صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قهر کردن با خدا

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    170
    حضور
    3 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    273

    مطلب قهر کردن با خدا




    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    سلام
    لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا
    خدا هيچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند.
    هر فردی تو زندگی شرایط خاص خودش رو داره مقایسه زیاد زندگیمون با بقیه باعث میشه فقط از خودمون دور شیم و همیشه ناراحت باشیم من تو شرایط شما نیستم پس نصیحت و حرفای خوب زدنم به درد خودم میخوره فقط مشکلتون رو تو یه تاپیک جدا بنویسید تا مشاورا کمکتون کنن اینجوری نوشتتون مونده همین گوشه حداقل راهنماییتون کنن که چطوری نظر پدر و مادرتون رو عوض کنید
    ان شاالله که مشکلاتتون حل بشه
    ولی اینجوری هم فکر نکنید که هر کی همه چی بر وفق مرادش بود ایمانش کاملتره چون حس گناهکاری بیش از حد به آدم میده که خیلی بده و آدمو از رحمت خدا ناامید میکنه اگه اینجوری بود حادثه کربلا نباید اتفاق میفتاد بیشترین مصیبت ها و سختیها به سر امامانمون اومده و ...
    مشکلتون رو تو تاپیک جدا بنویسید به نظرم
    یا علی
    من در یک تاپیک جداگانه فرستادم اما مسئولین سایت محلم نگذاشتند. راست می گویید شما نمی توانید نفرت من از زندگی از خدا از ائمه درک کنید. ای کاش خدای من هم منو می دید. وقتی پول نداشته باشم گیریم نظر پدرومادرم هم تغییر کرد. دست دختره رو بگیرم ببرم زیر کدوم سقف؟از کجا بیارم بخوریم؟ اون خدایی که این همه بلا سرمن آورد می خواد روزی ما رو بده؟ دروغه. هیچ خبری نیست.

  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    170
    حضور
    3 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    273



    خدایا فقط یک چیز به من بگو
    از دست تو به کی شکایت کنم؟
    ای کاش توی این دنیا رها نشده بودم. ای کاش ولم نکرده بودند.

  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    نقل قول نوشته اصلی توسط صاعقه نمایش پست ها
    من در یک تاپیک جداگانه فرستادم اما مسئولین سایت محلم نگذاشتند. راست می گویید شما نمی توانید نفرت من از زندگی از خدا از ائمه درک کنید. ای کاش خدای من هم منو می دید. وقتی پول نداشته باشم گیریم نظر پدرومادرم هم تغییر کرد. دست دختره رو بگیرم ببرم زیر کدوم سقف؟از کجا بیارم بخوریم؟ اون خدایی که این همه بلا سرمن آورد می خواد روزی ما رو بده؟ دروغه. هیچ خبری نیست.
    سلام
    یعنی چی محل نگذاشتند؟ پیگیری کردید؟ من یه تاپیک ارسال کردم دیدم چند روز بعد تایید نشده پیگیری کردم دیدم اصلا بهشون نرسیده بوده و میگفتن که همچین چیزی ارسال نکردی
    ای کاش نداره خدا قطعا شما رو میبینه
    خب دنیا روی یه قوانینی بنا شده بالاخره باید یه کار بگردین پیدا کنید برید سر کار روحیتون هم عوض میشه همینجوری که نمیشه انتظار داشت خدا از آسمون غذا بندازه پایین
    ببخشید الان دقیقا کی داره روزی شما رو میده؟
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  5. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    170
    حضور
    3 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    273



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    سلام
    یعنی چی محل نگذاشتند؟ پیگیری کردید؟ من یه تاپیک ارسال کردم دیدم چند روز بعد تایید نشده پیگیری کردم دیدم اصلا بهشون نرسیده بوده و میگفتن که همچین چیزی ارسال نکردی
    ای کاش نداره خدا قطعا شما رو میبینه
    خب دنیا روی یه قوانینی بنا شده بالاخره باید یه کار بگردین پیدا کنید برید سر کار روحیتون هم عوض میشه همینجوری که نمیشه انتظار داشت خدا از آسمون غذا بندازه پایین
    ببخشید الان دقیقا کی داره روزی شما رو میده؟
    واقعا فکرمی کنید کار پیدا می شه. اگر هم پیدا بشه برجی 300یا 400تومان.هیچ دختری با این شرایط با من ازدواج نمی کنه. خدا مرانمی بینه دلیلش همون متنی است که نوشتم.من انتظار ندارم خدا غذا بندازه پایین ولی می دانید چقدر گشتم دنبال کار ولی پیدا نکردم. فرض کنید یک نفر شبانه روز شما رو گرسنگی می ده فقط سر شب یک مقدار نون وپنیر می ده شما می خورید.بله اون به شما غذا می ده ولی این غذا دادن می دانید مثل چیست؟مثل این است که یک تکه استخوان می اندازند جلوی یک سگ.الان خدا روزی منو می ده ولی خدا منو یک سگ فرض کرده. مثل این که شما زندگی خوبی داشتید یا حداقل این قدر زندگی داغونی نداشتید که این قدر دلتون خوش است. خوش بحالتان.

  6. صلوات


  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    نقل قول نوشته اصلی توسط صاعقه نمایش پست ها
    واقعا فکرمی کنید کار پیدا می شه. اگر هم پیدا بشه برجی 300یا 400تومان.هیچ دختری با این شرایط با من ازدواج نمی کنه. خدا مرانمی بینه دلیلش همون متنی است که نوشتم.من انتظار ندارم خدا غذا بندازه پایین ولی می دانید چقدر گشتم دنبال کار ولی پیدا نکردم. فرض کنید یک نفر شبانه روز شما رو گرسنگی می ده فقط سر شب یک مقدار نون وپنیر می ده شما می خورید.بله اون به شما غذا می ده ولی این غذا دادن می دانید مثل چیست؟مثل این است که یک تکه استخوان می اندازند جلوی یک سگ.الان خدا روزی منو می ده ولی خدا منو یک سگ فرض کرده. مثل این که شما زندگی خوبی داشتید یا حداقل این قدر زندگی داغونی نداشتید که این قدر دلتون خوش است. خوش بحالتان.
    استغفرالله
    من میدونم که شما الان خیلی عصبانی هستید وگرنه از پیام قبلیتون مشخص بود که آدم معتقدی هستید که خیلی چیزا براتون مهم بوده ولی موقع عصبانیت هم یه حرفایی رو نزنید تا خدا به خاطر حرمتی که نگه داشتید کمک ویژه بهتون بکنه
    نه منم خیلی مشکلا داشتم و دارم ولی خب شرایط آدما با هم فرق داره
    برجی 300 -400 خیلی کمه ولی بهتر از هیچیه بازم بگردین دنبال کار خدا بزرگه با این کارایی که بعضیا تو خونه انجام میدن چرا شروع نمیکنید؟ مثلا این کارایی که طرف خودش از صفر شروع میکنه؟ مثلا چیزی میسازه و میفروشه؟
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  8. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    نقل قول نوشته اصلی توسط صاعقه نمایش پست ها
    مثل این که شما زندگی خوبی داشتید یا حداقل این قدر زندگی داغونی نداشتید که این قدر دلتون خوش است. خوش بحالتان.
    هر کسی تو زندگیش مشکلاتی داره فقط مدلاشون فرق میکنه اما من مطمئنم جای شما بودم کم میاوردم چون من برعکس شما همیشه پدر و مادرم ازم تعریف میکردن خودم میزدم تو سر خودم فکر میکردم هیچی نیستم کلی روحیم میریخت بهم چه برسه اونا هم با حرفاشون میزدم رو سرم

    تو گروه کارآفرینی رو ببینید اونجا فکر کنم راهکار برای کارایی که طرف خودش انجام میده داده باشن
    برید سر کار فکر و خیال اذیتتون نمیکنه مشکلاتتون کم میشه
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ در ساعت ۰۳:۵۷
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  9. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    170
    حضور
    3 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    273



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    استغفرالله
    من میدونم که شما الان خیلی عصبانی هستید وگرنه از پیام قبلیتون مشخص بود که آدم معتقدی هستید که خیلی چیزا براتون مهم بوده ولی موقع عصبانیت هم یه حرفایی رو نزنید تا خدا به خاطر حرمتی که نگه داشتید کمک ویژه بهتون بکنه
    نه منم خیلی مشکلا داشتم و دارم ولی خب شرایط آدما با هم فرق داره
    برجی 300 -400 خیلی کمه ولی بهتر از هیچیه بازم بگردین دنبال کار خدا بزرگه با این کارایی که بعضیا تو خونه انجام میدن چرا شروع نمیکنید؟ مثلا این کارایی که طرف خودش از صفر شروع میکنه؟ مثلا چیزی میسازه و میفروشه؟
    چرامی گید استغفرالله.من بی حرمتی نکردم پس استغفرالله نداره. کجای پیام من استغفرالله داره.چه مشکلی داشتید؟هیچ وقت شده مادرت بهت بگه ((بروازخونه بیرون.توهیچی نیستی. الهی بری تکه تکه بشی.)) مادرمن فقط نفرین خالی نمی کند بلکه از ته دلش دوست داره من تکه تکه بشم. اززمانی که کودک بودم همیشه فکر می کردم من باعث درد های مادرم هستم. خیلی سخته آدم مادر داشته باشه ولی ازته وجودش نفرت مادرشو نسبت بهش حس کنه. مادرمن ازمن متنفره. این از مادر نداشتن هم سخت تره.شاید بگید نمی شه مادری بچش رو دوست نداشته باشه اما اگر جای من بودید می فهمیدید که این دروغه. خدایی که به کودک 13ساله کمک عادی نمی کنه هیچ کمک ویژه ای به هیچ کس نمی کنه. این که احساس کنی همه ولت کردند یک احساسه. تازمانی که بهش نرسید نمی توانید بفهمید من چی میگم.

  10. صلوات ها 3


  11. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    نقل قول نوشته اصلی توسط صاعقه نمایش پست ها
    چرامی گید استغفرالله.من بی حرمتی نکردم پس استغفرالله نداره. کجای پیام من استغفرالله داره.چه مشکلی داشتید؟هیچ وقت شده مادرت بهت بگه ((بروازخونه بیرون.توهیچی نیستی. الهی بری تکه تکه بشی.)) مادرمن فقط نفرین خالی نمی کند بلکه از ته دلش دوست داره من تکه تکه بشم. اززمانی که کودک بودم همیشه فکر می کردم من باعث درد های مادرم هستم. خیلی سخته آدم مادر داشته باشه ولی ازته وجودش نفرت مادرشو نسبت بهش حس کنه. مادرمن ازمن متنفره. این از مادر نداشتن هم سخت تره.شاید بگید نمی شه مادری بچش رو دوست نداشته باشه اما اگر جای من بودید می فهمیدید که این دروغه. خدایی که به کودک 13ساله کمک عادی نمی کنه هیچ کمک ویژه ای به هیچ کس نمی کنه. این که احساس کنی همه ولت کردند یک احساسه. تازمانی که بهش نرسید نمی توانید بفهمید من چی میگم.
    جسارتا من به خاطر اینکه گفتید سگ گفتم استغفرالله
    آخه شما میدونید که مادرتون مشکل روحی دارن یعنی از لحاظ روانی سالم نیستن پس به دل نگیرید حال طبیعی ندارن که این حرفا رو میزنن
    ولی واقعا شرایطتون سخته تو این هیچ حرفی نیست منتها خودتون میتونید شرایط رو عوض کنید وضعیتتون رو بهتر کنید
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  12. صلوات


  13. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    898
    حضور
    24 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3914



    یعنی خودتون دیگه شرایطتون رو بدتر نکنید سعی کنید محکم باشید واقعا نمیتونم بگم شرایطتون رو میفهمم اما منم لحظه هایی بوده که حسی که شما داشتین رو داشته باشم ولی خداروشکر برطرف شده
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  14. صلوات


  15. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    170
    حضور
    3 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    273



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق امام خامنه ای نمایش پست ها
    جسارتا من به خاطر اینکه گفتید سگ گفتم استغفرالله
    آخه شما میدونید که مادرتون مشکل روحی دارن یعنی از لحاظ روانی سالم نیستن پس به دل نگیرید حال طبیعی ندارن که این حرفا رو میزنن
    ولی واقعا شرایطتون سخته تو این هیچ حرفی نیست منتها خودتون میتونید شرایط رو عوض کنید وضعیتتون رو بهتر کنید
    چرا مادر من نباید حال طبیعی داشته باشه. تازه اصلا فکر کنید من مادر ندارم.خدای من که نباید مشکل روحی و روانی نداشته باشد. او کجانشسته است؟ او فقط دردهای منو می بیند وهی درد روی درد برام اضافه می کند. جسارتا من به خودم گفتم سگ نه به کس دیگه ای پس بی حرمتی نکرئم.

  16. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود