونه تفکر بریم جلو می بینیم که سخن زیر به شدت قوی تر است ::
    یکی از اصحاب پیامبر عمر بن ابی سلمه است که نرم افزار وهابیت مکتبه شامله به صحابی بودن این شخص بزرگوار اقرار کرده است ::

    الاسم : عمر بن أبى سلمة : عبد الله بن عبد الأسد القرشى المخزومى ، أبو حفص المدنى ( ربيب النبى ; أمه أم سلمة زوج النبى )
    المولد : 2 هـ بـ الحبشة
    الطبقة : 1 : صحابى
    الوفاة : 83 هـ على الصحيح بـ المدينة
    روى له : خ م د ت س ق ( البخاري - مسلم - أبو داود - الترمذي - النسائي - ابن ماجه )
    رتبته عند ابن حجر : صحابى
    رتبته عند الذهبي : صحابى

    این شخص کسی بود که در جنگ جمل با حضرت علی ع شهید و هم چنین ولی حضرت علی ع در بحرین بود :

    همانطور که دو کتب معتبر اهل سنت اقرار کرده اند

    (1882) عمر بْن أَبِي سَلَمَة بْن عبد الأسود بن هلال بن عبد الله بن عمر بْن مخزوم القرشي الْمَخْزُومِيّ،
    ربيب رَسُول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم، أمه أم سلمة المخزومية أم المؤمنين، يكنى أَبَا حفص. ولد فِي السنة الثانية من الهجرة بأرض الحبشة.
    وقيل: إنه كَانَ يَوْم قبض رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ابْن تسع سنين، وشهد مع علي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ الجمل، واستعمله علي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ على فارس والبحرين.
    وتوفي بالمدينة فِي خلافة عَبْد الْمَلِكِ بْن مَرَوَان سنة ثلاث وثمانين. حفظ عَنْ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وروى عَنْهُ أحاديث. وروى عَنْهُ سَعِيد بْن المسيب، وَأَبُو أمامة بْن سَهْل بْن حنيف، وعروة بن الزبير.


    الاستيعاب في معرفة الأصحاب ج3 ص 1158-1159
    در جای دیگر هست :
    5756- عمر بن أبي سلمة:
    بن عبد الأسد «2» ، ابن عمّ الّذي قبله، وهو ربيب النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم.
    أمه أمّ سلمة أم المؤمنين، ولد بالحبشة في السنة الثانية، وقيل قبل ذلك، وقبل الهجرة إلى المدينة، ويدلّ عليه قول عبد اللَّه بن الزبير: كان أكبر منه بسنتين.
    وكان يوم الخندق هو وابن الزبير في الخندق في أطم حسان بن ثابت.
    وروى عن النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم أحاديث في الصحيحين وغيرهما، وعن أبيه.
    روى عنه ابنه محمّد، وسعيد بن المسيّب، وعروة، وأبو أمامة بن سهل، ووهب بن كيسان، وغيرهم.
    ومن حديثه ما رواه عمرو بن الحارث، عن عبد ربه بن سعيد، عن عبد اللَّه بن كعب الحميري، عن عمر بن أبي سلمة، قال: سألت النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم عن قبلة الصائم، قال: «سل هذه- لأمّ سلمة» . فقلت: «غفر اللَّه لك» . قال: «إنّي أخشاكم للَّه وأتقاكم» .
    أخرجه مسلم.
    وفي «الصّحيحين» من رواية وهب بن كيسان عنه أنّ النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم، قال له: «ادن يا بني فسمّ اللَّه وكل بيمينك وكل ممّا يليك» .
    قال الزّبير: وولي البحرين زمن علي، وكان قد شهد معه الجمل
    الاصابه ج4ص487

    خوب الان من می گم این شخص خیلی قوی تر است که حضرت علی ع اسم ان فرزند را به اسم ایشون گذاشته است نه ابوبکر وعمری که از بس رابطه دوستان داشتند اون دومی و اولی میاند فرزندش را سقط می کنند در خانه را می شکنند حضرت زهرا س طی این قضیه به شهادت می رسد عجب محبتی بوده است !!!

    حالا در این قضیه جواب های مختلفی داده شده است در سایت های مختلف که به دلایلی بسیار کم اشاره کردیم


    این قضیه هم اهل سنت جور دیگر نقل کردند که ان دختر دختر ابوبکر بوده است نه دختر حضرت علی ع

    ام کلثومی که همسر عمر بوده است دختر ابوبکر بوده است اقای در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات ج 2ص 630 می گوید :
    ام کلثوم دختر ابوبکر بوده است وام کلثوم هذه تزوج عمر بن خطاب
    ممنون بخاطر مطالبتون
    در مورد قسمت دوم (ازدواج نکردن دختر امام علی با عمر) آیا منابع معتبر بیشتری از اهل سنت دارین؟ممنون بیشتر منابع بیشتری اینجا بگذارین

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود