جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مذهب فارابی چه بوده است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    اشاره مذهب فارابی چه بوده است؟




    با سلام


    سوال بنده این بود که مذهب ابو نصر محمد بن محمد فارابی (فیلسوف) چه بوده است ؟


    سپاسگزارم ...
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۰۸ در ساعت ۰۶:۴۰

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    مذهب فارابی چه بوده است؟








    کارشناس بحث: استاد سید محسن


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,262
    حضور
    24 روز 17 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2646

    جمع بندی




    پرسش:
    مذهب ابو نصر محمد بن محمد فارابی (فیلسوف) چه بوده است.؟


    پاسخ:
    ابونصر فارابی از فلاسفه برجسته و مشهور اسلامی است که در علوم مختلفی تبحر داشت از جمله فلسفه و منطق که تحول عظیمی را در این دو علم به وجود آورد. وی را در ردیف ارسطو و معلم ثانی خطاب کردند. ابونصر متولد سال 260 ق در فاراب و متوفای 339 در دمشق است. فارابی نه سال آخر عمر خود را در دمشق و در دربار سیف الدوله حمدانی امیر و حاکم شیعه مذهب شام گذراند. در مورد مذهب او سخن صریحی وجود ندارد اما از لا به لای متون و کتب وی میتوان به مذهب وی پی برد.

    در اینجا به نظر برخی از علما در مورد مذهب فارابی می پردازیم.
    مرحوم سبزواری در کتاب روضة الانوار عباسی می نویسد: نخستين انديشمندى كه در دوره اسلامى، در آغاز بحران خلافت و در زمان اوج‏ گيرى بحث درباره جانشينى پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله)، با تكيه بر دستاوردهاى انديشه فلسفى يونانى به مباحث مربوط به نظام حكومتى وارد شد، فارابى بود. ابو نصر فارابى، ملقّب به معلّم ثانى، به درستى مشكل بنيادين نظام هاى سياسى دوره اسلامى را دريافته بود و به فراست مى‏ دانست كه انحطاط خلافت اسلامى آغاز شده است و چنانچه راه‏ حلّى فراپاى اين‏ نظام اجتماعى- سياسى گذاشته نشود، زوالى محتوم در پى خواهد داشت.

    واكنشى كه او نسبت به اين بحران نشان داد، بيش از آن كه سياسى باشد، فلسفى بود. اين بحران عبارت بود از وجود خلافت ظاهرى اهل سنّت در بغداد و حكومت شيعيان اسماعيلى در مصر كه با دستگاه خلافت باطنى خود نظام تغلّب ويژه‏ اى را ايجاد كرده بودند و وى به عنوان فيلسوفى شيعى‏ مشرب نمى‏ توانست خود را با اين دو نظريه هماهنگ سازد. او به اين نكته پى برده بود كه چاره‏ انديشى و بيرون آمدن از چنبر بحران سياسى، جز از مجراى درك فلسفى ممكن نيست. راه‏ حلّى كه فارابى‏ پيشنهاد مى‏ كند تأسيس مدينه فاضله ‏اى است كه مراد از اجتماع در آن، تعاون افراد در امورى است كه به وسيله آن مى ‏توان به سعادت واقعى نايل شد. نزد او چون فلسفه علم به اعيان موجودات است و همه امور تابع نظام معقولى كائنات است، مدينه و فرد هم بايد موافق و مطابق نظام اعيان باشد و بى‏ توجهى به مدينه موجب نقص فلسفه است.

    فارابى‏ سعادت يك جانبه را ناقص مى‏ داند و سعادت كامل را سعادت دنيوى و اخروى هر دو مى‏ داند، و از اين راه، رابطه بين فلسفه و شريعت، بين دنيا و آخرت، و دين و سياست را روشن مى‏ كند. رهبر جامعه بهترين فرد آن جامعه و يا پس از بهترين فرد قرار دارد. تنها پيامبر بهترين فرد در جامعه است و بنا بر اين، وى تنها شايستگى مقام رهبرى و زعامت عالى جامعه را دارد و رهبر دوم جانشين وى و امام جامعه است. با تأمّل در اين نظريه مى‏ توان آن را با نظر شيعه‏ نيز قابل انطباق دانست. فارابى رياست مدينه را مشروط به شرايطى دانسته و دوازده خصلت را براى احراز رياست برمى ‏شمارد.

    كوششى كه فارابى به خرج داد، تلاشى براى ايجاد سازش ميان حكمت يونانيان و الزامات دوره تاريخى اسلامى بود. امّا اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه حتّى اگر در عالم نظر، كوشش او موفق بوده باشد، در عمل، انديشه مدنى وى درختى تنومند، ولى بى‏ ثمر بود. زيرا ايجاد سازش ميان دوره‏ انديشه يونانى و واقعيت هاى دوره‏ اى كه خلافت عباسيان بر همه شؤون آن سايه بلند و سنگين خود را گسترده بود، غيرممكن بود. با وجود آن كه انديشه مدنى فارابى داراى نظامى يكپارچه و انسجامى درونى بود و به ‏ويژه با الزامات و لوازم نظرى حكمت عملى در تعارض نبود، نهايتا در ايجاد هرگونه اثر عملى در حيات مدنى و سياسى بى ‏تأثير بود.

    تأسيس انديشه ‏اى سياسى بر پايه تفكّر عقلى كه نخستين ‏بار در روزگار اسلامى به دست فارابى صورت گرفت، پس از او، توسّط فرزانگانى همچون ابو على مسكويه رازى، ابو الحسن عامرى، ابن سينا، خواجه نصير طوسى در محيط فكرى مسلمانان ادامه يافت.

    اهميت مباحث مربوط به سياست نزد انديشمندان عقلى مسلمانان سبب گرديد در طبقه‏ بندى علوم، كه از ميراث يونانيان است، محلّ دقيق آن معلوم گردد. حكمت در درجه اول به دو بخش مهمّ تقسيم مى‏ شود:
    الف- شناخت حقايق اشياء، يا حكمت نظرى؛
    ب- عمل و قيام به كارها آن‏طور كه بايد، يا حكمت عملى.
    حكمت عملى هم به علم اخلاق، تدبير منزل و سياست مدن تقسيم مى‏ شود. فارابى در فصل پنجم كتاب احصاء العلوم، تحت عنوان علم مدنى به توضيح آن مى ‏پردازد و اخوان الصفا در رساله هفتم خود، علم سياست را جزء صنايع علمى، و نه عملى، جاى داده ‏اند. در اين تقسيم‏ بندى، حكمت نظرى به علوم رياضى، شرعى وضعى، و فلسفه حقيقى تقسيم مى‏ شود و فلسفه حقيقى خود شامل علوم رياضى، منطقيات، طبيعيات و علوم الهى است. جاى علم سياست نزد آنان در علوم الهى است.(1)


    یکی دیگر از مورخین در مورد فارابی معتقد است که در آثار فلسفی او به دو آیین شیعی امامی اشاره شده است یکی عصمت و دیگری غیبت که هر دو از نمونه های بارز اعتقادی شیعه است.
    (2)

    همچنین در شیعی بودن فارابی می توان به جمله وی در کتاب تحصیل السعاده اشاره نمود وی در این باره می نویسد: «الملك و الامام هو بماهيّته و صناعته ملك و امام سواء وجد من يقبل منه ام لم يوجد اطيع ام لم يطع وجد قوما يعاونونه على غرضه ام لم يجد كما انّ الطّبيب طبيب بماهيّته و بقدرته على علاج المرضى وجد مرضى ام لم يجد الى آخره.»(3)

    علاوه بر این آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه، فارابی را شیعه می خواند زیرا یکی از نظریات وی ایجاد مدینه فاضله است که از اعتقادات امامیه است.
    (4)
    سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه فارابی را از علمای شیعه خوانده است.
    (5) اسد حیدر هم در کتاب "الامام الصادق و المذاهب الاربعه" به تشیّع وی اشاره نموده است.(6)

    بنا بر این می توان گفت فارابی بر اساس نظر برخی از بزرگان دارای مذهب تشیع بوده است.
    ــــــــــــــــــــــ
    (1) سبزواری، روضة الانوار عباسی، ص 25-26، میراث مکتوب، تهران، 1383ش .
    (2) محمد بن حسین رازی، نزهة الکرام و بستان العوام، مقدمه ج 1 ص 11؛ دانشگاه تهران، بی تا.
    (3) علامه شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم محدث قمی، ص 546 ، هجرت ، قم ، 1381ش.
    (4) آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 1 ص 376، اسماعیلیان، قم ، بی تا.
    (5) سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج 1 ص 159، دارالتعارف، بیروت، 1403ق.
    (6) اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 3 ص 464.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ در ساعت ۰۱:۴۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    اگر چه در عصر فارابی، ماوراء النهر و ترکستان و بخش اعظم شمال و شمال شرقیِ خراسان، سنی مذهب و پیرو مذهب شافعی بودند، (۱) اما در مورد فارابی، تقریباً اجماع نظر وجود دارد که شیعه است و مخالف جدی در این باره وجود ندارد.

    برای پی بردن به حقیقت مذهب فارابی، سه راه وجود دارد:
    اول، شهادت اهل تراجم معتبر، به ویژه از مشاهیر شیعه.
    دوم، تفکر و اعتقاد ایشان، که از طریق آثار و تألیفاتش به دست می آید.
    سوم، اعمال و رفتار وی که از طریق نقل تاریخی بیان شده است.

    بسیاری از شرح حال نویسان در شیعی مذهب بودن فارابی تردید نکرده اند. صاحب « اعیان الشیعه» معتقد است: فارابی اولین فیلسوف در اسلام است و بعضی از معاصران گفته اند که فارابی با هیچ کس ارتباط نداشت مگر با اهل فضل از شیعیان، به خاطر جامعیت عقیده و مذهب. و گفته اند که هر کس درباره ی فارابی تأمل کند، در می یابد که او از امامیه ی عدلیه و قائلان به عصمت ائمه (ع) است. (2)


    علامه شیخ آقا بزرگ طهرانی آورده است که از مواضعی از آثار فارابی روشن می شود که ایشان جزء امامیه ی عدلیه و قائلان به عصمت ائمه (ع) بوده است. (3)
    الفا خوری و الجر معتقدند که فلسفه ی فارابی، آمیزه ای از حکمت ارسطویی و نو افلاطونی است که رنگ اسلامی و به خصوص شیعه ی اثنا عشری به خود گرفته است. او در منطق و طبیعیات، ارسطویی و در اخلاق و سیاست، افلاطونی و در ما بعد الطبیعه، فلوطینی است. (4)
    لاووست می گوید: « ویژگی هایی که فارابی درباره ی رئیس مدینه ی فاضله ذکر کرده است، همان ویژگی های شیعه در مورد امامان و مخصوصاً امام علی (ع) اولین امام و یکی از صحابه ی پیامبر و جانشین شرعیِ او است. سپس این که رئیس مدینه ی فاضله می تواند از افاضه ی عقل فعال برخوردار باشد و با آن متحد گردد. بنابراین، نبی و امام ، هر دو دارای نفس برتر هستند و از قبض قدسی برخوردارند و عنایت الهی شامل آن ها می شود. این همان دیدگاهی است که شیعه به آن معتقد است. (5)


    استاد عبدالله نعمه با تأکید بر مطلب فوق می گوید: « شروط و حدود و اوصافی که برای رئیس مدینه ی فاضله شمرده است، همان اوصافی است که پیامبر و ائمه ی (ع) از نظر شیعه باید متصف بدان باشند؛ مثلاً میگوید: رئیس مدینه ی فاضله باید به مقتضای طبیعت و فطرت، شایسته ی مقامی باشد که به او سپرده می شود...» (6)
    بنابراین، شرایط و اوصافی که فارابی برای رئیس مدینه بر می شمارد، بر اساس تفکر شیعیِ وی است.
    او در « تحصیل السعاده» و دیگر کتاب های سیاسیِ خود معتقد است: « امام» و « واضع نوامیس»، « ملک مطلق»، « فیلسوف کامل» و « رئیس اول» معنای واحد دارند.
    سپس ویژگی های آن ها را چنین بر می شمارد:

    1. ولایت مطلقه دارند.
    2. ولایتشان مقتضای فطرت و طبیعت آن ها و ماهیت صناعتشان است.
    3. عدم شرطیت مقبولیت در ثبوت امامت.
    4. عدم شرطیت اطاعت در ثبوت امامت.
    5. فعلیت امامت.
    6. عنایت ویژه ی الهی و ارتباط خاص با خداوند از طریق عقل فعال.
    7. عدم شرطیت بسط الید و امکانات قیام در ثبوت امامت. (7)

    ........................

    1- حلبی، علی اصغر، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، بی جا، انتشارات صبا، 1357، ص 439.
    2- امین، محسن، اعیان الشیعه، ج 43، ص 263.
    3- طهرانی، آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت: دارالاضواء، 1403ق. ج 1، ص 33. برای اطلاع بیش تر، ر. ک: به روضات الجنات؛ تأسیس الشیعه.
    4- الفاخوری، حنا و الجر، خلیل، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، پیشین، ص 401.
    5- عبدالسلام بن عبدالعالی، الفلسفة السیاسیة عند الفارابی، بیروت: دارالطلیعه، 1979 م، ص 25.
    6- نعمه، عبدالله، فلاسفه شیعه، ترجمه جعفر غضبان، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1367، ص 403.
    7- فارابی ابونصر، تحصیل السعاده، تحقیق دکتر جعفر آل یاسین، بیروت: دارالاندلس، 1403 ، ص 92-97؛ فارابی ابو نصر، السیاسة المدینه، تحقیق دکتر فوزی متری نجار، بیروت: مطبعة الکاثولیکیه، 1964، ص 79؛ فارابی ابونصر، آراء اهل المدینة الفاضلة، تحقیق دکتر البید نصری نادر، بیروت: دارالمشرق، 1991، ص 125.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود