صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی




    سلام
    با اين همه تبعيض و بي عدالتي و ناكامي در دنيا ، عدالت خداوند چگونه ثابت ميشود؟
    آخرت را هم كه نديديم تا بتوانيم پي ببريم
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۰۱ در ساعت ۰۹:۵۱

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58315



    با نام و یاد دوست





    وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,035
    حضور
    57 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4550



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    با اين همه تبعيض و بي عدالتي و ناكامي در دنيا ، عدالت خداوند چگونه ثابت ميشود؟
    آخرت را هم كه نديديم تا بتوانيم پي ببريم
    با سلام و احترام و تشکر از سوال شما

    برای پاسخگویی به سوال شما توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول: ضرورت عدالت خداوند


    عدالت خداوند در مقام اثبات، با تمسک به ادله عقلی اثبات می‌شود، از نظر عقلی صدور رفتار تبعیض آمیز و مغایر با عدالت از طرف خداوند امکان ندارد، چرا که یقینا فعل عادلانه برتر از بی عدالتی است، و کسی که فعل برتر و حکیمانه را ترک کند یا به خاطر جهل به فعل برتر است و یا به خاطر ناتوانی از انجام آن، و هر دو این عوامل از ساحت خداوند به دور است و همچنین از فاعل کامل، طبیعتا فعل کامل و برتر صادر می‌شود، نه فعل مخالف حکمت و عدالت(الالهیات، آیت الله سبحانی، ج1، ص228)
    یا به تعبیر دیگر می‌توان گفت از یک طرف صفات نیکوی خداوند علی الاطلاق و نامحدود است، و از طرفی انسان‌ها، همگی مخلوق خداوند بوده و قرابت و خویشاوندی نسبت به او ندارند، لذا همه انسان‌ها نسبت به ذاتشان در برابر خداوند یکسان هستند.
    با این اوصاف روشن می‌شود که این تفاوت‌ها و اختلاف‌های موجودات در دارایی های دنیوی در حد یک شبهه علیه عدالت خداوند است، نه ناقض عدالت خداوند که با دلیل عقلی قطعی اثبات شده است.

    نکته دوم: تفاوت ها نقشی در عدالت ندارد.
    عدالت یعنی این که حق هر صاحب حقی به او داده شود(مجموعه آثار شهید مطهری، ج13، ص822؛ بدایة المعارف، آیت الله خرازی، ج1، ص97) اما کسی طلبی از خداوند ندارد، و هر چیزی که به هر کسی داده است از روی لطفو احسان اوست، بنابراین روشن می‌شود که اساسا تفاوت های دنیوی موجب اثبات بی عدالتی خداوند نمی‌شود، همان‌طور که اگر دو فقیر به درب خانه شما مراجعه کنند و به یکی، 500 تومان، و به دیگری 1000 تومان بدهید، شما بی عدالتی نکرده اید چون هیچکدام از شما طلبی نداشته‌اند و پرداخت و إعطاء همین 500 تومان و 1000 تومان هم از روی فضل و کَرَم شماست.

    نکته سوم: «تفاوت»، نه «تبعیض»
    بین تفاوت و تبعیض فرق وجود دارد، شهید مطهری(ره) در این خصوص می‌فرمایند:
    «تبعيض» آن است كه در شرايط مساوى و استحقاق‌هاى همسان، بين اشياء فرق گذاشته شود، ولى «تفاوت» آن است كه در شرايط نامساوى، فرق گذاشته شود. به عبارت ديگر تبعيض از ناحيه دهنده است و تفاوت، مربوط به گيرنده».(مجموعه آثار، ج1، ص125)
    پس «تفاوت»، اختلافی است که در چارچوب قاعده و ضابطه، و پیرو دلیل است، اما «تبعیض» یعنی برتری دادن یکی بر دیگری بدون دلیل و بی جهت.

    با روشن شدن قاعده و حکمت این اختلاف‌ها که در ذیل خواهد آمد اثبات می‌شود که اینها از سنخ «تفاوت» هستند، نه «تبعیض»، لذا به بیان قاعده و ضابطه این اختلافات می‌پردازیم:

    الف) حکمت الهی
    در ورای بسیاری از این تفاوت ها حکمت الهی نهفته است، که گاهی ما به خاطر بی اطلاعی از آن حکمت، تفاوت ناشی از آن را بر نمی تابیم، مثلا انسان‌هایی که در مناطق جغرافیایی گرم زندگی می‌کنند دارای پوست تیره هستند که ممکن است آن را ناخوش دارند، چون از حکمت این اختلاف غافل هستند، اما تحقیقات نشان می‌دهد پوست‌های تیره نسبت به پوست‌های روشن در مقابل خورشید مقاوم‌تر بوده، و در برابر اشعه ماوراء بنفش خورشید، نقش یک کرم ضد آفتاب را ایفا می‌کنندhttp://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=38251)

    ب) تزاحم عالم ماده

    از لوازم عالم خلقت و تکامل انسان و سایر موجودات، آفرینش عالم ماده است، طبیعتا تحقق چنین نظامی تزاحم علل را به دنبال خواهد داشت و هر کدام اثر خویش را بر اشیاء و موجودات دیگر می‌گذارند.
    بسیاری از این تفاوت ها هم از این عامل نشأت گرفته‌ است، مثلا دود ماشین‌ها و کارخانجات، یا سوراخ شدن لایه اوزون و گذر اشعه های خورشیدی، و عوامل مشابه دیگر تاثیر خود را بر انسان خواهند داشت و موجب بروز بیماری‌های ریوی، پوستی و... در انسان خواهند شد، و بین انسان‌ها تفاوتی در حوزه سلامت ایجاد می‌کنند؛ یا مثلا تصادف دو ماشین با سرعت بالا، که از فلز تشکیل شده‌اند طبیعتا موجب فشرده شدن آنها خواهد شد که گاهی به کشته شدن انسان‌های درون آن می‌انجامد و علاوه بر این فقدان خود آن انسان، گاهی موجب بروز مشکلات دیگری چون فقر فرزندان و... می‌شود.

    ج) امتحان الهی
    روشن است آنچه موجب تکامل انسان‌ها و جدا شدن مومنان حقیقی از مدعیان می‌شود، امتحان است، همان طور که قرآن کریم می‌فرماید:
    «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُم‏» (محمد-31)
    ما همه شما را قطعاً مى‏آزمائيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند، و اخبار شما را بيازماييم‏.


    و می‌فرماید:
    «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون‏» (عنکبوت-2)
    آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‏شوند و آزمايش نخواهند شد؟


    پس وقوع آن برای هر انسانی حتمی است، منتهی هر انسانی در حوزه خاصی امتحان می‌شود، یکی با جانش، یکی با مالش، یکی با ترس و...، همان طور که قرآن کریم می‌فرماید:
    «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ» (بقره-155)
    قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و به استقامت‏كنندگان‏ بشارت ده.


    بعد از روشن شدن قطعیت امتحان باید توجه داشته باشیم که لازمه امتحان، تفاوت انسان‌هاست، بدیهی است اگر همه از نظر سلامت و ثروت و... در یک سطح بودند طبیعتا امتحان ممکن نخواهد بود. البته این امتحان تبعیض آمیز و خارج از قاعده نیست به این صورت که علی رغم این تفاوت ها، از همه انتظار یکسان داشته باشد، بلکه متناسب با دارایی های هر کسی از او انتظار می‌رود، همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید:
    «لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»(مائده-48)؛ شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد.

    د) اختیار انسان‌ها
    خداوند به انسان‌ها اختیار داده است، و این لازمه تکامل و نظام أحسن است، و طبیعتا موجب بروز تفاوت‌های مختلف مادی و معنوی می‌شود.
    اگر دقت کنید خواهید دید که قریب به اتفاق این تفاوت‌های دنیوی نتیجه رفتار خود انسان‌هاست، مثلا کسی که اهل ورزش باشد و مراعات تغذیه خویش را می‌کند بدن سالم‌تری دارد، یا کسی که رنج تحصیل و کار را تحمل می‌کند، در آینده شرایط بهتری را خواهد داشت، همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید:
    «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا» (شرح-5و6)؛ به يقين با (هر) سختى آسانى است‏* مسلّماً با (هر) سختى آسانى است.

    پس کسی که با تلاش و کوشش مالی را به دست می‌آورد طبیعتا این نتیجه فعل خود اوست و این تفاوت او با دیگران به گونه ای نیست که خداوند بدون جهت یکی را بر دیگری ترجیح داده باشد.
    حتی ممکن است این تفاوت‌ها ناشی از مسیر حرام مثل دزدی یا ربا باشد، اما طبیعتا کسی که در این مسیر هم گام بردارد، فارغ از حسابرسی اخروی، تاثیر مادی خود را خواهد داشت، چرا که بالاخره مالی را برداشته و به اموال او اضافه شده است و ممکن است بعد از او به فرزندانش رسیده و عمری با آن خوش بگذرانند.

    ه) مزد عمل دیگران
    دستاوردهای انسان‌ها منوط به زمان خودشان نیست و بر نسل‌های بعدی تاثیر می‌گذارد، گاهی این دستاوردها مربوط به سلامتی انسان می‌شود، مثلا پدر و مادر می‌توانند با ورزش و تغذیه مناسب موجب پیدایش یک نسل سالم شوند، و می‌توانند با عدم پیروی از تغذیه مناسب و عدم تحرک، خدای نکرده مبتلا به دیابت و سرطان و... شده و نسل‌های بعد را مستعد این بیماری‌ها ‌کنند.
    یا این اکتساب می‌تواند اخلاق و رفتار نیکو یا زشت باشد، طبیعتا مردی که با لقمه حلال و رفتار نیکو با اهل و عیالش برخورد می‌کند، نتیجه ای متفاوت خواهد گرفت نسبت به مردی که از لقمه حرام و انحرافات اخلاقی خانواده اش ابایی ندارد. یا خانمی که دوران بارداری و شیردهی خود را مثلا با وضو طی می‌کند، ظلم است اگر همان نتیجه ای را بگیرد که خانمی بدون مراعات این امور گرفته است.
    البته فاکتورهای حداقلی را برای هدایت همه دارند لذا کسی روز قیامت نمی تواند دلیل انحراف خویش را لقمه حرام پدرش بداند، چرا که لقمه حرام اگرچه از نورانیت باطن می‌کاهد اما اختیار و عقل که موجب تشخیص افعال خوب و بد است را از انسان سلب نمی‌کند.
    یا ممکن است این دستاورد ها مالی باشد، مثلا پدر و مادر ثروتمند یقینا بچه های خود را نیز در رفاه مالی می‌گذارند. پس در خصوص بعضی از انسان هایی که ثروتمند هستند اما تلاشی برای ثروتشان نکشیده اند تبعیضی در کار نبوده، بلکه مثلا آن را به ارث برده یا از اقوام و والدین ثروتمندشان هدیه گرفته‌اند، در خصوص انسانی که زحمت کشیده و مال جمع کرده، نمی‌توان توقع داشت که این مال به نسل ها بعدی نرسد!

    و) تفاوت های متناسب با درجه معنوی
    در موارد معدودی هم این تفاوت‌ها مستقیما به خداوند منتسب می‌شود و فاعلیت انسان مستقیما در آن نقشی ندارد، اما آن هم بی قاعده نیست، بلکه در صورتی است که خداوند به خاطر محبوبیت بنده ای، سرنوشت دیگری غیر از آنچه که او اراده کرده است برایش رقم می‌زند، مثلا مانع از حصول نتیجه برای تلاشش می‌شود، تلاش که قاعدتا باید نتیجه می داد، یا بنده مومنی که محبوب خداوند است و خداوند می‌داند ظرفیت ثروت را ندارد، خداوند مانع حصول ثروت که برایش مضر است می شود، یا گاهی مصیبت یا سختی ای موجب ارتقاء درجه می‌شود، لذا خداوند آن بنده را مبتلا می‌کند، همان‌طور که پیامبر(ص) در عالم رویا به امام حسین(ع) فرمود: حسین جان خداوند برای تو درجه ای در نظر گرفته است که جز با شهادت به آن نمی‌رسی.(بحار الانوار، علامه مجلسی، ج64، ص250)
    در هر صورت روشن است که این تفاوت هم ترجیح بلا مرجح و بی قاعده نیست، بلکه به واسطه محبوبیتی است که آن بنده با اختیار خود به دست آورده است، و منحصر در انسان خاصی نیست، هر چه انسان بر هدایتش بیفزاید خداوند نیز بر توفیقات او خواهد افزود، همان‌طور که در مورد اهل کهف می‌فرماید:
    «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى‏» (کهف-13)؛ آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند، و ما بر هدايتشان افزوديم‏.


    پس هر چه انسان با عملش نزد خداوند محبوب تر شود خداوند جنبه های بازدارندگی در او را شدیدتر خواهد نمود، به گونه ای که انبیاء الهی با اندکی ترک اولایی به شدت در زندان و شکم ماهی و... جریمه می‌شوند.
    گاهی هم تفاوت های بین انسان ها از این سنخ است.

    نتیجه گیری
    با این اوصاف روشن شد که هرگز تفاوت های بین انسان های بی عدالتی و بدون قاعده نیست، اگر در عواملی که ذکر شد دقت بفرمایید خواهید دید که تساوی انسان‌ها و نادیده گرفتن این عوامل، بی عدالتی خواهد بود، نه تفاوت حاصل از این عوامل. این که انسان ها با تلاش های مختلف، با والدین و رعایت‌های آنها یا بی توجهی آنها، با توجه به تغذیه و ورزش و یا عدم رعایت این امور، با قرب به خداوند و دوری از خداوند، همگی نتیجه یکسان بگیرند بی عدالتی و تبعیض است، بلکه هر کسی متناسب با تلاش و کوشش خودش و رعایت‌های والدینش و عوامل مادی و معنوی دیگر نتایج متفاوت خواهد گرفت و این عین عدالت است.

    و اما جمله پایانی سوال شما در مورد آخرت با توجه به اینکه به موضوع سوالتان مربوط نیست به طور خلاصه باید عرض کنم ندیدن چیزی دلیل بر انکار آن نیست، علاوه بر این که در جای خود، با دلایل عقلی و نقلی اثبات شده است.

    در پناه حق

    وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    35
    حضور
    1 روز 7 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    79



    به نام خدا
    سلام علیکم
    ممنون از پاسخ خوبتان

    بنده این مطالب را چندین بار و به دقت خواندم اما سؤالی برایم پیش آمده که نمیتوانم با هیچ کدام از مواردی که فرمودید توجیهش کنم.

    فرمودید:


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    در خصوص انسانی که زحمت کشیده و مال جمع کرده، نمی‌توان توقع داشت که این مال به نسل ها بعدی نرسد!
    کسانی که در خانواده ای فقیر متولد میشوند ویا در شرایطی متولد میشوند که مشکلاتی دارد ولی خودشان کوچکترین دخالتی در به وجود آمدن آن نداشته اند چگونه میتوان گفت که عدالت الهی شامل حال آنها هم شده؟؟؟
    درست است که یک فرد ثروتمند طبیعتاً فرزندانش هم از ثروتش بهره ای میبرند و یا فردی که نابغه است گاهی این نبوغ به فرزندش میرسد و خیلی موارد اینچنینی ولی چطور به ارث رسیدن رنج و بدبختی را میتوان توجیه کرد در صورتی که انسانی که در این محیط متولد میشود خود به تنهایی هیچ نقشی در به وجود آمدن شرایط ندارد و همه ی موارد ثروت و نبوغ و موارد دیگر از این دست همگی نعمتی و موهبتی هستند که شامل برخی ها میشود اما بدبختی و سختی هایی که گاه هرگز پایانی ندارند را چه می شود گفت؟
    مانند کسانی که در کشورهایی در حال جنگ متولد میشوند و یا کودکان گرسنه ی آفریقایی!!!
    و یا مانند کودکی که به خاطر سهل انگاری پدر و مادرش معلول پا به جهان میگذارد!!!
    ظلم برخی انسان ها باعث زیر پا گذاشتن عدالت در دنیا شده است و انسانهای زیادی هم قربانی این بی عدالتی شده اند و میشوند ولی همین ظلم را چگونه میشود توجیه کرد؟؟؟
    ظلم انسانها که دیگر بخشی از عدالت خداوند نیست!!!!

    ویرایش توسط flight : ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ در ساعت ۱۴:۳۹

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,035
    حضور
    57 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4550



    با عرض سلام و تشکر از سوال شما

    نقل قول نوشته اصلی توسط flight نمایش پست ها
    کسانی که در خانواده ای فقیر متولد میشوند ویا در شرایطی متولد میشوند که مشکلاتی دارد ولی خودشان کوچکترین دخالتی در به وجود آمدن آن نداشته اند چگونه میتوان گفت که عدالت الهی شامل حال آنها هم شده؟؟؟
    درست است که یک فرد ثروتمند طبیعتاً فرزندانش هم از ثروتش بهره ای میبرند و یا فردی که نابغه است گاهی این نبوغ به فرزندش میرسد و خیلی موارد اینچنینی ولی چطور به ارث رسیدن رنج و بدبختی را میتوان توجیه کرد در صورتی که انسانی که در این محیط متولد میشود خود به تنهایی هیچ نقشی در به وجود آمدن شرایط ندارد و همه ی موارد ثروت و نبوغ و موارد دیگر از این دست همگی نعمتی و موهبتی هستند که شامل برخی ها میشود اما بدبختی و سختی هایی که گاه هرگز پایانی ندارند را چه می شود گفت؟
    مانند کسانی که در کشورهایی در حال جنگ متولد میشوند و یا کودکان گرسنه ی آفریقایی!!!
    و یا مانند کودکی که به خاطر سهل انگاری پدر و مادرش معلول پا به جهان میگذارد!!!
    ظلم برخی انسان ها باعث زیر پا گذاشتن عدالت در دنیا شده است و انسانهای زیادی هم قربانی این بی عدالتی شده اند و میشوند ولی همین ظلم را چگونه میشود توجیه کرد؟؟؟
    ظلم انسانها که دیگر بخشی از عدالت خداوند نیست!!!!
    ببینید اینطور نیست که انسان هایی که در خانواده فقیر به دنیا آمده اند فقر و بدبختی را به ارث برده باشند، اصلا فقر و بدبختی امر عدمی است، یعنی نیستی است و نیستی قابل ارث نیست، بلکه صحیح تر این است که گفته شود چنین کودکانی از والدین خود ارثی نمی برند و روشن است که این بی عدالتی نیست.
    طبیعت کار هم همین است، یعنی از ابتدا هم انسان ها چیزی نداشتند که فرزندان به ارث ببرند و به شکل قبیله ای و اشتراک در اموال زندگی می کرده‌اند، و کم کم انسان ها اموال را شخصی دانسته و برای فرزندان خود به جای گذاشته اند، پس این ذهنیت بی عدالتی از جایی شکل می گیرد که شما خانواده هایی که چیزی را به ارث نبرده اند با بچه هایی که اموالی را به ارث برده اند مقایسه می‌کنید.
    خب نمی توان توقع داشت در ازای پولی که از والدین ثروتمند به فرزندانشان می رسد، خداوند هم پولی به فرزندان فقیر برساند! اصلا خود این که انسان به دنبال رفاه فرزندانش است، موجب تلاش و تکاپو و تکامل است، والا اگر انسان ها بدانند چه تلاشی بکنند و چه نکنند نتیجه برای فرزندان همه یکسان خواهد بود، علاوه بر نامعقول بودن موجب رخوت و سستی خواهد شد.

    اما به طور کلی باید توجه داشته باشید آنچه که به خداوند مربوط می‌شود فضای تکوینی عالم است، و چیز بدی در آن وجود ندارد، این بد بودن را ما در مقایسه استنباط می‌کنیم، مثلا نسبت به خودمان یا دیگری برداشت می‌کنیم، یا این که به خاطر جزء نگری برداشت می‌کنیم، مثلا خداوند برای انتقال خصوصیات والدین به فرزندان باید عاملی به نام ژنتیک یا وراثت را در درون سلول‌های انسان قرار می‌داد، خب این عامل ضروری و مفید است، منتهی مثل هر چیز خوب دیگری می‌تواند به خاطر عدم استفاده درست دارای آثار سوء باشد، مثلا با عدم رعایت پدر و مادر موجب معلولیت فرزند شود، پس به خاطر بروز موارد اینچنینی نباید توقع داشته باشیم خداوند اساس آن را که لازمه وراثت فرزندان از والدین است را برچیند.
    در مورد کودکان آفریقایی نیز همین‌طور، آنچه که به خداوند منتسب است این است که به انسان ها قدرت زندگی در همه نقاط زمین و تولید مثل داده است، و آنها نیز از این قدرت استفاده نموده‌اند، اما فقر و گرسنگی این بچه ها مربوط به ظلم انسان‌های دیگر و دولت‌های استعمارگر، و سکوت سایر ملت‌ها و دولت‌ها است، یقینا خداوند به این ظلم ها راضی نیست، اما اگر بخواهد جلوی ظلم را بگیرد باید یکی از امور زیر را محقق سازد:
    1- قاره آفریقا را خلق نمی کرد.
    2- مردم آفریقا را به گونه ای خلق می‌کرد که قدرت بچه دار شدن نداشته باشند.
    3- اختیار را از انسان‌ها و دولت های استعمارگر سلب کند.
    روشن است هیچیک از این راهکارها عملی نیست، چون در غیر آفریقا نیز روزی نیست که انسان‌ها در همه جهان ظلم های کوچک و بزرگ در حق هم نکنند، از تهمت و غیبت و دزدی گرفته تا آدم کشی و سر بریدن و...؛ پس تنها راه چاره این است که انسان مختار را خلق نکند، وإلا با وجود انسان مختار طبیعتا چنین پدیده هایی رخ خواهد داد، و این هم عملی نیست.

    اما برای این که بالاخره آثار این خلقت متوجه خداوند است، او مسئولیت این تاثیرات ژنتیکی و آزادی ظالمان و... را بر عهده گرفته و وعده داده است که سختی های دنیوی را به گونه ای جبران کند که انسان ها در روز قیامت با دیدن ثواب این سختی ها، بگویند ای کاش در دنیا گوشت های بدنمان با قیچی تکه تکه می‌شد(طبق فرمایش امام صادق(ع)، الکافی، ج2، ص255) و ای کاش یک روز خوش ندیده بودیم، یعنی ثواب این سختی ها باید به قدری باشد که اگر در وقوع این رنج و ثواب آن، یا عدم رنج مختار بودند باز هم این رنج را در قبال آن ثواب عظیم انتخاب می‌کردند(کشف المراد، علامه حلی، ص339) و همچنین وعده داده است حق مظلومین را از ظالمین بگیرد.

    وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اما برای این که بالاخره آثار این خلقت متوجه خداوند است، او مسئولیت این تاثیرات ژنتیکی و آزادی ظالمان و... را بر عهده گرفته و وعده داده است که سختی های دنیوی را به گونه ای جبران کند
    با سلام و تشكر
    بله درسته در هر صورت نهايتا همه چيز متوجه خداست چون به هر حال يه عده مورد ظلم واقع شده اند
    اما مگر پاداش اخروي در مقابل معرفت به خدا و عمل نيك نيست؟ اومديم به خاطر همين تبعيض ها و ظلم ها افرادي نتوانستند در علم و عمل قدمي بردارند..

    مگر راه تقرب به خدا استفاده از همين نعم دنيايي نبوده؟ خب كسي كه وسيله رو از دست داد چگونه به هدف برسد؟
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ در ساعت ۰۵:۳۸

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,035
    حضور
    57 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4550



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    با سلام و تشكر
    بله درسته در هر صورت نهايتا همه چيز متوجه خداست چون به هر حال يه عده مورد ظلم واقع شده اند
    اما مگر پاداش اخروي در مقابل معرفت به خدا و عمل نيك نيست؟ اومديم به خاطر همين تبعيض ها و ظلم ها افرادي نتوانستند در علم و عمل قدمي بردارند..

    مگر راه تقرب به خدا استفاده از همين نعم دنيايي نبوده؟ خب كسي كه وسيله رو از دست داد چگونه به هدف برسد؟
    با سلام و احترام

    ببینید هر مکلفی امکانات حداقلی برای رسیدن به سعادت اخروی را باید داشته باشد، یعنی عقل و اختیار و شریعت، لذا اگر یکی از این سه به کسی نرسد خداوند نیز از او توقعی ندارد و او را مواخذه نخواهد کرد، مثلا اگر کسی عقب ماندگی ذهنی داشته باشد، یا عقل دارد اما شریعت و نحوه نماز و روزه به او نرسیده، یا عقل دارد، به حرمت گناه هم آگاه است، اما او را به اجبار به گناه وادارند، این موارد مجازاتی به دنبال نخواهد داشت.
    اما سایر موارد، اگرچه نیروهای مثبت و منفی هستند که پیمودن مسیر را برای انسان آسان و یا دشوار می کنند اما در اصل تکلیف نقشی ندارند، و تنها در نحوه حسابرسی دخالت دارند.

    پس می توان ابزار و وسایل برای رسیدن به هدف را به دو دسته تسیم کرد:
    1- عوامل دسته اول در اصل تکلیف و حسابرسی نقش داشتند. (عقل و اختیار و شریعت)
    2- عوامل دسته دوم در شدت و یا آسانی حسابرسی نقش دارند. (خانواده و جامعه و اموال و...)

    بنابراین کسی که مظلوم واقع شده است یا برای دفاع از دین و دنیای خویش با ظالمینی درگیر است طبیعتا اجر مضاعفی خواهد داشت. در اموال و دارایی هم همین طور است، مثلا کسی که 10 میلیون ثروت دارد و 1میلیون برای مسجد هدیه می دهد، ثواب او برابر است با کسی که 100 هزار تومان دارد و 10 هزار تومان آن را به مسجد هدیه می دهد، چون هر دو 10 درصد از دارایی خویش را به مسجد کمک نموده اند. یا کسی که واقعا پولی برای انفاق در راه خداوند ندارد، اما حقیقتا آرزو می‌کند کاش پولی داشتم تا در این راه خرج می‌کردم ثواب آن را به او می‌دهند، لذا از این جهت حتی وسیله برای رشد آنها فراهم تر است.
    همان طور که وقتی امیرالمومنین(ع) از جنگ جمل بر می گشتند یکی از اصحاب گفت: ای کاش فلان دوستم نیز در این جنگ شرکت کرده و از ثواب جهاد بهره می‌برد. امام(ع) فرمودند: آیا مایل بود و دوست داشت که در این جنگ شرکت کند؟ گفت: بله دوست داشت اما متاسفانه اینجا نبود؛ امام(ع) فرمودند: پس در جهاد ما شریک است، بعد فرمودند: نه تنها او، بلکه تمام کسانی که هنوز در صلب پدران و رحم مادران هستند و در آینده به دنیا می‌آیند و آرزو میکنند که ای کاش در کنار ما بودند در این جهاد با ما هستند.(نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص55، خطبه 12)
    یا کسی که در جامعه و خانواده بی دین، دین خودش را حفظ کند، صد در صد نسبت به کسی که در خانواده مذهبی دیندار گشته اسن، اجر مضاعفی دارد.
    این نفاوت حسابرسی متناسب با دارایی انسان‌ها در آیات و روایات بسیاری بدان اشاره شده است:

    «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»(مائده-48)
    و اگر خدا مى خواست، همه شما را امت واحدى قرار مى‏ داد ولى خدا مى‏ خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد.


    یا می‌فرماید مزد انسان در برابر تلاشش است: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»(نجم-39) پس هرچه سعی و تلاش بیشتر، مزد هم بیشتر خواهد بود.

    پیامبر(ص) نیز می‌فرمایند:

    «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا»؛ برترین اعمال دشوارترین آن است. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج67، ص191)

    یا امام باقر(ع) می‌فرمایند:

    «إِنَّمَا يُدَاقُّ اللَّهُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا» (الکافی، شیخ کلینی، ج1، ص11)
    به درستی که خداوند در روز قیامت به اندازه عقلی که به انسان ها در دنیا داده است در حسابرسی آنها دقت می‌کند.


    از این دست روایات بسیار است، خلاصه نتیجه این که خداوند متناسب با آنچه که به بندگانش داده و متناسب با سختی هایی که در این مسیر می‌کشند به آنها مزد و پاداش خواهد داد، پس ظالمان اگرچه می توانند در خصوص منافع مالی منعی به حساب آیند، اما نمی‌توانند مانع رسیدن کسی به خداوند و سعادت شوند،بلکه گاهی با ظلم خویش بر درجات قرب مظلومین می افزایند، همان طور که در روایتی که در پست اول خودم نگاشتم، امام حسین(ع) را به درجه ای که خداوند برایش در نظر گرفته بود رسانیدند. بدیهی است که این به معنای سکوت در برابر ظالمین نیست، همان طور که امام حسین(ع) با سکوت به این درجه نرسیدند.

    وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    یا کسی که در جامعه و خانواده بی دین، دین خودش را حفظ کند، صد در صد نسبت به کسی که در خانواده مذهبی دیندار گشته اسن، اجر مضاعفی دارد.
    سلام
    چه اجر مضاعفي؟ ايا درخت و قصر بيشتري به او ميدهند؟ در بهشت كه طبق آيه قرآن هركي هرچي بخواهد هست
    و اما اگر منظور از اجر مضاعف درجات معنوي است كه خب اين مربوط به كسب علم و معرفت است نه سختي در عمل!

    درثاني صحبت بر سر توان و تكليف نيست
    بعنوان مثال شخصي مورد ظلم واقع شد و عقل خود را از دست داد...بدون عقل چگونه بهشت را كسب كند؟ چراكه نه كسب معارفي ميتواند داشته باشد تا ارتقا پيدا كند و نه عمل صالحي كه موجب پاداش باشد

    يا انساني كه در كودكي كشته ميشود خب اين چگونه ميتواند به بهشت بزرگسالان دست يابد وقتي هيچ دركي از آن نداشته؟


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,035
    حضور
    57 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4550



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    چه اجر مضاعفي؟ ايا درخت و قصر بيشتري به او ميدهند؟ در بهشت كه طبق آيه قرآن هركي هرچي بخواهد هست
    و اما اگر منظور از اجر مضاعف درجات معنوي است كه خب اين مربوط به كسب علم و معرفت است نه سختي در عمل!

    درثاني صحبت بر سر توان و تكليف نيست
    بعنوان مثال شخصي مورد ظلم واقع شد و عقل خود را از دست داد...بدون عقل چگونه بهشت را كسب كند؟ چراكه نه كسب معارفي ميتواند داشته باشد تا ارتقا پيدا كند و نه عمل صالحي كه موجب پاداش باشد

    يا انساني كه در كودكي كشته ميشود خب اين چگونه ميتواند به بهشت بزرگسالان دست يابد وقتي هيچ دركي از آن نداشته؟
    ببینید برای پاسخ دقیق باید مقدمه ای عرض کنم:
    انسان در طول زندگی، در حال ساختن باطن خویش است، و با مرگ و جدایی از بدن مادی، حقیقت انسان آشکار می‌شود که در طول زندگی با علم و عملش از خود چه شخصیتی ساخته است، پس حقیقت بهشت و جهنم، و حقیقت ثواب و جزا، و درجات انسان ها در قیامت تجسم یافتن اعمال و کمالات انسانی آنها است، یعنی آنچه که انسان در قیامت با آن روبرو می‌شود تجسم عمل خود اوست:

    «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء» (آل عمران-30)
    روزى كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده و آنچه را از كار زشت مرتكب شده حاضر شده مى‏ يابد.


    و این درجات و مراتب صرفا منوط به علم انسان نیست، بلکه عمل نیز در آن دخالت دارد، علاوه بر آیه فوق، آیات دیگری نیز از نقش عمل سخن می‌گویند:
    «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‏» (زلزله-7و8)
    پس هركس هم‏وزن ذره‏اى نيكى كند، آن نيكى را ببيند * و هركس هم‏وزن ذره‏اى بدى كند، آن بدى را ببيند.


    و همچنین این گونه نیست که همه اعمال نقش یکسانی در ساختن باطن انسان و ارتقاء درجات داشته باشند، گاهی انسان با یک عمل، ره صد ساله را یک شبه طی می‌کند، مثلا قرآن کریم در ضمن برشمردن ثواب برای عموم مومنین، مجاهدین را به مراتب در میزان اجر و ثواب برتر دانسته و می‌فرماید:

    «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيما» (نساء-95)
    خدا كسانى را كه با اموال و جان‏هايشان جهاد مى‏كنند به مقام و مرتبه‏اى بزرگ بر خانه‏ نشينان برترى بخشيده است. و هر يك [از اين دو گروه‏] را [به خاطر ايمان و عمل صالحشان‏] وعده پاداش نيك داده، و (اما) جهادكنندگان را بر خانه‏نشينان به پاداشى بزرگ برترى داده است.


    پس گمان نکنید که همه اعمال نقش یکسانی در تعالی انسان دارند و کسی که نتواند تحصیل علم یا عبادت کند مثل مظلومی که جان و عقل و جسم خویش را از دست داده ضرر کرده است، گاهی نقص و بیماری و خسارت بدنی موجب سرعت گرفتن در رشد می‌شود، همان طور که پیامبر(ص) در روایتی می‌فرمایند:
    «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُبْتَلَى فِي جَسَدِهِ إِلَّا قَالَ اللَّهُ (عَزَّ وَ جَلَّ) لِمَلَائِكَتِهِ: اكْتُبُوا لِعَبْدِي أَفْضَلَ مَا كَانَ يَعْمَلُ فِي صِحَّتِه‏» (امالی شیخ طوسی، ص384)
    هیچ مسلمانی نیست که در جسمش مبتلا (به بیماری یا نقصی) شوند مگر آن که خداوند عزوجل به ملائکه اش می‌فرماید: برای بنده ام بالاتر از آنچه که در حال صحت انجام می داد بنویسید و ثبت کنید.


    یا در مورد سختی عمل روایات فراوانی وجود دارد تا جایی که پیامبر(ص) کسی را که بر اثر مریضی (با سختی) بمیرد را در مرتبه شهید می‌دانند:
    «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ مَاتَ مَرِيضاً مَاتَ‏ شَهِيدا»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج78، ص211)
    به همین خاطر است که در روایات مشابه روایت فوق، آمده است: به کسی که بی گناه کشته شود، یا غرق شوند، یا در زیر آوار بمانند، اجر شهید داده خواهد شد و در مراتب نازله مقام «شهداء» قرار می‌گیرد.(عروة الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ج2، ص44)

    من از شما سوالی می پرسم، نوجوان یا جوانی که در لحظه شهادت خود را بین شهید شدن و بازماندن از بقیه عمر برای عبادت و کسب علم و بین ترک میدان مقاتله و دنبال کردن عبادت و علم می بیند، کدام را باید برگزیند؟ آیا مثلا شهید فهمیده ای که نارنجک به خود بست و مسیر اول را انتخاب کرد، از سایرین عقب افتاد و اگر این کار را نمیکرد و به تحصیل علم و معارف، و عبادت مشغول می شد روز قیامت در درجه ای بالاتر محشور می شد؟
    هرگز اینطور نیست که انسانی اگر قید علم و عمل را زد و جانش را اهداء کرد از درجه ای که می توانست به دست آورد محروم شود، پیامبر(ص) فرمودند:

    «فَوْقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر»(روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ج2، ص366)
    بالاتر از هر نيكي، نيكي ديگري است تا اينكه انسان در راه خدا كشته گردد، هنگامي كه كسي در راه خداوند متعال شهيد گردد، هيچ نيكي و خيري بالاتر از آن نيست.


    در مورد از دست دادن عقل هم باید توجه بفرمایید که مغز و چشم و سایر اعضاءبدن، ابزار نفس هستند، انسانی که به واسطه ظلم ظالمی مغزش ضربه بخورد، ابزار خویش را از دست داده نه این که نفس و روحش آسیب دیده باشد، همان طور که اگر چشمش آسیب ببینید، نفسش سالم است اما برای دیدن ابزار لازم را ندارد، با آسیب دیدن مغز هم اگرچه نفس سالم است اما ابزار لازم برای تفکر و فرمان دادن به اعضاء و جوارح را ندارد، پس بدانید کسی که به دست ظالمی عقل خویش را از دست داد، خود این ظلمی که در حق او شده است کمالی را در نفس او ایجاد خواهد کرد، و هرگز مجنون و دیوانه محشور نخواهد شد بلکه با درجه ای والا پا به عرصه محشر خواهد گذاشت، خصوصا اگر این خسارت ذهنی در دفاع از دین و راه خدا باشد مثل جانبازانی که موج انفجار آنها را گرفته است، هر لحظه عمر آنها در این حالت برایشان حکم پله صعودی را دارد که انسان های سالم باید با دوندگی در قله های علم و عبادت بکوشند تا از ایشان عقب نمانند.

    البته فارغ از تمامی این بحث ها همان طور که در پست اول گفتم که با نگاه عقلانی و به دور از احساسات و مقایسه انسان ها با هم، این مباحث لطمه ای به عدالت خداوند نمی‌زند، چون کسی طلبی از خداوند ندارد، مثلا کودکی که در چند سالگی کشته می‌شود، سنین بالاتر را از خداوند طلب ندارد تا بگوییم خداوند در حق او بی عدالتی کرده است، همین مقدار که خداوند حق او را از آن ظالم بگیرد و عوضی در قبال دردی که او کشیده به او بدهد عدالت را در حق او تمام کرده است.

    یا علی(ع)

    وجود تبعیض و چگونگی اثبات عدل الهی

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    ، مثلا کودکی که در چند سالگی کشته می‌شود، سنین بالاتر را از خداوند طلب ندارد تا بگوییم خداوند در حق او بی عدالتی کرده است، همین مقدار که خداوند حق او را از آن ظالم بگیرد و عوضی در قبال دردی که او کشیده به او بدهد عدالت را در حق او تمام کرده است.
    سلام و تشكر

    خب اين در مورد اون شهيد كم سن و سال هم صدق ميكنه...آيا از خود گذشتكي يعني درخواست مقامات بالا؟

    درثاني بايد ديد كه رحمت خداوند به بندگان به چه صورت است؟ آيا فقط مربوط به علم و عمل نيك است؟

    مگر نعمات اين دنيا در قبال علم و عمل نيك داده شده؟ خير بلكه يك كافر هم از اين مواهب بهره مند است

    در پست قبلي هم عرض كردم صحبت سر توان و تكليف نيست صحبت در مورد عدل الهي است فارق از كفر و ايمان بندگان

    اصلا شما دوتا كافرو در نظر بگييريد كه هر دو هم مخلد در نارند...يكي غرق در نعمات دنيا بوده(گرچه دو روز دنيا بوده) ولي ديگري مورد ظلم قرار گرفته و از نعمت هاي دنيا محروم بوده و خيلي از خواسته هاشو به گور ميبره...در حالي كه حقش بوده

    خب بفرماييد عدل الهي اينجا چگونه است؟

    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۳/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۹:۲۱

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود