صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج منهای علاقه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323

    ازدواج منهای علاقه




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    بسم الله الرحمن الرحیم


    من خانمی 38 ساله هستم و شوهرم 39 سال

    11سال پیش با عدم علاقه وحتی تنفر ازدواج کردم (فقط بخاطرتطابق عقیدتی سیاسی وتحصیلی )و به توصیه مشاور که علاقه خواهد آمد

    بعد از ازدواج هم علاقه ایجاد نشده است
    یعنی هیچ حسی به او نداشتم و اصلا احساس جنس مخالف به اونداشتم وهیچگونه تمایلی به او نداشته ام
    وخصوصیا ت ظاهری او مورد نفرتم بود قیافه رنگ پوست صداش طرز حرف زدنش لهجه اش طرز ایستادنش راه رفتنش کله ی کوچیکش نگاه فاقد علاقه اش !. . .
    الان متوجه شده ام که ناقل تالاسمی هم هست
    غیر از آن هردو عینکی هستیم
    وغیر از آن همه فامیلش قند دارند
    مشکلی که واقعا وجوداره اینه که عدم علاقه باعث شده :

    1-من تا به حال نتوانسته ام از او تمکین کنم ودوشیزه ام(شاید اوهم مشکل داشته باشد اما مشکل واقعی احساس خودمن نسبت به اوست )
    چون برسر دوراهی ام
    وبه تغییر احساسم در مورد اومطمئن نیستم (واین یعنی زندگی بی حاصل!)

    وده سال است صبر کرده ام درست نشده ام وچنین ریسکی نمیکنم

    2- صبح تا شام دست ودلم به کاری نمیرود و در هیچ کاری موفق نمیشوم در واقع عمرم به نشستن و بی کاری وبی هدفی داره تموم میشه
    در حالیکه من حدود 110 اختراع ثبت نشده دارم که باید دنبال اینها را بگیرم یا شوهرم کمکم کند
    که او هم میگوید اول بچه!!


    3- در اثر عدم تحرک وفکرو غصه کبدم در این جوانی چرب شده است وسلامتی جسم وروح من در خطر است
    اما من هنوز در ذهنم اورا قبول نکرده ام
    شاید بپرسید آیا اوبه شما علاقه دارد یا خیر


    من نمیدانم
    فقط میدانم اگر علاقه داشت در نگاهش پیدابود اوهم بیچاره انگار به توصیه ی کسی بامن ازدواج کرده
    من ازکسی شاکی نیستم
    در نگاهش تمنایی نبوده هیچی نبوده
    یعنی اصلا اوایل ما نگاه نمیتوانستیم به هم بکنیم
    او که نگاهش را تا چن سال پیش از من میدزدید
    حالام که نگاه میکنه نگاهش مثل نگاه کنجکاوی است مثلا
    یعنی محبتی توش نمی بینم شوقی تاحالا در نگاهش ندیده ام
    حتی ما دوسه سال اول نمیتوانستیم با هم حرف بزنیم
    کلی برنامه میریختم که فلان جمله را بگم ولی مگه میتونستم ؟؟؟
    همون اول دیدارکه همه ی نقشه هام به آب میرفت اصن تموم انرژیمو ازدست میدادم ونمیتونستم باهاش حرف بزنم مگر به ضرب و زور نثر مسجع !!!
    از نظر حرف زدن من دیگه راحت با او حرف میزنم
    اما اون هنوز با تصنع وادا ی بچه ها را در آوردن با من حرف میزنه
    دوران عقدو سالهای اول روابطمان بسیار سرد وسنگین بود وتقریبا هیچگونه رابطه ای نداشتیم گویا نامحرم !شاید باورتون نشه اما اگه خطبه برای ما نمیخوندند هم هیچ گناهی انجام نشده بود
    واقعا نمیدانم ادا در می آورد و فکر میکرد من اینجوری دوس دارم؟ که ادای آدمهای دختر ندیده رو در بیاره ؟
    درسته من اولین جلسه ی محرم بودن اونو تحویل نگرفتم اما چرا برادر من وقتی کسی رو میخاد اگه دختره با سم اسب هاش روی او رژه بره بازم همونو میخاد اما درمورد بنده یه برخورد اولیه باعث یک عمر سردی بشه نه من باور نمیکنم
    اگر مرا دوست میداشت ذوق میکرد که باهم جایی برویم
    اما وقتی من کلاس داشتم و باید میرفتم خونشون زورش می آورد که بیاد دنبالم
    ازهمه تابلوتر ماه مثلا عسل بود که ما برای عروسی رفتیم مشهد خب بازم که خواهر برادر بودیم از اونم غریبه تر
    اما وقتی در خیابان کنار هم راه میرفتیم هی میگفت چرا تنه ات به من برخورد کرد زشته تو خیابون ! اون طرف تر راه برو منم با زبان بی زبانی میگفتم تو کوچه که زشته تو خونه هم زشته؟
    یا اینکه از باب الجواد وارد می شدیم و تا بست شیخ بهایی میرفتیم میگفت : خب شما برو خودت زیارت کن منم خودم !!!ااااا
    واصلا از با من بودن لذت نمی برد
    نه اینجا ونه هیچ جای دیگری
    چرا راه دور برویم ؟
    تا به حال شده یه عدد هدیه ارزان قیمت برا من بگیره ؟بذاره تو کاغذ کادو نه نشده !
    روز مادر؟ نه
    در حالیکه سخت مصر هست که یه کادوی درس و حسابی برای مادرش بخره
    وبین مادر من ومادر خودش هم فرق میذاره ومیگه "توومنی نکن !" حسودی نکن
    روز تولد م هدیه خریده ؟؟نه!نخریده تاحالا
    در حالیکه من همیشه براش هدیه میخریدم وجبران نمیکرد
    ولی وقتی خواهرش براش هدیه خرید گفت باید جبران کنم
    گفتم هدایایی من میدمو جبران نمیکنی؟
    ایشان بسیار بلد هست که برای نخبگان عضو مرکز فرهنگی چه هدیه ای بخرد چه کادویی بگیرد وچگونه بدهد آدم حظ میکنه
    چرا فقط یه بار از مشهد برام سوغاتی آورد همین والسلام ولی فقط اوون نبود که بد بود خود منم بودم که بد بودم وهمین سوغاتی را که آورد جلوی همه باز نکردم وبه آن افتخار کنم اصن خود منم انگار یه چیزیم بود




    ادامه در پست بعدی ....


  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323



    ادامه از پست قبلی



    ویه علامت دیگه :
    هرسال ماه رمضان که میشه میگه بیا خونواده هامونو دعوت کنیم افطاری میگم باشه اولویت با خونواده ی اونه دعوت میشن میان میرن خب آقا دیگه یادش میره مام ننه بابا داریم
    حالا امسال که به زبان آوردم دعوتشون کنیم میگه آخه خونواده تو زیادن جاشون نمیشه در حالیکه ما قبلا خونمون کوچیکتر بود اومدند مشکلی نبود
    عید که میشه به خواهرو برادر و پدرو مادرش نفری ده هزار عیدی میده به بچه خواهرای من چی ؟هیچی
    اگر بپرسید مشاور رفته ام /
    باید بگم زیاد
    برخی از آنها بدون ارائه راه حلی میگن
    درس میشه شما برید مراحل زندگی تونو طی کنید بچه دار بشید زندگی تون گرم میشه
    ولی من خودم ریسک بیش ازین را صلاح نمیدونم زیرا مشاوری که به من وعده ی محبت را داده بود بعد عقد گفت نه باید عروسی کنید تا اون فضا بوجود بیاد !!
    ما عروسی کردیم اما اون فضا هنوز نیامده است
    فکر نکنم تو بهشت هم بوجود بیاد
    بعضی شون گفته اند ما قرص محبت نداریم برید جدا بشید
    یکی از علمای شهرمون گفتن با توجه به توضیحات شما اول سردی نشون دادی برو گرم برخورد کن خوب میشه
    گرمم برخورد کردم اما مشکل خود من هستم مهر اون در دلم جا نمیگیره
    با یکی از علمای صاحب نگاه بصیرت صحبت کردیم .نگاه نافذی به شوهرم انداخت وبست و پرسیدند خونواده هاتون به هم میخوره ؟ گفتم آره گفت فردا شب بیایید فردا آمدیم گفتند برید ماه رجب بیایید ماه رجب تلفن زدیم گفتند بی جهت عرش خدا به لرزه در نیاورید مگرآنکه توافقی باشد وما را معرفی کردند به یه حاج آقای دیگه که هنو توفیق پیدا نکردیم
    من میگم این حاج آقا که همه میگن کارش خیلی درسته لابد چیز بدی در ما دیده که خودش دلش نخواسته بگه ومارو حواله داده به دیگران نمیدانم
    اما یکی از روحانیون را که خودم حرفشو پسندیدم گفت شما به احتمال زیاد باید جدابشی ولی بابد بری پیش یه مشاور بالینی که این احساساتت در اثر یه مشکل روانی یا خلقی نباشه
    از توسّلاتم اگر بپرسید همه مرا به طلاق رهنمون شدند:
    هر بارکه توسل میکنم خدایا تا فلان تاریخ منو یا اینوری کن یا اونوری دیگه نمیخوام عمر شوهرمو حروم کنم بدجور مصمم به جدایی میشم اما پای عمل که میرسه باز دلم میلرزه میگم نکنه اینا بجای جواب توسل فقط توهم است

    یک بار نذر کردم به زیارت عاشورا باعث شد دیواری که بین ماست از بین برود یعنی نطق ما باز شد
    حداقل خود من تونستم باهاش حرف بزنم مال یکی دوسال بعد عروسی است!
    اما باز هم مدل خواهر برادری وهنوز هم محبت او به دلم نیست محبت خواهر برادرنه بله اما از نوع جنس مخالف نیست
    از خود سوال میکردم چه کمبودی است که مثل بقیه مرد ها نیست چرا کفشاش اینجوریه چرا اینجوری وایمیسه
    چرا گردنشو کج گرفت چرا صداش زیاد کلفت نیست چرا اینقد پوستش سفید ولطیفه حالم از پوستش بهم میخوره
    خب البته او ناقل تالاسمی هم هست شاید کم خونی موجب این کمبود های جسمی در اوشده است
    کف پای صاف وکمردرد

    اینام برامن مشکل بزرگیه
    آخه شاید بچمم ناقل بشه
    هردو عینکی هستیم دیگه بچه چی از آب در میاد
    واینکه فک وفامیل شوهرم از دو طرف همه قند دارند

    اوایل می گفتم شاید اگه تنهایی باهم جایی بریم درست میشه
    رفتیم نشد
    باز فک میکردم اگه نطقمون بازشه محبت ایجاد میشه
    بعد از یک دوره چهل روزه ختم زیارت عاشورا به نیت محبت نطق ما باز شد
    اما خبری از علاقه زن و شوهری نشد

    خیال میکردم اگه روابط گرم بشه محبت ایجاد میشه وهمه کار میکردم که روابط گرم بشه روابط گرم و دوستانه شد اما جاذبه زن وشوهری نیامد

    گفتم اگه شوهرم حرفهای محبت آمیز خاصی بمن بزنه درست میشه اما بعداز چند سال آن حرفهایی که توقعش را داشتم را هم زد ولی من حالم از اون حرفاش هم بهم خورد

    اگه اگه ....



    ادامه در پست بعدی ....



  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323



    .... ادامه از پست قبلی




    رابطه مون دوستانه شد اما محبت نیامد
    نیاز جنسی همسرم هم زیاد تر شداما محبت نیامد
    اکنون همسرم نگاه میکند اما نگاهش نگاهی زن و شوهری نیست
    من حرف زدنم با اوبهتر شده اما شوهرم هنوز عادی نیست تمام حرف زدنش شده ادا ی بچه ها را درآوردن
    ومن خیال میکنم اگر محبتی دردل باشد نیاز به استفاده از تصنع نیست
    ولی وقتی انسان میبیند که در دلش چیزی و محبتی نیست از تصنع استفاده کرده وبه آن تمسک می جوید
    بار ها تذکر داده ام که برای من عادی صحبت کن ادا در نیار فایده ندارد
    بگو یه ماجرا را برای من تعریف کند انقدر ادا اطوار های نچسب بچه گونه از خودش در میاره وبا من راحت نیست
    اصلا احساس میکنم اونم مثل من توذهنش منوقبول نکرده


    قبلا خیلی دوس داشتم مشکل حل شه مهرش در دلم جا بگیره اما الان دیگه دلم نمیخواهد مهرش در دلم جای گیرد

    الان خیلی که دوستش بدارم مثل برادرم هست برام

    مشکلی که در عمل دارم اینه که چگونه اورا راضی به طلاق کنم

    چون ازش خواسته ام ومیگه نه

    البته نه که مرا دوست داشته باشه از چندتا چیز میترسه:
    1- دشمن شاد شدن

    2-دق کردن مادرش از بی آبرویی پسرش

    آدم بسیار شناخته شده ای هست ومسئول مرکز فرهنگی است براش زشت میشه 3-

    چهار حوصله ی دادگا ه وریسک واینارو نداره4-
    میخواهم یه جوری ازین زندگی خلاص بشم ویه زن خوب براش بگیرم

    گاهی میگوید تو به فامیل من داری ظلم میکنی که نمیذاری بچه دارشیم مخصوصا به مادرم

    میگم منو طلاق بده یکی دیگه بگیر سال دیگه این وقت بچه داری

    میگه مگه آبرومونو از سر راه آورده ایم ؟

    بارها توسل جسته ام

    زمانیکه عقد بودم زار میزدم که خدایا چرا رابطه مون گرم نیس اما هیچ فرجی نمیشه

    بعداز عروسی بارها نامه به امام زمان نوشتم ودر داخل آب روان انداختم بارها وبارها

    بارها سر قبر شهدامون رفتم و توسلات زیادی داشتم جواب همه را گرفتم

    اما در مورد خوب شدن رابطه جوابی نگرفتم

    ولی بعد توسلات فراوانی کردم که خدا تکلیفمو روشن کنه

    هربار به شدت مصمم به طلاق میشدم

    دیگه دعا نمیکردم رابطه مونو گرم کن میگفتم خدایا تکلیفمو روشن کن

    اما موقع عمل میگفتم نکنه توهم زده ام واین جواب توسلم نبوده
    بارها تصمیم به جدایی گرفته ام اما چون نمیخواهم کسی در غمهایم شریک باشد، تنها مانده ام وهرگاه میخواهم اقدام به طلاق کنم بسیار مضطرب میشوم

    با اینکه من از سوی اطرافیان به دل گندگی بی خیالی و صبوری بلغمی بودن معروفم

    وبازم فکر میکنم نکنه اشتباه میکنم نکنه بلای بدتری به سراغم بیاد

    یافکر میکنم ـیت تون حسی که من دنبالش هستم که به همسرم داشته باشم آیا زیده طلبی نست

    آیا هوس پرستی نیست؟

    یا باید به همین همسر قناعت کنم
    اصلا اون توقعی که من از میزان محبت زن وشوهری دارم آیا منطقی است یا هوی وهوس است ؟
    لطفا مرا راهنمایی کنید




    سن: 38
    جنسیت: زن
    وضعیت شغلی (بیکار یا شاغل): خانه دار
    وضعیت تاهل و تجرد (متاهل یا مجرد): متاهل
    میزان تحصیلات: فوق دیپلم
    سابقه بیماری جسمی یا روحی: خیر
    کیفیت رفتار و برخورد افراد خانواده با یکدیگر: خوب معمولی
    دین و مذهب: اسلام - تشیع
    میزان تقید شما به اعتقادات مذهبی: خوب
    نحوه آشنایی با همسر: معرفی آشنایان
    میزان اختلاف سنی با همسر: یکسال
    تحصیلات همسر: لیسانس
    تعداد فرزندان (در صورت داشتن): 0
    سابقه استفاده از مشاوره (حضوری یا تلفنی): سابقه بسیار زیادی در استفاده از مشاوریین تلفنی و حضوری دارم حتی مشاوران معروف تلوزیونی


    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۳:۰۴

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323



    با نام و یاد دوست





    ازدواج منهای علاقه








    کارشناس بحث: استاد حامی


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما خواهر بزرگوار
    از حسن اعتمادتون به اين مركز سپاسگزارم.
    مي دونم نكاتي كه بيان كرديد قطره اي از سخناني است كه در ذهنتان داريد. مشاوره هاي اينترنتي محدوديت دارد. ايده ال در مشاروه هاي زوج ها، مشاوره زناشويي يا زوج درماني است. يعني حضور زن و شوهر در جلسات لازم و ضروري است. وقتي فردي با مشاوران مختلفي صحبت مي كند از هر كدام راهكارهايي مي شنود احساس مي كند كه به او نمي توانند كمك كنند و هر كدام چيزي مي گويند. در حالي كه اگر به جاي مشاوران مختلف با يك مشاوره با تجربه ادامه مي داديد به نتيجه مي رسيد و اين هم سرگردان و مضطرب نبوديد. غالبا افرادي كه نزد مشاوران مي روند مي گويند او نتوانست برايم كاري كندو بيشتر من صحبت كردم و جواب سؤال هاي او را دادم. در حالي كه همه اينها مقدمه رابطه درماني و تشخيص مشكل است. اما چون غالبا تمايل دارند سريع به نتيجه برسند ادامه نمي دهند و باز همين مسير را نزد ديگري امتحان مي كنند طوري كه به تعبير خودشان از بس مشكلم را براي اين و ان توضيح داده ام حالم به هم مي خورد بخواهم از ان سخن بگويم.
    بنابراين راه اين است كه با يك مشاور با تجربه كه تخصص روان شناسي و گرايش ديني داشته باشد مشاوره را همراه به همسرتان ادامه دهيد تا به نتيجه برسيد.

    علاقه و عشق
    تا حالا شده از خودتان بپرسيد چرا برخي به شوهرشان كه از نظر ديگران جذابيت ندارد اين قدر علاقه دارند؟ يا برخي از مردان براي همسرشان كه زيبايي چنداني ندارند مي ميرند؟ چرا يك نفر با ديدن ديگري دلش هري مي ريزد ولي ديگري برايش عددي به حساب نمي آيد؟
    علل و زمينه هاي مختلفي در اين امر دخيل است اما آنچه مسلم است ضميرناخودآگاه ما انبار بزرگ است كه اين علاقه ها و عشق ها و يا نفرت ها از آنجا نمو مي كند. جذابيت هاي ظاهري، تشابه و تناسب و همتايي به خود، تشابه با منبع عشق ما (والدين)، تضادها و داشتن ناداشته هاي جسمي و روحي، برداشت اول، نگرش ها و ارزش ها و....در عشق و علاقه مؤثر است.

    عايق ها و مانع ها
    اگر بخواهيم خش گير روي مانيتور گوشي بزنيم بايد ابتدا مانيتور را تميز كنيم و كثيفي يا گرد و غبار را رفع كنيم نيز به خود برچسب نيز نبايد مانعي مانند غبار باشد. گاهي بين دو انسان عايق وجود دارد. اين عايق ها مانع پيوند اين دو مي شوند. عايق ها ممكن است برداشت ها و نگرش هاي ما باشد و مي تواند تمركز ذهن به فردي ديگر باشد و گاهي تشابه زياد است.
    نگرش: انسان از درد متنفر است اما زن به عشق فرزند در بارداري و زايمان را با جان و دل مي خرد.
    ارزش ها: زن دوست دارد شوهرش اجتماعي و خوش تيپ باشد ولي ممكن است زني به خاطر ارزش هايش مردي را گزينش كند كه از نظر ظاهري خوش تيپ نيست و مهارت هاي ارتباطي او براثر عوارض از بين رفته است مثلا همسر يك جانباز مي شود و با افتخار به او خدمت مي كند.
    عايق انساني: گاهي عايق انسان ميان زن و شوهر است و اين مورد خيلي زياد هم هست. يعني ذهن يكي از همسران آن قدر درگير فرد ديگري است آن قدر ان شخص در ذهن حضور دارد كه جاي همسرش نمي شود. جلوه هاي ويژه ان فرد راه براي اين نمي گذارد كه همسر عرض اندام كند بنابراين تيپ او سخنان او حتي لطيفه و خوشمره بازي هاي او كه براي ديگران جذابيت دارد چنگي به دل همسرش نمي زند. چون خود همسر را به كانون دلش راه نمي دهد طبيعي است حالات دروني او در آينه چهره اش نمايان شود و همسر متوجه شود كه همسرش به زور او را تحمل مي كند.
    در اينجا بايد «واقع بين» بود يعني ديد كه آيا واقعا اين عشق دو طرفه است؟ يعني طرف مقابل هم اين فرد را جذاب مي بيند يا او تصوراتي خيال انگيز براي خود و زندگي با او ساخته است. گاهي ان فرد زندگي دارد و حتي اگر او هم بخواهد اين فرد را بپذيرد زندگي هر دو تباه مي شود و فرزندان بزهكار مي شود.
    بنابراين بايد به خود بياييد و بر صفات خوب همسرش تمركز كند. به خيال اجازه تصور ضعف ها همسر و حضور بيگانه را ندهد. نزد ديگران از صفات مثبتش تمجيد كند و از نظر رفتاري و احساسي وانمود كند كه او را دوست دارد تا اين تظاهر رفتاري بر احساس او و تظاهر احساسي او بر رفتارش اثر قوي تري بگذارد.

    تضادها عامل چسبندگي
    اگر چه هتمايي و سنخيت علت انضمام و پيوند معرفي شده است ولي اين به معناي اين نيست كه چشممان را به تضادهاي به جا ببنيديم. گاهي تفاوت ها و تضادها خود عامل چسبندگي و اتحاد است. به قول شاعر ابروي كج اگر راست بودي كج بودي. يعني تفاوت ها و اختلافات همه جا بد نيست و گاهي نبود آنها مشكل ايجاد مي كند. زن و شوهر از دو جنسيت متفاوت هستند كه تفاوت هاي جسمي، زيستي و ظاهري و روان شناختي آنها عامل پيوند همسران است. بنابراين طبيعي است كه زن كه حساس است تمايل داشته باشد شوهرش محكم تر باشد زن كه لطيف است تمايل داشته باشد شوهرش سفت و رفت و زمخت تر باشد. و....
    البته گاهي مولفه هاي ديگر دخالت مي كند و امر ديگري مقدم مي كند مثلا زني كه ادب و اخلاق و حيا برايش مهم است ممكن است نگرشش اين باشد كه مردي كه آرام سخن مي گويد نشانه ادب او است بنابراين براي مرد آن را يك امتياز به حساب آورد.

    حال اگر خانمي صفاتي را در مردش زنانه بداند و برايش جذابيت نداشته باشد چه بايد كرد؟ بايد بگويد من اين شوهر را نمي خواهم؟ به هيچ وجه. اگر مردي موي سرش بريز نمي گويد من اين سر را نمي خواهم تلاش مي كند با پوشاندن ان به وسيله موهايش، كلاه گيس، كلاه يا كشت مو ان مشكل را رفع كند. بنابراين به جاي «تمركز بر مشكل» بايد «تمركز بر راه حل»
    كنيم. وقتي بر مشكل تمركز كنيم. هيجانات منفي مشكل ما بينش صحيح ما مي شود و طبيعي است راه حلي نيابيم.
    اينجا بايد مرد هم با كمك مشاور و سخنان همدلانه همسرش به خود بياييد و تلاش كند تا جايي كه ممكن است خودش را براي همسرش جذاب و تو دل برو كند.
    زن نيز بايد بر ارزش ها تمركز بيشتري كند و تناسب هاي فرهنگي و ارزشي را برجسته تر ببيند. همسر شهيد چمران مي گويد: دوستانم به من مي گفتند چرا تو كه اين قدر روي خواستگارانت حساس بودي اين مرد كچل را انتخاب كردي؟ با تعجب گفتم مگر او كچل است؟ وقتي منزل رفتم شوهرم را كه ديدم حسابي خنديدم او علت را پرسيد و داستان را برايش تعريف كردم.
    عشق مجنون به ليلي هم از اين سنخ بود به او اعتراض كردند كه بابا اين دختر چي داره كه تو كشته مرده او هستي اين يك دختري سياه چرده است.
    مجنون گفت: اگر بر ديده مجنون نشيني به غير از خوبي دليلي نبيني
    شما كوزه گلي را مي بينيد و من شراب مست كننده داخل آن را.
    شما صورت ليلي را مي بينيد و من مست سيرت او شده ام.
    عرفان درماني
    توجه مستمر روزانه، به نعمت هاي كوچك و بزرگ الي با مقايسه خود با افرادي كه از آنها محروم هستند سبب درك عظمت آن نعمت ها مي شود. و در نتيجه حس شكرگزاري و عشق به خالق هستي بخش در ما فعال مي شود. خدايي كه مقلب القلوب است و مي تواند مهر همسر را در دل همسرش بيندازد.
    توحه داشته باشيم كه همين الان دختران زيادي هستند كه سن ازدواجشان بالا رفته است و از داشتن نعمت همسر محروم هستند. اينها قطعا سخنانشان به شما اين خواهد بود كه قدر اين نعمت الهي را بدانيد و براي رفع مشكل تلاش كنيد.
    ما نيز همراه كاربران اين سايت معنوي براي رفع مشكل شما دعا مي كنيم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    ازدواج منهای علاقه

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    چه رشته ای هستین که 110 تا اختراع ثبت نشده دارین؟یه چند تاشو به من بدین.بتونم بورسیه ای چیزی بگیرم.ممنون میشم.عینکی بودم که ارثی نیست تا جایی که من میدونم.شاید همسرتون سردمزاجه.اگه الان طلاقم بگیرین چون سنتون بالا رفته احتمال ازدواج مجددتون پایینه.نمیشه یه زن دوم برای همسرتون بگیرین؟واقعا دوشیزه این هنوز واقعا این وسط یه مشکل اساااسی وجود داره.چجوری این 11 سال تحمل کردین!
    ویرایش توسط mohsen1990 : ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۰:۰۲
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,415
    حضور
    42 روز 17 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6338



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    من تا به حال نتوانسته ام از او تمکین کنم ودوشیزه ام(شاید اوهم مشکل داشته باشد اما مشکل واقعی احساس خودمن نسبت به اوست )
    سلام
    من که باور نمیکنم یازده سال کنار ایشان باشی و ایشان هیچ نیاز جنسی پیدا نکنه این از مردان بعید است


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    11سال پیش با عدم علاقه وحتی تنفر ازدواج کردم (فقط بخاطرتطابق عقیدتی سیاسی وتحصیلی )و به توصیه مشاور که علاقه خواهد آمد
    یازده سال عمر خودت و اون بنده خدا هدر دادید چند سال دیگه میخوای هدر بدی ؟؟؟
    علاقه و محبت اگه قرار بود به وجود بیاید خیلی زودتر از این یازده سال به وجود میومد پس بی جهت وقتت رو بیشتر از این هدر نده ازش طلاق بگیر بزار اونم سراغ زندگیش بره


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    پوووووول
    نوشته
    228
    حضور
    8 روز 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    731



    سلام .نزارید شما رو فدای خودش کنه به خاطر آبروش بقیه ی عمرتون هم به باد بده .حتی اگه یه روز دیگه اینجوری زندگی کنی خودت مسئول به باد دادن روزهای عمرتی

    آب و روغن با هم قاطی نمیشه...پس الکی امیدوار نباش
    خدایا چوب لای چرخ کارم مکن
    خدا خسته ام صبح بیدارم مکن
    ...

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    ??
    نوشته
    63
    حضور
    3 روز 15 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    307



    سلام

    لطفا بدونید چی دارید میگید! دارید به حلالی امر می کنید که عرش خدا رو می لرزونه! کمی ترس در نظر دادن و برای زندگی مردم نسخه پیچیدن لازمه! از سر احساس حرف نزنید لطفاً.
    به نظر من تنها مراجعه دو نفره به مشاور می تونه در حل مشکل کمک کنه. شاید فقط مشکل پزشکی باشه و بشه درمانش کرد. شاید...
    اگه همه راهها رو رفتید و به نتیجه نرسیدید در اون صورت به راه حل آخر(= طلاق) فکر کنید. واگرنه تو زندگیتون همیشه خودتون رو سرزنش خواهید کرد. چون طلاق هم مشکلات خودشو داره که کم هم نیستند.

    هروقت تونستید به خودتون بگید« من هر کاری میشد کردم و این رابطه درست نشد » بعدا طلاق بگیرید .
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۵:۲۵

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود