صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی پیدایش تصادفی!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582

    اشاره بررسی پیدایش تصادفی!!




    سلام
    میخواستم بدونم چرا بعضی با این جمله که پیدایش حیات و کائنات(بصورت جداگونه منظورمه!) بدون نیاز به وجود خالق هم امکان پذیره مخالفن!؟ آیا دلیلی هست که بگیم این جمله اشتباهه!؟

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست





    بررسی پیدایش تصادفی!!








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    باسلام
    پاسخ به این مسئله نیاز به دو مقدمه دارد.

    مقدمه اول:
    بر اساس مبانی فلسفی، هر پدیده ای که در عالم روی میدهد، حتما علتی داشته است.
    علتی که به عنوان علت فاعلی و در مرتبه عالی تر، علت هستی بخش نامیده میشود.
    درمقابل این دیدگاه، دیدگاهی است که معتقد است برخی چیزها یاتمام پدیده ها، نیازی به علت ندارند و به صورت اتفاقی به وجود آمده اند.
    هر انسانی، نیازمندی به علت و قابل پیش بینی بودن پدیده ها را متوجه میشود.
    هر کسی انتظار دارد، در پائیز برگ برخی درختها بریزد و در سرمای زیاد، آب یخ ببندد.
    حتی بچه ها و نوزادان نیز این رابطه را درک کرده اند.
    آنها وقتی صدایی از یک طرف میآید، فورا به ان طرف میچرخند و به صورت ناخودآگاه به دنبال عامل و علت ان صدا میگردند.

    مقدمه دوم:
    در یک دسته بندی عقلی، وقتی موجودات را نسبت به بودن ونبودن درنظر میگیریم،
    یا وجود داشتن برایشان ضرورت دارد یا ضرورت ندارد.
    اگر وجود داشتن برایشان ضرورت داشته باشد، آن موجود را واجب الوجود می‌نامیم. واجب الوجود بالذات موجودی است که بودن برایش ضرورت دارد و برای بودن، نیازی به هیچ موجود دیگری ندارد. بنابراین، واجب الوجود، نیازی به علت ندارد. نه اینکه علتش خودش است. بلکه نیازی به علت ندارد؛ یعنی نبود برایش متصور نیست تا بخواهیم به دنبال علتش بگردیم.
    اگر وجود داشتن برایش ضرورت نداشته باشد، آن موجود را ممکن الوجود می نامیم. ممکن الوجود موجودی است که فرض نبودن برایش محال نیست و بودنش ضروری نیست. بلکه هر موقع که استعداد بودن را داشته باشد، واجب الوجود بالذات او را ایجاد میکند.(1)

    با توجه به این دو مقدمه، در مورد پدید آمدن جهان چند احتمال وجود دارد.
    احتمال اول: جهان، واجب الوجود است و نیازی به علت ندارد.
    احتمال دوم: جهان، ممکن الوجوداست، ولی نیازی به علت ندارد.
    احتمال سوم: جهان علت دارد و علت آن، خودش یا اجزای خودش است.
    احتمال سوم: جهان علت دارد وعلت آن، موجودی است خارج از محدوده عالم.


    حال به بررسی تک تک این احتمالات میپدازیم.
    احتمال اول: این احتمال درصورتی قابل قبول است، که خصوصیات واجب الوجود در مورد جهان نیز صادق باشد.
    خصوصیات واجب الوجود عبارتند از: وجود صرف و بدون ترکیب و نداشتن جنبه های عدمی، بی نیازی مطلق، ماهیت نداشتن، واحد و یگانه بودن، تغییر ناپذیر بودن و ...(2)
    اما هیچ یک از این خصوصیات در مورد اجزا و موجودات جهان قابل صدق نیست.
    زیرا هر موجودی در جهان یافت میشود، نیازمند است، زمان و مکان میخواهد، جنبه های عدمی زیادی دارد، نقص های زیادی دارد، تغییر پذیر است و ...
    بنابراین احتمال اول درست نیست و نمیتوان جهان را واجب الوجود دانست.

    احتمال دوم: این احتمال، با توجه به اصل علیت که یک اصل بدیهی و اولی است، باطل است.

    احتمال سوم: این احتمال، بازگشت به این دارد که خود جهان علت خودش باشد یا اینکه هر یک از اجزای جهان، علت جزء دیگرش باشد و این امر تا بی نهایت ادامه داشته باشد. این امر به معنای دور یا تسلسل در سلسله علتها است. زیرا یک چیز نمیتواند علت خودش باشد وگرنه دور میشود. همانطور که یک چیز نمیتواند هستی خود را از موجودی شبیه خود دریافته باشد وگرنه تسلسل میشود. از آنجا که دور و تسلسل در سلسله علتهای هستی بخش، عقلا محال است، بنابراین این احتمال نیز نادرست است.(3)

    تنها یک احتمال باقی میماند و آن عبارت است از اینکه، جهان نیاز به علت دارد(ممکن الوجود است) وعلت آن نیز موجودی فراتر از خودش است. موجودی که هم سنخ موجودات عالم نباشد. این موجود، واجب الوجود است و همان علت هستی بخش عالم شمرده میشود.


    موفق باشید
    ـــــــــــــــ
    1. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله چهارم
    1. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله دوازدهم
    2. ر.ک: آموزش عقائد، محمد تقی مصباح یزدی، درس هفتم



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    باسلام
    پاسخ به این مسئله نیاز به دو مقدمه دارد.

    مقدمه اول:
    بر اساس مبانی فلسفی، هر پدیده ای که در عالم روی میدهد، حتما علتی داشته است.
    علتی که به عنوان علت فاعلی و در مرتبه عالی تر، علت هستی بخش نامیده میشود.
    درمقابل این دیدگاه، دیدگاهی است که معتقد است برخی چیزها یاتمام پدیده ها، نیازی به علت ندارند و به صورت اتفاقی به وجود آمده اند.
    هر انسانی، نیازمندی به علت و قابل پیش بینی بودن پدیده ها را متوجه میشود.
    هر کسی انتظار دارد، در پائیز برگ برخی درختها بریزد و در سرمای زیاد، آب یخ ببندد.
    حتی بچه ها و نوزادان نیز این رابطه را درک کرده اند.
    آنها وقتی صدایی از یک طرف میآید، فورا به ان طرف میچرخند و به صورت ناخودآگاه به دنبال عامل و علت ان صدا میگردند.

    مقدمه دوم:
    در یک دسته بندی عقلی، وقتی موجودات را نسبت به بودن ونبودن درنظر میگیریم،
    یا وجود داشتن برایشان ضرورت دارد یا ضرورت ندارد.
    اگر وجود داشتن برایشان ضرورت داشته باشد، آن موجود را واجب الوجود می‌نامیم. واجب الوجود بالذات موجودی است که بودن برایش ضرورت دارد و برای بودن، نیازی به هیچ موجود دیگری ندارد. بنابراین، واجب الوجود، نیازی به علت ندارد. نه اینکه علتش خودش است. بلکه نیازی به علت ندارد؛ یعنی نبود برایش متصور نیست تا بخواهیم به دنبال علتش بگردیم.
    اگر وجود داشتن برایش ضرورت نداشته باشد، آن موجود را ممکن الوجود می نامیم. ممکن الوجود موجودی است که فرض نبودن برایش محال نیست و بودنش ضروری نیست. بلکه هر موقع که استعداد بودن را داشته باشد، واجب الوجود بالذات او را ایجاد میکند.(1)

    با توجه به این دو مقدمه، در مورد پدید آمدن جهان چند احتمال وجود دارد.
    احتمال اول: جهان، واجب الوجود است و نیازی به علت ندارد.
    احتمال دوم: جهان، ممکن الوجوداست، ولی نیازی به علت ندارد.
    احتمال سوم: جهان علت دارد و علت آن، خودش یا اجزای خودش است.
    احتمال سوم: جهان علت دارد وعلت آن، موجودی است خارج از محدوده عالم.


    حال به بررسی تک تک این احتمالات میپدازیم.
    احتمال اول: این احتمال درصورتی قابل قبول است، که خصوصیات واجب الوجود در مورد جهان نیز صادق باشد.
    خصوصیات واجب الوجود عبارتند از: وجود صرف و بدون ترکیب و نداشتن جنبه های عدمی، بی نیازی مطلق، ماهیت نداشتن، واحد و یگانه بودن، تغییر ناپذیر بودن و ...(2)
    اما هیچ یک از این خصوصیات در مورد اجزا و موجودات جهان قابل صدق نیست.
    زیرا هر موجودی در جهان یافت میشود، نیازمند است، زمان و مکان میخواهد، جنبه های عدمی زیادی دارد، نقص های زیادی دارد، تغییر پذیر است و ...
    بنابراین احتمال اول درست نیست و نمیتوان جهان را واجب الوجود دانست.

    احتمال دوم: این احتمال، با توجه به اصل علیت که یک اصل بدیهی و اولی است، باطل است.

    احتمال سوم: این احتمال، بازگشت به این دارد که خود جهان علت خودش باشد یا اینکه هر یک از اجزای جهان، علت جزء دیگرش باشد و این امر تا بی نهایت ادامه داشته باشد. این امر به معنای دور یا تسلسل در سلسله علتها است. زیرا یک چیز نمیتواند علت خودش باشد وگرنه دور میشود. همانطور که یک چیز نمیتواند هستی خود را از موجودی شبیه خود دریافته باشد وگرنه تسلسل میشود. از آنجا که دور و تسلسل در سلسله علتهای هستی بخش، عقلا محال است، بنابراین این احتمال نیز نادرست است.(3)

    تنها یک احتمال باقی میماند و آن عبارت است از اینکه، جهان نیاز به علت دارد(ممکن الوجود است) وعلت آن نیز موجودی فراتر از خودش است. موجودی که هم سنخ موجودات عالم نباشد. این موجود، واجب الوجود است و همان علت هستی بخش عالم شمرده میشود.


    موفق باشید
    ـــــــــــــــ
    1. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله چهارم
    1. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله دوازدهم
    2. ر.ک: آموزش عقائد، محمد تقی مصباح یزدی، درس هفتم

    سلام

    نکته اولی که فکر کنم خودتونم بهش اشاره کردید اینه که برهان علیت جهانشمول نیست! وقتی استثنائی براش قید میشه، چرا نتونیم استثنا دیگه ای بهش اضافه کنیم!؟ پس در واقع یه نقصی داره که این نقص باعث میشه برهان رد بشه!

    نکته دوم اینه که وقتی میگیم 1 عامل 2 شده و 2 عامل 3 و... درواقع گفتیم 1 عاملی نداره و بعد با بیان ویژگی های 1، برای عامل نداشتن شرایط تعیین میکنیم! مثلا در اتومبیلی که 4 سرنشین داره، بعد از تصادف فقط یک نفر زنده میمونه! حالا میایم برای بیان دلایل زنده موندنش میگیم که: لباس سفید داشتن، ساعت مچی داشتن، رنگ چشم قهوه ای داشتن و...!!(که شاید خیلیاش برای زنده موندن تاثیری نداشته باشه!) حالا در این مثال فرضا نمیدونیم چند نفر از سرنشینا زنده موندن ولی اغلب باور دارن که همونی که مشخصاتشو گفتم فقط زنده مونده! سوال اینه که چرا!؟ (اون فردی که مشخصاتشو گفتمو a نامگذاری میکنیم) ممکنه a دست یه نفر دیگه رو هم گرفته باشه تا نجات پیدا کنه، ولی آیا این تنها راه ممکن برای نجات فرد دیگه هست!؟
    نتیجه: از کجا معلوم که این ویژگیها برای واجب الوجود بودن لازم باشه که بخوایم همه ی واجب الوجودها داشته باشنش!؟ که البته این واجب الوجود نتیجه ی برهان علیته که نقصش رو بپوشونه!

    در مورد ویژگیهایی که برای واجب الوجود بودن جهان گفتید: جهان اینقدر بزرگه که نمیشه گفت این ترکیبی که میفرمایید، در همه جا یکپارچه هست یا نه!(مثل کاشی!) و البته که عدم در این جهان وجود نداره که اگه وجود داشت عدم نبود!
    در مورد بی نیازیش، نشانه ای که نشان از نیازمند بودن جهان باشه ندیدم و اصلا نیازمند به چی!؟
    در موررد ماهیت که انواع و اقسام ماهیت ها رو داره، پس ماهیتش همه چیزه!
    یگانه بودن یکی از مواردیه که تو مثالم بهش اشاره کردم!(لباس سفید و...) من شنیدم که میگن خداوند واجب الوجودیست که همتایی ندارد! قطعا اگه بی همتایی از ویژگیهای واجب الوجودی باشه نباید جدا قید بشه!
    وقتی میگن خدا در قلب ماست، در آسمان است، همه جا هست، در واقع نوعی تغییر پذیریه! وقتی خدا هم میتونه در قلب کودکی باشه و هم در آسمان بیکران، در واقع تغییره! خدا برای مومنان مهربانه و برای کافران خشمگین، این تغییره! البته به معنی تغییر از دید افرادم بستگی داره!
    اگه علیت رو هنوز موجه بدونیم مکان و زمان معلول جهانه پس نمیشه با بیان وضعیت 2 نسبت به 3 معلول بودن 2 رو اثبات کرد

    با سپاس!

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    بررسی پیدایش تصادفی!!
    چون که هیچ چیز در دنیا طبق علم و منطق و عقل تصادفی نیست....اثبات در یک خط...می دانیم در دینا بسیاری عوامل بی نهایت وجود دارد...مثالی بزنم...مثلا میگیم احتمال پیدایش عدد یک در تاس چند است....حتما همه ریاضی دانان می گویند یک ششم....درصورتی که این احتمال یک امر محدود شده و خیالی هست و فاقد واقعیت هست...من با این اثبات کل مبحث احتمالات رو رد می کنم و ثابت می کنم تنها در یک امر محدود قابل قبول هستند...و چون عوامل دنیا نامحدود هستند نمی توان امر محدود رو برای کل صحیح دانست...خب من می گویم احتمال تصادفی امدن یک عدد از یک تا 6 تاس کاملا محال است و کاملا اراده ای و عاملی داشته که این اتفاق رخ داده....هیچ چیز در دنیا قطع و یقین نیست که بگوییم احتمال اتفاقی بودنش ممکنه....برای مثال ما تاس رو می ندازیم...طرف که خداناباور باشه میگه قطعا یکی از 6 عدد میاد و این یک اتفاق هست و خلقت نیز همین گونه اوج نظمش یک حالت از تیلیارد ها تیلیارد اتفاق بوده و افتاده اتفاقی....اما من خدا باور می گم چون خلقت یک تن واحد هست و نمی توان هیچ چیز را از هم جدا دانست پس می گم احتمال میدیم وقتی تاس را انداختیم و در حال چرخیدن بود ناگهان یک هواپیما بر سر تاس ما سقوط کند و تاس را با ذرات خاک هوا یکسان کند و پودر کند....پس هیچ عددی از یک تا شش رو مواجه نمیشیم...پس چون دنیا یکپارچه هست و زمان هم یک امر بی نهایت هست و در ثانی بی نهایت اتفاق ممکن است بیافتد بر سر تاس پس هیچ چیز اتفاقی نیست و عاملی دارد و تسلسل علل هم به خالق می رسد...سر این میگم هیچ چیز اتفاقی نیست که چون چند چیز بی نهایت داریم این جا و هر مثال دیگه ای و طبق عقل و منطق و علم برای انسان پذیرفته شده است که احتمال عدد بر روی بی نهایت برابر با تعریف نشده است و غیر ممکن است چنین اتفاقی....مگر با اراده یک عامل هوشمند و یا عوامل غیر هوشمند و تسلسلش ختم به باعث همگیشون هوشمند اصلی یعنی خداوند...

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    چون که هیچ چیز در دنیا طبق علم و منطق و عقل تصادفی نیست....اثبات در یک خط...می دانیم در دینا بسیاری عوامل بی نهایت وجود دارد...مثالی بزنم...مثلا میگیم احتمال پیدایش عدد یک در تاس چند است....حتما همه ریاضی دانان می گویند یک ششم....درصورتی که این احتمال یک امر محدود شده و خیالی هست و فاقد واقعیت هست...من با این اثبات کل مبحث احتمالات رو رد می کنم و ثابت می کنم تنها در یک امر محدود قابل قبول هستند...و چون عوامل دنیا نامحدود هستند نمی توان امر محدود رو برای کل صحیح دانست...خب من می گویم احتمال تصادفی امدن یک عدد از یک تا 6 تاس کاملا محال است و کاملا اراده ای و عاملی داشته که این اتفاق رخ داده....هیچ چیز در دنیا قطع و یقین نیست که بگوییم احتمال اتفاقی بودنش ممکنه....برای مثال ما تاس رو می ندازیم...طرف که خداناباور باشه میگه قطعا یکی از 6 عدد میاد و این یک اتفاق هست و خلقت نیز همین گونه اوج نظمش یک حالت از تیلیارد ها تیلیارد اتفاق بوده و افتاده اتفاقی....اما من خدا باور می گم چون خلقت یک تن واحد هست و نمی توان هیچ چیز را از هم جدا دانست پس می گم احتمال میدیم وقتی تاس را انداختیم و در حال چرخیدن بود ناگهان یک هواپیما بر سر تاس ما سقوط کند و تاس را با ذرات خاک هوا یکسان کند و پودر کند....پس هیچ عددی از یک تا شش رو مواجه نمیشیم...پس چون دنیا یکپارچه هست و زمان هم یک امر بی نهایت هست و در ثانی بی نهایت اتفاق ممکن است بیافتد بر سر تاس پس هیچ چیز اتفاقی نیست و عاملی دارد و تسلسل علل هم به خالق می رسد...سر این میگم هیچ چیز اتفاقی نیست که چون چند چیز بی نهایت داریم این جا و هر مثال دیگه ای و طبق عقل و منطق و علم برای انسان پذیرفته شده است که احتمال عدد بر روی بی نهایت برابر با تعریف نشده است و غیر ممکن است چنین اتفاقی....مگر با اراده یک عامل هوشمند و یا عوامل غیر هوشمند و تسلسلش ختم به باعث همگیشون هوشمند اصلی یعنی خداوند...
    اتفاقا همینا تصادفی بودن خیلی چیزا رو اثبات میکنن! نقش تصادف و احتمال به حدی تو زندگی ما زیاده که نمیشه نادیدش گرفت! مثلا تو همین مثالی که زدید، اون سقوط هواپیما که دقیقا تصادفیه برای مجموعه ما، یه احتمال به اون 6 احتمال اضافه میکنه، وگرنه احتمالو از بین نمی بره!
    تسلسل علل اصلا مورد قابل قبولی نیست چون جهان شمول نیست و ته داره!

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    اون سقوط هواپیما که دقیقا تصادفیه برای مجموعه ما، یه احتمال به اون 6 احتمال اضافه میکنه، وگرنه احتمالو از بین نمی بره!
    نه نه...احتمال زمانی اتفاقی محسوب می شود که بینهایت در مخرج کسر نباشد و ما چون در عالم بی نهایت ممکن اتفاق ممکن است رخ دهد پس احتمال عدد بر روی بی نهایت تعریف نشده است و اراده ای پشت این صوانح هست

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    نکته اولی که فکر کنم خودتونم بهش اشاره کردید اینه که برهان علیت جهانشمول نیست! وقتی استثنائی براش قید میشه، چرا نتونیم استثنا دیگه ای بهش اضافه کنیم!؟ پس در واقع یه نقصی داره که این نقص باعث میشه برهان رد بشه!
    اگر به مفاد قاعده توجه کنید، متوجه میشوید که هیچ استثنایی در کار نیست.
    این اصل بدیهی، بیان میکند که هر موجودی که وجودش ضروری نیست، برای موجود شدن نیاز به علتی دارد و علت آنرا ضروری میکند.
    حالا کدام استثنا در آن وجوددارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    نتیجه: از کجا معلوم که این ویژگیها برای واجب الوجود بودن لازم باشه که بخوایم همه ی واجب الوجودها داشته باشنش!؟
    این ویژگی ها لازمه عقلی فرض بی نیاز بودن واجب الوجوده.
    یعنی وقتی شما در تقسیم موجودات، برخی را بی نیاز و برخی را نیازمند معرفی میکنید، بی نیاز باید از همه جهات بی نیاز باشه.
    پس هر چیزی که موجب نوعی نقص در واجب باشه، به خاطر اینکه واجب بالذات بی نیاز هستش، پس اون نقص رو هم نباید داشته باشه وگرنه خلف فرض ما میشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    که البته این واجب الوجود نتیجه ی برهان علیته که نقصش رو بپوشونه!
    نقص چی رو بپوشونه؟
    واجب الوجود و ممکن الوجود، توصیف وضعیت دو گونه عالم شمول موجودات است.
    و وقتی اونها رو تعریف میکنیم هچ ربطی به بحث علیت نداریم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    جهان اینقدر بزرگه که نمیشه گفت این ترکیبی که میفرمایید، در همه جا یکپارچه هست یا نه!(مثل کاشی!) و البته که عدم در این جهان وجود نداره که اگه وجود داشت عدم نبود!
    این قسمت رو متوجه نشدم. منظور شما چیست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    در مورد بی نیازیش، نشانه ای که نشان از نیازمند بودن جهان باشه ندیدم و اصلا نیازمند به چی!؟
    نیاز به زمان و مکان.
    دوست عزیز.
    جهان به عنوان مجموعه ای از اجزای مادی، خودش چیزی جدای از اجزایش نیست و فقط اجزای جهان رو داریم.
    مثلا، یک تیم فوتبال، مجموعه ای از 11 نفر داخل زمین است. حالا آیا غیر از این 11 نفر، چیزی هم به اسم تیم واقعا داریم که جدای از آن افراد باشه.
    در مورد جهان هم همین وضعیت برقراره.
    پس ما فقط اجزای جهان رو داریم.
    اجزای جهان هم در فرض بحث ما که به نظر فقط ناظر به جهان مادی و طبیعت هست، پس مادی هستند و مادیات نیاز به زمان، مکان، شکل، اندازه ،حج، رنگ، اجزای ریز خود و غیره هستند. هر یک زمانی نبوده اند و در یک زمان خاص به وجود آمده اند، پس وجودشان ضروری نیست و نیاز به علتی دارندکه به وجود بیایند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    در موررد ماهیت که انواع و اقسام ماهیت ها رو داره، پس ماهیتش همه چیزه!
    واضح نیست. لطفا واضح تر بفرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    یگانه بودن یکی از مواردیه که تو مثالم بهش اشاره کردم!(لباس سفید و...) من شنیدم که میگن خداوند واجب الوجودیست که همتایی ندارد! قطعا اگه بی همتایی از ویژگیهای واجب الوجودی باشه نباید جدا قید بشه!
    بله ویژگی واجب الوجوده ولی چون در وهله اول، فقط وجودش اثبات میشه و بعد صفاتش، به همین جهت، وحدتش، بساطتش، علم و قدرت و اراده و ... بعد از او بحث میشه.
    فقط به این جهت که روند و سیر استدلال درست بشه.
    مثل یک شبه که وقتی از دو بهش نگاه میکنیم، اول فقط یک شبه سیاه یا سفیده و هرچه جلوتر مییاد یا ما جلوتر میریم، واضح تر میشه و خصوصیات بیشتری از او رو می فهمیم. این به معنای این نیست که اون خصوصیات جدای از شبه بوده و کم کم به اون اضافه شده، بلکه به خاطر جهل و ضعف معرفتی ما بوده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    وقتی میگن خدا در قلب ماست، در آسمان است، همه جا هست، در واقع نوعی تغییر پذیریه! وقتی خدا هم میتونه در قلب کودکی باشه و هم در آسمان بیکران، در واقع تغییره! خدا برای مومنان مهربانه و برای کافران خشمگین، این تغییره! البته به معنی تغییر از دید افرادم بستگی داره!
    همه اینها معنی داره.
    درفلسفه هم بحث شده.
    فرض ما قبول این مقدماته و اینکه میخواهیم بگیم این خصوصیات در موجود دیگه ای هم هست یا نه وگرنه بحث خیلی طولانی میشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    اگه علیت رو هنوز موجه بدونیم مکان و زمان معلول جهانه پس نمیشه با بیان وضعیت 2 نسبت به 3 معلول بودن 2 رو اثبات کرد
    واضح نیست. لطفا واضح تر بفرمایید بین دو بخش پایه وپیرو جمله شما چه ملازمه ای وجود داره.

    ممنون

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    سلام


    اگر به مفاد قاعده توجه کنید، متوجه میشوید که هیچ استثنایی در کار نیست.
    این اصل بدیهی، بیان میکند که هر موجودی که وجودش ضروری نیست، برای موجود شدن نیاز به علتی دارد و علت آنرا ضروری میکند.
    حالا کدام استثنا در آن وجوددارد.

    تعریفی که از برهان علیت میشه اینه که هر معلولی علتی دارد! و بعد همه چیز غیر از خدا رو معلول در نظر میگیرن! بدون اینکه از معلول بودنش آگاهی داشته باشن!
    استثنائی که گفتم بیشتر منظورم تسلسل بود!


    این ویژگی ها لازمه عقلی فرض بی نیاز بودن واجب الوجوده.
    یعنی وقتی شما در تقسیم موجودات، برخی را بی نیاز و برخی را نیازمند معرفی میکنید، بی نیاز باید از همه جهات بی نیاز باشه.
    پس هر چیزی که موجب نوعی نقص در واجب باشه، به خاطر اینکه واجب بالذات بی نیاز هستش، پس اون نقص رو هم نباید داشته باشه وگرنه خلف فرض ما میشه.

    نمیدونم درست میگم یا نه ولی به نظرم واجب الوجود(به معنای چیزی که نیازه که باشه!) رو نمیشه با اطمینان برای جهان بکار برد! جهان هست، همین اندازه کافیه!(این مطلب یه احتماله که میشه روش بحثم کرد!)
    البته بسته به طرز فکر میشه جهان رو بی نقص دید! خیلیا این اعتقادو دارن!
    البته وقتی بحث از بی نیازی جهان میشه، نباید معلولاتشو هم جزو جهان حساب کرد! چون اینطوری میتونیم بگیم بنده های خدا ناقصن پس خدا هم همینطوره!!(چون طبق قران خدا از وجود خودش در ما دمیده و جزوی از او هستیم!)


    نقص چی رو بپوشونه؟
    واجب الوجود و ممکن الوجود، توصیف وضعیت دو گونه عالم شمول موجودات است.
    و وقتی اونها رو تعریف میکنیم هیچ ربطی به بحث علیت نداریم.

    از این نظر گفتم که ممکنه بعد از علیت اومده باشن!

    این قسمت رو متوجه نشدم. منظور شما چیست؟

    منظورم اینه که ما وقتی تکه ای از پازل جهان رو میبینیم که ترکیب معینی نداره، نمیتونیم بگیم تکه های دیگه ی پازل، طبق نظم همین تکه نیستن و ممکنه کل پازل تصویری یکپارچه باشه!
    قسمت دومش هم که از عدم گفتم مشخصه!


    نیاز به زمان و مکان.
    دوست عزیز.
    جهان به عنوان مجموعه ای از اجزای مادی، خودش چیزی جدای از اجزایش نیست و فقط اجزای جهان رو داریم.
    مثلا، یک تیم فوتبال، مجموعه ای از 11 نفر داخل زمین است. حالا آیا غیر از این 11 نفر، چیزی هم به اسم تیم واقعا داریم که جدای از آن افراد باشه.
    در مورد جهان هم همین وضعیت برقراره.
    پس ما فقط اجزای جهان رو داریم.
    اجزای جهان هم در فرض بحث ما که به نظر فقط ناظر به جهان مادی و طبیعت هست، پس مادی هستند و مادیات نیاز به زمان، مکان، شکل، اندازه ،حجم، رنگ، اجزای ریز خود و غیره هستند. هر یک زمانی نبوده اند و در یک زمان خاص به وجود آمده اند، پس وجودشان ضروری نیست و نیاز به علتی دارندکه به وجود بیایند.

    در واقع زمان و مکان نیازمند جهانن!
    من به دو خط آخر مخالفم! در واقع زمان، مکان، شکل، اندازه و... نیازمند مادیات هستن!
    این رو که قبول دارید که هیچ چیز از صفر بوجود نیومده!؟ فقط تغییر شکل داده(تغییر ماده به انرژی)، پس میشه گفت جهان ازلیه!

    البته با این بیان که شروعی داشته نمیشه نتیجه گرفت که محرکی این شروع رو بوجود آورده!(طبق اصول فیزیک!)

    واضح نیست. لطفا واضح تر بفرمایید.

    ماهیت مثل مایع، جامد و... با وجود جهان معنادار میشن! و جهان شامل همه شون هست!

    بله ویژگی واجب الوجوده ولی چون در وهله اول، فقط وجودش اثبات میشه و بعد صفاتش، به همین جهت، وحدتش، بساطتش، علم و قدرت و اراده و ... بعد از او بحث میشه.
    فقط به این جهت که روند و سیر استدلال درست بشه.
    مثل یک شبه که وقتی از دور بهش نگاه میکنیم، اول فقط یک شبه سیاه یا سفیده و هرچه جلوتر مییاد یا ما جلوتر میریم، واضح تر میشه و خصوصیات بیشتری از او رو می فهمیم. این به معنای این نیست که اون خصوصیات جدای از شبه بوده و کم کم به اون اضافه شده، بلکه به خاطر جهل و ضعف معرفتی ما بوده.

    چیزی که میخوام بگم اینه که نشنیدم پیامبری یا خدا گفته باشه برای اینکه بی دلیل باشی، باید این ویژگیها رو داشته باشی! در واقع میتونیم بگیم که این واجب الوجود، چنین ویژگیهایی داره، نه اینکه بگیم تنها کسی که چنین ویژگیهایی داره واجب الوجوده!

    همه اینها معنی داره.
    درفلسفه هم بحث شده.
    فرض ما قبول این مقدماته و اینکه میخواهیم بگیم این خصوصیات در موجود دیگه ای هم هست یا نه وگرنه بحث خیلی طولانی میشه.

    به هر صورت به نظرم نمیشه روی این ویژگی بحث کرد چون معیار مشخصی نداره!

    واضح نیست. لطفا واضح تر بفرمایید بین دو بخش پایه وپیرو جمله شما چه ملازمه ای وجود داره.

    فکر کنم تو جوابای بالا(تو همین پست) توضیح داده باشم! اگه نبود بگید تا کاملش کنم!!


    ممنون

    خواهش!
    جوابا تو نقل!

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط nothing نمایش پست ها
    نه نه...احتمال زمانی اتفاقی محسوب می شود که بینهایت در مخرج کسر نباشد و ما چون در عالم بی نهایت ممکن اتفاق ممکن است رخ دهد پس احتمال عدد بر روی بی نهایت تعریف نشده است و اراده ای پشت این صوانح هست
    وقتی از یه آدم بی سواد میخوای ستاره ها رو بشماره، احتمالا نهایتش بتونه 20تا ستاره بشماره! چرا!؟ چون بیشتر انگشت نداره! نظر منم درباره بی نهایت همینه! چون نمیتونیم بشماریم از بی نهایت کمک میگیریم!
    امیدوارم مطلبو رسونده باشم چون کمی خسته ام!

  21. صلوات


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود