صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک دلیل قانع کننده برای خودکشی نکردن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    10
    حضور
    6 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    30

    اشاره یک دلیل قانع کننده برای خودکشی نکردن





    بسم الله الرحمن الرحیم


    چیزی که میخواستم بگم رو میخواستم توی این تاپیک:

    http://www.askdin.com/thread19074-15.html

    بگم ولی خب تاپیک بسته شده بود.

    یه زمانی یه متنی خوندم که می گفت : خودکشی راهیه که به خدا بگیم که تو نمیتونی تصمیم بگیری من کی بمیرم
    اون موقع با خودم گفتم چه چیز بی ادبانه ایه برای گفتن به خدا اما الان کم کم دارم باهاش موافق میشم. از اون جایی که امیدوارم جوابی برای سوالم باشه دارم می پرسم، وگرنه هرگز کار الکی نمی کردم اما میخواستم بگم که چون بقیه خیلی خیلی متفاوت با من فکر می کنن ممکنه حتی متوجه نشید من دقیقاً میخوام چی بگم. به هر حال من تلاشمو برای پرسیدن می کنم.
    سوال اساسی من (که مطمئنم جوابشو نمیدونید) اینه که چرا ما هستیم؟ ولی از اون جایی که با خیلی ها که فکر می کردم ممکنه چیزی بدونن صحبت کردم و آخرش به این رسیدم که کسی جوابی نداره، سوالی که میخوام بپرسم چیز غیر اساسی تری هست با این مضمون که : چه دلیلی داره الان به زندگی ادامه بدیم؟
    اگه واقعاً بخوام خودکشی بکنم میتونم اما از خودکشی با درد می ترسم و فعلاً دنبال راهی اسان تر و بدون درد می گردم ولی پیدا نکردم
    پس تصمیم گرفتم دنبال دلیل برای انجام ندادنش بگردم شاید یه فرجی شد.
    قضیه اینه که یک نفر گفت : تو مگه اومدنت با خودت بود که رفتنت بخواد با خودت باشه؟
    مشکل از همین جاست. اومدنمون با خودمون نبود. من انتخاب نکردم به دنیا بیام، پس الان باید حق رفتن داشته باشم، وگرنه خدا عادل نیست (=مارو به زور آورده و به زور میخواد نگه داره) و مشکل دوم قضیه "رفتن" هست. اگه زندگی پس از مرگ وجود داشته باشه پس مرگ به هیچ وجه "رفتن" نیست و یه جورایی حتی "اومدن" هم محسوب میشه.
    بعضی ها میگن خدا لطف کرده و ما رو خلق کرده. من متوجه نمیشم که منظور از این "لطف" چیه ؟ چرا باید وجود داشته باشیم، وقتی که میتونستیم وجود نداشته باشیم؟ یه زمانی یک نفر از من پرسید که بین "هستی" و "نیستی" کدوم ارجحیت داره؟ من گفتم هستی، اما الان میبینم که نه تنها جواب غلط بوده، بلکه سوال هم غلط بوده. چون نیستی و هستی دو تا چیز هستن که تعریف نشدنی ان و نمیشه ارجحیت رو در این دو مقایسه کرد.
    شاید یه نفر به خاطر احساس گناه بخواد خودکشی کنه ولی من به خاطر احساس پوچی میخوام خودکشی کنم. قطعاً اگه قرار بود زندگی تشکیل شده از چیزهای عالی و خوب و قشنگ باشه من اعتراضی نمی کردم ولی اونقدر چیزهای دوست نداشتنی وجود داره که دیگه تحملش برام مشکله و من یه جورایی میخوام خودکشی کنم تا ببینم بعدش چی میشه. به امید این که چیز قشنگ تر و هیجان انگیز تری بعدش باشه یا حتی بهتر از اون: بعدش هیچی نباشه
    چیزی که من احساس می کنم (با توجه به این که شما احتمالاً خدا رو به عنوان وجودی مبرا از هر کاستی و زشتی می پرستید) چیزیه که شما باهاش با شدت برخورد می کنید و اصلاً قابل قبولتون نیست. ولی یک لحظه سعی کنید بدون پیش فرض و پیش داوری بهش نگاه کنید، سعی کنید قبل از جواب دادن جمله رو کامل بخونید و فکر کنید. من به هیچ وجه نمیخوام به عقایدتون توهین بشه و باور کنید من برای رسیدن به جواب به این جا اومدم و من امیدوارم که جوابی وجود داشته باشه. چیزی که من احساس می کنم اینه که خدا حق نداشت ما رو به وجود بیاره. اگه دوست دارید ادامش رو هم بشنوید : خدا میدونست و میدونه که ما موجوداتی گناهکاریم ولی بهمون اختیار داد. اختیار گناه کردن. اون میدونست که ما دنیای کوچیک خودمونو پر از بدی می کنیم اما ما رو به وجود آورد و بعد ما رو به خاطر بدی هایی که کردیم مجازات می کنه. بدی هایی که اگه اون ما رو به وجود نمی آورد وجود نداشتن. + وقتی ما رو به وجود آورد، بدون هیچ حرفی و هیچ حق انتخابی توی شکم مادرمون گذاشت و ما کاملاً ناخواسته وارد دنیایی پر از از بدی شدیم. (من قبول ندارم که خدا قبلاً از ما پرسیده که میخوایم باشیم یا نه و ما گفتیم بله. این کاملاً غلطه چون خدا قبل از این که بخواد از ما چیزی بپرسه باید ما رو خلق می کرد). پس در قبال گناه هایی که می کنیم مسئوله. همین طور در قبال کسی که نخواد وجود داشته باشه. اگه قراره این خدا، خدای عادلی باشه پس نباید به زور ما رو وادار به زندگی کنه.


    خیلی ممنون که حرف هام رو خوندید و خیلی ممنون تر می شم اگه وقت بذارید و جوابم رو بدید. به امید این که هممون به هر جوابی که میخوایم برسیم.



    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۹:۳۱

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362



    با نام و یاد دوست





    یک دلیل قانع کننده برای خودکشی نکردن








    کارشناسان بحث: استاد رئوف و استاد راهنما

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۱/۱۵ در ساعت ۱۳:۰۵ دلیل: درج نام کارشناس پاسخگوی دوم

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,334
    حضور
    28 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3973



    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم


    چیزی که میخواستم بگم رو میخواستم توی این تاپیک:

    http://www.askdin.com/thread19074-15.html

    بگم ولی خب تاپیک بسته شده بود.

    یه زمانی یه متنی خوندم که می گفت : خودکشی راهیه که به خدا بگیم که تو نمیتونی تصمیم بگیری من کی بمیرم
    اون موقع با خودم گفتم چه چیز بی ادبانه ایه برای گفتن به خدا اما الان کم کم دارم باهاش موافق میشم. از اون جایی که امیدوارم جوابی برای سوالم باشه دارم می پرسم، وگرنه هرگز کار الکی نمی کردم اما میخواستم بگم که چون بقیه خیلی خیلی متفاوت با من فکر می کنن ممکنه حتی متوجه نشید من دقیقاً میخوام چی بگم. به هر حال من تلاشمو برای پرسیدن می کنم.
    سوال اساسی من (که مطمئنم جوابشو نمیدونید) اینه که چرا ما هستیم؟ ولی از اون جایی که با خیلی ها که فکر می کردم ممکنه چیزی بدونن صحبت کردم و آخرش به این رسیدم که کسی جوابی نداره، سوالی که میخوام بپرسم چیز غیر اساسی تری هست با این مضمون که : چه دلیلی داره الان به زندگی ادامه بدیم؟
    اگه واقعاً بخوام خودکشی بکنم میتونم اما از خودکشی با درد می ترسم و فعلاً دنبال راهی اسان تر و بدون درد می گردم ولی پیدا نکردم
    پس تصمیم گرفتم دنبال دلیل برای انجام ندادنش بگردم شاید یه فرجی شد.
    قضیه اینه که یک نفر گفت : تو مگه اومدنت با خودت بود که رفتنت بخواد با خودت باشه؟
    مشکل از همین جاست. اومدنمون با خودمون نبود. من انتخاب نکردم به دنیا بیام، پس الان باید حق رفتن داشته باشم، وگرنه خدا عادل نیست (=مارو به زور آورده و به زور میخواد نگه داره) و مشکل دوم قضیه "رفتن" هست. اگه زندگی پس از مرگ وجود داشته باشه پس مرگ به هیچ وجه "رفتن" نیست و یه جورایی حتی "اومدن" هم محسوب میشه.
    بعضی ها میگن خدا لطف کرده و ما رو خلق کرده. من متوجه نمیشم که منظور از این "لطف" چیه ؟ چرا باید وجود داشته باشیم، وقتی که میتونستیم وجود نداشته باشیم؟ یه زمانی یک نفر از من پرسید که بین "هستی" و "نیستی" کدوم ارجحیت داره؟ من گفتم هستی، اما الان میبینم که نه تنها جواب غلط بوده، بلکه سوال هم غلط بوده. چون نیستی و هستی دو تا چیز هستن که تعریف نشدنی ان و نمیشه ارجحیت رو در این دو مقایسه کرد.
    شاید یه نفر به خاطر احساس گناه بخواد خودکشی کنه ولی من به خاطر احساس پوچی میخوام خودکشی کنم. قطعاً اگه قرار بود زندگی تشکیل شده از چیزهای عالی و خوب و قشنگ باشه من اعتراضی نمی کردم ولی اونقدر چیزهای دوست نداشتنی وجود داره که دیگه تحملش برام مشکله و من یه جورایی میخوام خودکشی کنم تا ببینم بعدش چی میشه. به امید این که چیز قشنگ تر و هیجان انگیز تری بعدش باشه یا حتی بهتر از اون: بعدش هیچی نباشه
    چیزی که من احساس می کنم (با توجه به این که شما احتمالاً خدا رو به عنوان وجودی مبرا از هر کاستی و زشتی می پرستید) چیزیه که شما باهاش با شدت برخورد می کنید و اصلاً قابل قبولتون نیست. ولی یک لحظه سعی کنید بدون پیش فرض و پیش داوری بهش نگاه کنید، سعی کنید قبل از جواب دادن جمله رو کامل بخونید و فکر کنید. من به هیچ وجه نمیخوام به عقایدتون توهین بشه و باور کنید من برای رسیدن به جواب به این جا اومدم و من امیدوارم که جوابی وجود داشته باشه. چیزی که من احساس می کنم اینه که خدا حق نداشت ما رو به وجود بیاره. اگه دوست دارید ادامش رو هم بشنوید : خدا میدونست و میدونه که ما موجوداتی گناهکاریم ولی بهمون اختیار داد. اختیار گناه کردن. اون میدونست که ما دنیای کوچیک خودمونو پر از بدی می کنیم اما ما رو به وجود آورد و بعد ما رو به خاطر بدی هایی که کردیم مجازات می کنه. بدی هایی که اگه اون ما رو به وجود نمی آورد وجود نداشتن. + وقتی ما رو به وجود آورد، بدون هیچ حرفی و هیچ حق انتخابی توی شکم مادرمون گذاشت و ما کاملاً ناخواسته وارد دنیایی پر از از بدی شدیم. (من قبول ندارم که خدا قبلاً از ما پرسیده که میخوایم باشیم یا نه و ما گفتیم بله. این کاملاً غلطه چون خدا قبل از این که بخواد از ما چیزی بپرسه باید ما رو خلق می کرد). پس در قبال گناه هایی که می کنیم مسئوله. همین طور در قبال کسی که نخواد وجود داشته باشه. اگه قراره این خدا، خدای عادلی باشه پس نباید به زور ما رو وادار به زندگی کنه.


    خیلی ممنون که حرف هام رو خوندید و خیلی ممنون تر می شم اگه وقت بذارید و جوابم رو بدید. به امید این که هممون به هر جوابی که میخوایم برسیم.


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    مطالب متنوعی مطرح کردید که بررسی دقیق هر کدام از آنها نیازمند بحث های مفصلی است. امیدوارم همان طور که خودتان گفتید که در پی پاسخ برای سوال هایتان به این سایت آمده اید، با حوصله و علاقه مباحث را پیگیری کنید. برای اینکه بحث حالت منظمی به خود بگیرد، موضوعات شاخصی که در مطالب شما بود را متذکر می شوم، و یک به یک به صورت اجمالی به آنها می پردازم و در صورت نیاز هر کدام از آنها را می توان مورد بحث بیشتری قرار داد. (اکر موضوعی را بنده فراموش کردم، لطفا متذکر بشوید)

    - در مورد اینکه آیا خلقت انسان ها در حالیکه خودشان آن را انتخاب نکرده اند و نیز محکوم به بودن در این جهان هستند، عادلانه یا ناعادلانه است، باید عرض کنم:
    برای فهمیدن اینکه عملی عادلانه است یا خیر باید نگاه جامعی داشت، ممکن است شما فردی را در اتاقی حبس کنید و به مدت یک هفته، غذای کم و آب اندک به او بدهید به طوری که شرایط راحتی نداشته باشد، اما پس از آن در ازای سختی ای که متحمل شده است، به او یک قصر بزرگ بدهید. آیا در این صورت شما ناعادلانه رفتار کرده اید؟
    منظور از این مثال این است که توجه داشته باشیم که عادلانه بودن یا نبودن هر عمل در بررسی جامع ان مشخص می شود. رفتار خداوند هم صرفا به جهت اینکه ما را (بر طبق فرض بحث بدون رضایت ما) به دنیا آورده است، نمی تواند متصف به ناعادلانه بودن شود بلکه باید مجموع و نتیجه این رفتار را نیز در نظر گرفت. مطالب بیشتری در این زمینه وجود دارد که در صورت نیاز می توان در مورد آن بیشتر بحث کرد.

    - اینکه مرگ به نوعی رفتن به جهان دیگر است و عدم نیست، مجوز این نیست که ما خودکشی کنیم. به عبارت دیگر ما در این جهان بندگان خداوند هستیم و از آن رو که او خودکشی را منع فرموده، ما نیز اطلاعت می کنیم هرچند که مردن به معنای رفتن به جهان دیگر باشد.

    - بر فرض اینکه آمدن ما در اختیار ما نبوده، اما ادامه مسیر در اختیار ماست. ما می توانیم با عملکرد خود، بهترین و والاترین شرایط را برای خودمان بسازیم. ما می توانیم زندگی ای همراه با معنویت، اخلاق، رفاه و کمک به دیگران را رقم بزنیم. علاوه بر این می توانیم زمینه ساز آن باشیم که در جهان دیگر زندگی ی فوق العاده ای را برای ابد تجربه کنیم، زندگی ای که حتی تصور خوبی های آن و کمال آن برای ما به طور کامل مقدور نیست. همه این امور در اختیار ماست.

    - اینکه گفتید که می خواهم خودکشی کنم، حال یا اتفاق خوبی برایم می افتد و یا اینکه اساسا چیزی آن طرف نیست، در این مورد باید عرض کنم: اتفاقا پیامبر (ص) آمده اند که بگویند، آن طرف دنیایی است و دقیقا آمده اند بگویند که چگونه رفتار کنیم که در آن سو زندگی خوبی داشته باشیم و چگونه رفتار نکنیم که در آن سو زندگی بدی داشته باشیم. بنابراین اینچنین نیست که ما به هر صورتی که به جهان دیگر برویم، زندگی خوبی را تجربه کنیم. اتفاقا ممکن است شرایط بسیار بسیار بدتر از چیزی باشد که ما در این دنیا داریم. البته ما این اختیار را داریم که شرایط را به نحو خوبی مهیا کنیم تا هم در دنیا و در هم آخرت، شرایط خوبی داشته باشیم.

    - اینکه هستی و نیستی، قابل تعریف نیستند به جهت بداهت مفهومی آنهاست و بدان معنا نیست که نمی شود در مورد آنها سوال پرسید. مسلما بودن از نبودن برتر است و بودن کمالی است که نبودن فاقد آن است. انسان که موجودی مختار است و استعدادهای نهان بسیاری دارد که می توان با تلاش و کوشش و مشورت، انها را شکوفا کرد و به درجات بالای انسانیت رسید، فرصت کمی نیست و بسیار ارزشمند است. بنابراین اعطاء چنین فرصتی از سوی خداوند، قطعا یک "لطف" است.

    - مطلب پایانی نیز آن که حتی اگر آغاز خلقت ما در اختیار ما نبوده باشد، اکنون در ادامه ما اختیار داریم که گلستانی زیبا بیافرینیم یا چاله هایی از آتش. و هر عقل سالمی حکم می کند که در وضعیتی که داری، بهترین را انتخاب کن. نقشه راه هم در اختیار توست، راه خیر که به نتایج عالی منتهی می شود معلوم است و راه شر که به شقاوت و بدبختی منتهی می شود نیز معلوم است. این گوی و این میدان ...

    موفق باشید


  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    773
    حضور
    25 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3699



    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها
    شاید یه نفر به خاطر احساس گناه بخواد خودکشی کنه ولی من به خاطر احساس پوچی میخوام خودکشی کنم. قطعاً اگه قرار بود زندگی تشکیل شده از چیزهای عالی و خوب و قشنگ باشه من اعتراضی نمی کردم ولی اونقدر چیزهای دوست نداشتنی وجود داره که دیگه تحملش برام مشکله و من یه جورایی میخوام خودکشی کنم تا ببینم بعدش چی میشه. به امید این که چیز قشنگ تر و هیجان انگیز تری بعدش باشه یا حتی بهتر از اون: بعدش هیچی نباشه
    با عرض سلام و ادب خدمت شما برادر گرامی
    امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض می کنم راهگشا باشد
    یکی از عللی که سبب بهترین حالات و اعمال می باشد بینش و نگرش ما نسبت به هستی و آنچه در آن است می باشد
    از جمله بینش و نگرش ما نسبت خداوند،تولد مرگ،عدالت،مشکلات و ناخوشیها و...
    اگر بینش و نگرش ما درست باشد تحمل بسیاری از سختیها و ناملایمات راحتتر می شود و بسیاری از سوالات را راحتتر پاسخ می دهیم
    پس دوست عزیز که دنبال پاسخ هستید ابتدا باید دانش و آگاهی و سپس باور خود را نسبت به هستی و آن چیزهایی که درون آن می باشد را اصلاح نمایید ورود شما به این سایت و طرح این سوال می توانید ورودی نیکو باشد انشاءالله
    فکر میکنم غیر از کمبود دانش و آگاهی و باور مسئله اصلی که سبب این مشکل برای شما شده است مشکلات و ناملایماتی باشد که در کنار شما وجود دارد
    لذا سعی نمایید ضمن یافتن حکمت و فلسفه مشکلات و گرفتاریها در برطرف کردن آنها بسیار تلاش نمایید.

    مولوى داستانى آورده به اين مضمون كه: اگر شخصى بر گليم چوب مى زند، مى خواهد گرد و غبار آن را بگيرد و قصد ندارد گليم را كتك بزند. مصيبت ها و گرفتارى ها از اين باب است. يعنى اگر بخواهد گرد و غبار غفلت و زنگار از دل ها زدوده شود راه آن تازيانه مصيبت و گرفتارى است. البته گرفتارى ها هم دوره اى دارد و خواهند گذشت. چرا كه خداوند مى فرمايدانّ مع العسر يسراً. زمانى ما مى توانيم زيبايى را احساس نماييم كه در كنار آن مشكلات را ببينيم در كنار هر گل زيبا خارى براى محافظت وجود دارد گرفتارييها و موضوعات ناگوار براى اين است كه قدر لحظات آرام و زيباى زندگى را بدانيم اما گاهى افراد فقط به اين نيمه خالى نگاه مى نمايند و بدون نگاه به ديگران فكر مى كنند فقط خودشان به اين موضوع گرفتار هستند.
    اگر نگاهى به اطرافيان خود نماييد مى بينيد افراد زيادى هستند كه در وضعيت شما هستند
    با دعا برای حل مشكلات موارد زير مى تواند راهگشا باشد:
    1مشكلات جزء لاينفك زندگى است وبه نوعى شيرينى زندگى به شما مى آيد.
    2شيرينى زندگى به حل كردن مشكلات موجود است اما با راههاى صحيح وموثر.
    3مشكلات ومسائل مطرح شده ى شما به نوعى با اشكال ديگر در خانواده هاى ديگر نيز موجود مى باشد.
    4پيدا كردن ريشه ى مشكلات نيمى از پيمودن راه براى حل مشكلات است.
    5انتظار حل شدن يك شبه ى مشكلات خود نباشيد.
    6انتظار معجزه براى مرتفع شدن مشكلات را نداشته باشيد چرا كه بعضى مواقع معجزه درپيمودن راههاى طبيعى وحل مشكلات به صورت عادى مى باشد(که در مورد شما مراجعه به طبیبان سنتی و غیر سنتی مطمئن ،متعهد و متخصص می باشد) اگر چه توسلات ونذر ونذورات موثر وراهگشا مى باشد.
    7قضاياى موجود در زندگى را به طور صحيح ودرست تفسير كنيد واز تفاسير غير منطقى وغير دينى بپرهيزيد وحتما با شخص خبره مشكل خود را مطرح كنيد.
    8مشكلات را قدرى آسان تر بگيريدزيرا هر چه مشكل را با نگاه سخت ببينيد حل مشكل هم سخت خواهد شد.
    9اعتقاد بر اينكه در زندگى شما مشكلات زياد است سبب می شود که شما حتی در زمانهای شادی نگران باشید و از شادیهای خود کاملا بهره مند نشوید.
    10 اگرامكان دارد ريشه ى مشكلات را پيدا كرده و آن ها را براى ما مكاتبه كنيد تا جواب موثر ترى را ارائه دهيم.

    به طور كلى بلاء و مصيبت و مشکلات به سه بخش تقسيم مى شود::
    1 بلاء و مصيبت به هدف آزمايش و امتحان: برخى از بلاها و
    2 بلاها و مصيبت هايى كه به عنوان كفاره گناه مؤمن، موجب ريزش گناهان اوست
    3 بلاها و مصيبت هايى كه براى ترفيع درجه و ارتقاء كمالات انسانى است، مانند بلاها و مصيبت هايى كه به انبياء و اولياء عظيم الشأن وارد مى شد.
    امام على (ع) مى فرمايند: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبياء درجه» بلا براى ستمگر تأديب است و براى مؤمن امتحان و براى پيامبر، مقام و درجه است.
    بهترین کار در مواقع مشکلات در کنار موارد بالا، استغفار کردن جهت آمرزش گناهان می باشد
    بلاها و دشوارى‏ها، فلسفه‏ هاى متعددى دارند. حداقل آن در مورد بندگان صالح خدا امور زير است: 1- وسيله‏ اى براى آمرزش گناه، 2- زمينه تقرب بيشتر و اعتلاى رتبه، 3- وسيله‏ اى براى تربيت و استكمال نفس

    در پناه قرآن عترت موفق باشید
    یا علی


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    سلام استاد راهنما جواب کارشناسانه دادن جسارتا منم با عقل ناقص خودم چیزی که به فکرم میرسه رو میگم
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم
    یه زمانی یه متنی خوندم که می گفت : خودکشی راهیه که به خدا بگیم که تو نمیتونی تصمیم بگیری من کی بمیرم
    اون موقع با خودم گفتم چه چیز بی ادبانه ایه برای گفتن به خدا اما الان کم کم دارم باهاش موافق میشم.
    نمیشه متنای امیدوار کننده تر بخونین آخه واسه چی میرین متن در مورد خودکشی میخونید ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    سوال اساسی من (که مطمئنم جوابشو نمیدونید) اینه که چرا ما هستیم؟ ولی از اون جایی که با خیلی ها که فکر می کردم ممکنه چیزی بدونن صحبت کردم و آخرش به این رسیدم که کسی جوابی نداره،
    خدا که خودش مستقیم جواب این سوال رو داده جن و انس را نیافریدم مگر عبادت برای این آفریده شدیم که در فرمان خدا باشیم تو راه خدا قدم برداریم
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    سوالی که میخوام بپرسم چیز غیر اساسی تری هست با این مضمون که : چه دلیلی داره الان به زندگی ادامه بدیم؟
    دلیلش اینه که ماها چه بخوایم چه نخوایم اگه مسلمونیم اجازه خودکشی نداریم چون اون دنیا تاااااااااا ابد برای زمان بی نهایت تیکه تیکمون میکنن اونجا دیگه نمیشه خودکشی کرد(مجازات خودکشی تو روایات هست این تیکه تیکه رو از خودم نوشتم)
    بعد یه مساله دیگه اینکه دین و همه چیزم بذاری کنار نمیتونی اثبات کنی که از فردای خودت خبر داری تو هیچ وقت نمیتونی اثبات کنی که فردات از این رو به اون رو نمیشه یا فرداها برای همین هیچ عقلی که حتی اگه به خدا هم اعتقاد نداره و دین و ایمون نداره اگه واقعا بشینه عقلی هم فکر کنه میگه فردا مثل امروز نیست اما اگه دچار یاس و ناامیدی بشه همیشه رو سیاه میبینه و تصمیم اشتباه میگیره خودشم ضرر میکنه به کسی چیزی نمیشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    قضیه اینه که یک نفر گفت : تو مگه اومدنت با خودت بود که رفتنت بخواد با خودت باشه؟
    مشکل از همین جاست. اومدنمون با خودمون نبود. من انتخاب نکردم به دنیا بیام، پس الان باید حق رفتن داشته باشم، وگرنه خدا عادل نیست (=مارو به زور آورده و به زور میخواد نگه داره) و مشکل دوم قضیه "رفتن" هست. اگه زندگی پس از مرگ وجود داشته باشه پس مرگ به هیچ وجه "رفتن" نیست و یه جورایی حتی "اومدن" هم محسوب میشه.
    بله ولی چه اومدنی؟ روایات مربوط به حال و روز اونایی که خودکشی کردن رو بخونی دیگه اسم خودکشی هم نمیاریم دقیقا همینیه گه میگی مرگ خودش یه اومدنه ولی کیفیت اومدنه که مهمه وگرنه همه میرن
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    بعضی ها میگن خدا لطف کرده و ما رو خلق کرده. من متوجه نمیشم که منظور از این "لطف" چیه ؟ چرا باید وجود داشته باشیم، وقتی که میتونستیم وجود نداشته باشیم؟ یه زمانی یک نفر از من پرسید که بین "هستی" و "نیستی" کدوم ارجحیت داره؟ من گفتم هستی، اما الان میبینم که نه تنها جواب غلط بوده، بلکه سوال هم غلط بوده. چون نیستی و هستی دو تا چیز هستن که تعریف نشدنی ان و نمیشه ارجحیت رو در این دو مقایسه کرد.
    خیلی فلسفی شد من هنگ کردم
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    شاید یه نفر به خاطر احساس گناه بخواد خودکشی کنه ولی من به خاطر احساس پوچی میخوام خودکشی کنم. قطعاً اگه قرار بود زندگی تشکیل شده از چیزهای عالی و خوب و قشنگ باشه من اعتراضی نمی کردم ولی اونقدر چیزهای دوست نداشتنی وجود داره که دیگه تحملش برام مشکله و من یه جورایی میخوام خودکشی کنم تا ببینم بعدش چی میشه. به امید این که چیز قشنگ تر و هیجان انگیز تری بعدش باشه یا حتی بهتر از اون: بعدش هیچی نباشه
    یه تاپیک بزن در مورد احساس پوچی کردن چون بزرگترین مشکلت این احساسه اینو حل کن چرا بری خودکشی دور از جونت؟ امیدی به چیزهای قشنگ تر و هیجان انگیز تر نداشته باش و حتی بهتر از اون چون یکی از بدترین حالاته که میتونه باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    چیزی که من احساس می کنم (با توجه به این که شما احتمالاً خدا رو به عنوان وجودی مبرا از هر کاستی و زشتی می پرستید) چیزیه که شما باهاش با شدت برخورد می کنید و اصلاً قابل قبولتون نیست. ولی یک لحظه سعی کنید بدون پیش فرض و پیش داوری بهش نگاه کنید، سعی کنید قبل از جواب دادن جمله رو کامل بخونید و فکر کنید. من به هیچ وجه نمیخوام به عقایدتون توهین بشه و باور کنید من برای رسیدن به جواب به این جا اومدم و من امیدوارم که جوابی وجود داشته باشه. چیزی که من احساس می کنم اینه که خدا حق نداشت ما رو به وجود بیاره. اگه دوست دارید ادامش رو هم بشنوید : خدا میدونست و میدونه که ما موجوداتی گناهکاریم ولی بهمون اختیار داد. اختیار گناه کردن. اون میدونست که ما دنیای کوچیک خودمونو پر از بدی می کنیم اما ما رو به وجود آورد و بعد ما رو به خاطر بدی هایی که کردیم مجازات می کنه. بدی هایی که اگه اون ما رو به وجود نمی آورد وجود نداشتن. + وقتی ما رو به وجود آورد، بدون هیچ حرفی و هیچ حق انتخابی توی شکم مادرمون گذاشت و ما کاملاً ناخواسته وارد دنیایی پر از از بدی شدیم. (من قبول ندارم که خدا قبلاً از ما پرسیده که میخوایم باشیم یا نه و ما گفتیم بله. این کاملاً غلطه چون خدا قبل از این که بخواد از ما چیزی بپرسه باید ما رو خلق می کرد). پس در قبال گناه هایی که می کنیم مسئوله. همین طور در قبال کسی که نخواد وجود داشته باشه. اگه قراره این خدا، خدای عادلی باشه پس نباید به زور ما رو وادار به زندگی کنه.

    خودتون دارین میگین خدا میدونست به انسان قدرت اختیار داده اختیار معنیش این نیست حتما گناه میکنه میتونه گناه کنه و میتونه گناه نکنه پس مسئوله . ما میتونیم دنیای خودمون رو پر از خوبی هم بکنیم تو همین دنیا آدمایی هستن که ایثار و ازخودگذشتگی میکنن آدمایی که جوونمردن آدمایی که به خاطر خدا گناه نمیکنن

    [/quote]
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ در ساعت ۰۳:۴۸
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    سلام
    بهترین راه خود کشی اینه که بگردی ........ پیدا کنی
    ببین ، بهت قول میدم که مرگ بدون دردی داشته باشی ولی ببخشید اگه فقط قولی که میتونم بدم در همین حده
    فقط میتونم بگم به لحاظ سیستم عصبی و فعال و انفعالاتی که موجب ترجمه و تشخیص پیام درد هست شما دردی احساس نمی کنی و بهتر اینکه کل فرایند مرگ برات به چند ثانیه نمی کشه.

    اینطوری به خدا حسابی بفهمون که خودت میگی که کی بمیری

    راستی فردا همه چیزو نندازی گردن منا ؟؟؟؟؟؟
    اگه حین مردن یه چیزایی دیدی و از قضا یه سری قضیه ها که میگفتن راست بود و پشیمون شدی و زور زدی که برگردی ( که زهی خیال باطل - هر کاری بکنی برگشتی در کار نیست ) و نشد نیای یغه منو بگیریا؟؟؟
    اگه بعد از همه چور قضایا که سرت اومد و رفتی اون دنیا به خدا گفتی دیدی خودم انتخاب کردم که کی بمیرم اونم جواب داد بیچاره اون من بودم که اون قرصو گذاشتم دهنت - بیچاره تو که توانی به انجام هیچ کاری نداری - همون تکونایی که به بدن و اعضای بدنت میدادی توی دنیا من بودم که واست میگردوندمشون ، تو که فقط تنها کاری که از دستت میومد فقط خواستن بود و همه کارا رو من میکردم -بیچاره دیدی آخرشم خودت انتخاب نکردی که کی بیای و شیطون بود که واست تصمیم گرفت- بیچاره خواستنای تو شیطونم من بودم اون وقت دیدی که چه رودست بزرگی خوردی و آخ که دیگه فرصت جبران گذشته نیست ، نیای یغه منو بچسبی که همش تقصیر من بوده ها...
    همش تقصیر خودت بود - من فقط دعوتت کردم و تو اجابت کردی
    من فقط دعوتت کردم به یه مرگ آسان ( آره جون چشاش) - ............................

    خوب دیگه هرکاری دوس داری بکن - فقط به یکی بسپار بعد مرگت بیاد اینجا یه خبری بده ببینیم آخرش چی شد


    راستی میدونی الان دارم به چی فکر میکنم؟

    به اینکه اینایی که خودکشی کردن چند درصدشون موقعی که جدی جدی داشت جونشون بالا میومد و مطمئن شدن که نه انگار راس راسی دارم میمیرم پشیمون شدن و زور میزدن که داد بزنن یکی به دادشون برسه - یکی ببردشون معدشونو بشوره - یکی از تو آتیش بیرون بکشدشون - یکی اون گاز لعنتی رو ببنده و پنجره ها رو باز کنه - یکی منو توی هوا بگیره که با مخ نخورم کف زمین - یکی ... - ولی خوب دیگه دیر بود...
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ در ساعت ۰۶:۲۴ دلیل: چی بگم؛ ماشالله تجربه!!!
    تنهایم ای پناه بی پناهان ...
    پناهم ده ، پناهم ده در آغوش گرم و پر مهرت ، آغوشی که مادرم فکرش را نمی تواند بکند...
    گرمی آغوش مهدی ات را می خواهم...
    کاش منتظرش میشدم...

  13. صلوات ها 12


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    امام صادق (ع) در باره عاقبت خود کشی می فرمایند: « هر کس خود کشی کند، برای همیشه در آتش جهنم می ماند... .»

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی ءٍ مِنَ الدُّنیا عُذِّبَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامةِ؛(4) کسی که بوسیله چیزی از دنیا خودکشی کند، در روز قیامت بوسیله همان چیز عذاب خواهد شد.»
    ویرایش توسط عاشق امام خامنه ای : ۱۳۹۴/۰۱/۰۷ در ساعت ۰۳:۵۹
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    صبغة الله
    نوشته
    41
    حضور
    5 روز 12 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    223



    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها


    اگه واقعاً بخوام خودکشی بکنم میتونم اما از خودکشی با درد می ترسم و فعلاً دنبال راهی اسان تر و بدون درد می گردم ولی پیدا نکردم

    چطور شما از درد کوتاه این دنیا می ترسی ولی از درد همیشگی اون دنیا نمی ترسی؟!
    حتی اگه واقعا به اون دنیا اعتقاد نداری باید به خاطر ترس از دردی هم که در وجودت هست بری و تحقیق کنی و واقعا دنبال حقیقت باشی تا بفهمی آیا دردهایی که برای جهنمیان وعده داده شده نکنه راست باشه، اگه راست بود با دردش چی میکنی؟

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,249
    حضور
    302 روز 5 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    360
    صلوات
    19680



    نقل قول نوشته اصلی توسط kfat4 نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم


    چیزی که میخواستم بگم رو میخواستم توی این تاپیک:

    http://www.askdin.com/thread19074-15.html

    بگم ولی خب تاپیک بسته شده بود.

    یه زمانی یه متنی خوندم که می گفت : خودکشی راهیه که به خدا بگیم که تو نمیتونی تصمیم بگیری من کی بمیرم
    اون موقع با خودم گفتم چه چیز بی ادبانه ایه برای گفتن به خدا اما الان کم کم دارم باهاش موافق میشم. از اون جایی که امیدوارم جوابی برای سوالم باشه دارم می پرسم، وگرنه هرگز کار الکی نمی کردم اما میخواستم بگم که چون بقیه خیلی خیلی متفاوت با من فکر می کنن ممکنه حتی متوجه نشید من دقیقاً میخوام چی بگم. به هر حال من تلاشمو برای پرسیدن می کنم.
    سوال اساسی من (که مطمئنم جوابشو نمیدونید) اینه که چرا ما هستیم؟ ولی از اون جایی که با خیلی ها که فکر می کردم ممکنه چیزی بدونن صحبت کردم و آخرش به این رسیدم که کسی جوابی نداره، سوالی که میخوام بپرسم چیز غیر اساسی تری هست با این مضمون که : چه دلیلی داره الان به زندگی ادامه بدیم؟
    اگه واقعاً بخوام خودکشی بکنم میتونم اما از خودکشی با درد می ترسم و فعلاً دنبال راهی اسان تر و بدون درد می گردم ولی پیدا نکردم
    پس تصمیم گرفتم دنبال دلیل برای انجام ندادنش بگردم شاید یه فرجی شد.
    قضیه اینه که یک نفر گفت : تو مگه اومدنت با خودت بود که رفتنت بخواد با خودت باشه؟
    مشکل از همین جاست. اومدنمون با خودمون نبود. من انتخاب نکردم به دنیا بیام، پس الان باید حق رفتن داشته باشم، وگرنه خدا عادل نیست (=مارو به زور آورده و به زور میخواد نگه داره) و مشکل دوم قضیه "رفتن" هست. اگه زندگی پس از مرگ وجود داشته باشه پس مرگ به هیچ وجه "رفتن" نیست و یه جورایی حتی "اومدن" هم محسوب میشه.
    بعضی ها میگن خدا لطف کرده و ما رو خلق کرده. من متوجه نمیشم که منظور از این "لطف" چیه ؟ چرا باید وجود داشته باشیم، وقتی که میتونستیم وجود نداشته باشیم؟ یه زمانی یک نفر از من پرسید که بین "هستی" و "نیستی" کدوم ارجحیت داره؟ من گفتم هستی، اما الان میبینم که نه تنها جواب غلط بوده، بلکه سوال هم غلط بوده. چون نیستی و هستی دو تا چیز هستن که تعریف نشدنی ان و نمیشه ارجحیت رو در این دو مقایسه کرد.
    شاید یه نفر به خاطر احساس گناه بخواد خودکشی کنه ولی من به خاطر احساس پوچی میخوام خودکشی کنم. قطعاً اگه قرار بود زندگی تشکیل شده از چیزهای عالی و خوب و قشنگ باشه من اعتراضی نمی کردم ولی اونقدر چیزهای دوست نداشتنی وجود داره که دیگه تحملش برام مشکله و من یه جورایی میخوام خودکشی کنم تا ببینم بعدش چی میشه. به امید این که چیز قشنگ تر و هیجان انگیز تری بعدش باشه یا حتی بهتر از اون: بعدش هیچی نباشه
    چیزی که من احساس می کنم (با توجه به این که شما احتمالاً خدا رو به عنوان وجودی مبرا از هر کاستی و زشتی می پرستید) چیزیه که شما باهاش با شدت برخورد می کنید و اصلاً قابل قبولتون نیست. ولی یک لحظه سعی کنید بدون پیش فرض و پیش داوری بهش نگاه کنید، سعی کنید قبل از جواب دادن جمله رو کامل بخونید و فکر کنید. من به هیچ وجه نمیخوام به عقایدتون توهین بشه و باور کنید من برای رسیدن به جواب به این جا اومدم و من امیدوارم که جوابی وجود داشته باشه. چیزی که من احساس می کنم اینه که خدا حق نداشت ما رو به وجود بیاره. اگه دوست دارید ادامش رو هم بشنوید : خدا میدونست و میدونه که ما موجوداتی گناهکاریم ولی بهمون اختیار داد. اختیار گناه کردن. اون میدونست که ما دنیای کوچیک خودمونو پر از بدی می کنیم اما ما رو به وجود آورد و بعد ما رو به خاطر بدی هایی که کردیم مجازات می کنه. بدی هایی که اگه اون ما رو به وجود نمی آورد وجود نداشتن. + وقتی ما رو به وجود آورد، بدون هیچ حرفی و هیچ حق انتخابی توی شکم مادرمون گذاشت و ما کاملاً ناخواسته وارد دنیایی پر از از بدی شدیم. (من قبول ندارم که خدا قبلاً از ما پرسیده که میخوایم باشیم یا نه و ما گفتیم بله. این کاملاً غلطه چون خدا قبل از این که بخواد از ما چیزی بپرسه باید ما رو خلق می کرد). پس در قبال گناه هایی که می کنیم مسئوله. همین طور در قبال کسی که نخواد وجود داشته باشه. اگه قراره این خدا، خدای عادلی باشه پس نباید به زور ما رو وادار به زندگی کنه.


    خیلی ممنون که حرف هام رو خوندید و خیلی ممنون تر می شم اگه وقت بذارید و جوابم رو بدید. به امید این که هممون به هر جوابی که میخوایم برسیم.


    سلاااااااااااام
    نمیدونم چند سالتونه.
    یه سوال تا حالا سر کلاس درس نشستید ?

    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    یک دلیل قانع کننده برای خودکشی نکردن

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,249
    حضور
    302 روز 5 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    360
    صلوات
    19680



    "وَلاَ تَقْتُلُوَّاْ أَنفُسَکُم‌ْ إِن‌َّ اللَّه‌َ کَان‌َ بِکُم‌ْ رَحِیمًا ;
    خودکشی نکنید. خداوند نسبت به شما مهربان است‌."
    ۲۹ نساء

    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    یک دلیل قانع کننده برای خودکشی نکردن

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۰۷ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود