جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یادمان شهید محمدرضا قائمی و مادر بزرگوارشان

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    327
    حضور
    7 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    865

    یادمان شهید محمدرضا قائمی و مادر بزرگوارشان




    مادرم میگفت که اوایل ناپدیدشدنش دائم می گفت محمدرضامون برمیگرده. بعدها از بس که گریه کرد و غصه خورد دیگه نمیتونست درست راه بره.
    میگفت جلوی خونشون تو کوچه یه فرش براش پهن می کردن و روزها اونجا مینشست و منتظر بود تا محمد رضا بیاد.
    با همون لهجه ی خودش می گفت: نمیدونم چرا محمدرضامون نیومد.
    در این غم ندیدن پسر مرد و 13 سال بعد وقتی پسرش برگشت کنار مادر آرام گرفت.
    البته پسر با گوشت و پوست و استخون رفت ولی فقط چندکیلو استخون برگشت.

    به هرکی این آرامگاه و نوشتش رو نشون دادم گریه کرده،
    انشا... که قدردان زحمات و خون دادنهاشون باشیم.

    در انتظار پسر عمر خود بسر بردم ...

    یادمان شهید محمدرضا قائمی و مادر بزرگوارشان
    ویرایش توسط koosha : ۱۳۹۳/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۶:۲۱

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    327
    حضور
    7 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    865



    خداوند همه ی این عزیزان رو بیامرزه.
    انشا... از اینی که امروز هستیم راضی باشند هر چند که با نگاه به خودم میبینم بعیده!
    ویرایش توسط koosha : ۱۳۹۳/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۶:۱۹

  5. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود