صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 7 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589

    اشاره آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟




    سلام. قرآن کریم، در آیاتی همچون آیه های 21 و 22 سورۀ غافر و 31 سورۀ یس، مردم را دعوت به توجه به عاقبت ظالمین و کافرین می فرماید، تا عبرت گرفته و ایمان بیاورند.

    چند سؤال در مورد این آیات:

    اول: چرا به جای استدلال، مخاطب را می ترساند؟

    دوم: بسیاری از این اقوام برای ما، جز از طریق قرآن و روایت، شناخته شده نیستند، پس چگونه به سرنوشت آنها بنگریم و به قرآن ایمان پیدا کنیم؟ اگر هم قرآن را مبنا قرار بدهیم که دور در استدلال است: قرآن اثبات داستان این اقوام است و داستان این اقوام، مؤید حقانیت قرآن.

    سوم: سیل و زلزله و امثالهم در نگاه سادۀ بشر، حوادث طبیعی هستند. چرا آنها را از سوی خدا بدانیم و عبرت بگیریم؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۴:۲۴
    אני אוהב את מוחמד

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست





    آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟








    کارشناس بحث: استاد میقات

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ در ساعت ۰۱:۱۹

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    «أَ وَ لَمْ يَسِيرُواْ فىِ الْأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كاَنَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كاَنُواْ مِن قَبْلِهِمْ كاَنُواْ هُمْ أَشَدَّ مِنهُمْ قُوَّةً وَ ءَاثَارًا فىِ الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبهِ وَ مَا كاَنَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كاَنَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُواْ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِىٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب‏»
    آيا آنها روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بود؟! آنها در قدرت و ايجاد آثار مهمّ در زمين از اينها برتر بودند ولى خداوند ايشان را به گناهانشان گرفت، و در برابر عذاب او مدافعى نداشتند.
    اين براى آن بود كه پيامبرانشان پيوسته با دلايل روشن به سراغشان مى‏ آمدند، ولى آنها انكار مى‏ كردند خداوند هم آنان را گرفت (و كيفر داد) كه او قوىّ و مجازاتش شديد است.(غافر، 21و22)


    با سلام و درود

    1. این هم نوعی استدلال است، استدلال به تاریخ.

    لازمه معبود بودن، قدرت داشتن بر قضاوت به حق در باره خوب و بد، و اجرای حکم و دادن حق به صاحب حق است. کاری که معبودهای ساختگی و بت ها نمی توانند آن را انجام دهند.

    در آیات گذشته، آن ها را از عذاب آخرت می ترساند و در این آیه، آن ها را به عبرت آموزی از احوال گذشتگان فرا می خواند.

    به بیان دیگر؛ در آيه‏ قبل (وَ اللَّهُ يَقْضىِ بِالْحَقّ)، سخن از قضاوت به حق بود، در اين آيه مى‏ فرمايد نمونه‏ داورى به حق، قهر الهى نسبت به مجرمان تاريخ است. از اینرو نابودی اقوام عاد و ثمود و ...، بیان مصداقی از این قدرت و تسلط داشتن بر قضاوت به حق است. لذا این آیه، استدلالی دیگر بر توحید و تسلط و قدرت الهی است.

    2. بالاخره در آن زمان هم تاریخ و نقل های تاریخی بوده است؛ لذا این گونه نبوده که هیچ نقل تاریخی برای آن ها وجود نداشته باشد.

    3. درست است که سیل و زلزله و ... از عوامل طبیعی هستند ولی مواردی که برای نابودی این اقوام اتفاق افتاده است، معمولی نبوده اند:

    عذاب قوم عاد:
    «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً في‏ أَيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»؛ سرانجام تندبادى شديد و هول ‏انگيز و سرد و سخت در روزهايى شوم و پرغبار بر آنها فرستاديم تا عذاب خواركننده را در زندگى دنيا به آنها بچشانيم‏.(فصلت، 16)

    «سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فيها صَرْعى‏ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَة»؛ (خداوند) اين تندباد بنيان ‏كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى‏ ديدى كه آن قوم همچون تنه‏ هاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شده ‏اند!(حاقه، 7)

    عذاب قوم ثمود:
    «وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فىِ دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا»؛ و كسانى را كه ستم كرده بودند، صيحه (آسمانى) فروگرفت و در خانه ‏هايشان به روى افتادند و مردند؛ آن چنان كه گويى هرگز ساكن آن ديار نبودند.(هود، 67و68)

    عذاب قوم لوط:
    «فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ»؛ و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ [گِلهاى متحجر] متراكم بر روى هم، بر آنها نازل نموديم.(هود، 82)

    «فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيل‏»؛ سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم) بالاى آن را پايين قرار داديم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم.(حجر، 74)

    بلای الهی بر بنی اسرائیل:
    «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمين‏»؛ سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم:) طوفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغه ‏ها و خون را ـ كه نشانه‏ هايى از هم جدا بودند ـ بر آنها فرستاديم (ولى باز بيدار نشدند، و) تكبر ورزيدند، و جمعيّت گنهكارى بودند!(اعراف، 133)

    آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    179
    حضور
    3 روز 21 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    245



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها

    اول: چرا به جای استدلال، مخاطب را می ترساند؟
    چون فرگشت و انتخاب هوشمند حق است و مفت خور ها و مسرفین از بین می روند. آتش مطیع دوست دارد برخی را بسوزاند پس کسانی که با قوانین طبیعت هماهنگ نشوند، در چنگال آتش می سوزند. هر کس این ها را نادیده می گیرد در چرخه ی زیست مقهور خواهد بود.

  9. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 7 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    1. این هم نوعی استدلال است، استدلال به تاریخ.

    لازمه معبود بودن، قدرت داشتن بر قضاوت به حق در باره خوب و بد، و اجرای حکم و دادن حق به صاحب حق است. کاری که معبودهای ساختگی و بت ها نمی توانند آن را انجام دهند.

    در آیات گذشته، آن ها را از عذاب آخرت می ترساند و در این آیه، آن ها را به عبرت آموزی از احوال گذشتگان فرا می خواند.

    به بیان دیگر؛ در آيه‏ قبل (وَ اللَّهُ يَقْضىِ بِالْحَقّ)، سخن از قضاوت به حق بود، در اين آيه مى‏ فرمايد نمونه‏ داورى به حق، قهر الهى نسبت به مجرمان تاريخ است. از اینرو نابودی اقوام عاد و ثمود و ...، بیان مصداقی از این قدرت و تسلط داشتن بر قضاوت به حق است. لذا این آیه، استدلالی دیگر بر توحید و تسلط و قدرت الهی است.
    1.گرامی، پس دو استدلال یکی ترساندن از عذاب آخرت و یکی توجه به عاقبت ظالمین داریم. لطفاً چهارچوب استدلال را روشن بفرمایید تا بهتر بحث کنیم. بفرمایید که بیانات قرآن، با این دو استدلال، از چه فرضی و از چه طریقی به چه حکمی می رسد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    2. بالاخره در آن زمان هم تاریخ و نقل های تاریخی بوده است؛ لذا این گونه نبوده که هیچ نقل تاریخی برای آن ها وجود نداشته باشد.
    2.بله نقل تاریخی بوده! ولی بدون شک مشرکین باور نمی کردند که فرشتگان به خانۀ حضرت لوط رفته اند و از دل کوه، ناقه ای بیرون آمده است و سیل عظیمی آمده است و... اینها چنانکه مشرکین دیروز و ملحدین امروز بدان اشاره دارند، اساطیر الاوّلین است. حال آیا می توان با تکیه به چیزی که از دید مخاطب، افسانه است، برایش استدلال اقامه کنیم؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    3. درست است که سیل و زلزله و ... از عوامل طبیعی هستند ولی مواردی که برای نابودی این اقوام اتفاق افتاده است، معمولی نبوده اند:

    عذاب قوم عاد:
    «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً في‏ أَيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»؛ سرانجام تندبادى شديد و هول ‏انگيز و سرد و سخت در روزهايى شوم و پرغبار بر آنها فرستاديم تا عذاب خواركننده را در زندگى دنيا به آنها بچشانيم‏.(فصلت، 16)

    «سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فيها صَرْعى‏ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَة»؛ (خداوند) اين تندباد بنيان ‏كن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى‏ ديدى كه آن قوم همچون تنه‏ هاى پوسيده و تو خالى درختان نخل در ميان اين تند باد روى زمين افتاده و هلاك شده ‏اند!(حاقه، 7)

    عذاب قوم ثمود:
    «وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فىِ دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا»؛ و كسانى را كه ستم كرده بودند، صيحه (آسمانى) فروگرفت و در خانه ‏هايشان به روى افتادند و مردند؛ آن چنان كه گويى هرگز ساكن آن ديار نبودند.(هود، 67و68)

    عذاب قوم لوط:
    «فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ»؛ و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ [گِلهاى متحجر] متراكم بر روى هم، بر آنها نازل نموديم.(هود، 82)

    «فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيل‏»؛ سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم) بالاى آن را پايين قرار داديم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم.(حجر، 74)

    بلای الهی بر بنی اسرائیل:
    «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمين‏»؛ سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم:) طوفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغه ‏ها و خون را ـ كه نشانه‏ هايى از هم جدا بودند ـ بر آنها فرستاديم (ولى باز بيدار نشدند، و) تكبر ورزيدند، و جمعيّت گنهكارى بودند!(اعراف، 133)
    3.فرض این سؤال این است که منکرین، این داستانها را افسانه ندانند، ولی چه ارتباطی هست بین این معمولی بودن و معمولی نبودن؟ مگر چند بار در طول تاریخ، خاکسترهای آتشفشانی بر فراز شهری قرار گرفته و ناگهان بر شهر سقوط کرده و شهر را به آتش کشیده است، آن هم بدون اخطار شناخته شده ای از کسی که خودش را پیامبر یا حجت خدا بداند؟ خب این حادثه غیرمعمول است، ولی آیا باید نامش را عذاب خدا بگذاریم؟ روی چه حسابی یک مشرک، باید بپذیرد که اگر گفته می شود که وقتی مردم شهری منکر یک مدعی نبوت شدند، یک قحطی یا بیماری یا زلزله، نصیبشان شد، آنگاه این عذاب خداست؟

    توضیح دهید، که روی چه منطقی باید نابودی ناگهانی مردم یک شهر را، ناشی از عذاب خدا دانست؟

    אני אוהב את מוחמד

  10. صلوات ها 4


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام. قرآن کریم، در آیاتی همچون آیه های 21 و 22 سورۀ غافر و 31 سورۀ یس، مردم را دعوت به توجه به عاقبت ظالمین و کافرین می فرماید، تا عبرت گرفته و ایمان بیاورند.

    چند سؤال در مورد این آیات:

    اول: چرا به جای استدلال، مخاطب را می ترساند؟

    دوم: بسیاری از این اقوام برای ما، جز از طریق قرآن و روایت، شناخته شده نیستند، پس چگونه به سرنوشت آنها بنگریم و به قرآن ایمان پیدا کنیم؟ اگر هم قرآن را مبنا قرار بدهیم که دور در استدلال است: قرآن اثبات داستان این اقوام است و داستان این اقوام، مؤید حقانیت قرآن.

    سوم: سیل و زلزله و امثالهم در نگاه سادۀ بشر، حوادث طبیعی هستند. چرا آنها را از سوی خدا بدانیم و عبرت بگیریم؟
    باسلام
    درموردقسمت اول واضح است
    اولا قران خالی ازاستدلال نیست بلکه سرشارازان است پس درکنار استدلال ترساندن یاانذارهمراهش شده
    کسان زیادی هستند که به حقیقت قران یابه عبارتی استدلال قران ایمان ندارند اما توان رد انراهم ندارند بنابراین انذارات این هشدارممکن بودن رابرای انان ایجاد میکندرکه بهتراست خوب زندگی کنم شاید قران حقیقت باشد دران صورت نباید زیانی دید(اگراشتباه نکنم پاسکال هم چنین نظری داشت)
    درمورد قسمت دوم جنابعالی فکرمیکنید تنها این حکایات قران حقانیت قران رااثبات میکند
    درمورد قسمت سوم
    انچه درقران درمورد عذاب گفته شده طبیعی نیست که ازحوادث طبیعت بدانیم
    برای مثال سرد شدن اتش برابراهیم ع
    سخن گفتن نوزاد که اینها طبق منابع موثق تاریخی سندیت دارد ومیتوانید به اهلش رجوع کنید
    یاحق

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    با سلام

    با سلام و درود

    بابت تاخیر عذرخواهی می کنم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    لطفاً چهارچوب استدلال را روشن بفرمایید تا بهتر بحث کنیم. بفرمایید که بیانات قرآن، با این دو استدلال، از چه فرضی و از چه طریقی به چه حکمی می رسد.

    بفرمایید کجای عرضم (استدلال) ابهام دارد، در خدمتتان هستم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    بله نقل تاریخی بوده! ولی بدون شک مشرکین باور نمی کردند که فرشتگان به خانۀ حضرت لوط رفته اند و از دل کوه، ناقه ای بیرون آمده است و سیل عظیمی آمده است و... اینها چنانکه مشرکین دیروز و ملحدین امروز بدان اشاره دارند، اساطیر الاوّلین است. حال آیا می توان با تکیه به چیزی که از دید مخاطب، افسانه است، برایش استدلال اقامه کنیم؟

    مشرکین قریش بدون هیچ اعتقادی نبوده اند. آن ها برای حضرت ابراهیم و خانه کعبه و ... احترام قائل بودند. از طرفی وقتی از آنان پرسیده شود خالق آسمان و زمین و ... کیست می گویند «الله». به این مطلب در چندین جای قرآن تصریح شده است.

    پس مشرکین قریش، این گونه نبوده اند که هیچ اعتقادی نداشته باشند، بلکه آن ها در اعتقادشان آلوده شده بودند، لذا از بین کافران، آنان جزو کافران مشرک هستند.

    بنابر این، مشرکان از کتب آسمانی و اخبار اقوام گذشته آگاه بوده و در افواه عرب جاهلی، این مطالب وجود داشته است. از اینرو اجمالا مسائلی را قبول داشته اند. البته نمی خواهم بیش از این در این زمینه وارد شوم و فکر می کنم تاپیک دیگری برای این موضوع ایجاد فرموده اید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    توضیح دهید، که روی چه منطقی باید نابودی ناگهانی مردم یک شهر را، ناشی از عذاب خدا دانست؟

    مشرکان اصل وجود عذاب را قبول داشته اند.

    عذاب بودن این موضوعات را نیز چون پیامبر فرموده قبول می کنیم لذا اگر امروه چنین موردی اتفاق بیفتد نمی توان در مورد عذاب بودن آن قضاوت قطعی داشت زیرا پیامبری نیست که بگوید.

    آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  14. صلوات ها 5


  15. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19280



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    توضیح دهید، که روی چه منطقی باید نابودی ناگهانی مردم یک شهر را، ناشی از عذاب خدا دانست؟
    سلام به مهمه

    قرار نیست که همهء افراد ، تمام قرآن رو (از طریق هر منبعی) قبول داشته باشن
    اصلاً هدف همینه که با پذیرش بخش های قابل توضیح ، افراد به سایر بخش ها هم ایمان بیارن

    بخش های مختلف ایمان شامل قسمت هایی مثل ایمان به غیب ، ایمان به ملائکه ، ایمان به انبیاء پیشین و ایمان به قیامت و.....
    همه از بخش هایی هستن که معمولاً به تنهایی قابل اثبات عقلی نیستن و بدون شک اثبات اونها ، فقط از طریق اثبات سایر بخش ها امکان پذیره


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 7 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    با عرض سلام و تسلیت ایام فاطمیه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    بفرمایید کجای عرضم (استدلال) ابهام دارد، در خدمتتان هستم.


    الف)گرامی، فعلاً بحث از ابهام نیست. می خواهیم ببینیم که برای تبیین استدلال اینگونه آیات از چه فرضی، بدون مصادره به مطلوب، شروع می فرمایید، و از چه طریقی به چه حکمی می رسید. این استدلال به تاریخ، آیا فرضیاتی که مورد قبول خصم باشد دارد؟ آیا راه دقیقی برای رسیدن به حکم دارد؟ و در نهایت چه چیزی در این استدلال ثابت می شود؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    مشرکین قریش بدون هیچ اعتقادی نبوده اند. آن ها برای حضرت ابراهیم و خانه کعبه و ... احترام قائل بودند. از طرفی وقتی از آنان پرسیده شود خالق آسمان و زمین و ... کیست می گویند «الله». به این مطلب در چندین جای قرآن تصریح شده است.

    پس مشرکین قریش، این گونه نبوده اند که هیچ اعتقادی نداشته باشند، بلکه آن ها در اعتقادشان آلوده شده بودند، لذا از بین کافران، آنان جزو کافران مشرک هستند.

    بنابر این، مشرکان از کتب آسمانی و اخبار اقوام گذشته آگاه بوده و در افواه عرب جاهلی، این مطالب وجود داشته است. از اینرو اجمالا مسائلی را قبول داشته اند. البته نمی خواهم بیش از این در این زمینه وارد شوم و فکر می کنم تاپیک دیگری برای این موضوع ایجاد فرموده اید.



    ب)گرامی، متأسفانه به حکمی که در صورت سؤال انتظار اثباتش از سوی شما می رود، توجه ندارید. اینکه مشرکین قریش، بی اعتقاد نبودند، و اینکه چیزهایی از آموزه های انبیاء را در میانِ مناسک جاهلانۀ خویش باقی گذاشته بودند، که حرفی در آن نیست. ولی آیا صورت سؤال ما این چیزهاست؟

    قدر مسلّم و نصّ صریح قرآن نشان می دهد که مشرکین، هم وحی[و در نتیجه نبوّت] را انکار می کردند و هم داستانهای عبرت آمیز قرآن را اساطیر الاوّلین می دانستند، پس مسلّم است که به آنچه از کتب پیشین به گوش آنها می رسید، به چشم حقیقت نگاه نمی کردند.

    حال این مسئله اهمیت پیدا می کند که آیا منطقی است که چیزی که خصم قبول ندارد را مبنای استدلال علیه او قرار بدهیم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    مشرکان اصل وجود عذاب را قبول داشته اند.

    عذاب بودن این موضوعات را نیز چون پیامبر فرموده قبول می کنیم لذا اگر امروه چنین موردی اتفاق بیفتد نمی توان در مورد عذاب بودن آن قضاوت قطعی داشت زیرا پیامبری نیست که بگوید.



    ج)اینکه مشرکین عذاب را یک امر محتمل از سوی خدا بدانند بله، ولی مگر پیامبری حضرت خاتم برایشان اثبات شده بود که بتوانند عذاب بودنِ این نابودیها را باور کنند؟ آنها باز هم هیچ راه منطقی برای اثبات این مسئله نداشتند، و اینگونه آیات برای کسی مفید است که پیامبری پیامبر را پذیرفته باشد.


    با تشکر













    אני אוהב את מוחמד

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    الف)گرامی، فعلاً بحث از ابهام نیست. می خواهیم ببینیم که برای تبیین استدلال اینگونه آیات از چه فرضی، بدون مصادره به مطلوب، شروع می فرمایید، و از چه طریقی به چه حکمی می رسید. این استدلال به تاریخ، آیا فرضیاتی که مورد قبول خصم باشد دارد؟ آیا راه دقیقی برای رسیدن به حکم دارد؟ و در نهایت چه چیزی در این استدلال ثابت می شود؟

    با سلام و درود

    این گونه نبوده به هیچ تاریخی معتقد نباشند. وقایع تاریخی و دینی مانند نابودی اقوام گذشته که در تورات و ... آمده، در آن زمان نیز در افواه عرب جاهلی بوده است. بر همین اساس برای آن ها به وقایع تاریخی استدلال می شود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    ب)گرامی، متأسفانه به حکمی که در صورت سؤال انتظار اثباتش از سوی شما می رود، توجه ندارید. اینکه مشرکین قریش، بی اعتقاد نبودند، و اینکه چیزهایی از آموزه های انبیاء را در میانِ مناسک جاهلانۀ خویش باقی گذاشته بودند، که حرفی در آن نیست. ولی آیا صورت سؤال ما این چیزهاست؟

    قدر مسلّم و نصّ صریح قرآن نشان می دهد که مشرکین، هم وحی[و در نتیجه نبوّت] را انکار می کردند و هم داستانهای عبرت آمیز قرآن را اساطیر الاوّلین می دانستند، پس مسلّم است که به آنچه از کتب پیشین به گوش آنها می رسید، به چشم حقیقت نگاه نمی کردند.

    حال این مسئله اهمیت پیدا می کند که آیا منطقی است که چیزی که خصم قبول ندارد را مبنای استدلال علیه او قرار بدهیم؟

    شما ابتدا می فرمایید حرفی نیست، ولی باز در ادامه می فرمایید منطقی نیست!

    اگر حرفی نیست و مشرکان فی الجمله اعتقادی در این زمینه داشته اند، خوب بر اساس همین باور با آن ها استدلال می شود.

    از طرفی، انکار از طرف مشرکان و افسانه دانستن قرآن، به معنای آن نیست که واقعا قرآن برای آن ها در این حد بوده و نتوانسته حقانیت خود را بر آن ها اثبات کند. این گفته مشرکان نوعی مقابله و مبارزه با قرآن است، نه این که در واقع هم همین گونه بوده است.

    به بیان دیگر، این گونه نبوده که قرآن نتوانسته باشد حجیت خود را ثابت کند بلکه مشرکان این حقیقت را فهمیده و حجت بر آنان تمام بوده است، با این حال و با عناد و لجاجتی که داشته اند زیر بار قرآن (حقیقت) نمی رفتند و راه انکار را انتخاب می کردند.

    لذا گفته مشرکان (اساطیر دانستن قرآن) نه به معنای این است که حقیقت را نمی دانند و حجت بر آنان تمام نشده است، تا بگوییم آنان که اصلا قرآن و نبوت را افاسانه و اساطیر می دانستند پس چگونه می توان از این طریق با آنان استدلال نمود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    ج)اینکه مشرکین عذاب را یک امر محتمل از سوی خدا بدانند بله، ولی مگر پیامبری حضرت خاتم برایشان اثبات شده بود که بتوانند عذاب بودنِ این نابودیها را باور کنند؟ آنها باز هم هیچ راه منطقی برای اثبات این مسئله نداشتند، و اینگونه آیات برای کسی مفید است که پیامبری پیامبر را پذیرفته باشد.

    عذاب دانستن نابودی عاد و ثمود که فقط در قرآن توسط پیامبر بیان نشده است بلکه در کتب آسمانی گذشته نیز نقل شده و به گوش آنان رسیده بوده است.

    از طرفی قبول نداشتن نبوت پیامبر، نه از روی تمام نبودن حجت بوده بلکه از روی زیر بار حق نرفتن بوده است. به بیان دیگر، نبوت پیامبر بر بسیاری از آنان اثبات شده ولی به دلیل نرفتن زیر بار حق، آن را انکار می کنند.

    آیا انذار برای دعوت به حقیقت، منطقی است؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود